نایاک بر تصمیم دادگاه در مورد دادخواستش علیه داعی الاسلام تقاضای تجدیدنظر خواهد کرد

امروز، قاضی جان بیتس بیانیه توجیهی تصمیمش در مورد پرداخت اشتراکی هزینه ها پیرو دعوی نایاک علیه سید حسن داعی الاسلام مبنی بر افتراهای وی علیه این سازمان را اعلام کرد. با وجود عدم اثبات اتهامات  آقای داعی الاسلام برعلیه نایاک، قاضی بیتس دستور داده است که نایاک بخشی از هزینه‌های تحقیق و تفحص در این مورد را بپردازد، اما نایاک تقاضای تجدیدنظر کرده است.

نایاک دعوی خود را علیه آقای داعی الاسلام در پی اتهامات بی اساس وی مبنی بر این که نایاک برای دولت ایران لابی می کند، مطرح ساخت. قاضی بیتس به مدعی علیه دسترسی نامحدود به همه کامپیوترهای نایاک را داد، اما با این وجود، مدعی علیه نتوانست کوچکترین مدرکی برای اثبات اتهامات کذب خود پیدا کند. هنگامی که در دادگاه از وی خواسته شد ادعاهای خود را ثابت کند، آقای داعی الاسلام از ادعاهای جنجالیش عقب نشینی کرده و در عوض، با استخدام یک تیم وکالتی یک میلیون دلاری که توسط طرفداران جنگ با ایران و نئوکان ها حمایت می شدند، سعی کرد با ساختن موارد دروغ و غیرواقعی برای تحقیق و تفحص، برای نایاک هزینه های گزاف بتراشد. در نهایت، در پی هدر رفتن تلاش‌هایش برای محکوم کردن نایاک، مدعی علیه از دادگاه درخواست حمایت کرد. برخلاف ادعاهای مدعی علیه در دادگاه، قاضی بیتس هیچ مدرکی مبنی بر این که نایاک عمدا اسناد الکترونیکی خود را از بین برده و یا این که اسناد الکترونیکی را دستکاری کرده است، پیدا ننمود.

اما سئوال این جاست که آقای داعی الاسلام که به ادعای خود یک روزنامه نگار مستقل است، چگونه توانسته است یک تیم وکلالتی یک میلیون دلاری استخدام کند؟ پاسخش ساده است: او آنها را استخدام نکرده است.

  مشخص شده است که تالار خاورمیانه که یک انجمن نئومحافظه کار می باشد و برای اعمال تحریم های وسیع و همه جانبه علیه ایران فعالیت می کند، از اقدامات قضایی داعی الاسلام حمایت مالی کرده و هزینه های آن را تامین نموده است. آقای داعی در برابر دادگاه این فرصت را داشت که ادعای خود را ثابت کند. اما به جای این کار، وی روش خود را تغییر داد و بر خلاف سعی در اثبات حقیقی بودن ادعایش وی به دادگاه مطرح کرد که نایاک نمیتواند ثابت کند که داعی از نادرست بودن ادعاهایش با اطلاع بوده است. بدین وسیله، او این نکته بسیار مهم و اساسی را اذعان داشت که آنچه ادعا میکرده است صحت نداشته است و اگر به این ادعاها ادامه دهد تنها از روی کینهتوزی و بدخواهی خواه بود و پایه و اساسی نخواهد داشت.

در حالی که ما کاملا باور داریم که شواهد نشان میدهد که آقای داعی از دروغ خود آگاه بوده است؛ شواهدی مبنی بر بی توجهی سیستماتیک وی به حقیقت، نادیده گرفتن شواهد در دست که ناقض تئوریهای توطئه وی بود، اعلام وی بر قصدش برای “به پایین کشیدن اوباما” از” طریق نابودی نایاک” و هم چنین حمایت وی از سازمان تروریستی مجاهدین خلق. اما تشخیص قاضی دادگاه این بود که این شواهد مطابق استانداردهای وی نیست و اجازه نداد که ما این فرصت را پیدا کنیم تا آقای داعی را به مقابل هیات منصفه بکشانیم و به دموکراتیزه شدن فرهنگ جامعه ایرانیان مقیم آمریکا کمک کنیم.

در عین حال که متاسفیم که نتوانستیم به چنین موفقیت مهمی برای جامعه ایرانیان مقیم آمریکا دست یابیم، باید رضایت خود را اعلام کنیم که آقای داعی به هیچ عنوان نتوانست در دادگاه از ادعاهای دروغین خود دفاع کند.

این بخشی از کمپین آنها در واشنگتن برای ساکت کردن صدای آمریکایی های ایرانی تبار که مخالف جنگ با ایران هستند، می باشد. موسس این گروه –دانیل پایپس- یکی از بزرگترین حامیان جنگ با ایران و منتقد تند هرگونه تلاش برای حل مسالمت آمیز مسئله هسته ای ایران است. پایپس آمریکا را تشویق کرده است تا از طریق همکاری با مجاهدین خلق “ایرانیان را توانمند سازد”. در سال 2009، او علنا گفت ایرانی ها باید به احمدی نژاد رای بدهند و جنبش سبز را رد کرد تا احتمال جنگ با ایران را افزایش دهد. در جدیدترین اقدامش- جدای از کمپین قضاییش علیه نایاک و به نفع داعی الاسلام، پایپس تلاش کرده است تا اثبات کند که باراک اوباما –رییس جمهوری آمریکا- به طور پنهانی مسلمان است.

تیم وکالتی که هزینه هایشان توسط سازمان پایپس پرداخت شد، سعی بر این داشتند تا نایاک را در یک پروسه طولانی و سنگین تحقیقات قضایی فرو برده و دفن کنند. در بخشی از این روند، آنها ایمیل ها و اسناد نایاک را برای گزارشگران و روزنامه نگاران دست راستی و محافظه کار تندرو که با تلاش‌های ضدجنگ نایاک مخالفند، فاش کردند. با این حال، با وجود دسترسی به همه ایمیل ها و اسناد نایاک و بررسی آنها، نتوانستند حتی اندک نشانه ای برای اثبات ادعاهای دروغ داعی الاسلام پیدا کنند.

این حقیقت که یک تیم وکالت چند میلیون دلاری نتوانست حتی یک مدرک کوچک مبنی بر این که نایاک برای دولت ایران لابی کرده است پیدا کند، خود اثبات بی گناهی نایاک برای عموم است. این مسئله باید یک بار و برای همیشه تمام حمله های علیه نایاک را که انگیزه سیاسی دارند بی اعتبار ساخته و هدف واقعی پشت این اتهامات را آشکار سازد: ساکت کردن آمریکایی های ایرانی تباری که با جنگ و تحریم های فلج کننده علیه ایران مخالفند.

به هر حال نایاک قویا با تصمیم دادگاه مبنی بر این که هزینه این پروسه قضایی مشترکا پرداخت شود مخالفت می کند. نایاک نباید مسئولیت شکست داعی الاسلام را برای پیدا کردن مدرکی برای حمایت از ادعاهایش به عهده گیرد و هزینه پرونده سازی های بی فایده او را بپردازد. به همین دلیل، نایاک ازدادگاه محلی واشنگنتن تقاضای استیناف کرده و انتظار دارد که دستور قاضی بیتس مبنی بر پرداخت اشتراکی هزینه ها را اشتباه تشخیص داده و آن را برگردانده و یا باطل اعلام کند.

 

کمبود دارو در ایران: واشنگتن و تهران هر دو مسئولند

بی بی سی

ادداشت زیر را رضا مرعشی، مسئول بخش پژوهش های شورای ملی ایرانیان آمریکا، و تریتا پارسی، مدیر شورای ملی ایرانیان آمریکا، نوشته اند:

گفتگو های ایران و گروه ۱+۵ در آلماتی پایتخت قزاقستان در فضایی از خوشبینی محتاطانه به پایان رسید. ولی با وجود این خوشبینی نمی توان مباحث مطرح شده در مذاکرات شهر آلماتی را جامع دانست. هر دو سوی مذاکره باید برای نپرداختن به مشکلات کمبود دارو و تجهیزات پزشکی که محصول تحریم های بین المللی ست و در اثر سوء مدیریت مقام های دولت ایران تشدید شده است پاسخگو باشند.

