جیسون رضاییان، روزنامه نگار بازداشت شده واشینگتن پست (سمت چپ تصویر)، به همراه آنتونی بوردین در شمال تهران، ایران

با دوست من، جیسون رضاییان که در ایران زندانی شده آشنا شوید

 

ترجمه: پوپک محبعلی

دوست من جیسون رضاییان، روزنامه نگار ایرانی- آمریکایی اخیرا در ایران دستگیر شده است. هنگام یورش به خانه جیسون، همسر ایرانی وی به همراه دو نفر دیگر که دارای تابعیت دوگانه بودند نیز بازداشت شدند. طی یک هفته ای که از بازداشت او گذشت، چهار فرد ناشناس به طور مداوم خانواده و دوستان جیسون را در رابطه با مسائل مختلف ترسانده اند، از جمله در رابطه با محل نگهداری وی، اتهامات وارده بر او، اینکه دقیقا چه کسی پشت پرده ی بازداشت جیسون هست، و اینکه مشخص نیست چقدر طول بکشد تا بی گناهی او اثبات شود. از آنجایی که جیسون از فشار خون بالا رنج می برد، به داروهایش نیاز مبرم دارد. بدون مصرف دارو، سلامتی او در خطر است.

به نظر برخی از افراد، جیسون آخرین نفر از میان تعداد بسیاری از روزنامه نگاران است که دولت ایران با آنان به طرز وحشتناکی برخورد کرده است. عده ای دیگر او را به خاطر یادداشت های پراکنده اش و یا ستون های نوشته شده توسط جیسون در واشینگتن پست می شناسند. اما برای من، او جیسون، دوست خوبم است که در ایران نیز روزنامه نگار برجسته ای به شمار می رود.

جیسون رضاییان، روزنامه نگار بازداشت شده واشینگتن پست (سمت چپ تصویر)، به همراه آنتونی بوردین در شمال تهران، ایران

جیسون رضاییان، روزنامه نگار بازداشت شده واشینگتن پست (سمت چپ تصویر)، به همراه آنتونی بوردین در شمال تهران، ایران

جیسون در گزارش هایش دیدگاه یا وابستگی سیاسی ندارد، و در نزاع های جناحی که نشان بارز سیاست ایران است نیز جانب جناح خاصی را نمی گیرد. در عوض، من شاهدبوده ام که نام او به عنوان یکی از بهترین خبرنگاران مستقر در تهران در حافظه تاریخی ثبت شده است. هنگامی که برای استخدام در واشینگتن پست مصاحبه داشت، من یکی از مراجع او بودم. سردبیر از من پرسید: “چرا باید جیسون را استخدام کنم؟” پاسخ من این بود که “چون هر کسی نمی تواند مسیر پر پیچ و خم سیاسی، اقتصادی و اجتماعی حاکم بر ایران را هدایت کند و جیسون این کار را بهتر از هرکسی انجام می دهد”. نگاهی مختصر به گزارش های او طی دو سال گذشته خود گویای این امر است.

در حالی که برای همگان آشکار است که جیسون یک روزنامه نگار کاملا برجسته و با استعداد است، خانواده و دوستانش به شما خواهند گفت که موهبت واقعی او، قلب مهربانش است. علیرغم اینکه همیشه ضرب العجلی برای انجام کارها و ارائه گزارش هایش دارد، برای دیگران وقت می گذارد و به حرف های ایشان گوش می دهد، نظرات خودش را با آنها درمیان می گذارد، و با شوخ طبعی، منش و خنده های دلچسبش همه را به سوی خود جذب می کند. از کمک به افراد برای مستقر شدن و جاافتادن در تهران گرفته تا معرفی فرصت های بی شمار گردشگری و دیدنی های ایران به خارجی ها- جیسون فردی است که همه زمانی که به کمک، مشورت یا دلداری احتیاج دارند، به سراغ او می روند.

