با دوست من، جیسون رضاییان که در ایران زندانی شده آشنا شوید

 

ترجمه: پوپک محبعلی

دوست من جیسون رضاییان، روزنامه نگار ایرانی- آمریکایی اخیرا در ایران دستگیر شده است. هنگام یورش به خانه جیسون، همسر ایرانی وی به همراه دو نفر دیگر که دارای تابعیت دوگانه بودند نیز بازداشت شدند. طی یک هفته ای که از بازداشت او گذشت، چهار فرد ناشناس به طور مداوم خانواده و دوستان جیسون را در رابطه با مسائل مختلف ترسانده اند، از جمله در رابطه با محل نگهداری وی، اتهامات وارده بر او، اینکه دقیقا چه کسی پشت پرده ی بازداشت جیسون هست، و اینکه مشخص نیست چقدر طول بکشد تا بی گناهی او اثبات شود. از آنجایی که جیسون از فشار خون بالا رنج می برد، به داروهایش نیاز مبرم دارد. بدون مصرف دارو، سلامتی او در خطر است.

به نظر برخی از افراد، جیسون آخرین نفر از میان تعداد بسیاری از روزنامه نگاران است که دولت ایران با آنان به طرز وحشتناکی برخورد کرده است. عده ای دیگر او را به خاطر یادداشت های پراکنده اش و یا ستون های نوشته شده توسط جیسون در واشینگتن پست می شناسند. اما برای من، او جیسون، دوست خوبم است که در ایران نیز روزنامه نگار برجسته ای به شمار می رود.

جیسون رضاییان، روزنامه نگار بازداشت شده واشینگتن پست (سمت چپ تصویر)، به همراه آنتونی بوردین در شمال تهران، ایران

جیسون رضاییان، روزنامه نگار بازداشت شده واشینگتن پست (سمت چپ تصویر)، به همراه آنتونی بوردین در شمال تهران، ایران

جیسون در گزارش هایش دیدگاه یا وابستگی سیاسی ندارد، و در نزاع های جناحی که نشان بارز سیاست ایران است نیز جانب جناح خاصی را نمی گیرد. در عوض، من شاهدبوده ام که نام او به عنوان یکی از بهترین خبرنگاران مستقر در تهران در حافظه تاریخی ثبت شده است. هنگامی که برای استخدام در واشینگتن پست مصاحبه داشت، من یکی از مراجع او بودم. سردبیر از من پرسید: “چرا باید جیسون را استخدام کنم؟” پاسخ من این بود که “چون هر کسی نمی تواند مسیر پر پیچ و خم سیاسی، اقتصادی و اجتماعی حاکم بر ایران را هدایت کند و جیسون این کار را بهتر از هرکسی انجام می دهد”. نگاهی مختصر به گزارش های او طی دو سال گذشته خود گویای این امر است.

در حالی که برای همگان آشکار است که جیسون یک روزنامه نگار کاملا برجسته و با استعداد است، خانواده و دوستانش به شما خواهند گفت که موهبت واقعی او، قلب مهربانش است. علیرغم اینکه همیشه ضرب العجلی برای انجام کارها و ارائه گزارش هایش دارد، برای دیگران وقت می گذارد و به حرف های ایشان گوش می دهد، نظرات خودش را با آنها درمیان می گذارد، و با شوخ طبعی، منش و خنده های دلچسبش همه را به سوی خود جذب می کند. از کمک به افراد برای مستقر شدن و جاافتادن در تهران گرفته تا معرفی فرصت های بی شمار گردشگری و دیدنی های ایران به خارجی ها- جیسون فردی است که همه زمانی که به کمک، مشورت یا دلداری احتیاج دارند، به سراغ او می روند.

هنگامی که پدرش به طرز غم انگیزی در سال 2011 فوت کرد، جیسون برای مدت کوتاهی به قصد جمع و جور کردن کسب و کار خانوادگی تجارت فرش ایرانی به زادگاهش در منطقه خلیج سانفرانسیسکو بازگشت. من با او تماس گرفتم تا کمک کنم استراحت کوتاهی به ذهنش بدهد. یک هفته بعد یک فرش ایرانی نفیس به در خانه ی من رسید. دیگران نیز هدایای غافلگیر کننده ای دریافت کردند. جیسون اصرار داشت این کمترین کاری است که می تواند برای دوستان خوبش انجام دهد، و همچنین شیوه ای پسندیده برای یادبود پدرش است: پس از بحران گروگانگیری در ایران، پدر جیسون به بیش از 40 نفر از گروگان ها هنگام بازگشتشان به آمریکا فرش ایرانی هدیه داد. همانطور که از قدیم گفته اند، “میوه پای درخت می افتد”.

سه روز پیش از حمله ماموران امنیتی به خانه جیسون در تهران، ما به اتفاق هم در وین بودیم تا مذاکرات هسته ای ایران را پوشش خبری بدهیم. بیش از شش ماه بود که او را ندیده بودم و همزمان شدن برنامه کاری مان خبر بسیار مسرت بخشی بود. هنگامی که مذاکرات یک روز زودتر از موعد مقرر به پایان رسید، صبح روز بعد ما یکدیگر را برای صرف صبحانه در یک رستوران ملاقات کردیم، و تا چهار ساعت بعد همچنان با هم حرف می زدیم- البته نه در مورد سیاست، بلکه در مورد زندگیمان. جیسون به من گفت که تا چه حد از زندگی متاهلی لذت می برد و رضایت دارد، و راجع به امیدها و آرزوهای خود و همسرش صحبت کرد. وقتی از هم جدا می شدیم، با هم قرار گذاشتیم حدود یک هفته ی بعد یا بیشتر در سانفرانسیسکو همدیگر را ببینیم. عصر همان روز هنگامی که جیسون وین را به مقصد تهران ترک می کرد، برایم نوشت “هنگامی که یک هفته ی دیگر یا کمی بیشتر به سانفرانسیسکو بیایم با تو تماس می گیرم”. من نیز برایش نوشتم “سعی کن چند روزی بمانی، حتما خیلی خوش می گذرد”، اما هرگز شانس دیدن دوباره او را نداشتم. 24 ساعت پس از اینکه به من به واشینگتن رسیدم، افرادی ناشناس او را به مقصدی نامعلوم در ایران منتقل کردند.

جیسون با روح آرامی که دارد می توانست یک زندگی آرام و بی دردسر در آمریکا را انتخاب کند. او با عشق به ریشه هایش به ایران بازگشت. او به من گفت “هرگز فراموش نکن اهل کجا هستی و از کجا آمده ای”. در تمام این سال هایی که جیسون را می شناسم، او به طرز خستگی ناپذیری به دنبال ساختن پلی میان ایران و دنیای خارج از ایران بوده است- حتی زمانی که دیگران سعی داشتند پلی که وی بر روی آن ایستاده است را نابود کنند.

با وجود این، نباید نگرش ذهنی مثبت وی را با ساده لوحی اشتباه گرفت. جیسون همواره با دیدی روشن و مثبت به چالش های پیش روی ایران و نیز زندگی خود نگریسته است. حتی در آخرین گفتگویی که اخیرا در وین داشتیم، او چشم انداز امیدوارانه ای نسبت به آینده ایران داشت. شاید به همین دلیل است که من طی هفته گذشته هر روز با دل پیچه از خواب بیدار شده ام- اینکه بگویم “شما فرد اشتباهی را دستگیر کرده اید “، برای توضیح این وضعیت غم انگیز به هیچ وجه کافی نیست.

هنگامی که دوستتان دستگیر شده و شما در آنسوی دنیا هستید، احساس ناتوانی می کنید. قلبم به من می گوید جیسون را ناامید کرده ام، چون هیچ کاری برایش انجام نمی دهم- اگرچه ذهنم آگاه است که نمی توانم کاری بیش از این برایش بکنم. هرچه مدت زمان بازداشت وی بیشتر طول بکشد، من احساس مسئولیت بیشتری می کنم تا اجازه ندهم داستان او به فراموشی سپرده شود. وقتی که هیچ پیشرفتی در کار حاصل نشود، اخبار مربوط به آن منقضی می شوند و احتمالا دستگیرکنندگان جیسون به خوبی از این امر آگاهند. بنابراین، این اولین تلاش من برای زنده نگه داشتن این ماجراست. امیدوارم که این آخرین تلاش من باشد- البته این به دولت ایران بستگی دارد، نه به من.

اصل این مقاله را می توانید در هافینگتون پست بیابید.

اقداماتی که می توانید به منظور جلوگیری از مسدود شدن حساب بانکی خود اتخاذ کنید

ترجمه:‌ پوپک محبعلی

NIAC Persian Banking Infographic

Click to enlarge image

اخیرا در موارد بسیاری مشاهده شده بانک های آمریکا با توجه به تحریم های اقتصادی آمریکا علیه ایران اقدام به بستن یا محدود کردن حساب های بانکی ایرانیان مقیم آمریکا و نیز ایرانی- آمریکایی هایی کرده که به ایران سفر کرده اند. این می تواند نتیجه ی ارائه ی مشاوره حقوقی ضعیف به بانک ها در

خصوص پیروی از تحریم و یا نتیجه ی بررسی دقیق و موشکافانه ی حساب های بانکی اتباع ایرانی باشد که با رعایت احتیاط افراطی از سوی بانک ها همراه شده است.

