متن آماده شدۀ گواه دکتر تریتا پارسی درحضور کمیتۀ حقوق بشر تام لنتوس در کنگره آمریکا

جناب آقای مک ‌گوویرن و جناب آقای ولف روسای جلسه، از شما که به من اجازه دادید تا برای بحث دربارۀ بد شدن روبه افزایش وضعیت حقوق بشر در ایران در برابر شما سخن بگویم سپاسگزارم. و با تشکر از شما به خاطر برگزاری چنین جلسه‌ای که به منظور توجه به حقوق بشر در ایران تشکیل شده است. انجام این بحث به درستی بسیار مورد نیاز است، بر گفتۀ سازمان عفو بین‌اللمل، در حال حاضر وضعیت حقوق بشر در ایران به بدی وضعیتی است که در سی سال گذشته بوده است.به عنوان نماینده بزرگترین سازمان مردم‌محور – شورای ملّی ایرانیان آمریکایی – که آمریکاییان ایرانی‌تبار را در ایالات متحده نمایندگی می‌کنند- باید بر این نکته تایید ورزم که هیچ گروهی از آمریکاییان بیش از جامعۀ آمریکاییان ایرانی‌تبار از سیاست‌های دولت ایران رنج نبرده است. آنان چه قربانی آزار مذهبی یا سیاسی بوده‌اند، چه اشکال دیگر تجاوز علیه حقوق بشر، اکثریت بسیاری از آمریکاییان ایرانی‌تبار آمریکا را به عنوان خانۀ اصلی خود برگزیده‌اند چرا که با دولت ایران تفاوت داشته‌اند.

آن تفاوت‌ها به روشنی به عنوان نتیجه‌ای از مبارزات انتخاباتی ژوئن ۲۰۰۹، نه فقط به دلیل تقلب در انتخابات، بلکه بیشتر به دلیل خشونت‌های بسیار زشت علیه حقوق بشر که توسط  دولت ایران در حد زیادی انجام پذیرفت رشد یافته است.

امروز سخنان من متمرکز بر گام‌های است که ایالات متحده و جامعۀ جهانی می‌توانند برای اعمال فشار بر دولت ایران به منظور متوقف ساختن تجاوزاتش علیه حقوق بشر و پشتیبانی مدافعان حقوق بشر ایران بردارند.

سابقه

در گزارش «جمهوری اسلامی در ۳۱: خشونت‌های پس از انتخابات بحران حقوق بشری جدی را نشان داد»، سازمان «دیده‌بان حقوق بشر» تعدیات گستردۀ علیه حقوق بشر را مستند کرده است، از جمله قتل‌های خارج از چهارچوب قضایی؛ تجاوز و شکنجه؛ زیر پا گذاشتن حق آزادی بیان و برپایی تجمعات؛ و انجام هزاران دستگیری و بازداشت غیرقانونی در مدت نه ماه پس از انتخابات روز ۱۲ ژوئن سال ۲۰۰۹. شاهدان از الغای اعدام‌های دروغی، شکنجه، تجاوز، و کتک زدن‌های بی‌هدف زندانیان سخن گفته‌اند.

صدها نفر – از جمله اشخاصی که در هیچ تظاهراتی علیه تقلب در انتخابات شرکت نکردند- وادار شدند تا در تلویزیون برای بیان اعترافات دروغین ظاهر شوند، و به دست داشتن خود در فعالیت‌هایی که ضدانقلابی خوانده می‌شود تاکید کنند.

بدترین خشونت‌ها علیه زندانیان عادی در پاسگاه‌های پلیس و بازداشتگاه‌ها انجام گرفته است. یکی از این بازداشتگاه‌ها در ماه اوت پس از آن که اسناد این خشونت‌ها هویدا گردید بسته شد. ماه گذشته، مجلس ایران مرگ‌ها و ادعاهای اعمال شکنجه را مورد تحقیق قرار داد و از دادستان سابق کل تهران سعید مرتضوی به عنوان شخص مسئول نام برد. علیرغم این که گروه تحقیق اتهامات مربوط به آزارهای جنسی را مردود شمرد، اعلام کرد که خشونت‌های گسترده در این بازداشتگاه انجام پذیرفته است. هرچند، هنوز نه مرتضوی نه هیچ کس دیگری به اتهام دست داشتن در این تخلف مورد پیگرد قانونی قرار نگرفته‌اند.

تا امروز، ما رقم دقیقی از تعداد کسانی که توسط ماموران دولتی ایران در آخرین موج از سرکوبی‌ها کشته شده‌اند در دست نداریم. ارقام رسمی به احتمال زیادی غیرواقعی هستند.

دلیل عدم اعلام این گزارش‌های تا حدودی به خاطر تهدید خانواده‌های قربانیان است. یکی از دوستان خانوادۀ خود من دختر ۱۶ ساله‌ای داشت که در خیابان در اولین روز از اعتراض‌ها تیر خورد. خانواده‌اش مرگ وی را به دلیل فشار ماموران دولتی ایران گزارش نکرده‌اند. ترس از آن است که اگر آنها این خبر را عمومی سازند، ماموران دولتی تنها فرزند باقی ماندۀ این خانواده را مجازات خواهند کرد. این پسر یک دانشجو است و اگرچه در تظاهرات شرکت نداشته ‌است، ولی ماموران دولتی این امر را روشن ساخته‌اند که چنانچه خانواده مرگ دخترشان را گزارش دهند، او یک هدف است.

