درس هایی از اعمال تحریم بر آفریقای جنوبی

“روش ساده من این است که تحریم ها جای محدودی در دیپلماسی بین المللی و یا اعمال فشار دارند.” این گفته رئیس جمهور اسبق آفریقای جنوبی فردریک دی کلرک است. کسی که در پایان راه رژیم آپارتاید و در هنگام از بین بردن سلاح های هسته ای آفریقای جنوبی در مسند قدرت بود. در پاسخ به اینکه آیا تحریم وسیله مناسبی برای سیاستگذاری است، وی پاسخ می دهد: “در مورد آفریقای جنوبی، آنها ما را گوش به زنگ نگه داشتند. تحریمِ ها رشد اقتصادی را کند کردند، اما به جمعیت سیاه پوست بسیار بیشتر از سفید پوستان ضربه زدند. آنها نتوانستند به کسانی که قرار بود کمک کنند یاری برسانند و برعکس حتی به آنان بیشتر ضربه زدند تا به آنهایی که قرار بود هدف تحریمها باشند.”

صحبتهای دی کلرک که ماه گذشته در مؤسسه کارنگی مطرح شد برای ارزیابی سودمند بودن تحریمها بسیار مفید است. مدافعان تحریم علیه ایران مرتباً از آفریقای جنوبی به عنوان یک مورد موفق که در آن تحریمها منجر به گذر به دموکراسی و تسلیم سلاح های هسته ای شده اند یاد می کنند. اما باید توجه داشت که از 35 کشور استبدادی که موفق به گذر به دموکراسی شده اند آفریقای جنوبی تنها کشوری است که زیر فشار تحریم گسترده اقتصادی بوده است.

طبق گفته های دی کلرک “تحریم ها در آن زمان اصلاحات را به تعویق انداخته اند.” دی کلرک می افزاید: “در مورد ما بزرگترین عامل تغییر، که در بسیاری از جنبه ها به آپارتاید ضربه زد، توسعه و رشد اقتصادی بود. توسعه و رشد اقتصادی باعث ایجاد انگیزه برای تحصیل در بین سیاه پوستان شد. به خاطر توسعه و رشد اقتصادی دانشگاه های بسیاری برای سیاه پوستان تـاسیس شد. در دهه 90 میلادی تعداد دانشجوهای سیاه از سفید بیشتر بود. اما تحریم ها اقتصاد ما را دگرگون کرد.”

بر اساس گفته های متس لاندال، اقتصاددان، بسیاری از تحریمهای تحمیلی بر آفریقای جنوبی بخش صنعت را فلج کرد و در واقع حاکمیت اقلیت نیروی ماهر سفید پوست را تداوم بخشید. لاندال می گوید که اگر بازار صنعت مهلت شکوفایی می یافت گسترش بازار کار آن به طور طبیعی به حکومت آپارتاید پایان می داد.

برای ایران، بسیاری از تحلیلگران روند مشابهی را مشاهده می کنند. فرید زکریا ارزیابی کرده است که “تحریمها جامعه مدنی را تضعیف و حکومت را تقویت کرده است و براثر تحریمها بخش های بیشتری از اقتصاد ایران تحت کنترل سپاه پاسداران درآمده است.” اکبر گنجی، روزنامه نگار منتقد حکومت، نیز در نکوهش تحریم ها می گوید که با تحمیل تحریمها نرخ بیکاری به میلیونها خواهد رسید. فقر در تمام کشور گسترش خواهد یافت و طبقه متوسط به طبقه پایین خواهد پیوست. او می افزاید که اگر هدف از تحریمها ایجاد موقعیتی است که به انقلاب و گذر به دموکراسی منجر شود، در عوض بحران اقتصادی روند گذر به دموکراسی را با تحت فشار قرار دادن طبقه متوسط که بازیگر اصلی گذر به دموکراسی است تحت شعاع قرار می دهد و باعث شکست این روند می شود.

در مورد آفریقای جنوبی تحت آپارتاید، تحریمها برای رژیم انگیزه ساخت بمب هسته ای ایجاد کرده بود به جای اینکه باعث نابودی سلاح هسته ای شود. طبق گفته دی کلرک، “تحریمها ملت را مجبور به درونگرایی کرد. به ناگهان دنیا پشت آنها را خالی کرد و آنها گفتند آمریکا کیست که به ما بگوید چه کنیم. آنها مشکلات ما را نمی فهمند.”

ارزیابی اطلاعاتی آمریکا نشان می دهد که رهبران آفریقای جنوبی از اکتبر 1974 تصمیم به ساخت سلاح هسته ای گرفتند تا با انزوای بین المللی و تهدید نظامی مقابله کنند و نیز به اعتبار منطقه ای خود بیافزایند. نگرانی های امنیتی آفریقای جنوبی با حضور نیروهای کوبایی تحت حمایت شوروی در آنگولا و نیز تحریمهای نظامی سازمان ملل که به تضعیف نظامی این کشور منجر شده بود افزایش یافته بود. بی اعتمادی فزاینده آپارتاید به همسایگانش، عدم اطمینان به انگیزه های غرب، و انزوای بین المللی آن را می توان مهمترین انگیزه های رژیم برای دستیابی به سلاح هسته ای بوده است.

دی کلرک می گوید: “تحریمها به ما کمک کردند 6.5 بمب اتم بسازیم. آن همه پول و سرمایه ای که به پای برنامه هسته ای ریخته شد می توانست در توسعه بیشتر کشور به کار گرفته شود.” او پیامی نیز در ارتباط با ایران دارد؛ کشوری که سالها تحریم در موردش نتوانسته است نتیجه مطلوب بدهد: “اگر تحریم ها نتوانند کشوری را خفه کنند، کشورها راه هایی را برای دور زدن تحریم ها پیدا خواهند کرد. من باور دارم که اگر تحریم ها در دو-سه سال اول به هدفی که برای آن وضع شده اند نرسند باید مورد بررسی مجدد قرار گیرند و باید اعتراف شود که تحریم ها در ایجاد تغییر شکست خورده اند.”

استقبال نایاک از تلاش برای مقابله با «پرده الکترونیکی» در ایران

سه شنبه 20 مارس 2012
نوشته : نایاک
برای انتشار فوری
202.386.6325

شورای ملی ایرانیان آمریکا (نایاک) ازتصمیم دولت اوباما مبنی بر لغو تحریم ابزارهای ارتباط شخصی استقبال می کند. باراک اوباما در پیام نوروزی اش خطاب به مردم ایران گفت که لغو این تحریم ها در جهت حمایت از جریان آزاد اطلاعات برای مردم ایران است. نایک پیش از این هم تصمیم امروز را قویا توصیه کرده بود و با نماینده های کنگره و مقامات دولتی همکاری گسترده ای داشت تا اطمینان حاصل کند که تحریم های آمریکا، حق اولیه مردم ایران را مبنی بر دسترسی به اطلاعات و ابزارهای ارتباطی، زیر پا نمی گذارد.

جمال عبدی، مدیر سیاست گذاری نایک می گوید: «خبر امروز، قدم مهم دیگری ست برای اینکه مطمئن شویم تحریم های آمریکا، سهوا باعث کمک به دولت ایران نمی شود که بتواند بین مردم ایران و بقیه دنیا، پرده ای الکترونیکی بکشد.»