شورای ملی ایرانیان آمریکا (نایاک)  به کار با بانک ها و دولت آمریکا برای حل کامل این مساله ادامه خواهد داد. در این راستا، ما مایلیم برخی اقدامات پیشگیرانه را به ایرانی ها و ایرانی- آمریکایی ها معرفی کنیم تا اطمینان حاصل شود با این مشکل مواجه نمی شوند.

  • برای اتباع ایرانی که شهروند آمریکا نیستند، باید اطمینان حاصل شود که بانک دارای اطلاعات دقیق و بجا در رابطه با محل سکونت فعلی شما، از جمله هرگونه مدرک شناسایی دال بر سکونت شما در آمریکاست.  

بر اساس قانون ایالات متحده، بانک های آمریکایی از ارائه خدمات به “شهروندان عادی در ایران” منع شده اند، مگر اینکه آن “شهروندان عادی” در ایران سکونت نداشته باشند. به عبارت دیگر، اگر شما یک دانشجوی ایرانی دارای اقامت ایران بوده اما در حال حاضر در آمریکا سکونت دارید، بانک های آمریکا می توانند تا زمانی که شما خارج از ایران هستید به شما خدمات بانکی ارائه دهند.

با وجود این، هنگامی که بانک های آمریکایی تردید دارند که آیا یک مشتری ایرانی همچنان در آمریکا سکونت دارد یا به ایران بازگشته است، در اکثر موارد تصمیم به مسدود یا محدود کردن حساب بانکی مشتری می گیرند. برای همین است که به طور مثال، دانشجویان ایرانی که آدرس ثابتی در آمریکا نداشته یا دارای مدرک شناسایی نشان دهنده سکونت در آمریکا در پرونده بانکی خود نیستند، بیش از دیگران تحت تاثیر اقدامات محتاطانه بانک ها قرار می گیرند.

بهترین کاری که اتباع ایرانی که شهروند ایالات متحده نیستند می توانند بکنند این است که اطمینان یابند همه گونه اطلاعات دقیق و جامع در خصوص محل سکونت فعلی خود را در اختیار بانک قرار داده اند تا احتمال انتخاب حساب آنها در زمان بازبینی حساب ها به منظور مسدود شدن به حداقل برسد. فراهم کردن مدرک شناسایی نشان دهنده جزئیات محل اقامت کنونی افراد در کاهش نگرانی بانک ها در مورد محل سکونت مشتریان بسیار تاثیرگذار است.

  • هنگامی که در ایران هستید اقدام به معاملات بانکی یا دسترسی به حساب خود نکنید.

بر اساس قانون ایالات متحده، بانک های آمریکایی از ارائه خدمات به مشتریان، زمانی که از ایران اقدام به دسترسی به حساب بانکی خود و یا انجام معاملات بانکی می کنند، منع شده اند. اگر شما هنگامی که در ایران هستید اقدام به هریک از این موارد ذکر شده نمایید، معامله و انتقال پول از حساب بانکی شما مورد قبول واقع نشده و بانک اقداماتی در راستای محدود کردن حساب بانکی شما انجام می دهد. این محدودیت های اعمال شده تنها زمانی برداشته خواهند شد که شما با ارائه اطلاعات کافی و رضایت بخش به بانک خود نشان دهید که دیگر در ایران نبوده و نیز یک شهروند عادی ایرانی نیستید.

شما نباید هنگامی که در ایران هستید به حساب خود دسترسی یافته و یا اقدام به اتنقال پول و انجام معاملات بانکی نمایید. با وجود این، بسیار مهم است بدانید که بانک های آمریکایی تنها به این دلیل که به ایران سفر می کنید، نباید حساب بانکی شما را محدود کنند. تا جایی که شما به طور عادی در ایران سکونت نداشته و هنگامی که در ایران هستید به حساب بانکی خود دسترسی نیابید، باید بتوانید بدون ایجاد هیچ گونه مشکلی در حساب بانکی خود به ایران سفر کنید.

  • اگر حساب بانکی شما محدود یا مسدود شد، گزینه های دیگری دارید.

محدود یا مسدود شدن حساب بانکی، دردسر بزرگی محسوب می شود، و برای آن دسته از افراد (از جمله دانشجویان ایرانی که در آمریکا تحصیل می کنند) بسیار فراتر از دردسر است. با وجود این، لازم است بدانید در صورت بسته یا محدود شدن حساب بانکی، چه گزینه هایی پیش رو دارید.

به طور معمول، بانک از شما مدرکی دال بر سکونت در آمریکا می خواهد. اگر بتوانید چنین مدرکی به بانک خود ارائه دهید، بانک احتمالا محدودیت حساب شما را برداشته و آن را مجددا باز می کند.

اگرچه در صورتی که این کار را نکرد، باید به یاد داشته باشید که حساب شما به طور کامل “مسدود” نشده است. شما می توانید همه وجوه بانکی خود را به طور نقد از بانک گرفته و به بانک دیگری منتقل کنید.

تحریم ها و جنگ: سیاستی با نتایج معکوس

*محمد صادقی اسفهلانی و دیوید الویت از شورای ملی ایرانیان آمریکا هستند

توقف معاملات بانکی با ایران و تعلیق حساب تعدادی از ایرانیان کانادا در اروپا و آمریکا، توقف صدور و تمدید ویزا برای برخی دانشجویان ایرانی مقیم هلند، امتناع اخیر فروشگاه اپل از فروش آیفون به یک دختر ایرانی آمریکایی و از همه مهمتر خالی شدن هر چی بیشتر سبد خانواده ها در داخل مرزهای ایران . . . این پرسش را بیش از هر زمانی برانگیخته که سیاست گذاران در واشنگتن تا چه حد به تاثیر این تحریمها بر مردم ایران و جایگاه آنها در تنظیم هدفگیری این تحریم ها اهمیت می دهند؟ چه نیروهای سیاسی و کدام یک از مراکز قدرت خواستار تشدید تحریم ها هستند و کدام آن را به ضرر منافع مردم آمریکا و ایران می دانند؟

اولین دور تحریم ها پس از تصرف سفارت آمریکا در تهران وضع شد. واشنگتن در طول بیش از سه دهه که از آن ماجرا می گذرد خصوصا در پی تشدید مناقشه هسته ای، دامنه این تحریم ها را گسترش داده است. مقامات آمریکایی در این مسیر، شورای امنیت سازمان ملل و دیگر دولت ها را هم با خود همراه کرده اند.

هم اکنون این تحریم ها که به عنوان یکی از راه های مقابله با برنامه اتمی ایران توجیه و هدف آنها “تغییر سیاست های ایران” از طریق اعمال فشار بر نهاد های نظامی و حکومت ایران اعلام می گردد؛ به محور اصلی سیاست های واشنگتن در برابر ایران تبدیل شده اند.

همزمان با اوجگیری این تحریم ها سه طرز تفکر در آمریکا مرزبندی های خود را در مورد نحوه برخورد با ایران پررنگ تر کرده اند.

دسته اول، رویکردی تعامل گرایانه به ایران دارد و خواستار حل دیپلماتیک این بحران است. این دسته شامل تعداد اندکی از اعضای کنگره، اندیشکده ها، و تشکل هایی چون شورای ملی ایرانیان آمریکا-نایک- می شود. آنها پس از برخورد حکومت ایران با معترضین انتخابات در سال ۸۸، مخالفتی با تحریم نهادهای نظامی و برنامه اتمی ایران ندارند ولی همواره نسبت به عواقب فشار بر مردم ایران و پیامد های سیاسی و اجتماعی آن هشدار داده اند. از دید آنها افزایش این فشار ها فقط و فقط تسلط کودتا گران انتخاباتی بر فضای سیاسی ایران را تقویت کرده، اولویت مقابله با خطر خارجی را جایگزین تلاشهای طبقه متوسط ایران برای ایستادگی در برابر نقض گسترده حقوق شهروندی از سوی اقتدارگرایان خواهد کرد.

دسته دوم اکثریت طیف سیاسی واشنگتن را تشکیل می دهد . بسیاری ازاعضای دولت و مجلس، اندیشکده ها و سازمان های غیر دولتی میانه رو از این دسته اند. آنها تحریم ها را ابزاری ضروری برای اعمال فشار بر حکومت ایران جهت دستیابی به توافقی مطلوب در مناقشه هسته ای می داند. گفتمان این طیف فراتر از واشنگتن، در میان اکثر رسانه های میانه رو و مردم آمریکا نیز غالب است. در این گفتمان، فشار بر مردم به عنوان یکی از عواقب اجتناب ناپذیر مورد قبول واقع شده و گاه تلاش هایی می شود تا تاثیر منقی این تحریمها بر زندگی عادی مردم ایران کاهش یابد.

دسته سوم به خاطر تندروی هایشان به پرنده شاهین یا بازهای شکاری تشبیه شده اند. این دسته نئوکان ها، جمهوری خواهان تند رو و همچنین تعداد رو به افزایشی از دموکرات ها در کنگره، سازمان های لابی طرفدار اسراییل و اندیشکده ها و سازمان های غیر دولتی صاحب نفوذشان را شامل می شود.

