با دوست من، جیسون رضاییان که در ایران زندانی شده آشنا شوید

 

ترجمه: پوپک محبعلی

دوست من جیسون رضاییان، روزنامه نگار ایرانی- آمریکایی اخیرا در ایران دستگیر شده است. هنگام یورش به خانه جیسون، همسر ایرانی وی به همراه دو نفر دیگر که دارای تابعیت دوگانه بودند نیز بازداشت شدند. طی یک هفته ای که از بازداشت او گذشت، چهار فرد ناشناس به طور مداوم خانواده و دوستان جیسون را در رابطه با مسائل مختلف ترسانده اند، از جمله در رابطه با محل نگهداری وی، اتهامات وارده بر او، اینکه دقیقا چه کسی پشت پرده ی بازداشت جیسون هست، و اینکه مشخص نیست چقدر طول بکشد تا بی گناهی او اثبات شود. از آنجایی که جیسون از فشار خون بالا رنج می برد، به داروهایش نیاز مبرم دارد. بدون مصرف دارو، سلامتی او در خطر است.

به نظر برخی از افراد، جیسون آخرین نفر از میان تعداد بسیاری از روزنامه نگاران است که دولت ایران با آنان به طرز وحشتناکی برخورد کرده است. عده ای دیگر او را به خاطر یادداشت های پراکنده اش و یا ستون های نوشته شده توسط جیسون در واشینگتن پست می شناسند. اما برای من، او جیسون، دوست خوبم است که در ایران نیز روزنامه نگار برجسته ای به شمار می رود.

جیسون رضاییان، روزنامه نگار بازداشت شده واشینگتن پست (سمت چپ تصویر)، به همراه آنتونی بوردین در شمال تهران، ایران

جیسون رضاییان، روزنامه نگار بازداشت شده واشینگتن پست (سمت چپ تصویر)، به همراه آنتونی بوردین در شمال تهران، ایران

جیسون در گزارش هایش دیدگاه یا وابستگی سیاسی ندارد، و در نزاع های جناحی که نشان بارز سیاست ایران است نیز جانب جناح خاصی را نمی گیرد. در عوض، من شاهدبوده ام که نام او به عنوان یکی از بهترین خبرنگاران مستقر در تهران در حافظه تاریخی ثبت شده است. هنگامی که برای استخدام در واشینگتن پست مصاحبه داشت، من یکی از مراجع او بودم. سردبیر از من پرسید: “چرا باید جیسون را استخدام کنم؟” پاسخ من این بود که “چون هر کسی نمی تواند مسیر پر پیچ و خم سیاسی، اقتصادی و اجتماعی حاکم بر ایران را هدایت کند و جیسون این کار را بهتر از هرکسی انجام می دهد”. نگاهی مختصر به گزارش های او طی دو سال گذشته خود گویای این امر است.

در حالی که برای همگان آشکار است که جیسون یک روزنامه نگار کاملا برجسته و با استعداد است، خانواده و دوستانش به شما خواهند گفت که موهبت واقعی او، قلب مهربانش است. علیرغم اینکه همیشه ضرب العجلی برای انجام کارها و ارائه گزارش هایش دارد، برای دیگران وقت می گذارد و به حرف های ایشان گوش می دهد، نظرات خودش را با آنها درمیان می گذارد، و با شوخ طبعی، منش و خنده های دلچسبش همه را به سوی خود جذب می کند. از کمک به افراد برای مستقر شدن و جاافتادن در تهران گرفته تا معرفی فرصت های بی شمار گردشگری و دیدنی های ایران به خارجی ها- جیسون فردی است که همه زمانی که به کمک، مشورت یا دلداری احتیاج دارند، به سراغ او می روند.

هنگامی که پدرش به طرز غم انگیزی در سال 2011 فوت کرد، جیسون برای مدت کوتاهی به قصد جمع و جور کردن کسب و کار خانوادگی تجارت فرش ایرانی به زادگاهش در منطقه خلیج سانفرانسیسکو بازگشت. من با او تماس گرفتم تا کمک کنم استراحت کوتاهی به ذهنش بدهد. یک هفته بعد یک فرش ایرانی نفیس به در خانه ی من رسید. دیگران نیز هدایای غافلگیر کننده ای دریافت کردند. جیسون اصرار داشت این کمترین کاری است که می تواند برای دوستان خوبش انجام دهد، و همچنین شیوه ای پسندیده برای یادبود پدرش است: پس از بحران گروگانگیری در ایران، پدر جیسون به بیش از 40 نفر از گروگان ها هنگام بازگشتشان به آمریکا فرش ایرانی هدیه داد. همانطور که از قدیم گفته اند، “میوه پای درخت می افتد”.

سه روز پیش از حمله ماموران امنیتی به خانه جیسون در تهران، ما به اتفاق هم در وین بودیم تا مذاکرات هسته ای ایران را پوشش خبری بدهیم. بیش از شش ماه بود که او را ندیده بودم و همزمان شدن برنامه کاری مان خبر بسیار مسرت بخشی بود. هنگامی که مذاکرات یک روز زودتر از موعد مقرر به پایان رسید، صبح روز بعد ما یکدیگر را برای صرف صبحانه در یک رستوران ملاقات کردیم، و تا چهار ساعت بعد همچنان با هم حرف می زدیم- البته نه در مورد سیاست، بلکه در مورد زندگیمان. جیسون به من گفت که تا چه حد از زندگی متاهلی لذت می برد و رضایت دارد، و راجع به امیدها و آرزوهای خود و همسرش صحبت کرد. وقتی از هم جدا می شدیم، با هم قرار گذاشتیم حدود یک هفته ی بعد یا بیشتر در سانفرانسیسکو همدیگر را ببینیم. عصر همان روز هنگامی که جیسون وین را به مقصد تهران ترک می کرد، برایم نوشت “هنگامی که یک هفته ی دیگر یا کمی بیشتر به سانفرانسیسکو بیایم با تو تماس می گیرم”. من نیز برایش نوشتم “سعی کن چند روزی بمانی، حتما خیلی خوش می گذرد”، اما هرگز شانس دیدن دوباره او را نداشتم. 24 ساعت پس از اینکه به من به واشینگتن رسیدم، افرادی ناشناس او را به مقصدی نامعلوم در ایران منتقل کردند.

جیسون با روح آرامی که دارد می توانست یک زندگی آرام و بی دردسر در آمریکا را انتخاب کند. او با عشق به ریشه هایش به ایران بازگشت. او به من گفت “هرگز فراموش نکن اهل کجا هستی و از کجا آمده ای”. در تمام این سال هایی که جیسون را می شناسم، او به طرز خستگی ناپذیری به دنبال ساختن پلی میان ایران و دنیای خارج از ایران بوده است- حتی زمانی که دیگران سعی داشتند پلی که وی بر روی آن ایستاده است را نابود کنند.

با وجود این، نباید نگرش ذهنی مثبت وی را با ساده لوحی اشتباه گرفت. جیسون همواره با دیدی روشن و مثبت به چالش های پیش روی ایران و نیز زندگی خود نگریسته است. حتی در آخرین گفتگویی که اخیرا در وین داشتیم، او چشم انداز امیدوارانه ای نسبت به آینده ایران داشت. شاید به همین دلیل است که من طی هفته گذشته هر روز با دل پیچه از خواب بیدار شده ام- اینکه بگویم “شما فرد اشتباهی را دستگیر کرده اید “، برای توضیح این وضعیت غم انگیز به هیچ وجه کافی نیست.

هنگامی که دوستتان دستگیر شده و شما در آنسوی دنیا هستید، احساس ناتوانی می کنید. قلبم به من می گوید جیسون را ناامید کرده ام، چون هیچ کاری برایش انجام نمی دهم- اگرچه ذهنم آگاه است که نمی توانم کاری بیش از این برایش بکنم. هرچه مدت زمان بازداشت وی بیشتر طول بکشد، من احساس مسئولیت بیشتری می کنم تا اجازه ندهم داستان او به فراموشی سپرده شود. وقتی که هیچ پیشرفتی در کار حاصل نشود، اخبار مربوط به آن منقضی می شوند و احتمالا دستگیرکنندگان جیسون به خوبی از این امر آگاهند. بنابراین، این اولین تلاش من برای زنده نگه داشتن این ماجراست. امیدوارم که این آخرین تلاش من باشد- البته این به دولت ایران بستگی دارد، نه به من.

اصل این مقاله را می توانید در هافینگتون پست بیابید.

اقداماتی که می توانید به منظور جلوگیری از مسدود شدن حساب بانکی خود اتخاذ کنید

ترجمه:‌ پوپک محبعلی

NIAC Persian Banking Infographic

Click to enlarge image

اخیرا در موارد بسیاری مشاهده شده بانک های آمریکا با توجه به تحریم های اقتصادی آمریکا علیه ایران اقدام به بستن یا محدود کردن حساب های بانکی ایرانیان مقیم آمریکا و نیز ایرانی- آمریکایی هایی کرده که به ایران سفر کرده اند. این می تواند نتیجه ی ارائه ی مشاوره حقوقی ضعیف به بانک ها در

خصوص پیروی از تحریم و یا نتیجه ی بررسی دقیق و موشکافانه ی حساب های بانکی اتباع ایرانی باشد که با رعایت احتیاط افراطی از سوی بانک ها همراه شده است.