بر اساس خبر امروز، صدور نرم افزارها و خدمات زیر به ایران مجاز است و نیاز به مجوز ندارد :

· ارتباطات شخصی (مثل مسنجر یاهو، گوگل تاک، ماکروسافت لایو، اسکایپ (خدمات مجانی))

· ذخیره داده های شخصی (مثل دراپ باکس)

· مرورگرهای اینترنت (مثل کروم گوگل، فایرفاکس، اینترنت اکسپلورر)

· مشتقات مرورگرها (مثل فلش، شاک ویو، جاوا)

· خواندن متون (مثل آکروبات ریدر)

· نرم افزارهای مجانی موبایل برای ارتباطات شخصی

· خواندن و نگهداری خوراک آر.اس.اس. (مثل گوگل فید برنر)

وزارت دارایی (خزانه داری) آمریکا همچنین اعلام کرد که در مورد انواع دیگر ابزارها از جمله میزبانی وب، تبلیغات آنلاین، و ابزارهای فروشی برای ارتباط اینترنتی، یک «قانون صدور مجوز مطلوب» وضع کرده است. بر اساس این قانون، هنوز این خود شرکت ها هستند که باید برای اینکه محصولات شان در ایران استفاده شود، درخواست مجوز کنند. شورای ملی ایرانیان آمریکا قویا از شرکت هایی مثل گوگل، گو-دَدی، و اسکایپ، که خدمات تلفنی امن تری ارائه می کند، می خواهد که از این قانون جدید استفاده کنند تا مردم ایران بتوانند از خدمات این شرکت ها استفاده کنند.

جمال عبدی می گوید «امیدواریم شرکت ها از این قانون جدید استفاده کنند، اما کار دولت آمریکا هنوز تمام نشده است.» او می افزاید «هنوز تلاش های بیشتری لازم است که خدماتی مثل اینترنت ماهواره ای و سخت افزارهای لازم برای استفاده از چنین خدماتی، تحت تحریم نباشند.»

پنج نکته برای اوباما در مذاکرات هسته ای با ایران

تریتا پارسی در مصاحبه با مجله تایم

اوباما یک بار دیگر بخت خود را می آزماید. او نمی خواهد به جنگ علیه ایران کشیده شود و ظاهراً با اطمینان دادن به اسرائیل که اگر تهران به سلاح هسته ای دست یابد آمریکا دست به اقدامی جدی خواهد زد تا به حال موفق شدهکه اسرائیل را نیز از حمله به ایران باز دارد. و این بدین معنی است که او باید در مذاکرات آتی موفقیت آمیز عمل کند. تریتا پارسی در کتاب جدیدش “بخت آزمایی فقط یک بار” بر اساس مصاحبه با تعدادی از تصمیم گیرندگان ارشد آمریکایی، اسرائیلی و ایرانی نشان می دهد که گرچه اوباما تصور می کند که تلاش جدی برای دیپلماسی صورت گرفته است تلاشهای دیپلماتیک دولت وی به دلیل محدودیت های سیاست داخلی و نیز محدودیت های زمانی تحمیل شده بر مذاکرات و تحولات داخلی ایران دچار اشکالات بسیار بوده است. از تریتا پارسی رئیس شورای ایرانی آمریکایی پرسیدم که اگر قرار باشد ۵ نکته را به کاخ سفید برای افزایش احتمال موفقیت در گفتگو با ایران متذکر شود آنها چه خواهند بود. در زیر پاسخ وی را می خوانیم: 
درس نخست: اجازه ندهید سیاست داخلی استراتژی شما را تعریف کند 

مناقشه آمریکا و جمهوری اسلامی ایران بیش از سه دهه عمر دارد و در این مدت در وهله های مختلف با رویدادهای سیاسی داخلی تقویت شده است. امروز، پیش از مذاکره با ایران دولت اوباما باید با مراکز مختلف قدرت در واشنگتن مذاکره کرده و درباره معامله با ایران چانه زنی کند. همین مسئله باعث می شود که استراتژی او به سمت چشم انداز سیاسی موجود متمایل شود و این موفقیت دیپلماتیک به ارمغان نخواهد آورد. طرف ایرانی نیز مشکلی مشابه دارد. 

همان طور که در کتابم اشاره کردم یکی از اشتباهات کلیدی اوباما این بود که در ایجاد فضای سیاسی برای تعامل با ایران شکست خورد. او از سرمایه سیاسی خود که در انتخابات بدست آورده بود برای حل مسئله ایران استفاده نکرد چرا که نمی خواست مسئله ایران تبدیل به بحث سیاست داخلی آمریکا همانگونه الان در کمپینهای انتخاباتی شده است بشود. اما این بدان معنا بود که تلاش او برای مذاکره توسط همین نگرانی ها محدود می شد: دستور کار محدود بود به اینکه ایران تقاضای غرب و سازمان ملل را درباره برنامه هسته ایش بپذیرد و نیز اینکه چهارچوب زمانی برای مذاکرات عمداً بسیار محدود تعریف شده بود تا از گزند اتهام های محافظه کاران تندرو مبنی بر اینکه ایران وقت کشی می کند جلوگیری شود. عنوان کتاب من “بخت آزمایی فقط یک بار” هم اصطلاحی بود که یکی از مقامات دو لت اوباما درباره تلاشهای دیپلماتیک کاخ سفید استفاده کرده بود. 

بسیار نامحتمل است که یک بار بخت آزمایی با ایران موثرتر از آنچه در ۲۰۰۹ دیدیم عمل کند. بهترین نتیجه نیازمند زمان و نیز تمایل دو طرف به امتیازدهی است. برای اینکه به این دست پیدا کنیم اوباما باید فضای سیاسی لازم را در آمریکا برای حفظ این روند ایجاد کند. مشکلی مشابه در طرف ایرانی نیز وجود دارد: در جایی که تعامل با غرب همواره دستاویز سیاستهای جناحی شده است. همه اینها نشان می دهد که یک روند پایدار لازم است نه یک بار بخت آزمایی و ما تا زمانی که بگذاریم فضای مسموم سیاست داخلی این روند را هدایت کند به جایی نخواهیم رسید. 

درس دوم: دستور کار را فرای مسئله هسته ای ببریم 

دشمنی چند دهه ای با ایران به خودی خود مشکل هست: محدود کردن تعامل دیپلماتیک با ایران را به تک متغیر مسئله هسته ای- که ظاهراً رام نشدنی ترین مسئله بین طرفین است چشم انداز موفقیت را افزایش نمی دهد. در سال ۲۰۰۹ ، دولت اوباما موفق شد اقدامات مؤثری در راستای اعتمادسازی انجام دهد که در واقع پیش شرط هر مذاکره ای است؛ تا زمانی که آنها آماده شدند که هر چه ما می خواهیم انجام دهند و آن گاه ما از انجام مذاکره خودداری کردیم حتی در مورد افغانستان که جرج بوش توانسته بود تا حد موثری در آن حوزه همکاری کند یا حقوق بشر. 

راهی برای فرار از مسئله هسته ای وجود ندارد اما این مسئله نباید بحث بر سر دیگر مسائل را که دو طرف می تواند در آنها به توافق برسند تحت الشعاع قرار دهد. مزیت دستور کار گسترده تر این است که زمینه همکاری فراهم می شود و این می تواند اعتمادی در طرفین ایجاد کند که به کمک آن بتوانند موانع را پشت سر بگذارند و بمبست هسته ای را بشکنند. 