موتور محرکشان، کمیته روابط عمومی آمریکا و اسرائیل معروف به آیپک (AIPAC) و دیگر سازمان های حامی دولت اسرائیل می باشند و به همین دلیل از منابع مالی و ابزارهای تبلیغاتی قدرتمندی جهت بسط و نفوذ دیدگاه خود برخوردار هستند. این طرز تفکر حکومت ایران را تعامل ناپذیر می داند و خواستار سرنگونی کامل آن است. گرچه افراطیون این دسته علنا از حمله نظامی به ایران دفاع می کنند، ولی گفتمان غالب در این طرز تفکر همان گفتمان تحریم های کمرشکن است. البته، به گفته آنان، هدف از تحریم ها نهایتا سرنگونی نظام سیاسی ایران است، در نتیجه عامل اصلی تحقق این مهم، مردم ایران به شمار می آیند.

در حالی که گزینه حمله نظامی به تاسیسات هسته ای ایران در معادلات واشنگتن گزینه ای پر هزینه و با عواقبی نا معلوم و نا مطلوب به حساب می آید، برخی از افراطیون این دسته سعی دارند این گزینه را از طریق تقلیل هزینه های احتمالی تبلیغ و توجیه کنند.

به عنوان مثال، در گزارشی اخیر از انستیتو واشنگتن، یکی از اندیشکده های وابسته به کمیته روابط عمومی آمریکا و اسرائیل، تحت عنوان “آنسوی بدترین حالت” آمده است: حمله به ایران گرچه در کوتاه مدت باعث واکنش ملی گرایانه مردم شده و به سود رژیم باشد ولی با فرونشستن غبار جنگ، انتقادها متوجه حکومت خواهد شد، همانگونه که اتمام جنگ ایران و عراق بدون نتایج چشمگیر همچنان منشا اتهامات متقابل است.

از میان طرفداران گزینه تحریمهای کمرکشن که معتقدند فشار حاصل از تحریم ها بر مردم، اگر چه در ابتدا موجب خشم نسبت به دولت آمریکا شود ولی در دراز مدت اعتراضات را متوجه حکومت خواهد کرد و با بروز اغتشاشات، در نهایت به سرنگونی حکومت خواهد انجامید می توان به مارک کرک (Mark Kirk) یک سناتور آمریکایی اشاره نمود که در اواخر سال ۸۸ و در خلال تبلیغات انتخاباتی برای مجلس سنا، در پاسخ به مخالفت دولت با تحریم بنزین گفت: “در صحبت هایی که با مقامات دولتی داشتم، آنها نگران دردی هستند که این تحریم ها به مردم ایران وارد خواهند کرد… خنده … ولی به نظر من دقیقا همین درد می بایستی وارد شود.”

از دید آقای کرک، اعتراضاتی که در واکنش به فشار های آمریکا سازماندهی خواهد شد، قابلیت چرخش و تبدیل به اغتشاشات کوری از جنس شورش نان بر علیه حکومت ایران را دارند.

لذا، می توان گفت که در طرز تفکر دسته سوم، مردم مهمترین اهرم نیل به مقصود اصلی هستند.

آنها به اشاره به این واقعیت که سپاه پاسداران به عنوان مهمترین نهاد ذیربط در برنامه هسته ای امروز مهمترین پشتوانه نظامی و اقتصادی حکومت ایران است موفق شدند ائتلافی از نیروهای سیاسی را برای وضع تحریم هایی که آن را “هوشمند” خواندند تشکیل دهند ولی از آنجا که فعالیت های اقتصادی سپاه پاسداران در عرصه های مختلفی گسترش یافته است، تحریم ها عمدتا به تنگ تر شدن عرصه اقتصاد برای بخش خصوصی انجامید و به مرور زمان بر عکس موجب افزایش نفوذ اقتصادی سپاه در کلیه زمینه های اقتصادی در ایران شده و زمینه را برای انحصار اقتصادی سپاه در عرصه کلان فراهم کرده است.

در مقابل آمریکا هم تحریم های “فلج کننده” ای که اینبار اقتصاد کلان ایران را هدف گرفتند را جایگزین تحریم های “هوشمند” کرد.

اما این تحریمهای فراگیر و فلج کننده هم تا به امروز آسیب مورد انتظار را به سپاه پاسداران نزده و نقش این نهاد را را در مقابله با تحریم ها برجسته تر کرده است و راه را برای فعالیت های فراقانونی و فرامرزیش هموارتر. فعالیت هایی که حتی محمود احمدی نژاد هم در همایش راهکارهای مدرن مبارزه با قاچاق کالا از آن به عنوان وسیله ای برای انتقاد از سپاه- متحدان سابق و رقبای امروزی- استفاده کرد.

در نتیجه، سیاست تحریم ایران را به سمت تسلط بلامنازع سپاه درعرصه های کلیدی اقتصاد، و به طبع آن استقرار کامل یک دیکتاتوری نظامی در عرصه سیاسی پیش خواهد برد. گسترش تحریمها به اصلی ترین کالای صادراتی ایران یعنی نفت و همچنین به کل سیستم بانکی ایران، بیشترین هزینه ها را متوجه مردم کرده است.

در چنین شرایطی حتی اگر سیاست تحمیل محرومیت بر مردم ایران به افزایش نارضایتی انها از حکومت بینجامد؛ به قیمت تضعیف شدید یا حذف طبقه متوسط به وقوع پیوسته است.

بدین سان، منشاء اصلی تحولات سیاسی و اجتماعی -شبیه آنچه در جنبش سبز رخ داد-از بین خواهد رفت و صرفا زمینه را برای اغتشاشات کور طبقات فقیر تر فراهم خواهد کرد.

تغییر رژیم از این راه، اگر هم که امکان پذیر باشد، قماری خطرناکتر از انقلاب ۵۷ خواهد بود و با توجه به جایگزین های موجود، می تواند به هرج و مرج و حتی تجزیه ایران بینجامد. در خارج از ایران نیز این سیاست موجب گسترش موارد تبعیض و محدودیت برای ایرانیان شده است.

طرز تفکر سوم -حامی جنگ و افزایش فشار تحریمها – در پیشبرد اهدافش به ویژه در تب و تاب انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در آبان ماه با دست بازتری عمل خواهد کرد. در مقابل فضای رقابت های انتخاباتی پیش رو، رساندن صدای اعتراض و تبیین عواقب این سیاستها را با مشکلات بیشتری روبرو خواهد کرد. به ویژه که تعدادی از ایرانیان به صورت علنی در حال تبلیغ سیاست های دسته سوم هستند. آنها در معادلات پایتخت آمریکا نقش مهمی در توجیه فشار بر مردم ایران بازی می کنند.

با توجه به دفاع علنی آنها از موارد اخیر تبعیض نژادی و فشار بر ایرانیان خارج از کشور، میزان گسستگی پیوند آنان با منافع ایرانیان و ایرانی تبار ها موجب تاسف بیش از پیش نگارندگان این سطور است.

در چنین فضایی مسولیت دسته اول برای جلوگیری از تشدید تحریم ها و آغاز یک جنگ مخرب بسیار سنگین،و نیازمند اتحاد ببشتر ایرانیان مقیم آمریکا برای جلوگیری از تشدید این بحران است.

استقبال نایاک از مجوز کمک به زلزله زدگان

برای انتشار فوری

شورای ملی ایرانیان آمریکا (نایاک) از اقدام کاخ سفید به شدت استقبال می کند که با صدور یک مجوز موقت، به سازمان های خیریه اجازه داده کمک های انساندوستانه را مستقیما به قربانیان زلزله آذربایجان شرقی در ایران بفرستند.

دیوید الیوت، مشاور سیاسیت گذاری نایک می گوید: «این حرکت انساندوستانه به مردم آمریکا این توانایی را می دهد که به ایرانیانی که همه چیز را در این فاجعه طبیعی از دست داده اند، کمک کنند.» به گفته او «باید از کاخ سفید تشکر کرد که اجازه نداد کمک های امدادی ضروری به دلیل روابط تیره بین دو کشور، گروگان گرفته شوند.»

تصمیم کاخ سفید بعد از این اتخاذ شد که هزاران آمریکایی، ۱۴ نماینده کنگره آمریکا، و ائتلافی وسیع از سازمان ها، به رئیس جمهور آمریکا نامه نوشتند و از او خواستند مجوزی عام صادر کند که تحریم های ایران دیگر شامل کمک های انساندوستانه نشود. بعد از زلزله ویرانگر بم در سال ۲۰۰۳، جورج بوش رئیس جمهور وقت آمریکا مجوزی مشابه را صادر کرد.

دیوید الیوت می افزاید «حالا وظیفه دولت ایران است که سلامتی مردم کشورش را در اولویت قرار دهد و کلیه موانع برای رساندن کمک به مردم ایران را رفع کند.»

با اینکه دولت ایران پیشنهاد رسمی دولت آمریکا برای کمک را رد کرده، اما این مجوز عام اجازه می دهد سازمان های غیردولتی آمریکا بتوانند مستقیما به مردم ایران کمک های انساندوستانه بفرستند. هفته گذشته، نایاک از نزدیک با دنیس کوچینیک (حزب دموکرات) نماینده ایالت اوهایو در کنگره آمریکا همکاری کرد تا نامه ای را سریعا به باراک اوباما برساند و از رئیس جمهور آمریکا بخواهد که این مجوز عام را صادر کند و از دولت بخواهد که «دستورالعمل های عمومی را ارائه کند که موسسات مالی اجازه دارند همه معاملات قانونی را که دولت آمریکا اجازه داده، تسهیل کنند.» در آن نامه صریحا گفته شد که دولت باراک اوباما باید موسسات مالی را تشویق کند که همه معاملاتی که توسط اوفک مجاز هستند از جمله کمک های امدادی و انساندوستانه را تسهیل کند تا این تلاش ها توسط بانک هایی که تحریم را بیش از اندازه اعمال می کنند متوقف نشود.