مردم ایران که نه مسئول سیاست هسته ای دولتشان هستند و نه می توانند بر آن تاثیری بگذارند، در ماه های گذشته با کمبود و نایاب شدن بعضی داروهای حیاتی رو به رو بوده اند. بسیاری مجبور به پرداخت ارقام گزاف برای تهیه این دارو ها شده اند و بعضی حتی جان خود را در اثر این کمبودها از دست داده اند.

اگر استدلال مقام های آمریکایی مبنی بر اغراق آمیز بودن ادعاهای دولت ایران درباره وضعیت بازار دارو و خدمات درمانی به قصد مظلوم نمایی را بپذیریم، پس چگونه است که نهادهای معتبر بین المللی در گزارش های هفته های اخیر از نقش تحریم ها در ایجاد این بحران سخن گفته اند؟ و اگر مقام های ایران به راستی نگران این بحران هستند چرا آن را در مذاکرات شهر آلماتی طرح نکردند؟

ادعاهای مقام های دولت آمریکا و بعضی نمایندگان کنگره که مسولیت همه کمبود ها در حوزه دارو و خدمات پزشکی را به گردن دولت ایران می اندازند و آن را “زخم به خود” و “هیاهوی تبلیغاتی رژیم تهران” می خوانند با نتایج پژوهش های معتبر در تضاد است. گروه بحران بین المللی و مرکز بین المللی “ودرو ویلسون” گزارش هایی را منتشر کرده اند که در آن با تولید کنندگان دارو و وارد و توزیع کنندگان تجهیزات پزشکی به طور مفصل گفتگو شده است. آنها همچنین نظر طرفهای بین المللی تولید و فروش مواد اولیه دارو و تجهیزات پزشکی را جویا شده اند.

این نهاد در نتیجه گزارشش نوشته است: “ایران پیش از تحریم ها هم تحت مدیریت همین دولت بود و شرکت های که تولید..واردات و توزیع دارو را به عهده داشته اند هم تغییر نکرده اند. و در آن زمان بیماران ایرانی با بحران و کمبود خدمات پزشکی به مانند آنچه امروز در جریان است رو به رو نبودند. کمبود ها همزمان با وضع تحریم های بین المللی آغاز و با تشدید این تحریم ها اوج گرفته است. این روزها راه برای تجارت اقلامی که جزو نیاز های اولیه انسانی ست با موانع جدی رو به رو شده است”.

از سوی دیگر آنچه بعضی در واشنگتن “پی آمد های ناخواسته تحریم ها” می نامند نمی تواند بهانه ای برای رفع مسئولیت از سوی دولت ایران باشد. شکی وجود ندارد که سوء مدیریت و عدم برنامه ریزی دولت ایران برای تهیه نیاز های پزشکی کشور در فضای تحریم ها به عمق بحران افزوده است. همانطور که مرکز بین المللی “ودرو ویلسون” در گزارشش آورده: ” دولت ایران باید ارز بیشتری برای واردات دارو اختصاص دهد و با شفافیت بازار دارو را مدیریت کند”. این گزارش اضافه کرده است که ناکارآمدی مدیریت دولتی “راه را برای تسلط وارد کنندگان دارو های بی کیفیت و گاه تقلبی بر بازار باز و منجر به گسترش بازار سیاه شده است”.

حل این بحران نیازمند گام هایی از سوی غرب و ایران است. گام هایی که یا اراده برداشتن آن وجود ندارد یا فضای سیاسی حاکم در دو کشور راه را بر آن بسته است. تعلل در حل این مشکل به وخامت شدید وضع دارو و درمان می انجامد و مقام های واشنگتن و تهران هر دو مسئول آن هستند. آنها باید رسیدگی به این بحران را در دستور کار دور بعدی مذاکرات قرار دهند. واشنگتن باید با پذیرفتن این واقعیت که کمبود های اخیر از نتایج ناخواسته تحریم هاست در مسیر عملی کردن راه حل های پیشنهادی مرکز بین المللی “وودرو ویلسون” برای کاهش این کمبود ها قدم بردارد.

دولت ایران هم باید با ضمن پاسخگویی در مورد علت عدم طرح این بحران در مذاکرات با گروه ۱+۵ حل آن را در اولویت قرار دهد. آنها باید به همان اندازه که به حل مسایل فنی در مذاکرات هسته ای آینده می پردازند برای رفع محدودیت های واردات مواد اولیه، داروهای حیاتی و تجهیزات پزشکی هم تلاش کنند. دولت ها، صرفنظر از ساختار سیاسی شان، نباید مسئولیت بنیادی و اولیه خود در تامین نیازهای اولیه شهروندانشان اعم از دارو و مواد غذایی را فراموش کنند.

دولت ایران باید بداند که شکایت هایش در مورد بحران دارو تا زمانی که به سوء مدیریت و عدم طرح آن در مذاکرات ادامه دهد بی اعتبار خواهد بود.

تهران و واشنگن دست کم در شعار ادعا می کنند که علاقه مندند این بحران حل شود. نپرداختن به آن در مذاکرات این هفته اما نشان از فاصله حرف و عمل دارد. فرصت تنگ است و آنها باید پیش از تبدیل شدن این کمبود ها به یک فاجعه انسانی برای حل آن از خود اراده نشان دهند.

تحریم ها احتمال وقوع جنگ را افزایش می دهند

“اگر از تحریم ها حمایت نمی کنید در بازی نقشی نخواهید داشت” این جمله را اخیراً یکی از روشنفکران یهودی آمریکایی به گروهی از دانشگاهیان ایرانی-آمریکایی گفته است. موضوع بحث چگونگی جلوگیری از وقوع جنگ بین ایران، اسرائیل و آمریکا بود؛ جنگی که اکثریت ایرانی آمریکایی ها و یهودیان آمریکایی با آن مخالفند. برداشت این روشنفکر یهودی از شرط ورود به مباحثه آمریکا بر سر مسئله ایران صحیح است اما باید بدانیم که اگرچه تحریم ها ظاهراً به عنوان جایگزینی برای جنگ مطرح می شوند اصولاً احتمال وقوع جنگ را افزایش می دهند.

تلاش بر اینکه کشوری را با تحریم به تسلیم وا داشت استراتژی جدیدی نیست بلکه رویکردی است که شکست آن قبلا اثبات شده است. در ده مورد گذشته که مثل ایران از تحریم های گسترده استفاده شده است تنها یک مورد با موفقیت به گذر به دموکراسی و تسلیم برنامه هسته ای منجر شده است: آفریقای جنوبی و البته در این مثال نیز اینکه تحریم ها اثر مثبت در سقوط آپارتاید داشته اند قابل بحث است. در ۹ مثال دیگر رژیم های تحت تحریم سرکوبگرتر و غیردموکراتیک تر شده اند و بیشتر بی ثباتی ایجاد کرده اند. برای مثال در مورد عراق تحریمها به جنگ منجر شدند.

الگوی تحریمهای ایران شباهت های بسیاری با روندی دارد که در آن تحریمها به طور فزاینده گزینه های صلح آمیز را بر عراق بستند و نیز بسیار شبیه است به این که تحریمها چگونه به کره شمالی نیاز رسیدن به قدرت بازدارندگی هسته ای را تقویت کرد. زمانی که تحریم ها به حالت تحریمهای همه جانبه تجاری در می آید و دیپلماسی به گوشه رانده می شود تنها یک گزینه برای کشور مورد تحریم باقی می ماند: مقاومت. به عبارتی، تحریم ها به جای اینکه کشورها را از مقابله با یکدیگر و تحت فشار قرار دادن هم باز دارد اثر معکوس داشته است.

