جیسون رضاییان، روزنامه نگار بازداشت شده واشینگتن پست (سمت چپ تصویر)، به همراه آنتونی بوردین در شمال تهران، ایران

با دوست من، جیسون رضاییان که در ایران زندانی شده آشنا شوید

 

ترجمه: پوپک محبعلی

دوست من جیسون رضاییان، روزنامه نگار ایرانی- آمریکایی اخیرا در ایران دستگیر شده است. هنگام یورش به خانه جیسون، همسر ایرانی وی به همراه دو نفر دیگر که دارای تابعیت دوگانه بودند نیز بازداشت شدند. طی یک هفته ای که از بازداشت او گذشت، چهار فرد ناشناس به طور مداوم خانواده و دوستان جیسون را در رابطه با مسائل مختلف ترسانده اند، از جمله در رابطه با محل نگهداری وی، اتهامات وارده بر او، اینکه دقیقا چه کسی پشت پرده ی بازداشت جیسون هست، و اینکه مشخص نیست چقدر طول بکشد تا بی گناهی او اثبات شود. از آنجایی که جیسون از فشار خون بالا رنج می برد، به داروهایش نیاز مبرم دارد. بدون مصرف دارو، سلامتی او در خطر است.

به نظر برخی از افراد، جیسون آخرین نفر از میان تعداد بسیاری از روزنامه نگاران است که دولت ایران با آنان به طرز وحشتناکی برخورد کرده است. عده ای دیگر او را به خاطر یادداشت های پراکنده اش و یا ستون های نوشته شده توسط جیسون در واشینگتن پست می شناسند. اما برای من، او جیسون، دوست خوبم است که در ایران نیز روزنامه نگار برجسته ای به شمار می رود.

جیسون رضاییان، روزنامه نگار بازداشت شده واشینگتن پست (سمت چپ تصویر)، به همراه آنتونی بوردین در شمال تهران، ایران

جیسون رضاییان، روزنامه نگار بازداشت شده واشینگتن پست (سمت چپ تصویر)، به همراه آنتونی بوردین در شمال تهران، ایران

جیسون در گزارش هایش دیدگاه یا وابستگی سیاسی ندارد، و در نزاع های جناحی که نشان بارز سیاست ایران است نیز جانب جناح خاصی را نمی گیرد. در عوض، من شاهدبوده ام که نام او به عنوان یکی از بهترین خبرنگاران مستقر در تهران در حافظه تاریخی ثبت شده است. هنگامی که برای استخدام در واشینگتن پست مصاحبه داشت، من یکی از مراجع او بودم. سردبیر از من پرسید: “چرا باید جیسون را استخدام کنم؟” پاسخ من این بود که “چون هر کسی نمی تواند مسیر پر پیچ و خم سیاسی، اقتصادی و اجتماعی حاکم بر ایران را هدایت کند و جیسون این کار را بهتر از هرکسی انجام می دهد”. نگاهی مختصر به گزارش های او طی دو سال گذشته خود گویای این امر است.

در حالی که برای همگان آشکار است که جیسون یک روزنامه نگار کاملا برجسته و با استعداد است، خانواده و دوستانش به شما خواهند گفت که موهبت واقعی او، قلب مهربانش است. علیرغم اینکه همیشه ضرب العجلی برای انجام کارها و ارائه گزارش هایش دارد، برای دیگران وقت می گذارد و به حرف های ایشان گوش می دهد، نظرات خودش را با آنها درمیان می گذارد، و با شوخ طبعی، منش و خنده های دلچسبش همه را به سوی خود جذب می کند. از کمک به افراد برای مستقر شدن و جاافتادن در تهران گرفته تا معرفی فرصت های بی شمار گردشگری و دیدنی های ایران به خارجی ها- جیسون فردی است که همه زمانی که به کمک، مشورت یا دلداری احتیاج دارند، به سراغ او می روند.

هنگامی که پدرش به طرز غم انگیزی در سال 2011 فوت کرد، جیسون برای مدت کوتاهی به قصد جمع و جور کردن کسب و کار خانوادگی تجارت فرش ایرانی به زادگاهش در منطقه خلیج سانفرانسیسکو بازگشت. من با او تماس گرفتم تا کمک کنم استراحت کوتاهی به ذهنش بدهد. یک هفته بعد یک فرش ایرانی نفیس به در خانه ی من رسید. دیگران نیز هدایای غافلگیر کننده ای دریافت کردند. جیسون اصرار داشت این کمترین کاری است که می تواند برای دوستان خوبش انجام دهد، و همچنین شیوه ای پسندیده برای یادبود پدرش است: پس از بحران گروگانگیری در ایران، پدر جیسون به بیش از 40 نفر از گروگان ها هنگام بازگشتشان به آمریکا فرش ایرانی هدیه داد. همانطور که از قدیم گفته اند، “میوه پای درخت می افتد”.

سه روز پیش از حمله ماموران امنیتی به خانه جیسون در تهران، ما به اتفاق هم در وین بودیم تا مذاکرات هسته ای ایران را پوشش خبری بدهیم. بیش از شش ماه بود که او را ندیده بودم و همزمان شدن برنامه کاری مان خبر بسیار مسرت بخشی بود. هنگامی که مذاکرات یک روز زودتر از موعد مقرر به پایان رسید، صبح روز بعد ما یکدیگر را برای صرف صبحانه در یک رستوران ملاقات کردیم، و تا چهار ساعت بعد همچنان با هم حرف می زدیم- البته نه در مورد سیاست، بلکه در مورد زندگیمان. جیسون به من گفت که تا چه حد از زندگی متاهلی لذت می برد و رضایت دارد، و راجع به امیدها و آرزوهای خود و همسرش صحبت کرد. وقتی از هم جدا می شدیم، با هم قرار گذاشتیم حدود یک هفته ی بعد یا بیشتر در سانفرانسیسکو همدیگر را ببینیم. عصر همان روز هنگامی که جیسون وین را به مقصد تهران ترک می کرد، برایم نوشت “هنگامی که یک هفته ی دیگر یا کمی بیشتر به سانفرانسیسکو بیایم با تو تماس می گیرم”. من نیز برایش نوشتم “سعی کن چند روزی بمانی، حتما خیلی خوش می گذرد”، اما هرگز شانس دیدن دوباره او را نداشتم. 24 ساعت پس از اینکه به من به واشینگتن رسیدم، افرادی ناشناس او را به مقصدی نامعلوم در ایران منتقل کردند.

جیسون با روح آرامی که دارد می توانست یک زندگی آرام و بی دردسر در آمریکا را انتخاب کند. او با عشق به ریشه هایش به ایران بازگشت. او به من گفت “هرگز فراموش نکن اهل کجا هستی و از کجا آمده ای”. در تمام این سال هایی که جیسون را می شناسم، او به طرز خستگی ناپذیری به دنبال ساختن پلی میان ایران و دنیای خارج از ایران بوده است- حتی زمانی که دیگران سعی داشتند پلی که وی بر روی آن ایستاده است را نابود کنند.

با وجود این، نباید نگرش ذهنی مثبت وی را با ساده لوحی اشتباه گرفت. جیسون همواره با دیدی روشن و مثبت به چالش های پیش روی ایران و نیز زندگی خود نگریسته است. حتی در آخرین گفتگویی که اخیرا در وین داشتیم، او چشم انداز امیدوارانه ای نسبت به آینده ایران داشت. شاید به همین دلیل است که من طی هفته گذشته هر روز با دل پیچه از خواب بیدار شده ام- اینکه بگویم “شما فرد اشتباهی را دستگیر کرده اید “، برای توضیح این وضعیت غم انگیز به هیچ وجه کافی نیست.

هنگامی که دوستتان دستگیر شده و شما در آنسوی دنیا هستید، احساس ناتوانی می کنید. قلبم به من می گوید جیسون را ناامید کرده ام، چون هیچ کاری برایش انجام نمی دهم- اگرچه ذهنم آگاه است که نمی توانم کاری بیش از این برایش بکنم. هرچه مدت زمان بازداشت وی بیشتر طول بکشد، من احساس مسئولیت بیشتری می کنم تا اجازه ندهم داستان او به فراموشی سپرده شود. وقتی که هیچ پیشرفتی در کار حاصل نشود، اخبار مربوط به آن منقضی می شوند و احتمالا دستگیرکنندگان جیسون به خوبی از این امر آگاهند. بنابراین، این اولین تلاش من برای زنده نگه داشتن این ماجراست. امیدوارم که این آخرین تلاش من باشد- البته این به دولت ایران بستگی دارد، نه به من.

اصل این مقاله را می توانید در هافینگتون پست بیابید.

bbc-persian

کنفرانس نایاک در بی‌بی‌سی فارسی

مذاکرات ژنو، نگاه‌ها را در واشنگتن هم به خودش جلب کرده؛ به‌خصوص برای گروهی از ایرانیان که درباره آینده مناسبات ایران و آمریکا امیدوارتر هستند. از جمله شورای ملی ایرانیان آمریکا که یکی از گروه‌های حامی بهبود روابط ایران و آمریکاست.

هادی نیلی از واشنگتن گزارش می‌دهد.

Obamaserious

راه رسیدن اوباما به مردم ایران : از روادید شروع کنید

روز اول فروردین، باراک اوباما به مناسبت نوروز و سال نو ایرانی، حرف های قاطعی در همبستگی با مردم ایران زد. او خطاب به ایرانیان گفت «با اینکه دوران تاریکی به نظر می رسد»، اما «من در کنارتان هستم».

چند روز بعد، شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در پاسخ به درخواست فعالین حقوق بشر و دموکراسی ایرانی و با حمایت قاطع آمریکا، به انتخاب گزارشگر ویژه مسائل حقوق بشر ایران رای مثبت داد.

این مسئله برای استراتژی رییس جمهوری آمریکا در راستای همکاری با سازمان ملل متحد، پیروزی بزرگی بود. سازمان های بین المللی مدافع حقوق بشر هم آن را به عنوان اقدامی ملموس برای کمک به حفظ حقوق بشر در ایران تحسین کردند.

همچنین به خوبی نشان داد که چطور باراک اوباما می تواند اظهاراتش را در رابطه با حمایت از مردم ایران به اقدامات عملی تبدیل کند. در گذشته شاهد بودیم که آزادی خواهانه ترین ادعاها هم اگر با سیاست های درست همراه نباشد، بی معنی است.

همانطور که انتظار می رفت منتقدان رییس جمهوری انتخاب این گزارشگر ویژه را بسیار کم اهمیت و به شدت وابسته به حمایت بین المللی خواندند. این گروه توجه ندارند که سه دهه خصومت و مناقشه را نمی توان در یک قدم حل کرد.

در ادامه ای انتخاب گزارشگر ویژه، لازم است چند اقدام اساسی دیگر انجام شود. ممکن است این اقدامات به اندازه کافی تاثیر گذار به نظر نرسند، اما در واقع باعث ایجاد تغییرات خواهند شد. عدم امکان اقدامات اساسی نباید باعث جلوگیری از این قدم های کوچک اما مهم در جهت حمایت از مردم ایران شود.

اصلاح قانون روادید برای دانشجویان ایرانی

دانشجویان ایرانی بخشی کلیدی از جنبش دموکراسی خواهی و حقوق بشر ایران هستند. باراک اوباما با توجه به همین مسئله، بخش اعظم صبحت های نوروزی اخیرش را خطاب به اکثریت ایرانیانی که پس از وقایع ۱۳۵۷ و شروع خصومت بین ایران و آمریکا متولد شده اند، ایراد کرد. رییس جمهوری آمریکا در صحبت های نوروزی سال گذشته اش وعده داد که ایالات متحده به دنبال ایجاد «آینده ای روشن تر» برای این نسل جوان ایرانی از راه گسترش تبادل دانشجویی است.

