کنفرانس نایاک در بی‌بی‌سی فارسی

مذاکرات ژنو، نگاه‌ها را در واشنگتن هم به خودش جلب کرده؛ به‌خصوص برای گروهی از ایرانیان که درباره آینده مناسبات ایران و آمریکا امیدوارتر هستند. از جمله شورای ملی ایرانیان آمریکا که یکی از گروه‌های حامی بهبود روابط ایران و آمریکاست.

هادی نیلی از واشنگتن گزارش می‌دهد.

شکست تلاش محافظکاران نوین در جهت متلاشی کردن یک سازمان ضد جنگ آمریکائی

م. جی. روزنبرگ

 ۵ مه ۲۰۱۳

ستیز بر سر جنگ با ایران چند جبهه ی مختلف دارد. داخل واشینگتون، خط نبرد میان دو گروه است، از یک طرف ائتلاف یا اتحادیه ی متشکل از گروهای صلح طلب و امنیتی کوچک، حامی عدم اشاعه سلاح های هسته ای و گروهای ضد جنگ که طرفدار یافتن راه حلی مناسب در بن بست (روابط با) ایران، و دیگری ماشین جنگ خواه با پشتوانه مالی زیاد، متشکل از سازمان های محافظه کاران  نوین که بر این باورند که جنگ باید سالیان پیش آغاز میشد.

سازمان مرکزی در جبهه ائتلاف ضد جنگ، شورای ملی ایرانیان آمریکا (نایک)، بزرگترین سازمان مردمی آمریکائی های ایرانی تبار است. نایک پیشرو در مخالفت با جنگ، طرفداری از دیپلماسی و مخالفت با تحریم های گسترده ای که تنها به مردم ایران صدمه میزند می باشد. و این سازمان هم زمان با این تلاش ها تهران را برای سابقه ناگوار حقوق بشرش سرزنش می کند.

با دسترسی به کاخ سفید، وزارت امور خارجه، و رسانه ها، نایک بیشتر و بیشتر برای گروه جنگ طلبان مشکل ساز شده است، تا حدی که به یکی از اصلی ترین هدف حملات آنان مبدل شده است.

سر دمدار حملات، سید حسن داعی الاسلام, در یک ایمیل داخلی چنین بیان کرد “از بین بردن” نایک و رئيس آن “بخشی جدایی ناپذیر در مقابله با سیاست پرزیدنت اوباما و هیلاری کلینتون (وزیر سابق امور خارجه) است”. به عبارت دیگر، از بین بردن نایک برابر است با از بین بردن سیاست دولت آمریکا در جلوگیری از جنگ.

داعی الاسلام مشغول تبلیغات گسترده افترا آمیز و متهم کردن نایک به لابی گری برای جمهوری اسلامی ایران بوده و می باشد- اتهامی مضحک که با توجه به حمایت بدون ابهام نایک از جنبش طرفداران دموکراسی در ایران، اما ادعایی که اثبات صحت آن سازمان را به طور کامل نابود خواهد نمود.

نایک، در واکنش به این امر و برای مقابله، در جواب داعی الاسلام را با اتهام افترا به دادگاه فراخواند.

بدون شک نایک از این امر آگاه بود که شکایت کردن و به دادگاه کشیدن داعی الاسلام شروع نبردی مانند نبرد داوود و جالوت (و یا گذشتن از هفت خان رستم خواهد بود)،علی الخصوص که در پرونده ی شکایت از افترا، قوانین ایالات متحده بر عليه شاکی است.

در این مقابله اما واقعیت امر و نتیجه حاصل تلخ تر از آن بود. علاوه بر قوانین ضد شاکی در آمریکا و ضعف مالی سازمان نایک در مقایسه با رقیب قابل توجه بود. محافظکاران نوین تصمیم بر وارد کردن ضربه ای کاری و از بین بردن نیروهای ضد جنگ داشتند. در واقع، دانیل پایپس (Daniel Pipes)، بنیه مالی بسیار بالا و بعنوان فعال ضد مسلمان، طرفدار جنگ، و ضد اوباما، از استفاده از بازوی حقوقی سازمان خود (انجمن خاور میانه) قدم به پشتیبانی از داعی الاسلام گذاشت. پایپس یک تیم حقوقی درجه یک از ششمین بزرگترین دفتر وکالت جهان، با رهبری وکیل سابق کاخ سفید (درزمان جورج بوش) بردفورد برنسون (Bradford Berenson) را برای دفاع از داعی الاسلام استخدام کرد.

در ابتدا تأکید داعی الاسلام در دادگاه بر حقیقت اظهارات خود بود و اینکه نایک باید مجبور به رو کردن اسناد و مدارک خود شود تا صحت ادعای ایشان در کنترل تهران بر امور نایک ارزیابی گردد. نایک همکاری کرد و تیم حقوقی وابسته به داعی الاسلام جست و جوی خود را در هزاران ایمیل، اسناد و مدارک، و روزشمارهای نایک بطور وسیع انجام داد.

با این وجود، ذره ای از شواهد در جهت تایید ادعای واهی داعی الاسلام یافت نشد و جست و جو با سر خوردگی تیم ایشان به اتمام رسید. در عوض این اسناد یک حقیقت بسیار ساده را نشان داد:  نایک یک سازمان مردمی مستقل وتحت حمایت جامعه آمریکایی های ایرانی تبار است، و در جهت همکاری  با تمامی احزاب مناقشه از جمله دولت های ایالات متحده، ایران، و اسراییل تلاش می کند.

بعلت عدم اثبات اتهام وارده، داعی الاسلام از ادعای خویش که نایک لابی جمهوری اسلامی است عقب نشینی کرد. این برای نایک پیروزی بزرگی به حساب میامد و اگر مرافعه دادگاهی درکشور دیگری مطرح شده بود ، نتیجه آن بر شکست داعی الاسلام و پیروزی کامل نایک گرفته می بود.

اما در ایالات متحده شاکیان (در این مورد نایک) باید یک قدم فراتر رفته و نه تنها خدشه دار شدن نام خود را به اثبات برساند، بلکه همچنین می بایست کینه توزانه بودن عملکرد طرف مقابل را هم ثابت می کرد. پس نایک باید ثابت میکرد که داعی الاسلام میدانست که دروغ میگوید، امر بسیار مشکلی که تحت شرایط موجود برای و متقاعد کردن قاضی بسیار محافظه کار و منصوب بوش ، جان بیتس (John Bates)، — همان قاضی که در پرونده ی والری پلیم (Valerie Plame) از جرایم دیک چینی (Dick Cheney) چشم پوشی کرده بود و او را از مخمصه نجات داده بود– که داعی الاسلام  کینه توزانه عمل کرده احتمالا امکان ناپذیر بود.

نایک موفق به این کار نشد و قاضی در نتیجه بخشی از هزینه های “تحقیق  و اکتشاف” ( ۱۸۴،۰۰۰$) را از  داعی الاسلام به نایک انتقال داد. اما این تنها پیروزی  داعی الاسلام بود.

در این روند نه تنها ادعای این که نایک لابی خارجی است در هم شکسته است بلکه دانیل پایپس و محافظه کاران نوین هزینه ی بسیار بیشتر از ۱۸۴،۰۰۰$ را خرج تلاش های خویش برای نابودی نایک کردند. آن ها امیدوار بودند که قسمتی بزرگتر از این خرج را بردوش نایک بگذارند تا از این طریق خالی کردن خزانه سازمان، آن را از پای بیندازند.

اگرچه نایک موفق به حذف هنگفت ترین قلم درخواستی در تومار اهداف داعی الاسلام شد، اما نایک به جا ماند و یک قبض ۱۸۴،۰۰۰$، مبلغی که اکنون درمرحله استیناف است. بطور خلاصه،حمله ی داعی الاسلام نتجیه معکوس داد و ظاهرا ایشان (یا پایپس) را در چاله نشاند. در واقع، هفته ی گذشته در حین یک مصاحبه ی تلفنی مطبوعاتی  داعی الاسلام از خبرنگاران برای تامین مخارج طرف خود درخواست کمک مالی کرد!

بنابراین در پایان این روند پنج ساله، هیچ مدرکی برای اثبات این اتهام که نایک لابی گری برای رژیم ایران است پیدا نشد؛ هدف “از بین بردن نایک” به طور کامل شکست خورده و این سازمان همچنان به عنوان یکی از برجسته ترین صداها در سیاست ایران در واشنگتن مطرح است؛ و اکثریت هزنیه ی تحقیق و اکتشاف برای متهم و حامیان محافظه کاران نوین او باقی مانده است.

یک روز نه چندان خوب برای لابی طرفداران جنگ، اما روزی بسیار خوب برای آمریکایی ها که از ایده درگیر شدن درسومین جنگ در خاور میانه -با وجود درگیری در عراق و همزمان با حضورفعال سربازان ما در افغانستان – کاملا هولناک بنظر میرسد.

ام. جی. روزنبرگ خبرنگار ویژه ‘واشنگتون سپکتیتور ‘(Washington Spectator) میباشد. او ۱۵ سال به عنوان یک  دستیار سنا و مجلس نمایندگان  به مشغول به کار بوده و اخیرا برای “میدیا مترز فرآمریکا” (Media Matters For America) به عنوان پژوهشگر سیاست خارجی کار میکرد. در اوایل کار  سردبیر خبرنامه سازمان ای پک (AIPAC)،”نیر ایست ریپورت” (Near East Report) بود. از ۲۰۰۹-۱۹۸۸، او مدیر سیاست در اسرائیل پالیسی فروم (Israel Policy Forum) بود.