به گفته دیوید الیوت «این مجوز عام به این معنی ست که سازمان ها می توانند کمک های اضطراری را با سرعت بیشتری انجام دهند.»

تعدادی از سازمان های غیر انتفاعی در تلاش هستند تا به زلزله زدگان کمک کنند از جمله « مادران علیه فقر»، «امداد بین الملل»، «کودکان ایران زمین»، «بنیاد کودک»، و «بنیاد ایرانیان مسلمان آمریکای شمالی (ایمان)».

نیاز به لغو تحریم ها برای ارسال کمک های انسان دوستانه به زلزله زدگان ایران

کشنبه، ۱۲ اوت۲۰۱۲

روز شنبه در تبریز و اهر زلزله آمد و بنا به گزارش ها از ایران دست کم ۲۵۰ کشته و بیش از ۲۰۰۰ زخمی بر جای گذاشت.

نایک می خواهد مستقیما با سازمان های انسان دوستانه تماس بگیرد که برآوردی از وضعیت امداد و نجات به دست بیاورد و اینکه آمریکایی ها چطور می توانند به این وضعیت کمک کنند. ما راه های موجود برای کمک مالی و انسانی به زلزله زدگان را به شما اطلاع خواهیم داد.

نگرانی های جدی وجود دارد که تحریم های فعلی آمریکا علیه ایران، مانع کمک های انسان دوستانه شود. نایک در تماس مستقیم با مسوولان کاخ سفید، وزارت دارایی، و وزارت امور خارجه آمریکاست و از آنها درخواست صدور یک مجوز عمومی کرده که کمک های انسان دوستانه را از تحریم های فعلی آمریکا معاف کند. مسوولان به نایک اطمینان داده اند که دولت آمریکا فعالانه به دنبال پیدا کردن مناسب ترین واکنش است.

در سال ۲۰۰۳ و به دنبال زلزله بم، دولت جورج بوش یک مجوز عمومی صادر کرد تا به سازمان های امداد اجازه دهد خدماتشان را در ایران ارائه کنند. نایک از دولت اوباما قویا می خواهد که حرکتی مشابه و چه بسا قوی تر انجام دهد. دولت اوباما باید تمام قدم های لازم را بردارد تا مطمئن شود که مناقشه بین دولت های ایران و آمریکا مانع کمک های انسان دوستانه نباشد.

با توجه به اینکه از سال ۲۰۰۳ تا امروز تحریم ها خیلی شدیدتر شده، امروز محدودیت برای کمک های انسان دوستانه بیشتر هم هست. در نتیجه دولت آمریکا به اقدامات جدی تری دارد که اجازه بدهد مبادلات انسان دوستانه – بخصوص مبادلات مالی برای حمایت از عملیات امداد – انجام شود.

در تحریم های فعلی آمریکا یک استثنا انسان دوستانه وجود دارد که بر اساس آن فرستادن غذا و دارو به ایران آزاد است. اما ابهام هایی که در تفسیر و اجرای قانون تحریم ها هست، مانع از فرستادن این اجناس شده است. بانک ها، شرکت های دارویی، و حتی اینطور که گزارش شده شرکت پست آمریکا برای فرستادن این اجناس همکاری نکرده اند. در حالی که بر اساس صحبت های ما با وزارت دارایی مشخصا روشن شد که این نوع مبادلات قانونی هستند و ما از وزارت دارایی می خواهیم که دست به اقدامات مضاعفی بزند تا مطمئن شود که سازمان های دولتی و خصوصی جلوی مبادلات قانونی را نمی گیرند.

اطلاعات بیشتر درباره راه های حمایت از عملیات امداد و نجات، فرستادن مستقیم کمک ها به ایران، و اقدامات دولت آمریکا در این رابطه به زودی منتشر خواهد شد.

تحریم ها احتمال وقوع جنگ را افزایش می دهند

“اگر از تحریم ها حمایت نمی کنید در بازی نقشی نخواهید داشت” این جمله را اخیراً یکی از روشنفکران یهودی آمریکایی به گروهی از دانشگاهیان ایرانی-آمریکایی گفته است. موضوع بحث چگونگی جلوگیری از وقوع جنگ بین ایران، اسرائیل و آمریکا بود؛ جنگی که اکثریت ایرانی آمریکایی ها و یهودیان آمریکایی با آن مخالفند. برداشت این روشنفکر یهودی از شرط ورود به مباحثه آمریکا بر سر مسئله ایران صحیح است اما باید بدانیم که اگرچه تحریم ها ظاهراً به عنوان جایگزینی برای جنگ مطرح می شوند اصولاً احتمال وقوع جنگ را افزایش می دهند.

تلاش بر اینکه کشوری را با تحریم به تسلیم وا داشت استراتژی جدیدی نیست بلکه رویکردی است که شکست آن قبلا اثبات شده است. در ده مورد گذشته که مثل ایران از تحریم های گسترده استفاده شده است تنها یک مورد با موفقیت به گذر به دموکراسی و تسلیم برنامه هسته ای منجر شده است: آفریقای جنوبی و البته در این مثال نیز اینکه تحریم ها اثر مثبت در سقوط آپارتاید داشته اند قابل بحث است. در ۹ مثال دیگر رژیم های تحت تحریم سرکوبگرتر و غیردموکراتیک تر شده اند و بیشتر بی ثباتی ایجاد کرده اند. برای مثال در مورد عراق تحریمها به جنگ منجر شدند.

الگوی تحریمهای ایران شباهت های بسیاری با روندی دارد که در آن تحریمها به طور فزاینده گزینه های صلح آمیز را بر عراق بستند و نیز بسیار شبیه است به این که تحریمها چگونه به کره شمالی نیاز رسیدن به قدرت بازدارندگی هسته ای را تقویت کرد. زمانی که تحریم ها به حالت تحریمهای همه جانبه تجاری در می آید و دیپلماسی به گوشه رانده می شود تنها یک گزینه برای کشور مورد تحریم باقی می ماند: مقاومت. به عبارتی، تحریم ها به جای اینکه کشورها را از مقابله با یکدیگر و تحت فشار قرار دادن هم باز دارد اثر معکوس داشته است.

تحریم ها به سرعت در سیکلی تشدیدی قرار می گیرند: فشار مداوم برای تحریمهای بیشتر کشورهای تحریم کننده را به سوی سرسختی و لجاجت بیشتر رهنمود می کند ( یکی از مقامات اتحادیه اروپا به من گفت ” ما باید به ایران نشان دهیم که جدی هستیم”). کشور تحت تحریم نیز با پیشرفته کردن برنامه اش و نیز ایجاد مشکل برای کشورهای تحریم کننده در دیگر حوزه ها مقابله به مثل می کند (یک مقام ایرانی در سال ۲۰۱۰ به من گفت “ما باید به غرب نشان دهیم که جدی هستیم”).

در مسیر تحریم ها که مرتباً تشدید نیز می شوند گاه اقداماتی صورت می گیرد که در نهایت به طور برگشت ناپذیری منجر به از بین رفتن تمام گزینه های صلح آمیز می شود و کشورهای تحریم کننده تنها دو سیاست پیش روی خود می بینند: تغییر رژیم یا جنگ و یا هر دو. این مسئله در سال ۱۹۹۸ در عراق اتفاق افتاد. در دولت کلینتون کنگره آمریکا قانون آزادسازی عراق را تصویب کرد. از شش سال پیشترتحریمهای همه جانبه اقتصاد عراق را بسیار تضعیف کرده بود اما در حالی که تحریمها اساس جامعه عراق را به هم ریخته بود نتوانست به لجاجت صدام حسین پایان بدهد. کنگره که ازاین روند خسته شده بود احساس کرد فشار بیشتری لازم است- در نهایت نمی شد این تصور را برای صدام باقی گذاشت که آمریکا جدی نیست. قانون آزادسازی عراق نشان داد که تغییر رژیم سیاست رسمی دولت آمریکا است. این بدان معنی بود که حتی اگر صدام تسلیم می شد بازهم کافی نبود. رژیم او باید می رفت. چنین سیاستی صدام را دو چندان مصمم کرد چرا که آخرین راه نیز بر او بسته شده بود. تنها دو چیز می توانست بمبست عراق را بشکند: سقوط رژیم صدام (که واشنگتن خیلی نمی توانست در آن نقشی ایفا کند) و یا جنگ.

بسیاری از نشانه ها حاکی از این است که استراتژی تحریم ایران نیز به زودی به این نقطه می رسد. برخی تحلیل گران معتقدند که ایران به این نقطه رسیده است. سوزان ملونی از مؤسسه بروکینگز در مجله روابط خارجی (فارن افرز) می نویسد: “با به کارگیری اقدامات حداکثری، کاخ سفید تلاشهای خوش بینانه خود را برای تعامل با ایران به طور کامل ترک کرده است. سیاست فعلی آمریکا بر تغییر سیاسی در تهران تمرکز دارد. چنین روندی تنها احتمال انجام مذاکرات بی فرجام، و نه پربار، را افزایش می دهد.”

