استقبال نایاک از اقدامات حقوق بشري جديد


واشنگتن- شورای ملی ایرانیان آمریکا (نایاک) اقدام دولت باراک اوباما را مبنی بر تحریم مالی و منع صدور روادید آمریکا برای محمدرضا نقدی، فرمانده نیروی مقاومت بسیج و عباس جعفری دولت آبادی، دادستان تهران به علت دست داشتن در نقض حقوق انسانی مردم ایران، تحسین می کند.
جمال عبدی، مدیر سیاست گذاری نایک می گوید «جامعه بین المللی باید به نقض حقوق انسانی شهروندان ایرانی توسط دولت ایران توجه بیشتری نشان دهد»، به گفته او «به ازای تحریم های گسترده که تمامی شهروندان ایرانی را که برای کسب حقوق انسانی و مردم سالاری علیه سرکوب دولتی مبارزه می کنند، تنبیه می کند، باید تحریم ها هدفمند باشند و بر مقامات ایرانی که این حقوق را نقض می کنند تمرکز کنند».نایک همواره از اقدامات هدفمندی که از مردم ایران در مقابل نقض حقوق بشر دفاع میکند، حمایت کرده و در عین حال تحریم های گسترده ای را که باعث تنبیه شهروندان عادی ایرانی می شود، رد کرده است.نایک دولت ایران را به خاطر نقض مداوم حقوق بشر، از جمله واکنش به اعتراضات مردمی هفته گذشته (۲۵ بهمن ۸۹) که منجر به کشته شدن دست کم دو نفر و بازداشت بسیاری دیگر شد، به شدت محکوم می کند. نایک همچنان از دولت ایران می خواهد که به تعهدات بین المللی اش مبنی بر حمایت از حقوق بشر، عمل کند.

نایک همچنان کشورهای عضو شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد و از جمله ایالات متحده را تشویق می کند که در جلسه آینده این شورا در ماه مارس، یک گزارشگر مستقل سازمان ملل در زمینه حقوق بشر را برای نظارت بر ایران اختصاص دهند. اختصاص یک گزارشگر که موارد نقض حقوق بشر در ایران را بررسی کند و درباره آن گزارش دهد، می تواند شفافیت زیادی ایجاد کند و برای مدافعان حقوق بشر در ایران نیز امنیت زیادی ایجاد کند.

هفته گذشته، ۲۴ نماینده سنای آمریکا طی نامه ای به هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا، که مورد حمایت قوی نایک قرار گرفت، خواستار انتصاب یک گزارشگر حقوق بشر شدند.

جمال عبدی می گوید «اقدام امروز دولت اوباما، مولفه جدیدی است از آنچه باید اقدامی بین المللی برای هدف قرار دادن ناقضان حقوق بشر در ایران و اختصاص یک گزارشگر مخصوص حقوق بشر باشد»، وی می افزاید «در عین حال، جامعه بین المللی باید تلاش کند تا به واسطه تحریم های چندجانبه و دوجانبه، شهروندان عادی ایرانی که ما قصد حمایت از آنها را داریم تنبیه نشوند.»

شورای ملی ایرانیان آمریکا سال گذشته در حمایت از اولین لایحه ایجاد تحریم های هدفمند علیه ناقضان حقوق بشر در ایران، و لغو محدودیت های آمریکا بر ارتباطات اینترنتی و جامعه مدنی که به شهروندان عادی ایرانی صدمه می زند، نقش کلیدی ایفا کرده بود

 

نتایج نظر سنجی نایاک: رای اکثریت قریب به اتفاق اعضا علیه جنگ و حمایت از حقوق بشر

شورای ملی ایرانیان آمریکایی با برگزاری نظر سنجی سالانه از اعضای خود اولویت های نایاک را برای سال آینده مشخص نمود.

شورای ملی ایرانیان آمریکایی اخیراً با برگزاری یک نظر سنجی سالانه از اعضای خود اولویت های خود را برای سال آینده مشخص نمود. «حجم نمونه» نظرسنجی ۲۰۱۰ اعضای نیاک از اکثر نظر سنجی های علمی برای جمعیت های یک ملیونی بزرگتر بود. تقریبا ۵۰۰ عضو نایاک از طریق پست یا اینترنت بین اول تا بیست و هفتم اکتبر به این نظر سنجی پاسخ دادند. اگرچه نظر سنجی های اعضای نیاک علمی نیست، نظر سنجی های پیشین این سازمان مستمراً با نظرات اکثریت ایرانی های آمریکایی – چنانکه در نظر سنجی های جامعه ایرانی آمریکایی توسط دانشگاه ها و متخصصان نظر سنجی منعکس شده است – مطابقت داشته است.

اعضای نایاک در مجموع از مواضعی که نیاک اتخاذ کرده است و آنچه در حال حاضر انجام می دهد حمایت به عمل آورده اند، تا آنجا که مستمرترین تقاضا برای تغییر از جانب اقلیت بزرگی از اعضا ابراز شده که خواستار آن بودند که نایاک کارهای بیشتری در برخی زمینه ها انجام دهد. یکی از مزایای کلیدی عضویت نایاک قدرت در جهت دادن به سازمان می باشد، و نایاک در صدد خواهد بود تا فعالیت های خود را در زمینه هایی که در نظر سنجی اعضا مشخص شده تا حد مقدور گسترش دهد.

رتبه بندی اولویت ها: اکثریت قریب به اتفاق پاسخ دهندگان به نظر سنجی مسائلی را که نایاک بر روی آنها فعالیت نموده را مهم تلقی کردند – تقریباً هر یک از موضوعاتی که مورد نظر سنجی قرار گرفت توسط حداقل ۹۰% از پاسخ دهندگان مهم تلقی شد. در مجموع اعضای نایاک همچنان بر مواضع زیر پافشاری نمودند: نگرانی های عمیق از وضعیت حقوق بشر؛ مخالفت با جنگ و حمایت از حل و فصل صلح آمیز تنش های ایران و آمریکا؛ افتخار به میراث ایرانی خود و مقاومت در برابر تبعیضات ضد ایرانی؛ و مخالفت با تحریم هایی که به مردم آسیب می رساند.

با در نظر گرفتن حساسیت های عمیق نسبت به بسیاری از مسائل، نایاک همچنین از اعضای خود خواست تا اولویت های خود را رتبه بندی کنند. به صورت میانگین، اعضای نیاک مخالفت با جنگ و یافتن راه حل صلح آمیز برای منازعه آمریکا-ایران را اولویت اصلی خود قرار دادند. حمایت از حقوق بشر در ایران و مخالفت با تحریم های گسترده با تفاوتی ناچیز به ترتیب در رتبه های دوم و سوم قرار گرفتند. موارد بعدی حمایت از کتیبه های پرسپلیس و تصحیح ویزای تک-ورودی برای دانشجویان ایرانی بود. با این وجود، لازم به تذکر است که حداقل نه عضو از هر ده عضو عملکرد نایاک را در هر یک از این زمینه ها پراهمیت دانستند.

جلوگیری از جنگ آمریکا-ایران: اعضای نایاک جلوگیری از جنگ آمریکا-ایران و یافتن راه حلی صلح آمیز برای برطرف نمودن تنش های بین آمریکا و ایران را در صدر اولویت های خود قرار دادند. ۹۱% از اعضا خاطر نشان ساختند که جلوگیری از جنگ ایران- آمریکا و یافتن راه حل صلح آمیز برای تنش های ایران-آمریکا باید از اولویت های «خیلی مهم» نیاک باشد و ۷% آن را «تقریباً مهم» محسوب نمودند. تنها ۲/۰% از پاسخ دهندگان از این موضع دفاع ننمودند. ۷۴% از پاسخ دهندگان اظهار داشتند که «تمرکز نیاک بر روی این موضوع به اندازۀ کافی است» و ۱۱% دیگر گفتند که نیاک به اندازه کافی بر روی این موضوع تمرکز نمی کند و ۸% اظهار داشتند که نیاک بیش از حد بر این موضوع تمرکز می کند. در نتیجه، نیاک کماکان جلوگیری از جنگ ایران-آمریکا و یافتن راه حل صلح آمیز برای تنش های ایران-آمریکا را در صدر اولویت های خود قرار خواهد داد.

حمایت از حقوق بشر: ۸۱% از اعضای نایاک حمایت از حقوق بشر در ایران را هدف «بسیار مهم» سازمان دانستند، در حالی که ۱۵% آن را «تقریباً مهم» خواندند. اقلیت کوچکی از اعضا (۷/۱%) به حمایت نایاک از این موضوع رای منفی دادند.

۲۷% از پاسخ دهندگان اظهار داشتند که نیاک باید بیشتر بر روی مسائل حقوق بشر تمرکز کند، در حالی که ۵۷% گفتند که نیاک به اندازه کافی بر این موضوع تمرکز می کند، و ۵% بر آن بودند که نایاک بیش از حد بر این موضوع تمرکز می کند. بنابراین نایاک تلاش های خود را در زمینه حمایت از حقوق بشر در ایران ادامه و گسترش خواهد داد و این موضوع را – تا آنجا که مکمل جلوگیری از جنگ ایران-آمریکا باشد – پیگیری خواهد کرد.