آقای اوباما در راستای عمل به این وعده، باید سنگ بزرگی را از جلوی پای جوانان ایرانی که می خواهند در آمریکا تحصیل کنند بردارد – سیاست روادید با یک بار اجازه ورود.

برای بسیاری از جوانان ایرانی ادامه تحصیل در خارج از کشور، یک راه فرار از سرکوب دولتی داخل در داخل کشورشان است. از سال ۱۳۸۴ با شروع ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد، دانشجویان با محدودیت های بیشتری مواجه شدند که پس از انتخابات سال ۱۳۸۸ به شدت افزایش یافته اند. و دانشجویانی که به دنبال ادامه تحصیل در خارج از کشور هستند از تحصیل در غرب منع می شوند تا جایی که بعضی مقامات ایرانی تهدید کرده اند که تحصیل در آمریکا را کلا منع خواهند کرد. در عوض، به دانشجویان امتیازاتی داده می شود تا در روسیه و چین تحصیل کنند.

در عین حال دانشجویانی که تصمیم می گیرند در دانشگاه های آمریکا تحصیل کنند با محدودیت های غیر ضروری از سوی دولت آمریکا مواجه می شوند. بر اساس سیاست روادید با یک بار اجازه ورود، دانشجویانی که برای ادامه تحصیل به آمریکا می آیند در تمام مدت تحصیل شان نمی توانند بدون باطل شدن ویزای شان از آمریکا خارج شوند.

به گفته دانشجویان ایرانی دانشگاه های آمریکا، محدودیت های ناشی از سیاست روادید یک بار ورود، باعث شده فرصت های علمی را از دست بدهند و از خانواده هایشان دور بمانند. دانشجویان خاطراتی را بازگو کرده اند که نتوانسته اند به دیدن عضو بیمار خانواده شان بروند و حتی یک مورد، نتوانسته برای شرکت در مراسم ترحیم عضوی از خانواده که توسط دولت اعدام شد، به ایران بازگردد.

این دانشجویان می پرسند اگر آمریکا می گوید دوست مردم ایران است، چرا برایشان محدودیت هایی ایجاد می کند که شهروندان هیچ کشور دیگری در خاورمیانه با آن روبرو نیستند.

اوباما باید این قدم کوچک اما ضروری را برای لغو قانون روادید یک بار ورود بر دارد و به دانشجویان ایرانی اجازه دهد برای ادامه تحصیل در دانشگاه های آمریکا روادیدی با اجازه ورود مکرر بگیرند. در حالی که دولت ایران مشتش را می فشارد، بهترین راه ابراز دوستی با جوانان ایرانی این است که دستی گشاده به طرف شان دراز کنیم.

لغو تحریم های اینترنتی

نازیلا فتحی خبرنگار سابق روزنامه نیویورک تایمز در تهران، اخیرا در همایش نایک در کنگره گفت «اگر آمریکا می خواهد کمک کند، اولین نیاز ایرانی ها دسترسی به اینترنت است.»

متاسفانه آمریکا با اعمال تحریم هایی که صادرات نرم افزار و سخت افزار به ایران را ممنوع کرده، برای ایران محدودیت ایجاد کرده است.

خانم فتحی می گوید «تحریم ها را لغو کنید،» چرا که به گفته او «ایرانی ها حتی نمی توانند اعتبار اسکایپ بخرند تا با استفاده از اسکایپ تماس بگیرند، بلکه باید به خطوط تلفن بسنده کنند که تحت نظارت دولت ایران است. اینترنت ماهواره ای بر فراز ایران موجود است اما به دلیل تحریم ها، به آن دسترسی ندارند.»

اولین قدم برای حمایت از آزادی اینترنت در ایران این است که آمریکا عملکرد خودش را تغییر دهد. دولت اوباما در اوج تظاهرات جنبش سبز در سال ۱۳۸۸ تلاش کرد نرم افزارهای ارتباطی بخصوصی را از تحریم ها خارج کند. متاسفانه نه ماه طول کشید تا محدودیت ها، آن هم تنها برای نرم افزارهای ابتدایی چت لغو شود.

ابزارهای ابتدایی دیگری هم هستند که فعالین ایرانی به آنها نیاز دارند اما بدون مجوز مخصوص، در دسترس آنها قرار نمی گیرند. برای مثال مرورگر کروم گوگل که امنیت بالایی دارد تا ماه ژانویه امسال در ایران مجاز نبود یک سال و نیم پس از انتخابات خرداد ۱۳۸۸ چرا که گوگل مجوز مخصوص دولت آمریکا را نگرفته بود.

آقای اوباما باید به سرعت اقدام کند و اجازه دهد ابزارهای لازم برای گردش آزاد اطلاعات، در دسترس ایرانیان قرار بگیرند. ایالات متحده باید هر گونه نرم افزار، سخت افزار، و خدمات قابل استفاده را از نیاز به این مجوز دست و پا گیر و مضر، معاف کند.

لغو محدودیت برای کمک های انسان دوستانه

در سال 2009 میلادی کیت الیسون، نماینده دموکرات از ایالت مینه سوتا، لایحه جدیدی را پیشنهاد داد که بر اساس آن ناقضان حقوق بشر در ایران و شرکت هایی که از سانسور اینترنت حمایت می کنند تحریم شوند و در عین حال محدودیت ها برای سازمان های حقوق بشری و انسان دوستانه آمریکایی کمتر شود.

تحریم ها در نهایت به شکل قانون در آمدند، که قدم مثبتی بود. اما پیشنهاد اجازه کار به سازمان های حقوق بشری و انسان دوستانه در ایران، هنوز نیاز به پیگیری دارد، در واقع این فعالیت ها نیز همچون فعالیت های مرتبط با فن آوری اینترنتی همچنان با محدودیت روبرو هستند.

در سال 2003 میلادی ایالات متحده در پاسخ به زلزله بزرگ بم در ایران، این تحریم ها را سبک تر کرد اما تنها به طور موقت. تلاش های انسان دوستانه گروه هایی همچون مرسی کور و رلیف اینترنشنال برای امداد رسانی در آن دوره دوازده ماهه، فقط یک ضرورت اخلاقی نبود بلکه باعث ایجاد حسن نیت در بین ایرانیان شد و از این راه منافع آمریکا را هم تامین کرد.

ما نباید آمریکایی ها را از همکاری با ایرانیان در زمینه هایی همچون بهبود بهداشت مادران و کودکان، مبارزه با اعتیاد، و یا امداد رسانی پس از بلایایی طبیعی منع کنیم. رییس جمهوری باید محدودیت هایی را که به آمریکایی ها اجازه نمی دهد به مردم ایران کمک انسانی برسانند، برای همیشه لغو کند.

بسیاری از این پیشنهادها به دلیل عدم وجود فضای سیاسی در واشنگتن و تقاضا برای یافتن راه حلی قاطع، فراموش شده اند. اما این قدم ها هر چند ممکن است کوچک به نظر برسند، به آمریکا کمک می کنند که تاثیر مثبتی بگذارد. آقای اوباما حالا این فرصت را دارد که با انجام این اصلاحات مهم سیاسی به وعده های خود وفا کند. او نباید بگذارد این فرصت  برای حمایت واقعی از مردم ایران، از دست برود

mek=terror mko=terror

بیانیه مشترک کارشناسان (ایرانی و آمریکائی) در باره سازمان مجاهدین خلق ایران

اولین چاپ این نامه در فایننشیال تایمز بود 

ما امضا کنندگان این اعلامیه نگرانی خویش را از احتمال بالقوه خارج کردن نام سازمان مجاهدین خلق از لیست “سازمانهای تروریستی خارج از آمریکا” ابراز کرده، و دعاوی نادرست آنها مبنی بر اینکه “اپوزیسیون اصلی ایران” را تشکیل می دهند و در ایران از حمایت مردمی برخوردارند را تکذیب می نمائیم.

سازمان مجاهدین خلق پایگاه سیاسی در ایران نداشته و از هیچگونه حمایت اصیلی در میان ایرانیان بهره مند نیست. این سازمان از هنگامی که مرکز خود را به عراق منتقل کرد و از حمایت صدام حسین برخوردار شد، و در جنگ 1367-1359 علناً از جانب عراق با ایران جنگید، همه پشتیبانان خود را در ایران از دست داد. نفرت عمومی مردم ایران از سازمان مجاهدین خلق با عملیات تروریستی بیشمار این سازمان بر علیه مردم بیگناه غیر نظامی ایران هر چه بیشتر ریشه دوانیده است. از زمان سقوط صدام حسین قدرت مانور سازمان مجاهدین خلق در واشنگتن و عراق تماماً به عدم اجرای یکدست و بدون استثنای قوانین جاری آمریکا در مورد “سازمانهای تروریستی خارجی” وابسته بوده است.

مراجع معتبر حقوق بشر از جمله سازمان دیده بان حقوق بشر سازمان مجاهدین خلق را به عنوان سازمانی فرقه ای می شناسند که ساختارها و راهکارهای عملی آن کاملاً با دعاوی آن مبتنی بر طرفداری از “روند گذار به دموکراسی” مغایرت دارند. هنگامی که حرکت مردمی بعد از انتخابات 1388 در ایران آغاز شد سازمان مجاهدین خلق بسرعت تلاش کرد که خود را با موج مردمی اپوزیسیون در ایران همراه و همکار نشان دهد تا حرکت دموکراتیک مردم ایران را امتیازی به نفع خویش قلمداد کند. سازمان یادشده با این اقدام خویش به حکومت ایران کمک کرده تا به تظاهر کنندگان مسالمت جوی ایرانی برچسب هواداری از سازمان منفور مجاهدین خلق زده سرکوب بیرحمانه آنها را توجیه کند و “جنبش سبز” را بی اعتبار نماید. از هنگامی که سازمان مجاهدین تلاش خود را برای غصب عنوان “اپوزیسیون اصلی در ایران” آغاز کرد، سران واقعی جنبش سبز از جمله آقای مهدی کروبی و خانم زهرا رهنورد بلافاصله و به صراحت این ادعا را تکذیب کردند. آقای کروبی اظهار داشت: “حکومت ایران می خواهد آنهائی که براستی کشور خویش را دوست دارند (یعنی جنبش سبز) را با سازمان مجاهدین خلق مرتبط قلمداد کند تا از این راه حیات تازه ای در آن سازمان منافق و مرده بدمد”.

خارج کردن سازمان مجاهدین خلق ایران از لیست “سازمانهای تروریستی” و نادیده گرفتن عدم سابقه دموکراتیک و عدم پایگاه مردمی در داخل آثار وخیمی بر مبارزات مشروع اپوزیسیون اصیل در ایران خواهد داشت. ما موکدانه از دولت آمریکا در خواست می کنیم که از خلط هویت این سازمان شناخته شده تروریستی با کیان “جنبش سبز” ایران خود داری کرده تا مردم ایران به مبارزه خود برای نیل به دموکراسی و حقوق بشر ادامه دهند.