تحریم ها به سرعت در سیکلی تشدیدی قرار می گیرند: فشار مداوم برای تحریمهای بیشتر کشورهای تحریم کننده را به سوی سرسختی و لجاجت بیشتر رهنمود می کند ( یکی از مقامات اتحادیه اروپا به من گفت ” ما باید به ایران نشان دهیم که جدی هستیم”). کشور تحت تحریم نیز با پیشرفته کردن برنامه اش و نیز ایجاد مشکل برای کشورهای تحریم کننده در دیگر حوزه ها مقابله به مثل می کند (یک مقام ایرانی در سال ۲۰۱۰ به من گفت “ما باید به غرب نشان دهیم که جدی هستیم”).

در مسیر تحریم ها که مرتباً تشدید نیز می شوند گاه اقداماتی صورت می گیرد که در نهایت به طور برگشت ناپذیری منجر به از بین رفتن تمام گزینه های صلح آمیز می شود و کشورهای تحریم کننده تنها دو سیاست پیش روی خود می بینند: تغییر رژیم یا جنگ و یا هر دو. این مسئله در سال ۱۹۹۸ در عراق اتفاق افتاد. در دولت کلینتون کنگره آمریکا قانون آزادسازی عراق را تصویب کرد. از شش سال پیشترتحریمهای همه جانبه اقتصاد عراق را بسیار تضعیف کرده بود اما در حالی که تحریمها اساس جامعه عراق را به هم ریخته بود نتوانست به لجاجت صدام حسین پایان بدهد. کنگره که ازاین روند خسته شده بود احساس کرد فشار بیشتری لازم است- در نهایت نمی شد این تصور را برای صدام باقی گذاشت که آمریکا جدی نیست. قانون آزادسازی عراق نشان داد که تغییر رژیم سیاست رسمی دولت آمریکا است. این بدان معنی بود که حتی اگر صدام تسلیم می شد بازهم کافی نبود. رژیم او باید می رفت. چنین سیاستی صدام را دو چندان مصمم کرد چرا که آخرین راه نیز بر او بسته شده بود. تنها دو چیز می توانست بمبست عراق را بشکند: سقوط رژیم صدام (که واشنگتن خیلی نمی توانست در آن نقشی ایفا کند) و یا جنگ.

بسیاری از نشانه ها حاکی از این است که استراتژی تحریم ایران نیز به زودی به این نقطه می رسد. برخی تحلیل گران معتقدند که ایران به این نقطه رسیده است. سوزان ملونی از مؤسسه بروکینگز در مجله روابط خارجی (فارن افرز) می نویسد: “با به کارگیری اقدامات حداکثری، کاخ سفید تلاشهای خوش بینانه خود را برای تعامل با ایران به طور کامل ترک کرده است. سیاست فعلی آمریکا بر تغییر سیاسی در تهران تمرکز دارد. چنین روندی تنها احتمال انجام مذاکرات بی فرجام، و نه پربار، را افزایش می دهد.”

در واقع تهران از پیش به این باور رسیده است که هدف آمریکا برای ایران همان است که در مورد عراق بود: تغییر رژیم. به علاوه، این مسئله که تحریم های وضع شده تقریباً غیرقابل برداشتن هستند انگیزه ایران را برای امتیازدهی بیش از پیش کاهش می دهد. این به ویژه در مورد تحریمهای آمریکا که تنها با اجازه کنگره لغو شدنی است بسیار صادق است: در گذشته در بهترین حالت سالها این روند به طول انجامیده است. نتیجه این خواهد شد که ما با بمبستی دیگر مواجه خواهیم شد.

به خاطر دلایل عنوان شده بسیاری از فعالان طرفدار دموکراسی در ایران با تحریمهای گسترده مخالفند (جدا از اینکه تحریمها اثر بسیار مخربی روی زندگی مردم ایران دارد). تحریمهای گسترده شانس دموکراتیک شدن ایران را کاهش داده و ریسک جنگ را افزایش می دهد. جنگ کل منطقه را ناامن خواهد کرد و مرگ هزاران بی گناه را در پی خواهد داشت و در ضمن احتمال دستیابی ایران به بمب هسته ای را بسیار افزایش خواهد داد و تلاش مردم برای رسیدن به دموکراسی را به تاخیر خواهد انداخت.

برای بسیاری از ایرانی-آمریکایی ها جمهوری اسلامی ایران یک کابوس بوده است. اما همیشه امید وجود داشته است چرا که هر کابوسی روزی پایان می یابد. ترس آنها این است که تحریمهایی که بسیار محتمل است به جنگ منجر شود این کابوس را برای دهه ها تداوم خواهد بخشید. حتی آنهایی که شرط ورود به بحث ایران را در واشنگتن تعیین می کنند باید به این واقعیت اعتراف کنند.

پنج نکته برای اوباما در مذاکرات هسته ای با ایران

تریتا پارسی در مصاحبه با مجله تایم

اوباما یک بار دیگر بخت خود را می آزماید. او نمی خواهد به جنگ علیه ایران کشیده شود و ظاهراً با اطمینان دادن به اسرائیل که اگر تهران به سلاح هسته ای دست یابد آمریکا دست به اقدامی جدی خواهد زد تا به حال موفق شدهکه اسرائیل را نیز از حمله به ایران باز دارد. و این بدین معنی است که او باید در مذاکرات آتی موفقیت آمیز عمل کند. تریتا پارسی در کتاب جدیدش “بخت آزمایی فقط یک بار” بر اساس مصاحبه با تعدادی از تصمیم گیرندگان ارشد آمریکایی، اسرائیلی و ایرانی نشان می دهد که گرچه اوباما تصور می کند که تلاش جدی برای دیپلماسی صورت گرفته است تلاشهای دیپلماتیک دولت وی به دلیل محدودیت های سیاست داخلی و نیز محدودیت های زمانی تحمیل شده بر مذاکرات و تحولات داخلی ایران دچار اشکالات بسیار بوده است. از تریتا پارسی رئیس شورای ایرانی آمریکایی پرسیدم که اگر قرار باشد ۵ نکته را به کاخ سفید برای افزایش احتمال موفقیت در گفتگو با ایران متذکر شود آنها چه خواهند بود. در زیر پاسخ وی را می خوانیم: 
درس نخست: اجازه ندهید سیاست داخلی استراتژی شما را تعریف کند 

مناقشه آمریکا و جمهوری اسلامی ایران بیش از سه دهه عمر دارد و در این مدت در وهله های مختلف با رویدادهای سیاسی داخلی تقویت شده است. امروز، پیش از مذاکره با ایران دولت اوباما باید با مراکز مختلف قدرت در واشنگتن مذاکره کرده و درباره معامله با ایران چانه زنی کند. همین مسئله باعث می شود که استراتژی او به سمت چشم انداز سیاسی موجود متمایل شود و این موفقیت دیپلماتیک به ارمغان نخواهد آورد. طرف ایرانی نیز مشکلی مشابه دارد. 

همان طور که در کتابم اشاره کردم یکی از اشتباهات کلیدی اوباما این بود که در ایجاد فضای سیاسی برای تعامل با ایران شکست خورد. او از سرمایه سیاسی خود که در انتخابات بدست آورده بود برای حل مسئله ایران استفاده نکرد چرا که نمی خواست مسئله ایران تبدیل به بحث سیاست داخلی آمریکا همانگونه الان در کمپینهای انتخاباتی شده است بشود. اما این بدان معنا بود که تلاش او برای مذاکره توسط همین نگرانی ها محدود می شد: دستور کار محدود بود به اینکه ایران تقاضای غرب و سازمان ملل را درباره برنامه هسته ایش بپذیرد و نیز اینکه چهارچوب زمانی برای مذاکرات عمداً بسیار محدود تعریف شده بود تا از گزند اتهام های محافظه کاران تندرو مبنی بر اینکه ایران وقت کشی می کند جلوگیری شود. عنوان کتاب من “بخت آزمایی فقط یک بار” هم اصطلاحی بود که یکی از مقامات دو لت اوباما درباره تلاشهای دیپلماتیک کاخ سفید استفاده کرده بود. 