تحریم ها: ۷۹% از پاسخ دهندگان مخالفت با تحریم های گسترده ای که ایرانیان بی گناه را مجازات می کند را مسئله ای بسیار مهم محسوب نمودند و ۱۶% آن را تقریباً مهم دانستند. تنها ۶% از پاسخ دهندگان با این موضع مخالفت نمودند.

۶۸% از پاسخ دهندگان راهکارهایی برای مجازات هدفمند آن دسته از مسئولان دولت ایران را که مرتکب نقض حقوق بشر شده اند را «بسیار مهم» محسوب نمودند و ۲۰% آن را «تقریباً مهم» دانستند. تنها ۵/۲% از اعضا اظهار داشتند که از این موضع دفاع نمی کنند. این نتایج موضع فعلی نایاک را در مورد مخالفت با تحریم های گسترده و حمایت از کاهش فشار بر روی مردم ایران و همچنین حمایت این سازمان را از راهکارهایی که مشخصاً ناقضین حقوق بشر را در ایران هدف قرار می دهند تایید می کند.

مخالفت با تبعیض: در طی یک سالی که از آخرین نظر سنجی ما می گذرد، نایاک با دو مورد بزرگ تبعیض ضد ایران در آمریکا مواجه بوده که در هر دو مورد به پیروزی چشمگیری دست یافته است: مخالفت موفقیت آمیز با قانون استپ (STEP ACT) و وادار نمودن دو مجری ورزشی شبکه فاکس به پوزش بر روی آنتن بخاطر سخنان تعصب آمیز علیه یک بسکتبالیست ایرانی. ۸۲% از اعضای نایاک تبعیض علیه ایرانیان آمریکایی را «بسیار مهم» محسوب نمودند. ۱۵% دیگر آن را «تقریباً مهم» دانستند. با توجه به این نتیجه قاطع، نیاک اولویت بالایی برای مبارزه با قوانین تبعیض آمیز و به تصویر کشیدن منفی ایرانیان آمریکایی در رسانه ها قائل خواهد شد.

میراث: نیاک به نیابت از ایرانیان آمریکایی به تقدیر، تحسین، و صیانت از میراث چهار هزار ساله ایران مباهات می کند. به رسمیت شناختن نوروز برای اولین بار توسط کنگره – که مورد تصویب مجلس نمایندگان و سنا قرار گرفت- از جمله دست آوردهای ما می باشد. ۵۹% از پاسخ دهندگان مصوبه نوروز و سایر مصوبات مرتبط با به رسمیت شناختن میراث ایران را «بسیار مهم» محسوب نمودند و ۳۲% دیگر آن را «تقریباً مهم» تلقی کردند.

نایاک همچنین اولویت بالایی برای صیانت از کتیبه های پرسپلیس قائل است – آثار گرانقدری که در موزه ها و دانشگاه های آمریکا در معرض نمایش قرار گرفته اند و روایتی دست اول از زندگی در امپراطوری ایران باستان ارائه می دهند. ۶۸% از پاسخ دهندگان صیانت از کتیبه های پرسپلیس و دیگر آثار ایرانی را که در معرض خطر قرار دارند «بسیار مهم» محسوب نمودند و ۲۶% دیگر آن را «تقریباً مهم» دانستند. نایاک در آینده به تلاش خود در راستای صیانت از کتیبه های پرسپلیس و آثار دیگری که در معرض خطر قرار دارند ادامه خواهد داد تا میراث ما دیگر در هیچ زمانی مورد هجوم قرار نگیرد.

مهاجرت: در سال گذشته تمرکز اصلی دستور کار مهاجرت نیاک تصحیح مقررات ویزای تک-وروی برای دانشجویان ایرانی بوده است. ۶۰% از پاسخ دهندگان این موضوع را «بسیار مهم» محسوب می کنند، و ۳۵% آن را تقریباً مهم می دانند. نایاک همچنین از تلاش هایی که به منظور تصویب قانون رویا (Dream Act) صورت گرفته است حمایت به عمل آورده که ۴۲% از پاسخ دهندگان آن را «بسیار مهم» و ۳۳% آن را «تقریباً مهم» محسوب نمودند. با توجه به این نتایج مسئله ویزای تک-ورودی اولویت اول مهاجرتی نایاک می باشد.

از تمامی افرادی که در نظر سنجی امسال شرکت نموند تشکر می کنیم. نیاک همچنان جویای نظرات اعضای خود و جامعه ایرانی خواهد بود تا به صورت موثر از آنها دفاع نماید.

آیا هنوز به عضویت نیاک در نیامده اید؟ از قافله جا نمانید – از امروز به بزرگترین سازمان مردمی ایرانی-آمریکایی بپیوندید!

ويدئو: گفتگوي نایاک با شيرين عبادي پيرامون حقوق بشر و جنگ

واشنگتن – دکتر شیرین عبادی شنبه گذشته در حضور جمعی از اعضای شورای ملی ایرانیان آمریکا ضمن تاکید بر تمرکز جامعه بین الملل بر مسئله حقوق بشر در ایران هشدار داد که جنگ و یا تهدید نظامی علیه ایران، برای جنبش حقوق بشر و مردم سالاری داخل کشور ویرانگر خواهد بود. پیش از این جلسه که در مک لین ویرجینیا به میزبانی نایک برگزار شد، دکتر تریتا پارسی دبیر کل نایک و دکتر هژیر رحمانداد عضو نایک و استادیار مهندسی صنایع دانشگاه صنعتی ویرجینیا، با خانم عبادی مصاحبه کردند.

پاسخگویی نکته به نکته در رد ادعاهای مطرح شده

اتهام: «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) با انتصاب دنیس راس در دولت اوباما مخالف کرد چرا که نایک نگران بود که تمام تلاش‌های بلند مدتش برای تشویق مقامات آمریکایی برای برداشتن تحریم‌ها علیه ایران، به هدر رود.

واقعیت: «شورای ملی ایرانیان آمریکا» نسبت به انتصاب دنیس راس به عنوان نمایندۀ ویژه در امور مناسبات آمریکا و ایران به علت جانبداری وی از سیاست‌های نزدیک به دولت بوش، تردید دشت. این همان روش‌های آشنا و جنگ‌طلبانه برای دیپلماسی با ایران است که گمراه کننده و بی‌بازده است. «نایاک» نمی‌خواهد که مقامات آمریکایی ‌به‌طور یک جانبانه تحریم‌های وسیع اقتصادی را علیه ایران بردارند. «نایاک» معتقد نیست بدون اینکه دولت ایران فعالیت‌های نکوهیده خود را متوقف کند، تحریم‌های وسیع اقتصادی علیه ایران برداشته شود. به علاوه، «نایاک» دلیل آورده است که تحریم‌های بیشتر برای دیپلماسی مناسب نیست و شکست اجتناب‌ناپذیر این تحریم‌ها، آمریکا را دوباره به مسیر جنگ با ایران برمی‌گرداند.

اتهام: «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) باید به عنوان سازمانی با «فعالیت برای عمال خارجی» ثبت می‌شده است چرا که مکاتبات ایمیلی بین آقای پارسی و آقای ظریف (سفیر سابق جمهوری اسلامی در سازمان ملل) نشان می‌دهد که آقای پارسی پیشنهاد می‌کند که این دیپلمات ایرانی با نمایندگان کنگره آمریکا ملاقات کند.

واقیعت: در اوت سال ۲۰۰۶، «نایاک» به طور خستگی‌ناپذیر تلاش کرد تا از جنگ میان آمریکا و ایران جلوگیری کند. «شورای ملی ایرانیان آمریکا» در نشست‌های خود با نمایندگان کنگره آمریکا گله کرد که دولت بوش به کسی گوش نمی‌دهد و برای جلوگیری از جنگ، قانون‌گزاران نیازمندند تا با ابتکار آغاز گفت‌وگو با ایران امور را در دست خود گیرند یا حتی به تهران بروند. هنگامی که «نایاک» بر حمایت از قانون‌گذارانی که بر کاخ سفید برای اعمال دیپلماسی فشار می‌آورند ادامه می‌داد، از تریتا پارسی و اعضای «نایاک» در مواردی درخواست شد که اگر بتوانند به قانون‌گزاران در دنبال کردن سیاست‌های خود (در مورد ایران) نیز کمک و راهنمایی کنند. پارسی پیشنهاد داد که نخستین گام برای اعمال دیپلماسی، می‌تواند انجام گفت‌وگو با سفیر ایران در سازمان ملل متحد در نیویورک باشد. به دلیل آنکه پارسی برای نگارش کتابش با سفیر ایران در فرصت‌های متعددی گفت‌وگو کرده بود، قانون‌گزاران آمریکا از وی درخواست کردند که آنها را به سفیر ایران معرفی کند. پارسی این امر را تعهد کرد و این معرفی را انجام داد. هرچند وی این کار را کرد اما هیچ دیداری را سازماندهی نکرد. پارسی در ایمیل خود به سفیر ایران تاکید بسیار کرد که این معرفی فقط به دلیل این امید «شورای ملی ایرانیان آمریکا» که از جنگ میان آمریکا و ایران جلوگیری شود انجام شده است. بار دیگر لازم به ذکر است که این ایمیل تنها به درخواست نمایندگان کنگره فرستاده شد و نه دولت ایران. «نایک» هیچگاه از جانب دولت ایران کار نکرده و نخواهد کرد .

اتهام: «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) نماینده‌ی دیدگاه‌های اکثریت جامعه‌ی ایرانی- آ مریکایی نیست.