درس سوم: از واسطه برای مذاکرات استفاده شود 

روندی کنونی که دولت آمریکا برای مذاکره بین ایران و گروه۵+۱ پیش گرفته است خطا است چرا که هیچ اعتمادی بین مذاکره کنندگان وجود ندارد. دولت اوباما بسیار تلاش کرده است که ۵+۱ جبهه ای واحد در برابر ایران باشد و با تحریم های سازمان ملل حمایت شود. دلیل این استراتژی این بود که نگذارد ایران با اعضای ۵+۱ بازی کند. اما با نزدیک کردن موضع همه آن کشورها به موضع آمریکا اگرچه که هنوز هم اختلافهای جدی بر سر مسئله هسته ای ایران دارند- توانایی آنها را برای دستیابی به ایران بسیار کاهش یافته است. بنابراین مذاکرات در فضایی خالی از اعتماد روی می دهد. چشم انداز پیشرفت این گفتگو با حضور کشورهایی که روابط گرم با طرفین دارند مانند ترکیه و برزیل افزایش می یابد. آنها قرار نیست که جایگزین۵+۱ شوند بلکه آنها تزریق کننده اعتمادی هستند که بین طرفین وجود ندارد. اینها کشورهایی هستند که برخلاف آمریکا و دیگر چندین کشورهای غربی مسائل داخلیشان محدودیتی بر توانایی آنها در مذاکره با ایران تحمیل نمی کند. این مسئله را تجربه برزیل و ترکیه در ۲۰۱۰ برای اوباما ثابت کرد. در سال ۲۰۱۰ برزیل و ترکیه موفق شدند که ایران را راضی به تعویض سوخت کنند، توافقی که توسط آمریکا ناکافی خوانده شد و رد شد در حالیکه ترکیه و برزیل تاکید داشتند که همه مفاد قرارداد در نامه اوباما ذکر شده بود.

درس چهارم: درباره غنی سازی اورانیوم واقع بین شویم 

به دلیل اصرارهای بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل درباره خط قرمزهای آمریکا، اوباما موضع خود را به وضوح درباره غنی سازی اورانیوم بیان کرد. برای دولت بوش خط قرمز “توانایی ایران برای غنی سازی ” بود اما ایران این خط قرمز را شش سال پیش پشت سر گذاشت و هنگامی که آنها به این توانایی دست یافتند راهی برای بازگشت نیست. اما هنوز اسرائیل، فرانسه و بسیاری دیگر اصرار دارند که ایران نباید اجازه غنی سازی اورانیوم در خاک خود را داشته باشد حتی در حالت صلح آمیز چرا که تکنولوژی به ایران توانایی ساخت بمب را می دهد. اوباما نیز درباره این موضوع تا حدی مبهم بود: گاهی از سیاست غنی سازی صفر حمایت می کرد و گاهی قبول می کرد که زمانی که ایران همه قدم های لازم را در جهت اعتمادسازی مبنی بر صلح آمیز بودن برنامه هسته ایش برداشت می تواند از همه حقوق یک امضا کننده قرارداد منع گسترش سلاح های هسته ای بهره مند شود که شامل غنی سازی اورانیوم نیز می شود. 

نتانیاهو از اوباما خواست که خط قرمز خود را مشخص کند و او نیز چنین کرد: تسلیحاتی شدن برنامه هسته ای ایران. سیاست غنی سازی صفر خواسته ای است که شروع مذاکرات با آن ممکن نیست. حال اوباما باید اسرائیلی ها، فرانسوی ها و بسیاری را در آمریکا راضی کند که برای پیشرفت مذاکره با ایران باید مرز را تسلیحاتی شدن ایران گذاشت. مزیت پافشاری بر این هدف همانطور که دولت بوش آموخته بود این است راه حلی که ایجاد اعتماد برای ایران کند هرچه بیشتر بر ترک غنی سازی ایران تاکید شود دورتر خواهد شد در حالی که ایران به غنی سازی ادامه خواهد داد و حقایقی غیرقابل برگشت ایجاد خواهد کرد. 

درس پنجم: تحریم ها تنها در صورتی موفق خواهند بود که بتوانند برداشته شوند 

امتیاز آمریکا در بمبست هسته ای ایران نه تنها درتوانایی او در تحمیل تحریمها است بلکه در توانایی او در برداشتن آنها نیز می باشد. امتیازاتی که قدرتهای غربی از ایران می خواهند برای اعتمادسازی فوری ترین آنها تعلیق غنی سازی ۲۰ % و تحویل ذخیره اورانیومی که تا آن درجه غنی شده است تنها می تواند با ارائه آنچه ایران لازم دارد قابل انجام شود. و بسیار محتمل است که ایران درخواست برداشت تحریم ها را بکند؛ تحریم هایی که اقتصاد ایران را به شدت تحت تاثیر قرار داده است. برای مثال آن تحریم هایی که مانع فروش نفت ایران و مانع انجام معاملات بانکی بین المللی می شود. گزارش هایی مبنی بر این وجود دارد که قدرتهای غربی در ازای تعلیق غنی سازی به ایران وعده خواهند داد که تحریم دیگری علیه ایران تصویب نخواهد شد. اما چنین پیشنهادی تهران را تحت تاثیر قرار نخواهد داد چرا که در حال حاضر آمریکا قادر به راضی کردن چین و روسیه برای تحریم بیشتر ایران در سازمان ملل نخواهد بود و تحریمهای فعلی نیز تاثیر بسزایی بر اقتصاد ایران نداشته اند. تحریمهایی که به ایران فشار آورده اند بیشتر تحریمهای یک جانبه آمریکا و اتحادیه اروپا هستند. و اگر این تحریم ها قابل برداشتن نباشند، به ویژه در سال انتخابات، آمریکا باید خواسته هایش را از ایران تعدیل کند. بسیار بعید است که تهران چیزی چنین حائز اهمیت را در ازای مسئله ای جزئی واگذار کند. 

بعلاوه افزایش تحریم ها، برای مثال حذف ایران از سیستم بانکی سوئیفت که برای معاملات بین المللی استفاده می شود درست در زمانی که دور تازه ای از مذاکرات قرار است انجام شود این تصور را در تهران تقویت می کند که آمریکا در پی تغییر رژیم در ایران است و هیچ امتیازی توسط ایران او را از این هدف باز نمی دارد. 

دول غربی که به مذاکره با ایران می روند خواهان این هستند که ایران شفافیت کامل از خود نشان دهد و به عضویت پروتکل های تکمیلی منع گسترش سلاحهای هسته ای درآید که اجازه می دهد بازرسی بیشتری از او صورت گیرد و اعتماد بین المللی درباره صلح آمیز بودن برنامه هسته ایش تقویت شود. اما ایران برای شروع چنین روندی نیازمند این است که غرب حق او را برای حفظ برنامه صلح آمیزش به رسمیت بشناسد که این شامل غنی سازی اورانیوم نیز می شود. و در ضمن اگر ایران حاضر به امتیاز دهی شود انتظار امتیازاتی از طرف مقابل را نیز خواهد داشت. 

حال باید دید اوباما توانایی برداشتن تحریمهای تصویب شده علیه ایران را دارد. بسیاری از این تحریم ها که سوئیفت آخرین نمونه آنهاست توسط کنگره که به طور مسلم تندروتراز دولت است تصویب شده اند. در نگاه تهران، واشنگتن در امتیازاتی که می تواند بدهد اهمیت دارد نه در تنبیهاتش. بالانس فشار و تعامل در دولت اوباما به سمت فشار بهم خورده است؛ به دیپلماسی تنها سه هفته فرصت داده شده است و به تحریم ها سه سال. تحریم ها از نظر سیاسی کم هزینه ترین گزینه هستند اما نه لزوماً مؤثرترین. برای اینکه از ایران امتیاز گرفته شود و به آنها القا شود که محدودیتهای برنامه هسته ایشان را قبول کنند باید نشان داد که تمایل و توانایی در لغو تحریم ها وجود دارد.