این تهدیدها توخالی نیست. ماموران دولتی به تازگی مشغول هدف قرار دادن فرزندان و وابستگان رهبران مخالف هستند. برای مثال، عاطفه امام، دختر ۱۸ سالۀ جواد امام، رییس ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی در تهران، زندانی شده است و تحت فشار قرار گرفته تا «اعتراف» کند که پدرش مجرم بوده است. همزمان، به نقل از مادر وی، لیلی سادات جلال‌زاده، دولت عاطفه را شکنجه کرده تا بر پدرش فشار بیاورد که متهم بودن دیگر اشخاص در اطراف موسوی را اعتراف کند.

در دسامبر، خواهرزاده میرحسین موسوی رهبر مخالفان مورد اصابت گلوله‌ای قرار گرفت و کشته شد. در همان ماه، ماموران دولتی ایران خواهر شیرین عبادی برندۀ جایزۀ نوبل و مدافع حقوق بشر را دستگیر کردند. عبادی در مصاحبه‌ای با امید معماریان چاپ شده در «انتر پرس سرویس» گفت که ماموران دولت ایران “خواهر من را به عنوان گروگان گرفته‌اند، به این امید که من از فعالیت‌های خود دست بکشم”.

تعدیات علیه جامعۀ بهائیان ایران نیز در این مدت، شدت گرفته است.  هفت تن از رهبران جامعۀ بهائی اکنون در تهران در حال محاکمه پشت درهای بسته به اتهام جاسوسی روبرو هستند. مجمع معنوی ملی بهائیان ایالات متحده آمریکا اذعان کرده است که قوانین ایران زندانی کردن افراد بدون تفهیم اتهام برای دو ماه را ممنوع کرده است. در این مورد، همچون بسیاری از سایر مواردی که اینجا مورد بحث قرار گرفت، ماموران دولتی ایران نه تنها کنوانسیون‌های حقوق بشر را که ایران یکی از اعضای آن است، بلکه همچنین قوانینی را که خود مورد تصویب قرار داده‌اند نقض کرده‌اند.

اعدام زندانیان و معترضان نیز افزایش یافته است. در تاریخ ۲۸ ژانویه، محمدرضا علی زمانی و آرش رحمانی‌پور به جرم «محاربه» یا جنگ با خدا اعدام شدند. اگرچه مقامات دولت ایران مدعی شدند که آن دو در تظاهرات ضددولتی پس از انتخابات مناقشه‌انگیز فعال بودند، اما وکیل رحمانی‌پور اعلام کرد که وی یک ماه پیش از انتخابات دستگیر  شده بود.

از حضور وکیل او به منظور دفاع  در محاکمۀ نمایشی وی در ژوئن جلوگیری به عمل آمد و وکیلش از شنیدن خبر اعدام موکلش از طریق اخبار شوکه گردید. پدرش خبر اعدام پسرش را از تلویزیون شنید. نه نفر دیگر از فعالان به جرم محاربه محکوم شده‌اند و در انتظار اجرای حکم اعدام هستند. بیش از صدها نفر در انتظار محاکمه قرار دارند، هرچند از دسترسی به وکیل محروم شده‌اند.

در ۱۵ فوریه، شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد به شدت ایران را در طی نشست «بررسی دوره‌ای جهانی» (یو. پی. آر.) که شامل مرور وضعیت همه اعضای سازمان ملل می‌شود مورد انتقاد قرار داد. نمایندۀ ایران این انتقاد را مردود دانست و پیشنهادهای مهم سازمان ملل را در خصوص بهبود وضعیت حقوق بشر در این کشور نپذیرفت. ایران توصیه‌هایی را چون توقف اعدام‌مجرمان نوجوان؛ تضمین‌هایی در مورد برگزاری محاکمۀ عادلانه، تحقیق در خصوص اتهامات شکنجه از جمله تجاوز به عنف، و آزاد کردن افرادی بازداشت شده‌ای که برای احقاق حقوق انسانی خود به طور مسالمت‌آمیز رفتار کرده‌اند، رد کرد. در حالی که ایران پیشنهادی را مبنی بر همکاری با کارشناسان حقوق بشر سازمان ملل متحد پذیرفت، چندین توصیه‌دیگر را به منظور اجازه بازدید گزارشگر مخصوص شورا در زمینه شکنجه از این کشور نپذیرفت. به گزارش سازمان عفو بین‌الملل، ایران توصیۀ احترام به آزادی مذاهب را پذیرفت اما توصیه‌ای به منظور پایان تبعیض علیه بهائیان را قبول نکرد.

چرا ایران نسبت به فشار در مورد حقوق بشر حساس است

به رغم رد این توصیه‌ها از طرف ایران، باید یادآور شد که مقامات ایرانی نسبت به انتقاد از پروندۀ حقوق بشر خود حساس هستند. این عمدتا به دلیل جاه‌طلبی ایران، برای شناساندن خود  به عنوان رهبر منطقه است. ماهیت انقلاب خود محرک این انگیزه است. سه دهه پیش، این ایران – نه واشنگتن-  بود که صحبت از تغییر رژیم ‌می‌کرد. انقلابیون پیروز به دنبال صدور انقلاب به کشورهای همسایه با هدف بازآفرینی خاورمیانۀ مورد تصور خودشان  بودند.تلاش‌های تهران شکست ژرفی خورد. هیچ کشور دیگری راه تهران را دنبال نکرد، و از اوایل دهه ۱۹۹۰، روشن بود که انقلاب ایران خود دچار مشکل است. ایران ورشکسته، جنگ‌زده، منزوی، و دچار کمبود سرمایه‌گذاری ‌بین‌المللی بود. ایران یک پیشوا و رهبر نبود.