واقعیت: این امر که موضع‌گیری‌های «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) بازتاب نقطه نظرات اکثریت جامعه‌ی ایرانی- آمریکایی است بار دیگر در هفته گذشته با نتایج نظرسنجی ملی که توسط این موسسه انجام شد، تصدیق گردید. اینترنشنال زاگبی

http://www.paaia.org/CMS/Data/Sites/1/PDFs/surveyofiasnov09.pdf

شورای ملی ایرانیان آمریکا دیدگاه اکثریت جامعه‌ی ایرانی- آمریکایی را نمایندگی می‌کند، کسانی که بر اساس بسیاری از نظرسنجی‌های انجام شده با جنگ و تحریم‌های گسترده مخالف هستند، و از حقوق بشر و دیپلماسی حمایت می‌کنند.

اتهام: «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) بیش از حدود قانونی تعیین شده (۲۰ درصد بودجه سازمانی خود را) برای سازمان‌های غیرانتفاعی صرف لابی کردن می‌کند.

واقعیت: «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) یک سازمان آموزشی تحت مقرارت ۵۰۱ سی۳ آمریکا با انتخابات «اچ» است. در نتیجه، «نایاک» اجازه دارد که تا ۲۰ درصد از بودجه‌ی خود را صرف لابی کردن کند. «نایاک» و کارکنانش پیرو کامل قوانین و آیین‌نامه‌ها هستند. با اینکه لازم نیست که «نایک» درباره‌ی موارد لابی شده گزارشی بدهد، این سازمان در این موارد بسیار شفافیت دارد- «شورای ملی ایرانیان آمریکا» با لایحه‌ای که در سال ۲۰۰۸ راه را برای جنگ میان ایران و آمریکا هموار می‌ساخت مخالفت کرده و کمک کرد تا این لایحه تصویب نشود. «نایاک» طرفدار لایحه‌ای است که از توافق‌نامه‌ی «حادثه‌ای در دریا» بین ایران و آمریکا حمایت می کند، «نایاک» با تحریم‌های اقتصادی بیشتر علیه ایران مخالف است به این علت که این تحریم‌ها قادر به حل کشمش‌های میان ایران و آمریکا نیست.

فعالیت‌های آموزشی و ترویج سیاست‌های عمومی مانند مخالفت با جنگ – به جای دفاع از لایحه‌های خاص – طبق قانون لابی‌گری نیست. اگر در جایی یک سازمان ۵۰۱ سی۳ از حدود مقرر لابی‌گری تجاوز کند، دولت این سازمان را جریمه می‌کند. اگر تخلفات ادامه پیدا کند، وضیعت مالیاتی این سازمان معلق می‌شود. به هر حال، «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) مطابق تمامی آیین‌نامه‌ها و قوانین عمل می‌کند.

اتهام: «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) فقط نقض حقوق بشر را بعد از ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ در ایران محکوم کرد.

واقیعت: بر اساس رای اعضا، «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) سال‌هاست که از منتقدان پرصدای نقض حقوق بشر از سوی دولت ایران به شمار می‌آمده است. با وجود پوشش رسانه‌ای گسترده و پیوسته‌ی «نایاک» و محکوم کردن سرکوب‌های خشونت‌آمیز اعتراضات مسالمت‌آمیز معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری از سوی دولت ایران که باعث جلب توجه رسانه‌ها در تابستان امسال شد، فعالیت ما در مورد حقوق بشر خیلی زودتر از این آغاز شده بود.

http://niacblog.wordpress.com/2009/06/

http://www.niacouncil.org/index.php?option=com_content&task=view&id=1219

وقتی «نایاک» تصمیم گرفت که به دنبال راه‌حل‌های صلح‌آمیز برای حل بحران ایران و آمریکا بگردد، همزمان نیز تصمیم گرفت که قانون‌گزاران و مردم آمریکا را در مورد نقض حقوق بشر در ایران آموزش دهد. «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) بیانه‌های متعددی برای محکوم کردن دولت ایران یا درخواست به منظور احترام گذاشتن به حقوق بشر منتشر کرده است. افزون بر این، «نایاک» دو گردهمایی عمده در ساختمان کنگره‌ی آمریکا برگزار کرده است که توجهات را به نقض حقوق بشر در ایران معطوف کند.

http://www.niacouncil.org/index.php?option=com_content&task=view&id=873&Ite (۱

http://www.niacouncil.org/index.php?option=com_content&task=view&id=1544
 (۲

سخنرانان این دو گردهمایی‌ را نمایندگان «دیده‌بان حقوق بشر»، «کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران»، «سازمان عفو بین‌الملل» و اعضای کنگره تشکیل می‌دادند.

اتهام: «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) رویکردی دورویانه دارد که در عین حالی که خود با کمک‌های مالی دولت بوش برای ترویج دموکراسی مخالفت می‌کرد، کمک مالی موسسه‌ی «اعانه‌ی ملی برای دموکراسی» را دریافت کرده است.

واقیعت: فعالان برجسته‌ی ایرانی هواخواه دموکراسی و حقوق بشر- مانند شیرین عبادی برنده‌ی جایزه‌ی صلح نوبل، اکبر گنجی، هاله اسفندیاری از موسسه‌ی «وودرو ویلسون»، و سازمان «دیده‌بان حقوق بشر»- به علت خطراتی که این کمک‌ها برای امنیت فعالان داخل ایران ایجاد می‌کند، به شدت مخالف هرگونه کمک مالی سیاسی دولت آمریکا به سازمان‌های داخل ایران هستند.

«شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) معتقد است که آمریکا به‌طور جدی باید نگرانی‌ها و آینده‌ی فعالان هواخواه دموکراسی و حقوق بشر را در داخل ایران در نظر بگیرند. «نایاک» اثرات منفی کمک مالی سیاسی دولت آمریکا را از نزدیک مشاهده کرده است. «‌نایک» برای چندین سال، با سازمان‌های غیردولتی ایران برای ساختن ظرفیت‌ غیرسیاسی آنها با استفاده از کمک مالی موسسه‌ی «اعانه‌ی ملی برای دموکراسی» کار کرده است و ما شاهد بودیم که چگونه فضای کاری این سازمان‌ها که در ایران فعالیت می‌کنند به شدت به علت این کمک مالی سیاسی دولت آمریکا بدتر شد. «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) معتقد است که هرگونه کمک دولت آمریکا به مردم ایران باید از طرف مردم ایران پشتیبانی شود و باید زندگی ایشان را به خطر نیاندازد.

قطعنامۀ چراغ سبز دادن به حملۀ نظامی اسرائیل به ایران از سوی نمایندگان جمهوریخواه کنگره ارائه شد

۲۳ ژوئیه ۲۰۱۰ 

جمال عبدی
مدیر سیاستگذاری در شورای ملی ایرانیان امریکا

 

جمهوریخواهان در مجلس نمایندگان آمریکا پیشنویس لایحهای را ارائه دادهاند که به بمبارانی نظامی توسط اسرائیل به ایران چراغ سبز خواهد داد. قطعنامۀ اچ.ریس. ۱۵۵۳ (متن کامل آن را در زیر میبینید)، که حمایت آشکاری را در خصوص حملۀ نظامی به ایران فراهم میآورد، تصریح کرده است که مجلس نمایندگان از اسرائیل برای بکارگیری «هر وسیلۀ ضروری» از جمله «استفاده از نیروی نظامی علیه ایران» پشتیبانی میکند. فرماندهان نظامی ایالات متحده هشدار دادهاند که حملۀ نظامی به ایران میتواند فاجعهای برای منافع امنیت ملی آمریکا به شمار آید و خاورمیانه را در جنگی «مصیبتبار» منطقهای فرو برد.

نزدیک به یک سوم از جمهوریخواهان مجلس نمایندگان این قطعنامه را که توسط پشتیبان اصلی آن، لوئی گومرت(یکی از نمایندگان ایالت تگزاس)، برای ماهها به طور علنی مورد بحث قرار گرفته و توزیع شده است، امضا کردهاند. شورای ملی ایرانیان آمریکا رهبری تماسهایی را در مخالفت با این لایحه به منظور ترغیب کسانی که در این مورد نگرانی دارند در دست دارد تا از جان بونر رهبر جمهوریخواهان در مجلس نمایندگان درخواست کنند این قطعنامه را نکوهش و لغو کند. تقدیم این لایحه با الگویی از آغاز درخواستها برای حملۀ نظامی هماهنگ است که از هنگامی که پرزیدنت اوباما لایحۀ تحریمهای «فلج کننده» کنگره علیه ایران را برای قانونی شدن امضاء کرد، فزونی یافته است.

نومحافظهکارانی همچون بیل کریستول و رئول مارک گیریچث که در سازماندهی جنگ با عراق موثر بودند، رهبری را در پیشبرد درخواست برای اقدام نظامی بعهده رئول مارک گیریچث داشته اند.