هنگامی که پدرش به طرز غم انگیزی در سال 2011 فوت کرد، جیسون برای مدت کوتاهی به قصد جمع و جور کردن کسب و کار خانوادگی تجارت فرش ایرانی به زادگاهش در منطقه خلیج سانفرانسیسکو بازگشت. من با او تماس گرفتم تا کمک کنم استراحت کوتاهی به ذهنش بدهد. یک هفته بعد یک فرش ایرانی نفیس به در خانه ی من رسید. دیگران نیز هدایای غافلگیر کننده ای دریافت کردند. جیسون اصرار داشت این کمترین کاری است که می تواند برای دوستان خوبش انجام دهد، و همچنین شیوه ای پسندیده برای یادبود پدرش است: پس از بحران گروگانگیری در ایران، پدر جیسون به بیش از 40 نفر از گروگان ها هنگام بازگشتشان به آمریکا فرش ایرانی هدیه داد. همانطور که از قدیم گفته اند، “میوه پای درخت می افتد”.

سه روز پیش از حمله ماموران امنیتی به خانه جیسون در تهران، ما به اتفاق هم در وین بودیم تا مذاکرات هسته ای ایران را پوشش خبری بدهیم. بیش از شش ماه بود که او را ندیده بودم و همزمان شدن برنامه کاری مان خبر بسیار مسرت بخشی بود. هنگامی که مذاکرات یک روز زودتر از موعد مقرر به پایان رسید، صبح روز بعد ما یکدیگر را برای صرف صبحانه در یک رستوران ملاقات کردیم، و تا چهار ساعت بعد همچنان با هم حرف می زدیم- البته نه در مورد سیاست، بلکه در مورد زندگیمان. جیسون به من گفت که تا چه حد از زندگی متاهلی لذت می برد و رضایت دارد، و راجع به امیدها و آرزوهای خود و همسرش صحبت کرد. وقتی از هم جدا می شدیم، با هم قرار گذاشتیم حدود یک هفته ی بعد یا بیشتر در سانفرانسیسکو همدیگر را ببینیم. عصر همان روز هنگامی که جیسون وین را به مقصد تهران ترک می کرد، برایم نوشت “هنگامی که یک هفته ی دیگر یا کمی بیشتر به سانفرانسیسکو بیایم با تو تماس می گیرم”. من نیز برایش نوشتم “سعی کن چند روزی بمانی، حتما خیلی خوش می گذرد”، اما هرگز شانس دیدن دوباره او را نداشتم. 24 ساعت پس از اینکه به من به واشینگتن رسیدم، افرادی ناشناس او را به مقصدی نامعلوم در ایران منتقل کردند.

جیسون با روح آرامی که دارد می توانست یک زندگی آرام و بی دردسر در آمریکا را انتخاب کند. او با عشق به ریشه هایش به ایران بازگشت. او به من گفت “هرگز فراموش نکن اهل کجا هستی و از کجا آمده ای”. در تمام این سال هایی که جیسون را می شناسم، او به طرز خستگی ناپذیری به دنبال ساختن پلی میان ایران و دنیای خارج از ایران بوده است- حتی زمانی که دیگران سعی داشتند پلی که وی بر روی آن ایستاده است را نابود کنند.

با وجود این، نباید نگرش ذهنی مثبت وی را با ساده لوحی اشتباه گرفت. جیسون همواره با دیدی روشن و مثبت به چالش های پیش روی ایران و نیز زندگی خود نگریسته است. حتی در آخرین گفتگویی که اخیرا در وین داشتیم، او چشم انداز امیدوارانه ای نسبت به آینده ایران داشت. شاید به همین دلیل است که من طی هفته گذشته هر روز با دل پیچه از خواب بیدار شده ام- اینکه بگویم “شما فرد اشتباهی را دستگیر کرده اید “، برای توضیح این وضعیت غم انگیز به هیچ وجه کافی نیست.

هنگامی که دوستتان دستگیر شده و شما در آنسوی دنیا هستید، احساس ناتوانی می کنید. قلبم به من می گوید جیسون را ناامید کرده ام، چون هیچ کاری برایش انجام نمی دهم- اگرچه ذهنم آگاه است که نمی توانم کاری بیش از این برایش بکنم. هرچه مدت زمان بازداشت وی بیشتر طول بکشد، من احساس مسئولیت بیشتری می کنم تا اجازه ندهم داستان او به فراموشی سپرده شود. وقتی که هیچ پیشرفتی در کار حاصل نشود، اخبار مربوط به آن منقضی می شوند و احتمالا دستگیرکنندگان جیسون به خوبی از این امر آگاهند. بنابراین، این اولین تلاش من برای زنده نگه داشتن این ماجراست. امیدوارم که این آخرین تلاش من باشد- البته این به دولت ایران بستگی دارد، نه به من.