در واکنش به این واقعیت‌ها، تهران یک رویکرد جدید اتخاذ کرد. به جای صادر کردن انقلاب، ایران در پی این شد تا به یک مدل حکومت اسلامی تبدیل شود تا دیگران بخواهند از آن  تقلید کنند. اما کشورهایی که هدفشان بازی کردن نقش رهبری است، چاره‌ای جز اینکه سوابق خود را پاسداری کنند ندارند. همانطور که عکس‌العمل خشونت‌آمیز دولت ایران در مورد تظاهرات انتخاباتی بیشتر باعث بی‌اعتبار شدن دولت در داخل شد، توجه ‌بین‌المللی بر نقض حقوق بشر در ایران کمک خواهد کرد که صلاحیت این کشور برای رهبری منطقه تضعیف شود.تهران این را می‌داند. این تا حدی دلیل آن است که چرا تهران سرمایۀ زیاد دیپلماتیکی صرف کم‌رنگ کردن قطعنامه‌های محکومیت کارنامۀ حقوق بشر خود در نهادهای ‌بین‌المللی می‌کند. همچنین دلیل آن است که چرا دولت ایران در منحرف کردن توجه‌ها از پروندۀ خود فوراً به انتقاد از تضییع حقوق توسط واشنگتن می‌پردازد. به عنوان مثال، ایران محمدجواد لاریجانی را که یک مقام بلندپایه و باتجربه، دبیر کل شورای عالی حقوق بشر ایران و نیز از اعضای خانوادۀ برجستۀ لاریجانی‌هاست به نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل در ژنو فرستاد. اعزام  چنین نمایندۀ عالی رتبه‌ای نشان دهنده اهمیتی است که تهران به دفاع از کارنامۀ حقوق بشر خود در صحنۀ ‌بین‌المللی می‌دهد.

این را با رفتار کره شمالی و یا میانمار، که بیشترمواقع محکومیت خود را در مورد پروندۀ حقوق بشرشان نادیده می‌گیرند، مقایسه کنید.

حقوق بشر به فریاد جنبش سبز ایرانیان تبدیل شده است. امروز، بلندترین صداهای که خواستار احترام به حقوق بشر هستند از خود جامعّۀ مدنی ایران و رهبران آن برمی‌خیزد.

انتقاد از پروندۀ حقوق بشر ایران نباید با دخالت در امور داخلی ایران، اشتباه شود. به عنوان یکی‌از امضاء کنندگان کنوانسیون‌های متعدد، ایران تعهد قانونی دارد که از حقوق بشر حمایت کند- و اگر ایران به تعهدات خود پایدار نباشد، جامعۀ ‌بین‌المللی موظف است که اعتراض خود را بازگو نماید.

پیشنهادها

جهان نباید وضیعت حقوق بشر در ایران را به فراموشی بسپارد. مدت‌هاست که فقط به‌طور ویژه بر روی موضوع هسته‌ای تمرکز شده در حالی که از توجه به چالش‌های دیگری که سیاست‌های دولت ایران مطرح می‌کند کوتاهی گردیده است. این مساله نه تنها به زیان حقوق بشر در ایران بوده بلکه حتی باعث محدودیت، یک بعدی شدن و در نتیجۀ ناموفق بودن سیاست واشنگتن در مورد ایران شده است

جامعۀ جهانی ‌می‌تواند کارهای بسیاری به منظور توقف نقض حقوق بشر در ایران به انجام برساند. و آمریکا‌ می‌تواند همگام با متحدان خود در جامعۀ جهانی‌ کارهای زیادی در این مورد انجام دهد. نمونه‌هایی از اقداماتی که می‌تواند انجام پذیرد، در زیر گفته شده است.

۱- سکوت را بشکنید: این امر باید کاملا شفاف باشد که از نقطه نظر اخلاقی‌ ایالت متحده از تقاضا مردم ایران برای حقوق انسانی‌شان حمایت می‌کند. سکوت شفافیت را خدشه‌دار می‌کند. ایالت متحده باید قویا و پیوسته از بدی وضعیت حقوق بشر در ایران سخن بگویند. در بیانیه‌های دولت آمریکا‌، به خصوص در طی نشست «بررسی دوره‌ای جهانی» سازمان ملل متحد، علامت ضربدری در کنار وضعیت حقوق بشر در ایران قرار داده شده است. با این حال، بیانیه‌هایی که دربارۀ حقوق بشر در ایران صادر می‌شود باید پیوسته باشد و از ویژگی زبان کنشگرایانۀ آمریکا در خصوص ایران برخوردار باشد نه اینکه فقط موقتی و واکنش‌گرایانه انجام پذیرد.

۲- فشار بر ایران در مجامع بین‌المللی: ایالت متحده باید، با همکاری جامعۀ جهانی،‌ از هر فرصتی در مجامع ‌بین‌المللی به منظور فشار بر ایران در مورد پروندۀ حقوق بشری‌اش بهره جوید.

۳- تعیین نماینده‌ای ویژه سازمان ملل: برای نمونه، ایالت متحده باید در کنار جامعۀ ‌بین‌المللی خواستار برگزاری یک نشست ویژه شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد شود که هدف آن تعیین یک نمایندۀ ویژه سازمان ملل در مورد حقوق بشر در ایران باشد. این اقدامی‌است که مدافعان برجستۀ حقوق بشر در ایران، همانند مهرانگیز کار و شیرین عبادی، بارها خواستار آن شدنده‌اند.