شورای ملی ایرانیان آمریکا (نایاک)  به کار با بانک ها و دولت آمریکا برای حل کامل این مساله ادامه خواهد داد. در این راستا، ما مایلیم برخی اقدامات پیشگیرانه را به ایرانی ها و ایرانی- آمریکایی ها معرفی کنیم تا اطمینان حاصل شود با این مشکل مواجه نمی شوند.

  • برای اتباع ایرانی که شهروند آمریکا نیستند، باید اطمینان حاصل شود که بانک دارای اطلاعات دقیق و بجا در رابطه با محل سکونت فعلی شما، از جمله هرگونه مدرک شناسایی دال بر سکونت شما در آمریکاست.  

بر اساس قانون ایالات متحده، بانک های آمریکایی از ارائه خدمات به “شهروندان عادی در ایران” منع شده اند، مگر اینکه آن “شهروندان عادی” در ایران سکونت نداشته باشند. به عبارت دیگر، اگر شما یک دانشجوی ایرانی دارای اقامت ایران بوده اما در حال حاضر در آمریکا سکونت دارید، بانک های آمریکا می توانند تا زمانی که شما خارج از ایران هستید به شما خدمات بانکی ارائه دهند.

با وجود این، هنگامی که بانک های آمریکایی تردید دارند که آیا یک مشتری ایرانی همچنان در آمریکا سکونت دارد یا به ایران بازگشته است، در اکثر موارد تصمیم به مسدود یا محدود کردن حساب بانکی مشتری می گیرند. برای همین است که به طور مثال، دانشجویان ایرانی که آدرس ثابتی در آمریکا نداشته یا دارای مدرک شناسایی نشان دهنده سکونت در آمریکا در پرونده بانکی خود نیستند، بیش از دیگران تحت تاثیر اقدامات محتاطانه بانک ها قرار می گیرند.

بهترین کاری که اتباع ایرانی که شهروند ایالات متحده نیستند می توانند بکنند این است که اطمینان یابند همه گونه اطلاعات دقیق و جامع در خصوص محل سکونت فعلی خود را در اختیار بانک قرار داده اند تا احتمال انتخاب حساب آنها در زمان بازبینی حساب ها به منظور مسدود شدن به حداقل برسد. فراهم کردن مدرک شناسایی نشان دهنده جزئیات محل اقامت کنونی افراد در کاهش نگرانی بانک ها در مورد محل سکونت مشتریان بسیار تاثیرگذار است.

  • هنگامی که در ایران هستید اقدام به معاملات بانکی یا دسترسی به حساب خود نکنید.

بر اساس قانون ایالات متحده، بانک های آمریکایی از ارائه خدمات به مشتریان، زمانی که از ایران اقدام به دسترسی به حساب بانکی خود و یا انجام معاملات بانکی می کنند، منع شده اند. اگر شما هنگامی که در ایران هستید اقدام به هریک از این موارد ذکر شده نمایید، معامله و انتقال پول از حساب بانکی شما مورد قبول واقع نشده و بانک اقداماتی در راستای محدود کردن حساب بانکی شما انجام می دهد. این محدودیت های اعمال شده تنها زمانی برداشته خواهند شد که شما با ارائه اطلاعات کافی و رضایت بخش به بانک خود نشان دهید که دیگر در ایران نبوده و نیز یک شهروند عادی ایرانی نیستید.

شما نباید هنگامی که در ایران هستید به حساب خود دسترسی یافته و یا اقدام به اتنقال پول و انجام معاملات بانکی نمایید. با وجود این، بسیار مهم است بدانید که بانک های آمریکایی تنها به این دلیل که به ایران سفر می کنید، نباید حساب بانکی شما را محدود کنند. تا جایی که شما به طور عادی در ایران سکونت نداشته و هنگامی که در ایران هستید به حساب بانکی خود دسترسی نیابید، باید بتوانید بدون ایجاد هیچ گونه مشکلی در حساب بانکی خود به ایران سفر کنید.

  • اگر حساب بانکی شما محدود یا مسدود شد، گزینه های دیگری دارید.

محدود یا مسدود شدن حساب بانکی، دردسر بزرگی محسوب می شود، و برای آن دسته از افراد (از جمله دانشجویان ایرانی که در آمریکا تحصیل می کنند) بسیار فراتر از دردسر است. با وجود این، لازم است بدانید در صورت بسته یا محدود شدن حساب بانکی، چه گزینه هایی پیش رو دارید.

به طور معمول، بانک از شما مدرکی دال بر سکونت در آمریکا می خواهد. اگر بتوانید چنین مدرکی به بانک خود ارائه دهید، بانک احتمالا محدودیت حساب شما را برداشته و آن را مجددا باز می کند.

اگرچه در صورتی که این کار را نکرد، باید به یاد داشته باشید که حساب شما به طور کامل “مسدود” نشده است. شما می توانید همه وجوه بانکی خود را به طور نقد از بانک گرفته و به بانک دیگری منتقل کنید.

کنفرانس نایاک در بی‌بی‌سی فارسی

مذاکرات ژنو، نگاه‌ها را در واشنگتن هم به خودش جلب کرده؛ به‌خصوص برای گروهی از ایرانیان که درباره آینده مناسبات ایران و آمریکا امیدوارتر هستند. از جمله شورای ملی ایرانیان آمریکا که یکی از گروه‌های حامی بهبود روابط ایران و آمریکاست.

هادی نیلی از واشنگتن گزارش می‌دهد.

شورای ملی‌ ایرانیان آمریکا از لغو تحریم‌های ارتباطات برای ایرانیان را تحسین می‌کند

واشنگتن دی سی‌- شورای ملی‌ ایرانیان آمریکا تصمیم پیش بینی‌ شدهٔ فردای دولت اوباما برای لغو تحریم‌ها بر ابزار ارتباطی‌ مصرف‌کنندگان ایرانی‌ را تحسین می‌کند. پسازپی‌ گیریطولانی‌ این عمل مطلوب به تضمین عدم انسداد دسترسی‌ به  سخت افزار، نرم افزار و خدمات مهم ارتباطی‌ مصرف کنندگان در ایران کمک خواهد کرد. نیاک انجمن‌ها و اشخاصی‌ که در طول این چهار سال گذشته در جامعهٔ ایرانی‌ آمریکایی‌ بی‌ وقفه برای این موضوع تلاش کردند را تمجید می‌کند.