درس هایی از اعمال تحریم بر آفریقای جنوبی

“روش ساده من این است که تحریم ها جای محدودی در دیپلماسی بین المللی و یا اعمال فشار دارند.” این گفته رئیس جمهور اسبق آفریقای جنوبی فردریک دی کلرک است. کسی که در پایان راه رژیم آپارتاید و در هنگام از بین بردن سلاح های هسته ای آفریقای جنوبی در مسند قدرت بود. در پاسخ به اینکه آیا تحریم وسیله مناسبی برای سیاستگذاری است، وی پاسخ می دهد: “در مورد آفریقای جنوبی، آنها ما را گوش به زنگ نگه داشتند. تحریمِ ها رشد اقتصادی را کند کردند، اما به جمعیت سیاه پوست بسیار بیشتر از سفید پوستان ضربه زدند. آنها نتوانستند به کسانی که قرار بود کمک کنند یاری برسانند و برعکس حتی به آنان بیشتر ضربه زدند تا به آنهایی که قرار بود هدف تحریمها باشند.”

صحبتهای دی کلرک که ماه گذشته در مؤسسه کارنگی مطرح شد برای ارزیابی سودمند بودن تحریمها بسیار مفید است. مدافعان تحریم علیه ایران مرتباً از آفریقای جنوبی به عنوان یک مورد موفق که در آن تحریمها منجر به گذر به دموکراسی و تسلیم سلاح های هسته ای شده اند یاد می کنند. اما باید توجه داشت که از 35 کشور استبدادی که موفق به گذر به دموکراسی شده اند آفریقای جنوبی تنها کشوری است که زیر فشار تحریم گسترده اقتصادی بوده است.

طبق گفته های دی کلرک “تحریم ها در آن زمان اصلاحات را به تعویق انداخته اند.” دی کلرک می افزاید: “در مورد ما بزرگترین عامل تغییر، که در بسیاری از جنبه ها به آپارتاید ضربه زد، توسعه و رشد اقتصادی بود. توسعه و رشد اقتصادی باعث ایجاد انگیزه برای تحصیل در بین سیاه پوستان شد. به خاطر توسعه و رشد اقتصادی دانشگاه های بسیاری برای سیاه پوستان تـاسیس شد. در دهه 90 میلادی تعداد دانشجوهای سیاه از سفید بیشتر بود. اما تحریم ها اقتصاد ما را دگرگون کرد.”

بر اساس گفته های متس لاندال، اقتصاددان، بسیاری از تحریمهای تحمیلی بر آفریقای جنوبی بخش صنعت را فلج کرد و در واقع حاکمیت اقلیت نیروی ماهر سفید پوست را تداوم بخشید. لاندال می گوید که اگر بازار صنعت مهلت شکوفایی می یافت گسترش بازار کار آن به طور طبیعی به حکومت آپارتاید پایان می داد.

برای ایران، بسیاری از تحلیلگران روند مشابهی را مشاهده می کنند. فرید زکریا ارزیابی کرده است که “تحریمها جامعه مدنی را تضعیف و حکومت را تقویت کرده است و براثر تحریمها بخش های بیشتری از اقتصاد ایران تحت کنترل سپاه پاسداران درآمده است.” اکبر گنجی، روزنامه نگار منتقد حکومت، نیز در نکوهش تحریم ها می گوید که با تحمیل تحریمها نرخ بیکاری به میلیونها خواهد رسید. فقر در تمام کشور گسترش خواهد یافت و طبقه متوسط به طبقه پایین خواهد پیوست. او می افزاید که اگر هدف از تحریمها ایجاد موقعیتی است که به انقلاب و گذر به دموکراسی منجر شود، در عوض بحران اقتصادی روند گذر به دموکراسی را با تحت فشار قرار دادن طبقه متوسط که بازیگر اصلی گذر به دموکراسی است تحت شعاع قرار می دهد و باعث شکست این روند می شود.

در مورد آفریقای جنوبی تحت آپارتاید، تحریمها برای رژیم انگیزه ساخت بمب هسته ای ایجاد کرده بود به جای اینکه باعث نابودی سلاح هسته ای شود. طبق گفته دی کلرک، “تحریمها ملت را مجبور به درونگرایی کرد. به ناگهان دنیا پشت آنها را خالی کرد و آنها گفتند آمریکا کیست که به ما بگوید چه کنیم. آنها مشکلات ما را نمی فهمند.”

ارزیابی اطلاعاتی آمریکا نشان می دهد که رهبران آفریقای جنوبی از اکتبر 1974 تصمیم به ساخت سلاح هسته ای گرفتند تا با انزوای بین المللی و تهدید نظامی مقابله کنند و نیز به اعتبار منطقه ای خود بیافزایند. نگرانی های امنیتی آفریقای جنوبی با حضور نیروهای کوبایی تحت حمایت شوروی در آنگولا و نیز تحریمهای نظامی سازمان ملل که به تضعیف نظامی این کشور منجر شده بود افزایش یافته بود. بی اعتمادی فزاینده آپارتاید به همسایگانش، عدم اطمینان به انگیزه های غرب، و انزوای بین المللی آن را می توان مهمترین انگیزه های رژیم برای دستیابی به سلاح هسته ای بوده است.

دی کلرک می گوید: “تحریمها به ما کمک کردند 6.5 بمب اتم بسازیم. آن همه پول و سرمایه ای که به پای برنامه هسته ای ریخته شد می توانست در توسعه بیشتر کشور به کار گرفته شود.” او پیامی نیز در ارتباط با ایران دارد؛ کشوری که سالها تحریم در موردش نتوانسته است نتیجه مطلوب بدهد: “اگر تحریم ها نتوانند کشوری را خفه کنند، کشورها راه هایی را برای دور زدن تحریم ها پیدا خواهند کرد. من باور دارم که اگر تحریم ها در دو-سه سال اول به هدفی که برای آن وضع شده اند نرسند باید مورد بررسی مجدد قرار گیرند و باید اعتراف شود که تحریم ها در ایجاد تغییر شکست خورده اند.”

راه رسیدن اوباما به مردم ایران : از روادید شروع کنید

روز اول فروردین، باراک اوباما به مناسبت نوروز و سال نو ایرانی، حرف های قاطعی در همبستگی با مردم ایران زد. او خطاب به ایرانیان گفت «با اینکه دوران تاریکی به نظر می رسد»، اما «من در کنارتان هستم».

چند روز بعد، شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در پاسخ به درخواست فعالین حقوق بشر و دموکراسی ایرانی و با حمایت قاطع آمریکا، به انتخاب گزارشگر ویژه مسائل حقوق بشر ایران رای مثبت داد.

این مسئله برای استراتژی رییس جمهوری آمریکا در راستای همکاری با سازمان ملل متحد، پیروزی بزرگی بود. سازمان های بین المللی مدافع حقوق بشر هم آن را به عنوان اقدامی ملموس برای کمک به حفظ حقوق بشر در ایران تحسین کردند.

همچنین به خوبی نشان داد که چطور باراک اوباما می تواند اظهاراتش را در رابطه با حمایت از مردم ایران به اقدامات عملی تبدیل کند. در گذشته شاهد بودیم که آزادی خواهانه ترین ادعاها هم اگر با سیاست های درست همراه نباشد، بی معنی است.

همانطور که انتظار می رفت منتقدان رییس جمهوری انتخاب این گزارشگر ویژه را بسیار کم اهمیت و به شدت وابسته به حمایت بین المللی خواندند. این گروه توجه ندارند که سه دهه خصومت و مناقشه را نمی توان در یک قدم حل کرد.

در ادامه ای انتخاب گزارشگر ویژه، لازم است چند اقدام اساسی دیگر انجام شود. ممکن است این اقدامات به اندازه کافی تاثیر گذار به نظر نرسند، اما در واقع باعث ایجاد تغییرات خواهند شد. عدم امکان اقدامات اساسی نباید باعث جلوگیری از این قدم های کوچک اما مهم در جهت حمایت از مردم ایران شود.

اصلاح قانون روادید برای دانشجویان ایرانی

دانشجویان ایرانی بخشی کلیدی از جنبش دموکراسی خواهی و حقوق بشر ایران هستند. باراک اوباما با توجه به همین مسئله، بخش اعظم صبحت های نوروزی اخیرش را خطاب به اکثریت ایرانیانی که پس از وقایع ۱۳۵۷ و شروع خصومت بین ایران و آمریکا متولد شده اند، ایراد کرد. رییس جمهوری آمریکا در صحبت های نوروزی سال گذشته اش وعده داد که ایالات متحده به دنبال ایجاد «آینده ای روشن تر» برای این نسل جوان ایرانی از راه گسترش تبادل دانشجویی است.

آقای اوباما در راستای عمل به این وعده، باید سنگ بزرگی را از جلوی پای جوانان ایرانی که می خواهند در آمریکا تحصیل کنند بردارد – سیاست روادید با یک بار اجازه ورود.