۴- حقوق بشر بخشی از تلاش‌های دیپلماسی با ایران شود: در حال حاضر دیپلماسی در ایران، با توجه به فلج شدن سیاسی تهران پس از اختلافات انتخاباتی، بیهوده به نظر می‌رسد. با این حل، هر گاه که دیپلماسی دوباره از سر گرفته شود، نباید فقط محدود به مسالۀ هسته‌ای باشد. برعکس، باید وضعیت حقوق بشر در ایران در دستور کار قرار گیرد. فشار بر ایران در مجامع ‌بین‌المللی آن زمانی‌موثرتر می‌‌شود که، واشنگتن بر روی پروندۀ حقوق بشر ایران هم از راه‌های دیپلماتیک فشار بیاورد.

۵- حقوق بشر را باید به خاطر خود آن دنبال نمود: بسیاری از ازاعضای جامعۀ حقوق بشر نگران این امر هستند که حقوق بشر به عنوان ابزاری برای کسب امتیاز در موضوع هسته‌ای به کار گرفته شود. در نتیجه، حقوق بشر به برگه‌ای برای چانه‌زنی ‌در مذاکرات هسته‌ای تبدیل گردد و این مهم قربانی تضمین یک قرارداد هسته‌ای شود. این یک رویکرد فاجعه‌آمیز خواهد بود. برعکس، حقوق بشر باید به خاطر اهداف خودش، با در نظر گرفتن منافع درازمدت و قدرت نرم ایالات متحده در ایران، دنبال شود.

۶-  تنش‌های نظامی در حداقل ممکن نگاه داشته شود: هنگامی که تهدیدات نظامی به میان می‌آید، ایالت متحده باید با احتیاط گام بر دارد. در زیر سایۀ تهدید نظامی خارجی‌، نبرد دشوار مدافعان حقوق بشر در ایران تقریبا غیرممکن می‌‌شود، چرا که دولت ایران در بهره‌برداری از تهدیدات خارجی ‌برای سرکوب مخالفان داخلی بسیار مهارت دارد.

۷- از مردم محافظت کنید و متجاوزین را هدف قرار دهید: ایالت متحده باید از تحریم‌هایی که باری بر شانۀ مردم و نه دولت ایران، می‌گذارد بپرهیزد. تحریم‌های گسترده‌ای که کلّ اقتصاد ایران را هدف قرار می‌دهد باعث می‌‌شود که شهروندان عادی خیلی‌ بیشتر از نخبگان قدرت صدمه ببینند.‌ هرگونه تحریم جدید نه تنها باید بیزاری از رفتارهای ‌بین‌المللی تهران را نشان دهد، بلکه به روشنی نشان دهد که ایالت متحده به تعهد خود برای آسیب نرساندن به شهروندان عادی ‌ایران پایبند است. ایالات متحده باید تحریم‌های خود را بر روی نقض‌کنندگان حقوق بشر متمرکز کند. تحریم‌های هدفمند باید بر افراد خاص معینی‌ در داخل حکومت و سپاه پاسداران، که مسئول سرکوب و نقض حقوق بشر است، تحمیل شوند.

۸- سیاست‌هایی‌ که به‌طور غیرعمدی مردم ایران را مجازات می‌کنند، اصلاح شوند: به عنوان بخشی از تحریم‌های گسترده علیه رژیم ایران که در دو دهه گذشته به وجود آمده است، سیاست‌های آمریکا در وضیعتی باقی ‌مانده که به طور غیرعمدی باعث رنج بیشتر مردم بی‌گناه ایران می‌‌شود. برای مثال، تحریم‌های ایالات متحده مانع از این می‌‌شود که آمریکا یی‌ها به سازمان‌های مشروع حقوق بشر در ایران پول اهدا کنند. با وجود اینکه وزارت امور خارجۀ آمریکا به تازگی اعلام کرد که با رفع محدودیت‌ها در ارسال نرم‌افزار ارتباطی‌ به ایران که مدافعان حقوق بشر در ایران را تواناتر می‌سازد، در حال برداشتن اولین گام به سوی اصلاح سیاست‌های غیرمفید برای ایران است، سیاست‌گزاران باید به نگاهی‌ ژرف‌تر در سیاست‌های کنونی در خصوص ایران از این گام بحرانی فراتر رفته و اصلاحات مشابهی را انجام دهند.

تقدیر شورای ملّی ایرانیان آمریکایی (نایاک) از معرفی دو لایحه برای یاری به مردم ایران

واشنگتن دی سی – شورای ملی ایرانیان آمریکایی از تقدیم لایحه اچ.آر.۴۳۰۳ امروز، لایحه حمایت از مردم ایران، در مجلس نمایندگان حمایت کرده و از نمایندگان حامی این لایحه، کیت الیسون (نماینده دموکرات مینه سوتا) و ویلیام دلاهانت (نماینده دموکرات ماساچوست) تقدیر می‌کند. در حالیکه سیاستگذاران در صدد یافتن بهترین راه برای حل مناقشه هسته‌ای و تغییر نحوه رفتار دولت ایران هستند، باید توجه داشت که مردم ایران در این مناقشات به فراموشی سپرده نشوند.

همچنین امروز لایحه اچ.آر.۴۳۰۱، لایحه توانمند سازی دیجیتالی ایران، توسط جیم موران (نماینده دموکرات ویرجینیا)، بیل دلاهانت (نماینده دموکرات ماساچوست)، و باب اینگلیس (ج-کارولینای جنوبی) نمایندگان کنگره تقدیم مجلس شد. این لایحه مهم برای اطمینان از عدم محدودیت مردم ایران در دسترسی به ابزارهای لازم برای عبور از کنترل‌های اطلاعاتی و امنیتی دولت ایران و عدم محدودیت در ایجاد ارتباط با یکدیگر و با دنیای خارج است که مردم ایران بتوانند صدایشان را به گوش جهانیان برسانند.