خطر تحریم‌های سنای آمریکا برای اشياء باستانی ایران

رادیو فردا 

«شورای ملی ايرانيان آمريکا» می نويسد تحريم های جديد عليه ايران اشياء باستانی متعلق به آن کشور در موزه ها و دانشگاه های آمريکا را نيز هدف گرفته و تحت تاثير آن مصادره و احتمال حراج اين آثار بی نظير درآمريکا ساده تر خواهد شد.

« شورای سراسری ايرانيان آمريکا» در مطلبی که روی وب سايت اين شورا منتشر شده است هشدار می دهد که تحت تاثير پيش‌نويس جديد قانون تحريم ها عليه ايران که اخيرا در يکی از کميته های تخصصی سنا به تصويب رسيده، احتمال مصادره آثار باستانی ايران در موزه ها و دانشگاه های آمريکا افزايش يافته است.

وکلای مدافع طرف های دعاوی حقوقی با حکومت ايران ممکن است برای پرداخت غرامت از دستگاه قضايی آمريکا بخواهند که اين اشياء را ضبط کرده و به حراج بگذارند.

به نوشته «شورای سراسری ایرانیان آمریکا» که مرکزش در واشینگتن است، از هم اکنون وکلای يک پرونده ادعای غرامت از حکومت ايران می کوشند که سنگ‌نوشته متعلق به ديوارهای تخت جمشید را که پیشینه‌ای دو هزار و ۵۰۰ ساله دارد و سندی است مربوط به دوران حکومت داريوش بزرگ مصادره کنند.

اگر لايحه مورد بحث در مجلس سنای آمريکا به قانون بدل شود بدون شک سنگ‌نوشته‌ها و گل‌نوشته‌های ديواره‌های تخت جمشید از دانشگاه ها و موزه های آمريکا مصادر شده و به حراج گذاشته خواهند شد.

درخواست الواح گلی ايران باستان به عنوان غرامت

اعضای خانواده تفنگداران آمريکايی که ۲۸سال پيش در يک عمليات بمب‌گذاری در بيروت کشته شدند، حدود سه سال پيش درخواست کردند یک لوح متعلق به دوران ايران باستان که در موزه‌ای در آمريکا به امانت گذاشته شده، به آنها واگذار شود.

به گزارش خبرگزاری رويترز، آنها اين لوح ارزشمند و تاريخی را در ازای غرامت دو ميليارد ۷۰۰ ميليون دلاری که دادگاه برای انها تعيين کرده، خواسته اند.

اين لوح، بخشی از ميراث فرهنگی ايران است که وظيفه حفاظت و نگاهداری از آن به عنوان گنجينه ای ملی، بر عهده دولت جمهوری اسلامی ايران است.

جمهوری اسلامی ايران هرگونه حمايت از گروه های تروريستی و دست داشتن در حادثه تروريستی دهه هشتاد در بيروت را رد کرده است.

ايران اعلام کرده است که احکام دادگاه های آمريکا را به رسميت نمی شناسد، اما با در اختيار گرفتن وکيل تلاش می کند تا مانع دستيابی شاکيان به اين لوح گلی شود.

صدها  لوح و قطعه باستانی از هشتاد سال پیش که توسط باستان شناسان در ايران کشف شدند، برای تحقيقات در اختيار بخش آسیايی دانشگاه شيکاگو قرار گرفته اند و هنوز به ايران بازگردانده نشده اند.

ترجمه نوشته های باقی مانده بر روی قطعات کشف شده، پنجره های جديدی را به روی زندگی روزانه مردم در دوران فرمانروايی هخامنشیان در تخت جمشيد باز کرد.

اين الواح که به صورت حکاکی بر روی گِل هستند در بردارنده اطلاعاتی از زندگی روزمره زنان و مردانی است که خود، آن‌ها را نوشته‌اند و مهر زده‌اند. اين زنان و مردان در شکل‌گيری و به اوج رسيدن بزرگ‌ترين امپراتوری جهان سهيم بوده‌اند. چوب حراج زدن به اين مدارک ارزشمند، خسارتی است جبران‌ناپذير، نه تنها برای ايرانيان، بلکه برای تمام آيندگان.

برخی از اين قطعات صدها هزار دلار ارزش دارند، هرچند ارزش واقعی بسياری از آنان هنوز تعيين نشده است. صدها قطعه از اين گنجينه پيش از اين به ايران بازگردانده شده بود.

« شورای سراسری ايرانيان آمريکا»  می گويد در شرايطی که مردم ايران در داخل آن کشور با سرکوب و اختناق شديد و از خارج با يک جنگ اقتصادی همه جانبه روبرو هستند ما بايد در برابر روش‌هايی که بدون هيچ تمايز و ملاحظه ای همه را هدف مجازات قرار داده و ميراث فرهنگی ايران را به حراج می برد، ايستادگی کنيم.

« شورای سراسری ايرانيان آمريکا» می نويسد حکومت ايران به بسياری از افراد بيگناه آسيب زده و مسلما قربانيان آن بايد به شکل عادلانه ای غرامت دريافت کنند. ولی حفاظت از حقوق قربانيان رفتار حکومت ايران بايد به شکلی انجام شود که ميراث فرهنگی ايرانيان را به خطر نياندازد.

« شورای سراسری ايرانيان آمريکا» سپس می افزايد که در پيشاپيش همه ايرانيان برای حفاظت از سنگ‌نوشته‌های تخت جمشید در تمام نهادها از جمله مراجع قضايی، مجالس قانونگذاری و حتی کاخ سفيد تلاش خواهد کرد.

شورای ملی ایرانیان آمریکا: مراقب تله جنگ با ایران باشید

رئیس شورای ملی ایرانیان آمریکا (NIAC)، تریتا پارسی، در بیانیه‌ای در واکنش به اتهام آمریکا به ایران، بر تعهد عمیق ایرانیان آمریکا به امنیت ایالات متحده تاکید کرده و نوشته است: هرچند درباره طرح ترور سفیر عربستان در آمریکا اطلاعات بیشتری لازم است، اما اگر اتهاماتی که مطرح شده درست باشد، شورای ملی ایرانیان آمریکا چنین حرکت تاسف‌برانگیزی را به‌شدت محکوم می‌کند.

در این بیانیه آمده است: اکثر فراگیری از ایرانی‌آمریکایی‌ها در پی تفاوت‌هایی که با حکومت ایران دارند و مشخصا در پی نقض حقوق بشر و سرکوب‌ها، ایالت متحده را خانه خود برگزیده‌اند.

به نوشته رئیس NIAC، ایرانیان آمریکا از عملیات تروریستی منزجرند و هیچ کس در ایالات متحده بیش از آنان از حکومت ایران لطمه ندیده است.

این بیانیه در عین حال گفته است: اگر این اقدام ایران به منظور بر آشفته کردن آمریکا بوده باشد، دولت اوباما باید مراقب باشد که در این تله نیفتد. جنگ با ایران به منافع ایالات متحده و مردم ایران آسیب می‌زند و ما باید برای پیش‌گیری از چنان پی‌آمد مصیبت‌باری تلاش کنیم.

استقبال نایاک از اختصاص گزارشگر ویژه حقوق بشر برای ایران

Swedish Ambassador Jonas Hofstromواشنگتن – شورای ملی ایرانیان آمریکا (نایاک) از رای امروز شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد مبنی بر اختصاص یک گزارشگر مستقل ویژه حقوق بشر برای ایران به شدت استقبال کرد. نایک تلاش های کشور سوئد، دولت اوباما، و دیگر کشورهای عضو شورای حقوق بشر را که از این طرح حمایت کردند تحسین کرد.