برای بسیاری از جوانان ایرانی ادامه تحصیل در خارج از کشور، یک راه فرار از سرکوب دولتی داخل در داخل کشورشان است. از سال ۱۳۸۴ با شروع ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد، دانشجویان با محدودیت های بیشتری مواجه شدند که پس از انتخابات سال ۱۳۸۸ به شدت افزایش یافته اند. و دانشجویانی که به دنبال ادامه تحصیل در خارج از کشور هستند از تحصیل در غرب منع می شوند تا جایی که بعضی مقامات ایرانی تهدید کرده اند که تحصیل در آمریکا را کلا منع خواهند کرد. در عوض، به دانشجویان امتیازاتی داده می شود تا در روسیه و چین تحصیل کنند.

در عین حال دانشجویانی که تصمیم می گیرند در دانشگاه های آمریکا تحصیل کنند با محدودیت های غیر ضروری از سوی دولت آمریکا مواجه می شوند. بر اساس سیاست روادید با یک بار اجازه ورود، دانشجویانی که برای ادامه تحصیل به آمریکا می آیند در تمام مدت تحصیل شان نمی توانند بدون باطل شدن ویزای شان از آمریکا خارج شوند.

به گفته دانشجویان ایرانی دانشگاه های آمریکا، محدودیت های ناشی از سیاست روادید یک بار ورود، باعث شده فرصت های علمی را از دست بدهند و از خانواده هایشان دور بمانند. دانشجویان خاطراتی را بازگو کرده اند که نتوانسته اند به دیدن عضو بیمار خانواده شان بروند و حتی یک مورد، نتوانسته برای شرکت در مراسم ترحیم عضوی از خانواده که توسط دولت اعدام شد، به ایران بازگردد.

این دانشجویان می پرسند اگر آمریکا می گوید دوست مردم ایران است، چرا برایشان محدودیت هایی ایجاد می کند که شهروندان هیچ کشور دیگری در خاورمیانه با آن روبرو نیستند.

اوباما باید این قدم کوچک اما ضروری را برای لغو قانون روادید یک بار ورود بر دارد و به دانشجویان ایرانی اجازه دهد برای ادامه تحصیل در دانشگاه های آمریکا روادیدی با اجازه ورود مکرر بگیرند. در حالی که دولت ایران مشتش را می فشارد، بهترین راه ابراز دوستی با جوانان ایرانی این است که دستی گشاده به طرف شان دراز کنیم.

لغو تحریم های اینترنتی

نازیلا فتحی خبرنگار سابق روزنامه نیویورک تایمز در تهران، اخیرا در همایش نایک در کنگره گفت «اگر آمریکا می خواهد کمک کند، اولین نیاز ایرانی ها دسترسی به اینترنت است.»

متاسفانه آمریکا با اعمال تحریم هایی که صادرات نرم افزار و سخت افزار به ایران را ممنوع کرده، برای ایران محدودیت ایجاد کرده است.

خانم فتحی می گوید «تحریم ها را لغو کنید،» چرا که به گفته او «ایرانی ها حتی نمی توانند اعتبار اسکایپ بخرند تا با استفاده از اسکایپ تماس بگیرند، بلکه باید به خطوط تلفن بسنده کنند که تحت نظارت دولت ایران است. اینترنت ماهواره ای بر فراز ایران موجود است اما به دلیل تحریم ها، به آن دسترسی ندارند.»

اولین قدم برای حمایت از آزادی اینترنت در ایران این است که آمریکا عملکرد خودش را تغییر دهد. دولت اوباما در اوج تظاهرات جنبش سبز در سال ۱۳۸۸ تلاش کرد نرم افزارهای ارتباطی بخصوصی را از تحریم ها خارج کند. متاسفانه نه ماه طول کشید تا محدودیت ها، آن هم تنها برای نرم افزارهای ابتدایی چت لغو شود.

ابزارهای ابتدایی دیگری هم هستند که فعالین ایرانی به آنها نیاز دارند اما بدون مجوز مخصوص، در دسترس آنها قرار نمی گیرند. برای مثال مرورگر کروم گوگل که امنیت بالایی دارد تا ماه ژانویه امسال در ایران مجاز نبود یک سال و نیم پس از انتخابات خرداد ۱۳۸۸ چرا که گوگل مجوز مخصوص دولت آمریکا را نگرفته بود.

آقای اوباما باید به سرعت اقدام کند و اجازه دهد ابزارهای لازم برای گردش آزاد اطلاعات، در دسترس ایرانیان قرار بگیرند. ایالات متحده باید هر گونه نرم افزار، سخت افزار، و خدمات قابل استفاده را از نیاز به این مجوز دست و پا گیر و مضر، معاف کند.

لغو محدودیت برای کمک های انسان دوستانه

در سال 2009 میلادی کیت الیسون، نماینده دموکرات از ایالت مینه سوتا، لایحه جدیدی را پیشنهاد داد که بر اساس آن ناقضان حقوق بشر در ایران و شرکت هایی که از سانسور اینترنت حمایت می کنند تحریم شوند و در عین حال محدودیت ها برای سازمان های حقوق بشری و انسان دوستانه آمریکایی کمتر شود.

تحریم ها در نهایت به شکل قانون در آمدند، که قدم مثبتی بود. اما پیشنهاد اجازه کار به سازمان های حقوق بشری و انسان دوستانه در ایران، هنوز نیاز به پیگیری دارد، در واقع این فعالیت ها نیز همچون فعالیت های مرتبط با فن آوری اینترنتی همچنان با محدودیت روبرو هستند.

در سال 2003 میلادی ایالات متحده در پاسخ به زلزله بزرگ بم در ایران، این تحریم ها را سبک تر کرد اما تنها به طور موقت. تلاش های انسان دوستانه گروه هایی همچون مرسی کور و رلیف اینترنشنال برای امداد رسانی در آن دوره دوازده ماهه، فقط یک ضرورت اخلاقی نبود بلکه باعث ایجاد حسن نیت در بین ایرانیان شد و از این راه منافع آمریکا را هم تامین کرد.

ما نباید آمریکایی ها را از همکاری با ایرانیان در زمینه هایی همچون بهبود بهداشت مادران و کودکان، مبارزه با اعتیاد، و یا امداد رسانی پس از بلایایی طبیعی منع کنیم. رییس جمهوری باید محدودیت هایی را که به آمریکایی ها اجازه نمی دهد به مردم ایران کمک انسانی برسانند، برای همیشه لغو کند.

بسیاری از این پیشنهادها به دلیل عدم وجود فضای سیاسی در واشنگتن و تقاضا برای یافتن راه حلی قاطع، فراموش شده اند. اما این قدم ها هر چند ممکن است کوچک به نظر برسند، به آمریکا کمک می کنند که تاثیر مثبتی بگذارد. آقای اوباما حالا این فرصت را دارد که با انجام این اصلاحات مهم سیاسی به وعده های خود وفا کند. او نباید بگذارد این فرصت  برای حمایت واقعی از مردم ایران، از دست برود

استقبال نایاک از تلاش برای مقابله با «پرده الکترونیکی» در ایران

سه شنبه 20 مارس 2012
نوشته : نایاک
برای انتشار فوری
202.386.6325

شورای ملی ایرانیان آمریکا (نایاک) ازتصمیم دولت اوباما مبنی بر لغو تحریم ابزارهای ارتباط شخصی استقبال می کند. باراک اوباما در پیام نوروزی اش خطاب به مردم ایران گفت که لغو این تحریم ها در جهت حمایت از جریان آزاد اطلاعات برای مردم ایران است. نایک پیش از این هم تصمیم امروز را قویا توصیه کرده بود و با نماینده های کنگره و مقامات دولتی همکاری گسترده ای داشت تا اطمینان حاصل کند که تحریم های آمریکا، حق اولیه مردم ایران را مبنی بر دسترسی به اطلاعات و ابزارهای ارتباطی، زیر پا نمی گذارد.

جمال عبدی، مدیر سیاست گذاری نایک می گوید: «خبر امروز، قدم مهم دیگری ست برای اینکه مطمئن شویم تحریم های آمریکا، سهوا باعث کمک به دولت ایران نمی شود که بتواند بین مردم ایران و بقیه دنیا، پرده ای الکترونیکی بکشد.»

بر اساس خبر امروز، صدور نرم افزارها و خدمات زیر به ایران مجاز است و نیاز به مجوز ندارد :

· ارتباطات شخصی (مثل مسنجر یاهو، گوگل تاک، ماکروسافت لایو، اسکایپ (خدمات مجانی))

· ذخیره داده های شخصی (مثل دراپ باکس)

· مرورگرهای اینترنت (مثل کروم گوگل، فایرفاکس، اینترنت اکسپلورر)

· مشتقات مرورگرها (مثل فلش، شاک ویو، جاوا)

· خواندن متون (مثل آکروبات ریدر)

· نرم افزارهای مجانی موبایل برای ارتباطات شخصی

· خواندن و نگهداری خوراک آر.اس.اس. (مثل گوگل فید برنر)

وزارت دارایی (خزانه داری) آمریکا همچنین اعلام کرد که در مورد انواع دیگر ابزارها از جمله میزبانی وب، تبلیغات آنلاین، و ابزارهای فروشی برای ارتباط اینترنتی، یک «قانون صدور مجوز مطلوب» وضع کرده است. بر اساس این قانون، هنوز این خود شرکت ها هستند که باید برای اینکه محصولات شان در ایران استفاده شود، درخواست مجوز کنند. شورای ملی ایرانیان آمریکا قویا از شرکت هایی مثل گوگل، گو-دَدی، و اسکایپ، که خدمات تلفنی امن تری ارائه می کند، می خواهد که از این قانون جدید استفاده کنند تا مردم ایران بتوانند از خدمات این شرکت ها استفاده کنند.