به نماینده‌تان بگویید از این لایحه حمایت کند. بدین منظور اینجا را کلیک کنید.

«لایحه حمایت از مردم ایران»

در حال حاضر با تحریم های موجود، بیشتر مبادلات بین مردم آمریکا و ایران بدون دریافت مجوز ویژه، ممنوع است. این بدین معنی است که سیاستگذاری آمریکا در واقع ایرانیان و آمریکاییان را از همکاری با یکدیگر در پروژه‌هایی همچون ساخت بیمارستان و مدرسه و یا ترویج حقوق بشر در ایران منع می‌کند. لایحه حمایت از مردم ایران به سازمان‌های غیردولتی این اجازه را می‌دهد که به طور مستقیم با مردم ایران همکاری کنند و نیز حذف محدودیت‌هایی است که تنها نتیجه‌اشان دور کردن مردم ایران از جامعۀ جهانی است.

هدف لایحه حمایت از مردم ایران همچنین محدود کردن شرکت‌هایی ست که نرم‌افزارها و تکنولوژی مورد استفاده برای سانسور اینترنت و عملیات اطلاعاتی بر علیه مردم ایران را در اختیار دولت ایران قرار می‌دهند. این شرکت‌ها هم اکنون با وجود یاری ‌رساندن به این سرکوب در ایران ، با دولت آمریکا قراردادهایی دارند – این لایحه سرمایه‌گذاری دولت را در این شرکت‌ها ممنوع می‌کند. این لایحه همچنین متجاوزان حقوق بشر در دولت ایران را مورد هدف قرار داده و محدودیت‌هایی برای سفر آنها ایجاد و سایر دولت‌ها را نیز به این امر تشویق می کند.

تریتا پارسی، دبیر شورای ملی ایرانیان «نایک»، در مورد اهمیت این لایحه می‌گوید: “حمایت از مردم ایران بدین معنی نیست که حمایت از ایرانیان را با صدای بلند اعلام کنیم اما در عین حال تحریم‌هایی را که همین ملت را تحت فشار قرار می‌دهند پیش ببریم. این امر بدین معنی نیست که مردم‌‌سالاری را از خارج طوری بر آنها تحمیل کنیم که تلاش‌های مردمی را که در داخل ایران برای کسب دموکراسی مبارزه می‌کنند تحت فشار قرار دهیم. حمایت از مردم ایران بدین معنی است که – در قدم اول- دربارۀ چندین دهه سیاست اشتباه آمریکا در برابر ایران که ناخواسته باعث قدرت گرفتن تندروها در ایران شده فکر کنیم.

لایحه توانمندسازی دیجیتالی ایران

تریتا پارسی، دبیر شورای ملّی ایرانیان «نایاک» از این پیشنهاد جدید حمایت کرده و آن را “تصحیح بسیار دیرهنگام یکی از نابود کننده‌‌ترین وجه‌های” تحریم‌های آمریکا بر علیه ایران دانست. در حال حاضر به علت وجود شبهاتی در قوانین فعلی تحریم، شرکت‌ها و شهروندان آمریکایی از فرستادن نرم‌افزار به مردم ایران منع شده‌اند و این ممنوعیت همچنین شامل ابزارهای ارتباطات و ضدسانسور مهمی است که می‌توانند جریان آزاد اطلاعات را فراهم سازد. لایحه توانمندسازی دیجیتالی ایران مشخص کرده که تحریم‌های آمریکا شامل نرم‌افزارهایی را که به مردم ایران کمک می‌کند تا سانسورها و کنترل‌های اطلاعاتی دولت را خنثی کنند و همچنین نرم‌افزارها و خدمات ارتباطی نمی‌شود.

تریتا پارسی افزود: “تحریم‌ها به تنهایی باعث تغییر رویه دولت ایران نخواهند شد، اما قوانین دولت آمریکا به هیچ وجه نباید از امکان دسترسی مردم ایران به اطلاعات و ابزارهای ارتباطی آن‌لاین جلوگیری به عمل بیاورند.” به تازگی شرکت‌های مایکروسافت و گوگل تعدادی از خدمات تبادل پیام سریع (مسنجر) خود را برای کاربران ایرانی قطع کرده‌اند و این اقدام را به تحریم‌های دولت آمریکا پیوند داده‌اند. همچنین شبکۀ اجتماعی فیس بوک قبل از انتخابات در صدد بود که خدمات خود را در ایران متوقف کند که سرانجام تصمیم گرفت این حرکت را انجام ندهد و می‌دانیم که اگر فیس بوک این کار را کرده بود مردم ایران را از یکی از حیاتی‌ترین راه‌های اطلاع‌رسانی وقایع پس از انتخابات به دنیای خارج محروم می‌ساخت. اما همچنان قوانین کنونی دربارۀ قانونی بودن ارایه خدمات آن‌لاین به ایران ایجاد شبه می‌کنند.

گواه از پیش‌نوشتۀ دکتر تریتا پارسی دستیار پژوهشگر موسسۀ خاورمیانه

جلسۀ بررسی دربارۀ تحریم‌های ایران: گزینه‌ها، فرصت‌ها، و پیامدها

از شما که به من اجازه ایراد این گواه را در خصوص سیاست‌های ایالات متحده در مواجه با ایران دادید سپاسگزارم.