اصل این مقاله را می توانید در هافینگتون پست بیابید.

European Union Foreign Policy Chief Catherine Ashton (L) meets with Iran's Chief Negotiator Saeed Jalili in Moscow

سه راه به سوی معامله ی هسته‌ای با ایران

سه راه به سوی معامله ی هسته‌ای با ایران
‎نوشته رضا مرعشی ۱۳ مه‌ ۲۰۱۳

‎ در بحبوحه ی تشدید تحریم‌ها و لاف‌ها ی دروغین هسته‌ای غافل شدن از مذاکرات ۱۵ مه‌ کاترین اشتون، رئیس سیاست خارجی‌ اتحادیه اروپا و سعید جلیلی، رهبر مذاکره اگر تهران جهت پیگیری گفت و گو‌ها ی بین ۵+۱ و ایران در استانبول آسان است‫.‬

‎آخرین دور از مذاکرات چند جانبه بی‌ نتیجه به پایان رسید و کمی‌ بیش از یک ماه برای تنظیم قرار یک جلسه ی رو در رو طول کشیده است. در حالی‌ که هیچ تاریخی برای دور جدیدی از مذاکرات با نمایندگان هفت کشور مشخص نشده، نشست آتی میان اشتون و جلیلی فرصتی برای شروع برنامه ریزی برای چگونگی‌ پرحاصل تر کردن مذاکرات نسبت به قبل است.

‎قرار گرفتن در مسیر امیدوار کننده تری از مبادلات متناوب فعلی نیاز به چند مرحله ی کلیدی دارد:

تعادل بخشی به برگه‌ پیشنهادات متقابل
‎دولت اوباما و متحدانش در ۵+۱سزاوار اعتبارند. آنها (و اگر منصف باشیم، ایران) حاضر به کوچکترین حرکتی از مواضع تسلیم نشدنی خود در طول ۲۰۱۲ نبودند، اما با ارائه متواضعانه و موقت کاهش تحریم ها  در ازای محدودیت‌ها ی قابل اثبات بر برنامه ی هسته‌ای ایران، خردمندانه توپ را در زمین تهران قرار دادند. این گام اولین مهم‌ است و حال نوبت ایران برای حرکت رسیده اما پیشنهاد فعلی معامله‌ای که تهران توان عرضه ی آن را در ایران داشته باشد فراهم نمی‌‌سازد. و اگر تهران توان عرضه ی معامله را به زینفعان سیاسی داخلی‌ مختلف خود نداشته باشد، ما دوباره به خانه ی اول باز خواهیم گشت. همین اصول در واشنگتن هم صادق هستند. تعادل بخشی به برگه‌ ی پیشنهادات از طریق یک فرایند گام به گام بر اساس روابط متقابل فراهم آورنده ی عظیم‌ترین فرصت ساخت رابطه ی دو طرفه ی ماندگاری خواهد بود که توان بر جای ماندن در سیاست ستیزه جوی  داخلی‌ هر دو پایتخت را دارد.اگر این به این معنا باشد که ما برای دریافت بیشتر باید ارائه ی بیشتری داشته باشیم، ما باید سرمایه ی سیاسی را برای انجام آن‌ بگذاریم.

گسترش مذاکرات
‎ایران برای حل هفت چالش امنیت ملی‌ ایالات متحده که منع گسترش سلاح، امنیت انرژی، سوریه، افغانستان، عراق، مبارزه با تروریسم و صلح اسرائیل و فلسطین هستند، حیاتی است. موقعیت موجود آمریکا در برابر ایران هر هفت چالش را تشدید می‌کند. با وجود این، دولت اوباما به مدت طولانی‌ از مذاکرات (بی‌ خیال گفت و گوی‌ها ی واقعی) با ایران جز در حوزه ی منع گسترش سلاح هسته‌ای خودداری کرده، اما همیشه اینطور نبوده است. دور اول مذاکرات در سال ۲۰۰۹ با تمرکز بر برنامه هسته‌ای ایران انجام شد، اما بحث‌ها ی حاشیه ای در کنار تمرکز بر روی مبحث اصلی‌ صورت گرفتند.این تصادفی نیست که هر دو طرف در دوره ی ریاست جمهوری اوباما به نزدیکترین نقطه ی توافق   رسیده اند. ۵+۱ و ایران باید دوباره در همان سطح گفت گو کنند، چرا که راه حل وضع همواره رو به وخامت حقوق بشر در سوریه و ایران ( با تفاوت در مقیاس و گستردگی شان) فرصت‌هایی‌ منحصر به فرد را ارائه میدهند. در آماده سازی برای مذاکرات چند حزبی بعدی، اشتون باید به جلیلی ابلاغ کند که ۵+۱ آماده ی مذاکره در زمینه ی نگرانی مشترک بر سوریه و حقوق بشر در ایران است.اگر دور بعدی مذاکرات ( و یا هر مذاکراتی در آینده ) صرفاً محدود به برنامه ی هسته‌ای ایران باشند، به احتمال زیاد با شکست مواجه خواهند شد.