جان بولتن مقام رسمی سابق و از جنگ طلبان دولت بوش به تازگی برنامهای را برای برانگیختن اسرائیل به حملۀ نظامی به ایران، با این استدلال که طرفهای خارجی ممکن است «پشتیبانی گستردهای» را از حملهای نظامی در این راستا که این امر حق اسرائیل برای دفاع از خود است به عمل آورند، رهبری میکند. بولتن میگوید، حامیان حملۀ نظامی، میبایست از تاکتیک ویژۀ حمله های پیشگیرانه علیه ایران پشتیباتی کنند. خواستۀ او آن است که کنگره میتواند «این امر را روشن سازد» که از چنین حملهای پشتیبانی میکند و این که «داشتن حمایت آشکار» کنگره در آغاز راه، به دولت اسرائیل که به طور منطقی نگران واکنش منفی احتمالی آقای اوباما نسبت به چنین حملهای است اطمینان دوباره میبخشد.

با وجود شور و شوق نومحافظهکاران، رهبران نظامی ارشد ایالات متحده در مورد خطرات بسیار حملۀ نظامی علیه ایران هشدار دادهاند. وزیر دفاع رابرت گیتس، استدلال کرده است، “جنگ دیگری در خاورمیانه آخرین چیزی است که ما به آن نیاز داریم. در واقع، من بر این باورم که این امر در بسیاری از سطوح میتواند فاجعهآمیز باشد.” دریاسالار مایک مولن، رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا، تردید جدی خود را در خصوص یک حملۀ نظامی با بیان این نکته که “دستیابی ایران به سلاح هستهای میتوان فوقالعاده تردیدآمیز به شمار آید، اظهار داشته است. حمله به آنها همچنین میتواند چنین پیامدی را در پی داشته باشد. در منطقهای که در حال حاضر بسیار بیثابت است، ما به چیز بیشتری نیاز نداریم.” ژنرال دیوید پترویوس، هشدار داده است که حمله به ایران ممکن است توسط دولت ایران به منظور متحد کردن مردم تقسیم شده این کشور مورد سودجویی قرار بگیرد.

همانندسازی ها در طول سال گذشته به منظور ارزیابی پیامد یک حملۀ نظامی علیه ایران مورد اجرا قرار گرفته است. یکی از این همانندسازیها، توسط مرکز سابان موسسۀ بروکینز، به این نتیجه رسید که حملۀ نظامی میتواند ایالات متحده را به درگیریی بکشاند که ممکن است منطقه را به جنگ فرو برد، و احتمال دارد ایران را قادر سازد از این حمله به عنوان فرصتی برای همبستگی مردم ایران و از بین بردن مخالفانش استفاده کند. این همانندسازی همچنین نشان داد که حملۀ نظامی نمیتواند به نابودی برنامۀ هستهای ایران بیانجامد بلکه صرفا برای چند سال آن را به عقب میاندازد.

گزارشی از گروه پژوهش آکسفورد به تازگی منتشر شد که این یافتههای را تقویت کرد و نیز هشدار داد که یک حملۀ نظامی توسط اسرائیل میتواند فاجعهبار به شمار آید و غیرمحتمل است که برنامۀ هستهای ایران را متوقف سازد. به جای آن، این گزارش به این نتیجه رسید که حملۀ نظامی ممکن است ایران را مجاب سازد تا از پیمان بینالمللی منع گسترش سلاحهای هستهای خارج شود و سرسختانه در پی توسعۀ سلاحهای هستهای بر آید.

فعالان ایرانی تاکید کردهاند که حتی پیش کشیدن شبح جنگ به مخالفان سیاسی در ایران ضربه میزند. اکبر گنجی یادآور شد که “این واقعیت محض که اوباما به تهدیدهای نظامی نپرداخت، وقوع جنبش سبز را ممکن ساخت.” “یک حملۀ نظامی میتواند تمام آن را از بین ببرد.”

نامۀ درخواست خود را به جان بونر، رهبر جمهوریخواهان مجلس نمایندگان به منظور لغو قطعنامۀ جنگ ایران بفرستید.

متن آماده شدۀ گواه دکتر تریتا پارسی درحضور کمیتۀ حقوق بشر تام لنتوس در کنگره آمریکا

جناب آقای مک ‌گوویرن و جناب آقای ولف روسای جلسه، از شما که به من اجازه دادید تا برای بحث دربارۀ بد شدن روبه افزایش وضعیت حقوق بشر در ایران در برابر شما سخن بگویم سپاسگزارم. و با تشکر از شما به خاطر برگزاری چنین جلسه‌ای که به منظور توجه به حقوق بشر در ایران تشکیل شده است. انجام این بحث به درستی بسیار مورد نیاز است، بر گفتۀ سازمان عفو بین‌اللمل، در حال حاضر وضعیت حقوق بشر در ایران به بدی وضعیتی است که در سی سال گذشته بوده است.به عنوان نماینده بزرگترین سازمان مردم‌محور – شورای ملّی ایرانیان آمریکایی – که آمریکاییان ایرانی‌تبار را در ایالات متحده نمایندگی می‌کنند- باید بر این نکته تایید ورزم که هیچ گروهی از آمریکاییان بیش از جامعۀ آمریکاییان ایرانی‌تبار از سیاست‌های دولت ایران رنج نبرده است. آنان چه قربانی آزار مذهبی یا سیاسی بوده‌اند، چه اشکال دیگر تجاوز علیه حقوق بشر، اکثریت بسیاری از آمریکاییان ایرانی‌تبار آمریکا را به عنوان خانۀ اصلی خود برگزیده‌اند چرا که با دولت ایران تفاوت داشته‌اند.

آن تفاوت‌ها به روشنی به عنوان نتیجه‌ای از مبارزات انتخاباتی ژوئن ۲۰۰۹، نه فقط به دلیل تقلب در انتخابات، بلکه بیشتر به دلیل خشونت‌های بسیار زشت علیه حقوق بشر که توسط  دولت ایران در حد زیادی انجام پذیرفت رشد یافته است.

امروز سخنان من متمرکز بر گام‌های است که ایالات متحده و جامعۀ جهانی می‌توانند برای اعمال فشار بر دولت ایران به منظور متوقف ساختن تجاوزاتش علیه حقوق بشر و پشتیبانی مدافعان حقوق بشر ایران بردارند.

سابقه

در گزارش «جمهوری اسلامی در ۳۱: خشونت‌های پس از انتخابات بحران حقوق بشری جدی را نشان داد»، سازمان «دیده‌بان حقوق بشر» تعدیات گستردۀ علیه حقوق بشر را مستند کرده است، از جمله قتل‌های خارج از چهارچوب قضایی؛ تجاوز و شکنجه؛ زیر پا گذاشتن حق آزادی بیان و برپایی تجمعات؛ و انجام هزاران دستگیری و بازداشت غیرقانونی در مدت نه ماه پس از انتخابات روز ۱۲ ژوئن سال ۲۰۰۹. شاهدان از الغای اعدام‌های دروغی، شکنجه، تجاوز، و کتک زدن‌های بی‌هدف زندانیان سخن گفته‌اند.

صدها نفر – از جمله اشخاصی که در هیچ تظاهراتی علیه تقلب در انتخابات شرکت نکردند- وادار شدند تا در تلویزیون برای بیان اعترافات دروغین ظاهر شوند، و به دست داشتن خود در فعالیت‌هایی که ضدانقلابی خوانده می‌شود تاکید کنند.

بدترین خشونت‌ها علیه زندانیان عادی در پاسگاه‌های پلیس و بازداشتگاه‌ها انجام گرفته است. یکی از این بازداشتگاه‌ها در ماه اوت پس از آن که اسناد این خشونت‌ها هویدا گردید بسته شد. ماه گذشته، مجلس ایران مرگ‌ها و ادعاهای اعمال شکنجه را مورد تحقیق قرار داد و از دادستان سابق کل تهران سعید مرتضوی به عنوان شخص مسئول نام برد. علیرغم این که گروه تحقیق اتهامات مربوط به آزارهای جنسی را مردود شمرد، اعلام کرد که خشونت‌های گسترده در این بازداشتگاه انجام پذیرفته است. هرچند، هنوز نه مرتضوی نه هیچ کس دیگری به اتهام دست داشتن در این تخلف مورد پیگرد قانونی قرار نگرفته‌اند.

تا امروز، ما رقم دقیقی از تعداد کسانی که توسط ماموران دولتی ایران در آخرین موج از سرکوبی‌ها کشته شده‌اند در دست نداریم. ارقام رسمی به احتمال زیادی غیرواقعی هستند.

دلیل عدم اعلام این گزارش‌های تا حدودی به خاطر تهدید خانواده‌های قربانیان است. یکی از دوستان خانوادۀ خود من دختر ۱۶ ساله‌ای داشت که در خیابان در اولین روز از اعتراض‌ها تیر خورد. خانواده‌اش مرگ وی را به دلیل فشار ماموران دولتی ایران گزارش نکرده‌اند. ترس از آن است که اگر آنها این خبر را عمومی سازند، ماموران دولتی تنها فرزند باقی ماندۀ این خانواده را مجازات خواهند کرد. این پسر یک دانشجو است و اگرچه در تظاهرات شرکت نداشته ‌است، ولی ماموران دولتی این امر را روشن ساخته‌اند که چنانچه خانواده مرگ دخترشان را گزارش دهند، او یک هدف است.

این تهدیدها توخالی نیست. ماموران دولتی به تازگی مشغول هدف قرار دادن فرزندان و وابستگان رهبران مخالف هستند. برای مثال، عاطفه امام، دختر ۱۸ سالۀ جواد امام، رییس ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی در تهران، زندانی شده است و تحت فشار قرار گرفته تا «اعتراف» کند که پدرش مجرم بوده است. همزمان، به نقل از مادر وی، لیلی سادات جلال‌زاده، دولت عاطفه را شکنجه کرده تا بر پدرش فشار بیاورد که متهم بودن دیگر اشخاص در اطراف موسوی را اعتراف کند.