به گفته‌ جمال عبدی، مدیر سیاست گذاری‌های نیاک، “لغو این تحریم‌ها قدم بسیار مثبتی است. هیچ یک از تحریم‌های دیگر به اندازهٔ این تحریم حقوق بشر و جامعه مدنی را تضعیف نکرده و به دولت ایران کمک نمی‌‌کنند.”
تحریم‌ها ی ابزار ارتباطی‌ در ایران پیش از آنکه رسانه ی اجتماعی، پیامک و تلفن همراه جزوی از زندگی‌ روزمره ی مردم شوند، اعمال شدند. این تحریم‌ها مانع فروش ‌لپ تاپ ها، تلفن‌های همراه و مودم‌ها ی شرکت‌ها شدند که باعث تجدید نیروی بازار سیاه این کالاها شد.آنها خدماتی همچون اینترنت ماهواره‌ای، میزبانی وب و وای پی‌ ان‌ها را برای ایرانیان مسدود کرده اند. تحریم‌ها دانلود نرم‌افزار‌ها ی اصلی‌ و به روز رسانی‌ها ی (آپدیت‌ها ی) امنیتی را غیر قانونی ساختند که بسیاری را به نرم افزار‌ها ی مخرب و رسوخ اینترنتی دولت آسیب پذیر کرد.
به گفته‌ جمال عبدی “ایرانیان از یک طرف بین فشار دولتی سرکوبگر و از طرفی‌ دیگر بین تحریم‌ها‌ی پرگزند قرار دارند. هم اکنون ایالت متحده در حل برداشتن گام‌هایی‌ است برای اطمینان ازاین که تحریم‌ها درصورت ایجاد محدودیت توسط دولت ایران دردسترسی‌ مردم به اینترنت وپیامک، دیگرتلفن همراه، نرم افزار، وسخت افزار رامسدود نکنند.”
اثر تحریم‌ها چهار سال پیش،در اوج اعتراضات جنبش سبز ایران به شدت بیشتری لمس می‌شدند. ویدئو‌های گرفته شده  به وسیلهٔ تلفنهای همراه و گزارش پرخاش‌ها و خشونتی که از داخل ایران منتشر میشد و پیامک و ابزار‌های ارتباطی‌ دیگر که برای تشکیل تظاهرات گسترده استفاده می‌شدند، دنیا را به هیجان در آورده بود. با این حال تمامی‌ این ابزارتحت تحریم دولت آمریکا بودند. دولت اوباما در سال ۲۰۱۰ اقدامات محدودی در جهت کاهش فشار تحریم‌ها بر نرم‌افزار‌های اساسی‌ که به صورت رایگان قابل دسترسی‌ بوده و صدور مجوز ابزارهای دیگر انجام داد. اما تا به امروز اکثر این محصولات مسدود شده اند.
در سال‌های اخیر با افزایش تحریم‌ها اجرای این محدودیت‌ها دشوار تر شد. در سال ۲۰۱۲ گزارشاتی از چندین نمونه تبعیض فروشگاه اپل بر علیه ایرانیان آمریکا پخش شد که حاکی از جلوگیری ایرانیان از خرید محصولاتی همچون آی فون و ‌آی پدّ بود. کارمندان فروشگاه اپل در توضیح عمل خود ادعا کردند که تحت تحریم ها، فرستادن تلفن‌های همراه یا ‌لپ تاپ‌ها به ایران و یا حتی مسافرت کردن با آنها غیر قانونی محسوب میشد. اخیرا، شرکت‌هایی‌ همچون سامسونگ مانع دسترسی‌ مصرف‌‌کننده‌ها ی ایرانی‌ به فروشگاه اپ ( اپ استور) این شرکت شدند. به دلیل این تحریم‌ها حتی بازی‌های اینترنتی همچون جهان نبرد (ورلد آف‌‌ وارکرفت) و وبسایت‌های آشنایی برای دسترسی‌ کاربر‌های ایرانی‌ که از پروتکل اینترنت ایران استفاده میکنند قطع شدند.
جمال عبدی ذکر می‌کند که “در زمانی‌ که تحریم‌های کلی‌ در افکار ایرانیان این سوال را ایجاد می‌کند که آیا دولت آمریکا آنها را هدف قرار داده  یا دولتشان را، این حرکت بسیار مهمی‌ است.” وی افزود “قدم‌هایی‌ این چنین، نمایانگر همبستگی‌ ما با مردم ایران است.” به گفته‌ عبدی “این همچنین نشان میدهد که با فشار بر سیاستگزاران و همکاری با آنها برای یافتن راه حل ها، می‌توان تحریم‌ها یی را که به مردم عادی صدمه میزنند برداشت.” به نقل از وی “هنوز موضوعات جدی و مهمی‌ برای رسیدگی باقی‌ مانده. از جمله تحریم‌هایی‌ که مانع دسترسی‌ ایرانیان به دارو میشوند، و ما مشتاقانه در انتظار پیشرفت در این زمینه هستیم.”
نیاک از سال ۲۰۰۹ در همکاری با دولت اوباما و کنگره برای لغو تحریم‌های ارتباطات بود است. این همکاری زمان حمایت دولت از “طرح (قانون) توانمندسازی ایران دیجیتال” که توسط نمایندهٔ دمکرات ویرجینیا، جیم موران به مجلس نمایندگان معرفی‌ شد، آغاز شد. در سال ۲۰۱۰ نیاک قویاً از تصمیم دولت اوباما برای صدور ابطال برای استفاده محدود شخصی‌ از نرم‌افزار ارتباطی‌ حمایت کرده و در ۲۰۱۱ تلاش خود را برای تشویق دولت در لغو محدودیت‌هایی‌ از این قبیل ادامه داد. در ۲۰۱۲ نیاک حامی‌ دولت در صدور سیاست مجوز مطلوب برای ابزار ارتباطی‌ دیگر بود و با همکاری با انجمن‌ها و ارگان‌های دیگر بر شرکت‌های خصوصی فناوری فشار آورد تا از اعمال بیش از حد تحریم‌ها بر بعضی‌ از نرم‌افزار‌ها جلو گیری کنند. نیاک مواردی از تبعیض بر علیه ایرانیان آمریکا در فروشگاه‌های اپل را برجسته ساخته و در ۲۰۱۲ سر مقاله ای بر این موضوع در نیو یورک تایمز منتشر کرد.
نیاک قدردانی‌ خود را از دولت آمریکا و دیگر سازمان‌های همکار در این موضوع از جمله کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران، متحد برای ایران، دیدبان حقوق بشر، مرکز دموکراسی و فناوری، کمیته ی حمایت از روزنامه نگاران و موسسه ی فناوری آزاد اعلام می نماید.
درباره نایاک
سازمانی غیر انتفاعی وعام المنفعه میباشد که برای پیشبرد منافع جامعه ایرانیان (NIAC) -شورای ملی ایرانیان آمریکا – نایک آمریکا اختصاص داده شده است. اهداف نایک فراهم آوردن دانش و ابزارهای مدنی برای مشارکت فعال مردمی – توسط آمریکایی های ایرانی تبار – همراه با اطاع رسانی آگاهانه به قانونگذاران کنگره آمریکا میباشد. ما در ارتقاع بخشیدن به منافع جامعه آمریکایی های ایرانی تبار در مورد مسائل مدنی، فرهنگی و سیاسی همواره فعالیت می کنیم. ما منابع، دانش و ابزارهای مورد نیاز را در زمینه فعالیت مدنی تامین کرده تا تصمیم گیری آگاهانه را در جامعه خود پرورش دهیم.ما زیرساخت های مورد نیاز را برای ایجاد ارتباطات سازنده در میان سازمان های ایرانی -آمریکایی و مردم ایران و آمریکا تامین می کنیم.

ازشک وتردید تا مشارکت: تأملاتی درنخستین تجربه ی داوطلبانه ی من با نایاک

چهارشنبه، ۲۲ مه ۲۰۱۳

گیسورأفت بایر

اعضاوسفیران نایاک دردفترعضوکنگره وسرپرست،خانم پلوسی همراه بامدیرمنطقه ای او،دن برنال باید اعتراف کنم که درابتدای تصمیم گیری ام جهت حضوردرهمایش نایاک درخلیج سن فرنسیسکودچارشک وتردید بودم. من همواره همنشینی آمریکایی های ایرانی تبار راموضوعی پراهمیت قلمدا دکرده ام، اما درمورد نتیجه ی همکاری خودم با آنها چندان خوشبین نبودم. به هرحال طبیعی هم بود چون داستان های بی شماری درمورد ناتوانی آمریکایی های ایرانی تبار درهمکاری گروهی بایکدیگر شنیده ونمونه های مختلفی از شکست آنها درطرح هاای اولیه به چشم دیده بودم.

تردید من زمانی عمیق ترشدکه سفیران نایاک در این منطقه، من ودیگر اعضای محلی نایاک رابرای یک جلسه با دفترنانسی پلوسی، یکی از قدرتمندترین قانونگذاران این کشور ورهبر اقلیت درکنگره تشویق کردند. صادقانه بگویم، فکرمی کردم این کار یک تمرین بیهوده خواهد بودکه بیش ازآنکه به ما قدرت ببخشد باعث شرم ساری خواهد بود. درعین حال مصمم بودم جزوافرادی نباشم که بدون بررسی یک ایده، تنهابه نقد آن می پردازم. بنابراین با اینکه چندان مطمئن نبودم، تصمیم گرفتم به جای بی توجهی پاپیش گذاشته واقدام نمایم. بااین تفکر، تردیدهایم را کنارگذاشتم وتصمیمگرفتم که اگرقراراست اینکاررابکنیم، بایدآن رادرست انجام دهیم.

جهت برنامه ریزی برای ملاقاتمان با نماینده ی دفتر پلوسی به تعدادی از دیگر اعضاء وسفرا ی نایاک درسان فرانسیسکو پیوستم. ماخیلی زود خود را “تیم پلوسی” نامیدیم ومتعهد شدیم که وقت، فکرونیرویمان رابرای یکنشست موفقیتآمیز به بهترین شکل به کارگیریم. هدفی که به طور شخصی دنبال می کردم تغییر در دیدگاه یک عضو کنگره در مورد یک موضوع خاص و یا به دست آوردن رأیش برای یک لایحه ی به خصوص نبود. حداقل نه هنوز. درعوض، این ملاقات را بیش از هر چیز فرصتی میدانستم تا ثابت کنیم آمریکاییان ایرانی تبار(ازجمله خودمن) به شکلی حرفه ای وسازمان یافته قادر به اتحاد برای رسیدن به یک هدف مشترک هستند.

 

به محض این که همگی دستورکاری تبیین کردیم ودلایل اهمیت نایاک واهداف آن، دررابطه بامشارکت مدنی را ازمنظرهریک ازافراد مطرح کردیم، تردیدهایم جای خودرابه انگیزه وشوقی تازه دادند. هریک ازمازندگی وتجربیات مختلف ودلایل منحصر به فردی برای حمایت ازنایک داشتیم. با این حال، همه دراین اهداف متحد وهم نظر بودیم: بالا بردن وجهه ی سیاسی آمریکایی های ایرانی تبار در منطقه ی خلیج، یادگیری اینکه چگونه در زندگی اجتماعی مؤثرتر باشیم، واقدام برای جلوگیری از جنگ با ایران. درطول یک دوره ی دوماهه، علی رغم مشغله های زیاد اعضا، “تیمپلوسی” ساعت هابرای ارائه ومعرفی خودبه بهترین نحو تمرین کرد. مایکدیگررادربه اشتراک گذاشتن داستان های مان تشویق کردیم وهریک ازما برای اطمینان ازموفقیت جلسه نقشی مشخص ایفا کردیم. درتمامی این مدت، ما نظرات یکدیگر راپذیرفتیم، درمورد عملکرد دیگری نظر دادیم ومهمتراز همه به عنوان یک تیم کارکردیم.