بسیار نامحتمل است که یک بار بخت آزمایی با ایران موثرتر از آنچه در ۲۰۰۹ دیدیم عمل کند. بهترین نتیجه نیازمند زمان و نیز تمایل دو طرف به امتیازدهی است. برای اینکه به این دست پیدا کنیم اوباما باید فضای سیاسی لازم را در آمریکا برای حفظ این روند ایجاد کند. مشکلی مشابه در طرف ایرانی نیز وجود دارد: در جایی که تعامل با غرب همواره دستاویز سیاستهای جناحی شده است. همه اینها نشان می دهد که یک روند پایدار لازم است نه یک بار بخت آزمایی و ما تا زمانی که بگذاریم فضای مسموم سیاست داخلی این روند را هدایت کند به جایی نخواهیم رسید. 

درس دوم: دستور کار را فرای مسئله هسته ای ببریم 

دشمنی چند دهه ای با ایران به خودی خود مشکل هست: محدود کردن تعامل دیپلماتیک با ایران را به تک متغیر مسئله هسته ای- که ظاهراً رام نشدنی ترین مسئله بین طرفین است چشم انداز موفقیت را افزایش نمی دهد. در سال ۲۰۰۹ ، دولت اوباما موفق شد اقدامات مؤثری در راستای اعتمادسازی انجام دهد که در واقع پیش شرط هر مذاکره ای است؛ تا زمانی که آنها آماده شدند که هر چه ما می خواهیم انجام دهند و آن گاه ما از انجام مذاکره خودداری کردیم حتی در مورد افغانستان که جرج بوش توانسته بود تا حد موثری در آن حوزه همکاری کند یا حقوق بشر. 

راهی برای فرار از مسئله هسته ای وجود ندارد اما این مسئله نباید بحث بر سر دیگر مسائل را که دو طرف می تواند در آنها به توافق برسند تحت الشعاع قرار دهد. مزیت دستور کار گسترده تر این است که زمینه همکاری فراهم می شود و این می تواند اعتمادی در طرفین ایجاد کند که به کمک آن بتوانند موانع را پشت سر بگذارند و بمبست هسته ای را بشکنند. 

درس سوم: از واسطه برای مذاکرات استفاده شود 

روندی کنونی که دولت آمریکا برای مذاکره بین ایران و گروه۵+۱ پیش گرفته است خطا است چرا که هیچ اعتمادی بین مذاکره کنندگان وجود ندارد. دولت اوباما بسیار تلاش کرده است که ۵+۱ جبهه ای واحد در برابر ایران باشد و با تحریم های سازمان ملل حمایت شود. دلیل این استراتژی این بود که نگذارد ایران با اعضای ۵+۱ بازی کند. اما با نزدیک کردن موضع همه آن کشورها به موضع آمریکا اگرچه که هنوز هم اختلافهای جدی بر سر مسئله هسته ای ایران دارند- توانایی آنها را برای دستیابی به ایران بسیار کاهش یافته است. بنابراین مذاکرات در فضایی خالی از اعتماد روی می دهد. چشم انداز پیشرفت این گفتگو با حضور کشورهایی که روابط گرم با طرفین دارند مانند ترکیه و برزیل افزایش می یابد. آنها قرار نیست که جایگزین۵+۱ شوند بلکه آنها تزریق کننده اعتمادی هستند که بین طرفین وجود ندارد. اینها کشورهایی هستند که برخلاف آمریکا و دیگر چندین کشورهای غربی مسائل داخلیشان محدودیتی بر توانایی آنها در مذاکره با ایران تحمیل نمی کند. این مسئله را تجربه برزیل و ترکیه در ۲۰۱۰ برای اوباما ثابت کرد. در سال ۲۰۱۰ برزیل و ترکیه موفق شدند که ایران را راضی به تعویض سوخت کنند، توافقی که توسط آمریکا ناکافی خوانده شد و رد شد در حالیکه ترکیه و برزیل تاکید داشتند که همه مفاد قرارداد در نامه اوباما ذکر شده بود.

درس چهارم: درباره غنی سازی اورانیوم واقع بین شویم 

به دلیل اصرارهای بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل درباره خط قرمزهای آمریکا، اوباما موضع خود را به وضوح درباره غنی سازی اورانیوم بیان کرد. برای دولت بوش خط قرمز “توانایی ایران برای غنی سازی ” بود اما ایران این خط قرمز را شش سال پیش پشت سر گذاشت و هنگامی که آنها به این توانایی دست یافتند راهی برای بازگشت نیست. اما هنوز اسرائیل، فرانسه و بسیاری دیگر اصرار دارند که ایران نباید اجازه غنی سازی اورانیوم در خاک خود را داشته باشد حتی در حالت صلح آمیز چرا که تکنولوژی به ایران توانایی ساخت بمب را می دهد. اوباما نیز درباره این موضوع تا حدی مبهم بود: گاهی از سیاست غنی سازی صفر حمایت می کرد و گاهی قبول می کرد که زمانی که ایران همه قدم های لازم را در جهت اعتمادسازی مبنی بر صلح آمیز بودن برنامه هسته ایش برداشت می تواند از همه حقوق یک امضا کننده قرارداد منع گسترش سلاح های هسته ای بهره مند شود که شامل غنی سازی اورانیوم نیز می شود. 

نتانیاهو از اوباما خواست که خط قرمز خود را مشخص کند و او نیز چنین کرد: تسلیحاتی شدن برنامه هسته ای ایران. سیاست غنی سازی صفر خواسته ای است که شروع مذاکرات با آن ممکن نیست. حال اوباما باید اسرائیلی ها، فرانسوی ها و بسیاری را در آمریکا راضی کند که برای پیشرفت مذاکره با ایران باید مرز را تسلیحاتی شدن ایران گذاشت. مزیت پافشاری بر این هدف همانطور که دولت بوش آموخته بود این است راه حلی که ایجاد اعتماد برای ایران کند هرچه بیشتر بر ترک غنی سازی ایران تاکید شود دورتر خواهد شد در حالی که ایران به غنی سازی ادامه خواهد داد و حقایقی غیرقابل برگشت ایجاد خواهد کرد. 

درس پنجم: تحریم ها تنها در صورتی موفق خواهند بود که بتوانند برداشته شوند 

امتیاز آمریکا در بمبست هسته ای ایران نه تنها درتوانایی او در تحمیل تحریمها است بلکه در توانایی او در برداشتن آنها نیز می باشد. امتیازاتی که قدرتهای غربی از ایران می خواهند برای اعتمادسازی فوری ترین آنها تعلیق غنی سازی ۲۰ % و تحویل ذخیره اورانیومی که تا آن درجه غنی شده است تنها می تواند با ارائه آنچه ایران لازم دارد قابل انجام شود. و بسیار محتمل است که ایران درخواست برداشت تحریم ها را بکند؛ تحریم هایی که اقتصاد ایران را به شدت تحت تاثیر قرار داده است. برای مثال آن تحریم هایی که مانع فروش نفت ایران و مانع انجام معاملات بانکی بین المللی می شود. گزارش هایی مبنی بر این وجود دارد که قدرتهای غربی در ازای تعلیق غنی سازی به ایران وعده خواهند داد که تحریم دیگری علیه ایران تصویب نخواهد شد. اما چنین پیشنهادی تهران را تحت تاثیر قرار نخواهد داد چرا که در حال حاضر آمریکا قادر به راضی کردن چین و روسیه برای تحریم بیشتر ایران در سازمان ملل نخواهد بود و تحریمهای فعلی نیز تاثیر بسزایی بر اقتصاد ایران نداشته اند. تحریمهایی که به ایران فشار آورده اند بیشتر تحریمهای یک جانبه آمریکا و اتحادیه اروپا هستند. و اگر این تحریم ها قابل برداشتن نباشند، به ویژه در سال انتخابات، آمریکا باید خواسته هایش را از ایران تعدیل کند. بسیار بعید است که تهران چیزی چنین حائز اهمیت را در ازای مسئله ای جزئی واگذار کند. 