در دسامبر، خواهرزاده میرحسین موسوی رهبر مخالفان مورد اصابت گلوله‌ای قرار گرفت و کشته شد. در همان ماه، ماموران دولتی ایران خواهر شیرین عبادی برندۀ جایزۀ نوبل و مدافع حقوق بشر را دستگیر کردند. عبادی در مصاحبه‌ای با امید معماریان چاپ شده در «انتر پرس سرویس» گفت که ماموران دولت ایران “خواهر من را به عنوان گروگان گرفته‌اند، به این امید که من از فعالیت‌های خود دست بکشم”.

تعدیات علیه جامعۀ بهائیان ایران نیز در این مدت، شدت گرفته است.  هفت تن از رهبران جامعۀ بهائی اکنون در تهران در حال محاکمه پشت درهای بسته به اتهام جاسوسی روبرو هستند. مجمع معنوی ملی بهائیان ایالات متحده آمریکا اذعان کرده است که قوانین ایران زندانی کردن افراد بدون تفهیم اتهام برای دو ماه را ممنوع کرده است. در این مورد، همچون بسیاری از سایر مواردی که اینجا مورد بحث قرار گرفت، ماموران دولتی ایران نه تنها کنوانسیون‌های حقوق بشر را که ایران یکی از اعضای آن است، بلکه همچنین قوانینی را که خود مورد تصویب قرار داده‌اند نقض کرده‌اند.

اعدام زندانیان و معترضان نیز افزایش یافته است. در تاریخ ۲۸ ژانویه، محمدرضا علی زمانی و آرش رحمانی‌پور به جرم «محاربه» یا جنگ با خدا اعدام شدند. اگرچه مقامات دولت ایران مدعی شدند که آن دو در تظاهرات ضددولتی پس از انتخابات مناقشه‌انگیز فعال بودند، اما وکیل رحمانی‌پور اعلام کرد که وی یک ماه پیش از انتخابات دستگیر  شده بود.

از حضور وکیل او به منظور دفاع  در محاکمۀ نمایشی وی در ژوئن جلوگیری به عمل آمد و وکیلش از شنیدن خبر اعدام موکلش از طریق اخبار شوکه گردید. پدرش خبر اعدام پسرش را از تلویزیون شنید. نه نفر دیگر از فعالان به جرم محاربه محکوم شده‌اند و در انتظار اجرای حکم اعدام هستند. بیش از صدها نفر در انتظار محاکمه قرار دارند، هرچند از دسترسی به وکیل محروم شده‌اند.

در ۱۵ فوریه، شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد به شدت ایران را در طی نشست «بررسی دوره‌ای جهانی» (یو. پی. آر.) که شامل مرور وضعیت همه اعضای سازمان ملل می‌شود مورد انتقاد قرار داد. نمایندۀ ایران این انتقاد را مردود دانست و پیشنهادهای مهم سازمان ملل را در خصوص بهبود وضعیت حقوق بشر در این کشور نپذیرفت. ایران توصیه‌هایی را چون توقف اعدام‌مجرمان نوجوان؛ تضمین‌هایی در مورد برگزاری محاکمۀ عادلانه، تحقیق در خصوص اتهامات شکنجه از جمله تجاوز به عنف، و آزاد کردن افرادی بازداشت شده‌ای که برای احقاق حقوق انسانی خود به طور مسالمت‌آمیز رفتار کرده‌اند، رد کرد. در حالی که ایران پیشنهادی را مبنی بر همکاری با کارشناسان حقوق بشر سازمان ملل متحد پذیرفت، چندین توصیه‌دیگر را به منظور اجازه بازدید گزارشگر مخصوص شورا در زمینه شکنجه از این کشور نپذیرفت. به گزارش سازمان عفو بین‌الملل، ایران توصیۀ احترام به آزادی مذاهب را پذیرفت اما توصیه‌ای به منظور پایان تبعیض علیه بهائیان را قبول نکرد.

چرا ایران نسبت به فشار در مورد حقوق بشر حساس است

به رغم رد این توصیه‌ها از طرف ایران، باید یادآور شد که مقامات ایرانی نسبت به انتقاد از پروندۀ حقوق بشر خود حساس هستند. این عمدتا به دلیل جاه‌طلبی ایران، برای شناساندن خود  به عنوان رهبر منطقه است. ماهیت انقلاب خود محرک این انگیزه است. سه دهه پیش، این ایران – نه واشنگتن-  بود که صحبت از تغییر رژیم ‌می‌کرد. انقلابیون پیروز به دنبال صدور انقلاب به کشورهای همسایه با هدف بازآفرینی خاورمیانۀ مورد تصور خودشان  بودند.تلاش‌های تهران شکست ژرفی خورد. هیچ کشور دیگری راه تهران را دنبال نکرد، و از اوایل دهه ۱۹۹۰، روشن بود که انقلاب ایران خود دچار مشکل است. ایران ورشکسته، جنگ‌زده، منزوی، و دچار کمبود سرمایه‌گذاری ‌بین‌المللی بود. ایران یک پیشوا و رهبر نبود.

در واکنش به این واقعیت‌ها، تهران یک رویکرد جدید اتخاذ کرد. به جای صادر کردن انقلاب، ایران در پی این شد تا به یک مدل حکومت اسلامی تبدیل شود تا دیگران بخواهند از آن  تقلید کنند. اما کشورهایی که هدفشان بازی کردن نقش رهبری است، چاره‌ای جز اینکه سوابق خود را پاسداری کنند ندارند. همانطور که عکس‌العمل خشونت‌آمیز دولت ایران در مورد تظاهرات انتخاباتی بیشتر باعث بی‌اعتبار شدن دولت در داخل شد، توجه ‌بین‌المللی بر نقض حقوق بشر در ایران کمک خواهد کرد که صلاحیت این کشور برای رهبری منطقه تضعیف شود.تهران این را می‌داند. این تا حدی دلیل آن است که چرا تهران سرمایۀ زیاد دیپلماتیکی صرف کم‌رنگ کردن قطعنامه‌های محکومیت کارنامۀ حقوق بشر خود در نهادهای ‌بین‌المللی می‌کند. همچنین دلیل آن است که چرا دولت ایران در منحرف کردن توجه‌ها از پروندۀ خود فوراً به انتقاد از تضییع حقوق توسط واشنگتن می‌پردازد. به عنوان مثال، ایران محمدجواد لاریجانی را که یک مقام بلندپایه و باتجربه، دبیر کل شورای عالی حقوق بشر ایران و نیز از اعضای خانوادۀ برجستۀ لاریجانی‌هاست به نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل در ژنو فرستاد. اعزام  چنین نمایندۀ عالی رتبه‌ای نشان دهنده اهمیتی است که تهران به دفاع از کارنامۀ حقوق بشر خود در صحنۀ ‌بین‌المللی می‌دهد.

این را با رفتار کره شمالی و یا میانمار، که بیشترمواقع محکومیت خود را در مورد پروندۀ حقوق بشرشان نادیده می‌گیرند، مقایسه کنید.

حقوق بشر به فریاد جنبش سبز ایرانیان تبدیل شده است. امروز، بلندترین صداهای که خواستار احترام به حقوق بشر هستند از خود جامعّۀ مدنی ایران و رهبران آن برمی‌خیزد.

انتقاد از پروندۀ حقوق بشر ایران نباید با دخالت در امور داخلی ایران، اشتباه شود. به عنوان یکی‌از امضاء کنندگان کنوانسیون‌های متعدد، ایران تعهد قانونی دارد که از حقوق بشر حمایت کند- و اگر ایران به تعهدات خود پایدار نباشد، جامعۀ ‌بین‌المللی موظف است که اعتراض خود را بازگو نماید.

پیشنهادها

جهان نباید وضیعت حقوق بشر در ایران را به فراموشی بسپارد. مدت‌هاست که فقط به‌طور ویژه بر روی موضوع هسته‌ای تمرکز شده در حالی که از توجه به چالش‌های دیگری که سیاست‌های دولت ایران مطرح می‌کند کوتاهی گردیده است. این مساله نه تنها به زیان حقوق بشر در ایران بوده بلکه حتی باعث محدودیت، یک بعدی شدن و در نتیجۀ ناموفق بودن سیاست واشنگتن در مورد ایران شده است

جامعۀ جهانی ‌می‌تواند کارهای بسیاری به منظور توقف نقض حقوق بشر در ایران به انجام برساند. و آمریکا‌ می‌تواند همگام با متحدان خود در جامعۀ جهانی‌ کارهای زیادی در این مورد انجام دهد. نمونه‌هایی از اقداماتی که می‌تواند انجام پذیرد، در زیر گفته شده است.