جمال عبدی، مدیر سیاست گذاری نایک می گوید «جامعه بین الملل سرانجام برای حمایت از حقوق انسانی مردم ایران اقدام کرد،» وی افزود «این اقدام پیام قاطعی به دولت ایران می فرستد که دنیا نقض حقوق انسانی در ایران را نادیده نمی گیرد.»

در ۱۵ مارس ۲۰۱۱، نایک کنفرانسی با موضوع گزارشگر ویژه حقوق بشر در ایران، در محل کنگره آمریکا و با شرکت سوزان نوسل، معاون وزارت امور خارجه آمریکا، یوناس هافستروم، سفیر سوئد در آمریکا، و کیت الیسون، نماینده دموکرات ایالت مینه سوتا برگزار کرد.

خانم نوسل در حضور مقاماتی از دولت آمریکا و سفارت خانه های کشورهای عضو شورای حقوق بشر گفت «این اقدام به منظور خودنمایی یا زورآزمایی نیست بلکه اقدامی عملی است و امیدوارم با گذشت زمان منجر به تغییراتی شود.» وی افزود گزارشگر ویژه حقوق بشر «مورد تایید جامعه جهانی است و حامل اطلاعات و پیام هایی است که تهران به سختی بتواند آنها را نادیده بگیرد.»

نایک از مدتها پیش و به طور مستمر خواستار اختصاص گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد برای ایران بود، و برای اطمینان از حمایت قاطع ایالات متحده از این اقدام و مقابله با کشورهایی که به طور معمول از اقدامات حقوق بشری حمایت نمی کردند، با دولت اوباما و کنگره آمریکا همکاری کرده بود.

جمال عبدی می گوید «آمریکا نقشی کلیدی در ایجاد توافقی فراگیر در سازمان ملل متحد برای انتخاب گزارشگر ویژه داشت.» وی افزود «این قدمی است که باید مدتها پیش برداشته می شد و می تواند برای جنبش حقوق بشر و مردم سالاری در ایران فضایی واقعی ایجاد کند.»

در ماه ژانویه سال جاری، ۲۴ سناتور آمریکایی در نامه ای، که مورد حمایت قوی نایک بود، از دولت اوباما خواستند که انتخاب گزارشگر ویژه ایران را در اولویت دستور کار شورای حقوق بشر قرار دهد و از تعامل چند جانبه دولت حول مسئله حقوق بشر، حمایت کردند.

استقبال نایاک از اقدامات حقوق بشري جديد


واشنگتن- شورای ملی ایرانیان آمریکا (نایاک) اقدام دولت باراک اوباما را مبنی بر تحریم مالی و منع صدور روادید آمریکا برای محمدرضا نقدی، فرمانده نیروی مقاومت بسیج و عباس جعفری دولت آبادی، دادستان تهران به علت دست داشتن در نقض حقوق انسانی مردم ایران، تحسین می کند.
جمال عبدی، مدیر سیاست گذاری نایک می گوید «جامعه بین المللی باید به نقض حقوق انسانی شهروندان ایرانی توسط دولت ایران توجه بیشتری نشان دهد»، به گفته او «به ازای تحریم های گسترده که تمامی شهروندان ایرانی را که برای کسب حقوق انسانی و مردم سالاری علیه سرکوب دولتی مبارزه می کنند، تنبیه می کند، باید تحریم ها هدفمند باشند و بر مقامات ایرانی که این حقوق را نقض می کنند تمرکز کنند».نایک همواره از اقدامات هدفمندی که از مردم ایران در مقابل نقض حقوق بشر دفاع میکند، حمایت کرده و در عین حال تحریم های گسترده ای را که باعث تنبیه شهروندان عادی ایرانی می شود، رد کرده است.نایک دولت ایران را به خاطر نقض مداوم حقوق بشر، از جمله واکنش به اعتراضات مردمی هفته گذشته (۲۵ بهمن ۸۹) که منجر به کشته شدن دست کم دو نفر و بازداشت بسیاری دیگر شد، به شدت محکوم می کند. نایک همچنان از دولت ایران می خواهد که به تعهدات بین المللی اش مبنی بر حمایت از حقوق بشر، عمل کند.

نایک همچنان کشورهای عضو شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد و از جمله ایالات متحده را تشویق می کند که در جلسه آینده این شورا در ماه مارس، یک گزارشگر مستقل سازمان ملل در زمینه حقوق بشر را برای نظارت بر ایران اختصاص دهند. اختصاص یک گزارشگر که موارد نقض حقوق بشر در ایران را بررسی کند و درباره آن گزارش دهد، می تواند شفافیت زیادی ایجاد کند و برای مدافعان حقوق بشر در ایران نیز امنیت زیادی ایجاد کند.

هفته گذشته، ۲۴ نماینده سنای آمریکا طی نامه ای به هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا، که مورد حمایت قوی نایک قرار گرفت، خواستار انتصاب یک گزارشگر حقوق بشر شدند.

جمال عبدی می گوید «اقدام امروز دولت اوباما، مولفه جدیدی است از آنچه باید اقدامی بین المللی برای هدف قرار دادن ناقضان حقوق بشر در ایران و اختصاص یک گزارشگر مخصوص حقوق بشر باشد»، وی می افزاید «در عین حال، جامعه بین المللی باید تلاش کند تا به واسطه تحریم های چندجانبه و دوجانبه، شهروندان عادی ایرانی که ما قصد حمایت از آنها را داریم تنبیه نشوند.»

شورای ملی ایرانیان آمریکا سال گذشته در حمایت از اولین لایحه ایجاد تحریم های هدفمند علیه ناقضان حقوق بشر در ایران، و لغو محدودیت های آمریکا بر ارتباطات اینترنتی و جامعه مدنی که به شهروندان عادی ایرانی صدمه می زند، نقش کلیدی ایفا کرده بود

 

ويدئو: گفتگوي نایاک با شيرين عبادي پيرامون حقوق بشر و جنگ

واشنگتن – دکتر شیرین عبادی شنبه گذشته در حضور جمعی از اعضای شورای ملی ایرانیان آمریکا ضمن تاکید بر تمرکز جامعه بین الملل بر مسئله حقوق بشر در ایران هشدار داد که جنگ و یا تهدید نظامی علیه ایران، برای جنبش حقوق بشر و مردم سالاری داخل کشور ویرانگر خواهد بود. پیش از این جلسه که در مک لین ویرجینیا به میزبانی نایک برگزار شد، دکتر تریتا پارسی دبیر کل نایک و دکتر هژیر رحمانداد عضو نایک و استادیار مهندسی صنایع دانشگاه صنعتی ویرجینیا، با خانم عبادی مصاحبه کردند.

پاسخگویی نکته به نکته در رد ادعاهای مطرح شده

اتهام: «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) با انتصاب دنیس راس در دولت اوباما مخالف کرد چرا که نایک نگران بود که تمام تلاش‌های بلند مدتش برای تشویق مقامات آمریکایی برای برداشتن تحریم‌ها علیه ایران، به هدر رود.