با توجه به مبارزه در جریان مردم ایران برای کسب حقوق خود و تلاش به منظور یافتن راه‌حلی سیاسی در مورد بن‌بست هسته‌ای، موضوع تحریم‌ها به طور ویژه شایستۀ بحث موشکافانه‌ای است.

به عنوان نماینده بزرگترین سازمان مردمی – یعنی شورای ملّی ایرانیان آمریکایی – که آمریکاییان ایرانی‌تبار را در ایالات متحده نمایندگی می‌کنند – مایلم تا بر این نکته تایید ورزم که هیچ گروهی از آمریکاییان بیش از جامعه‌ی ما نگران فرجام جنبش دموکراسی‌خواهی در ایران نیست و هیچ گروهی از آمریکاییان بیش از جامعه‌ی ما از سیاست‌های دولت ایران رنج نکشیده است.

چیزی که ما در شش ماه گذشته در ایران شاهد آن بوده‌ایم یک دگرگونی ساختاری است. در تاریخ ۳۰ سالۀ حکومت کنونی ایران، هیچگاه مردم چنین بیشمار به خیابان‌ها بیرون نریخته بودند تا که احترام به رای و حقوق خود را خواستار شوند. و هیچگاه حکومت به اندازۀ کنونی دچار اختلاف عقیده نبوده است. شدت و خشونت کشمکش‌های در میان کارگزاران درون نظام سیاسی ایران نباید دست‌کم گرفته شود.

انتخابات بحث‌برانگیز ماه ژوئن با سرکوبی بسیار شدید دنبال شد که به نوع خود نقض فاحش حقوق بشر بود که بوسیله مقامات مسئول ایران به موقع اجرا در آمد. اکنون نقض حقوق بشر در ایران، بنا بر گزارشی که توسط سازمان «عفو بین‌الملل» در هفته گذشته منتشر شد، در بدترین وضعیت خود در طول ۲۰ سال گذشته قرار دارد. این گزارش دولت ایران را متهم می‌کند که “بیشتر نگران چگونگی سرپوش گذاشتن بر بدرفتاری است تا آگاهی از حقیقت”.

با وجود سرکوبی، شکنجه، تجاوز و کشتار در زندان‌ها، هنوز جنبش مخالفان از اعتراض‌های خود دست نکشیده است. در همین هفته گذشته، تظاهرات تازه‌ای در ایران براه افتاد که در آن در واکنش به خشونت مقامات دولتی، خواسته‌های تظاهرکنندگان جسورانه‌تر ابراز شد تا ملایم‌‌تر.

جنبش مخالفان در ناکام کردن دولت احمدی نژاد در عادی‌ نشان دادن شرایط موفق بوده است. استقامت و عزم راسخ جنبش سبز هم تندروهای داخل ایران و هم جامعۀ جهانی را مبهوت خود ساخته است. این تصور که اعتراض‌های به وقوع پیوسته تنها پدیده‌ای گذارا هستند و نمی‌توانند تغییر اساسی را در چشم‌انداز سیاسی ایران موجب شوند، نابخردانه است.

در هنگامه این دگرگونی ساختاری، آمریکا اقدام ابتکاری خود را – یعنی جست‌وجوی دیپلماسی در مواجه با ایران با هدف کاهش تنش‌های میان ایالات متحده و ایران و جلوگیری از گسترش سلاح‌های هسته‌ای – آغاز کرده است.

دولت اوباما این امر را روشن ساخت که آغاز چنین گفت‌وگوهایی به معنی نامحدود بودن زمان برای آن نیست، و اگر پیشرفتی در آن حاصل نشود، دولت تحریم‌های سختی را علیه ایران پیگیری خواهد کرد. من در این سخنان نمی‌خواهم به بررسی این نکته بپردازم که آیا روش‌های سیاسی کافی هستند یا زمان لازم به منظور برطرف کردن موانع برای دست‌یابی به توافق موقت در خصوص موضوع هسته‌ای داده شد، و یا همین هفته‌های گذشته، پیش از ضرب‌الاجل ۳۱ دسامبر برای دیپلماسی، زمان بایستی برای یافتن راه‌حل سیاسی مورد استفاده قرار می‌گرفت یا برای اعمال تحریم‌ها برنامه‌‌ریزی می‌شد. ترجیحا، با در نظر گرفتن حرکت کنونی به سوی اعمال تحریم‌ها، من مایلم تا دربارۀ برخی از عواملی که وقتی گزینه‌های تحریم‌ها مختلف مورد بررسی قرار می‌گیرد نیازمند توجه هستند سخن بگویم.

نخست، اثرگذاری تحریم‌ها بر روی مردم ایران در محاسبات ما به ندرت به حساب آمده است. مردم ایران به روشنی بار سنگین فشار‌های اقتصادی را تحمل کرده‌ و از آن رنج برده‌اند چراکه تحریم‌های موجود بسیار کلی و بدون هدف بوده است. در عین حال، حکومت ایران، به طور نسبی آسیب‌ناپذیر باقی مانده و رنج این تحریم‌ها را به دوش مردم ایران اندخته است.