۱- سکوت را بشکنید: این امر باید کاملا شفاف باشد که از نقطه نظر اخلاقی‌ ایالت متحده از تقاضا مردم ایران برای حقوق انسانی‌شان حمایت می‌کند. سکوت شفافیت را خدشه‌دار می‌کند. ایالت متحده باید قویا و پیوسته از بدی وضعیت حقوق بشر در ایران سخن بگویند. در بیانیه‌های دولت آمریکا‌، به خصوص در طی نشست «بررسی دوره‌ای جهانی» سازمان ملل متحد، علامت ضربدری در کنار وضعیت حقوق بشر در ایران قرار داده شده است. با این حال، بیانیه‌هایی که دربارۀ حقوق بشر در ایران صادر می‌شود باید پیوسته باشد و از ویژگی زبان کنشگرایانۀ آمریکا در خصوص ایران برخوردار باشد نه اینکه فقط موقتی و واکنش‌گرایانه انجام پذیرد.

۲- فشار بر ایران در مجامع بین‌المللی: ایالت متحده باید، با همکاری جامعۀ جهانی،‌ از هر فرصتی در مجامع ‌بین‌المللی به منظور فشار بر ایران در مورد پروندۀ حقوق بشری‌اش بهره جوید.

۳- تعیین نماینده‌ای ویژه سازمان ملل: برای نمونه، ایالت متحده باید در کنار جامعۀ ‌بین‌المللی خواستار برگزاری یک نشست ویژه شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد شود که هدف آن تعیین یک نمایندۀ ویژه سازمان ملل در مورد حقوق بشر در ایران باشد. این اقدامی‌است که مدافعان برجستۀ حقوق بشر در ایران، همانند مهرانگیز کار و شیرین عبادی، بارها خواستار آن شدنده‌اند.

۴- حقوق بشر بخشی از تلاش‌های دیپلماسی با ایران شود: در حال حاضر دیپلماسی در ایران، با توجه به فلج شدن سیاسی تهران پس از اختلافات انتخاباتی، بیهوده به نظر می‌رسد. با این حل، هر گاه که دیپلماسی دوباره از سر گرفته شود، نباید فقط محدود به مسالۀ هسته‌ای باشد. برعکس، باید وضعیت حقوق بشر در ایران در دستور کار قرار گیرد. فشار بر ایران در مجامع ‌بین‌المللی آن زمانی‌موثرتر می‌‌شود که، واشنگتن بر روی پروندۀ حقوق بشر ایران هم از راه‌های دیپلماتیک فشار بیاورد.

۵- حقوق بشر را باید به خاطر خود آن دنبال نمود: بسیاری از ازاعضای جامعۀ حقوق بشر نگران این امر هستند که حقوق بشر به عنوان ابزاری برای کسب امتیاز در موضوع هسته‌ای به کار گرفته شود. در نتیجه، حقوق بشر به برگه‌ای برای چانه‌زنی ‌در مذاکرات هسته‌ای تبدیل گردد و این مهم قربانی تضمین یک قرارداد هسته‌ای شود. این یک رویکرد فاجعه‌آمیز خواهد بود. برعکس، حقوق بشر باید به خاطر اهداف خودش، با در نظر گرفتن منافع درازمدت و قدرت نرم ایالات متحده در ایران، دنبال شود.

۶-  تنش‌های نظامی در حداقل ممکن نگاه داشته شود: هنگامی که تهدیدات نظامی به میان می‌آید، ایالت متحده باید با احتیاط گام بر دارد. در زیر سایۀ تهدید نظامی خارجی‌، نبرد دشوار مدافعان حقوق بشر در ایران تقریبا غیرممکن می‌‌شود، چرا که دولت ایران در بهره‌برداری از تهدیدات خارجی ‌برای سرکوب مخالفان داخلی بسیار مهارت دارد.

۷- از مردم محافظت کنید و متجاوزین را هدف قرار دهید: ایالت متحده باید از تحریم‌هایی که باری بر شانۀ مردم و نه دولت ایران، می‌گذارد بپرهیزد. تحریم‌های گسترده‌ای که کلّ اقتصاد ایران را هدف قرار می‌دهد باعث می‌‌شود که شهروندان عادی خیلی‌ بیشتر از نخبگان قدرت صدمه ببینند.‌ هرگونه تحریم جدید نه تنها باید بیزاری از رفتارهای ‌بین‌المللی تهران را نشان دهد، بلکه به روشنی نشان دهد که ایالت متحده به تعهد خود برای آسیب نرساندن به شهروندان عادی ‌ایران پایبند است. ایالات متحده باید تحریم‌های خود را بر روی نقض‌کنندگان حقوق بشر متمرکز کند. تحریم‌های هدفمند باید بر افراد خاص معینی‌ در داخل حکومت و سپاه پاسداران، که مسئول سرکوب و نقض حقوق بشر است، تحمیل شوند.

۸- سیاست‌هایی‌ که به‌طور غیرعمدی مردم ایران را مجازات می‌کنند، اصلاح شوند: به عنوان بخشی از تحریم‌های گسترده علیه رژیم ایران که در دو دهه گذشته به وجود آمده است، سیاست‌های آمریکا در وضیعتی باقی ‌مانده که به طور غیرعمدی باعث رنج بیشتر مردم بی‌گناه ایران می‌‌شود. برای مثال، تحریم‌های ایالات متحده مانع از این می‌‌شود که آمریکا یی‌ها به سازمان‌های مشروع حقوق بشر در ایران پول اهدا کنند. با وجود اینکه وزارت امور خارجۀ آمریکا به تازگی اعلام کرد که با رفع محدودیت‌ها در ارسال نرم‌افزار ارتباطی‌ به ایران که مدافعان حقوق بشر در ایران را تواناتر می‌سازد، در حال برداشتن اولین گام به سوی اصلاح سیاست‌های غیرمفید برای ایران است، سیاست‌گزاران باید به نگاهی‌ ژرف‌تر در سیاست‌های کنونی در خصوص ایران از این گام بحرانی فراتر رفته و اصلاحات مشابهی را انجام دهند.

مصاحبه دکتر تریتا پارسی با تلویزیون اندیشه

تریتا پارسی در مصاحبه خود با تلویزیون اندیشه مواضع خود و “نایاک” را در قبال اتهامات نئومحافظه کاران آمریکا که از طریق سید حسن داعی السلام اعمال میشود شفاف میسازد

 

نامه سرگشاده به گرشام برت درباره برنامه وی برای اخراج همه ایرانیان دارنده ویزا

آقای برت،

شورای ملی ایرانیان آمریکا و جامعه ایرانیان آمریکا از برنامه شما برای معرفی دوباره لایحه اخراج هزاران دانشجو و شاغل ایرانی که به طور قانونی و در جستجوی آموزش، آزادی و زندگی بهتر به این کشور آمده اند، به خروش آمده است. لایحه برنامه توقف ورود تروریست (استپ) تبعیض بر علیه ایرانیان را در قانون آمریکا وارد خواهد کرد. بیش از یک میلیون آمریکایی با پیشینه ایرانی از طریق خانواده و اجتماعشان در تار و پود رنگارنگ این ملت تنیده شده اند – لایحه شما تحت عنوان نادرست امنیت، باعث جدایی این خانواده ها و اجتماعات خواهد شد.

ایرانیان آمریکا هم سهمی در تعالی این کشور دارند. ایرانیان از زمره مهاجرانی هستند که بالاترین مدارک تحصیلی، سطح نفوذ، و ثمره بخشی را در جامعه آمریکا دارا می باشند. بر اساس یکی از تحقیقات انجام شده، مشارکت ایرانیان آمریکا در اقتصاد این کشور بیش از400 میلیارد دلار در سال بر آورد شده است.

در افق دید مد نظر شما، اشخاص مهم و با نفوذی همچون کریستین امان پور، آندره آغاسی ستاره تنیس، و پیر امیدیار بنیانگذار شرکت ایی–بی، هیچگاه نمی توانستند ایالات متحده را میهن خود بنامند، و ایالات متحده هم نمی توانست از دست آوردهای بی شمار ایرانیان آمریکا در طی نیم قرن گذشته در حوزه پزشکی، مهندسی، علوم، و دانشگاه ها بهره ببرد.

بسیاری از ایرانیان آمریکا به این کشور آمدند که از سرکوب بگریزند. ما کشوری را که خانه خود می خواندیم ترک کردیم تا آینده روشن تر و امن تری را به دور از سرکوب اجتماعی، سیاسی و مذهبی برای خود فراهم کنیم. در طی این سالها ما و خانواده هایمان توانستیم به بخش های مختلف جامعه در سراسر کشور بپیوندیم و روابط جدیدی را بین ایرانیان و آمریکاییان ایجاد کنیم. اکنون پس از گذشت سی سال ایرانیان با موج جدیدی از سرکوب در کشورشان مواجه شدند و مردم سراسر دنیا شاهد ایستادگی ایرانیان برای احقاق حقوقشان در برابر یک دولت بی رحم بودند.

شاید شما از همه اینها بی اطلاع باشید. چرا که اگر لایحه شما پذیرفته شود، باعث اخراج افراد بی گناهی میشود که با ویزای قانونی به این کشور آمده اند و امکان پناه گرفتن در ایالت متحده را از ایرانیان خواهد گرفت، و این در شرایطی است که سایر کشورهای آزاد مرتب از خود سوال میکنند که چطور میتوانند به مردم ایران کمک کنند، و مسلما لایحه شما کوچکترین کمکی به امنیت آمریکا نخواهد کرد.