در واقع تهران از پیش به این باور رسیده است که هدف آمریکا برای ایران همان است که در مورد عراق بود: تغییر رژیم. به علاوه، این مسئله که تحریم های وضع شده تقریباً غیرقابل برداشتن هستند انگیزه ایران را برای امتیازدهی بیش از پیش کاهش می دهد. این به ویژه در مورد تحریمهای آمریکا که تنها با اجازه کنگره لغو شدنی است بسیار صادق است: در گذشته در بهترین حالت سالها این روند به طول انجامیده است. نتیجه این خواهد شد که ما با بمبستی دیگر مواجه خواهیم شد.

به خاطر دلایل عنوان شده بسیاری از فعالان طرفدار دموکراسی در ایران با تحریمهای گسترده مخالفند (جدا از اینکه تحریمها اثر بسیار مخربی روی زندگی مردم ایران دارد). تحریمهای گسترده شانس دموکراتیک شدن ایران را کاهش داده و ریسک جنگ را افزایش می دهد. جنگ کل منطقه را ناامن خواهد کرد و مرگ هزاران بی گناه را در پی خواهد داشت و در ضمن احتمال دستیابی ایران به بمب هسته ای را بسیار افزایش خواهد داد و تلاش مردم برای رسیدن به دموکراسی را به تاخیر خواهد انداخت.

برای بسیاری از ایرانی-آمریکایی ها جمهوری اسلامی ایران یک کابوس بوده است. اما همیشه امید وجود داشته است چرا که هر کابوسی روزی پایان می یابد. ترس آنها این است که تحریمهایی که بسیار محتمل است به جنگ منجر شود این کابوس را برای دهه ها تداوم خواهد بخشید. حتی آنهایی که شرط ورود به بحث ایران را در واشنگتن تعیین می کنند باید به این واقعیت اعتراف کنند.

درس هایی از اعمال تحریم بر آفریقای جنوبی

“روش ساده من این است که تحریم ها جای محدودی در دیپلماسی بین المللی و یا اعمال فشار دارند.” این گفته رئیس جمهور اسبق آفریقای جنوبی فردریک دی کلرک است. کسی که در پایان راه رژیم آپارتاید و در هنگام از بین بردن سلاح های هسته ای آفریقای جنوبی در مسند قدرت بود. در پاسخ به اینکه آیا تحریم وسیله مناسبی برای سیاستگذاری است، وی پاسخ می دهد: “در مورد آفریقای جنوبی، آنها ما را گوش به زنگ نگه داشتند. تحریمِ ها رشد اقتصادی را کند کردند، اما به جمعیت سیاه پوست بسیار بیشتر از سفید پوستان ضربه زدند. آنها نتوانستند به کسانی که قرار بود کمک کنند یاری برسانند و برعکس حتی به آنان بیشتر ضربه زدند تا به آنهایی که قرار بود هدف تحریمها باشند.”

صحبتهای دی کلرک که ماه گذشته در مؤسسه کارنگی مطرح شد برای ارزیابی سودمند بودن تحریمها بسیار مفید است. مدافعان تحریم علیه ایران مرتباً از آفریقای جنوبی به عنوان یک مورد موفق که در آن تحریمها منجر به گذر به دموکراسی و تسلیم سلاح های هسته ای شده اند یاد می کنند. اما باید توجه داشت که از 35 کشور استبدادی که موفق به گذر به دموکراسی شده اند آفریقای جنوبی تنها کشوری است که زیر فشار تحریم گسترده اقتصادی بوده است.

طبق گفته های دی کلرک “تحریم ها در آن زمان اصلاحات را به تعویق انداخته اند.” دی کلرک می افزاید: “در مورد ما بزرگترین عامل تغییر، که در بسیاری از جنبه ها به آپارتاید ضربه زد، توسعه و رشد اقتصادی بود. توسعه و رشد اقتصادی باعث ایجاد انگیزه برای تحصیل در بین سیاه پوستان شد. به خاطر توسعه و رشد اقتصادی دانشگاه های بسیاری برای سیاه پوستان تـاسیس شد. در دهه 90 میلادی تعداد دانشجوهای سیاه از سفید بیشتر بود. اما تحریم ها اقتصاد ما را دگرگون کرد.”

بر اساس گفته های متس لاندال، اقتصاددان، بسیاری از تحریمهای تحمیلی بر آفریقای جنوبی بخش صنعت را فلج کرد و در واقع حاکمیت اقلیت نیروی ماهر سفید پوست را تداوم بخشید. لاندال می گوید که اگر بازار صنعت مهلت شکوفایی می یافت گسترش بازار کار آن به طور طبیعی به حکومت آپارتاید پایان می داد.

برای ایران، بسیاری از تحلیلگران روند مشابهی را مشاهده می کنند. فرید زکریا ارزیابی کرده است که “تحریمها جامعه مدنی را تضعیف و حکومت را تقویت کرده است و براثر تحریمها بخش های بیشتری از اقتصاد ایران تحت کنترل سپاه پاسداران درآمده است.” اکبر گنجی، روزنامه نگار منتقد حکومت، نیز در نکوهش تحریم ها می گوید که با تحمیل تحریمها نرخ بیکاری به میلیونها خواهد رسید. فقر در تمام کشور گسترش خواهد یافت و طبقه متوسط به طبقه پایین خواهد پیوست. او می افزاید که اگر هدف از تحریمها ایجاد موقعیتی است که به انقلاب و گذر به دموکراسی منجر شود، در عوض بحران اقتصادی روند گذر به دموکراسی را با تحت فشار قرار دادن طبقه متوسط که بازیگر اصلی گذر به دموکراسی است تحت شعاع قرار می دهد و باعث شکست این روند می شود.

در مورد آفریقای جنوبی تحت آپارتاید، تحریمها برای رژیم انگیزه ساخت بمب هسته ای ایجاد کرده بود به جای اینکه باعث نابودی سلاح هسته ای شود. طبق گفته دی کلرک، “تحریمها ملت را مجبور به درونگرایی کرد. به ناگهان دنیا پشت آنها را خالی کرد و آنها گفتند آمریکا کیست که به ما بگوید چه کنیم. آنها مشکلات ما را نمی فهمند.”

ارزیابی اطلاعاتی آمریکا نشان می دهد که رهبران آفریقای جنوبی از اکتبر 1974 تصمیم به ساخت سلاح هسته ای گرفتند تا با انزوای بین المللی و تهدید نظامی مقابله کنند و نیز به اعتبار منطقه ای خود بیافزایند. نگرانی های امنیتی آفریقای جنوبی با حضور نیروهای کوبایی تحت حمایت شوروی در آنگولا و نیز تحریمهای نظامی سازمان ملل که به تضعیف نظامی این کشور منجر شده بود افزایش یافته بود. بی اعتمادی فزاینده آپارتاید به همسایگانش، عدم اطمینان به انگیزه های غرب، و انزوای بین المللی آن را می توان مهمترین انگیزه های رژیم برای دستیابی به سلاح هسته ای بوده است.

دی کلرک می گوید: “تحریمها به ما کمک کردند 6.5 بمب اتم بسازیم. آن همه پول و سرمایه ای که به پای برنامه هسته ای ریخته شد می توانست در توسعه بیشتر کشور به کار گرفته شود.” او پیامی نیز در ارتباط با ایران دارد؛ کشوری که سالها تحریم در موردش نتوانسته است نتیجه مطلوب بدهد: “اگر تحریم ها نتوانند کشوری را خفه کنند، کشورها راه هایی را برای دور زدن تحریم ها پیدا خواهند کرد. من باور دارم که اگر تحریم ها در دو-سه سال اول به هدفی که برای آن وضع شده اند نرسند باید مورد بررسی مجدد قرار گیرند و باید اعتراف شود که تحریم ها در ایجاد تغییر شکست خورده اند.”

استقبال نایاک از تلاش برای مقابله با «پرده الکترونیکی» در ایران

سه شنبه 20 مارس 2012
نوشته : نایاک
برای انتشار فوری
202.386.6325

شورای ملی ایرانیان آمریکا (نایاک) ازتصمیم دولت اوباما مبنی بر لغو تحریم ابزارهای ارتباط شخصی استقبال می کند. باراک اوباما در پیام نوروزی اش خطاب به مردم ایران گفت که لغو این تحریم ها در جهت حمایت از جریان آزاد اطلاعات برای مردم ایران است. نایک پیش از این هم تصمیم امروز را قویا توصیه کرده بود و با نماینده های کنگره و مقامات دولتی همکاری گسترده ای داشت تا اطمینان حاصل کند که تحریم های آمریکا، حق اولیه مردم ایران را مبنی بر دسترسی به اطلاعات و ابزارهای ارتباطی، زیر پا نمی گذارد.

جمال عبدی، مدیر سیاست گذاری نایک می گوید: «خبر امروز، قدم مهم دیگری ست برای اینکه مطمئن شویم تحریم های آمریکا، سهوا باعث کمک به دولت ایران نمی شود که بتواند بین مردم ایران و بقیه دنیا، پرده ای الکترونیکی بکشد.»