آغاز با در ذهن داشتن پایان
‎در طول زمان دولت اوباما، اولویت آمریکا تلاش برای اقدامات کوچک اعتماد ساز بدون روشن سازی اهداف بلند مدتش در برابر ایران بوده. این بهتر از هیچ است، اما با توجه به عدم وجود اعتماد میان واشنگتن و تهران، کارایی‌ گام‌های تاکتیکی کوچک لازم است و تا امروز این گام‌ها بی‌ تأثیر بوده اند. به همین دلیل است که دولت اوباما همراه با متحدانش در ۵+۱، باید بر تعیین خواسته‌ای نهایی تصمیم گرفته -چشم اندازی دقیق برای روابط عادی با ایران- و پس از آن‌ به وضوح این را به تهران بگویند. هدف از تحریم ها، جنگ اینترنتی، ترور مخفیانه، و دیگر اشکال فشار چیست؟ این موضوع به ندرت عنوان می‌‌شود، و نشانگر این حکمت است که اگر نمی‌دانید کجا می‌روید، هر راهی‌ شما را به آنجا خواهد رساند. تنها در حالتی که واشنگتن و تهران قادر به دیدن یک نور در انتهای تونل باشند، بی‌ میلی برای مخاطره کردن جهت صلح به احتمال زیاد باقی‌ خواهد ماند، و در عوض هر دو طرف اختلاف را به سمت یک رویارویی نظامی که هر دو به طور جداگانه در پی‌ جلوگیری از آن هستند، افزایش و ادامه خواهند داد.

medicine_shortage

کمبود دارو در ایران: واشنگتن و تهران هر دو مسئولند

بی بی سی

ادداشت زیر را رضا مرعشی، مسئول بخش پژوهش های شورای ملی ایرانیان آمریکا، و تریتا پارسی، مدیر شورای ملی ایرانیان آمریکا، نوشته اند:

گفتگو های ایران و گروه ۱+۵ در آلماتی پایتخت قزاقستان در فضایی از خوشبینی محتاطانه به پایان رسید. ولی با وجود این خوشبینی نمی توان مباحث مطرح شده در مذاکرات شهر آلماتی را جامع دانست. هر دو سوی مذاکره باید برای نپرداختن به مشکلات کمبود دارو و تجهیزات پزشکی که محصول تحریم های بین المللی ست و در اثر سوء مدیریت مقام های دولت ایران تشدید شده است پاسخگو باشند.

مردم ایران که نه مسئول سیاست هسته ای دولتشان هستند و نه می توانند بر آن تاثیری بگذارند، در ماه های گذشته با کمبود و نایاب شدن بعضی داروهای حیاتی رو به رو بوده اند. بسیاری مجبور به پرداخت ارقام گزاف برای تهیه این دارو ها شده اند و بعضی حتی جان خود را در اثر این کمبودها از دست داده اند.