شما اعلام کرده اید که لایحه استپ را به عنوان عکس العملی در برابر حادثه تیراندازی در فورت هود و اقدام ناموفق برای انفجار هواپیمایی بر فراز شهر دیترویت در روز کریسمس، دوباره معرفی میکنید. امیدواریم که شما متوجه باشید که هیچ ایرانی در این دو حادثه نقشی نداشته، و نه حتی در حملات تروریستی یازده سپتامبر. ضمنا هیچ یک از افرادی را که مسوول وقایع فورت هود و روز کریسمس بودند – یک سرگرد آمریکایی ارتش و یک شهروند نیجریه ای – تحت تاثیر شروط گسترده لایحه پیشنهادی شما قرار نخواهند گرفت.

ایرانیان آمریکا همچون همه آمریکاییان به حفظ امنیت کشورمان متعهد هستند. ما همچنین به حفاظت از اصولی که این کشور بر آنها بنا نهاده شده است متعهدیم – اصول عدالت، آزادی و برابری در مقابل قانون. پیشنهاد شما در مقابل کسانی که به طور قانونی در این کشور حضور دارند تبعیض قائل میشود، تنها بر اساس زادگاه اولیه خانواده آنها. لایحه شما به جای استفاده از این فرصت برای ایجاد انگیزه در شکوفا شدن نسل جدیدی از رهبران جهان و ایجاد حسی مثبت نسبت به ایالات متحده در آنان، در عوض گروه کثیری از افراد را بر اساس ملیت شان تروریست خطاب کرده و آنها را به طور دسته جمعی از این کشور اخراج خواهد کرد. نمی توان بیش از این غیر-آمریکایی بود.

تنها چندی پیش از آنکه شما در دفتر نمایندگی مشغول به کار شوید، از بنایی در کنار ساختمان مجلس و برای یادبود یکی از همین لحظات تاریک در تاریخ ما پرده برداری شد: آرامگاه ژاپنی های آمریکا در جنگ جهانی دوم. در داخل آن بنا جمله ای از سناتور دانیل اینوی نقش بسته: “درسی که آموختیم باید به شکل آرامگاهی باقی بماند تا به ما یادآوری کند که هیچ گاه اجازه ندهیم برای گروه دیگری اتفاق بیفتد.”

آقای نماینده، به شما توصیه می کنیم که از ساختمان مجلس قدم به بیرون بگذارید، از آن آرامگاه دیدن کنید، و در لایحه غیر-عاقلانه خود تجدید نظر کنید.

با احترام،

دکتر تریتا پارسی
دبیر کل شورای ایرانیان آمریکا
به روز شده در 12 ژانویه 2010 : پس از انتشار این نامه، کارکنان نایک بیش از 3500 نامه از شهروندان نگران آمریکایی را به دفتر آقای برت تحویل دادند که از او می خواهند در لایحه خود تجدید نظر کند. 

به روز شده در 13 ژانویه 2010: فردای آن روز، دفتر گرشام برت (جمهوری خواه-کارولینای جنوبی) به نایک تصدیق کرد که آقای برت امروز هنگام معرفی دوباره طرح توقف ورود تروریست (استپ) گفتار خود را برای اخراج ایرانیان غیر-مهاجر از آمریکا از قلم خواهد انداخت

 این یک دستاورد بزرگ برای جامعه ایرانیان آمریکاست

آیا ایران به نقطه شکست رسیده است؟

 

تریتا پارسی  و روزبه پارسی

با رشد روزافزون درماندگی – و خشونت – دولت، برخوردهای اخیر در خیابان‌های ایران ممکن است به خوبی  رسیدن به نقطه فروپاشی رژیم را به اثبات برساند. اگر چنین باشد، این امر نشانگر آن خواهد بود که سرانجام حکومت تحت کنترل روحانیون در ایران با شمشیر خود ساخته خود به زیر کشیده می‌شود. این مسئله نه به دلیل تلاش‌های گروه‌های تبعیدی مخالف ایرانی در خارج کشور‌ یا طرح‌ها و نقشه‌های براندازی رژیم توسط نومحافظه‌کاران واشنگتن عملی شد. برعکس، مردم ایران در این ماجرا عمده‌ترین عامل به شمار می‌آیند. آنان با بکارگیری نمادهای بسیار مشابه‌ای که نظام جمهوری اسلامی را به منصه ظهور رسانید، این فصل از یک قرن مبارزه قدیمی برای دستیابی به دموکراسی را می‌بندند.

اعتراض‌ها بار دیگر به دلیل عاشورا یعنی نقطۀ اوج یک ماه عزاداری در تقویم شیعیان  شعله‌ور شد. روزی غمناکی که در آن امام حسین نوه پیامبر اسلام به شهادت رسید. امسال این مراسم بزرگداشت مصادف شد با روز هفت درگذشت آیت‌الله العظمی حسینعلی منتظری دگراندیش, و این امر اهمیت این روز را دوچندان کرد.عاشورا همچنین یادآور آن است که ارزش ابدی عدالت با تمام دشواری‌ها برای کام‌یابی آن بایستی مورد پاسداری قرار بگیرد. این موضوع برای جنبش سبز بدون توقف دوباره فرصت دیگری را برای غافلگیری دولت ایران با برگزیدن نمادهای خودش و به چالش کشیدن مشروعیتش در لوای زبان مذهب فراهم آورده است. در تظاهرات روز یکشنبه عاشورا، دست‌کم ۱۰ تظاهرکننده کشته شدند.

این نبرد عدالت‌خواهانه با تمام سادگی آن است که بیشتر خانه‌مان‌سوزهای سیاسی را آغاز می‌کند. این امر ناشنوایی قدرت‌ها است که در بیشتر مواقع این امور را به بزر امر بزرگ و بسیار ویرانگری تبدیل می‌سازد. این شاهدی بر خودبینی قدرت است که خواسته‌ای عادی و ساده را که پاسخگویی وعدالت را می‌جوید سرکوب می‌کند، و به طبع آن این مطالبات بیشتر و سازش و تعدیل کمتر می‌شود.

چنین امری برای نخستین بار رخ نداده است. در سال ۱۹۰۶ میلادی، به درخواست مردم برای یک داشتن عدالتخانه‌ای بی‌اعتنایی شد و در پی آن اعتراضاتی را به دنبال آورد، و سرانجام این اعتراضات به نوشتن قانون اساسی مشروطیت بدل گردید. به طور مشابه‌ای، محمدرضا شاه پهلوی، در پادشاهی ناکارایش، خود را در تنگنای یک اتحاد فزایندۀ ضدسلطنت که دامنۀ آن از افراد لیبرال و کمونیست‌ها، تا اسلام‌گرایان پیروز که جمهوری اسلامی را در سال ۱٣۵۷ شکل دادند دربر می گرفت، قرار داد.

در اینجا آخرین ویدئوهای درگیری‌های روز عاشورا ایران را تماشا کنید، با داستان پایداری و شهادت‌طلبی که در مقابله با نیروی انبوه سرکوبگر در آن نهفته است، این امر نمونه‌ای تمام نمادین برای نوع مبارزه میان دولت نیرومند شاه و انقلابیون در اواخر دهۀ ۱۹۷۰ به شمار می‌رفت. مراسم عزاداری شیعیان، با تکرار آن در مراسم روزهای سوم، هفت و چهلم پس از فوت فرد درگذشته، فرصتی را برای تظاهرکنندگان، در آن زمان و همچنین اکنون، هم به منظور بزرگداشت کسانی که درگذشته‌اند و هم اعلام اعتراض‌شان و محکوم ساختن دوبارۀ دولت سرکوبگر فراهم ساخته است. این موضوع در سال‌های ۷٨-۱۹۷۷ نقش پراهمیتی را در رساندن موج ناراضی سیاسی به نقطۀ جوش و فرسایش دولت پهلوی، که پرقدرت پنداشته می‌شد، بازی کرد.

این امر حتی در حال حاضر از اهمیت بیشتری برخوردار است چراکه تشکیلات رهبری فراگیری که مخالفان را هدایت کنند وجود ندارد. توانایی به خیابان آوردن جمعیت انبوه در مناسبت‌های مختلف مذهبی و انقلابی تقویم سال به همه یادآوری می‌کند که آنها در مخالفت با دولت کنونی تنها نیستند.

کسی نمی‌تواند یک انقلاب را پیش‌بینی کند و یا با قطعیت بگوید که چه هنگام یک دولت توتالیتر پایه‌های قدرتش را از دست می‌دهد. چراکه لزوما توانایی یا میل به سرکوب کردن منجر به فروپاشی نخواهد شد بلکه بیشتر فروریختن ترس مردم عادی از وحشت یا مرعوب شدن چنین امری را موجب می‌شود. این نبردی میان مطالباتی است که از سویی بسیج مداوم و تنش گسترده یک جامعۀ ناراضی و نافرمان، توانایی دستگاه دولتی را برای شکیبایی در حالی که می‌کوشد وظایف خود (از جمله سرکوبی) را انجام دهد می‌سنجد. کفۀ دیگر این ترازو، شکیبایی و ظرفیت تحمل درد و رنج از سوی معترضان و هواداران آنان در تمامی لایه‌های جامعه است.