بر اساس خبر امروز، صدور نرم افزارها و خدمات زیر به ایران مجاز است و نیاز به مجوز ندارد :

· ارتباطات شخصی (مثل مسنجر یاهو، گوگل تاک، ماکروسافت لایو، اسکایپ (خدمات مجانی))

· ذخیره داده های شخصی (مثل دراپ باکس)

· مرورگرهای اینترنت (مثل کروم گوگل، فایرفاکس، اینترنت اکسپلورر)

· مشتقات مرورگرها (مثل فلش، شاک ویو، جاوا)

· خواندن متون (مثل آکروبات ریدر)

· نرم افزارهای مجانی موبایل برای ارتباطات شخصی

· خواندن و نگهداری خوراک آر.اس.اس. (مثل گوگل فید برنر)

وزارت دارایی (خزانه داری) آمریکا همچنین اعلام کرد که در مورد انواع دیگر ابزارها از جمله میزبانی وب، تبلیغات آنلاین، و ابزارهای فروشی برای ارتباط اینترنتی، یک «قانون صدور مجوز مطلوب» وضع کرده است. بر اساس این قانون، هنوز این خود شرکت ها هستند که باید برای اینکه محصولات شان در ایران استفاده شود، درخواست مجوز کنند. شورای ملی ایرانیان آمریکا قویا از شرکت هایی مثل گوگل، گو-دَدی، و اسکایپ، که خدمات تلفنی امن تری ارائه می کند، می خواهد که از این قانون جدید استفاده کنند تا مردم ایران بتوانند از خدمات این شرکت ها استفاده کنند.

جمال عبدی می گوید «امیدواریم شرکت ها از این قانون جدید استفاده کنند، اما کار دولت آمریکا هنوز تمام نشده است.» او می افزاید «هنوز تلاش های بیشتری لازم است که خدماتی مثل اینترنت ماهواره ای و سخت افزارهای لازم برای استفاده از چنین خدماتی، تحت تحریم نباشند.»

شورای ملی ایرانیان آمریکا: مراقب تله جنگ با ایران باشید

رئیس شورای ملی ایرانیان آمریکا (NIAC)، تریتا پارسی، در بیانیه‌ای در واکنش به اتهام آمریکا به ایران، بر تعهد عمیق ایرانیان آمریکا به امنیت ایالات متحده تاکید کرده و نوشته است: هرچند درباره طرح ترور سفیر عربستان در آمریکا اطلاعات بیشتری لازم است، اما اگر اتهاماتی که مطرح شده درست باشد، شورای ملی ایرانیان آمریکا چنین حرکت تاسف‌برانگیزی را به‌شدت محکوم می‌کند.

در این بیانیه آمده است: اکثر فراگیری از ایرانی‌آمریکایی‌ها در پی تفاوت‌هایی که با حکومت ایران دارند و مشخصا در پی نقض حقوق بشر و سرکوب‌ها، ایالت متحده را خانه خود برگزیده‌اند.

به نوشته رئیس NIAC، ایرانیان آمریکا از عملیات تروریستی منزجرند و هیچ کس در ایالات متحده بیش از آنان از حکومت ایران لطمه ندیده است.

این بیانیه در عین حال گفته است: اگر این اقدام ایران به منظور بر آشفته کردن آمریکا بوده باشد، دولت اوباما باید مراقب باشد که در این تله نیفتد. جنگ با ایران به منافع ایالات متحده و مردم ایران آسیب می‌زند و ما باید برای پیش‌گیری از چنان پی‌آمد مصیبت‌باری تلاش کنیم.

پاسخگویی نکته به نکته در رد ادعاهای مطرح شده

اتهام: «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) با انتصاب دنیس راس در دولت اوباما مخالف کرد چرا که نایک نگران بود که تمام تلاش‌های بلند مدتش برای تشویق مقامات آمریکایی برای برداشتن تحریم‌ها علیه ایران، به هدر رود.

واقعیت: «شورای ملی ایرانیان آمریکا» نسبت به انتصاب دنیس راس به عنوان نمایندۀ ویژه در امور مناسبات آمریکا و ایران به علت جانبداری وی از سیاست‌های نزدیک به دولت بوش، تردید دشت. این همان روش‌های آشنا و جنگ‌طلبانه برای دیپلماسی با ایران است که گمراه کننده و بی‌بازده است. «نایاک» نمی‌خواهد که مقامات آمریکایی ‌به‌طور یک جانبانه تحریم‌های وسیع اقتصادی را علیه ایران بردارند. «نایاک» معتقد نیست بدون اینکه دولت ایران فعالیت‌های نکوهیده خود را متوقف کند، تحریم‌های وسیع اقتصادی علیه ایران برداشته شود. به علاوه، «نایاک» دلیل آورده است که تحریم‌های بیشتر برای دیپلماسی مناسب نیست و شکست اجتناب‌ناپذیر این تحریم‌ها، آمریکا را دوباره به مسیر جنگ با ایران برمی‌گرداند.

اتهام: «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) باید به عنوان سازمانی با «فعالیت برای عمال خارجی» ثبت می‌شده است چرا که مکاتبات ایمیلی بین آقای پارسی و آقای ظریف (سفیر سابق جمهوری اسلامی در سازمان ملل) نشان می‌دهد که آقای پارسی پیشنهاد می‌کند که این دیپلمات ایرانی با نمایندگان کنگره آمریکا ملاقات کند.

واقیعت: در اوت سال ۲۰۰۶، «نایاک» به طور خستگی‌ناپذیر تلاش کرد تا از جنگ میان آمریکا و ایران جلوگیری کند. «شورای ملی ایرانیان آمریکا» در نشست‌های خود با نمایندگان کنگره آمریکا گله کرد که دولت بوش به کسی گوش نمی‌دهد و برای جلوگیری از جنگ، قانون‌گزاران نیازمندند تا با ابتکار آغاز گفت‌وگو با ایران امور را در دست خود گیرند یا حتی به تهران بروند. هنگامی که «نایاک» بر حمایت از قانون‌گذارانی که بر کاخ سفید برای اعمال دیپلماسی فشار می‌آورند ادامه می‌داد، از تریتا پارسی و اعضای «نایاک» در مواردی درخواست شد که اگر بتوانند به قانون‌گزاران در دنبال کردن سیاست‌های خود (در مورد ایران) نیز کمک و راهنمایی کنند. پارسی پیشنهاد داد که نخستین گام برای اعمال دیپلماسی، می‌تواند انجام گفت‌وگو با سفیر ایران در سازمان ملل متحد در نیویورک باشد. به دلیل آنکه پارسی برای نگارش کتابش با سفیر ایران در فرصت‌های متعددی گفت‌وگو کرده بود، قانون‌گزاران آمریکا از وی درخواست کردند که آنها را به سفیر ایران معرفی کند. پارسی این امر را تعهد کرد و این معرفی را انجام داد. هرچند وی این کار را کرد اما هیچ دیداری را سازماندهی نکرد. پارسی در ایمیل خود به سفیر ایران تاکید بسیار کرد که این معرفی فقط به دلیل این امید «شورای ملی ایرانیان آمریکا» که از جنگ میان آمریکا و ایران جلوگیری شود انجام شده است. بار دیگر لازم به ذکر است که این ایمیل تنها به درخواست نمایندگان کنگره فرستاده شد و نه دولت ایران. «نایک» هیچگاه از جانب دولت ایران کار نکرده و نخواهد کرد .

اتهام: «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) نماینده‌ی دیدگاه‌های اکثریت جامعه‌ی ایرانی- آ مریکایی نیست.

واقعیت: این امر که موضع‌گیری‌های «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) بازتاب نقطه نظرات اکثریت جامعه‌ی ایرانی- آمریکایی است بار دیگر در هفته گذشته با نتایج نظرسنجی ملی که توسط این موسسه انجام شد، تصدیق گردید. اینترنشنال زاگبی

http://www.paaia.org/CMS/Data/Sites/1/PDFs/surveyofiasnov09.pdf

شورای ملی ایرانیان آمریکا دیدگاه اکثریت جامعه‌ی ایرانی- آمریکایی را نمایندگی می‌کند، کسانی که بر اساس بسیاری از نظرسنجی‌های انجام شده با جنگ و تحریم‌های گسترده مخالف هستند، و از حقوق بشر و دیپلماسی حمایت می‌کنند.

اتهام: «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) بیش از حدود قانونی تعیین شده (۲۰ درصد بودجه سازمانی خود را) برای سازمان‌های غیرانتفاعی صرف لابی کردن می‌کند.

واقعیت: «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) یک سازمان آموزشی تحت مقرارت ۵۰۱ سی۳ آمریکا با انتخابات «اچ» است. در نتیجه، «نایاک» اجازه دارد که تا ۲۰ درصد از بودجه‌ی خود را صرف لابی کردن کند. «نایاک» و کارکنانش پیرو کامل قوانین و آیین‌نامه‌ها هستند. با اینکه لازم نیست که «نایک» درباره‌ی موارد لابی شده گزارشی بدهد، این سازمان در این موارد بسیار شفافیت دارد- «شورای ملی ایرانیان آمریکا» با لایحه‌ای که در سال ۲۰۰۸ راه را برای جنگ میان ایران و آمریکا هموار می‌ساخت مخالفت کرده و کمک کرد تا این لایحه تصویب نشود. «نایاک» طرفدار لایحه‌ای است که از توافق‌نامه‌ی «حادثه‌ای در دریا» بین ایران و آمریکا حمایت می کند، «نایاک» با تحریم‌های اقتصادی بیشتر علیه ایران مخالف است به این علت که این تحریم‌ها قادر به حل کشمش‌های میان ایران و آمریکا نیست.