جمال عبدی می گوید «امیدواریم شرکت ها از این قانون جدید استفاده کنند، اما کار دولت آمریکا هنوز تمام نشده است.» او می افزاید «هنوز تلاش های بیشتری لازم است که خدماتی مثل اینترنت ماهواره ای و سخت افزارهای لازم برای استفاده از چنین خدماتی، تحت تحریم نباشند.»

پنج نکته برای اوباما در مذاکرات هسته ای با ایران

تریتا پارسی در مصاحبه با مجله تایم

اوباما یک بار دیگر بخت خود را می آزماید. او نمی خواهد به جنگ علیه ایران کشیده شود و ظاهراً با اطمینان دادن به اسرائیل که اگر تهران به سلاح هسته ای دست یابد آمریکا دست به اقدامی جدی خواهد زد تا به حال موفق شدهکه اسرائیل را نیز از حمله به ایران باز دارد. و این بدین معنی است که او باید در مذاکرات آتی موفقیت آمیز عمل کند. تریتا پارسی در کتاب جدیدش “بخت آزمایی فقط یک بار” بر اساس مصاحبه با تعدادی از تصمیم گیرندگان ارشد آمریکایی، اسرائیلی و ایرانی نشان می دهد که گرچه اوباما تصور می کند که تلاش جدی برای دیپلماسی صورت گرفته است تلاشهای دیپلماتیک دولت وی به دلیل محدودیت های سیاست داخلی و نیز محدودیت های زمانی تحمیل شده بر مذاکرات و تحولات داخلی ایران دچار اشکالات بسیار بوده است. از تریتا پارسی رئیس شورای ایرانی آمریکایی پرسیدم که اگر قرار باشد ۵ نکته را به کاخ سفید برای افزایش احتمال موفقیت در گفتگو با ایران متذکر شود آنها چه خواهند بود. در زیر پاسخ وی را می خوانیم: 
درس نخست: اجازه ندهید سیاست داخلی استراتژی شما را تعریف کند 

مناقشه آمریکا و جمهوری اسلامی ایران بیش از سه دهه عمر دارد و در این مدت در وهله های مختلف با رویدادهای سیاسی داخلی تقویت شده است. امروز، پیش از مذاکره با ایران دولت اوباما باید با مراکز مختلف قدرت در واشنگتن مذاکره کرده و درباره معامله با ایران چانه زنی کند. همین مسئله باعث می شود که استراتژی او به سمت چشم انداز سیاسی موجود متمایل شود و این موفقیت دیپلماتیک به ارمغان نخواهد آورد. طرف ایرانی نیز مشکلی مشابه دارد. 

همان طور که در کتابم اشاره کردم یکی از اشتباهات کلیدی اوباما این بود که در ایجاد فضای سیاسی برای تعامل با ایران شکست خورد. او از سرمایه سیاسی خود که در انتخابات بدست آورده بود برای حل مسئله ایران استفاده نکرد چرا که نمی خواست مسئله ایران تبدیل به بحث سیاست داخلی آمریکا همانگونه الان در کمپینهای انتخاباتی شده است بشود. اما این بدان معنا بود که تلاش او برای مذاکره توسط همین نگرانی ها محدود می شد: دستور کار محدود بود به اینکه ایران تقاضای غرب و سازمان ملل را درباره برنامه هسته ایش بپذیرد و نیز اینکه چهارچوب زمانی برای مذاکرات عمداً بسیار محدود تعریف شده بود تا از گزند اتهام های محافظه کاران تندرو مبنی بر اینکه ایران وقت کشی می کند جلوگیری شود. عنوان کتاب من “بخت آزمایی فقط یک بار” هم اصطلاحی بود که یکی از مقامات دو لت اوباما درباره تلاشهای دیپلماتیک کاخ سفید استفاده کرده بود. 

بسیار نامحتمل است که یک بار بخت آزمایی با ایران موثرتر از آنچه در ۲۰۰۹ دیدیم عمل کند. بهترین نتیجه نیازمند زمان و نیز تمایل دو طرف به امتیازدهی است. برای اینکه به این دست پیدا کنیم اوباما باید فضای سیاسی لازم را در آمریکا برای حفظ این روند ایجاد کند. مشکلی مشابه در طرف ایرانی نیز وجود دارد: در جایی که تعامل با غرب همواره دستاویز سیاستهای جناحی شده است. همه اینها نشان می دهد که یک روند پایدار لازم است نه یک بار بخت آزمایی و ما تا زمانی که بگذاریم فضای مسموم سیاست داخلی این روند را هدایت کند به جایی نخواهیم رسید. 

درس دوم: دستور کار را فرای مسئله هسته ای ببریم 

دشمنی چند دهه ای با ایران به خودی خود مشکل هست: محدود کردن تعامل دیپلماتیک با ایران را به تک متغیر مسئله هسته ای- که ظاهراً رام نشدنی ترین مسئله بین طرفین است چشم انداز موفقیت را افزایش نمی دهد. در سال ۲۰۰۹ ، دولت اوباما موفق شد اقدامات مؤثری در راستای اعتمادسازی انجام دهد که در واقع پیش شرط هر مذاکره ای است؛ تا زمانی که آنها آماده شدند که هر چه ما می خواهیم انجام دهند و آن گاه ما از انجام مذاکره خودداری کردیم حتی در مورد افغانستان که جرج بوش توانسته بود تا حد موثری در آن حوزه همکاری کند یا حقوق بشر. 

راهی برای فرار از مسئله هسته ای وجود ندارد اما این مسئله نباید بحث بر سر دیگر مسائل را که دو طرف می تواند در آنها به توافق برسند تحت الشعاع قرار دهد. مزیت دستور کار گسترده تر این است که زمینه همکاری فراهم می شود و این می تواند اعتمادی در طرفین ایجاد کند که به کمک آن بتوانند موانع را پشت سر بگذارند و بمبست هسته ای را بشکنند. 

درس سوم: از واسطه برای مذاکرات استفاده شود 

روندی کنونی که دولت آمریکا برای مذاکره بین ایران و گروه۵+۱ پیش گرفته است خطا است چرا که هیچ اعتمادی بین مذاکره کنندگان وجود ندارد. دولت اوباما بسیار تلاش کرده است که ۵+۱ جبهه ای واحد در برابر ایران باشد و با تحریم های سازمان ملل حمایت شود. دلیل این استراتژی این بود که نگذارد ایران با اعضای ۵+۱ بازی کند. اما با نزدیک کردن موضع همه آن کشورها به موضع آمریکا اگرچه که هنوز هم اختلافهای جدی بر سر مسئله هسته ای ایران دارند- توانایی آنها را برای دستیابی به ایران بسیار کاهش یافته است. بنابراین مذاکرات در فضایی خالی از اعتماد روی می دهد. چشم انداز پیشرفت این گفتگو با حضور کشورهایی که روابط گرم با طرفین دارند مانند ترکیه و برزیل افزایش می یابد. آنها قرار نیست که جایگزین۵+۱ شوند بلکه آنها تزریق کننده اعتمادی هستند که بین طرفین وجود ندارد. اینها کشورهایی هستند که برخلاف آمریکا و دیگر چندین کشورهای غربی مسائل داخلیشان محدودیتی بر توانایی آنها در مذاکره با ایران تحمیل نمی کند. این مسئله را تجربه برزیل و ترکیه در ۲۰۱۰ برای اوباما ثابت کرد. در سال ۲۰۱۰ برزیل و ترکیه موفق شدند که ایران را راضی به تعویض سوخت کنند، توافقی که توسط آمریکا ناکافی خوانده شد و رد شد در حالیکه ترکیه و برزیل تاکید داشتند که همه مفاد قرارداد در نامه اوباما ذکر شده بود.

درس چهارم: درباره غنی سازی اورانیوم واقع بین شویم 

به دلیل اصرارهای بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل درباره خط قرمزهای آمریکا، اوباما موضع خود را به وضوح درباره غنی سازی اورانیوم بیان کرد. برای دولت بوش خط قرمز “توانایی ایران برای غنی سازی ” بود اما ایران این خط قرمز را شش سال پیش پشت سر گذاشت و هنگامی که آنها به این توانایی دست یافتند راهی برای بازگشت نیست. اما هنوز اسرائیل، فرانسه و بسیاری دیگر اصرار دارند که ایران نباید اجازه غنی سازی اورانیوم در خاک خود را داشته باشد حتی در حالت صلح آمیز چرا که تکنولوژی به ایران توانایی ساخت بمب را می دهد. اوباما نیز درباره این موضوع تا حدی مبهم بود: گاهی از سیاست غنی سازی صفر حمایت می کرد و گاهی قبول می کرد که زمانی که ایران همه قدم های لازم را در جهت اعتمادسازی مبنی بر صلح آمیز بودن برنامه هسته ایش برداشت می تواند از همه حقوق یک امضا کننده قرارداد منع گسترش سلاح های هسته ای بهره مند شود که شامل غنی سازی اورانیوم نیز می شود. 

