Bank-Account-Closing

اقداماتی که می توانید به منظور جلوگیری از مسدود شدن حساب بانکی خود اتخاذ کنید

ترجمه:‌ پوپک محبعلی

NIAC Persian Banking Infographic

Click to enlarge image

اخیرا در موارد بسیاری مشاهده شده بانک های آمریکا با توجه به تحریم های اقتصادی آمریکا علیه ایران اقدام به بستن یا محدود کردن حساب های بانکی ایرانیان مقیم آمریکا و نیز ایرانی- آمریکایی هایی کرده که به ایران سفر کرده اند. این می تواند نتیجه ی ارائه ی مشاوره حقوقی ضعیف به بانک ها در

خصوص پیروی از تحریم و یا نتیجه ی بررسی دقیق و موشکافانه ی حساب های بانکی اتباع ایرانی باشد که با رعایت احتیاط افراطی از سوی بانک ها همراه شده است.

شورای ملی ایرانیان آمریکا (نایاک)  به کار با بانک ها و دولت آمریکا برای حل کامل این مساله ادامه خواهد داد. در این راستا، ما مایلیم برخی اقدامات پیشگیرانه را به ایرانی ها و ایرانی- آمریکایی ها معرفی کنیم تا اطمینان حاصل شود با این مشکل مواجه نمی شوند.

  • برای اتباع ایرانی که شهروند آمریکا نیستند، باید اطمینان حاصل شود که بانک دارای اطلاعات دقیق و بجا در رابطه با محل سکونت فعلی شما، از جمله هرگونه مدرک شناسایی دال بر سکونت شما در آمریکاست.  

بر اساس قانون ایالات متحده، بانک های آمریکایی از ارائه خدمات به “شهروندان عادی در ایران” منع شده اند، مگر اینکه آن “شهروندان عادی” در ایران سکونت نداشته باشند. به عبارت دیگر، اگر شما یک دانشجوی ایرانی دارای اقامت ایران بوده اما در حال حاضر در آمریکا سکونت دارید، بانک های آمریکا می توانند تا زمانی که شما خارج از ایران هستید به شما خدمات بانکی ارائه دهند.

با وجود این، هنگامی که بانک های آمریکایی تردید دارند که آیا یک مشتری ایرانی همچنان در آمریکا سکونت دارد یا به ایران بازگشته است، در اکثر موارد تصمیم به مسدود یا محدود کردن حساب بانکی مشتری می گیرند. برای همین است که به طور مثال، دانشجویان ایرانی که آدرس ثابتی در آمریکا نداشته یا دارای مدرک شناسایی نشان دهنده سکونت در آمریکا در پرونده بانکی خود نیستند، بیش از دیگران تحت تاثیر اقدامات محتاطانه بانک ها قرار می گیرند.

بهترین کاری که اتباع ایرانی که شهروند ایالات متحده نیستند می توانند بکنند این است که اطمینان یابند همه گونه اطلاعات دقیق و جامع در خصوص محل سکونت فعلی خود را در اختیار بانک قرار داده اند تا احتمال انتخاب حساب آنها در زمان بازبینی حساب ها به منظور مسدود شدن به حداقل برسد. فراهم کردن مدرک شناسایی نشان دهنده جزئیات محل اقامت کنونی افراد در کاهش نگرانی بانک ها در مورد محل سکونت مشتریان بسیار تاثیرگذار است.

  • هنگامی که در ایران هستید اقدام به معاملات بانکی یا دسترسی به حساب خود نکنید.

بر اساس قانون ایالات متحده، بانک های آمریکایی از ارائه خدمات به مشتریان، زمانی که از ایران اقدام به دسترسی به حساب بانکی خود و یا انجام معاملات بانکی می کنند، منع شده اند. اگر شما هنگامی که در ایران هستید اقدام به هریک از این موارد ذکر شده نمایید، معامله و انتقال پول از حساب بانکی شما مورد قبول واقع نشده و بانک اقداماتی در راستای محدود کردن حساب بانکی شما انجام می دهد. این محدودیت های اعمال شده تنها زمانی برداشته خواهند شد که شما با ارائه اطلاعات کافی و رضایت بخش به بانک خود نشان دهید که دیگر در ایران نبوده و نیز یک شهروند عادی ایرانی نیستید.