امضا کنندگان (به ترتیب الفبای انگیسی):

1. دکتر اروند آبراهامیان (مولف کتاب “مجاهدین ایران”)
2. دکتر علی انصاری، دانشگاه سن اندروز
3. رضا اصلان (مولف کتاب “هیچ خدائی نه، جز خدا”)
4. دکتر شائول بخاش، دانشگاه جرج میسن، (مولف کتاب “حکومت آیت الله ها”)
5. دکتر مهرزاد بروجردی، دانشگاه سیراکیوز
6. دکتر خوان کول، دانشگاه میشیگان
7. جیمز دابینز، معاون وزارت کشور سابق آمریکا
8. دکتر فریده فرهی، دانشگاه هاوائی در مانوا
9. دخی فصیحیان، فعال حقوق بشر
10. هادی قائمی، فعال حقوق بشر
11. دکتر فاطمه حقیقت جو،دانشگاه ماساچوست بوستون
12. دکترکوین هریس، دانشگاه جان هاپکینز
13. دکترنادر هاشمی، دانشگاه دنور
14. دکتررامین جهانبگلو، دانشگاه تورنتو
15. دکترمحسن کدیور، دانشگاه دوک
16. دکترمهران کامروا، دانشگاه جرج تاون
17. دکتراستفان کینزر (مولف کتاب “همه مردان شاه”)
18. سفیر جان لیمبرت، معاون سابق وزارت خارجه و گروگان سابق آمریکا در ایران
19. دکتراسکات لوکاس، دانشگاه بیرمینگهام
20. فیروزه محمودی، سازمان اتحاد برای ایران
21. رضا مرعشی، عضو سابق میز ایران در وزارت خارجه آمریکا و مدیر پژوهش در سازمان نایک
22. آزاده معاونی (مولف کتاب “جهاد و ماتیک”)
23. دکتررسول نفیسی، دانشگاه استریر
24. سحر نمازیخواه، روزنامه نگار
25. دکتر تریتا پارسی، (مولف کتاب اتحاد دشوار: بده بستان پنهان میان اسرائیل، ایران و آمریکا)
26. دکتر پل پیلر، دانشگاه جرج تاون
27. دکتر نسرین رحیمیه، دکتردانشگاه کالیفرنیا در ایرواین
28. دکتر ر.ک. رمضانی، دانشگاه ویرجینیا
29. جیسن رضائیان، روزنامه نگار مقیم ایران
30. دکتر احمد صدری، دانشگاه لیک فورست
31. دکتر محمود صدری، دانشگاه تگزاس ومن
32. دکتر محمود سهیمی، دانشگاه کالیفرنیای جنوبی
33. الهه شریف پور- هیکس، متخصص حقوق بشر
34. ساسان شعاع منش، سر دبیر “چکیده جهان”، معتبر ترین نشریه روابط بین الملل در کانادا
35. دکتر گری سیک، دانشگاه کلمبیا
36. دکتر جان تیرمن، مدیر کل مرکز مطالعات بین المللی دانشگاه ام آی تی
37. وین وایت، انستیتوی خاور میانه، مدیر کل سابق اطلاعات وزارت خارجه آمریکا

support-human-rights-copy

استقبال نایاک از اختصاص گزارشگر ویژه حقوق بشر برای ایران

Swedish Ambassador Jonas Hofstromواشنگتن – شورای ملی ایرانیان آمریکا (نایاک) از رای امروز شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد مبنی بر اختصاص یک گزارشگر مستقل ویژه حقوق بشر برای ایران به شدت استقبال کرد. نایک تلاش های کشور سوئد، دولت اوباما، و دیگر کشورهای عضو شورای حقوق بشر را که از این طرح حمایت کردند تحسین کرد.

جمال عبدی، مدیر سیاست گذاری نایک می گوید «جامعه بین الملل سرانجام برای حمایت از حقوق انسانی مردم ایران اقدام کرد،» وی افزود «این اقدام پیام قاطعی به دولت ایران می فرستد که دنیا نقض حقوق انسانی در ایران را نادیده نمی گیرد.»

در ۱۵ مارس ۲۰۱۱، نایک کنفرانسی با موضوع گزارشگر ویژه حقوق بشر در ایران، در محل کنگره آمریکا و با شرکت سوزان نوسل، معاون وزارت امور خارجه آمریکا، یوناس هافستروم، سفیر سوئد در آمریکا، و کیت الیسون، نماینده دموکرات ایالت مینه سوتا برگزار کرد.

خانم نوسل در حضور مقاماتی از دولت آمریکا و سفارت خانه های کشورهای عضو شورای حقوق بشر گفت «این اقدام به منظور خودنمایی یا زورآزمایی نیست بلکه اقدامی عملی است و امیدوارم با گذشت زمان منجر به تغییراتی شود.» وی افزود گزارشگر ویژه حقوق بشر «مورد تایید جامعه جهانی است و حامل اطلاعات و پیام هایی است که تهران به سختی بتواند آنها را نادیده بگیرد.»

نایک از مدتها پیش و به طور مستمر خواستار اختصاص گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد برای ایران بود، و برای اطمینان از حمایت قاطع ایالات متحده از این اقدام و مقابله با کشورهایی که به طور معمول از اقدامات حقوق بشری حمایت نمی کردند، با دولت اوباما و کنگره آمریکا همکاری کرده بود.

جمال عبدی می گوید «آمریکا نقشی کلیدی در ایجاد توافقی فراگیر در سازمان ملل متحد برای انتخاب گزارشگر ویژه داشت.» وی افزود «این قدمی است که باید مدتها پیش برداشته می شد و می تواند برای جنبش حقوق بشر و مردم سالاری در ایران فضایی واقعی ایجاد کند.»

در ماه ژانویه سال جاری، ۲۴ سناتور آمریکایی در نامه ای، که مورد حمایت قوی نایک بود، از دولت اوباما خواستند که انتخاب گزارشگر ویژه ایران را در اولویت دستور کار شورای حقوق بشر قرار دهد و از تعامل چند جانبه دولت حول مسئله حقوق بشر، حمایت کردند.

human rights

حقوق بشر در ایران مرکز توجه مقامات آمریکایی و سوئدی در کنفرانس نایاک

U.S. Deputy Assistant Secretary of State Suzanne Nossel

سوزان نوسل، معاون وزیر امور خارجه آمریکا

واشنگتن «این تلاش در جهت خودنمایی و زور آزمایی نیست بلکه یک قدم عملی است که امیدواریم در طول زمان منجر به تغییراتی بشود»، این بخشی از صبحت های سوزان نوسل، معاون وزیر امور خارجه آمریکا در رابطه با تلاش هایی ست که برای اختصاص یک دیده بان مخصوص مسئله حقوق بشر در ایران ، در شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد ایران صورت گرفته است. 


خانم نوسل به همراه یوناس هافستروم، سفیر سوئد در آمریکا روز چهارشنبه در کنفرانس نایک با عنوان «پاسخ به ندای حقوق بشر ایرانیان» در کنگره آمریکا سخن می گفت.

آقای هافستروم به شرح جزئیات تلاش برای تعیین نماینده ویژه حقوق بشر برای ایران پرداخت که قرار است روز ۲۴ یا ۲۵ مارس به رای گذاشته شود و از طرف مدافعان حقوق بشر ایرانی، سازمان های بین المللی مدافع حقوق بشر، و نیاک، به شدت حمایت می شود. سوئد و ایالات متحده، با همراهی حامیانی از نقاط مختلف دنیا، رهبری این حرکت را در شورای حقوق بشر به دست گرفته اند. آقای هافستروم می گوید «وظیفه هر دولتی است که تمامی حقوق انسانی تک تک شهروندان را محترم بشمارد»، «این وظیفه نمی تواند به دیگران محول شود.»

به گفته خانم نوسل نماینده ویژه حقوق بشر برای ایران «تایید جامعه جهانی را دارد و اطلاعات و پیام هایی را منتقل خواهد کرد که تهران به سختی می تواند با آنها روبرو شود.» او شرح داد که چطور پیش از این دیده بانی مخصوص ایران وجود داشته اما در سال ۲۰۰۲ در زمان دولت جورج بوش که آمریکا از بدنه حقوق بشر سازمان ملل جدا شد، حذف شده است. به گفته خانم نوسل، تلاش های آمریکا برای عضویت و شرکت دوباره در شورای حقوق بشر توانست مانع از دستیابی ایران به کرسی این شورا شود و به تلاش ها برای تعیین نماینده ویژه ایران، شتاب داده است. خانم نوسل افزود «مسئله حقوق بشر اکنون در صدر سیاست خارجی و نگرانی های جهانی آمریکاست و کسانی که اهمیت حقوق بشر در خاورمیانه را زیر سوال می بردند حالا جواب شان را گرفته اند.»

هافستروم و نوسل هر دو بر نواقص شورای حقوق بشر اذعان کردند اما در عین حال هر دو کشور در تلاشند که با عضویت در این شورا، بدنه آن را اصلاح کنند. خانم نوسل تاکید کرد که تعیین نماینده ویژه ایران تا کنون مهم ترین وظیفه دولت آمریکا در شورای حقوق بشر بوده است.

کیت الیسون، نماینده دموکرات ایالت مینه سوتا، از دیگر شرکت کنندگان این نشست بود که به تشریح فعالیت هایش در جهت تمرکز بر نقض حقوق بشر در کنگره پرداخت. او گفت «اگر ما درباره حقوق بشر در ایران نظر ندهیم، سکوت ما به دولت ایران اجازه می دهد به کتک زدن، بازداشت، کشتن، و اعدام افراد شجاعی که برای دموکراسی مبارزه می کنند، ادامه دهد.»

او به تشریح لایحه «حمایت از مردم ایران» که در دوره گذشته کنگره به تصویب رسانده بود پرداخت که اولین لایحه ای بود که تحریم های هدفداری را علیه ناقضان حقوق بشر در دولت ایران اعمال کرد. در حالی که آن اقدام به عنوان قانون تصویب شد، آقای الیسون تاکید کرد بخش های دیگری از لایحه او که به صورت قانون تصویب نشدند، می توانستند محدودیت های سازمان های مدافع حقوق بشر و خدمات انسان دوستانه آمریکایی برای فعالیت مستقیم با مردم ایران را کم کنند. به گفته او، ایجاد روابط انسان دوستانه «چهره بسیار مثبتی از آنچه مردم آمریکا واقعا هستند، نشان می دهد.» آقای الیسون افزود «پس ما باید گره هایی را که مانع از انجام این کار می شوند باز کنیم.»

نازیلا فتحی، خبرنگار سابق نیویورک تایمز در ایران گفت که دسترسی ایرانیان به اینترنت و ماهواره محدود شده است. به گفته او «اگر آمریکا می خواهد کمک کند، اولین احتیاج ایرانیان دسترسی به اینترنت است.» وی افزود «تحریم ها را لغو کنید ایرانیان حتی نمی توانند اعتبار اسکایپ بخرند و با اسکایپ زنگ بزنند، بلکه باید به خطوط تلفن که توسط دولت ایران شنود می شود، بسنده کنند. در آسمان ایران اینترنت ماهواره ای وجود دارد اما به دلیل تحریم ها، آنها به آن دسترسی ندارند.»

خانم فتحی درباره تجربیاتش به عنوان یک خبرنگار در ایران گفت «به عنوان یک خبرنگار سابق در تهران، می توانم شهادت بدهم که اعمال فشار (بر مسئله حقوق بشر) نتیجه می دهد.» وی افزود که خبرنگار مرتب تحت فشار بودند که موارد نقض حقوق بشر را گزارش نکنند، و در عین حال او از افرادی که محاکمه شده بودند شنید که توجه بین المللی به پرونده آنها باعث شده سرکوب دولت علیه شان کمتر شود. او گفت «مردم در داخل همیشه می گفتند که می خواهند پیام شان به دنیای خارج برسد.»

علیرضا نادر از شرکت رند، در نشستی متشکل از کارشناسان حقوق بشر در ایران تشریح کرد که ایران «شخصیت نسبت با نفوذی همچون محمد لاریجانی را به عنوان مسوول حقوق بشر در ایران انتخاب کرده است،» که این نشانه آسیب پذیری آنها در این مسئله است.