واقعیت: «شورای ملی ایرانیان آمریکا» نسبت به انتصاب دنیس راس به عنوان نمایندۀ ویژه در امور مناسبات آمریکا و ایران به علت جانبداری وی از سیاست‌های نزدیک به دولت بوش، تردید دشت. این همان روش‌های آشنا و جنگ‌طلبانه برای دیپلماسی با ایران است که گمراه کننده و بی‌بازده است. «نایاک» نمی‌خواهد که مقامات آمریکایی ‌به‌طور یک جانبانه تحریم‌های وسیع اقتصادی را علیه ایران بردارند. «نایاک» معتقد نیست بدون اینکه دولت ایران فعالیت‌های نکوهیده خود را متوقف کند، تحریم‌های وسیع اقتصادی علیه ایران برداشته شود. به علاوه، «نایاک» دلیل آورده است که تحریم‌های بیشتر برای دیپلماسی مناسب نیست و شکست اجتناب‌ناپذیر این تحریم‌ها، آمریکا را دوباره به مسیر جنگ با ایران برمی‌گرداند.

اتهام: «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) باید به عنوان سازمانی با «فعالیت برای عمال خارجی» ثبت می‌شده است چرا که مکاتبات ایمیلی بین آقای پارسی و آقای ظریف (سفیر سابق جمهوری اسلامی در سازمان ملل) نشان می‌دهد که آقای پارسی پیشنهاد می‌کند که این دیپلمات ایرانی با نمایندگان کنگره آمریکا ملاقات کند.

واقیعت: در اوت سال ۲۰۰۶، «نایاک» به طور خستگی‌ناپذیر تلاش کرد تا از جنگ میان آمریکا و ایران جلوگیری کند. «شورای ملی ایرانیان آمریکا» در نشست‌های خود با نمایندگان کنگره آمریکا گله کرد که دولت بوش به کسی گوش نمی‌دهد و برای جلوگیری از جنگ، قانون‌گزاران نیازمندند تا با ابتکار آغاز گفت‌وگو با ایران امور را در دست خود گیرند یا حتی به تهران بروند. هنگامی که «نایاک» بر حمایت از قانون‌گذارانی که بر کاخ سفید برای اعمال دیپلماسی فشار می‌آورند ادامه می‌داد، از تریتا پارسی و اعضای «نایاک» در مواردی درخواست شد که اگر بتوانند به قانون‌گزاران در دنبال کردن سیاست‌های خود (در مورد ایران) نیز کمک و راهنمایی کنند. پارسی پیشنهاد داد که نخستین گام برای اعمال دیپلماسی، می‌تواند انجام گفت‌وگو با سفیر ایران در سازمان ملل متحد در نیویورک باشد. به دلیل آنکه پارسی برای نگارش کتابش با سفیر ایران در فرصت‌های متعددی گفت‌وگو کرده بود، قانون‌گزاران آمریکا از وی درخواست کردند که آنها را به سفیر ایران معرفی کند. پارسی این امر را تعهد کرد و این معرفی را انجام داد. هرچند وی این کار را کرد اما هیچ دیداری را سازماندهی نکرد. پارسی در ایمیل خود به سفیر ایران تاکید بسیار کرد که این معرفی فقط به دلیل این امید «شورای ملی ایرانیان آمریکا» که از جنگ میان آمریکا و ایران جلوگیری شود انجام شده است. بار دیگر لازم به ذکر است که این ایمیل تنها به درخواست نمایندگان کنگره فرستاده شد و نه دولت ایران. «نایک» هیچگاه از جانب دولت ایران کار نکرده و نخواهد کرد .

اتهام: «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) نماینده‌ی دیدگاه‌های اکثریت جامعه‌ی ایرانی- آ مریکایی نیست.

واقعیت: این امر که موضع‌گیری‌های «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) بازتاب نقطه نظرات اکثریت جامعه‌ی ایرانی- آمریکایی است بار دیگر در هفته گذشته با نتایج نظرسنجی ملی که توسط این موسسه انجام شد، تصدیق گردید. اینترنشنال زاگبی

http://www.paaia.org/CMS/Data/Sites/1/PDFs/surveyofiasnov09.pdf

شورای ملی ایرانیان آمریکا دیدگاه اکثریت جامعه‌ی ایرانی- آمریکایی را نمایندگی می‌کند، کسانی که بر اساس بسیاری از نظرسنجی‌های انجام شده با جنگ و تحریم‌های گسترده مخالف هستند، و از حقوق بشر و دیپلماسی حمایت می‌کنند.

اتهام: «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) بیش از حدود قانونی تعیین شده (۲۰ درصد بودجه سازمانی خود را) برای سازمان‌های غیرانتفاعی صرف لابی کردن می‌کند.

واقعیت: «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) یک سازمان آموزشی تحت مقرارت ۵۰۱ سی۳ آمریکا با انتخابات «اچ» است. در نتیجه، «نایاک» اجازه دارد که تا ۲۰ درصد از بودجه‌ی خود را صرف لابی کردن کند. «نایاک» و کارکنانش پیرو کامل قوانین و آیین‌نامه‌ها هستند. با اینکه لازم نیست که «نایک» درباره‌ی موارد لابی شده گزارشی بدهد، این سازمان در این موارد بسیار شفافیت دارد- «شورای ملی ایرانیان آمریکا» با لایحه‌ای که در سال ۲۰۰۸ راه را برای جنگ میان ایران و آمریکا هموار می‌ساخت مخالفت کرده و کمک کرد تا این لایحه تصویب نشود. «نایاک» طرفدار لایحه‌ای است که از توافق‌نامه‌ی «حادثه‌ای در دریا» بین ایران و آمریکا حمایت می کند، «نایاک» با تحریم‌های اقتصادی بیشتر علیه ایران مخالف است به این علت که این تحریم‌ها قادر به حل کشمش‌های میان ایران و آمریکا نیست.

فعالیت‌های آموزشی و ترویج سیاست‌های عمومی مانند مخالفت با جنگ – به جای دفاع از لایحه‌های خاص – طبق قانون لابی‌گری نیست. اگر در جایی یک سازمان ۵۰۱ سی۳ از حدود مقرر لابی‌گری تجاوز کند، دولت این سازمان را جریمه می‌کند. اگر تخلفات ادامه پیدا کند، وضیعت مالیاتی این سازمان معلق می‌شود. به هر حال، «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) مطابق تمامی آیین‌نامه‌ها و قوانین عمل می‌کند.

اتهام: «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) فقط نقض حقوق بشر را بعد از ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ در ایران محکوم کرد.

واقیعت: بر اساس رای اعضا، «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) سال‌هاست که از منتقدان پرصدای نقض حقوق بشر از سوی دولت ایران به شمار می‌آمده است. با وجود پوشش رسانه‌ای گسترده و پیوسته‌ی «نایاک» و محکوم کردن سرکوب‌های خشونت‌آمیز اعتراضات مسالمت‌آمیز معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری از سوی دولت ایران که باعث جلب توجه رسانه‌ها در تابستان امسال شد، فعالیت ما در مورد حقوق بشر خیلی زودتر از این آغاز شده بود.

http://niacblog.wordpress.com/2009/06/

http://www.niacouncil.org/index.php?option=com_content&task=view&id=1219

وقتی «نایاک» تصمیم گرفت که به دنبال راه‌حل‌های صلح‌آمیز برای حل بحران ایران و آمریکا بگردد، همزمان نیز تصمیم گرفت که قانون‌گزاران و مردم آمریکا را در مورد نقض حقوق بشر در ایران آموزش دهد. «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) بیانه‌های متعددی برای محکوم کردن دولت ایران یا درخواست به منظور احترام گذاشتن به حقوق بشر منتشر کرده است. افزون بر این، «نایاک» دو گردهمایی عمده در ساختمان کنگره‌ی آمریکا برگزار کرده است که توجهات را به نقض حقوق بشر در ایران معطوف کند.

http://www.niacouncil.org/index.php?option=com_content&task=view&id=873&Ite (۱

http://www.niacouncil.org/index.php?option=com_content&task=view&id=1544
 (۲

سخنرانان این دو گردهمایی‌ را نمایندگان «دیده‌بان حقوق بشر»، «کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران»، «سازمان عفو بین‌الملل» و اعضای کنگره تشکیل می‌دادند.