نتانیاهو از اوباما خواست که خط قرمز خود را مشخص کند و او نیز چنین کرد: تسلیحاتی شدن برنامه هسته ای ایران. سیاست غنی سازی صفر خواسته ای است که شروع مذاکرات با آن ممکن نیست. حال اوباما باید اسرائیلی ها، فرانسوی ها و بسیاری را در آمریکا راضی کند که برای پیشرفت مذاکره با ایران باید مرز را تسلیحاتی شدن ایران گذاشت. مزیت پافشاری بر این هدف همانطور که دولت بوش آموخته بود این است راه حلی که ایجاد اعتماد برای ایران کند هرچه بیشتر بر ترک غنی سازی ایران تاکید شود دورتر خواهد شد در حالی که ایران به غنی سازی ادامه خواهد داد و حقایقی غیرقابل برگشت ایجاد خواهد کرد. 

درس پنجم: تحریم ها تنها در صورتی موفق خواهند بود که بتوانند برداشته شوند 

امتیاز آمریکا در بمبست هسته ای ایران نه تنها درتوانایی او در تحمیل تحریمها است بلکه در توانایی او در برداشتن آنها نیز می باشد. امتیازاتی که قدرتهای غربی از ایران می خواهند برای اعتمادسازی فوری ترین آنها تعلیق غنی سازی ۲۰ % و تحویل ذخیره اورانیومی که تا آن درجه غنی شده است تنها می تواند با ارائه آنچه ایران لازم دارد قابل انجام شود. و بسیار محتمل است که ایران درخواست برداشت تحریم ها را بکند؛ تحریم هایی که اقتصاد ایران را به شدت تحت تاثیر قرار داده است. برای مثال آن تحریم هایی که مانع فروش نفت ایران و مانع انجام معاملات بانکی بین المللی می شود. گزارش هایی مبنی بر این وجود دارد که قدرتهای غربی در ازای تعلیق غنی سازی به ایران وعده خواهند داد که تحریم دیگری علیه ایران تصویب نخواهد شد. اما چنین پیشنهادی تهران را تحت تاثیر قرار نخواهد داد چرا که در حال حاضر آمریکا قادر به راضی کردن چین و روسیه برای تحریم بیشتر ایران در سازمان ملل نخواهد بود و تحریمهای فعلی نیز تاثیر بسزایی بر اقتصاد ایران نداشته اند. تحریمهایی که به ایران فشار آورده اند بیشتر تحریمهای یک جانبه آمریکا و اتحادیه اروپا هستند. و اگر این تحریم ها قابل برداشتن نباشند، به ویژه در سال انتخابات، آمریکا باید خواسته هایش را از ایران تعدیل کند. بسیار بعید است که تهران چیزی چنین حائز اهمیت را در ازای مسئله ای جزئی واگذار کند. 

بعلاوه افزایش تحریم ها، برای مثال حذف ایران از سیستم بانکی سوئیفت که برای معاملات بین المللی استفاده می شود درست در زمانی که دور تازه ای از مذاکرات قرار است انجام شود این تصور را در تهران تقویت می کند که آمریکا در پی تغییر رژیم در ایران است و هیچ امتیازی توسط ایران او را از این هدف باز نمی دارد. 

دول غربی که به مذاکره با ایران می روند خواهان این هستند که ایران شفافیت کامل از خود نشان دهد و به عضویت پروتکل های تکمیلی منع گسترش سلاحهای هسته ای درآید که اجازه می دهد بازرسی بیشتری از او صورت گیرد و اعتماد بین المللی درباره صلح آمیز بودن برنامه هسته ایش تقویت شود. اما ایران برای شروع چنین روندی نیازمند این است که غرب حق او را برای حفظ برنامه صلح آمیزش به رسمیت بشناسد که این شامل غنی سازی اورانیوم نیز می شود. و در ضمن اگر ایران حاضر به امتیاز دهی شود انتظار امتیازاتی از طرف مقابل را نیز خواهد داشت. 

حال باید دید اوباما توانایی برداشتن تحریمهای تصویب شده علیه ایران را دارد. بسیاری از این تحریم ها که سوئیفت آخرین نمونه آنهاست توسط کنگره که به طور مسلم تندروتراز دولت است تصویب شده اند. در نگاه تهران، واشنگتن در امتیازاتی که می تواند بدهد اهمیت دارد نه در تنبیهاتش. بالانس فشار و تعامل در دولت اوباما به سمت فشار بهم خورده است؛ به دیپلماسی تنها سه هفته فرصت داده شده است و به تحریم ها سه سال. تحریم ها از نظر سیاسی کم هزینه ترین گزینه هستند اما نه لزوماً مؤثرترین. برای اینکه از ایران امتیاز گرفته شود و به آنها القا شود که محدودیتهای برنامه هسته ایشان را قبول کنند باید نشان داد که تمایل و توانایی در لغو تحریم ها وجود دارد.

شورای ملی ایرانیان آمریکا: مراقب تله جنگ با ایران باشید

رئیس شورای ملی ایرانیان آمریکا (NIAC)، تریتا پارسی، در بیانیه‌ای در واکنش به اتهام آمریکا به ایران، بر تعهد عمیق ایرانیان آمریکا به امنیت ایالات متحده تاکید کرده و نوشته است: هرچند درباره طرح ترور سفیر عربستان در آمریکا اطلاعات بیشتری لازم است، اما اگر اتهاماتی که مطرح شده درست باشد، شورای ملی ایرانیان آمریکا چنین حرکت تاسف‌برانگیزی را به‌شدت محکوم می‌کند.

در این بیانیه آمده است: اکثر فراگیری از ایرانی‌آمریکایی‌ها در پی تفاوت‌هایی که با حکومت ایران دارند و مشخصا در پی نقض حقوق بشر و سرکوب‌ها، ایالت متحده را خانه خود برگزیده‌اند.

به نوشته رئیس NIAC، ایرانیان آمریکا از عملیات تروریستی منزجرند و هیچ کس در ایالات متحده بیش از آنان از حکومت ایران لطمه ندیده است.

این بیانیه در عین حال گفته است: اگر این اقدام ایران به منظور بر آشفته کردن آمریکا بوده باشد، دولت اوباما باید مراقب باشد که در این تله نیفتد. جنگ با ایران به منافع ایالات متحده و مردم ایران آسیب می‌زند و ما باید برای پیش‌گیری از چنان پی‌آمد مصیبت‌باری تلاش کنیم.

نشست شورای ملی ايرانی- آمريکايی:در تحریم های ایران باید تجدید نظر شود»

رادیو فردا 

در نشستی که روز سه شنبه با حضور چند تن از کارشناسان اقتصادی و مالی در واشینگتن برگزار شد، تاثير تحريم های جاری عليه جمهوری اسلامی ايران بر بخش های انرژی و مالی اين حکومت و همين طور اثرات اينتحريم ها بر اقتصاد جهانی، مورد برسی قرار گرفت.

شرکت کنندگان در اين نشست ابراز عقيده کردند که تحريم ها به هدف های مورد نظر دست يافته و بيش از اين کارايی ندارند، از اين رو برای ورود به عرصۀ تعامل با دولت ايران، بهتر است که تحريم ها، مورد تجديدنظر قرار بگيرند و سرانجام لغو شوند.

گزارش نادر صدیقی از نشست بررسی تحریم های ایران در شورای ملی ایرانی – آمریکایی

نشست بامداد روز سه شنبه در يکی از سالن های کنگره آمريکا، در حالی برگزار شد که در واشینگتن، تحريم های تازه ای، اين بار، عليه بانک مرکزی ايران و صادرات نفت ايران در دست بررسی است.

شرکت کنندگان در نشست یاد شده که از سوی سازمانی موسوم به «ناياک» يا به عبارتی، شورای ملی ايرانيان آمريکايی برپا شد، ضمن بررسی جوانب تحريم های تازه، به طور کلی به کارآيی تحريم های جاری پرداختند و درباره اثرگذاری آنها بر ايران و اقتصاد جهانی سخن گفتند.

بيژن خواجه پور، تحليلگر اقتصادی- سياسی و مدير شرکتی به نام گروه «آتيه»، از جمله شرکت کنندگان در اين نشست بود که اظهار عقيده کرد: اساسا همه می دانند که تحريم ها به هدف های واقعی خود دست يافته اند.
او افزود که روشن است اين تحريم ها، اقتصاد ايران را در همه بخش ها به تحليل برده اند و در اين زمينه، بازيگران کوچک بيشتر آسيب ديده اند.

بیژن خواجه پور به اين نکته اشاره کرد که برخی از ايرانيان می گويند ما چند هزار سال است که بازرگانی کرده ايم، و به طور نسبی می دانيم که چگونه از تحريم ها در امان باشيم.

او گفت: بنابر اين، فشار بر ايران برای دستيابی به هدفی مشخص، درست نيست و دشوار است که از این راه رفتار دولت ايران را تغيير داد. بر عکس، اين امر سبب تندتر شدن موضع طرف ايرانی خواهد شد.

همچنين خانم باربارا اسلاوين، از اعضای دایمی شورای آتلانتيک که اداره نشست روز سه شنبه را بر عهده داشت، اظهار نظر کرد که به نظر می رسد برخی از تحریم ها به بعضی از اهداف ها خود نایل شده اند.