جلسه ی ما با دن برنال، مدیرمنطقه ای خانم پلوسی مراسرشارازانرژی واعتمادبه نفس کرد. مکالمه ی ما حرفه ای، سازمان یافته وپرباربود. مابحث جالبی درمورد اهداف نایاک برای حمایت ازدیپلماسی وحقوق بشر، وجلوگیری ازجنگ با ایران داشتیم. همچنین فرصتی بود برای اینکه خدمات جامعه ی محلی نایاک را برای او پر رنگ تر سازیم. تجربه ی موفقی بود. چراکه حس می کردم کاربزرگی انجام داده ام. نتیجه ی همه ی کارهای مان رابه خوبی دیدیم. به جای حس بد بینانه یا ملال آور نسبت به تغییر وضع موجود، به خاطر اینکه توانسته بودم با دیگران به طورمستقیم در رابطه باموضوعاتی که زندگی ما را تحت تاثیر قرار میدهد فعالیت کنم احساس دلگرمی میکردم.

 

تجربه ی همکاری بانایاک اهمیت مشارکت مدنی را به من آموخت. چرا؟ چون این فرصت را به هریک ازما می داد تا حرف هایمان را به گوش جامعه برسانیم، رهبری خود رانشان دهیم و در مورد مسائلی که برای ما بیشترین اهمیت را دارد اقدامی مستقیم وموثر داشته باشیم. من مشتاقانه خود را دراین راه به چالش میکشم کار وبه فعالیت درنایاک درراستای اهداف مشترک جامعه آمریکایی های ایرانی تبار ادامه خواهم داد.

 

علاوه برعضویت وفعالیت داوطلبانه درنایاک، گیسو، وکیلی است که به عنوان دبیر شورای استخدام درویزامشغول کاراست. اودارای مدرک دکترای حقوق ازدانشکده ی حقوق دانشگاه سانتا کلار او مدرک کار شناسی اقتصاد ومطالعات جهانی ازدانشگاه سانتا باربارا است. گیسو در سان فرانسیسکوی کالیفورنیا با شوهرش زندگی میکند.

سه راه به سوی معامله ی هسته‌ای با ایران

سه راه به سوی معامله ی هسته‌ای با ایران
‎نوشته رضا مرعشی ۱۳ مه‌ ۲۰۱۳

‎ در بحبوحه ی تشدید تحریم‌ها و لاف‌ها ی دروغین هسته‌ای غافل شدن از مذاکرات ۱۵ مه‌ کاترین اشتون، رئیس سیاست خارجی‌ اتحادیه اروپا و سعید جلیلی، رهبر مذاکره اگر تهران جهت پیگیری گفت و گو‌ها ی بین ۵+۱ و ایران در استانبول آسان است‫.‬

‎آخرین دور از مذاکرات چند جانبه بی‌ نتیجه به پایان رسید و کمی‌ بیش از یک ماه برای تنظیم قرار یک جلسه ی رو در رو طول کشیده است. در حالی‌ که هیچ تاریخی برای دور جدیدی از مذاکرات با نمایندگان هفت کشور مشخص نشده، نشست آتی میان اشتون و جلیلی فرصتی برای شروع برنامه ریزی برای چگونگی‌ پرحاصل تر کردن مذاکرات نسبت به قبل است.

‎قرار گرفتن در مسیر امیدوار کننده تری از مبادلات متناوب فعلی نیاز به چند مرحله ی کلیدی دارد:

تعادل بخشی به برگه‌ پیشنهادات متقابل
‎دولت اوباما و متحدانش در ۵+۱سزاوار اعتبارند. آنها (و اگر منصف باشیم، ایران) حاضر به کوچکترین حرکتی از مواضع تسلیم نشدنی خود در طول ۲۰۱۲ نبودند، اما با ارائه متواضعانه و موقت کاهش تحریم ها  در ازای محدودیت‌ها ی قابل اثبات بر برنامه ی هسته‌ای ایران، خردمندانه توپ را در زمین تهران قرار دادند. این گام اولین مهم‌ است و حال نوبت ایران برای حرکت رسیده اما پیشنهاد فعلی معامله‌ای که تهران توان عرضه ی آن را در ایران داشته باشد فراهم نمی‌‌سازد. و اگر تهران توان عرضه ی معامله را به زینفعان سیاسی داخلی‌ مختلف خود نداشته باشد، ما دوباره به خانه ی اول باز خواهیم گشت. همین اصول در واشنگتن هم صادق هستند. تعادل بخشی به برگه‌ ی پیشنهادات از طریق یک فرایند گام به گام بر اساس روابط متقابل فراهم آورنده ی عظیم‌ترین فرصت ساخت رابطه ی دو طرفه ی ماندگاری خواهد بود که توان بر جای ماندن در سیاست ستیزه جوی  داخلی‌ هر دو پایتخت را دارد.اگر این به این معنا باشد که ما برای دریافت بیشتر باید ارائه ی بیشتری داشته باشیم، ما باید سرمایه ی سیاسی را برای انجام آن‌ بگذاریم.

گسترش مذاکرات
‎ایران برای حل هفت چالش امنیت ملی‌ ایالات متحده که منع گسترش سلاح، امنیت انرژی، سوریه، افغانستان، عراق، مبارزه با تروریسم و صلح اسرائیل و فلسطین هستند، حیاتی است. موقعیت موجود آمریکا در برابر ایران هر هفت چالش را تشدید می‌کند. با وجود این، دولت اوباما به مدت طولانی‌ از مذاکرات (بی‌ خیال گفت و گوی‌ها ی واقعی) با ایران جز در حوزه ی منع گسترش سلاح هسته‌ای خودداری کرده، اما همیشه اینطور نبوده است. دور اول مذاکرات در سال ۲۰۰۹ با تمرکز بر برنامه هسته‌ای ایران انجام شد، اما بحث‌ها ی حاشیه ای در کنار تمرکز بر روی مبحث اصلی‌ صورت گرفتند.این تصادفی نیست که هر دو طرف در دوره ی ریاست جمهوری اوباما به نزدیکترین نقطه ی توافق   رسیده اند. ۵+۱ و ایران باید دوباره در همان سطح گفت گو کنند، چرا که راه حل وضع همواره رو به وخامت حقوق بشر در سوریه و ایران ( با تفاوت در مقیاس و گستردگی شان) فرصت‌هایی‌ منحصر به فرد را ارائه میدهند. در آماده سازی برای مذاکرات چند حزبی بعدی، اشتون باید به جلیلی ابلاغ کند که ۵+۱ آماده ی مذاکره در زمینه ی نگرانی مشترک بر سوریه و حقوق بشر در ایران است.اگر دور بعدی مذاکرات ( و یا هر مذاکراتی در آینده ) صرفاً محدود به برنامه ی هسته‌ای ایران باشند، به احتمال زیاد با شکست مواجه خواهند شد.

آغاز با در ذهن داشتن پایان
‎در طول زمان دولت اوباما، اولویت آمریکا تلاش برای اقدامات کوچک اعتماد ساز بدون روشن سازی اهداف بلند مدتش در برابر ایران بوده. این بهتر از هیچ است، اما با توجه به عدم وجود اعتماد میان واشنگتن و تهران، کارایی‌ گام‌های تاکتیکی کوچک لازم است و تا امروز این گام‌ها بی‌ تأثیر بوده اند. به همین دلیل است که دولت اوباما همراه با متحدانش در ۵+۱، باید بر تعیین خواسته‌ای نهایی تصمیم گرفته -چشم اندازی دقیق برای روابط عادی با ایران- و پس از آن‌ به وضوح این را به تهران بگویند. هدف از تحریم ها، جنگ اینترنتی، ترور مخفیانه، و دیگر اشکال فشار چیست؟ این موضوع به ندرت عنوان می‌‌شود، و نشانگر این حکمت است که اگر نمی‌دانید کجا می‌روید، هر راهی‌ شما را به آنجا خواهد رساند. تنها در حالتی که واشنگتن و تهران قادر به دیدن یک نور در انتهای تونل باشند، بی‌ میلی برای مخاطره کردن جهت صلح به احتمال زیاد باقی‌ خواهد ماند، و در عوض هر دو طرف اختلاف را به سمت یک رویارویی نظامی که هر دو به طور جداگانه در پی‌ جلوگیری از آن هستند، افزایش و ادامه خواهند داد.

نایاک بر تصمیم دادگاه در مورد دادخواستش علیه داعی الاسلام تقاضای تجدیدنظر خواهد کرد

امروز، قاضی جان بیتس بیانیه توجیهی تصمیمش در مورد پرداخت اشتراکی هزینه ها پیرو دعوی نایاک علیه سید حسن داعی الاسلام مبنی بر افتراهای وی علیه این سازمان را اعلام کرد. با وجود عدم اثبات اتهامات  آقای داعی الاسلام برعلیه نایاک، قاضی بیتس دستور داده است که نایاک بخشی از هزینه‌های تحقیق و تفحص در این مورد را بپردازد، اما نایاک تقاضای تجدیدنظر کرده است.