نادر هاشمی از دانشگاه دنور و سارا لی ویتسون از سازمان دیده بان حقوق بشر، دیگر شرکت کنندگان نشست بودند. آقای هاشمی گفت که جامعه بین المللی باید «یک نورافکن جهانی» را بر موارد نقض حقوق بشر در ایران بتاباند. وی افزود مدافعان حقوق بشر ایرانی در فضای عمومی پرسیده اند که چطور سازمان ملل توانسته ایران را برای مسائل هسته ای مورد تحریم قرار دهد اما در مورد موارد نقض حقوق بشر در ایران هنوز اقدامی نکرده است.

هاشمی گفت «تا کنون تمرکز بر ایران روی مسئله حقوق بشر نبوده بلکه بر سلاح های هسته ای بوده است. و حکومت ایران به شدت مایل است درباره سلاح های هسته ای صبحت کند، درباره اسراییل صحبت کند، درباره نظر احمدی نژاد درباره اسراییل صحبت کند.» به گفته او «آنچه نمی خواهد درباره اش صحبت کند وضعیت حقوق بشر در این کشور است.» هاشمی گفت با تغییر این مبحث، جامعه جهانی می تواند در مسئله حقوق بشر پیشرفت ایجاد کند.

ویتسون تایید کرد که دولت آمریکا باید با کشورهایی مانند برزیل همکاری کند تا مطمئن شود که تحریم های حقوق بشری چند جانبه هستند. او در عین هشدار داد که آمریکا نباید از پرونده حقوق بشر ایران در سایر موارد برای منزوی کردن این کشور به صورت «ابزاری» استفاده کند، چرا که به گفته او می تواند خطرناک باشد و در نهایت منجر به شکست شود.

هاشمی اشاره کرد که صبحت های دولت ایران درباره خیزش های آفریقای شمالی و خاورمیانه، خصوصا بخشی که از دولت های دیگر خواسته که تظاهرکنندگان را سرکوب نکنند، سیاست های دوگانه ایران را در رابطه با حقوق انسانی شهروندان خودش نشان داده است.

لی از آمریکا خواست که درباره اتهامات مبنی بر استاندارهای دوگانه خودش را مصون نگاه دارد، و اخطار داد که دولت ایران در صورت اثبات تناقض در رفتار ایالات متحده، می تواند مسئله حقوق بشر را منحرف کند. وی افزود «برای آمریکا بسیار مهم است که مواضع اش یکدست باشد و برخوردش با همه بازیگران منطقه خاورمیانه با توجه به موارد نقض حقوق بشر، یکسان باشد.»

 

NIAC_Ebadi__140_

ويدئو: گفتگوي نایاک با شيرين عبادي پيرامون حقوق بشر و جنگ

واشنگتن – دکتر شیرین عبادی شنبه گذشته در حضور جمعی از اعضای شورای ملی ایرانیان آمریکا ضمن تاکید بر تمرکز جامعه بین الملل بر مسئله حقوق بشر در ایران هشدار داد که جنگ و یا تهدید نظامی علیه ایران، برای جنبش حقوق بشر و مردم سالاری داخل کشور ویرانگر خواهد بود. پیش از این جلسه که در مک لین ویرجینیا به میزبانی نایک برگزار شد، دکتر تریتا پارسی دبیر کل نایک و دکتر هژیر رحمانداد عضو نایک و استادیار مهندسی صنایع دانشگاه صنعتی ویرجینیا، با خانم عبادی مصاحبه کردند.

Trita

متن آماده شدۀ گواه دکتر تریتا پارسی درحضور کمیتۀ حقوق بشر تام لنتوس در کنگره آمریکا

جناب آقای مک ‌گوویرن و جناب آقای ولف روسای جلسه، از شما که به من اجازه دادید تا برای بحث دربارۀ بد شدن روبه افزایش وضعیت حقوق بشر در ایران در برابر شما سخن بگویم سپاسگزارم. و با تشکر از شما به خاطر برگزاری چنین جلسه‌ای که به منظور توجه به حقوق بشر در ایران تشکیل شده است. انجام این بحث به درستی بسیار مورد نیاز است، بر گفتۀ سازمان عفو بین‌اللمل، در حال حاضر وضعیت حقوق بشر در ایران به بدی وضعیتی است که در سی سال گذشته بوده است.به عنوان نماینده بزرگترین سازمان مردم‌محور – شورای ملّی ایرانیان آمریکایی – که آمریکاییان ایرانی‌تبار را در ایالات متحده نمایندگی می‌کنند- باید بر این نکته تایید ورزم که هیچ گروهی از آمریکاییان بیش از جامعۀ آمریکاییان ایرانی‌تبار از سیاست‌های دولت ایران رنج نبرده است. آنان چه قربانی آزار مذهبی یا سیاسی بوده‌اند، چه اشکال دیگر تجاوز علیه حقوق بشر، اکثریت بسیاری از آمریکاییان ایرانی‌تبار آمریکا را به عنوان خانۀ اصلی خود برگزیده‌اند چرا که با دولت ایران تفاوت داشته‌اند.

آن تفاوت‌ها به روشنی به عنوان نتیجه‌ای از مبارزات انتخاباتی ژوئن ۲۰۰۹، نه فقط به دلیل تقلب در انتخابات، بلکه بیشتر به دلیل خشونت‌های بسیار زشت علیه حقوق بشر که توسط  دولت ایران در حد زیادی انجام پذیرفت رشد یافته است.

امروز سخنان من متمرکز بر گام‌های است که ایالات متحده و جامعۀ جهانی می‌توانند برای اعمال فشار بر دولت ایران به منظور متوقف ساختن تجاوزاتش علیه حقوق بشر و پشتیبانی مدافعان حقوق بشر ایران بردارند.

سابقه

در گزارش «جمهوری اسلامی در ۳۱: خشونت‌های پس از انتخابات بحران حقوق بشری جدی را نشان داد»، سازمان «دیده‌بان حقوق بشر» تعدیات گستردۀ علیه حقوق بشر را مستند کرده است، از جمله قتل‌های خارج از چهارچوب قضایی؛ تجاوز و شکنجه؛ زیر پا گذاشتن حق آزادی بیان و برپایی تجمعات؛ و انجام هزاران دستگیری و بازداشت غیرقانونی در مدت نه ماه پس از انتخابات روز ۱۲ ژوئن سال ۲۰۰۹. شاهدان از الغای اعدام‌های دروغی، شکنجه، تجاوز، و کتک زدن‌های بی‌هدف زندانیان سخن گفته‌اند.

صدها نفر – از جمله اشخاصی که در هیچ تظاهراتی علیه تقلب در انتخابات شرکت نکردند- وادار شدند تا در تلویزیون برای بیان اعترافات دروغین ظاهر شوند، و به دست داشتن خود در فعالیت‌هایی که ضدانقلابی خوانده می‌شود تاکید کنند.

بدترین خشونت‌ها علیه زندانیان عادی در پاسگاه‌های پلیس و بازداشتگاه‌ها انجام گرفته است. یکی از این بازداشتگاه‌ها در ماه اوت پس از آن که اسناد این خشونت‌ها هویدا گردید بسته شد. ماه گذشته، مجلس ایران مرگ‌ها و ادعاهای اعمال شکنجه را مورد تحقیق قرار داد و از دادستان سابق کل تهران سعید مرتضوی به عنوان شخص مسئول نام برد. علیرغم این که گروه تحقیق اتهامات مربوط به آزارهای جنسی را مردود شمرد، اعلام کرد که خشونت‌های گسترده در این بازداشتگاه انجام پذیرفته است. هرچند، هنوز نه مرتضوی نه هیچ کس دیگری به اتهام دست داشتن در این تخلف مورد پیگرد قانونی قرار نگرفته‌اند.

تا امروز، ما رقم دقیقی از تعداد کسانی که توسط ماموران دولتی ایران در آخرین موج از سرکوبی‌ها کشته شده‌اند در دست نداریم. ارقام رسمی به احتمال زیادی غیرواقعی هستند.

دلیل عدم اعلام این گزارش‌های تا حدودی به خاطر تهدید خانواده‌های قربانیان است. یکی از دوستان خانوادۀ خود من دختر ۱۶ ساله‌ای داشت که در خیابان در اولین روز از اعتراض‌ها تیر خورد. خانواده‌اش مرگ وی را به دلیل فشار ماموران دولتی ایران گزارش نکرده‌اند. ترس از آن است که اگر آنها این خبر را عمومی سازند، ماموران دولتی تنها فرزند باقی ماندۀ این خانواده را مجازات خواهند کرد. این پسر یک دانشجو است و اگرچه در تظاهرات شرکت نداشته ‌است، ولی ماموران دولتی این امر را روشن ساخته‌اند که چنانچه خانواده مرگ دخترشان را گزارش دهند، او یک هدف است.

این تهدیدها توخالی نیست. ماموران دولتی به تازگی مشغول هدف قرار دادن فرزندان و وابستگان رهبران مخالف هستند. برای مثال، عاطفه امام، دختر ۱۸ سالۀ جواد امام، رییس ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی در تهران، زندانی شده است و تحت فشار قرار گرفته تا «اعتراف» کند که پدرش مجرم بوده است. همزمان، به نقل از مادر وی، لیلی سادات جلال‌زاده، دولت عاطفه را شکنجه کرده تا بر پدرش فشار بیاورد که متهم بودن دیگر اشخاص در اطراف موسوی را اعتراف کند.

در دسامبر، خواهرزاده میرحسین موسوی رهبر مخالفان مورد اصابت گلوله‌ای قرار گرفت و کشته شد. در همان ماه، ماموران دولتی ایران خواهر شیرین عبادی برندۀ جایزۀ نوبل و مدافع حقوق بشر را دستگیر کردند. عبادی در مصاحبه‌ای با امید معماریان چاپ شده در «انتر پرس سرویس» گفت که ماموران دولت ایران “خواهر من را به عنوان گروگان گرفته‌اند، به این امید که من از فعالیت‌های خود دست بکشم”.

تعدیات علیه جامعۀ بهائیان ایران نیز در این مدت، شدت گرفته است.  هفت تن از رهبران جامعۀ بهائی اکنون در تهران در حال محاکمه پشت درهای بسته به اتهام جاسوسی روبرو هستند. مجمع معنوی ملی بهائیان ایالات متحده آمریکا اذعان کرده است که قوانین ایران زندانی کردن افراد بدون تفهیم اتهام برای دو ماه را ممنوع کرده است. در این مورد، همچون بسیاری از سایر مواردی که اینجا مورد بحث قرار گرفت، ماموران دولتی ایران نه تنها کنوانسیون‌های حقوق بشر را که ایران یکی از اعضای آن است، بلکه همچنین قوانینی را که خود مورد تصویب قرار داده‌اند نقض کرده‌اند.

اعدام زندانیان و معترضان نیز افزایش یافته است. در تاریخ ۲۸ ژانویه، محمدرضا علی زمانی و آرش رحمانی‌پور به جرم «محاربه» یا جنگ با خدا اعدام شدند. اگرچه مقامات دولت ایران مدعی شدند که آن دو در تظاهرات ضددولتی پس از انتخابات مناقشه‌انگیز فعال بودند، اما وکیل رحمانی‌پور اعلام کرد که وی یک ماه پیش از انتخابات دستگیر  شده بود.

از حضور وکیل او به منظور دفاع  در محاکمۀ نمایشی وی در ژوئن جلوگیری به عمل آمد و وکیلش از شنیدن خبر اعدام موکلش از طریق اخبار شوکه گردید. پدرش خبر اعدام پسرش را از تلویزیون شنید. نه نفر دیگر از فعالان به جرم محاربه محکوم شده‌اند و در انتظار اجرای حکم اعدام هستند. بیش از صدها نفر در انتظار محاکمه قرار دارند، هرچند از دسترسی به وکیل محروم شده‌اند.