او برای تاييد سخنانش افزود: اين یک واقعيت است که ايرانيان برای تامين مواد مورد نياز خود جهت توليد سانتریفوژهای بيشتر، با دشواری هايی دست به گريبانند و درک من از همکاری های بين المللی برای اعمال برخی از تحريم ها بر اين اساس است که از جمله برای توليد سانتریفوژهای جديد، تلاش ايران جهت تامين مواد با هدف ساختن سلاح هسته ای بسيار خطرناک خواهد بود.

خانم اسلاوين اضافه کرد: با ادامه کار سانتریفوژهای موجود که تاريخ مصرف معينی دارند، جايگزين ساختن آنها برای ايران ناممکن و يا بسيار دشوار خواهد بود.

اما در زمينه اعمال تحريم های جديد عليه بانک مرکزی ايران و صادرات نفت اين کشور نيز، کارشناسان شرکت کننده در اين نشست بر اين عقيده بودند که جوانب و پيامدهای چنين تحريم هايی، به دقت مورد مطالعه و بررسی قرار نگرفته است.

از جمله لوسين پل بی يارِسی، مدير بنياد پژوهش های مربوط به سياست انرژی، به محدوديت های تحريم صادرات نفتی اشاره کرد.

او گفت: در اين زمينه می شود به سال های پيشين در دنيا نظر کرد. ولی در عملکرد سياست انرژی، ايرانی ها بدترين دشمنان خود بوده اند.

اين کارشناس امور انرژی تاکيد کرد که سهم آمريکا و به طور کلی کشورهای ديگر در آشفته کردن صنايع انرژی ايران تنها ده درصد بوده است. سهم ۹۰ درصدی بقيه، از آن خود مسئولان دولت ايران است.

او گفت که اين امر را در نحوه تصميم گيری های ايرانيان، بروکراسی غیر ضروری و آسيب زننده و بی کفايتی مديران و مسئولان بالا در صنعت نفت ايران بايد جستجو کرد.

نتيجه اين نشست که نزديک به دو ساعت طول کشيد، تاکيد بر ناکارآمد بودن تحريم ها و رويکرد و همکاری با دولت ايران بود. از آن نوع همکاری و تعاملی که پس از جنگ دوم جهانی، ايالات متحده آمریکا در قبال ژاپن پيشه کرد.

البته با توجه به عملکرد جمهوری اسلامی ايران و سخنانی که رهبران آن ايراد می کنند، در حال حاضر در واشینگتن، طرفداران چنين انديشه ای، يعنی تعامل با حکومت اسلامی در تهران ، بسيار اندک اند.

حقوق بشر در ایران مرکز توجه مقامات آمریکایی و سوئدی در کنفرانس نایاک

U.S. Deputy Assistant Secretary of State Suzanne Nossel

سوزان نوسل، معاون وزیر امور خارجه آمریکا

واشنگتن «این تلاش در جهت خودنمایی و زور آزمایی نیست بلکه یک قدم عملی است که امیدواریم در طول زمان منجر به تغییراتی بشود»، این بخشی از صبحت های سوزان نوسل، معاون وزیر امور خارجه آمریکا در رابطه با تلاش هایی ست که برای اختصاص یک دیده بان مخصوص مسئله حقوق بشر در ایران ، در شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد ایران صورت گرفته است. 


خانم نوسل به همراه یوناس هافستروم، سفیر سوئد در آمریکا روز چهارشنبه در کنفرانس نایک با عنوان «پاسخ به ندای حقوق بشر ایرانیان» در کنگره آمریکا سخن می گفت.

آقای هافستروم به شرح جزئیات تلاش برای تعیین نماینده ویژه حقوق بشر برای ایران پرداخت که قرار است روز ۲۴ یا ۲۵ مارس به رای گذاشته شود و از طرف مدافعان حقوق بشر ایرانی، سازمان های بین المللی مدافع حقوق بشر، و نیاک، به شدت حمایت می شود. سوئد و ایالات متحده، با همراهی حامیانی از نقاط مختلف دنیا، رهبری این حرکت را در شورای حقوق بشر به دست گرفته اند. آقای هافستروم می گوید «وظیفه هر دولتی است که تمامی حقوق انسانی تک تک شهروندان را محترم بشمارد»، «این وظیفه نمی تواند به دیگران محول شود.»

به گفته خانم نوسل نماینده ویژه حقوق بشر برای ایران «تایید جامعه جهانی را دارد و اطلاعات و پیام هایی را منتقل خواهد کرد که تهران به سختی می تواند با آنها روبرو شود.» او شرح داد که چطور پیش از این دیده بانی مخصوص ایران وجود داشته اما در سال ۲۰۰۲ در زمان دولت جورج بوش که آمریکا از بدنه حقوق بشر سازمان ملل جدا شد، حذف شده است. به گفته خانم نوسل، تلاش های آمریکا برای عضویت و شرکت دوباره در شورای حقوق بشر توانست مانع از دستیابی ایران به کرسی این شورا شود و به تلاش ها برای تعیین نماینده ویژه ایران، شتاب داده است. خانم نوسل افزود «مسئله حقوق بشر اکنون در صدر سیاست خارجی و نگرانی های جهانی آمریکاست و کسانی که اهمیت حقوق بشر در خاورمیانه را زیر سوال می بردند حالا جواب شان را گرفته اند.»

هافستروم و نوسل هر دو بر نواقص شورای حقوق بشر اذعان کردند اما در عین حال هر دو کشور در تلاشند که با عضویت در این شورا، بدنه آن را اصلاح کنند. خانم نوسل تاکید کرد که تعیین نماینده ویژه ایران تا کنون مهم ترین وظیفه دولت آمریکا در شورای حقوق بشر بوده است.

کیت الیسون، نماینده دموکرات ایالت مینه سوتا، از دیگر شرکت کنندگان این نشست بود که به تشریح فعالیت هایش در جهت تمرکز بر نقض حقوق بشر در کنگره پرداخت. او گفت «اگر ما درباره حقوق بشر در ایران نظر ندهیم، سکوت ما به دولت ایران اجازه می دهد به کتک زدن، بازداشت، کشتن، و اعدام افراد شجاعی که برای دموکراسی مبارزه می کنند، ادامه دهد.»

او به تشریح لایحه «حمایت از مردم ایران» که در دوره گذشته کنگره به تصویب رسانده بود پرداخت که اولین لایحه ای بود که تحریم های هدفداری را علیه ناقضان حقوق بشر در دولت ایران اعمال کرد. در حالی که آن اقدام به عنوان قانون تصویب شد، آقای الیسون تاکید کرد بخش های دیگری از لایحه او که به صورت قانون تصویب نشدند، می توانستند محدودیت های سازمان های مدافع حقوق بشر و خدمات انسان دوستانه آمریکایی برای فعالیت مستقیم با مردم ایران را کم کنند. به گفته او، ایجاد روابط انسان دوستانه «چهره بسیار مثبتی از آنچه مردم آمریکا واقعا هستند، نشان می دهد.» آقای الیسون افزود «پس ما باید گره هایی را که مانع از انجام این کار می شوند باز کنیم.»

نازیلا فتحی، خبرنگار سابق نیویورک تایمز در ایران گفت که دسترسی ایرانیان به اینترنت و ماهواره محدود شده است. به گفته او «اگر آمریکا می خواهد کمک کند، اولین احتیاج ایرانیان دسترسی به اینترنت است.» وی افزود «تحریم ها را لغو کنید ایرانیان حتی نمی توانند اعتبار اسکایپ بخرند و با اسکایپ زنگ بزنند، بلکه باید به خطوط تلفن که توسط دولت ایران شنود می شود، بسنده کنند. در آسمان ایران اینترنت ماهواره ای وجود دارد اما به دلیل تحریم ها، آنها به آن دسترسی ندارند.»

خانم فتحی درباره تجربیاتش به عنوان یک خبرنگار در ایران گفت «به عنوان یک خبرنگار سابق در تهران، می توانم شهادت بدهم که اعمال فشار (بر مسئله حقوق بشر) نتیجه می دهد.» وی افزود که خبرنگار مرتب تحت فشار بودند که موارد نقض حقوق بشر را گزارش نکنند، و در عین حال او از افرادی که محاکمه شده بودند شنید که توجه بین المللی به پرونده آنها باعث شده سرکوب دولت علیه شان کمتر شود. او گفت «مردم در داخل همیشه می گفتند که می خواهند پیام شان به دنیای خارج برسد.»

علیرضا نادر از شرکت رند، در نشستی متشکل از کارشناسان حقوق بشر در ایران تشریح کرد که ایران «شخصیت نسبت با نفوذی همچون محمد لاریجانی را به عنوان مسوول حقوق بشر در ایران انتخاب کرده است،» که این نشانه آسیب پذیری آنها در این مسئله است.

نادر هاشمی از دانشگاه دنور و سارا لی ویتسون از سازمان دیده بان حقوق بشر، دیگر شرکت کنندگان نشست بودند. آقای هاشمی گفت که جامعه بین المللی باید «یک نورافکن جهانی» را بر موارد نقض حقوق بشر در ایران بتاباند. وی افزود مدافعان حقوق بشر ایرانی در فضای عمومی پرسیده اند که چطور سازمان ملل توانسته ایران را برای مسائل هسته ای مورد تحریم قرار دهد اما در مورد موارد نقض حقوق بشر در ایران هنوز اقدامی نکرده است.