نایاک دعوی خود را علیه آقای داعی الاسلام در پی اتهامات بی اساس وی مبنی بر این که نایاک برای دولت ایران لابی می کند، مطرح ساخت. قاضی بیتس به مدعی علیه دسترسی نامحدود به همه کامپیوترهای نایاک را داد، اما با این وجود، مدعی علیه نتوانست کوچکترین مدرکی برای اثبات اتهامات کذب خود پیدا کند. هنگامی که در دادگاه از وی خواسته شد ادعاهای خود را ثابت کند، آقای داعی الاسلام از ادعاهای جنجالیش عقب نشینی کرده و در عوض، با استخدام یک تیم وکالتی یک میلیون دلاری که توسط طرفداران جنگ با ایران و نئوکان ها حمایت می شدند، سعی کرد با ساختن موارد دروغ و غیرواقعی برای تحقیق و تفحص، برای نایاک هزینه های گزاف بتراشد. در نهایت، در پی هدر رفتن تلاش‌هایش برای محکوم کردن نایاک، مدعی علیه از دادگاه درخواست حمایت کرد. برخلاف ادعاهای مدعی علیه در دادگاه، قاضی بیتس هیچ مدرکی مبنی بر این که نایاک عمدا اسناد الکترونیکی خود را از بین برده و یا این که اسناد الکترونیکی را دستکاری کرده است، پیدا ننمود.

اما سئوال این جاست که آقای داعی الاسلام که به ادعای خود یک روزنامه نگار مستقل است، چگونه توانسته است یک تیم وکلالتی یک میلیون دلاری استخدام کند؟ پاسخش ساده است: او آنها را استخدام نکرده است.

  مشخص شده است که تالار خاورمیانه که یک انجمن نئومحافظه کار می باشد و برای اعمال تحریم های وسیع و همه جانبه علیه ایران فعالیت می کند، از اقدامات قضایی داعی الاسلام حمایت مالی کرده و هزینه های آن را تامین نموده است. آقای داعی در برابر دادگاه این فرصت را داشت که ادعای خود را ثابت کند. اما به جای این کار، وی روش خود را تغییر داد و بر خلاف سعی در اثبات حقیقی بودن ادعایش وی به دادگاه مطرح کرد که نایاک نمیتواند ثابت کند که داعی از نادرست بودن ادعاهایش با اطلاع بوده است. بدین وسیله، او این نکته بسیار مهم و اساسی را اذعان داشت که آنچه ادعا میکرده است صحت نداشته است و اگر به این ادعاها ادامه دهد تنها از روی کینهتوزی و بدخواهی خواه بود و پایه و اساسی نخواهد داشت.

در حالی که ما کاملا باور داریم که شواهد نشان میدهد که آقای داعی از دروغ خود آگاه بوده است؛ شواهدی مبنی بر بی توجهی سیستماتیک وی به حقیقت، نادیده گرفتن شواهد در دست که ناقض تئوریهای توطئه وی بود، اعلام وی بر قصدش برای “به پایین کشیدن اوباما” از” طریق نابودی نایاک” و هم چنین حمایت وی از سازمان تروریستی مجاهدین خلق. اما تشخیص قاضی دادگاه این بود که این شواهد مطابق استانداردهای وی نیست و اجازه نداد که ما این فرصت را پیدا کنیم تا آقای داعی را به مقابل هیات منصفه بکشانیم و به دموکراتیزه شدن فرهنگ جامعه ایرانیان مقیم آمریکا کمک کنیم.

در عین حال که متاسفیم که نتوانستیم به چنین موفقیت مهمی برای جامعه ایرانیان مقیم آمریکا دست یابیم، باید رضایت خود را اعلام کنیم که آقای داعی به هیچ عنوان نتوانست در دادگاه از ادعاهای دروغین خود دفاع کند.

این بخشی از کمپین آنها در واشنگتن برای ساکت کردن صدای آمریکایی های ایرانی تبار که مخالف جنگ با ایران هستند، می باشد. موسس این گروه –دانیل پایپس- یکی از بزرگترین حامیان جنگ با ایران و منتقد تند هرگونه تلاش برای حل مسالمت آمیز مسئله هسته ای ایران است. پایپس آمریکا را تشویق کرده است تا از طریق همکاری با مجاهدین خلق “ایرانیان را توانمند سازد”. در سال 2009، او علنا گفت ایرانی ها باید به احمدی نژاد رای بدهند و جنبش سبز را رد کرد تا احتمال جنگ با ایران را افزایش دهد. در جدیدترین اقدامش- جدای از کمپین قضاییش علیه نایاک و به نفع داعی الاسلام، پایپس تلاش کرده است تا اثبات کند که باراک اوباما –رییس جمهوری آمریکا- به طور پنهانی مسلمان است.

تیم وکالتی که هزینه هایشان توسط سازمان پایپس پرداخت شد، سعی بر این داشتند تا نایاک را در یک پروسه طولانی و سنگین تحقیقات قضایی فرو برده و دفن کنند. در بخشی از این روند، آنها ایمیل ها و اسناد نایاک را برای گزارشگران و روزنامه نگاران دست راستی و محافظه کار تندرو که با تلاش‌های ضدجنگ نایاک مخالفند، فاش کردند. با این حال، با وجود دسترسی به همه ایمیل ها و اسناد نایاک و بررسی آنها، نتوانستند حتی اندک نشانه ای برای اثبات ادعاهای دروغ داعی الاسلام پیدا کنند.

این حقیقت که یک تیم وکالت چند میلیون دلاری نتوانست حتی یک مدرک کوچک مبنی بر این که نایاک برای دولت ایران لابی کرده است پیدا کند، خود اثبات بی گناهی نایاک برای عموم است. این مسئله باید یک بار و برای همیشه تمام حمله های علیه نایاک را که انگیزه سیاسی دارند بی اعتبار ساخته و هدف واقعی پشت این اتهامات را آشکار سازد: ساکت کردن آمریکایی های ایرانی تباری که با جنگ و تحریم های فلج کننده علیه ایران مخالفند.

به هر حال نایاک قویا با تصمیم دادگاه مبنی بر این که هزینه این پروسه قضایی مشترکا پرداخت شود مخالفت می کند. نایاک نباید مسئولیت شکست داعی الاسلام را برای پیدا کردن مدرکی برای حمایت از ادعاهایش به عهده گیرد و هزینه پرونده سازی های بی فایده او را بپردازد. به همین دلیل، نایاک ازدادگاه محلی واشنگنتن تقاضای استیناف کرده و انتظار دارد که دستور قاضی بیتس مبنی بر پرداخت اشتراکی هزینه ها را اشتباه تشخیص داده و آن را برگردانده و یا باطل اعلام کند.

 

کمبود دارو در ایران: واشنگتن و تهران هر دو مسئولند

بی بی سی

ادداشت زیر را رضا مرعشی، مسئول بخش پژوهش های شورای ملی ایرانیان آمریکا، و تریتا پارسی، مدیر شورای ملی ایرانیان آمریکا، نوشته اند:

گفتگو های ایران و گروه ۱+۵ در آلماتی پایتخت قزاقستان در فضایی از خوشبینی محتاطانه به پایان رسید. ولی با وجود این خوشبینی نمی توان مباحث مطرح شده در مذاکرات شهر آلماتی را جامع دانست. هر دو سوی مذاکره باید برای نپرداختن به مشکلات کمبود دارو و تجهیزات پزشکی که محصول تحریم های بین المللی ست و در اثر سوء مدیریت مقام های دولت ایران تشدید شده است پاسخگو باشند.

مردم ایران که نه مسئول سیاست هسته ای دولتشان هستند و نه می توانند بر آن تاثیری بگذارند، در ماه های گذشته با کمبود و نایاب شدن بعضی داروهای حیاتی رو به رو بوده اند. بسیاری مجبور به پرداخت ارقام گزاف برای تهیه این دارو ها شده اند و بعضی حتی جان خود را در اثر این کمبودها از دست داده اند.

اگر استدلال مقام های آمریکایی مبنی بر اغراق آمیز بودن ادعاهای دولت ایران درباره وضعیت بازار دارو و خدمات درمانی به قصد مظلوم نمایی را بپذیریم، پس چگونه است که نهادهای معتبر بین المللی در گزارش های هفته های اخیر از نقش تحریم ها در ایجاد این بحران سخن گفته اند؟ و اگر مقام های ایران به راستی نگران این بحران هستند چرا آن را در مذاکرات شهر آلماتی طرح نکردند؟

ادعاهای مقام های دولت آمریکا و بعضی نمایندگان کنگره که مسولیت همه کمبود ها در حوزه دارو و خدمات پزشکی را به گردن دولت ایران می اندازند و آن را “زخم به خود” و “هیاهوی تبلیغاتی رژیم تهران” می خوانند با نتایج پژوهش های معتبر در تضاد است. گروه بحران بین المللی و مرکز بین المللی “ودرو ویلسون” گزارش هایی را منتشر کرده اند که در آن با تولید کنندگان دارو و وارد و توزیع کنندگان تجهیزات پزشکی به طور مفصل گفتگو شده است. آنها همچنین نظر طرفهای بین المللی تولید و فروش مواد اولیه دارو و تجهیزات پزشکی را جویا شده اند.

این نهاد در نتیجه گزارشش نوشته است: “ایران پیش از تحریم ها هم تحت مدیریت همین دولت بود و شرکت های که تولید..واردات و توزیع دارو را به عهده داشته اند هم تغییر نکرده اند. و در آن زمان بیماران ایرانی با بحران و کمبود خدمات پزشکی به مانند آنچه امروز در جریان است رو به رو نبودند. کمبود ها همزمان با وضع تحریم های بین المللی آغاز و با تشدید این تحریم ها اوج گرفته است. این روزها راه برای تجارت اقلامی که جزو نیاز های اولیه انسانی ست با موانع جدی رو به رو شده است”.