در حالی که دولت منابع جبران تاثیرات تحریم‌ها را در اختیار دارد، مردم عادی در ایران از چنین گزینه‌ای محرومند و بار مشقت‌های اقتصادی را بر دوش می‌کشند. افزون بر این، تحریم‌ها از ارتباطات و تعامل میان مردم ایران جلوگیری کرده و این خود اثری منفی و مستقیم بر توانایی این مردم برای اعمال فشار به منظور اصلاحات سیاسی داشته است. برای مثال، پیش از انتخابات ایران، شرکت‌های میکروساف و گوگل هردو خدمات تبادل سریع پیام (مسنجر)‌های خود را به استناد تحریم‌های ایالات متحده در ایران تعطیل کردند. ممنوع ساختن قابلیت ایرانیان برای ارتباط با جهان خارج تنها به عواملی در ایران که در پی تحکیم پایه‌های قدرت خود از راه منزوی کردن مردم خود هستند یاری می‌رساند. همانگونه که در همین تابستان گذشته شاهد بودیم، وقتی اخبار و وسعت تظاهرات بی‌سابقۀ مردم با بهره‌گیری از «فیس‌بوک» و «یوتوب» به خارج از ایران رسید، اثبات گردید که توانایی ارتباطات با سراسر جهان برای مبارزه آنان به منظور کسب آزادی سیاسی نقش پایه‌ای دارد. سیاست‌های مبتنی بر تحریم‌های ما، نباید این مبارزۀ خود به خود نفس‌گیر را برای کسب دموکراسی دشوارتر سازد.

در نتیجه جای شگفتی ندارد که رهبران جنبش سبز موضع خود را در برابر این تحریم‌ها به روشنی اعلام کرده‌اند. در اواخر سپتامبر، موسوی اظهار داشت که تحریم‌های تازه “تحميل رنج‌هاى بسيار بر مردمى است كه مصيبت دولتمردان ماليخوليازده برای‌شان كافى است… و ما با اعمال هر گونه تحريمى عليه ملت خود مخالفيم.”

در واقع، پس از تحولات بی‌سابقۀ همین تابستان گذشته، ادامه بی‌توجهی به اثر تحریم‌های کلی افزون نه تنها به مبازره ایرانیان برای کسب دموکراسی خدمت نمی‌کند که ما را نیز به مخاطره می‌اندازد.

اگر ما در ادعای در کنار ایرانیان ایستادن – و نه پشت‌شان را خالی کردن – جدی هستیم، به الگوی تازه در خصوص اعمال تحریم‌ها بر ایران نیازمندیم. گرچه ایرانی دموکراتیک به خودی خود بسیاری از مسایل و مشکلاتی را که ایالات متحده در خصوص سیاست ایران دارد حل نخواهد کرد، اما به احتمال زیاد می‌توان در مورد این مسایل راه‌حل‌های بسیار برجسته‌تری یافت. برای نمونه، اعمال تحریم‌هایی که به طور مستقیم بر مردم عادی صدمه‌ می‌زند جنبش دموکراسی‌خواهی را در ایران تضعیف می‌کند و این امر خود با منافع امنیت ملی بلندمدت ما که مبنی بر احترام به ایران و خاورمیانه به طور کلی است در تناقض است.

دوم، وقایع تابستان گذشته، همچنین یکی از ادعاهایی که باور داشت با اعمال تحریم‌ها می‌تواند تغییرات را در داخل ایران موجب شد از بین برد. یکی از دلایل اصلی طرح تحریم بنزین، که مورد مناقشه بوده است، شاید این باشد که مردم عادی ایران با رشد سرسام‌آور قیمت بنزین، عاصی شده و بر فشارهای خود بر دولت ایران خواهند افزود. هرچند، رفتار گذشتۀ عوام‌گراها در ایران چنین نظری را تایید نمی‌کند. در سال ۲۰۰۷، زمانی که دولت احمدی‌نژاد سهمیه‌بندی بنزین را آغاز کرد، شلوغی‌ها و درگیری‌های دو روز طول کشید و در حدود ۱۰۰۰ نفر در این اعتراضات علیه سیاست‌های اقتصادی دولت در ایران به خیابان‌ها آمدند.

در مقابل پس از انتخابات اخیر نزدیک به ۳ میلیون نفر به خیابان‌های تهران ریختند و خواستار بازشماری آراء خود شدند، و هنوز بعد از شش ماه تظاهرات ادامه دارد و از بین نرفته است.

دلیلی که موجب برانگیختن مردم شد تنگناهای اقتصادی نبود بلکه عصبانیت به علت تقلب انتخاباتی بود. در صورتی که سختی‌های اقتصادی پیش از این باعث تظاهرات پراکنده شده است، ولی این بار امید، میلیون‌ها نفر را به طور ثابت و محکم به خیابان‌ها کشیده است. تجربه نشان می‌دهد وقتی اعمال تحریم‌های کلی و بدون هدف که بر مردم ایران اثر می‌گذارد در پیش گرفته می‌شود، نخستین قربانی آن امید است. درماندگی اقتصادی یاس را می‌زاید که این خود باعث کشته شدن ایمان مردم برای توانایی در ایجاد دگرگونی است. نتیجۀ نهایی این امر از میان رفتن شور و اشتیاق سیاسی است که تنها به منافع کانون سیاسی اطراف آیت‌الله خامنه‌ای خدمت می‌کند.

تحریم‌های کلی و بی‌هدف حتی می‌توانند به روش‌های دیگر نیز دولت ایران را تقویت کند. به خصوص تحریم‌های مربوط به صنایع نفت ایران که بر پایه‌های اقتصادی پرسش برانگیزی مبتنی‌اند. ایران به طور تقریبی ۲۵ تا ۴۰ درصد مصرف بنزین داخلی را با قیمت جهانی وارد می‌کند و بعد آن را به همراه بنزین تولید شده داخلی با قیمت یارانۀ دولتی، یعنی گالونی ۴۰ سنت می‌فروشد. در نتیجه، مصرف داخلی بنزین زیاد است؛ و نیز مقداری از آن هم به کشورهای همسایه قاچاق و فروخته می‌شود.