هاشمی گفت «تا کنون تمرکز بر ایران روی مسئله حقوق بشر نبوده بلکه بر سلاح های هسته ای بوده است. و حکومت ایران به شدت مایل است درباره سلاح های هسته ای صبحت کند، درباره اسراییل صحبت کند، درباره نظر احمدی نژاد درباره اسراییل صحبت کند.» به گفته او «آنچه نمی خواهد درباره اش صحبت کند وضعیت حقوق بشر در این کشور است.» هاشمی گفت با تغییر این مبحث، جامعه جهانی می تواند در مسئله حقوق بشر پیشرفت ایجاد کند.

ویتسون تایید کرد که دولت آمریکا باید با کشورهایی مانند برزیل همکاری کند تا مطمئن شود که تحریم های حقوق بشری چند جانبه هستند. او در عین هشدار داد که آمریکا نباید از پرونده حقوق بشر ایران در سایر موارد برای منزوی کردن این کشور به صورت «ابزاری» استفاده کند، چرا که به گفته او می تواند خطرناک باشد و در نهایت منجر به شکست شود.

هاشمی اشاره کرد که صبحت های دولت ایران درباره خیزش های آفریقای شمالی و خاورمیانه، خصوصا بخشی که از دولت های دیگر خواسته که تظاهرکنندگان را سرکوب نکنند، سیاست های دوگانه ایران را در رابطه با حقوق انسانی شهروندان خودش نشان داده است.

لی از آمریکا خواست که درباره اتهامات مبنی بر استاندارهای دوگانه خودش را مصون نگاه دارد، و اخطار داد که دولت ایران در صورت اثبات تناقض در رفتار ایالات متحده، می تواند مسئله حقوق بشر را منحرف کند. وی افزود «برای آمریکا بسیار مهم است که مواضع اش یکدست باشد و برخوردش با همه بازیگران منطقه خاورمیانه با توجه به موارد نقض حقوق بشر، یکسان باشد.»

 

استقبال نایاک از اقدامات حقوق بشري جديد


واشنگتن- شورای ملی ایرانیان آمریکا (نایاک) اقدام دولت باراک اوباما را مبنی بر تحریم مالی و منع صدور روادید آمریکا برای محمدرضا نقدی، فرمانده نیروی مقاومت بسیج و عباس جعفری دولت آبادی، دادستان تهران به علت دست داشتن در نقض حقوق انسانی مردم ایران، تحسین می کند.
جمال عبدی، مدیر سیاست گذاری نایک می گوید «جامعه بین المللی باید به نقض حقوق انسانی شهروندان ایرانی توسط دولت ایران توجه بیشتری نشان دهد»، به گفته او «به ازای تحریم های گسترده که تمامی شهروندان ایرانی را که برای کسب حقوق انسانی و مردم سالاری علیه سرکوب دولتی مبارزه می کنند، تنبیه می کند، باید تحریم ها هدفمند باشند و بر مقامات ایرانی که این حقوق را نقض می کنند تمرکز کنند».نایک همواره از اقدامات هدفمندی که از مردم ایران در مقابل نقض حقوق بشر دفاع میکند، حمایت کرده و در عین حال تحریم های گسترده ای را که باعث تنبیه شهروندان عادی ایرانی می شود، رد کرده است.نایک دولت ایران را به خاطر نقض مداوم حقوق بشر، از جمله واکنش به اعتراضات مردمی هفته گذشته (۲۵ بهمن ۸۹) که منجر به کشته شدن دست کم دو نفر و بازداشت بسیاری دیگر شد، به شدت محکوم می کند. نایک همچنان از دولت ایران می خواهد که به تعهدات بین المللی اش مبنی بر حمایت از حقوق بشر، عمل کند.

نایک همچنان کشورهای عضو شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد و از جمله ایالات متحده را تشویق می کند که در جلسه آینده این شورا در ماه مارس، یک گزارشگر مستقل سازمان ملل در زمینه حقوق بشر را برای نظارت بر ایران اختصاص دهند. اختصاص یک گزارشگر که موارد نقض حقوق بشر در ایران را بررسی کند و درباره آن گزارش دهد، می تواند شفافیت زیادی ایجاد کند و برای مدافعان حقوق بشر در ایران نیز امنیت زیادی ایجاد کند.

هفته گذشته، ۲۴ نماینده سنای آمریکا طی نامه ای به هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا، که مورد حمایت قوی نایک قرار گرفت، خواستار انتصاب یک گزارشگر حقوق بشر شدند.

جمال عبدی می گوید «اقدام امروز دولت اوباما، مولفه جدیدی است از آنچه باید اقدامی بین المللی برای هدف قرار دادن ناقضان حقوق بشر در ایران و اختصاص یک گزارشگر مخصوص حقوق بشر باشد»، وی می افزاید «در عین حال، جامعه بین المللی باید تلاش کند تا به واسطه تحریم های چندجانبه و دوجانبه، شهروندان عادی ایرانی که ما قصد حمایت از آنها را داریم تنبیه نشوند.»

شورای ملی ایرانیان آمریکا سال گذشته در حمایت از اولین لایحه ایجاد تحریم های هدفمند علیه ناقضان حقوق بشر در ایران، و لغو محدودیت های آمریکا بر ارتباطات اینترنتی و جامعه مدنی که به شهروندان عادی ایرانی صدمه می زند، نقش کلیدی ایفا کرده بود

 

نتایج نظر سنجی نایاک: رای اکثریت قریب به اتفاق اعضا علیه جنگ و حمایت از حقوق بشر

شورای ملی ایرانیان آمریکایی با برگزاری نظر سنجی سالانه از اعضای خود اولویت های نایاک را برای سال آینده مشخص نمود.

شورای ملی ایرانیان آمریکایی اخیراً با برگزاری یک نظر سنجی سالانه از اعضای خود اولویت های خود را برای سال آینده مشخص نمود. «حجم نمونه» نظرسنجی ۲۰۱۰ اعضای نیاک از اکثر نظر سنجی های علمی برای جمعیت های یک ملیونی بزرگتر بود. تقریبا ۵۰۰ عضو نایاک از طریق پست یا اینترنت بین اول تا بیست و هفتم اکتبر به این نظر سنجی پاسخ دادند. اگرچه نظر سنجی های اعضای نیاک علمی نیست، نظر سنجی های پیشین این سازمان مستمراً با نظرات اکثریت ایرانی های آمریکایی – چنانکه در نظر سنجی های جامعه ایرانی آمریکایی توسط دانشگاه ها و متخصصان نظر سنجی منعکس شده است – مطابقت داشته است.

اعضای نایاک در مجموع از مواضعی که نیاک اتخاذ کرده است و آنچه در حال حاضر انجام می دهد حمایت به عمل آورده اند، تا آنجا که مستمرترین تقاضا برای تغییر از جانب اقلیت بزرگی از اعضا ابراز شده که خواستار آن بودند که نایاک کارهای بیشتری در برخی زمینه ها انجام دهد. یکی از مزایای کلیدی عضویت نایاک قدرت در جهت دادن به سازمان می باشد، و نایاک در صدد خواهد بود تا فعالیت های خود را در زمینه هایی که در نظر سنجی اعضا مشخص شده تا حد مقدور گسترش دهد.

رتبه بندی اولویت ها: اکثریت قریب به اتفاق پاسخ دهندگان به نظر سنجی مسائلی را که نایاک بر روی آنها فعالیت نموده را مهم تلقی کردند – تقریباً هر یک از موضوعاتی که مورد نظر سنجی قرار گرفت توسط حداقل ۹۰% از پاسخ دهندگان مهم تلقی شد. در مجموع اعضای نایاک همچنان بر مواضع زیر پافشاری نمودند: نگرانی های عمیق از وضعیت حقوق بشر؛ مخالفت با جنگ و حمایت از حل و فصل صلح آمیز تنش های ایران و آمریکا؛ افتخار به میراث ایرانی خود و مقاومت در برابر تبعیضات ضد ایرانی؛ و مخالفت با تحریم هایی که به مردم آسیب می رساند.

با در نظر گرفتن حساسیت های عمیق نسبت به بسیاری از مسائل، نایاک همچنین از اعضای خود خواست تا اولویت های خود را رتبه بندی کنند. به صورت میانگین، اعضای نیاک مخالفت با جنگ و یافتن راه حل صلح آمیز برای منازعه آمریکا-ایران را اولویت اصلی خود قرار دادند. حمایت از حقوق بشر در ایران و مخالفت با تحریم های گسترده با تفاوتی ناچیز به ترتیب در رتبه های دوم و سوم قرار گرفتند. موارد بعدی حمایت از کتیبه های پرسپلیس و تصحیح ویزای تک-ورودی برای دانشجویان ایرانی بود. با این وجود، لازم به تذکر است که حداقل نه عضو از هر ده عضو عملکرد نایاک را در هر یک از این زمینه ها پراهمیت دانستند.