شما نباید هنگامی که در ایران هستید به حساب خود دسترسی یافته و یا اقدام به اتنقال پول و انجام معاملات بانکی نمایید. با وجود این، بسیار مهم است بدانید که بانک های آمریکایی تنها به این دلیل که به ایران سفر می کنید، نباید حساب بانکی شما را محدود کنند. تا جایی که شما به طور عادی در ایران سکونت نداشته و هنگامی که در ایران هستید به حساب بانکی خود دسترسی نیابید، باید بتوانید بدون ایجاد هیچ گونه مشکلی در حساب بانکی خود به ایران سفر کنید.

  • اگر حساب بانکی شما محدود یا مسدود شد، گزینه های دیگری دارید.

محدود یا مسدود شدن حساب بانکی، دردسر بزرگی محسوب می شود، و برای آن دسته از افراد (از جمله دانشجویان ایرانی که در آمریکا تحصیل می کنند) بسیار فراتر از دردسر است. با وجود این، لازم است بدانید در صورت بسته یا محدود شدن حساب بانکی، چه گزینه هایی پیش رو دارید.

به طور معمول، بانک از شما مدرکی دال بر سکونت در آمریکا می خواهد. اگر بتوانید چنین مدرکی به بانک خود ارائه دهید، بانک احتمالا محدودیت حساب شما را برداشته و آن را مجددا باز می کند.

اگرچه در صورتی که این کار را نکرد، باید به یاد داشته باشید که حساب شما به طور کامل “مسدود” نشده است. شما می توانید همه وجوه بانکی خود را به طور نقد از بانک گرفته و به بانک دیگری منتقل کنید.

U.S. Capitol

پیروزی بزرگ برای دیپلماسی و صلح

1 US-capitol

طرفداران دیپلماسی و صلح با ایران به یک پیروزی بزرگ دست یافتند. قوی‌ترین لابی حامی اسرائیل (ایپک) و رابرت منندز، رئیس کمیته روابط خارجه مجلس سنا، اعلام کردند که فعلا تحریم‌های جدید علیه ایران را پیگیری نمی‌کنند. رابرت منندز، سناتور پرنفوذ دموکرات است که لایحه تحریم‌های جدید علیه ایران را پیشنهاد داده بود.

اکثریت مردم آمریکا از جمله ایرانیان آمریکا، خواستار حل صلح‌آمیز مسئله هسته‌ای با ایران هستند. مردم آمریکا از طریق نهادهای مدنی، به رهبران آمریکا پیام دادند که نمی‌خواهند یک جنگ جدید در خاورمیانه شروع شود. شورای ملی ایرانیان آمریکا به عنوان یکی از نهادهایی که همواره برای دیپلماسی و صلح تلاش کرده، از این تحول جدید در روابط ایران و آمریکا استقبال می‌کند.

ما قدردان تلاش‌های اعضا و حامیان خود و همه طرفداران دیپلماسی در سراسر آمریکا هستیم. هزاران شهروندی که به نمایندگان خود نامه نوشتند، تلفن کردند، شخصا به دفتر آنها رفتند، و با صدای بلند اعلام کردند که صلح می‌‌خواهند و نه جنگ. همچنین از ده‌ها سازمان و نهاد مدنی که در حمایت از صلح و دیپلماسی تلاش کردند، متشکریم. خوشحالیم که باراک اوباما و ۲۵ نماینده مجلس سنا، پیام مردم آمریکا و ایران را شنیدند و با صدای بلند با تحریم‌های جدید مخالفت و از دیپلماسی حمایت کردند.

اما هنوز تا صلح پایدار راه زیادی مانده است. آنچه در چند ماه‌ آینده اتفاق خواهد افتاد، بسیار کلیدی است و آینده روابط آمریکا با ایران و خاورمیانه را تعیین خواهد کرد. امروز حامیان صلح باید بیش از پیش دست به دست هم دهند و از نهال شکننده دیپلماسی حفاظت کنند تا ایران و آمریکا به توافق نهایی برسند، مسئله هسته‌ای حل شود و تحریم‌هایی که به مردم ایران فشار می‌آورند لغو شوند.

iranian

تقدیر شورای ملّی ایرانیان آمریکایی (نایاک) از معرفی دو لایحه برای یاری به مردم ایران

واشنگتن دی سی – شورای ملی ایرانیان آمریکایی از تقدیم لایحه اچ.آر.۴۳۰۳ امروز، لایحه حمایت از مردم ایران، در مجلس نمایندگان حمایت کرده و از نمایندگان حامی این لایحه، کیت الیسون (نماینده دموکرات مینه سوتا) و ویلیام دلاهانت (نماینده دموکرات ماساچوست) تقدیر می‌کند. در حالیکه سیاستگذاران در صدد یافتن بهترین راه برای حل مناقشه هسته‌ای و تغییر نحوه رفتار دولت ایران هستند، باید توجه داشت که مردم ایران در این مناقشات به فراموشی سپرده نشوند.