بعلاوه افزایش تحریم ها، برای مثال حذف ایران از سیستم بانکی سوئیفت که برای معاملات بین المللی استفاده می شود درست در زمانی که دور تازه ای از مذاکرات قرار است انجام شود این تصور را در تهران تقویت می کند که آمریکا در پی تغییر رژیم در ایران است و هیچ امتیازی توسط ایران او را از این هدف باز نمی دارد. 

دول غربی که به مذاکره با ایران می روند خواهان این هستند که ایران شفافیت کامل از خود نشان دهد و به عضویت پروتکل های تکمیلی منع گسترش سلاحهای هسته ای درآید که اجازه می دهد بازرسی بیشتری از او صورت گیرد و اعتماد بین المللی درباره صلح آمیز بودن برنامه هسته ایش تقویت شود. اما ایران برای شروع چنین روندی نیازمند این است که غرب حق او را برای حفظ برنامه صلح آمیزش به رسمیت بشناسد که این شامل غنی سازی اورانیوم نیز می شود. و در ضمن اگر ایران حاضر به امتیاز دهی شود انتظار امتیازاتی از طرف مقابل را نیز خواهد داشت. 

حال باید دید اوباما توانایی برداشتن تحریمهای تصویب شده علیه ایران را دارد. بسیاری از این تحریم ها که سوئیفت آخرین نمونه آنهاست توسط کنگره که به طور مسلم تندروتراز دولت است تصویب شده اند. در نگاه تهران، واشنگتن در امتیازاتی که می تواند بدهد اهمیت دارد نه در تنبیهاتش. بالانس فشار و تعامل در دولت اوباما به سمت فشار بهم خورده است؛ به دیپلماسی تنها سه هفته فرصت داده شده است و به تحریم ها سه سال. تحریم ها از نظر سیاسی کم هزینه ترین گزینه هستند اما نه لزوماً مؤثرترین. برای اینکه از ایران امتیاز گرفته شود و به آنها القا شود که محدودیتهای برنامه هسته ایشان را قبول کنند باید نشان داد که تمایل و توانایی در لغو تحریم ها وجود دارد.

شورای ملی ایرانیان آمریکا: مراقب تله جنگ با ایران باشید

رئیس شورای ملی ایرانیان آمریکا (NIAC)، تریتا پارسی، در بیانیه‌ای در واکنش به اتهام آمریکا به ایران، بر تعهد عمیق ایرانیان آمریکا به امنیت ایالات متحده تاکید کرده و نوشته است: هرچند درباره طرح ترور سفیر عربستان در آمریکا اطلاعات بیشتری لازم است، اما اگر اتهاماتی که مطرح شده درست باشد، شورای ملی ایرانیان آمریکا چنین حرکت تاسف‌برانگیزی را به‌شدت محکوم می‌کند.

در این بیانیه آمده است: اکثر فراگیری از ایرانی‌آمریکایی‌ها در پی تفاوت‌هایی که با حکومت ایران دارند و مشخصا در پی نقض حقوق بشر و سرکوب‌ها، ایالت متحده را خانه خود برگزیده‌اند.

به نوشته رئیس NIAC، ایرانیان آمریکا از عملیات تروریستی منزجرند و هیچ کس در ایالات متحده بیش از آنان از حکومت ایران لطمه ندیده است.

این بیانیه در عین حال گفته است: اگر این اقدام ایران به منظور بر آشفته کردن آمریکا بوده باشد، دولت اوباما باید مراقب باشد که در این تله نیفتد. جنگ با ایران به منافع ایالات متحده و مردم ایران آسیب می‌زند و ما باید برای پیش‌گیری از چنان پی‌آمد مصیبت‌باری تلاش کنیم.

اوباما مشکل قانون ویزا برای دانشجویان ایرانی را رفع می کند

شورای ملی ایرانی های آمریکای تبار (نایاک) تصمیم دولت اوباما را برای لغو قانون ویزای دانشجویی آمریکا که به ایرانیان دانشجو تنها اجازه یک بار ورود به آمریکا را می‌دهد تحسین می کند. در زمانی که تعداد زیادی از جوانان ایرانی به دنبال خروج از کشور بدلیل سرکوب در ایران هستند، این تصمیم فرصت های ایرانی ها را برای تحصیل در امریکا گسترش می دهد.

تریتا پارسی رييس نایاک در این رابطه می گوید: “فرصت های بهتراز این برای برقراری ارتباط با جوانان ایران برای ایالات متحده کم بوجود می آید”. با وجود سرکوب در خانه، قانون ویزای دانشجویی آمریکا یکی از بزرگترین موانع پیشرو دانشجویان ایرانی برای ادامه تحصیل در دانشگاه های امریکا بوده است زیرا آنها را مجبور به انتخاب میان آموزش و خانواده خود می کرد.

تحت قانون روادید یک-بار ورود، دانشجویان ایرانی نمی توانند بدون از دست دادن ویزای خود ایالات متحده را طی دوران تحصیل ترک کنند.

نیاک رهبری تلاش برای حل مسئله ویزای یک-بار ورود را از طریق آموزش مقامات کاخ سفید، وزارت امور خارجه ، و کنگره در این موضوع بر عهده داشت. نیاک با همکاری کنگره امریکا از کاخ سفید خواست که به بررسی چگونگی افزایش تعداد و انواع ویزاهای موجود برای دانشجویان ایرانی بپردازد – مصوبه ای که توسط کمیته مجلس سنا در سال گذشته تصویب شد اما هنوز به قانون تبدیل نشده است.

نیاک همچنین جلساتی در این رابطه بین ایرانی های آمریکایی تبار و نمایندگان خود در کنگره تشکیل داد، و اعضای نیاک با ارسال هزاران نامه به اوباما، رييس جمهوری آمريکا، و کلینتون، وزیر امور خارجه امریکا، خواستار تغيير این قانون شدند.

دانشجویان ایرانی در مدارس آمریکا غالبا متوجه شدند که محدودیت های قوانین ویزای یک-بار ورود به قیمت از دست دادن فرصت های تحصیلی و قطع کردن روابط آنها با خانواده های خود تمام شده و حتی مانع شده که بعضی از دانشجوها که کشور را ترک کردند تحصیلات خود را تمام کنند. دانشجویان با نیاک از عدم توانایی به شرکت در کنفرانس های مهم علمی، جدا ماندن از اعضای خانواده در شرایط اضطراری، از دست دادن فرصت برای شرکت در مراسم ازدواج خواهر و برادر خود، و عدم توانایی برای دیدن عزیزان بیمارخود برای بار آخر و یا شرکت در تشییع جنازه آنها صحبت کردند.

وقتی که در سال ۲۰۰۲ فرایند چک امنیتی برای گرفتن ویزا توسط ایرانی ها دشوارتر شد مشکلات ناشی از این قانون تشدید گردید. با طولانی تر شدن زمان پردازش ویزا و عدم تضمین نتیجه ای مثبت، دانشجویان ایرانی در مدارس امریکا به طور فزاینده ای ترک امریکا و خطر ماه ها تاخیر و حتی عدم توانایی به بازگشت به امریکا را توجیه ناپذیر یافتند.

نیاک از دولت امریکا خواستار تغییر قانون یک-بار ورود شد به خصوص که تعداد متقاضیان ایرانی برای ورود به دانشگاه های آمریکایی در اثر افزایش سرکوب در ایران زیاد شده است. شمار دانشجویان ایرانی قرار گرفته در لیست سیاه به اتهام شرکت در تظاهرات هواداران دموکراسی به طور پیوسته افزایش یافته و اقدامات سرکوب گرانه دیگر با حمایت دولت بر علیه دانشجویان انجام شده است. این در حالی است که مقام های ایرانی برای کنترل دانشگاه های ایران تلاش کرده اند که با حذف “اندیشه غربی” از برنامه های درسی دانشگاه از بروز مخالفت جلوگیری کند.