جلوگیری از جنگ آمریکا-ایران: اعضای نایاک جلوگیری از جنگ آمریکا-ایران و یافتن راه حلی صلح آمیز برای برطرف نمودن تنش های بین آمریکا و ایران را در صدر اولویت های خود قرار دادند. ۹۱% از اعضا خاطر نشان ساختند که جلوگیری از جنگ ایران- آمریکا و یافتن راه حل صلح آمیز برای تنش های ایران-آمریکا باید از اولویت های «خیلی مهم» نیاک باشد و ۷% آن را «تقریباً مهم» محسوب نمودند. تنها ۲/۰% از پاسخ دهندگان از این موضع دفاع ننمودند. ۷۴% از پاسخ دهندگان اظهار داشتند که «تمرکز نیاک بر روی این موضوع به اندازۀ کافی است» و ۱۱% دیگر گفتند که نیاک به اندازه کافی بر روی این موضوع تمرکز نمی کند و ۸% اظهار داشتند که نیاک بیش از حد بر این موضوع تمرکز می کند. در نتیجه، نیاک کماکان جلوگیری از جنگ ایران-آمریکا و یافتن راه حل صلح آمیز برای تنش های ایران-آمریکا را در صدر اولویت های خود قرار خواهد داد.

حمایت از حقوق بشر: ۸۱% از اعضای نایاک حمایت از حقوق بشر در ایران را هدف «بسیار مهم» سازمان دانستند، در حالی که ۱۵% آن را «تقریباً مهم» خواندند. اقلیت کوچکی از اعضا (۷/۱%) به حمایت نایاک از این موضوع رای منفی دادند.

۲۷% از پاسخ دهندگان اظهار داشتند که نیاک باید بیشتر بر روی مسائل حقوق بشر تمرکز کند، در حالی که ۵۷% گفتند که نیاک به اندازه کافی بر این موضوع تمرکز می کند، و ۵% بر آن بودند که نایاک بیش از حد بر این موضوع تمرکز می کند. بنابراین نایاک تلاش های خود را در زمینه حمایت از حقوق بشر در ایران ادامه و گسترش خواهد داد و این موضوع را – تا آنجا که مکمل جلوگیری از جنگ ایران-آمریکا باشد – پیگیری خواهد کرد.

تحریم ها: ۷۹% از پاسخ دهندگان مخالفت با تحریم های گسترده ای که ایرانیان بی گناه را مجازات می کند را مسئله ای بسیار مهم محسوب نمودند و ۱۶% آن را تقریباً مهم دانستند. تنها ۶% از پاسخ دهندگان با این موضع مخالفت نمودند.

۶۸% از پاسخ دهندگان راهکارهایی برای مجازات هدفمند آن دسته از مسئولان دولت ایران را که مرتکب نقض حقوق بشر شده اند را «بسیار مهم» محسوب نمودند و ۲۰% آن را «تقریباً مهم» دانستند. تنها ۵/۲% از اعضا اظهار داشتند که از این موضع دفاع نمی کنند. این نتایج موضع فعلی نایاک را در مورد مخالفت با تحریم های گسترده و حمایت از کاهش فشار بر روی مردم ایران و همچنین حمایت این سازمان را از راهکارهایی که مشخصاً ناقضین حقوق بشر را در ایران هدف قرار می دهند تایید می کند.

مخالفت با تبعیض: در طی یک سالی که از آخرین نظر سنجی ما می گذرد، نایاک با دو مورد بزرگ تبعیض ضد ایران در آمریکا مواجه بوده که در هر دو مورد به پیروزی چشمگیری دست یافته است: مخالفت موفقیت آمیز با قانون استپ (STEP ACT) و وادار نمودن دو مجری ورزشی شبکه فاکس به پوزش بر روی آنتن بخاطر سخنان تعصب آمیز علیه یک بسکتبالیست ایرانی. ۸۲% از اعضای نایاک تبعیض علیه ایرانیان آمریکایی را «بسیار مهم» محسوب نمودند. ۱۵% دیگر آن را «تقریباً مهم» دانستند. با توجه به این نتیجه قاطع، نیاک اولویت بالایی برای مبارزه با قوانین تبعیض آمیز و به تصویر کشیدن منفی ایرانیان آمریکایی در رسانه ها قائل خواهد شد.

میراث: نیاک به نیابت از ایرانیان آمریکایی به تقدیر، تحسین، و صیانت از میراث چهار هزار ساله ایران مباهات می کند. به رسمیت شناختن نوروز برای اولین بار توسط کنگره – که مورد تصویب مجلس نمایندگان و سنا قرار گرفت- از جمله دست آوردهای ما می باشد. ۵۹% از پاسخ دهندگان مصوبه نوروز و سایر مصوبات مرتبط با به رسمیت شناختن میراث ایران را «بسیار مهم» محسوب نمودند و ۳۲% دیگر آن را «تقریباً مهم» تلقی کردند.

نایاک همچنین اولویت بالایی برای صیانت از کتیبه های پرسپلیس قائل است – آثار گرانقدری که در موزه ها و دانشگاه های آمریکا در معرض نمایش قرار گرفته اند و روایتی دست اول از زندگی در امپراطوری ایران باستان ارائه می دهند. ۶۸% از پاسخ دهندگان صیانت از کتیبه های پرسپلیس و دیگر آثار ایرانی را که در معرض خطر قرار دارند «بسیار مهم» محسوب نمودند و ۲۶% دیگر آن را «تقریباً مهم» دانستند. نایاک در آینده به تلاش خود در راستای صیانت از کتیبه های پرسپلیس و آثار دیگری که در معرض خطر قرار دارند ادامه خواهد داد تا میراث ما دیگر در هیچ زمانی مورد هجوم قرار نگیرد.

مهاجرت: در سال گذشته تمرکز اصلی دستور کار مهاجرت نیاک تصحیح مقررات ویزای تک-وروی برای دانشجویان ایرانی بوده است. ۶۰% از پاسخ دهندگان این موضوع را «بسیار مهم» محسوب می کنند، و ۳۵% آن را تقریباً مهم می دانند. نایاک همچنین از تلاش هایی که به منظور تصویب قانون رویا (Dream Act) صورت گرفته است حمایت به عمل آورده که ۴۲% از پاسخ دهندگان آن را «بسیار مهم» و ۳۳% آن را «تقریباً مهم» محسوب نمودند. با توجه به این نتایج مسئله ویزای تک-ورودی اولویت اول مهاجرتی نایاک می باشد.

از تمامی افرادی که در نظر سنجی امسال شرکت نموند تشکر می کنیم. نیاک همچنان جویای نظرات اعضای خود و جامعه ایرانی خواهد بود تا به صورت موثر از آنها دفاع نماید.

آیا هنوز به عضویت نیاک در نیامده اید؟ از قافله جا نمانید – از امروز به بزرگترین سازمان مردمی ایرانی-آمریکایی بپیوندید!

استقبال نایاک از شروع تدوین تحریم‌های هدفمند

واشنگتن، دی سی – شورای ملی ایرانیان آمریکا از تصمیم دولت اوباما برای تدوین تحریم های هدفمند بر علیه رهبران ایران در ازای تحریم هایی که بر مردم ایران فشار وارد میکنند، استقبال میکند

دخی فصیحیان، از اعضای هیات دبیران نایک گفت :‌ در حالیکه مردم ایران همچنان با شجاعت برای احقاق حقوق‌شان ایستادگی میکنند، شورای ملی ایرانیان آمریکا از دولت آمریکا خواسته که مردم ایران را به خاطر رفتارهای دولت‌شان تنبیه نکند. ما خوشحالیم که دولت اوباما متعهد است که  روابط‌اش را با تهران طوری تنظیم کند که بر مردم بیگناه فشارهای غیر ضروری را وارد ننماید.

در اظهارات کنگره که در ماه دسامبر در برابر گروه امنیت ملی متعلق به کمیته نظارت مجلس ارائه شد، تریتا پارسی دبیر کل شورای ملی ایرانیان آمریکا گفت: بعد از تحولات عظیمی که در تابستان گذشته اتفاق   افتاد، ادامه بی‌توجهی به فشارهای ایجاد شده توسط تحریم‌های کلی (گسترده) بر تلاشهای دموکراسی خواهانه ملت ایران، برای خود ما هزینه خواهد داشت.

تغییرات قابل توجهی در برنامه واشنگتن برای تحریم‌های ایران در سال جدید ایجاد شده است. کاخ سفید به قانونگذاران پیشرو گفته است که دولت از لایحه تحریم‌های غیر هدفمند که اقتصاد ایران را به صورت کلی تحت تاثیر قرار داده و باعث تنبیه مردم بیگناه ایران می شود، حمایت نمیکند.

مقامات بلند پایه دولت آمریکا به روزنامه نگاران گفته اند که تحریم‌های هدفمندتر را بر تحریم‌های به اصطلاح فلج کننده ترجیح میدهند چرا که نمیخواهند مردم ایران دولت آمریکا را مقصر منزوی شدنشان بدانند. یک مقام بلند پایه افزود: ما باید در این زمینه مهارت به خرج دهیم باشیم، چرا که برای ما مهم است مردم ایران منزوی شدن کشورشان را چگونه تحلیل میکنند – آیا رژیم ایران را مقصر میدانند و یا به اشتباه باور میکنند که ما مقصر هستیم؟

شورای ایرانیان آمریکا از لایحه‌ای که مقامات ایرانی مسوول تجاوز به حقوق بشر را هدف قرار داده و در عین حال از حرکت در مسیر حذف محدودیتها برای دسترسی  ملت ایران به اطلاعات، حقوق اولیه و آزادی ها، حمایت میکند.

شورای ایرانیان آمریکا در درخواست‌اش از قانونگذاران تصریح میکند که از اقدامات حامی ملت ایران حمایت کنند و از کنگره میخواهد که از استراتژی رییس جمهور فعلی در برخورد با ایران حمایت کند.