در ۱۵ فوریه، شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد به شدت ایران را در طی نشست «بررسی دوره‌ای جهانی» (یو. پی. آر.) که شامل مرور وضعیت همه اعضای سازمان ملل می‌شود مورد انتقاد قرار داد. نمایندۀ ایران این انتقاد را مردود دانست و پیشنهادهای مهم سازمان ملل را در خصوص بهبود وضعیت حقوق بشر در این کشور نپذیرفت. ایران توصیه‌هایی را چون توقف اعدام‌مجرمان نوجوان؛ تضمین‌هایی در مورد برگزاری محاکمۀ عادلانه، تحقیق در خصوص اتهامات شکنجه از جمله تجاوز به عنف، و آزاد کردن افرادی بازداشت شده‌ای که برای احقاق حقوق انسانی خود به طور مسالمت‌آمیز رفتار کرده‌اند، رد کرد. در حالی که ایران پیشنهادی را مبنی بر همکاری با کارشناسان حقوق بشر سازمان ملل متحد پذیرفت، چندین توصیه‌دیگر را به منظور اجازه بازدید گزارشگر مخصوص شورا در زمینه شکنجه از این کشور نپذیرفت. به گزارش سازمان عفو بین‌الملل، ایران توصیۀ احترام به آزادی مذاهب را پذیرفت اما توصیه‌ای به منظور پایان تبعیض علیه بهائیان را قبول نکرد.

چرا ایران نسبت به فشار در مورد حقوق بشر حساس است

به رغم رد این توصیه‌ها از طرف ایران، باید یادآور شد که مقامات ایرانی نسبت به انتقاد از پروندۀ حقوق بشر خود حساس هستند. این عمدتا به دلیل جاه‌طلبی ایران، برای شناساندن خود  به عنوان رهبر منطقه است. ماهیت انقلاب خود محرک این انگیزه است. سه دهه پیش، این ایران – نه واشنگتن-  بود که صحبت از تغییر رژیم ‌می‌کرد. انقلابیون پیروز به دنبال صدور انقلاب به کشورهای همسایه با هدف بازآفرینی خاورمیانۀ مورد تصور خودشان  بودند.تلاش‌های تهران شکست ژرفی خورد. هیچ کشور دیگری راه تهران را دنبال نکرد، و از اوایل دهه ۱۹۹۰، روشن بود که انقلاب ایران خود دچار مشکل است. ایران ورشکسته، جنگ‌زده، منزوی، و دچار کمبود سرمایه‌گذاری ‌بین‌المللی بود. ایران یک پیشوا و رهبر نبود.

در واکنش به این واقعیت‌ها، تهران یک رویکرد جدید اتخاذ کرد. به جای صادر کردن انقلاب، ایران در پی این شد تا به یک مدل حکومت اسلامی تبدیل شود تا دیگران بخواهند از آن  تقلید کنند. اما کشورهایی که هدفشان بازی کردن نقش رهبری است، چاره‌ای جز اینکه سوابق خود را پاسداری کنند ندارند. همانطور که عکس‌العمل خشونت‌آمیز دولت ایران در مورد تظاهرات انتخاباتی بیشتر باعث بی‌اعتبار شدن دولت در داخل شد، توجه ‌بین‌المللی بر نقض حقوق بشر در ایران کمک خواهد کرد که صلاحیت این کشور برای رهبری منطقه تضعیف شود.تهران این را می‌داند. این تا حدی دلیل آن است که چرا تهران سرمایۀ زیاد دیپلماتیکی صرف کم‌رنگ کردن قطعنامه‌های محکومیت کارنامۀ حقوق بشر خود در نهادهای ‌بین‌المللی می‌کند. همچنین دلیل آن است که چرا دولت ایران در منحرف کردن توجه‌ها از پروندۀ خود فوراً به انتقاد از تضییع حقوق توسط واشنگتن می‌پردازد. به عنوان مثال، ایران محمدجواد لاریجانی را که یک مقام بلندپایه و باتجربه، دبیر کل شورای عالی حقوق بشر ایران و نیز از اعضای خانوادۀ برجستۀ لاریجانی‌هاست به نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل در ژنو فرستاد. اعزام  چنین نمایندۀ عالی رتبه‌ای نشان دهنده اهمیتی است که تهران به دفاع از کارنامۀ حقوق بشر خود در صحنۀ ‌بین‌المللی می‌دهد.

این را با رفتار کره شمالی و یا میانمار، که بیشترمواقع محکومیت خود را در مورد پروندۀ حقوق بشرشان نادیده می‌گیرند، مقایسه کنید.

حقوق بشر به فریاد جنبش سبز ایرانیان تبدیل شده است. امروز، بلندترین صداهای که خواستار احترام به حقوق بشر هستند از خود جامعّۀ مدنی ایران و رهبران آن برمی‌خیزد.

انتقاد از پروندۀ حقوق بشر ایران نباید با دخالت در امور داخلی ایران، اشتباه شود. به عنوان یکی‌از امضاء کنندگان کنوانسیون‌های متعدد، ایران تعهد قانونی دارد که از حقوق بشر حمایت کند- و اگر ایران به تعهدات خود پایدار نباشد، جامعۀ ‌بین‌المللی موظف است که اعتراض خود را بازگو نماید.

پیشنهادها

جهان نباید وضیعت حقوق بشر در ایران را به فراموشی بسپارد. مدت‌هاست که فقط به‌طور ویژه بر روی موضوع هسته‌ای تمرکز شده در حالی که از توجه به چالش‌های دیگری که سیاست‌های دولت ایران مطرح می‌کند کوتاهی گردیده است. این مساله نه تنها به زیان حقوق بشر در ایران بوده بلکه حتی باعث محدودیت، یک بعدی شدن و در نتیجۀ ناموفق بودن سیاست واشنگتن در مورد ایران شده است

جامعۀ جهانی ‌می‌تواند کارهای بسیاری به منظور توقف نقض حقوق بشر در ایران به انجام برساند. و آمریکا‌ می‌تواند همگام با متحدان خود در جامعۀ جهانی‌ کارهای زیادی در این مورد انجام دهد. نمونه‌هایی از اقداماتی که می‌تواند انجام پذیرد، در زیر گفته شده است.

۱- سکوت را بشکنید: این امر باید کاملا شفاف باشد که از نقطه نظر اخلاقی‌ ایالت متحده از تقاضا مردم ایران برای حقوق انسانی‌شان حمایت می‌کند. سکوت شفافیت را خدشه‌دار می‌کند. ایالت متحده باید قویا و پیوسته از بدی وضعیت حقوق بشر در ایران سخن بگویند. در بیانیه‌های دولت آمریکا‌، به خصوص در طی نشست «بررسی دوره‌ای جهانی» سازمان ملل متحد، علامت ضربدری در کنار وضعیت حقوق بشر در ایران قرار داده شده است. با این حال، بیانیه‌هایی که دربارۀ حقوق بشر در ایران صادر می‌شود باید پیوسته باشد و از ویژگی زبان کنشگرایانۀ آمریکا در خصوص ایران برخوردار باشد نه اینکه فقط موقتی و واکنش‌گرایانه انجام پذیرد.

۲- فشار بر ایران در مجامع بین‌المللی: ایالت متحده باید، با همکاری جامعۀ جهانی،‌ از هر فرصتی در مجامع ‌بین‌المللی به منظور فشار بر ایران در مورد پروندۀ حقوق بشری‌اش بهره جوید.

۳- تعیین نماینده‌ای ویژه سازمان ملل: برای نمونه، ایالت متحده باید در کنار جامعۀ ‌بین‌المللی خواستار برگزاری یک نشست ویژه شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد شود که هدف آن تعیین یک نمایندۀ ویژه سازمان ملل در مورد حقوق بشر در ایران باشد. این اقدامی‌است که مدافعان برجستۀ حقوق بشر در ایران، همانند مهرانگیز کار و شیرین عبادی، بارها خواستار آن شدنده‌اند.

۴- حقوق بشر بخشی از تلاش‌های دیپلماسی با ایران شود: در حال حاضر دیپلماسی در ایران، با توجه به فلج شدن سیاسی تهران پس از اختلافات انتخاباتی، بیهوده به نظر می‌رسد. با این حل، هر گاه که دیپلماسی دوباره از سر گرفته شود، نباید فقط محدود به مسالۀ هسته‌ای باشد. برعکس، باید وضعیت حقوق بشر در ایران در دستور کار قرار گیرد. فشار بر ایران در مجامع ‌بین‌المللی آن زمانی‌موثرتر می‌‌شود که، واشنگتن بر روی پروندۀ حقوق بشر ایران هم از راه‌های دیپلماتیک فشار بیاورد.

۵- حقوق بشر را باید به خاطر خود آن دنبال نمود: بسیاری از ازاعضای جامعۀ حقوق بشر نگران این امر هستند که حقوق بشر به عنوان ابزاری برای کسب امتیاز در موضوع هسته‌ای به کار گرفته شود. در نتیجه، حقوق بشر به برگه‌ای برای چانه‌زنی ‌در مذاکرات هسته‌ای تبدیل گردد و این مهم قربانی تضمین یک قرارداد هسته‌ای شود. این یک رویکرد فاجعه‌آمیز خواهد بود. برعکس، حقوق بشر باید به خاطر اهداف خودش، با در نظر گرفتن منافع درازمدت و قدرت نرم ایالات متحده در ایران، دنبال شود.

۶-  تنش‌های نظامی در حداقل ممکن نگاه داشته شود: هنگامی که تهدیدات نظامی به میان می‌آید، ایالت متحده باید با احتیاط گام بر دارد. در زیر سایۀ تهدید نظامی خارجی‌، نبرد دشوار مدافعان حقوق بشر در ایران تقریبا غیرممکن می‌‌شود، چرا که دولت ایران در بهره‌برداری از تهدیدات خارجی ‌برای سرکوب مخالفان داخلی بسیار مهارت دارد.

۷- از مردم محافظت کنید و متجاوزین را هدف قرار دهید: ایالت متحده باید از تحریم‌هایی که باری بر شانۀ مردم و نه دولت ایران، می‌گذارد بپرهیزد. تحریم‌های گسترده‌ای که کلّ اقتصاد ایران را هدف قرار می‌دهد باعث می‌‌شود که شهروندان عادی خیلی‌ بیشتر از نخبگان قدرت صدمه ببینند.‌ هرگونه تحریم جدید نه تنها باید بیزاری از رفتارهای ‌بین‌المللی تهران را نشان دهد، بلکه به روشنی نشان دهد که ایالت متحده به تعهد خود برای آسیب نرساندن به شهروندان عادی ‌ایران پایبند است. ایالات متحده باید تحریم‌های خود را بر روی نقض‌کنندگان حقوق بشر متمرکز کند. تحریم‌های هدفمند باید بر افراد خاص معینی‌ در داخل حکومت و سپاه پاسداران، که مسئول سرکوب و نقض حقوق بشر است، تحمیل شوند.