سال گذشته اوباما، رييس ‌جمهور امریکا، در سال نو ایرانی اعلام کرد که امریکا “پایبند تعهد خود به آینده ای بهتر برای مردم ایران است …  از طریق افزایش فرصت برای تبادل های آموزشی و تحصیل فرایند ورود دانشجویان ایرانی به کالج ها و دانشگاه های ما …”

در حال حاضر رييس‌جمهور یک قدم بزرگ در راه عمل کردن به وعده اش برداشته است.

نایاک از تمام اعضای خود و همه کسانی که برای دستیابی به این موفقیت کمک کردند تشکر می کند.

حکم دادگاه آمریکایی برای حفظ اشیا باستانی ایران

Persepolis Tabletsحکم امروز شعبه هفت سیار یک دادگاه تجدید نظر در آمریکا، برای ایرانیان آمریکایی و دست اندرکاران موزه ها که نگران ضبط احتمالی عتقیه های با ارزش ایرانی هستند، پیروزی مهمی محسوب می شود.

واشنگتن – ایرانیان آمریکایی و دست اندرکاران موزه ها که نگران ضبط احتمالی عتقیه های با ارزش ایرانی بودند امروز در شعبه هفت سیار دادگاه تجدید نظر، حکم تعویق مهمی دریافت کردند. این حکم مربوط به دادگاهی است که شاکیان آن سعی دارند اشیا باستانی ایران را از دانشگاه شیکاگو و موزه فیلد شیکاگو ضبط کنند و به فروش برسانند تا غرامت صدمات وارده از سوی دولت فعلی ایران را پرداخت کنند. این اشیا که کتیبه های باستانی از بنای تخت جمشید (پرسپولیس) هستند در صورت پیروزی شاکیان برای فروش به مزایده گذاشته می شوند.

این دادگاه تجدید نظر، حکم دادگاهی پایین تر را لغو کرد که به نفع شاکیان رای داده و این اشیا را مشمول لایحه سال ۱۹۷۶ (FSIA) مبنی بر مصونیت دارایی دولت های خارجی ندانسته بود. طبق آن لایحه، دارایی های دولت های خارجی که برای اهداف غیر-تجاری استفاده می شوند از شکایت های قانونی مصون هستند. اما دولت ایران از ابتدا ادعایی مبنی بر مصونیت دارایی های خود نکرده است.

دادگاه بالاتر، این اشیا را مشمول مصونیت لایحه سال ۱۹۷۶ (FSIA) دانسته اما پرونده را به دادگاه پایین تر برگردانده تا در مورد «غیر-تجاری» بودن این عتقیه ها تصمیم گیری کند.

کتیبه های باستانی تخت جمشید حتی در صورت تصمیم دادگاه مبنی بر غیر-تجاری بودن آنها، همچنان در معرض خطر هستند چرا که در قانون بیمه خطر تروریسم مصوبه سال ۲۰۰۲ راه های گریزی وجود دارد. نایک خواستار اصلاح این قانون شده تا ابهاماتی که اشیا فرهنگی را در معرض خطر قرار می دهند رفع شوند.

تریتا پارسی، دبیر نایک می گوید «کتیبه های تخت جمشید و میراث فرهنگی ایران متعلق به مردم ایران است نه دولت ایران،» و می افزاید «با هدف قرار دادن میراث و تاریخ یک ملت، عدالت برقرار نمی شود.»

علاوه بر اشیا ایرانی در شیکاگو، مجموعه های دیگری هم در پرونده هایی جداگانه علیه دانشگاه هاروارد و موزه هنرهای زیبای بوستون هدف قرار گرفته اند.

احتمالا صدور حکم نهایی دادگاه مبنی بر فروش یا عدم فروش اشیا باستانی ایران سالها طول خواهد کشید. اما علی رغم تصمیم امروز دادگاه، نتیجه نهایی این پرونده اصلا مشخص نیست. تنها راه اطمینان از حفظ عتقیه های ایرانی و دیگر عتیقه ها در سراسر آمریکا این است که قانون اصلاح شود و اشیا فرهنگی مشخصا از پرداخت غرامت مربوط به صدمات وارده توسط دولت های خارجی، مصون شوند.

نایک رهبری تلاش های جامعه ایرانیان آمریکایی را برای حفظ اشیا باستانی ایران بر عهده گرفته و از اصلاح قانون در جهت حفظ اموال فرهنگی همچون کتیبه های تخت جمشید، حمایت می کند.

جمال عبدی، دبیر سیاستگذاری نایک می گوید «این تصمیم یک قدم مثبت است اما مشکل را حل نمی کند.» به گفته او «تنها راه اطمینان از اینکه دیگر هیچ فرهنگ و میراثی مورد هدف قرار نگیرد این است که راه های گریز قانونی که این اشیا را در خطر انداخته اند، بسته شود.»

نایک، از الحاقیه این لایحه که در کنگره مطرح شده قویا حمایت می کند. این الحاقیه مشخص کرده که اشیا فرهنگی موجود در دانشگاه ها، موزه ها، و کتابخانه ها نمی توانند در پرونده های مربوط به دولت های خارجی، ضبط شوند. نایک مستقیما خواستار مداخله کاخ سفید برای حفاظت از کتیبه های تخت جمشید شده، و همچنین گزارشی را به نمایندگی از ایرانیان آمریکا برای اطمینان از حفظ میراث آنها، در اختیار دادگاه گذاشته است.

ويدئو: گفتگوي نایاک با شيرين عبادي پيرامون حقوق بشر و جنگ

واشنگتن – دکتر شیرین عبادی شنبه گذشته در حضور جمعی از اعضای شورای ملی ایرانیان آمریکا ضمن تاکید بر تمرکز جامعه بین الملل بر مسئله حقوق بشر در ایران هشدار داد که جنگ و یا تهدید نظامی علیه ایران، برای جنبش حقوق بشر و مردم سالاری داخل کشور ویرانگر خواهد بود. پیش از این جلسه که در مک لین ویرجینیا به میزبانی نایک برگزار شد، دکتر تریتا پارسی دبیر کل نایک و دکتر هژیر رحمانداد عضو نایک و استادیار مهندسی صنایع دانشگاه صنعتی ویرجینیا، با خانم عبادی مصاحبه کردند.

پاسخگویی نکته به نکته در رد ادعاهای مطرح شده

اتهام: «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) با انتصاب دنیس راس در دولت اوباما مخالف کرد چرا که نایک نگران بود که تمام تلاش‌های بلند مدتش برای تشویق مقامات آمریکایی برای برداشتن تحریم‌ها علیه ایران، به هدر رود.

واقعیت: «شورای ملی ایرانیان آمریکا» نسبت به انتصاب دنیس راس به عنوان نمایندۀ ویژه در امور مناسبات آمریکا و ایران به علت جانبداری وی از سیاست‌های نزدیک به دولت بوش، تردید دشت. این همان روش‌های آشنا و جنگ‌طلبانه برای دیپلماسی با ایران است که گمراه کننده و بی‌بازده است. «نایاک» نمی‌خواهد که مقامات آمریکایی ‌به‌طور یک جانبانه تحریم‌های وسیع اقتصادی را علیه ایران بردارند. «نایاک» معتقد نیست بدون اینکه دولت ایران فعالیت‌های نکوهیده خود را متوقف کند، تحریم‌های وسیع اقتصادی علیه ایران برداشته شود. به علاوه، «نایاک» دلیل آورده است که تحریم‌های بیشتر برای دیپلماسی مناسب نیست و شکست اجتناب‌ناپذیر این تحریم‌ها، آمریکا را دوباره به مسیر جنگ با ایران برمی‌گرداند.