در ۱۰ سال گذشته ، این سیاست برای ایران هزینه‌ای در حدود ۱۰ تا ۲۰ درصد درآمد سالانه داخلی داشته است که البته این امر به قیمت جهانی بنزین و قیمت تصویب شدۀ دولت برای بنزین بستگی دارد. به علت نیاز دولت به درآمد بیشتر، رژیم ایران می‌خواست که یارانۀ بنزین را حذف کند و قیمت بنزین را تا سطح جهانی بالا ببرد و مصرف بنزین را کم کند ولی این طرح از ترس واکنش شدید داخلی متوقف شده است.

حتی اگر فرض شود که تحریم بنزین موثر به شمار می‌آید، نتیجه چه خواهد بود؟ مصرف این فرآورده به سرعت پایین می‌آید و درآمد دولت بالا می‌رود چراکه دیگر اجباری ندارد تا برای وارد کردن بنزین هزینه‌ای بکند.

اگر تهران اجازه دهد که بنزین عرضه شده به قیمت برابر با خرید آن فروخته شود، قیمت بنزین به حدی افزایش می‌یابد که این خود به معنی حذف یارانه‌ها هم برای بنزین وارداتی و هم برای بنزین داخلی است؛ در نتیجه، دولت درآمد بیشتری برای هزینه کردن در جاهای دیگر- احتمالا برنامۀ هسته‌ای خود- خواهد داشت. این تحریم‌ها کاری می‌کند که تهران سال‌ها درصدد انجام آن بوده است.

سوم، توانایی تحریم‌ها برای ایجاد دگرگونی، در گرو مشارکت بین‌المللی در اعمال این تحریم‌ها علیه رژیم ایران است. ایجاد توافق بین‌المللی بسیار پراهمیت است، به‌ویژه هنگامی که کشور صادر کنندۀ انرژی همچون ایران هدف قرار می‌گیرد. دولت اوباما به‌طور موفقیت‌آمیزی توانسته است که اعضای شورای امنیت را نه از راه هدف قرار دادن متحدان خود به وسیلۀ تحریم‌های اضافی دیگر بلکه با همکاری با آنها متحد سازد. تحریم‌های یک جانبۀ ایالات متحده که باعث مجازات متحدان نیز می‌شود، اتحاد کنونی را به مخاطره می‌اندازد. برندۀ نهایی این سناریو دولت ایران است که برای سودجویی از این تفرقه در جامعۀ بین‌المللی فرصت‌هایی برایش فراهم می‌شود. در هنگام برخورد با چالش‌هایی که توسط دولت ایران در جامعۀ جهانی بوجود می‌آید، ایالات متحده باید به صورت اتحاد دهنده عمل کند نه به صورت تفرقه‌افکنانه و سیاست‌های تحریم‌ها بایستی بر همین اساس سنجیده شود.

این به این معنا نیست که تحریم‌های ایالات متحده به اقتصاد ایران صدمه نمی‌زند. اما در مقابل، تردیدی نیست که تحریم‌های اقتصادی ایالات متحده موجب تنگنای در اقتصاد ایران شده است. به خصوص تحریم‌های اخیر مالی باعث ایجاد موانع قابل توجهی در اقتصاد آنان گردیده است. بانک‌ها با مشکلات زیادی در سرمایه‌گذاری در پروژه‌ها روبرو هستند، اعتبار صادرات فراهم نشده و فرار سرمایه‌ها افزایش یافته است.

با وجود تمام ضربه‌هایی که تحریم‌ها بر اقتصاد ایران وارد کرده است، این سختی به سوی تغییر مطلوبی در سیاست‌های ایران منجر نشده است. تحریم‌ها در آسیب رساندن به اقتصاد مردم ایران موثر واقع شده است، اما در تغییر رفتار دولت ایران شکست خورده است.

واشنگتن باید با دقت سیاست‌های مقابله با ایران را محاسبه کند و در این میان بررسی کارایی تحریم‌ها می‌تواند بخشی از سیاست بزرگتر را در خصوص ایران در بر گیرد. عواملی مانند تاثیر تحریم‌ها بر مردم ایران و مبارزه آنان را برای کسب دموکراسی باید در نظر گرفت. همچنین، اعمال تحریم‌های بدون هدف که می‌تواند موجب تقویت تندروهایی شود که حکومت ایران را در کنترل دارند و نیز توانایی تحریم‌ها در ایجاد شکاف در جامعۀ بین‌المللی. همۀ این عوامل نیازمند بررسی و توجه هستند.

به‌ طور ویژه، هزینۀ جانبی تحریم‌ها باید به دقت سنجیده شود. تحریم‌های بی‌هدف و دیپلماسی به ندرت می‌توانند با هم جور در بیایند. تشدید تحریم‌ها، که به گواه تجربیات گذشته نمی‌تواند در موضع هسته‌ای ایران تغییری ایجاد کند، در را بر روی عرض اندام دیپلماسی می‌بندد؛ و می‌تواند به سناریویی بیانجامد که بر اساس آن در سال‌های آینده هم دیپلماسی و هم تحریم‌ شکست بخورند. و این در حالی است که برنامۀ هسته‌ای ایران به گسترش خود ادامه می‌دهد. این امر ایالات متحده را با گزینۀ نه چندان جذابی مواجه می‌کند. این امر حائز اهمیت بسیاری است که همین امروز تصمیماتی گرفته شود تا ما را با یک تراژدی اجتناب‌ناپذیر و عملی شدن آن سناریو گفته شده روبرو نسازد.