اگر استدلال مقام های آمریکایی مبنی بر اغراق آمیز بودن ادعاهای دولت ایران درباره وضعیت بازار دارو و خدمات درمانی به قصد مظلوم نمایی را بپذیریم، پس چگونه است که نهادهای معتبر بین المللی در گزارش های هفته های اخیر از نقش تحریم ها در ایجاد این بحران سخن گفته اند؟ و اگر مقام های ایران به راستی نگران این بحران هستند چرا آن را در مذاکرات شهر آلماتی طرح نکردند؟

ادعاهای مقام های دولت آمریکا و بعضی نمایندگان کنگره که مسولیت همه کمبود ها در حوزه دارو و خدمات پزشکی را به گردن دولت ایران می اندازند و آن را “زخم به خود” و “هیاهوی تبلیغاتی رژیم تهران” می خوانند با نتایج پژوهش های معتبر در تضاد است. گروه بحران بین المللی و مرکز بین المللی “ودرو ویلسون” گزارش هایی را منتشر کرده اند که در آن با تولید کنندگان دارو و وارد و توزیع کنندگان تجهیزات پزشکی به طور مفصل گفتگو شده است. آنها همچنین نظر طرفهای بین المللی تولید و فروش مواد اولیه دارو و تجهیزات پزشکی را جویا شده اند.

این نهاد در نتیجه گزارشش نوشته است: “ایران پیش از تحریم ها هم تحت مدیریت همین دولت بود و شرکت های که تولید..واردات و توزیع دارو را به عهده داشته اند هم تغییر نکرده اند. و در آن زمان بیماران ایرانی با بحران و کمبود خدمات پزشکی به مانند آنچه امروز در جریان است رو به رو نبودند. کمبود ها همزمان با وضع تحریم های بین المللی آغاز و با تشدید این تحریم ها اوج گرفته است. این روزها راه برای تجارت اقلامی که جزو نیاز های اولیه انسانی ست با موانع جدی رو به رو شده است”.

از سوی دیگر آنچه بعضی در واشنگتن “پی آمد های ناخواسته تحریم ها” می نامند نمی تواند بهانه ای برای رفع مسئولیت از سوی دولت ایران باشد. شکی وجود ندارد که سوء مدیریت و عدم برنامه ریزی دولت ایران برای تهیه نیاز های پزشکی کشور در فضای تحریم ها به عمق بحران افزوده است. همانطور که مرکز بین المللی “ودرو ویلسون” در گزارشش آورده: ” دولت ایران باید ارز بیشتری برای واردات دارو اختصاص دهد و با شفافیت بازار دارو را مدیریت کند”. این گزارش اضافه کرده است که ناکارآمدی مدیریت دولتی “راه را برای تسلط وارد کنندگان دارو های بی کیفیت و گاه تقلبی بر بازار باز و منجر به گسترش بازار سیاه شده است”.

حل این بحران نیازمند گام هایی از سوی غرب و ایران است. گام هایی که یا اراده برداشتن آن وجود ندارد یا فضای سیاسی حاکم در دو کشور راه را بر آن بسته است. تعلل در حل این مشکل به وخامت شدید وضع دارو و درمان می انجامد و مقام های واشنگتن و تهران هر دو مسئول آن هستند. آنها باید رسیدگی به این بحران را در دستور کار دور بعدی مذاکرات قرار دهند. واشنگتن باید با پذیرفتن این واقعیت که کمبود های اخیر از نتایج ناخواسته تحریم هاست در مسیر عملی کردن راه حل های پیشنهادی مرکز بین المللی “وودرو ویلسون” برای کاهش این کمبود ها قدم بردارد.

دولت ایران هم باید با ضمن پاسخگویی در مورد علت عدم طرح این بحران در مذاکرات با گروه ۱+۵ حل آن را در اولویت قرار دهد. آنها باید به همان اندازه که به حل مسایل فنی در مذاکرات هسته ای آینده می پردازند برای رفع محدودیت های واردات مواد اولیه، داروهای حیاتی و تجهیزات پزشکی هم تلاش کنند. دولت ها، صرفنظر از ساختار سیاسی شان، نباید مسئولیت بنیادی و اولیه خود در تامین نیازهای اولیه شهروندانشان اعم از دارو و مواد غذایی را فراموش کنند.

دولت ایران باید بداند که شکایت هایش در مورد بحران دارو تا زمانی که به سوء مدیریت و عدم طرح آن در مذاکرات ادامه دهد بی اعتبار خواهد بود.

تهران و واشنگن دست کم در شعار ادعا می کنند که علاقه مندند این بحران حل شود. نپرداختن به آن در مذاکرات این هفته اما نشان از فاصله حرف و عمل دارد. فرصت تنگ است و آنها باید پیش از تبدیل شدن این کمبود ها به یک فاجعه انسانی برای حل آن از خود اراده نشان دهند.