۸- سیاست‌هایی‌ که به‌طور غیرعمدی مردم ایران را مجازات می‌کنند، اصلاح شوند: به عنوان بخشی از تحریم‌های گسترده علیه رژیم ایران که در دو دهه گذشته به وجود آمده است، سیاست‌های آمریکا در وضیعتی باقی ‌مانده که به طور غیرعمدی باعث رنج بیشتر مردم بی‌گناه ایران می‌‌شود. برای مثال، تحریم‌های ایالات متحده مانع از این می‌‌شود که آمریکا یی‌ها به سازمان‌های مشروع حقوق بشر در ایران پول اهدا کنند. با وجود اینکه وزارت امور خارجۀ آمریکا به تازگی اعلام کرد که با رفع محدودیت‌ها در ارسال نرم‌افزار ارتباطی‌ به ایران که مدافعان حقوق بشر در ایران را تواناتر می‌سازد، در حال برداشتن اولین گام به سوی اصلاح سیاست‌های غیرمفید برای ایران است، سیاست‌گزاران باید به نگاهی‌ ژرف‌تر در سیاست‌های کنونی در خصوص ایران از این گام بحرانی فراتر رفته و اصلاحات مشابهی را انجام دهند.

redlines

درخواست شورای ملی ایرانیان آمریکا برای خلع سلاح نیروهای بسیج به منظور امنیت شهروندان ایرانی

واشنگتن دی سی – شورای ملی آمریکاییهای ایرانی تبار (نایک) به شدت از حرکات تهدید آمیز دولت ایران بر علیه شهروندانش که توسط نیروهای بسیج انجام میشود انتقاد میکند. نایک از دولت ایران میخواهد که بلافاصله نیروهای بسیج را خلع سلاح نموده و به سرکوب خشونت آمیز ملت ایران پایان دهد.

در ماه‌های پس از انتخابات بحث بر انگیز ریاست جمهوری در ایران، نیروهای بسیج مسوول یک سری اقدامات وحشیانه و خشونت آمیز بوده که به هر دو صورت هدفمند و غیر هدفمند، و به منظور تهدید و سرکوب شهروندان ایرانی ست که اقدام به ابراز آزاد عقاید و اجتماع صلح آمیز می کنند.

بسیج یک نیروی شبه نظامی داوطلبانه  است که از شکل اولیه یک نیروی پلیس اخلاقی غیر متمرکز، به یک نیروی شبه نظامی تمام عیار تبدیل شده که از بالاترین مقامات دولتی ایران دستور می گیرد. تریتا پارسی، دبیر کل شورای ملی ایرانیان آمریکا میگوید: اینکه به یک گروه شبه نظامی مسلح و فراقانونی اجازه داده میشود که در خیابانها تحت عنوان برقراری امنیت پرسه بزنند، در نفس خودش دچار تناقض است. امنیت، آزادی بیان، آزادی اجتماعات و بهره بری کامل از حقوق اولیه شهروندی، تا زمانی که دولت ایران به گروه های  مسلح اجازه سرکوب ملت ایران را میدهد، میسر نخواهد شد.

مدارک گسترده‌ای که توسط موسسات حقوق بشر و سازمان ملل تهیه شده اند نشان میدهد که دولت ایران از نیروهای بسیج برای سرکوب شهروندانش به روشهای فیزیکی که منجر به آسیب و مرگ میشوند، استفاده میکند. شواهد عینی میگویند که در طول آخرین وقایع در روز آشورا، نیروهای بسیج با باتوم، چوب و زنجیر به تجمع کنندگان حمله کرده، به سمت جمعیت تیر اندازی کرده، و تجمع کنندگان بی‌گناه را با ماشین زیر گرفته اند. نیروهای بسیج سوار بر موتور از چماق، گاز اشک آور، گاز فلفل، توپ آب، زنجیر، توپ پلاستیکی، و تیراندازی برای تهدید، زخمی کردن و کشتن شرکت کنندگان در تجمعات صلح آمیز استفاده میکنند. در یک نمونه، یکی از تجمع کنندگان به عقب یک وانت بسته شده و بر روی زمین کشیده میشد. در نمونه‌های دیگری، دانشجویان از پنجره‌های خوابگاه‌هایشان و از روی پل به پایین پرتاب شده اند.

موارد سرکوب توسط بسیج تنها به حرکات خشونت آمیز بر علیه  تجمع کنندگان و تماشاگران در ملا عام محدود نمیشود، بلکه شامل یورش‌های وحشیانه شبانه میشود که در آن به سرکوب معترضانی که از پشت بامهاشان شعار میدهند میپردازند. طبق گزارشهای رسیده، نیروهای بسیج به زور وارد اماکن مسکونی میشوند، ساکنان را مورد ضرب و شتم قرار میدهند، به اموال مردم صدمه میزنند و حتی برای ساکت کردن مردم در منازل خودشان، به سوی آنان تیراندازی میکنند. مسلم است که بسیج از بالاترین مقامات دولت ایران دستور میگیرند و به طور گسترده ای به اسلحه دسترسی دارند، اما در عین حال هیچ گونه مسوولیت و پاسخگویی در قبال خشونتی که آنها بر علیه ایرانیان بیگناه انجام داده اند، وجود ندارد.

مجمع عمومی سازمان ملل متحد در روز ۱۸ دسامبر قطعنامه ۶۴/۱۷۶ را صادر کرد که در آن توضیح میدهد که «استفاده از خشونت و تهدید توسط نیروهای شبه‌نظامی مرتبط با دولت» منجر به «تعداد زیادی مرگ و آسیب شده» است. این قطعنامه از «محدودیت‌های مداوم، برنامه ریزی شده، و جدی برای تجمع صلح آمیز، و آزادی عقیده و بیان» توسط دولت ایران، ابراز نگرانی کرده و از دولت ایران خواسته که به گزارشگران حقوق بشر سازمان ملل اجازه ورود به این کشور را داده و با آنان به طور کامل همکاری نماید.

ناوی پیلای، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل از خشونهای تحت حمایت دولت در وقایع روز عاشورا ابراز تعجب کرده و از دولت خواسته که نیروهای امنیتی خود را محدود نماید.

پیلای می افزاید: «مردم اجازه دارند که احساسات‌شان را ابراز کنند و تجمعات صلح آمیز برگزار کنند، بدون اینکه مورد ضرب و شتم قرار گیرند و به زندان بیفتند.»

سازمانهای حقوق بشر در راستای نوبت مرور سراسری ایران توسط شورای حقوق بشر سازمان ملل در ماه فوریه، گزارشهای گسترده‌ای را درباره موارد مخوفی از نقض حقوق بشر توسط دولت ایران و بسیج ارائه کرده اند. این سازمانها از شورای حقوق بشر سازمان ملل خواسته اند که موارد متعدد نقض عهد نامه هایی که دولت ایران  از امضا کنندگان آنهاست را مورد بررسی قرار دهند از جمله میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، میثاق بین المللی حقوق اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، و پیمان جهانی حقوق کودک. اساسنامه عمومی سازمان ملل در رابطه با استفاده نیروهای دولتی از زور و سلاح گرم، تصریح میکند که نیروهای امنیتی باید پیش از متوسل شدن به زور، از روشهای غیر خشونت آمیز نهایت استفاده را بکنند، و در صورت استفاده از قدرت باید به صورت متناسب اجرا شده و همچنین تحت گزارش و بررسی کارآمدی قرار گیرد. این اساسنامه همچنین تشریح میکند که نباید از اسلحه گرم استفاده شود مگر در صورتیکه تهدید شدیدی متوجه جان کسی باشد و فقط در صورتی که حفظ جان در صورت دیگری میسر نباشد.

دخی فسیحیان، از اعضای هیات دبیران نایک میگوید: نیروهای بسیج نه تنها به این معاهدات بین المللی توجهی نمیکنند، بلکه مشخص است که تخطی از قوانین بین المللی به عنوان یک گروه فشار مسلح، برای ایجاد رعب و وحشت و صدمه و مرگ مخالفان دولت است.

نایک از دولت ایران میخواهد که بسیح را خلع سلاح کند، به تمام نیروهای مسلح دستور دهد که در مقابل تجمعات صلح آمیز از خشونت و زور استفاده نکنند، و فورا به خشونت‌های دولتی بر علیه ملت ایران خاتمه دهد.

Trita_cropped

گواه از پیش‌نوشتۀ دکتر تریتا پارسی دستیار پژوهشگر موسسۀ خاورمیانه

جلسۀ بررسی دربارۀ تحریم‌های ایران: گزینه‌ها، فرصت‌ها، و پیامدها

از شما که به من اجازه ایراد این گواه را در خصوص سیاست‌های ایالات متحده در مواجه با ایران دادید سپاسگزارم.

با توجه به مبارزه در جریان مردم ایران برای کسب حقوق خود و تلاش به منظور یافتن راه‌حلی سیاسی در مورد بن‌بست هسته‌ای، موضوع تحریم‌ها به طور ویژه شایستۀ بحث موشکافانه‌ای است.

به عنوان نماینده بزرگترین سازمان مردمی – یعنی شورای ملّی ایرانیان آمریکایی – که آمریکاییان ایرانی‌تبار را در ایالات متحده نمایندگی می‌کنند – مایلم تا بر این نکته تایید ورزم که هیچ گروهی از آمریکاییان بیش از جامعه‌ی ما نگران فرجام جنبش دموکراسی‌خواهی در ایران نیست و هیچ گروهی از آمریکاییان بیش از جامعه‌ی ما از سیاست‌های دولت ایران رنج نکشیده است.

چیزی که ما در شش ماه گذشته در ایران شاهد آن بوده‌ایم یک دگرگونی ساختاری است. در تاریخ ۳۰ سالۀ حکومت کنونی ایران، هیچگاه مردم چنین بیشمار به خیابان‌ها بیرون نریخته بودند تا که احترام به رای و حقوق خود را خواستار شوند. و هیچگاه حکومت به اندازۀ کنونی دچار اختلاف عقیده نبوده است. شدت و خشونت کشمکش‌های در میان کارگزاران درون نظام سیاسی ایران نباید دست‌کم گرفته شود.

انتخابات بحث‌برانگیز ماه ژوئن با سرکوبی بسیار شدید دنبال شد که به نوع خود نقض فاحش حقوق بشر بود که بوسیله مقامات مسئول ایران به موقع اجرا در آمد. اکنون نقض حقوق بشر در ایران، بنا بر گزارشی که توسط سازمان «عفو بین‌الملل» در هفته گذشته منتشر شد، در بدترین وضعیت خود در طول ۲۰ سال گذشته قرار دارد. این گزارش دولت ایران را متهم می‌کند که “بیشتر نگران چگونگی سرپوش گذاشتن بر بدرفتاری است تا آگاهی از حقیقت”.

با وجود سرکوبی، شکنجه، تجاوز و کشتار در زندان‌ها، هنوز جنبش مخالفان از اعتراض‌های خود دست نکشیده است. در همین هفته گذشته، تظاهرات تازه‌ای در ایران براه افتاد که در آن در واکنش به خشونت مقامات دولتی، خواسته‌های تظاهرکنندگان جسورانه‌تر ابراز شد تا ملایم‌‌تر.

جنبش مخالفان در ناکام کردن دولت احمدی نژاد در عادی‌ نشان دادن شرایط موفق بوده است. استقامت و عزم راسخ جنبش سبز هم تندروهای داخل ایران و هم جامعۀ جهانی را مبهوت خود ساخته است. این تصور که اعتراض‌های به وقوع پیوسته تنها پدیده‌ای گذارا هستند و نمی‌توانند تغییر اساسی را در چشم‌انداز سیاسی ایران موجب شوند، نابخردانه است.

در هنگامه این دگرگونی ساختاری، آمریکا اقدام ابتکاری خود را – یعنی جست‌وجوی دیپلماسی در مواجه با ایران با هدف کاهش تنش‌های میان ایالات متحده و ایران و جلوگیری از گسترش سلاح‌های هسته‌ای – آغاز کرده است.