همچنین امروز لایحه اچ.آر.۴۳۰۱، لایحه توانمند سازی دیجیتالی ایران، توسط جیم موران (نماینده دموکرات ویرجینیا)، بیل دلاهانت (نماینده دموکرات ماساچوست)، و باب اینگلیس (ج-کارولینای جنوبی) نمایندگان کنگره تقدیم مجلس شد. این لایحه مهم برای اطمینان از عدم محدودیت مردم ایران در دسترسی به ابزارهای لازم برای عبور از کنترل‌های اطلاعاتی و امنیتی دولت ایران و عدم محدودیت در ایجاد ارتباط با یکدیگر و با دنیای خارج است که مردم ایران بتوانند صدایشان را به گوش جهانیان برسانند.

به نماینده‌تان بگویید از این لایحه حمایت کند. بدین منظور اینجا را کلیک کنید.

«لایحه حمایت از مردم ایران»

در حال حاضر با تحریم های موجود، بیشتر مبادلات بین مردم آمریکا و ایران بدون دریافت مجوز ویژه، ممنوع است. این بدین معنی است که سیاستگذاری آمریکا در واقع ایرانیان و آمریکاییان را از همکاری با یکدیگر در پروژه‌هایی همچون ساخت بیمارستان و مدرسه و یا ترویج حقوق بشر در ایران منع می‌کند. لایحه حمایت از مردم ایران به سازمان‌های غیردولتی این اجازه را می‌دهد که به طور مستقیم با مردم ایران همکاری کنند و نیز حذف محدودیت‌هایی است که تنها نتیجه‌اشان دور کردن مردم ایران از جامعۀ جهانی است.

هدف لایحه حمایت از مردم ایران همچنین محدود کردن شرکت‌هایی ست که نرم‌افزارها و تکنولوژی مورد استفاده برای سانسور اینترنت و عملیات اطلاعاتی بر علیه مردم ایران را در اختیار دولت ایران قرار می‌دهند. این شرکت‌ها هم اکنون با وجود یاری ‌رساندن به این سرکوب در ایران ، با دولت آمریکا قراردادهایی دارند – این لایحه سرمایه‌گذاری دولت را در این شرکت‌ها ممنوع می‌کند. این لایحه همچنین متجاوزان حقوق بشر در دولت ایران را مورد هدف قرار داده و محدودیت‌هایی برای سفر آنها ایجاد و سایر دولت‌ها را نیز به این امر تشویق می کند.

تریتا پارسی، دبیر شورای ملی ایرانیان «نایک»، در مورد اهمیت این لایحه می‌گوید: “حمایت از مردم ایران بدین معنی نیست که حمایت از ایرانیان را با صدای بلند اعلام کنیم اما در عین حال تحریم‌هایی را که همین ملت را تحت فشار قرار می‌دهند پیش ببریم. این امر بدین معنی نیست که مردم‌‌سالاری را از خارج طوری بر آنها تحمیل کنیم که تلاش‌های مردمی را که در داخل ایران برای کسب دموکراسی مبارزه می‌کنند تحت فشار قرار دهیم. حمایت از مردم ایران بدین معنی است که – در قدم اول- دربارۀ چندین دهه سیاست اشتباه آمریکا در برابر ایران که ناخواسته باعث قدرت گرفتن تندروها در ایران شده فکر کنیم.

لایحه توانمندسازی دیجیتالی ایران

تریتا پارسی، دبیر شورای ملّی ایرانیان «نایاک» از این پیشنهاد جدید حمایت کرده و آن را “تصحیح بسیار دیرهنگام یکی از نابود کننده‌‌ترین وجه‌های” تحریم‌های آمریکا بر علیه ایران دانست. در حال حاضر به علت وجود شبهاتی در قوانین فعلی تحریم، شرکت‌ها و شهروندان آمریکایی از فرستادن نرم‌افزار به مردم ایران منع شده‌اند و این ممنوعیت همچنین شامل ابزارهای ارتباطات و ضدسانسور مهمی است که می‌توانند جریان آزاد اطلاعات را فراهم سازد. لایحه توانمندسازی دیجیتالی ایران مشخص کرده که تحریم‌های آمریکا شامل نرم‌افزارهایی را که به مردم ایران کمک می‌کند تا سانسورها و کنترل‌های اطلاعاتی دولت را خنثی کنند و همچنین نرم‌افزارها و خدمات ارتباطی نمی‌شود.