فعالیت‌های آموزشی و ترویج سیاست‌های عمومی مانند مخالفت با جنگ – به جای دفاع از لایحه‌های خاص – طبق قانون لابی‌گری نیست. اگر در جایی یک سازمان ۵۰۱ سی۳ از حدود مقرر لابی‌گری تجاوز کند، دولت این سازمان را جریمه می‌کند. اگر تخلفات ادامه پیدا کند، وضیعت مالیاتی این سازمان معلق می‌شود. به هر حال، «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) مطابق تمامی آیین‌نامه‌ها و قوانین عمل می‌کند.

اتهام: «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) فقط نقض حقوق بشر را بعد از ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ در ایران محکوم کرد.

واقیعت: بر اساس رای اعضا، «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) سال‌هاست که از منتقدان پرصدای نقض حقوق بشر از سوی دولت ایران به شمار می‌آمده است. با وجود پوشش رسانه‌ای گسترده و پیوسته‌ی «نایاک» و محکوم کردن سرکوب‌های خشونت‌آمیز اعتراضات مسالمت‌آمیز معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری از سوی دولت ایران که باعث جلب توجه رسانه‌ها در تابستان امسال شد، فعالیت ما در مورد حقوق بشر خیلی زودتر از این آغاز شده بود.

http://niacblog.wordpress.com/2009/06/

http://www.niacouncil.org/index.php?option=com_content&task=view&id=1219

وقتی «نایاک» تصمیم گرفت که به دنبال راه‌حل‌های صلح‌آمیز برای حل بحران ایران و آمریکا بگردد، همزمان نیز تصمیم گرفت که قانون‌گزاران و مردم آمریکا را در مورد نقض حقوق بشر در ایران آموزش دهد. «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) بیانه‌های متعددی برای محکوم کردن دولت ایران یا درخواست به منظور احترام گذاشتن به حقوق بشر منتشر کرده است. افزون بر این، «نایاک» دو گردهمایی عمده در ساختمان کنگره‌ی آمریکا برگزار کرده است که توجهات را به نقض حقوق بشر در ایران معطوف کند.

http://www.niacouncil.org/index.php?option=com_content&task=view&id=873&Ite (۱

http://www.niacouncil.org/index.php?option=com_content&task=view&id=1544
 (۲

سخنرانان این دو گردهمایی‌ را نمایندگان «دیده‌بان حقوق بشر»، «کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران»، «سازمان عفو بین‌الملل» و اعضای کنگره تشکیل می‌دادند.

اتهام: «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) رویکردی دورویانه دارد که در عین حالی که خود با کمک‌های مالی دولت بوش برای ترویج دموکراسی مخالفت می‌کرد، کمک مالی موسسه‌ی «اعانه‌ی ملی برای دموکراسی» را دریافت کرده است.

واقیعت: فعالان برجسته‌ی ایرانی هواخواه دموکراسی و حقوق بشر- مانند شیرین عبادی برنده‌ی جایزه‌ی صلح نوبل، اکبر گنجی، هاله اسفندیاری از موسسه‌ی «وودرو ویلسون»، و سازمان «دیده‌بان حقوق بشر»- به علت خطراتی که این کمک‌ها برای امنیت فعالان داخل ایران ایجاد می‌کند، به شدت مخالف هرگونه کمک مالی سیاسی دولت آمریکا به سازمان‌های داخل ایران هستند.

«شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) معتقد است که آمریکا به‌طور جدی باید نگرانی‌ها و آینده‌ی فعالان هواخواه دموکراسی و حقوق بشر را در داخل ایران در نظر بگیرند. «نایاک» اثرات منفی کمک مالی سیاسی دولت آمریکا را از نزدیک مشاهده کرده است. «‌نایک» برای چندین سال، با سازمان‌های غیردولتی ایران برای ساختن ظرفیت‌ غیرسیاسی آنها با استفاده از کمک مالی موسسه‌ی «اعانه‌ی ملی برای دموکراسی» کار کرده است و ما شاهد بودیم که چگونه فضای کاری این سازمان‌ها که در ایران فعالیت می‌کنند به شدت به علت این کمک مالی سیاسی دولت آمریکا بدتر شد. «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) معتقد است که هرگونه کمک دولت آمریکا به مردم ایران باید از طرف مردم ایران پشتیبانی شود و باید زندگی ایشان را به خطر نیاندازد.

آیا ایران به نقطه شکست رسیده است؟

 

تریتا پارسی  و روزبه پارسی

با رشد روزافزون درماندگی – و خشونت – دولت، برخوردهای اخیر در خیابان‌های ایران ممکن است به خوبی  رسیدن به نقطه فروپاشی رژیم را به اثبات برساند. اگر چنین باشد، این امر نشانگر آن خواهد بود که سرانجام حکومت تحت کنترل روحانیون در ایران با شمشیر خود ساخته خود به زیر کشیده می‌شود. این مسئله نه به دلیل تلاش‌های گروه‌های تبعیدی مخالف ایرانی در خارج کشور‌ یا طرح‌ها و نقشه‌های براندازی رژیم توسط نومحافظه‌کاران واشنگتن عملی شد. برعکس، مردم ایران در این ماجرا عمده‌ترین عامل به شمار می‌آیند. آنان با بکارگیری نمادهای بسیار مشابه‌ای که نظام جمهوری اسلامی را به منصه ظهور رسانید، این فصل از یک قرن مبارزه قدیمی برای دستیابی به دموکراسی را می‌بندند.

اعتراض‌ها بار دیگر به دلیل عاشورا یعنی نقطۀ اوج یک ماه عزاداری در تقویم شیعیان  شعله‌ور شد. روزی غمناکی که در آن امام حسین نوه پیامبر اسلام به شهادت رسید. امسال این مراسم بزرگداشت مصادف شد با روز هفت درگذشت آیت‌الله العظمی حسینعلی منتظری دگراندیش, و این امر اهمیت این روز را دوچندان کرد.عاشورا همچنین یادآور آن است که ارزش ابدی عدالت با تمام دشواری‌ها برای کام‌یابی آن بایستی مورد پاسداری قرار بگیرد. این موضوع برای جنبش سبز بدون توقف دوباره فرصت دیگری را برای غافلگیری دولت ایران با برگزیدن نمادهای خودش و به چالش کشیدن مشروعیتش در لوای زبان مذهب فراهم آورده است. در تظاهرات روز یکشنبه عاشورا، دست‌کم ۱۰ تظاهرکننده کشته شدند.

این نبرد عدالت‌خواهانه با تمام سادگی آن است که بیشتر خانه‌مان‌سوزهای سیاسی را آغاز می‌کند. این امر ناشنوایی قدرت‌ها است که در بیشتر مواقع این امور را به بزر امر بزرگ و بسیار ویرانگری تبدیل می‌سازد. این شاهدی بر خودبینی قدرت است که خواسته‌ای عادی و ساده را که پاسخگویی وعدالت را می‌جوید سرکوب می‌کند، و به طبع آن این مطالبات بیشتر و سازش و تعدیل کمتر می‌شود.

چنین امری برای نخستین بار رخ نداده است. در سال ۱۹۰۶ میلادی، به درخواست مردم برای یک داشتن عدالتخانه‌ای بی‌اعتنایی شد و در پی آن اعتراضاتی را به دنبال آورد، و سرانجام این اعتراضات به نوشتن قانون اساسی مشروطیت بدل گردید. به طور مشابه‌ای، محمدرضا شاه پهلوی، در پادشاهی ناکارایش، خود را در تنگنای یک اتحاد فزایندۀ ضدسلطنت که دامنۀ آن از افراد لیبرال و کمونیست‌ها، تا اسلام‌گرایان پیروز که جمهوری اسلامی را در سال ۱٣۵۷ شکل دادند دربر می گرفت، قرار داد.

در اینجا آخرین ویدئوهای درگیری‌های روز عاشورا ایران را تماشا کنید، با داستان پایداری و شهادت‌طلبی که در مقابله با نیروی انبوه سرکوبگر در آن نهفته است، این امر نمونه‌ای تمام نمادین برای نوع مبارزه میان دولت نیرومند شاه و انقلابیون در اواخر دهۀ ۱۹۷۰ به شمار می‌رفت. مراسم عزاداری شیعیان، با تکرار آن در مراسم روزهای سوم، هفت و چهلم پس از فوت فرد درگذشته، فرصتی را برای تظاهرکنندگان، در آن زمان و همچنین اکنون، هم به منظور بزرگداشت کسانی که درگذشته‌اند و هم اعلام اعتراض‌شان و محکوم ساختن دوبارۀ دولت سرکوبگر فراهم ساخته است. این موضوع در سال‌های ۷٨-۱۹۷۷ نقش پراهمیتی را در رساندن موج ناراضی سیاسی به نقطۀ جوش و فرسایش دولت پهلوی، که پرقدرت پنداشته می‌شد، بازی کرد.