دولت اوباما این امر را روشن ساخت که آغاز چنین گفت‌وگوهایی به معنی نامحدود بودن زمان برای آن نیست، و اگر پیشرفتی در آن حاصل نشود، دولت تحریم‌های سختی را علیه ایران پیگیری خواهد کرد. من در این سخنان نمی‌خواهم به بررسی این نکته بپردازم که آیا روش‌های سیاسی کافی هستند یا زمان لازم به منظور برطرف کردن موانع برای دست‌یابی به توافق موقت در خصوص موضوع هسته‌ای داده شد، و یا همین هفته‌های گذشته، پیش از ضرب‌الاجل ۳۱ دسامبر برای دیپلماسی، زمان بایستی برای یافتن راه‌حل سیاسی مورد استفاده قرار می‌گرفت یا برای اعمال تحریم‌ها برنامه‌‌ریزی می‌شد. ترجیحا، با در نظر گرفتن حرکت کنونی به سوی اعمال تحریم‌ها، من مایلم تا دربارۀ برخی از عواملی که وقتی گزینه‌های تحریم‌ها مختلف مورد بررسی قرار می‌گیرد نیازمند توجه هستند سخن بگویم.

نخست، اثرگذاری تحریم‌ها بر روی مردم ایران در محاسبات ما به ندرت به حساب آمده است. مردم ایران به روشنی بار سنگین فشار‌های اقتصادی را تحمل کرده‌ و از آن رنج برده‌اند چراکه تحریم‌های موجود بسیار کلی و بدون هدف بوده است. در عین حال، حکومت ایران، به طور نسبی آسیب‌ناپذیر باقی مانده و رنج این تحریم‌ها را به دوش مردم ایران اندخته است.

در حالی که دولت منابع جبران تاثیرات تحریم‌ها را در اختیار دارد، مردم عادی در ایران از چنین گزینه‌ای محرومند و بار مشقت‌های اقتصادی را بر دوش می‌کشند. افزون بر این، تحریم‌ها از ارتباطات و تعامل میان مردم ایران جلوگیری کرده و این خود اثری منفی و مستقیم بر توانایی این مردم برای اعمال فشار به منظور اصلاحات سیاسی داشته است. برای مثال، پیش از انتخابات ایران، شرکت‌های میکروساف و گوگل هردو خدمات تبادل سریع پیام (مسنجر)‌های خود را به استناد تحریم‌های ایالات متحده در ایران تعطیل کردند. ممنوع ساختن قابلیت ایرانیان برای ارتباط با جهان خارج تنها به عواملی در ایران که در پی تحکیم پایه‌های قدرت خود از راه منزوی کردن مردم خود هستند یاری می‌رساند. همانگونه که در همین تابستان گذشته شاهد بودیم، وقتی اخبار و وسعت تظاهرات بی‌سابقۀ مردم با بهره‌گیری از «فیس‌بوک» و «یوتوب» به خارج از ایران رسید، اثبات گردید که توانایی ارتباطات با سراسر جهان برای مبارزه آنان به منظور کسب آزادی سیاسی نقش پایه‌ای دارد. سیاست‌های مبتنی بر تحریم‌های ما، نباید این مبارزۀ خود به خود نفس‌گیر را برای کسب دموکراسی دشوارتر سازد.

در نتیجه جای شگفتی ندارد که رهبران جنبش سبز موضع خود را در برابر این تحریم‌ها به روشنی اعلام کرده‌اند. در اواخر سپتامبر، موسوی اظهار داشت که تحریم‌های تازه “تحميل رنج‌هاى بسيار بر مردمى است كه مصيبت دولتمردان ماليخوليازده برای‌شان كافى است… و ما با اعمال هر گونه تحريمى عليه ملت خود مخالفيم.”

در واقع، پس از تحولات بی‌سابقۀ همین تابستان گذشته، ادامه بی‌توجهی به اثر تحریم‌های کلی افزون نه تنها به مبازره ایرانیان برای کسب دموکراسی خدمت نمی‌کند که ما را نیز به مخاطره می‌اندازد.

اگر ما در ادعای در کنار ایرانیان ایستادن – و نه پشت‌شان را خالی کردن – جدی هستیم، به الگوی تازه در خصوص اعمال تحریم‌ها بر ایران نیازمندیم. گرچه ایرانی دموکراتیک به خودی خود بسیاری از مسایل و مشکلاتی را که ایالات متحده در خصوص سیاست ایران دارد حل نخواهد کرد، اما به احتمال زیاد می‌توان در مورد این مسایل راه‌حل‌های بسیار برجسته‌تری یافت. برای نمونه، اعمال تحریم‌هایی که به طور مستقیم بر مردم عادی صدمه‌ می‌زند جنبش دموکراسی‌خواهی را در ایران تضعیف می‌کند و این امر خود با منافع امنیت ملی بلندمدت ما که مبنی بر احترام به ایران و خاورمیانه به طور کلی است در تناقض است.

دوم، وقایع تابستان گذشته، همچنین یکی از ادعاهایی که باور داشت با اعمال تحریم‌ها می‌تواند تغییرات را در داخل ایران موجب شد از بین برد. یکی از دلایل اصلی طرح تحریم بنزین، که مورد مناقشه بوده است، شاید این باشد که مردم عادی ایران با رشد سرسام‌آور قیمت بنزین، عاصی شده و بر فشارهای خود بر دولت ایران خواهند افزود. هرچند، رفتار گذشتۀ عوام‌گراها در ایران چنین نظری را تایید نمی‌کند. در سال ۲۰۰۷، زمانی که دولت احمدی‌نژاد سهمیه‌بندی بنزین را آغاز کرد، شلوغی‌ها و درگیری‌های دو روز طول کشید و در حدود ۱۰۰۰ نفر در این اعتراضات علیه سیاست‌های اقتصادی دولت در ایران به خیابان‌ها آمدند.

در مقابل پس از انتخابات اخیر نزدیک به ۳ میلیون نفر به خیابان‌های تهران ریختند و خواستار بازشماری آراء خود شدند، و هنوز بعد از شش ماه تظاهرات ادامه دارد و از بین نرفته است.

دلیلی که موجب برانگیختن مردم شد تنگناهای اقتصادی نبود بلکه عصبانیت به علت تقلب انتخاباتی بود. در صورتی که سختی‌های اقتصادی پیش از این باعث تظاهرات پراکنده شده است، ولی این بار امید، میلیون‌ها نفر را به طور ثابت و محکم به خیابان‌ها کشیده است. تجربه نشان می‌دهد وقتی اعمال تحریم‌های کلی و بدون هدف که بر مردم ایران اثر می‌گذارد در پیش گرفته می‌شود، نخستین قربانی آن امید است. درماندگی اقتصادی یاس را می‌زاید که این خود باعث کشته شدن ایمان مردم برای توانایی در ایجاد دگرگونی است. نتیجۀ نهایی این امر از میان رفتن شور و اشتیاق سیاسی است که تنها به منافع کانون سیاسی اطراف آیت‌الله خامنه‌ای خدمت می‌کند.

تحریم‌های کلی و بی‌هدف حتی می‌توانند به روش‌های دیگر نیز دولت ایران را تقویت کند. به خصوص تحریم‌های مربوط به صنایع نفت ایران که بر پایه‌های اقتصادی پرسش برانگیزی مبتنی‌اند. ایران به طور تقریبی ۲۵ تا ۴۰ درصد مصرف بنزین داخلی را با قیمت جهانی وارد می‌کند و بعد آن را به همراه بنزین تولید شده داخلی با قیمت یارانۀ دولتی، یعنی گالونی ۴۰ سنت می‌فروشد. در نتیجه، مصرف داخلی بنزین زیاد است؛ و نیز مقداری از آن هم به کشورهای همسایه قاچاق و فروخته می‌شود.

در ۱۰ سال گذشته ، این سیاست برای ایران هزینه‌ای در حدود ۱۰ تا ۲۰ درصد درآمد سالانه داخلی داشته است که البته این امر به قیمت جهانی بنزین و قیمت تصویب شدۀ دولت برای بنزین بستگی دارد. به علت نیاز دولت به درآمد بیشتر، رژیم ایران می‌خواست که یارانۀ بنزین را حذف کند و قیمت بنزین را تا سطح جهانی بالا ببرد و مصرف بنزین را کم کند ولی این طرح از ترس واکنش شدید داخلی متوقف شده است.

حتی اگر فرض شود که تحریم بنزین موثر به شمار می‌آید، نتیجه چه خواهد بود؟ مصرف این فرآورده به سرعت پایین می‌آید و درآمد دولت بالا می‌رود چراکه دیگر اجباری ندارد تا برای وارد کردن بنزین هزینه‌ای بکند.

اگر تهران اجازه دهد که بنزین عرضه شده به قیمت برابر با خرید آن فروخته شود، قیمت بنزین به حدی افزایش می‌یابد که این خود به معنی حذف یارانه‌ها هم برای بنزین وارداتی و هم برای بنزین داخلی است؛ در نتیجه، دولت درآمد بیشتری برای هزینه کردن در جاهای دیگر- احتمالا برنامۀ هسته‌ای خود- خواهد داشت. این تحریم‌ها کاری می‌کند که تهران سال‌ها درصدد انجام آن بوده است.

سوم، توانایی تحریم‌ها برای ایجاد دگرگونی، در گرو مشارکت بین‌المللی در اعمال این تحریم‌ها علیه رژیم ایران است. ایجاد توافق بین‌المللی بسیار پراهمیت است، به‌ویژه هنگامی که کشور صادر کنندۀ انرژی همچون ایران هدف قرار می‌گیرد. دولت اوباما به‌طور موفقیت‌آمیزی توانسته است که اعضای شورای امنیت را نه از راه هدف قرار دادن متحدان خود به وسیلۀ تحریم‌های اضافی دیگر بلکه با همکاری با آنها متحد سازد. تحریم‌های یک جانبۀ ایالات متحده که باعث مجازات متحدان نیز می‌شود، اتحاد کنونی را به مخاطره می‌اندازد. برندۀ نهایی این سناریو دولت ایران است که برای سودجویی از این تفرقه در جامعۀ بین‌المللی فرصت‌هایی برایش فراهم می‌شود. در هنگام برخورد با چالش‌هایی که توسط دولت ایران در جامعۀ جهانی بوجود می‌آید، ایالات متحده باید به صورت اتحاد دهنده عمل کند نه به صورت تفرقه‌افکنانه و سیاست‌های تحریم‌ها بایستی بر همین اساس سنجیده شود.

این به این معنا نیست که تحریم‌های ایالات متحده به اقتصاد ایران صدمه نمی‌زند. اما در مقابل، تردیدی نیست که تحریم‌های اقتصادی ایالات متحده موجب تنگنای در اقتصاد ایران شده است. به خصوص تحریم‌های اخیر مالی باعث ایجاد موانع قابل توجهی در اقتصاد آنان گردیده است. بانک‌ها با مشکلات زیادی در سرمایه‌گذاری در پروژه‌ها روبرو هستند، اعتبار صادرات فراهم نشده و فرار سرمایه‌ها افزایش یافته است.

با وجود تمام ضربه‌هایی که تحریم‌ها بر اقتصاد ایران وارد کرده است، این سختی به سوی تغییر مطلوبی در سیاست‌های ایران منجر نشده است. تحریم‌ها در آسیب رساندن به اقتصاد مردم ایران موثر واقع شده است، اما در تغییر رفتار دولت ایران شکست خورده است.

واشنگتن باید با دقت سیاست‌های مقابله با ایران را محاسبه کند و در این میان بررسی کارایی تحریم‌ها می‌تواند بخشی از سیاست بزرگتر را در خصوص ایران در بر گیرد. عواملی مانند تاثیر تحریم‌ها بر مردم ایران و مبارزه آنان را برای کسب دموکراسی باید در نظر گرفت. همچنین، اعمال تحریم‌های بدون هدف که می‌تواند موجب تقویت تندروهایی شود که حکومت ایران را در کنترل دارند و نیز توانایی تحریم‌ها در ایجاد شکاف در جامعۀ بین‌المللی. همۀ این عوامل نیازمند بررسی و توجه هستند.