تریتا پارسی افزود: “تحریم‌ها به تنهایی باعث تغییر رویه دولت ایران نخواهند شد، اما قوانین دولت آمریکا به هیچ وجه نباید از امکان دسترسی مردم ایران به اطلاعات و ابزارهای ارتباطی آن‌لاین جلوگیری به عمل بیاورند.” به تازگی شرکت‌های مایکروسافت و گوگل تعدادی از خدمات تبادل پیام سریع (مسنجر) خود را برای کاربران ایرانی قطع کرده‌اند و این اقدام را به تحریم‌های دولت آمریکا پیوند داده‌اند. همچنین شبکۀ اجتماعی فیس بوک قبل از انتخابات در صدد بود که خدمات خود را در ایران متوقف کند که سرانجام تصمیم گرفت این حرکت را انجام ندهد و می‌دانیم که اگر فیس بوک این کار را کرده بود مردم ایران را از یکی از حیاتی‌ترین راه‌های اطلاع‌رسانی وقایع پس از انتخابات به دنیای خارج محروم می‌ساخت. اما همچنان قوانین کنونی دربارۀ قانونی بودن ارایه خدمات آن‌لاین به ایران ایجاد شبه می‌کنند.

Trita_cropped

گواه از پیش‌نوشتۀ دکتر تریتا پارسی دستیار پژوهشگر موسسۀ خاورمیانه

جلسۀ بررسی دربارۀ تحریم‌های ایران: گزینه‌ها، فرصت‌ها، و پیامدها

از شما که به من اجازه ایراد این گواه را در خصوص سیاست‌های ایالات متحده در مواجه با ایران دادید سپاسگزارم.

با توجه به مبارزه در جریان مردم ایران برای کسب حقوق خود و تلاش به منظور یافتن راه‌حلی سیاسی در مورد بن‌بست هسته‌ای، موضوع تحریم‌ها به طور ویژه شایستۀ بحث موشکافانه‌ای است.

به عنوان نماینده بزرگترین سازمان مردمی – یعنی شورای ملّی ایرانیان آمریکایی – که آمریکاییان ایرانی‌تبار را در ایالات متحده نمایندگی می‌کنند – مایلم تا بر این نکته تایید ورزم که هیچ گروهی از آمریکاییان بیش از جامعه‌ی ما نگران فرجام جنبش دموکراسی‌خواهی در ایران نیست و هیچ گروهی از آمریکاییان بیش از جامعه‌ی ما از سیاست‌های دولت ایران رنج نکشیده است.

چیزی که ما در شش ماه گذشته در ایران شاهد آن بوده‌ایم یک دگرگونی ساختاری است. در تاریخ ۳۰ سالۀ حکومت کنونی ایران، هیچگاه مردم چنین بیشمار به خیابان‌ها بیرون نریخته بودند تا که احترام به رای و حقوق خود را خواستار شوند. و هیچگاه حکومت به اندازۀ کنونی دچار اختلاف عقیده نبوده است. شدت و خشونت کشمکش‌های در میان کارگزاران درون نظام سیاسی ایران نباید دست‌کم گرفته شود.

انتخابات بحث‌برانگیز ماه ژوئن با سرکوبی بسیار شدید دنبال شد که به نوع خود نقض فاحش حقوق بشر بود که بوسیله مقامات مسئول ایران به موقع اجرا در آمد. اکنون نقض حقوق بشر در ایران، بنا بر گزارشی که توسط سازمان «عفو بین‌الملل» در هفته گذشته منتشر شد، در بدترین وضعیت خود در طول ۲۰ سال گذشته قرار دارد. این گزارش دولت ایران را متهم می‌کند که “بیشتر نگران چگونگی سرپوش گذاشتن بر بدرفتاری است تا آگاهی از حقیقت”.

با وجود سرکوبی، شکنجه، تجاوز و کشتار در زندان‌ها، هنوز جنبش مخالفان از اعتراض‌های خود دست نکشیده است. در همین هفته گذشته، تظاهرات تازه‌ای در ایران براه افتاد که در آن در واکنش به خشونت مقامات دولتی، خواسته‌های تظاهرکنندگان جسورانه‌تر ابراز شد تا ملایم‌‌تر.