اتهام: «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) باید به عنوان سازمانی با «فعالیت برای عمال خارجی» ثبت می‌شده است چرا که مکاتبات ایمیلی بین آقای پارسی و آقای ظریف (سفیر سابق جمهوری اسلامی در سازمان ملل) نشان می‌دهد که آقای پارسی پیشنهاد می‌کند که این دیپلمات ایرانی با نمایندگان کنگره آمریکا ملاقات کند.

واقیعت: در اوت سال ۲۰۰۶، «نایاک» به طور خستگی‌ناپذیر تلاش کرد تا از جنگ میان آمریکا و ایران جلوگیری کند. «شورای ملی ایرانیان آمریکا» در نشست‌های خود با نمایندگان کنگره آمریکا گله کرد که دولت بوش به کسی گوش نمی‌دهد و برای جلوگیری از جنگ، قانون‌گزاران نیازمندند تا با ابتکار آغاز گفت‌وگو با ایران امور را در دست خود گیرند یا حتی به تهران بروند. هنگامی که «نایاک» بر حمایت از قانون‌گذارانی که بر کاخ سفید برای اعمال دیپلماسی فشار می‌آورند ادامه می‌داد، از تریتا پارسی و اعضای «نایاک» در مواردی درخواست شد که اگر بتوانند به قانون‌گزاران در دنبال کردن سیاست‌های خود (در مورد ایران) نیز کمک و راهنمایی کنند. پارسی پیشنهاد داد که نخستین گام برای اعمال دیپلماسی، می‌تواند انجام گفت‌وگو با سفیر ایران در سازمان ملل متحد در نیویورک باشد. به دلیل آنکه پارسی برای نگارش کتابش با سفیر ایران در فرصت‌های متعددی گفت‌وگو کرده بود، قانون‌گزاران آمریکا از وی درخواست کردند که آنها را به سفیر ایران معرفی کند. پارسی این امر را تعهد کرد و این معرفی را انجام داد. هرچند وی این کار را کرد اما هیچ دیداری را سازماندهی نکرد. پارسی در ایمیل خود به سفیر ایران تاکید بسیار کرد که این معرفی فقط به دلیل این امید «شورای ملی ایرانیان آمریکا» که از جنگ میان آمریکا و ایران جلوگیری شود انجام شده است. بار دیگر لازم به ذکر است که این ایمیل تنها به درخواست نمایندگان کنگره فرستاده شد و نه دولت ایران. «نایک» هیچگاه از جانب دولت ایران کار نکرده و نخواهد کرد .

اتهام: «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) نماینده‌ی دیدگاه‌های اکثریت جامعه‌ی ایرانی- آ مریکایی نیست.

واقعیت: این امر که موضع‌گیری‌های «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) بازتاب نقطه نظرات اکثریت جامعه‌ی ایرانی- آمریکایی است بار دیگر در هفته گذشته با نتایج نظرسنجی ملی که توسط این موسسه انجام شد، تصدیق گردید. اینترنشنال زاگبی

http://www.paaia.org/CMS/Data/Sites/1/PDFs/surveyofiasnov09.pdf

شورای ملی ایرانیان آمریکا دیدگاه اکثریت جامعه‌ی ایرانی- آمریکایی را نمایندگی می‌کند، کسانی که بر اساس بسیاری از نظرسنجی‌های انجام شده با جنگ و تحریم‌های گسترده مخالف هستند، و از حقوق بشر و دیپلماسی حمایت می‌کنند.

اتهام: «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) بیش از حدود قانونی تعیین شده (۲۰ درصد بودجه سازمانی خود را) برای سازمان‌های غیرانتفاعی صرف لابی کردن می‌کند.

واقعیت: «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) یک سازمان آموزشی تحت مقرارت ۵۰۱ سی۳ آمریکا با انتخابات «اچ» است. در نتیجه، «نایاک» اجازه دارد که تا ۲۰ درصد از بودجه‌ی خود را صرف لابی کردن کند. «نایاک» و کارکنانش پیرو کامل قوانین و آیین‌نامه‌ها هستند. با اینکه لازم نیست که «نایک» درباره‌ی موارد لابی شده گزارشی بدهد، این سازمان در این موارد بسیار شفافیت دارد- «شورای ملی ایرانیان آمریکا» با لایحه‌ای که در سال ۲۰۰۸ راه را برای جنگ میان ایران و آمریکا هموار می‌ساخت مخالفت کرده و کمک کرد تا این لایحه تصویب نشود. «نایاک» طرفدار لایحه‌ای است که از توافق‌نامه‌ی «حادثه‌ای در دریا» بین ایران و آمریکا حمایت می کند، «نایاک» با تحریم‌های اقتصادی بیشتر علیه ایران مخالف است به این علت که این تحریم‌ها قادر به حل کشمش‌های میان ایران و آمریکا نیست.

فعالیت‌های آموزشی و ترویج سیاست‌های عمومی مانند مخالفت با جنگ – به جای دفاع از لایحه‌های خاص – طبق قانون لابی‌گری نیست. اگر در جایی یک سازمان ۵۰۱ سی۳ از حدود مقرر لابی‌گری تجاوز کند، دولت این سازمان را جریمه می‌کند. اگر تخلفات ادامه پیدا کند، وضیعت مالیاتی این سازمان معلق می‌شود. به هر حال، «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) مطابق تمامی آیین‌نامه‌ها و قوانین عمل می‌کند.

اتهام: «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) فقط نقض حقوق بشر را بعد از ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ در ایران محکوم کرد.

واقیعت: بر اساس رای اعضا، «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) سال‌هاست که از منتقدان پرصدای نقض حقوق بشر از سوی دولت ایران به شمار می‌آمده است. با وجود پوشش رسانه‌ای گسترده و پیوسته‌ی «نایاک» و محکوم کردن سرکوب‌های خشونت‌آمیز اعتراضات مسالمت‌آمیز معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری از سوی دولت ایران که باعث جلب توجه رسانه‌ها در تابستان امسال شد، فعالیت ما در مورد حقوق بشر خیلی زودتر از این آغاز شده بود.

http://niacblog.wordpress.com/2009/06/

http://www.niacouncil.org/index.php?option=com_content&task=view&id=1219

وقتی «نایاک» تصمیم گرفت که به دنبال راه‌حل‌های صلح‌آمیز برای حل بحران ایران و آمریکا بگردد، همزمان نیز تصمیم گرفت که قانون‌گزاران و مردم آمریکا را در مورد نقض حقوق بشر در ایران آموزش دهد. «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) بیانه‌های متعددی برای محکوم کردن دولت ایران یا درخواست به منظور احترام گذاشتن به حقوق بشر منتشر کرده است. افزون بر این، «نایاک» دو گردهمایی عمده در ساختمان کنگره‌ی آمریکا برگزار کرده است که توجهات را به نقض حقوق بشر در ایران معطوف کند.

http://www.niacouncil.org/index.php?option=com_content&task=view&id=873&Ite (۱

http://www.niacouncil.org/index.php?option=com_content&task=view&id=1544
 (۲

سخنرانان این دو گردهمایی‌ را نمایندگان «دیده‌بان حقوق بشر»، «کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران»، «سازمان عفو بین‌الملل» و اعضای کنگره تشکیل می‌دادند.

اتهام: «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) رویکردی دورویانه دارد که در عین حالی که خود با کمک‌های مالی دولت بوش برای ترویج دموکراسی مخالفت می‌کرد، کمک مالی موسسه‌ی «اعانه‌ی ملی برای دموکراسی» را دریافت کرده است.

واقیعت: فعالان برجسته‌ی ایرانی هواخواه دموکراسی و حقوق بشر- مانند شیرین عبادی برنده‌ی جایزه‌ی صلح نوبل، اکبر گنجی، هاله اسفندیاری از موسسه‌ی «وودرو ویلسون»، و سازمان «دیده‌بان حقوق بشر»- به علت خطراتی که این کمک‌ها برای امنیت فعالان داخل ایران ایجاد می‌کند، به شدت مخالف هرگونه کمک مالی سیاسی دولت آمریکا به سازمان‌های داخل ایران هستند.

«شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) معتقد است که آمریکا به‌طور جدی باید نگرانی‌ها و آینده‌ی فعالان هواخواه دموکراسی و حقوق بشر را در داخل ایران در نظر بگیرند. «نایاک» اثرات منفی کمک مالی سیاسی دولت آمریکا را از نزدیک مشاهده کرده است. «‌نایک» برای چندین سال، با سازمان‌های غیردولتی ایران برای ساختن ظرفیت‌ غیرسیاسی آنها با استفاده از کمک مالی موسسه‌ی «اعانه‌ی ملی برای دموکراسی» کار کرده است و ما شاهد بودیم که چگونه فضای کاری این سازمان‌ها که در ایران فعالیت می‌کنند به شدت به علت این کمک مالی سیاسی دولت آمریکا بدتر شد. «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) معتقد است که هرگونه کمک دولت آمریکا به مردم ایران باید از طرف مردم ایران پشتیبانی شود و باید زندگی ایشان را به خطر نیاندازد.

مصاحبه دکتر تریتا پارسی با تلویزیون اندیشه

تریتا پارسی در مصاحبه خود با تلویزیون اندیشه مواضع خود و “نایاک” را در قبال اتهامات نئومحافظه کاران آمریکا که از طریق سید حسن داعی السلام اعمال میشود شفاف میسازد

 

نامه سرگشاده به گرشام برت درباره برنامه وی برای اخراج همه ایرانیان دارنده ویزا

آقای برت،

شورای ملی ایرانیان آمریکا و جامعه ایرانیان آمریکا از برنامه شما برای معرفی دوباره لایحه اخراج هزاران دانشجو و شاغل ایرانی که به طور قانونی و در جستجوی آموزش، آزادی و زندگی بهتر به این کشور آمده اند، به خروش آمده است. لایحه برنامه توقف ورود تروریست (استپ) تبعیض بر علیه ایرانیان را در قانون آمریکا وارد خواهد کرد. بیش از یک میلیون آمریکایی با پیشینه ایرانی از طریق خانواده و اجتماعشان در تار و پود رنگارنگ این ملت تنیده شده اند – لایحه شما تحت عنوان نادرست امنیت، باعث جدایی این خانواده ها و اجتماعات خواهد شد.

ایرانیان آمریکا هم سهمی در تعالی این کشور دارند. ایرانیان از زمره مهاجرانی هستند که بالاترین مدارک تحصیلی، سطح نفوذ، و ثمره بخشی را در جامعه آمریکا دارا می باشند. بر اساس یکی از تحقیقات انجام شده، مشارکت ایرانیان آمریکا در اقتصاد این کشور بیش از400 میلیارد دلار در سال بر آورد شده است.

در افق دید مد نظر شما، اشخاص مهم و با نفوذی همچون کریستین امان پور، آندره آغاسی ستاره تنیس، و پیر امیدیار بنیانگذار شرکت ایی–بی، هیچگاه نمی توانستند ایالات متحده را میهن خود بنامند، و ایالات متحده هم نمی توانست از دست آوردهای بی شمار ایرانیان آمریکا در طی نیم قرن گذشته در حوزه پزشکی، مهندسی، علوم، و دانشگاه ها بهره ببرد.

بسیاری از ایرانیان آمریکا به این کشور آمدند که از سرکوب بگریزند. ما کشوری را که خانه خود می خواندیم ترک کردیم تا آینده روشن تر و امن تری را به دور از سرکوب اجتماعی، سیاسی و مذهبی برای خود فراهم کنیم. در طی این سالها ما و خانواده هایمان توانستیم به بخش های مختلف جامعه در سراسر کشور بپیوندیم و روابط جدیدی را بین ایرانیان و آمریکاییان ایجاد کنیم. اکنون پس از گذشت سی سال ایرانیان با موج جدیدی از سرکوب در کشورشان مواجه شدند و مردم سراسر دنیا شاهد ایستادگی ایرانیان برای احقاق حقوقشان در برابر یک دولت بی رحم بودند.

شاید شما از همه اینها بی اطلاع باشید. چرا که اگر لایحه شما پذیرفته شود، باعث اخراج افراد بی گناهی میشود که با ویزای قانونی به این کشور آمده اند و امکان پناه گرفتن در ایالت متحده را از ایرانیان خواهد گرفت، و این در شرایطی است که سایر کشورهای آزاد مرتب از خود سوال میکنند که چطور میتوانند به مردم ایران کمک کنند، و مسلما لایحه شما کوچکترین کمکی به امنیت آمریکا نخواهد کرد.

شما اعلام کرده اید که لایحه استپ را به عنوان عکس العملی در برابر حادثه تیراندازی در فورت هود و اقدام ناموفق برای انفجار هواپیمایی بر فراز شهر دیترویت در روز کریسمس، دوباره معرفی میکنید. امیدواریم که شما متوجه باشید که هیچ ایرانی در این دو حادثه نقشی نداشته، و نه حتی در حملات تروریستی یازده سپتامبر. ضمنا هیچ یک از افرادی را که مسوول وقایع فورت هود و روز کریسمس بودند – یک سرگرد آمریکایی ارتش و یک شهروند نیجریه ای – تحت تاثیر شروط گسترده لایحه پیشنهادی شما قرار نخواهند گرفت.

ایرانیان آمریکا همچون همه آمریکاییان به حفظ امنیت کشورمان متعهد هستند. ما همچنین به حفاظت از اصولی که این کشور بر آنها بنا نهاده شده است متعهدیم – اصول عدالت، آزادی و برابری در مقابل قانون. پیشنهاد شما در مقابل کسانی که به طور قانونی در این کشور حضور دارند تبعیض قائل میشود، تنها بر اساس زادگاه اولیه خانواده آنها. لایحه شما به جای استفاده از این فرصت برای ایجاد انگیزه در شکوفا شدن نسل جدیدی از رهبران جهان و ایجاد حسی مثبت نسبت به ایالات متحده در آنان، در عوض گروه کثیری از افراد را بر اساس ملیت شان تروریست خطاب کرده و آنها را به طور دسته جمعی از این کشور اخراج خواهد کرد. نمی توان بیش از این غیر-آمریکایی بود.

تنها چندی پیش از آنکه شما در دفتر نمایندگی مشغول به کار شوید، از بنایی در کنار ساختمان مجلس و برای یادبود یکی از همین لحظات تاریک در تاریخ ما پرده برداری شد: آرامگاه ژاپنی های آمریکا در جنگ جهانی دوم. در داخل آن بنا جمله ای از سناتور دانیل اینوی نقش بسته: “درسی که آموختیم باید به شکل آرامگاهی باقی بماند تا به ما یادآوری کند که هیچ گاه اجازه ندهیم برای گروه دیگری اتفاق بیفتد.”

آقای نماینده، به شما توصیه می کنیم که از ساختمان مجلس قدم به بیرون بگذارید، از آن آرامگاه دیدن کنید، و در لایحه غیر-عاقلانه خود تجدید نظر کنید.

با احترام،

دکتر تریتا پارسی
دبیر کل شورای ایرانیان آمریکا
به روز شده در 12 ژانویه 2010 : پس از انتشار این نامه، کارکنان نایک بیش از 3500 نامه از شهروندان نگران آمریکایی را به دفتر آقای برت تحویل دادند که از او می خواهند در لایحه خود تجدید نظر کند. 

به روز شده در 13 ژانویه 2010: فردای آن روز، دفتر گرشام برت (جمهوری خواه-کارولینای جنوبی) به نایک تصدیق کرد که آقای برت امروز هنگام معرفی دوباره طرح توقف ورود تروریست (استپ) گفتار خود را برای اخراج ایرانیان غیر-مهاجر از آمریکا از قلم خواهد انداخت

 این یک دستاورد بزرگ برای جامعه ایرانیان آمریکاست