اتهام: «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) رویکردی دورویانه دارد که در عین حالی که خود با کمک‌های مالی دولت بوش برای ترویج دموکراسی مخالفت می‌کرد، کمک مالی موسسه‌ی «اعانه‌ی ملی برای دموکراسی» را دریافت کرده است.

واقیعت: فعالان برجسته‌ی ایرانی هواخواه دموکراسی و حقوق بشر- مانند شیرین عبادی برنده‌ی جایزه‌ی صلح نوبل، اکبر گنجی، هاله اسفندیاری از موسسه‌ی «وودرو ویلسون»، و سازمان «دیده‌بان حقوق بشر»- به علت خطراتی که این کمک‌ها برای امنیت فعالان داخل ایران ایجاد می‌کند، به شدت مخالف هرگونه کمک مالی سیاسی دولت آمریکا به سازمان‌های داخل ایران هستند.

«شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) معتقد است که آمریکا به‌طور جدی باید نگرانی‌ها و آینده‌ی فعالان هواخواه دموکراسی و حقوق بشر را در داخل ایران در نظر بگیرند. «نایاک» اثرات منفی کمک مالی سیاسی دولت آمریکا را از نزدیک مشاهده کرده است. «‌نایک» برای چندین سال، با سازمان‌های غیردولتی ایران برای ساختن ظرفیت‌ غیرسیاسی آنها با استفاده از کمک مالی موسسه‌ی «اعانه‌ی ملی برای دموکراسی» کار کرده است و ما شاهد بودیم که چگونه فضای کاری این سازمان‌ها که در ایران فعالیت می‌کنند به شدت به علت این کمک مالی سیاسی دولت آمریکا بدتر شد. «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) معتقد است که هرگونه کمک دولت آمریکا به مردم ایران باید از طرف مردم ایران پشتیبانی شود و باید زندگی ایشان را به خطر نیاندازد.

نامه سرگشاده به گرشام برت درباره برنامه وی برای اخراج همه ایرانیان دارنده ویزا

آقای برت،

شورای ملی ایرانیان آمریکا و جامعه ایرانیان آمریکا از برنامه شما برای معرفی دوباره لایحه اخراج هزاران دانشجو و شاغل ایرانی که به طور قانونی و در جستجوی آموزش، آزادی و زندگی بهتر به این کشور آمده اند، به خروش آمده است. لایحه برنامه توقف ورود تروریست (استپ) تبعیض بر علیه ایرانیان را در قانون آمریکا وارد خواهد کرد. بیش از یک میلیون آمریکایی با پیشینه ایرانی از طریق خانواده و اجتماعشان در تار و پود رنگارنگ این ملت تنیده شده اند – لایحه شما تحت عنوان نادرست امنیت، باعث جدایی این خانواده ها و اجتماعات خواهد شد.

ایرانیان آمریکا هم سهمی در تعالی این کشور دارند. ایرانیان از زمره مهاجرانی هستند که بالاترین مدارک تحصیلی، سطح نفوذ، و ثمره بخشی را در جامعه آمریکا دارا می باشند. بر اساس یکی از تحقیقات انجام شده، مشارکت ایرانیان آمریکا در اقتصاد این کشور بیش از400 میلیارد دلار در سال بر آورد شده است.

در افق دید مد نظر شما، اشخاص مهم و با نفوذی همچون کریستین امان پور، آندره آغاسی ستاره تنیس، و پیر امیدیار بنیانگذار شرکت ایی–بی، هیچگاه نمی توانستند ایالات متحده را میهن خود بنامند، و ایالات متحده هم نمی توانست از دست آوردهای بی شمار ایرانیان آمریکا در طی نیم قرن گذشته در حوزه پزشکی، مهندسی، علوم، و دانشگاه ها بهره ببرد.

بسیاری از ایرانیان آمریکا به این کشور آمدند که از سرکوب بگریزند. ما کشوری را که خانه خود می خواندیم ترک کردیم تا آینده روشن تر و امن تری را به دور از سرکوب اجتماعی، سیاسی و مذهبی برای خود فراهم کنیم. در طی این سالها ما و خانواده هایمان توانستیم به بخش های مختلف جامعه در سراسر کشور بپیوندیم و روابط جدیدی را بین ایرانیان و آمریکاییان ایجاد کنیم. اکنون پس از گذشت سی سال ایرانیان با موج جدیدی از سرکوب در کشورشان مواجه شدند و مردم سراسر دنیا شاهد ایستادگی ایرانیان برای احقاق حقوقشان در برابر یک دولت بی رحم بودند.

شاید شما از همه اینها بی اطلاع باشید. چرا که اگر لایحه شما پذیرفته شود، باعث اخراج افراد بی گناهی میشود که با ویزای قانونی به این کشور آمده اند و امکان پناه گرفتن در ایالت متحده را از ایرانیان خواهد گرفت، و این در شرایطی است که سایر کشورهای آزاد مرتب از خود سوال میکنند که چطور میتوانند به مردم ایران کمک کنند، و مسلما لایحه شما کوچکترین کمکی به امنیت آمریکا نخواهد کرد.

شما اعلام کرده اید که لایحه استپ را به عنوان عکس العملی در برابر حادثه تیراندازی در فورت هود و اقدام ناموفق برای انفجار هواپیمایی بر فراز شهر دیترویت در روز کریسمس، دوباره معرفی میکنید. امیدواریم که شما متوجه باشید که هیچ ایرانی در این دو حادثه نقشی نداشته، و نه حتی در حملات تروریستی یازده سپتامبر. ضمنا هیچ یک از افرادی را که مسوول وقایع فورت هود و روز کریسمس بودند – یک سرگرد آمریکایی ارتش و یک شهروند نیجریه ای – تحت تاثیر شروط گسترده لایحه پیشنهادی شما قرار نخواهند گرفت.

ایرانیان آمریکا همچون همه آمریکاییان به حفظ امنیت کشورمان متعهد هستند. ما همچنین به حفاظت از اصولی که این کشور بر آنها بنا نهاده شده است متعهدیم – اصول عدالت، آزادی و برابری در مقابل قانون. پیشنهاد شما در مقابل کسانی که به طور قانونی در این کشور حضور دارند تبعیض قائل میشود، تنها بر اساس زادگاه اولیه خانواده آنها. لایحه شما به جای استفاده از این فرصت برای ایجاد انگیزه در شکوفا شدن نسل جدیدی از رهبران جهان و ایجاد حسی مثبت نسبت به ایالات متحده در آنان، در عوض گروه کثیری از افراد را بر اساس ملیت شان تروریست خطاب کرده و آنها را به طور دسته جمعی از این کشور اخراج خواهد کرد. نمی توان بیش از این غیر-آمریکایی بود.

تنها چندی پیش از آنکه شما در دفتر نمایندگی مشغول به کار شوید، از بنایی در کنار ساختمان مجلس و برای یادبود یکی از همین لحظات تاریک در تاریخ ما پرده برداری شد: آرامگاه ژاپنی های آمریکا در جنگ جهانی دوم. در داخل آن بنا جمله ای از سناتور دانیل اینوی نقش بسته: “درسی که آموختیم باید به شکل آرامگاهی باقی بماند تا به ما یادآوری کند که هیچ گاه اجازه ندهیم برای گروه دیگری اتفاق بیفتد.”