جنبش مخالفان در ناکام کردن دولت احمدی نژاد در عادی‌ نشان دادن شرایط موفق بوده است. استقامت و عزم راسخ جنبش سبز هم تندروهای داخل ایران و هم جامعۀ جهانی را مبهوت خود ساخته است. این تصور که اعتراض‌های به وقوع پیوسته تنها پدیده‌ای گذارا هستند و نمی‌توانند تغییر اساسی را در چشم‌انداز سیاسی ایران موجب شوند، نابخردانه است.

در هنگامه این دگرگونی ساختاری، آمریکا اقدام ابتکاری خود را – یعنی جست‌وجوی دیپلماسی در مواجه با ایران با هدف کاهش تنش‌های میان ایالات متحده و ایران و جلوگیری از گسترش سلاح‌های هسته‌ای – آغاز کرده است.

دولت اوباما این امر را روشن ساخت که آغاز چنین گفت‌وگوهایی به معنی نامحدود بودن زمان برای آن نیست، و اگر پیشرفتی در آن حاصل نشود، دولت تحریم‌های سختی را علیه ایران پیگیری خواهد کرد. من در این سخنان نمی‌خواهم به بررسی این نکته بپردازم که آیا روش‌های سیاسی کافی هستند یا زمان لازم به منظور برطرف کردن موانع برای دست‌یابی به توافق موقت در خصوص موضوع هسته‌ای داده شد، و یا همین هفته‌های گذشته، پیش از ضرب‌الاجل ۳۱ دسامبر برای دیپلماسی، زمان بایستی برای یافتن راه‌حل سیاسی مورد استفاده قرار می‌گرفت یا برای اعمال تحریم‌ها برنامه‌‌ریزی می‌شد. ترجیحا، با در نظر گرفتن حرکت کنونی به سوی اعمال تحریم‌ها، من مایلم تا دربارۀ برخی از عواملی که وقتی گزینه‌های تحریم‌ها مختلف مورد بررسی قرار می‌گیرد نیازمند توجه هستند سخن بگویم.

نخست، اثرگذاری تحریم‌ها بر روی مردم ایران در محاسبات ما به ندرت به حساب آمده است. مردم ایران به روشنی بار سنگین فشار‌های اقتصادی را تحمل کرده‌ و از آن رنج برده‌اند چراکه تحریم‌های موجود بسیار کلی و بدون هدف بوده است. در عین حال، حکومت ایران، به طور نسبی آسیب‌ناپذیر باقی مانده و رنج این تحریم‌ها را به دوش مردم ایران اندخته است.

در حالی که دولت منابع جبران تاثیرات تحریم‌ها را در اختیار دارد، مردم عادی در ایران از چنین گزینه‌ای محرومند و بار مشقت‌های اقتصادی را بر دوش می‌کشند. افزون بر این، تحریم‌ها از ارتباطات و تعامل میان مردم ایران جلوگیری کرده و این خود اثری منفی و مستقیم بر توانایی این مردم برای اعمال فشار به منظور اصلاحات سیاسی داشته است. برای مثال، پیش از انتخابات ایران، شرکت‌های میکروساف و گوگل هردو خدمات تبادل سریع پیام (مسنجر)‌های خود را به استناد تحریم‌های ایالات متحده در ایران تعطیل کردند. ممنوع ساختن قابلیت ایرانیان برای ارتباط با جهان خارج تنها به عواملی در ایران که در پی تحکیم پایه‌های قدرت خود از راه منزوی کردن مردم خود هستند یاری می‌رساند. همانگونه که در همین تابستان گذشته شاهد بودیم، وقتی اخبار و وسعت تظاهرات بی‌سابقۀ مردم با بهره‌گیری از «فیس‌بوک» و «یوتوب» به خارج از ایران رسید، اثبات گردید که توانایی ارتباطات با سراسر جهان برای مبارزه آنان به منظور کسب آزادی سیاسی نقش پایه‌ای دارد. سیاست‌های مبتنی بر تحریم‌های ما، نباید این مبارزۀ خود به خود نفس‌گیر را برای کسب دموکراسی دشوارتر سازد.

در نتیجه جای شگفتی ندارد که رهبران جنبش سبز موضع خود را در برابر این تحریم‌ها به روشنی اعلام کرده‌اند. در اواخر سپتامبر، موسوی اظهار داشت که تحریم‌های تازه “تحميل رنج‌هاى بسيار بر مردمى است كه مصيبت دولتمردان ماليخوليازده برای‌شان كافى است… و ما با اعمال هر گونه تحريمى عليه ملت خود مخالفيم.”