از سوی دیگر آنچه بعضی در واشنگتن “پی آمد های ناخواسته تحریم ها” می نامند نمی تواند بهانه ای برای رفع مسئولیت از سوی دولت ایران باشد. شکی وجود ندارد که سوء مدیریت و عدم برنامه ریزی دولت ایران برای تهیه نیاز های پزشکی کشور در فضای تحریم ها به عمق بحران افزوده است. همانطور که مرکز بین المللی “ودرو ویلسون” در گزارشش آورده: ” دولت ایران باید ارز بیشتری برای واردات دارو اختصاص دهد و با شفافیت بازار دارو را مدیریت کند”. این گزارش اضافه کرده است که ناکارآمدی مدیریت دولتی “راه را برای تسلط وارد کنندگان دارو های بی کیفیت و گاه تقلبی بر بازار باز و منجر به گسترش بازار سیاه شده است”.

حل این بحران نیازمند گام هایی از سوی غرب و ایران است. گام هایی که یا اراده برداشتن آن وجود ندارد یا فضای سیاسی حاکم در دو کشور راه را بر آن بسته است. تعلل در حل این مشکل به وخامت شدید وضع دارو و درمان می انجامد و مقام های واشنگتن و تهران هر دو مسئول آن هستند. آنها باید رسیدگی به این بحران را در دستور کار دور بعدی مذاکرات قرار دهند. واشنگتن باید با پذیرفتن این واقعیت که کمبود های اخیر از نتایج ناخواسته تحریم هاست در مسیر عملی کردن راه حل های پیشنهادی مرکز بین المللی “وودرو ویلسون” برای کاهش این کمبود ها قدم بردارد.

دولت ایران هم باید با ضمن پاسخگویی در مورد علت عدم طرح این بحران در مذاکرات با گروه ۱+۵ حل آن را در اولویت قرار دهد. آنها باید به همان اندازه که به حل مسایل فنی در مذاکرات هسته ای آینده می پردازند برای رفع محدودیت های واردات مواد اولیه، داروهای حیاتی و تجهیزات پزشکی هم تلاش کنند. دولت ها، صرفنظر از ساختار سیاسی شان، نباید مسئولیت بنیادی و اولیه خود در تامین نیازهای اولیه شهروندانشان اعم از دارو و مواد غذایی را فراموش کنند.

دولت ایران باید بداند که شکایت هایش در مورد بحران دارو تا زمانی که به سوء مدیریت و عدم طرح آن در مذاکرات ادامه دهد بی اعتبار خواهد بود.

تهران و واشنگن دست کم در شعار ادعا می کنند که علاقه مندند این بحران حل شود. نپرداختن به آن در مذاکرات این هفته اما نشان از فاصله حرف و عمل دارد. فرصت تنگ است و آنها باید پیش از تبدیل شدن این کمبود ها به یک فاجعه انسانی برای حل آن از خود اراده نشان دهند.

تحریم ها و جنگ: سیاستی با نتایج معکوس

*محمد صادقی اسفهلانی و دیوید الویت از شورای ملی ایرانیان آمریکا هستند

توقف معاملات بانکی با ایران و تعلیق حساب تعدادی از ایرانیان کانادا در اروپا و آمریکا، توقف صدور و تمدید ویزا برای برخی دانشجویان ایرانی مقیم هلند، امتناع اخیر فروشگاه اپل از فروش آیفون به یک دختر ایرانی آمریکایی و از همه مهمتر خالی شدن هر چی بیشتر سبد خانواده ها در داخل مرزهای ایران . . . این پرسش را بیش از هر زمانی برانگیخته که سیاست گذاران در واشنگتن تا چه حد به تاثیر این تحریمها بر مردم ایران و جایگاه آنها در تنظیم هدفگیری این تحریم ها اهمیت می دهند؟ چه نیروهای سیاسی و کدام یک از مراکز قدرت خواستار تشدید تحریم ها هستند و کدام آن را به ضرر منافع مردم آمریکا و ایران می دانند؟

اولین دور تحریم ها پس از تصرف سفارت آمریکا در تهران وضع شد. واشنگتن در طول بیش از سه دهه که از آن ماجرا می گذرد خصوصا در پی تشدید مناقشه هسته ای، دامنه این تحریم ها را گسترش داده است. مقامات آمریکایی در این مسیر، شورای امنیت سازمان ملل و دیگر دولت ها را هم با خود همراه کرده اند.

هم اکنون این تحریم ها که به عنوان یکی از راه های مقابله با برنامه اتمی ایران توجیه و هدف آنها “تغییر سیاست های ایران” از طریق اعمال فشار بر نهاد های نظامی و حکومت ایران اعلام می گردد؛ به محور اصلی سیاست های واشنگتن در برابر ایران تبدیل شده اند.

همزمان با اوجگیری این تحریم ها سه طرز تفکر در آمریکا مرزبندی های خود را در مورد نحوه برخورد با ایران پررنگ تر کرده اند.

دسته اول، رویکردی تعامل گرایانه به ایران دارد و خواستار حل دیپلماتیک این بحران است. این دسته شامل تعداد اندکی از اعضای کنگره، اندیشکده ها، و تشکل هایی چون شورای ملی ایرانیان آمریکا-نایک- می شود. آنها پس از برخورد حکومت ایران با معترضین انتخابات در سال ۸۸، مخالفتی با تحریم نهادهای نظامی و برنامه اتمی ایران ندارند ولی همواره نسبت به عواقب فشار بر مردم ایران و پیامد های سیاسی و اجتماعی آن هشدار داده اند. از دید آنها افزایش این فشار ها فقط و فقط تسلط کودتا گران انتخاباتی بر فضای سیاسی ایران را تقویت کرده، اولویت مقابله با خطر خارجی را جایگزین تلاشهای طبقه متوسط ایران برای ایستادگی در برابر نقض گسترده حقوق شهروندی از سوی اقتدارگرایان خواهد کرد.

دسته دوم اکثریت طیف سیاسی واشنگتن را تشکیل می دهد . بسیاری ازاعضای دولت و مجلس، اندیشکده ها و سازمان های غیر دولتی میانه رو از این دسته اند. آنها تحریم ها را ابزاری ضروری برای اعمال فشار بر حکومت ایران جهت دستیابی به توافقی مطلوب در مناقشه هسته ای می داند. گفتمان این طیف فراتر از واشنگتن، در میان اکثر رسانه های میانه رو و مردم آمریکا نیز غالب است. در این گفتمان، فشار بر مردم به عنوان یکی از عواقب اجتناب ناپذیر مورد قبول واقع شده و گاه تلاش هایی می شود تا تاثیر منقی این تحریمها بر زندگی عادی مردم ایران کاهش یابد.

دسته سوم به خاطر تندروی هایشان به پرنده شاهین یا بازهای شکاری تشبیه شده اند. این دسته نئوکان ها، جمهوری خواهان تند رو و همچنین تعداد رو به افزایشی از دموکرات ها در کنگره، سازمان های لابی طرفدار اسراییل و اندیشکده ها و سازمان های غیر دولتی صاحب نفوذشان را شامل می شود.

موتور محرکشان، کمیته روابط عمومی آمریکا و اسرائیل معروف به آیپک (AIPAC) و دیگر سازمان های حامی دولت اسرائیل می باشند و به همین دلیل از منابع مالی و ابزارهای تبلیغاتی قدرتمندی جهت بسط و نفوذ دیدگاه خود برخوردار هستند. این طرز تفکر حکومت ایران را تعامل ناپذیر می داند و خواستار سرنگونی کامل آن است. گرچه افراطیون این دسته علنا از حمله نظامی به ایران دفاع می کنند، ولی گفتمان غالب در این طرز تفکر همان گفتمان تحریم های کمرشکن است. البته، به گفته آنان، هدف از تحریم ها نهایتا سرنگونی نظام سیاسی ایران است، در نتیجه عامل اصلی تحقق این مهم، مردم ایران به شمار می آیند.

در حالی که گزینه حمله نظامی به تاسیسات هسته ای ایران در معادلات واشنگتن گزینه ای پر هزینه و با عواقبی نا معلوم و نا مطلوب به حساب می آید، برخی از افراطیون این دسته سعی دارند این گزینه را از طریق تقلیل هزینه های احتمالی تبلیغ و توجیه کنند.

به عنوان مثال، در گزارشی اخیر از انستیتو واشنگتن، یکی از اندیشکده های وابسته به کمیته روابط عمومی آمریکا و اسرائیل، تحت عنوان “آنسوی بدترین حالت” آمده است: حمله به ایران گرچه در کوتاه مدت باعث واکنش ملی گرایانه مردم شده و به سود رژیم باشد ولی با فرونشستن غبار جنگ، انتقادها متوجه حکومت خواهد شد، همانگونه که اتمام جنگ ایران و عراق بدون نتایج چشمگیر همچنان منشا اتهامات متقابل است.