آقای نماینده، به شما توصیه می کنیم که از ساختمان مجلس قدم به بیرون بگذارید، از آن آرامگاه دیدن کنید، و در لایحه غیر-عاقلانه خود تجدید نظر کنید.

با احترام،

دکتر تریتا پارسی
دبیر کل شورای ایرانیان آمریکا
به روز شده در 12 ژانویه 2010 : پس از انتشار این نامه، کارکنان نایک بیش از 3500 نامه از شهروندان نگران آمریکایی را به دفتر آقای برت تحویل دادند که از او می خواهند در لایحه خود تجدید نظر کند. 

به روز شده در 13 ژانویه 2010: فردای آن روز، دفتر گرشام برت (جمهوری خواه-کارولینای جنوبی) به نایک تصدیق کرد که آقای برت امروز هنگام معرفی دوباره طرح توقف ورود تروریست (استپ) گفتار خود را برای اخراج ایرانیان غیر-مهاجر از آمریکا از قلم خواهد انداخت

 این یک دستاورد بزرگ برای جامعه ایرانیان آمریکاست

استقبال نایاک از شروع تدوین تحریم‌های هدفمند

واشنگتن، دی سی – شورای ملی ایرانیان آمریکا از تصمیم دولت اوباما برای تدوین تحریم های هدفمند بر علیه رهبران ایران در ازای تحریم هایی که بر مردم ایران فشار وارد میکنند، استقبال میکند

دخی فصیحیان، از اعضای هیات دبیران نایک گفت :‌ در حالیکه مردم ایران همچنان با شجاعت برای احقاق حقوق‌شان ایستادگی میکنند، شورای ملی ایرانیان آمریکا از دولت آمریکا خواسته که مردم ایران را به خاطر رفتارهای دولت‌شان تنبیه نکند. ما خوشحالیم که دولت اوباما متعهد است که  روابط‌اش را با تهران طوری تنظیم کند که بر مردم بیگناه فشارهای غیر ضروری را وارد ننماید.

در اظهارات کنگره که در ماه دسامبر در برابر گروه امنیت ملی متعلق به کمیته نظارت مجلس ارائه شد، تریتا پارسی دبیر کل شورای ملی ایرانیان آمریکا گفت: بعد از تحولات عظیمی که در تابستان گذشته اتفاق   افتاد، ادامه بی‌توجهی به فشارهای ایجاد شده توسط تحریم‌های کلی (گسترده) بر تلاشهای دموکراسی خواهانه ملت ایران، برای خود ما هزینه خواهد داشت.

تغییرات قابل توجهی در برنامه واشنگتن برای تحریم‌های ایران در سال جدید ایجاد شده است. کاخ سفید به قانونگذاران پیشرو گفته است که دولت از لایحه تحریم‌های غیر هدفمند که اقتصاد ایران را به صورت کلی تحت تاثیر قرار داده و باعث تنبیه مردم بیگناه ایران می شود، حمایت نمیکند.

مقامات بلند پایه دولت آمریکا به روزنامه نگاران گفته اند که تحریم‌های هدفمندتر را بر تحریم‌های به اصطلاح فلج کننده ترجیح میدهند چرا که نمیخواهند مردم ایران دولت آمریکا را مقصر منزوی شدنشان بدانند. یک مقام بلند پایه افزود: ما باید در این زمینه مهارت به خرج دهیم باشیم، چرا که برای ما مهم است مردم ایران منزوی شدن کشورشان را چگونه تحلیل میکنند – آیا رژیم ایران را مقصر میدانند و یا به اشتباه باور میکنند که ما مقصر هستیم؟

شورای ایرانیان آمریکا از لایحه‌ای که مقامات ایرانی مسوول تجاوز به حقوق بشر را هدف قرار داده و در عین حال از حرکت در مسیر حذف محدودیتها برای دسترسی  ملت ایران به اطلاعات، حقوق اولیه و آزادی ها، حمایت میکند.

شورای ایرانیان آمریکا در درخواست‌اش از قانونگذاران تصریح میکند که از اقدامات حامی ملت ایران حمایت کنند و از کنگره میخواهد که از استراتژی رییس جمهور فعلی در برخورد با ایران حمایت کند.

قانون پیشنهادی یکی از نمایندگان کنگره مبنی بر منع ورود و اخراج ایرانیان از آمریکا

گرشام برت نماینده کنگره (جمهوری خواه – کارولینای جنوبی) از تصمیم خود مبنی بر پیشنهاد دوباره قانونی خبر میدهد که «از ورود خارجی‌هایی که اهل کشورهای تعیین شده به عنوان حامی تروریسم هستند به علاوه یمن» جلوگیری می نماید. لایحه برنامه منع ورود تروریست ( استپ )  که نخستین بار در سال ۲۰۰۳ پیشنهاد شده بود، همچنین تمام افراد اهل این کشورها را که با ویزای دانشجویی، ویزای موقت کاری، ویزای جایگزینی و توریستی در آمریکا حضور دارند، علی رغم وضعیت قانونی شان، ملزم به ترک این کشور در ظرف ۶۰ روز میکند. شهروندان و اهالی ایران، کوبا، سوریه و یمن تحت تاثیر این قانون قرار خواهند گرفت. این لایحه تنها در مورد کسانی که درخواست پناهندگی سیاسی یا مذهبی کرده اند و یا نیاز به مراقبت فوری و ضروری پزشکی دارند استثنا قائل می شود.

برت، نماینده کنگره گفت که لایحه پیشنهادی وی در پاسخ به تیر اندازی فورت-هود و همچنین تلاش برای انفجار هواپیمای پرواز دیترویت در روز کریسمس است. در حالیکه پرزیدنت اوباما ختم جنگ با ترور را اعلام کرد، واضح است که دشمنان ما پیام را دریافت نکردند. تنها دو بار در ماه گذشته، تروریستهای اسلامی تندرو به ملت ما حمله کردند و دولت فعلی موفق نشده سیاستهای امنیت ملی ومهاجرت اش را طوری تنظیم کند که در مقابل کسانی که در تلاش اند تا به شهروندان ما آسیب برسانند، بایستد.»

لایحه استپ شامل آن سرگرد ارتش آمریکا و شهروند نیجریه ای که طبق ادعا مسوول دو حمله مذکورهستند، نمیشود.

 شورای ملی ایرانیان آمریکا در پاسخ به اطلاعیه گرشام برت، یک کمپین در مخالفت با این لایحه ایجاد توهین به مبادی و اصول آمریکایی و مخرب منافع آمریکاست، همچنین بر » کرده و میگوید که این لایحه این گروه ضمنا اشاره میکند که هیچ ایرانی تا «. علیه ایرانیان و ایرانیان آمریکا تبعیض قائل میشود کنون در خاک آمریکا حمله تروریستی انجام نداده است.

 نسخه قبلی این لایحه در سال ۲۰۰۳ در این لینک قابل دسترسی است. دفتر گرشام برت به درخواستها برای ارائه نظرش پاسخی نداد. به غیر از اضافه شدن کشور یمن به لیست و یک شرط جدید در محدودیت انتقال زندانیان از خلیج گوانتانامو به ایالات متحده، گرشام برت تفاوت دیگری بین لایحه پیشنهادی جدیدش با لایحه ای که در سال ۲۰۰۳ پیشنهاد کرده بود قائل نشده است.