در واقع، پس از تحولات بی‌سابقۀ همین تابستان گذشته، ادامه بی‌توجهی به اثر تحریم‌های کلی افزون نه تنها به مبازره ایرانیان برای کسب دموکراسی خدمت نمی‌کند که ما را نیز به مخاطره می‌اندازد.

اگر ما در ادعای در کنار ایرانیان ایستادن – و نه پشت‌شان را خالی کردن – جدی هستیم، به الگوی تازه در خصوص اعمال تحریم‌ها بر ایران نیازمندیم. گرچه ایرانی دموکراتیک به خودی خود بسیاری از مسایل و مشکلاتی را که ایالات متحده در خصوص سیاست ایران دارد حل نخواهد کرد، اما به احتمال زیاد می‌توان در مورد این مسایل راه‌حل‌های بسیار برجسته‌تری یافت. برای نمونه، اعمال تحریم‌هایی که به طور مستقیم بر مردم عادی صدمه‌ می‌زند جنبش دموکراسی‌خواهی را در ایران تضعیف می‌کند و این امر خود با منافع امنیت ملی بلندمدت ما که مبنی بر احترام به ایران و خاورمیانه به طور کلی است در تناقض است.

دوم، وقایع تابستان گذشته، همچنین یکی از ادعاهایی که باور داشت با اعمال تحریم‌ها می‌تواند تغییرات را در داخل ایران موجب شد از بین برد. یکی از دلایل اصلی طرح تحریم بنزین، که مورد مناقشه بوده است، شاید این باشد که مردم عادی ایران با رشد سرسام‌آور قیمت بنزین، عاصی شده و بر فشارهای خود بر دولت ایران خواهند افزود. هرچند، رفتار گذشتۀ عوام‌گراها در ایران چنین نظری را تایید نمی‌کند. در سال ۲۰۰۷، زمانی که دولت احمدی‌نژاد سهمیه‌بندی بنزین را آغاز کرد، شلوغی‌ها و درگیری‌های دو روز طول کشید و در حدود ۱۰۰۰ نفر در این اعتراضات علیه سیاست‌های اقتصادی دولت در ایران به خیابان‌ها آمدند.

در مقابل پس از انتخابات اخیر نزدیک به ۳ میلیون نفر به خیابان‌های تهران ریختند و خواستار بازشماری آراء خود شدند، و هنوز بعد از شش ماه تظاهرات ادامه دارد و از بین نرفته است.

دلیلی که موجب برانگیختن مردم شد تنگناهای اقتصادی نبود بلکه عصبانیت به علت تقلب انتخاباتی بود. در صورتی که سختی‌های اقتصادی پیش از این باعث تظاهرات پراکنده شده است، ولی این بار امید، میلیون‌ها نفر را به طور ثابت و محکم به خیابان‌ها کشیده است. تجربه نشان می‌دهد وقتی اعمال تحریم‌های کلی و بدون هدف که بر مردم ایران اثر می‌گذارد در پیش گرفته می‌شود، نخستین قربانی آن امید است. درماندگی اقتصادی یاس را می‌زاید که این خود باعث کشته شدن ایمان مردم برای توانایی در ایجاد دگرگونی است. نتیجۀ نهایی این امر از میان رفتن شور و اشتیاق سیاسی است که تنها به منافع کانون سیاسی اطراف آیت‌الله خامنه‌ای خدمت می‌کند.

تحریم‌های کلی و بی‌هدف حتی می‌توانند به روش‌های دیگر نیز دولت ایران را تقویت کند. به خصوص تحریم‌های مربوط به صنایع نفت ایران که بر پایه‌های اقتصادی پرسش برانگیزی مبتنی‌اند. ایران به طور تقریبی ۲۵ تا ۴۰ درصد مصرف بنزین داخلی را با قیمت جهانی وارد می‌کند و بعد آن را به همراه بنزین تولید شده داخلی با قیمت یارانۀ دولتی، یعنی گالونی ۴۰ سنت می‌فروشد. در نتیجه، مصرف داخلی بنزین زیاد است؛ و نیز مقداری از آن هم به کشورهای همسایه قاچاق و فروخته می‌شود.