این امر حتی در حال حاضر از اهمیت بیشتری برخوردار است چراکه تشکیلات رهبری فراگیری که مخالفان را هدایت کنند وجود ندارد. توانایی به خیابان آوردن جمعیت انبوه در مناسبت‌های مختلف مذهبی و انقلابی تقویم سال به همه یادآوری می‌کند که آنها در مخالفت با دولت کنونی تنها نیستند.

کسی نمی‌تواند یک انقلاب را پیش‌بینی کند و یا با قطعیت بگوید که چه هنگام یک دولت توتالیتر پایه‌های قدرتش را از دست می‌دهد. چراکه لزوما توانایی یا میل به سرکوب کردن منجر به فروپاشی نخواهد شد بلکه بیشتر فروریختن ترس مردم عادی از وحشت یا مرعوب شدن چنین امری را موجب می‌شود. این نبردی میان مطالباتی است که از سویی بسیج مداوم و تنش گسترده یک جامعۀ ناراضی و نافرمان، توانایی دستگاه دولتی را برای شکیبایی در حالی که می‌کوشد وظایف خود (از جمله سرکوبی) را انجام دهد می‌سنجد. کفۀ دیگر این ترازو، شکیبایی و ظرفیت تحمل درد و رنج از سوی معترضان و هواداران آنان در تمامی لایه‌های جامعه است.

امروز شمار بسیاری از انقلابیون اصیل دوران سال‌های ۵۷ زندانی شدن یا مورد آزار و اذیت گروه‌های سایۀ همسو با دولت قرار گرفته‌اند. هواداران جمهوری اسلامی به طور فزاینده‌ای به سوی ناخوشنودی گرایش پیدا می‌کنند و این درحالی است که جناح تندرو حاکم بر تهران وفاداری را از یک فهم وهم‌گونه روبه تزاید از دیدگاه جامعۀ ایرانی مطالبه می‌کند. چیزی زیادی از دینامیسم و دیدگاه‌هایی که محرک انقلاب سال ۵۷ بود باقی نمانده است؛ اما با درسی که از آن تجربه گرفته شده است، اکنون خواسته‌های جنبش اصلاح‌طلبی بسیار فرهیخته‌تر به شمار می‌آید و خودداری از خشونت نوید بسیاری را برای آینده می‌دهد.

توانایی دولت برای بکارگیری زبان مذهب برای سرکوب این تحولات رو به شکست است. دوباره و دوباره مذهب به اثبات رسانده است که این مقوله بیشتر مناسب زبان مقاومت است تا دولت. این امر به طور فزاینده‌ای برای خود خمینی بعد از پیروزی انقلاب روشن گشت. در مجادله پیوسته میان نخبگان انقلابی، خمینی به طور رو به افزایشی به دلایل بسیاری برای توجیه اعمال حکومت متوسل شد، امری که مذهب را به یک روکش ایدولوژیک فرو کاهید. با پایان زندگی خود، او اظهار داشت که دولت می‌تواند چنانچه برای حفظ جمهوری اسلامی لازم باشد، اصول اولیه اسلام را تعطیل کند.

به جای نظامی که در آن تفکر مذهبی قدرت دولت را در کنترل و اختیار داشت، او به این جمع‌بندی رسید که در آن دولت دین را برای مقاصد مخصوص خود به کار می‌گرفت، این به معنی تهی کردن مذهب و محتوای زبانی آن، و دست کشیدن از رشد بسیار وعده‌های بی‌سرانجام انقلاب بود.

عاشورا، با یادبود و اصولی که برای آن برمی‌شمرند، بار دیگر به اثبات می‌رساند که این روز مناسبت دارد چراکه کسانی که مهار قدرت را در تهران در دست دارند خشونت را بر علیه مردم خود به کار می‌گیرند. بی‌شک، مردم ایران برای خواسته‌های خود به منظور داشتن آزادی بیشتر و عدالت با تغییر بی‌خشونت در درون نظام پافشاری می‌کنند. به ‌درستی پرطعنه و جالب خواهد بود اگر حکومت دینی ایران در مهمترین روز مذهبی تقویم شیعه آغاز به فروپاشی کند.

طرح تحریم بنزین ایران در کنگره به مردم ایران آسیب می‌رساند و اجماع بین‌المللی را در مورد ایران تضعیف می‌کند

«شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) از تصمیم مجلس نمایندگان ایالات متحده برای بردن طرح «اچ. آر. ۲۱۹۴» -موسوم به «طرح تحریم بنزین ایران» (آی. آر. پی. اس. آ.) به منظور رای‌گیری در هفته ۱۴ دسامبر ۲۰۰۹، عمیقا نگران است و این امر را اقدامی در جهت تنبیه مردم ایران در عوض دولت ایران می‌داند.

«شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) از تلاش‌های مستمر دولت اوباما به منظور مذاکره با ایران پشتیبانی می‌کند. هرچند پاسخ‌های دولت ایران به این کوشش‌ها بسیار ناامید کننده بوده است، ولی دولت آمریکا باید با هماهنگی با سایر شرکای خود در جامعه‌ی جهانی به منظور انجام این امر متعهد بماند. در نظر گرفتن تحریم‌های یکسویه در این زمان از اقدامات همه‌جانبه‌ی رییس جمهور اوباما جلوگیری و کوشش‌های مختلف در این مورد را تضعیف و تهدید می‌کنند.

یک استراژی موفق در برخورد با ایران باید اساسا دربرگیرنده‌ی اقدامات دیپلماتیک باشد. تحریم‌ها می‌توانند نقش سازنده‌ای در این فرایند بازی کنند، ولی برای اینکه بتوانند موثر واقع شوند باید دولت ایران و افرادی را که مسئول رفتارهای سرزنش‌آمیز دولت ایران هستند، به‌خصوص کسانی که به نقض آشکار حقوق بشر اقدام کرده‌اند، هدف قرار دهند.

در حالی که اعضای کنگره فعالیت‌های خود را در این مورد ادامه می‌دهند، «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) کنگره را ترغیب می‌کند تا آنان در انجام این کار معیار‌های زیر را رعایت کند:

به مردم ایران آسیب نزنید – هیچ کس به اندازه مردم ایران از دولت سرکوبگر ایران رنج نکشیده است. تحریم‌های یکجانبه همانند آنچه در «طرح تحریم بنزین ایران» (آی. آر. پی. اس. آ.) آمده است، بی‌اندازه به مردم ایران آسیب می‌رساند. درحالی که فقط آسیب کمی به صحنه‌گردانانی چون گروه‌هایی در «سپاه پاسداران» که قدرت خود را زیر سایه تهدیدات خارجی پنهان کرده‌ و از تحریم‌های اقتصادی سود برده‌اند می‌زند.‌

همانطور که مردم ایران به ایستادگی خود در مقابل دولت‌شان ادامه می‌دهند، رهبران برجسته‌ی جنبش مخالفان ایران مانند میرحسین موسوی و مهدی کروبی همراه با مدافعان حقوق بشر مانند شیرین عبادی و اکبر گنجی همگی به‌شدت بر علیه تحریم‌های گسترده و بی‌هدف، همچون «طرح تحریم بنزین ایران» سخن گفته‌اند.

رییس جمهور را تضعیف نکنید – دولت اوباما سرمایه‌گذاری زیادی بر روی استراتژی مذاکره با ایران گذاشته است چرا که این امر بهترین روش به منظور ایجاد تغییر در رفتار دولت ایران است. در حالی‌ که این روند همان طور که پیش‌بینی می‌شد بسیار مشکل بوده است، ولی کنگره نباید برای تصویب قوانینی که تلاش‌های همه جانبه‌ی رییس جمهور را تضعیف می‌کند و دستان او را می‌بندد، عجله کند. رییس جمهوری پیوسته اعلام کرده است که پیشرفت روند مذاکره با ایران را در آخر سال ارزیابی خواهد کرد. تعهد به این امر دوباره در روز سوم دسامبر از سوی «رابرت گیبز»، سخنگوی کاخ سفید تاکید شد. او اعلام داشت که ضرب‌الاعجل رسمی برای دولت ایران پایان همین سال است. اگر کنگره «طرح تحریم بنزین ایران» را اکنون به تصویب برساند، به تمام دنیا این پیام را خواهد داد که کنگره آمریکا از برنامه‌ی رییس جمهوری پشتیبانی نمی‌کند و آنان می‌خواهند خود این امر را در اختیار بگیرند.

اتحاد بین شرکای آمریکا را سست نکنید- در ۲۶ نوامبر (۶ آ‌‌ذر)، «شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی» با تصویب قطعنامه‌ای به محکومیت ایران رای داد. بطور چشمگیری، تمامی پنج عضو شورای امنیت که دارای حق وتو هستند، به این قطعنامه رای مثبت دادند که این امر خود می‌تواند بالقوه در را بر روی یک رشته دیگر از تحریم‌ها باز کند. این پیشرفت‌های قابل توجه اوباما برای اتحاد در میان اعضای شورای امنیت به علت سرمایه‌گذاری وی در دیپلماسی است. اگر کنگره به سمت تحریم‌ها حرکت کند، متحدان ما را هدف قرارمی‌دهد و این اتحاد از هم پاشیده خواهد شد. کوشش برای جلب حمایت سایر کشورهای جهان با زور و از راه جریمه، ایران را منزوی نخواهد کرد، بلکه در حقیقت، این روش ممکن است تنها خود آمریکا را منزوی ‌سازد