به‌ طور ویژه، هزینۀ جانبی تحریم‌ها باید به دقت سنجیده شود. تحریم‌های بی‌هدف و دیپلماسی به ندرت می‌توانند با هم جور در بیایند. تشدید تحریم‌ها، که به گواه تجربیات گذشته نمی‌تواند در موضع هسته‌ای ایران تغییری ایجاد کند، در را بر روی عرض اندام دیپلماسی می‌بندد؛ و می‌تواند به سناریویی بیانجامد که بر اساس آن در سال‌های آینده هم دیپلماسی و هم تحریم‌ شکست بخورند. و این در حالی است که برنامۀ هسته‌ای ایران به گسترش خود ادامه می‌دهد. این امر ایالات متحده را با گزینۀ نه چندان جذابی مواجه می‌کند. این امر حائز اهمیت بسیاری است که همین امروز تصمیماتی گرفته شود تا ما را با یک تراژدی اجتناب‌ناپذیر و عملی شدن آن سناریو گفته شده روبرو نسازد.

طرح تحریم بنزین ایران در کنگره به مردم ایران آسیب می‌رساند و اجماع بین‌المللی را در مورد ایران تضعیف می‌کند

«شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایک) از تصمیم مجلس نمایندگان ایالات متحده برای بردن طرح «اچ. آر. ۲۱۹۴» -موسوم به «طرح تحریم بنزین ایران» (آی. آر. پی. اس. آ.) به منظور رای‌گیری در هفته ۱۴ دسامبر ۲۰۰۹، عمیقا نگران است و این امر را اقدامی در جهت تنبیه مردم ایران در عوض دولت ایران می‌داند.

«شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایک) از تلاش‌های مستمر دولت اوباما به منظور مذاکره با ایران پشتیبانی می‌کند. هرچند پاسخ‌های دولت ایران به این کوشش‌ها بسیار ناامید کننده بوده است، ولی دولت آمریکا باید با هماهنگی با سایر شرکای خود در جامعه‌ی جهانی به منظور انجام این امر متعهد بماند. در نظر گرفتن تحریم‌های یکسویه در این زمان از اقدامات همه‌جانبه‌ی رییس جمهور اوباما جلوگیری و کوشش‌های مختلف در این مورد را تضعیف و تهدید می‌کنند.

یک استراژی موفق در برخورد با ایران باید اساسا دربرگیرنده‌ی اقدامات دیپلماتیک باشد. تحریم‌ها می‌توانند نقش سازنده‌ای در این فرایند بازی کنند، ولی برای اینکه بتوانند موثر واقع شوند باید دولت ایران و افرادی را که مسئول رفتارهای سرزنش‌آمیز دولت ایران هستند، به‌خصوص کسانی که به نقض آشکار حقوق بشر اقدام کرده‌اند، هدف قرار دهند.

در حالی که اعضای کنگره فعالیت‌های خود را در این مورد ادامه می‌دهند، «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایک) کنگره را ترغیب می‌کند تا آنان در انجام این کار معیار‌های زیر را رعایت کند:

به مردم ایران آسیب نزنید – هیچ کس به اندازه مردم ایران از دولت سرکوبگر ایران رنج نکشیده است. تحریم‌های یکجانبه همانند آنچه در «طرح تحریم بنزین ایران» (آی. آر. پی. اس. آ.) آمده است، بی‌اندازه به مردم ایران آسیب می‌رساند. درحالی که فقط آسیب کمی به صحنه‌گردانانی چون گروه‌هایی در «سپاه پاسداران» که قدرت خود را زیر سایه تهدیدات خارجی پنهان کرده‌ و از تحریم‌های اقتصادی سود برده‌اند می‌زند.‌

همانطور که مردم ایران به ایستادگی خود در مقابل دولت‌شان ادامه می‌دهند، رهبران برجسته‌ی جنبش مخالفان ایران مانند میرحسین موسوی و مهدی کروبی همراه با مدافعان حقوق بشر مانند شیرین عبادی و اکبر گنجی همگی به‌شدت بر علیه تحریم‌های گسترده و بی‌هدف، همچون «طرح تحریم بنزین ایران» سخن گفته‌اند.

رییس جمهور را تضعیف نکنید – دولت اوباما سرمایه‌گذاری زیادی بر روی استراتژی مذاکره با ایران گذاشته است چرا که این امر بهترین روش به منظور ایجاد تغییر در رفتار دولت ایران است. در حالی‌ که این روند همان طور که پیش‌بینی می‌شد بسیار مشکل بوده است، ولی کنگره نباید برای تصویب قوانینی که تلاش‌های همه جانبه‌ی رییس جمهور را تضعیف می‌کند و دستان او را می‌بندد، عجله کند. رییس جمهوری پیوسته اعلام کرده است که پیشرفت روند مذاکره با ایران را در آخر سال ارزیابی خواهد کرد. تعهد به این امر دوباره در روز سوم دسامبر از سوی «رابرت گیبز»، سخنگوی کاخ سفید تاکید شد. او اعلام داشت که ضرب‌الاعجل رسمی برای دولت ایران پایان همین سال است. اگر کنگره «طرح تحریم بنزین ایران» را اکنون به تصویب برساند، به تمام دنیا این پیام را خواهد داد که کنگره آمریکا از برنامه‌ی رییس جمهوری پشتیبانی نمی‌کند و آنان می‌خواهند خود این امر را در اختیار بگیرند.

اتحاد بین شرکای آمریکا را سست نکنید- در ۲۶ نوامبر (۶ آ‌‌ذر)، «شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی» با تصویب قطعنامه‌ای به محکومیت ایران رای داد. بطور چشمگیری، تمامی پنج عضو شورای امنیت که دارای حق وتو هستند، به این قطعنامه رای مثبت دادند که این امر خود می‌تواند بالقوه در را بر روی یک رشته دیگر از تحریم‌ها باز کند. این پیشرفت‌های قابل توجه اوباما برای اتحاد در میان اعضای شورای امنیت به علت سرمایه‌گذاری وی در دیپلماسی است. اگر کنگره به سمت تحریم‌ها حرکت کند، متحدان ما را هدف قرارمی‌دهد و این اتحاد از هم پاشیده خواهد شد. کوشش برای جلب حمایت سایر کشورهای جهان با زور و از راه جریمه، ایران را منزوی نخواهد کرد، بلکه در حقیقت، این روش ممکن است تنها خود آمریکا را منزوی ‌سازد

طرح تحریم بنزین ایران در کنگره به مردم ایران آسیب می‌رساند و اجماع بین‌المللی را در مورد ایران تضعیف می‌کند

«شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) از تصمیم مجلس نمایندگان ایالات متحده برای بردن طرح «اچ. آر. ۲۱۹۴» -موسوم به «طرح تحریم بنزین ایران» (آی. آر. پی. اس. آ.) به منظور رای‌گیری در هفته ۱۴ دسامبر ۲۰۰۹، عمیقا نگران است و این امر را اقدامی در جهت تنبیه مردم ایران در عوض دولت ایران می‌داند.

«شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) از تلاش‌های مستمر دولت اوباما به منظور مذاکره با ایران پشتیبانی می‌کند. هرچند پاسخ‌های دولت ایران به این کوشش‌ها بسیار ناامید کننده بوده است، ولی دولت آمریکا باید با هماهنگی با سایر شرکای خود در جامعه‌ی جهانی به منظور انجام این امر متعهد بماند. در نظر گرفتن تحریم‌های یکسویه در این زمان از اقدامات همه‌جانبه‌ی رییس جمهور اوباما جلوگیری و کوشش‌های مختلف در این مورد را تضعیف و تهدید می‌کنند.

یک استراژی موفق در برخورد با ایران باید اساسا دربرگیرنده‌ی اقدامات دیپلماتیک باشد. تحریم‌ها می‌توانند نقش سازنده‌ای در این فرایند بازی کنند، ولی برای اینکه بتوانند موثر واقع شوند باید دولت ایران و افرادی را که مسئول رفتارهای سرزنش‌آمیز دولت ایران هستند، به‌خصوص کسانی که به نقض آشکار حقوق بشر اقدام کرده‌اند، هدف قرار دهند.

در حالی که اعضای کنگره فعالیت‌های خود را در این مورد ادامه می‌دهند، «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) کنگره را ترغیب می‌کند تا آنان در انجام این کار معیار‌های زیر را رعایت کند:

به مردم ایران آسیب نزنید – هیچ کس به اندازه مردم ایران از دولت سرکوبگر ایران رنج نکشیده است. تحریم‌های یکجانبه همانند آنچه در «طرح تحریم بنزین ایران» (آی. آر. پی. اس. آ.) آمده است، بی‌اندازه به مردم ایران آسیب می‌رساند. درحالی که فقط آسیب کمی به صحنه‌گردانانی چون گروه‌هایی در «سپاه پاسداران» که قدرت خود را زیر سایه تهدیدات خارجی پنهان کرده‌ و از تحریم‌های اقتصادی سود برده‌اند می‌زند.‌

همانطور که مردم ایران به ایستادگی خود در مقابل دولت‌شان ادامه می‌دهند، رهبران برجسته‌ی جنبش مخالفان ایران مانند میرحسین موسوی و مهدی کروبی همراه با مدافعان حقوق بشر مانند شیرین عبادی و اکبر گنجی همگی به‌شدت بر علیه تحریم‌های گسترده و بی‌هدف، همچون «طرح تحریم بنزین ایران» سخن گفته‌اند.

رییس جمهور را تضعیف نکنید – دولت اوباما سرمایه‌گذاری زیادی بر روی استراتژی مذاکره با ایران گذاشته است چرا که این امر بهترین روش به منظور ایجاد تغییر در رفتار دولت ایران است. در حالی‌ که این روند همان طور که پیش‌بینی می‌شد بسیار مشکل بوده است، ولی کنگره نباید برای تصویب قوانینی که تلاش‌های همه جانبه‌ی رییس جمهور را تضعیف می‌کند و دستان او را می‌بندد، عجله کند. رییس جمهوری پیوسته اعلام کرده است که پیشرفت روند مذاکره با ایران را در آخر سال ارزیابی خواهد کرد. تعهد به این امر دوباره در روز سوم دسامبر از سوی «رابرت گیبز»، سخنگوی کاخ سفید تاکید شد. او اعلام داشت که ضرب‌الاعجل رسمی برای دولت ایران پایان همین سال است. اگر کنگره «طرح تحریم بنزین ایران» را اکنون به تصویب برساند، به تمام دنیا این پیام را خواهد داد که کنگره آمریکا از برنامه‌ی رییس جمهوری پشتیبانی نمی‌کند و آنان می‌خواهند خود این امر را در اختیار بگیرند.

اتحاد بین شرکای آمریکا را سست نکنید- در ۲۶ نوامبر (۶ آ‌‌ذر)، «شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی» با تصویب قطعنامه‌ای به محکومیت ایران رای داد. بطور چشمگیری، تمامی پنج عضو شورای امنیت که دارای حق وتو هستند، به این قطعنامه رای مثبت دادند که این امر خود می‌تواند بالقوه در را بر روی یک رشته دیگر از تحریم‌ها باز کند. این پیشرفت‌های قابل توجه اوباما برای اتحاد در میان اعضای شورای امنیت به علت سرمایه‌گذاری وی در دیپلماسی است. اگر کنگره به سمت تحریم‌ها حرکت کند، متحدان ما را هدف قرارمی‌دهد و این اتحاد از هم پاشیده خواهد شد. کوشش برای جلب حمایت سایر کشورهای جهان با زور و از راه جریمه، ایران را منزوی نخواهد کرد، بلکه در حقیقت، این روش ممکن است تنها خود آمریکا را منزوی ‌سازد