در ۱۰ سال گذشته ، این سیاست برای ایران هزینه‌ای در حدود ۱۰ تا ۲۰ درصد درآمد سالانه داخلی داشته است که البته این امر به قیمت جهانی بنزین و قیمت تصویب شدۀ دولت برای بنزین بستگی دارد. به علت نیاز دولت به درآمد بیشتر، رژیم ایران می‌خواست که یارانۀ بنزین را حذف کند و قیمت بنزین را تا سطح جهانی بالا ببرد و مصرف بنزین را کم کند ولی این طرح از ترس واکنش شدید داخلی متوقف شده است.

حتی اگر فرض شود که تحریم بنزین موثر به شمار می‌آید، نتیجه چه خواهد بود؟ مصرف این فرآورده به سرعت پایین می‌آید و درآمد دولت بالا می‌رود چراکه دیگر اجباری ندارد تا برای وارد کردن بنزین هزینه‌ای بکند.

اگر تهران اجازه دهد که بنزین عرضه شده به قیمت برابر با خرید آن فروخته شود، قیمت بنزین به حدی افزایش می‌یابد که این خود به معنی حذف یارانه‌ها هم برای بنزین وارداتی و هم برای بنزین داخلی است؛ در نتیجه، دولت درآمد بیشتری برای هزینه کردن در جاهای دیگر- احتمالا برنامۀ هسته‌ای خود- خواهد داشت. این تحریم‌ها کاری می‌کند که تهران سال‌ها درصدد انجام آن بوده است.

سوم، توانایی تحریم‌ها برای ایجاد دگرگونی، در گرو مشارکت بین‌المللی در اعمال این تحریم‌ها علیه رژیم ایران است. ایجاد توافق بین‌المللی بسیار پراهمیت است، به‌ویژه هنگامی که کشور صادر کنندۀ انرژی همچون ایران هدف قرار می‌گیرد. دولت اوباما به‌طور موفقیت‌آمیزی توانسته است که اعضای شورای امنیت را نه از راه هدف قرار دادن متحدان خود به وسیلۀ تحریم‌های اضافی دیگر بلکه با همکاری با آنها متحد سازد. تحریم‌های یک جانبۀ ایالات متحده که باعث مجازات متحدان نیز می‌شود، اتحاد کنونی را به مخاطره می‌اندازد. برندۀ نهایی این سناریو دولت ایران است که برای سودجویی از این تفرقه در جامعۀ بین‌المللی فرصت‌هایی برایش فراهم می‌شود. در هنگام برخورد با چالش‌هایی که توسط دولت ایران در جامعۀ جهانی بوجود می‌آید، ایالات متحده باید به صورت اتحاد دهنده عمل کند نه به صورت تفرقه‌افکنانه و سیاست‌های تحریم‌ها بایستی بر همین اساس سنجیده شود.

این به این معنا نیست که تحریم‌های ایالات متحده به اقتصاد ایران صدمه نمی‌زند. اما در مقابل، تردیدی نیست که تحریم‌های اقتصادی ایالات متحده موجب تنگنای در اقتصاد ایران شده است. به خصوص تحریم‌های اخیر مالی باعث ایجاد موانع قابل توجهی در اقتصاد آنان گردیده است. بانک‌ها با مشکلات زیادی در سرمایه‌گذاری در پروژه‌ها روبرو هستند، اعتبار صادرات فراهم نشده و فرار سرمایه‌ها افزایش یافته است.

با وجود تمام ضربه‌هایی که تحریم‌ها بر اقتصاد ایران وارد کرده است، این سختی به سوی تغییر مطلوبی در سیاست‌های ایران منجر نشده است. تحریم‌ها در آسیب رساندن به اقتصاد مردم ایران موثر واقع شده است، اما در تغییر رفتار دولت ایران شکست خورده است.

واشنگتن باید با دقت سیاست‌های مقابله با ایران را محاسبه کند و در این میان بررسی کارایی تحریم‌ها می‌تواند بخشی از سیاست بزرگتر را در خصوص ایران در بر گیرد. عواملی مانند تاثیر تحریم‌ها بر مردم ایران و مبارزه آنان را برای کسب دموکراسی باید در نظر گرفت. همچنین، اعمال تحریم‌های بدون هدف که می‌تواند موجب تقویت تندروهایی شود که حکومت ایران را در کنترل دارند و نیز توانایی تحریم‌ها در ایجاد شکاف در جامعۀ بین‌المللی. همۀ این عوامل نیازمند بررسی و توجه هستند.