از میان طرفداران گزینه تحریمهای کمرکشن که معتقدند فشار حاصل از تحریم ها بر مردم، اگر چه در ابتدا موجب خشم نسبت به دولت آمریکا شود ولی در دراز مدت اعتراضات را متوجه حکومت خواهد کرد و با بروز اغتشاشات، در نهایت به سرنگونی حکومت خواهد انجامید می توان به مارک کرک (Mark Kirk) یک سناتور آمریکایی اشاره نمود که در اواخر سال ۸۸ و در خلال تبلیغات انتخاباتی برای مجلس سنا، در پاسخ به مخالفت دولت با تحریم بنزین گفت: “در صحبت هایی که با مقامات دولتی داشتم، آنها نگران دردی هستند که این تحریم ها به مردم ایران وارد خواهند کرد… خنده … ولی به نظر من دقیقا همین درد می بایستی وارد شود.”

از دید آقای کرک، اعتراضاتی که در واکنش به فشار های آمریکا سازماندهی خواهد شد، قابلیت چرخش و تبدیل به اغتشاشات کوری از جنس شورش نان بر علیه حکومت ایران را دارند.

لذا، می توان گفت که در طرز تفکر دسته سوم، مردم مهمترین اهرم نیل به مقصود اصلی هستند.

آنها به اشاره به این واقعیت که سپاه پاسداران به عنوان مهمترین نهاد ذیربط در برنامه هسته ای امروز مهمترین پشتوانه نظامی و اقتصادی حکومت ایران است موفق شدند ائتلافی از نیروهای سیاسی را برای وضع تحریم هایی که آن را “هوشمند” خواندند تشکیل دهند ولی از آنجا که فعالیت های اقتصادی سپاه پاسداران در عرصه های مختلفی گسترش یافته است، تحریم ها عمدتا به تنگ تر شدن عرصه اقتصاد برای بخش خصوصی انجامید و به مرور زمان بر عکس موجب افزایش نفوذ اقتصادی سپاه در کلیه زمینه های اقتصادی در ایران شده و زمینه را برای انحصار اقتصادی سپاه در عرصه کلان فراهم کرده است.

در مقابل آمریکا هم تحریم های “فلج کننده” ای که اینبار اقتصاد کلان ایران را هدف گرفتند را جایگزین تحریم های “هوشمند” کرد.

اما این تحریمهای فراگیر و فلج کننده هم تا به امروز آسیب مورد انتظار را به سپاه پاسداران نزده و نقش این نهاد را را در مقابله با تحریم ها برجسته تر کرده است و راه را برای فعالیت های فراقانونی و فرامرزیش هموارتر. فعالیت هایی که حتی محمود احمدی نژاد هم در همایش راهکارهای مدرن مبارزه با قاچاق کالا از آن به عنوان وسیله ای برای انتقاد از سپاه- متحدان سابق و رقبای امروزی- استفاده کرد.

در نتیجه، سیاست تحریم ایران را به سمت تسلط بلامنازع سپاه درعرصه های کلیدی اقتصاد، و به طبع آن استقرار کامل یک دیکتاتوری نظامی در عرصه سیاسی پیش خواهد برد. گسترش تحریمها به اصلی ترین کالای صادراتی ایران یعنی نفت و همچنین به کل سیستم بانکی ایران، بیشترین هزینه ها را متوجه مردم کرده است.

در چنین شرایطی حتی اگر سیاست تحمیل محرومیت بر مردم ایران به افزایش نارضایتی انها از حکومت بینجامد؛ به قیمت تضعیف شدید یا حذف طبقه متوسط به وقوع پیوسته است.

بدین سان، منشاء اصلی تحولات سیاسی و اجتماعی -شبیه آنچه در جنبش سبز رخ داد-از بین خواهد رفت و صرفا زمینه را برای اغتشاشات کور طبقات فقیر تر فراهم خواهد کرد.

تغییر رژیم از این راه، اگر هم که امکان پذیر باشد، قماری خطرناکتر از انقلاب ۵۷ خواهد بود و با توجه به جایگزین های موجود، می تواند به هرج و مرج و حتی تجزیه ایران بینجامد. در خارج از ایران نیز این سیاست موجب گسترش موارد تبعیض و محدودیت برای ایرانیان شده است.

طرز تفکر سوم -حامی جنگ و افزایش فشار تحریمها – در پیشبرد اهدافش به ویژه در تب و تاب انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در آبان ماه با دست بازتری عمل خواهد کرد. در مقابل فضای رقابت های انتخاباتی پیش رو، رساندن صدای اعتراض و تبیین عواقب این سیاستها را با مشکلات بیشتری روبرو خواهد کرد. به ویژه که تعدادی از ایرانیان به صورت علنی در حال تبلیغ سیاست های دسته سوم هستند. آنها در معادلات پایتخت آمریکا نقش مهمی در توجیه فشار بر مردم ایران بازی می کنند.

با توجه به دفاع علنی آنها از موارد اخیر تبعیض نژادی و فشار بر ایرانیان خارج از کشور، میزان گسستگی پیوند آنان با منافع ایرانیان و ایرانی تبار ها موجب تاسف بیش از پیش نگارندگان این سطور است.

در چنین فضایی مسولیت دسته اول برای جلوگیری از تشدید تحریم ها و آغاز یک جنگ مخرب بسیار سنگین،و نیازمند اتحاد ببشتر ایرانیان مقیم آمریکا برای جلوگیری از تشدید این بحران است.

استقبال نایاک از مجوز کمک به زلزله زدگان

برای انتشار فوری

شورای ملی ایرانیان آمریکا (نایاک) از اقدام کاخ سفید به شدت استقبال می کند که با صدور یک مجوز موقت، به سازمان های خیریه اجازه داده کمک های انساندوستانه را مستقیما به قربانیان زلزله آذربایجان شرقی در ایران بفرستند.

دیوید الیوت، مشاور سیاسیت گذاری نایک می گوید: «این حرکت انساندوستانه به مردم آمریکا این توانایی را می دهد که به ایرانیانی که همه چیز را در این فاجعه طبیعی از دست داده اند، کمک کنند.» به گفته او «باید از کاخ سفید تشکر کرد که اجازه نداد کمک های امدادی ضروری به دلیل روابط تیره بین دو کشور، گروگان گرفته شوند.»

تصمیم کاخ سفید بعد از این اتخاذ شد که هزاران آمریکایی، ۱۴ نماینده کنگره آمریکا، و ائتلافی وسیع از سازمان ها، به رئیس جمهور آمریکا نامه نوشتند و از او خواستند مجوزی عام صادر کند که تحریم های ایران دیگر شامل کمک های انساندوستانه نشود. بعد از زلزله ویرانگر بم در سال ۲۰۰۳، جورج بوش رئیس جمهور وقت آمریکا مجوزی مشابه را صادر کرد.

دیوید الیوت می افزاید «حالا وظیفه دولت ایران است که سلامتی مردم کشورش را در اولویت قرار دهد و کلیه موانع برای رساندن کمک به مردم ایران را رفع کند.»

با اینکه دولت ایران پیشنهاد رسمی دولت آمریکا برای کمک را رد کرده، اما این مجوز عام اجازه می دهد سازمان های غیردولتی آمریکا بتوانند مستقیما به مردم ایران کمک های انساندوستانه بفرستند. هفته گذشته، نایاک از نزدیک با دنیس کوچینیک (حزب دموکرات) نماینده ایالت اوهایو در کنگره آمریکا همکاری کرد تا نامه ای را سریعا به باراک اوباما برساند و از رئیس جمهور آمریکا بخواهد که این مجوز عام را صادر کند و از دولت بخواهد که «دستورالعمل های عمومی را ارائه کند که موسسات مالی اجازه دارند همه معاملات قانونی را که دولت آمریکا اجازه داده، تسهیل کنند.» در آن نامه صریحا گفته شد که دولت باراک اوباما باید موسسات مالی را تشویق کند که همه معاملاتی که توسط اوفک مجاز هستند از جمله کمک های امدادی و انساندوستانه را تسهیل کند تا این تلاش ها توسط بانک هایی که تحریم را بیش از اندازه اعمال می کنند متوقف نشود.

به گفته دیوید الیوت «این مجوز عام به این معنی ست که سازمان ها می توانند کمک های اضطراری را با سرعت بیشتری انجام دهند.»

تعدادی از سازمان های غیر انتفاعی در تلاش هستند تا به زلزله زدگان کمک کنند از جمله « مادران علیه فقر»، «امداد بین الملل»، «کودکان ایران زمین»، «بنیاد کودک»، و «بنیاد ایرانیان مسلمان آمریکای شمالی (ایمان)».

نیاز به لغو تحریم ها برای ارسال کمک های انسان دوستانه به زلزله زدگان ایران

کشنبه، ۱۲ اوت۲۰۱۲

روز شنبه در تبریز و اهر زلزله آمد و بنا به گزارش ها از ایران دست کم ۲۵۰ کشته و بیش از ۲۰۰۰ زخمی بر جای گذاشت.

نایک می خواهد مستقیما با سازمان های انسان دوستانه تماس بگیرد که برآوردی از وضعیت امداد و نجات به دست بیاورد و اینکه آمریکایی ها چطور می توانند به این وضعیت کمک کنند. ما راه های موجود برای کمک مالی و انسانی به زلزله زدگان را به شما اطلاع خواهیم داد.

نگرانی های جدی وجود دارد که تحریم های فعلی آمریکا علیه ایران، مانع کمک های انسان دوستانه شود. نایک در تماس مستقیم با مسوولان کاخ سفید، وزارت دارایی، و وزارت امور خارجه آمریکاست و از آنها درخواست صدور یک مجوز عمومی کرده که کمک های انسان دوستانه را از تحریم های فعلی آمریکا معاف کند. مسوولان به نایک اطمینان داده اند که دولت آمریکا فعالانه به دنبال پیدا کردن مناسب ترین واکنش است.

در سال ۲۰۰۳ و به دنبال زلزله بم، دولت جورج بوش یک مجوز عمومی صادر کرد تا به سازمان های امداد اجازه دهد خدماتشان را در ایران ارائه کنند. نایک از دولت اوباما قویا می خواهد که حرکتی مشابه و چه بسا قوی تر انجام دهد. دولت اوباما باید تمام قدم های لازم را بردارد تا مطمئن شود که مناقشه بین دولت های ایران و آمریکا مانع کمک های انسان دوستانه نباشد.

با توجه به اینکه از سال ۲۰۰۳ تا امروز تحریم ها خیلی شدیدتر شده، امروز محدودیت برای کمک های انسان دوستانه بیشتر هم هست. در نتیجه دولت آمریکا به اقدامات جدی تری دارد که اجازه بدهد مبادلات انسان دوستانه – بخصوص مبادلات مالی برای حمایت از عملیات امداد – انجام شود.

در تحریم های فعلی آمریکا یک استثنا انسان دوستانه وجود دارد که بر اساس آن فرستادن غذا و دارو به ایران آزاد است. اما ابهام هایی که در تفسیر و اجرای قانون تحریم ها هست، مانع از فرستادن این اجناس شده است. بانک ها، شرکت های دارویی، و حتی اینطور که گزارش شده شرکت پست آمریکا برای فرستادن این اجناس همکاری نکرده اند. در حالی که بر اساس صحبت های ما با وزارت دارایی مشخصا روشن شد که این نوع مبادلات قانونی هستند و ما از وزارت دارایی می خواهیم که دست به اقدامات مضاعفی بزند تا مطمئن شود که سازمان های دولتی و خصوصی جلوی مبادلات قانونی را نمی گیرند.

اطلاعات بیشتر درباره راه های حمایت از عملیات امداد و نجات، فرستادن مستقیم کمک ها به ایران، و اقدامات دولت آمریکا در این رابطه به زودی منتشر خواهد شد.

تحریم ها احتمال وقوع جنگ را افزایش می دهند

“اگر از تحریم ها حمایت نمی کنید در بازی نقشی نخواهید داشت” این جمله را اخیراً یکی از روشنفکران یهودی آمریکایی به گروهی از دانشگاهیان ایرانی-آمریکایی گفته است. موضوع بحث چگونگی جلوگیری از وقوع جنگ بین ایران، اسرائیل و آمریکا بود؛ جنگی که اکثریت ایرانی آمریکایی ها و یهودیان آمریکایی با آن مخالفند. برداشت این روشنفکر یهودی از شرط ورود به مباحثه آمریکا بر سر مسئله ایران صحیح است اما باید بدانیم که اگرچه تحریم ها ظاهراً به عنوان جایگزینی برای جنگ مطرح می شوند اصولاً احتمال وقوع جنگ را افزایش می دهند.

تلاش بر اینکه کشوری را با تحریم به تسلیم وا داشت استراتژی جدیدی نیست بلکه رویکردی است که شکست آن قبلا اثبات شده است. در ده مورد گذشته که مثل ایران از تحریم های گسترده استفاده شده است تنها یک مورد با موفقیت به گذر به دموکراسی و تسلیم برنامه هسته ای منجر شده است: آفریقای جنوبی و البته در این مثال نیز اینکه تحریم ها اثر مثبت در سقوط آپارتاید داشته اند قابل بحث است. در ۹ مثال دیگر رژیم های تحت تحریم سرکوبگرتر و غیردموکراتیک تر شده اند و بیشتر بی ثباتی ایجاد کرده اند. برای مثال در مورد عراق تحریمها به جنگ منجر شدند.

الگوی تحریمهای ایران شباهت های بسیاری با روندی دارد که در آن تحریمها به طور فزاینده گزینه های صلح آمیز را بر عراق بستند و نیز بسیار شبیه است به این که تحریمها چگونه به کره شمالی نیاز رسیدن به قدرت بازدارندگی هسته ای را تقویت کرد. زمانی که تحریم ها به حالت تحریمهای همه جانبه تجاری در می آید و دیپلماسی به گوشه رانده می شود تنها یک گزینه برای کشور مورد تحریم باقی می ماند: مقاومت. به عبارتی، تحریم ها به جای اینکه کشورها را از مقابله با یکدیگر و تحت فشار قرار دادن هم باز دارد اثر معکوس داشته است.

تحریم ها به سرعت در سیکلی تشدیدی قرار می گیرند: فشار مداوم برای تحریمهای بیشتر کشورهای تحریم کننده را به سوی سرسختی و لجاجت بیشتر رهنمود می کند ( یکی از مقامات اتحادیه اروپا به من گفت ” ما باید به ایران نشان دهیم که جدی هستیم”). کشور تحت تحریم نیز با پیشرفته کردن برنامه اش و نیز ایجاد مشکل برای کشورهای تحریم کننده در دیگر حوزه ها مقابله به مثل می کند (یک مقام ایرانی در سال ۲۰۱۰ به من گفت “ما باید به غرب نشان دهیم که جدی هستیم”).

در مسیر تحریم ها که مرتباً تشدید نیز می شوند گاه اقداماتی صورت می گیرد که در نهایت به طور برگشت ناپذیری منجر به از بین رفتن تمام گزینه های صلح آمیز می شود و کشورهای تحریم کننده تنها دو سیاست پیش روی خود می بینند: تغییر رژیم یا جنگ و یا هر دو. این مسئله در سال ۱۹۹۸ در عراق اتفاق افتاد. در دولت کلینتون کنگره آمریکا قانون آزادسازی عراق را تصویب کرد. از شش سال پیشترتحریمهای همه جانبه اقتصاد عراق را بسیار تضعیف کرده بود اما در حالی که تحریمها اساس جامعه عراق را به هم ریخته بود نتوانست به لجاجت صدام حسین پایان بدهد. کنگره که ازاین روند خسته شده بود احساس کرد فشار بیشتری لازم است- در نهایت نمی شد این تصور را برای صدام باقی گذاشت که آمریکا جدی نیست. قانون آزادسازی عراق نشان داد که تغییر رژیم سیاست رسمی دولت آمریکا است. این بدان معنی بود که حتی اگر صدام تسلیم می شد بازهم کافی نبود. رژیم او باید می رفت. چنین سیاستی صدام را دو چندان مصمم کرد چرا که آخرین راه نیز بر او بسته شده بود. تنها دو چیز می توانست بمبست عراق را بشکند: سقوط رژیم صدام (که واشنگتن خیلی نمی توانست در آن نقشی ایفا کند) و یا جنگ.

بسیاری از نشانه ها حاکی از این است که استراتژی تحریم ایران نیز به زودی به این نقطه می رسد. برخی تحلیل گران معتقدند که ایران به این نقطه رسیده است. سوزان ملونی از مؤسسه بروکینگز در مجله روابط خارجی (فارن افرز) می نویسد: “با به کارگیری اقدامات حداکثری، کاخ سفید تلاشهای خوش بینانه خود را برای تعامل با ایران به طور کامل ترک کرده است. سیاست فعلی آمریکا بر تغییر سیاسی در تهران تمرکز دارد. چنین روندی تنها احتمال انجام مذاکرات بی فرجام، و نه پربار، را افزایش می دهد.”

در واقع تهران از پیش به این باور رسیده است که هدف آمریکا برای ایران همان است که در مورد عراق بود: تغییر رژیم. به علاوه، این مسئله که تحریم های وضع شده تقریباً غیرقابل برداشتن هستند انگیزه ایران را برای امتیازدهی بیش از پیش کاهش می دهد. این به ویژه در مورد تحریمهای آمریکا که تنها با اجازه کنگره لغو شدنی است بسیار صادق است: در گذشته در بهترین حالت سالها این روند به طول انجامیده است. نتیجه این خواهد شد که ما با بمبستی دیگر مواجه خواهیم شد.

به خاطر دلایل عنوان شده بسیاری از فعالان طرفدار دموکراسی در ایران با تحریمهای گسترده مخالفند (جدا از اینکه تحریمها اثر بسیار مخربی روی زندگی مردم ایران دارد). تحریمهای گسترده شانس دموکراتیک شدن ایران را کاهش داده و ریسک جنگ را افزایش می دهد. جنگ کل منطقه را ناامن خواهد کرد و مرگ هزاران بی گناه را در پی خواهد داشت و در ضمن احتمال دستیابی ایران به بمب هسته ای را بسیار افزایش خواهد داد و تلاش مردم برای رسیدن به دموکراسی را به تاخیر خواهد انداخت.

برای بسیاری از ایرانی-آمریکایی ها جمهوری اسلامی ایران یک کابوس بوده است. اما همیشه امید وجود داشته است چرا که هر کابوسی روزی پایان می یابد. ترس آنها این است که تحریمهایی که بسیار محتمل است به جنگ منجر شود این کابوس را برای دهه ها تداوم خواهد بخشید. حتی آنهایی که شرط ورود به بحث ایران را در واشنگتن تعیین می کنند باید به این واقعیت اعتراف کنند.