به‌ طور ویژه، هزینۀ جانبی تحریم‌ها باید به دقت سنجیده شود. تحریم‌های بی‌هدف و دیپلماسی به ندرت می‌توانند با هم جور در بیایند. تشدید تحریم‌ها، که به گواه تجربیات گذشته نمی‌تواند در موضع هسته‌ای ایران تغییری ایجاد کند، در را بر روی عرض اندام دیپلماسی می‌بندد؛ و می‌تواند به سناریویی بیانجامد که بر اساس آن در سال‌های آینده هم دیپلماسی و هم تحریم‌ شکست بخورند. و این در حالی است که برنامۀ هسته‌ای ایران به گسترش خود ادامه می‌دهد. این امر ایالات متحده را با گزینۀ نه چندان جذابی مواجه می‌کند. این امر حائز اهمیت بسیاری است که همین امروز تصمیماتی گرفته شود تا ما را با یک تراژدی اجتناب‌ناپذیر و عملی شدن آن سناریو گفته شده روبرو نسازد.

iran_internet

قانون توانمند کردن دیجتالی ایرانی

 این مصوبه شهروندان عادی ایرانی را قادر خواهد ‌ساخت تا به نیرومندترین ابزار موجود برای ترویج دموکراسی و جامعه‌ی مدنی در ایران یعنی: «اطلاعات» دسترسی پیدا کنند. روشن است که نیت تحریم‌های کنونی ایالات متحده بر ایران آن نیست که آمریکاییان را برای تامین نرم‌افزارهای مشخص یا خدمات در ارتباط با آن به ایرانی‌ها باز دارد؛ ابزارها و اقداماتی که امکان ایجاد ارتباطات آزادانه یا دورزدن تجسس‌های آنلاین و سانسور دولتشان را برای آنان فراهم می‌سازد

 گنگره می‌بایست بی‌درنگ در این خصوص اقدام کند تا تضمین نمایید  که قانون ایالات متحده در جهت مقابل مبارزه مردم ایران برای اینکه ‌صداهایشان شنیده شود به حرکت خود ادامه نمی‌دهد. این مصوبه قوانین مربوط به صادرات ایالات متحده را به قرن بیست و یکم وارد می‌سازد، و یک جنبه‌ی کوچک ولی خودشکنانه‌ی بی‌مورد  از سیاست آمریکا در مورد ایران را اصلاح می‌کند

 چکیده

      اجازه تامین نرم‌افزار مشخص و خدمات مربوطه برای ایران

 ابزارهایی که به شهروندان عادی ایرانی اجازه می‌دهد تا سانسور اینترنتی و کنترل‌های که توسط دولت ایران اعمال می‌شود را دور بزنند

 نرم‌افزار و خدمات مربوطه که برای ایرانیان این امکان را فراهم می‌سازد که با یکدیگر و دنیای خارج ارتباط ایجاد کنند

 تضمین آزادی اینترنت برای ایرانیان

.مردم ایران در حال بکارگیری ابزارهای همچون فیس‌بوک و توئیتر برای بسیج نخستین جنبش دموکرات عصر رسانه‌های دیجتال هستند

.دولت ایران نیز در حال استفاده از اینترنت – به عنوان ابزاری برای سرکوب، حمله به فعالیت‌های آنلاین اینترتتی و برخورد خشن با دگراندیشان است

.شرکت‌های فنی آمریکایی می‌توانند ابزارهایی را که مردم ایران برای ادامه‌ی مبارزه‌ خود به آنها نیاز دارند فراهم سازند؛ هرچند، تحریم‌های ایالات متحده اجازه تامین نرم‌افزار را علیه اعمال سانسور و ارتباطات به آنها نمی‌دهد

قوانین مربوط به تحریم‌ها یک مورد استثنا را برای «ابزارها و مواد آگاه‌سازی و اطلاعات» در نظر گرفته است تا از دسترسی مردمی تحت حاکمیت رژیم‌های سرکوبگر به اخبار و اطلاعات جلوگیری نشود. هرچند، این مورد استثنا از اواسط دهه‌ی ۹۰ میلادی به‌روز نشده است و این قانون ابزارهای رسانه‌ای از رده خارج شده‌ای را همچون نوار ضبط صوت و تلگراف، و نه نرم‌افزار کامپیوتری یا خدمات اینترنت پوشش می‌دهد

در این مورد برجسته‌ی عقب‌ماندگی تشریفات اداری از فن‌آوری، شرکت‌هایی نظیر مایکروسافت و گوگل در حقیقت ایرانیان را از دسترسی به خدمات چت‌های اینترنتی سریع پرطرفدار محروم کرده‌اند، امری که شرایط مردم ایران را به منظور شنیده شدن صداهایشان دشوار‌تر است