امروز شمار بسیاری از انقلابیون اصیل دوران سال‌های ۵۷ زندانی شدن یا مورد آزار و اذیت گروه‌های سایۀ همسو با دولت قرار گرفته‌اند. هواداران جمهوری اسلامی به طور فزاینده‌ای به سوی ناخوشنودی گرایش پیدا می‌کنند و این درحالی است که جناح تندرو حاکم بر تهران وفاداری را از یک فهم وهم‌گونه روبه تزاید از دیدگاه جامعۀ ایرانی مطالبه می‌کند. چیزی زیادی از دینامیسم و دیدگاه‌هایی که محرک انقلاب سال ۵۷ بود باقی نمانده است؛ اما با درسی که از آن تجربه گرفته شده است، اکنون خواسته‌های جنبش اصلاح‌طلبی بسیار فرهیخته‌تر به شمار می‌آید و خودداری از خشونت نوید بسیاری را برای آینده می‌دهد.

توانایی دولت برای بکارگیری زبان مذهب برای سرکوب این تحولات رو به شکست است. دوباره و دوباره مذهب به اثبات رسانده است که این مقوله بیشتر مناسب زبان مقاومت است تا دولت. این امر به طور فزاینده‌ای برای خود خمینی بعد از پیروزی انقلاب روشن گشت. در مجادله پیوسته میان نخبگان انقلابی، خمینی به طور رو به افزایشی به دلایل بسیاری برای توجیه اعمال حکومت متوسل شد، امری که مذهب را به یک روکش ایدولوژیک فرو کاهید. با پایان زندگی خود، او اظهار داشت که دولت می‌تواند چنانچه برای حفظ جمهوری اسلامی لازم باشد، اصول اولیه اسلام را تعطیل کند.

به جای نظامی که در آن تفکر مذهبی قدرت دولت را در کنترل و اختیار داشت، او به این جمع‌بندی رسید که در آن دولت دین را برای مقاصد مخصوص خود به کار می‌گرفت، این به معنی تهی کردن مذهب و محتوای زبانی آن، و دست کشیدن از رشد بسیار وعده‌های بی‌سرانجام انقلاب بود.

عاشورا، با یادبود و اصولی که برای آن برمی‌شمرند، بار دیگر به اثبات می‌رساند که این روز مناسبت دارد چراکه کسانی که مهار قدرت را در تهران در دست دارند خشونت را بر علیه مردم خود به کار می‌گیرند. بی‌شک، مردم ایران برای خواسته‌های خود به منظور داشتن آزادی بیشتر و عدالت با تغییر بی‌خشونت در درون نظام پافشاری می‌کنند. به ‌درستی پرطعنه و جالب خواهد بود اگر حکومت دینی ایران در مهمترین روز مذهبی تقویم شیعه آغاز به فروپاشی کند.

استقبال نایاک از شروع تدوین تحریم‌های هدفمند

واشنگتن، دی سی – شورای ملی ایرانیان آمریکا از تصمیم دولت اوباما برای تدوین تحریم های هدفمند بر علیه رهبران ایران در ازای تحریم هایی که بر مردم ایران فشار وارد میکنند، استقبال میکند

دخی فصیحیان، از اعضای هیات دبیران نایک گفت :‌ در حالیکه مردم ایران همچنان با شجاعت برای احقاق حقوق‌شان ایستادگی میکنند، شورای ملی ایرانیان آمریکا از دولت آمریکا خواسته که مردم ایران را به خاطر رفتارهای دولت‌شان تنبیه نکند. ما خوشحالیم که دولت اوباما متعهد است که  روابط‌اش را با تهران طوری تنظیم کند که بر مردم بیگناه فشارهای غیر ضروری را وارد ننماید.

در اظهارات کنگره که در ماه دسامبر در برابر گروه امنیت ملی متعلق به کمیته نظارت مجلس ارائه شد، تریتا پارسی دبیر کل شورای ملی ایرانیان آمریکا گفت: بعد از تحولات عظیمی که در تابستان گذشته اتفاق   افتاد، ادامه بی‌توجهی به فشارهای ایجاد شده توسط تحریم‌های کلی (گسترده) بر تلاشهای دموکراسی خواهانه ملت ایران، برای خود ما هزینه خواهد داشت.

تغییرات قابل توجهی در برنامه واشنگتن برای تحریم‌های ایران در سال جدید ایجاد شده است. کاخ سفید به قانونگذاران پیشرو گفته است که دولت از لایحه تحریم‌های غیر هدفمند که اقتصاد ایران را به صورت کلی تحت تاثیر قرار داده و باعث تنبیه مردم بیگناه ایران می شود، حمایت نمیکند.

مقامات بلند پایه دولت آمریکا به روزنامه نگاران گفته اند که تحریم‌های هدفمندتر را بر تحریم‌های به اصطلاح فلج کننده ترجیح میدهند چرا که نمیخواهند مردم ایران دولت آمریکا را مقصر منزوی شدنشان بدانند. یک مقام بلند پایه افزود: ما باید در این زمینه مهارت به خرج دهیم باشیم، چرا که برای ما مهم است مردم ایران منزوی شدن کشورشان را چگونه تحلیل میکنند – آیا رژیم ایران را مقصر میدانند و یا به اشتباه باور میکنند که ما مقصر هستیم؟

شورای ایرانیان آمریکا از لایحه‌ای که مقامات ایرانی مسوول تجاوز به حقوق بشر را هدف قرار داده و در عین حال از حرکت در مسیر حذف محدودیتها برای دسترسی  ملت ایران به اطلاعات، حقوق اولیه و آزادی ها، حمایت میکند.

شورای ایرانیان آمریکا در درخواست‌اش از قانونگذاران تصریح میکند که از اقدامات حامی ملت ایران حمایت کنند و از کنگره میخواهد که از استراتژی رییس جمهور فعلی در برخورد با ایران حمایت کند.

قانون پیشنهادی یکی از نمایندگان کنگره مبنی بر منع ورود و اخراج ایرانیان از آمریکا

گرشام برت نماینده کنگره (جمهوری خواه – کارولینای جنوبی) از تصمیم خود مبنی بر پیشنهاد دوباره قانونی خبر میدهد که «از ورود خارجی‌هایی که اهل کشورهای تعیین شده به عنوان حامی تروریسم هستند به علاوه یمن» جلوگیری می نماید. لایحه برنامه منع ورود تروریست ( استپ )  که نخستین بار در سال ۲۰۰۳ پیشنهاد شده بود، همچنین تمام افراد اهل این کشورها را که با ویزای دانشجویی، ویزای موقت کاری، ویزای جایگزینی و توریستی در آمریکا حضور دارند، علی رغم وضعیت قانونی شان، ملزم به ترک این کشور در ظرف ۶۰ روز میکند. شهروندان و اهالی ایران، کوبا، سوریه و یمن تحت تاثیر این قانون قرار خواهند گرفت. این لایحه تنها در مورد کسانی که درخواست پناهندگی سیاسی یا مذهبی کرده اند و یا نیاز به مراقبت فوری و ضروری پزشکی دارند استثنا قائل می شود.

برت، نماینده کنگره گفت که لایحه پیشنهادی وی در پاسخ به تیر اندازی فورت-هود و همچنین تلاش برای انفجار هواپیمای پرواز دیترویت در روز کریسمس است. در حالیکه پرزیدنت اوباما ختم جنگ با ترور را اعلام کرد، واضح است که دشمنان ما پیام را دریافت نکردند. تنها دو بار در ماه گذشته، تروریستهای اسلامی تندرو به ملت ما حمله کردند و دولت فعلی موفق نشده سیاستهای امنیت ملی ومهاجرت اش را طوری تنظیم کند که در مقابل کسانی که در تلاش اند تا به شهروندان ما آسیب برسانند، بایستد.»

لایحه استپ شامل آن سرگرد ارتش آمریکا و شهروند نیجریه ای که طبق ادعا مسوول دو حمله مذکورهستند، نمیشود.

 شورای ملی ایرانیان آمریکا در پاسخ به اطلاعیه گرشام برت، یک کمپین در مخالفت با این لایحه ایجاد توهین به مبادی و اصول آمریکایی و مخرب منافع آمریکاست، همچنین بر » کرده و میگوید که این لایحه این گروه ضمنا اشاره میکند که هیچ ایرانی تا «. علیه ایرانیان و ایرانیان آمریکا تبعیض قائل میشود کنون در خاک آمریکا حمله تروریستی انجام نداده است.

 نسخه قبلی این لایحه در سال ۲۰۰۳ در این لینک قابل دسترسی است. دفتر گرشام برت به درخواستها برای ارائه نظرش پاسخی نداد. به غیر از اضافه شدن کشور یمن به لیست و یک شرط جدید در محدودیت انتقال زندانیان از خلیج گوانتانامو به ایالات متحده، گرشام برت تفاوت دیگری بین لایحه پیشنهادی جدیدش با لایحه ای که در سال ۲۰۰۳ پیشنهاد کرده بود قائل نشده است.

درخواست شورای ملی ایرانیان آمریکا برای خلع سلاح نیروهای بسیج به منظور امنیت شهروندان ایرانی

واشنگتن دی سی – شورای ملی آمریکاییهای ایرانی تبار (نایک) به شدت از حرکات تهدید آمیز دولت ایران بر علیه شهروندانش که توسط نیروهای بسیج انجام میشود انتقاد میکند. نایک از دولت ایران میخواهد که بلافاصله نیروهای بسیج را خلع سلاح نموده و به سرکوب خشونت آمیز ملت ایران پایان دهد.

در ماه‌های پس از انتخابات بحث بر انگیز ریاست جمهوری در ایران، نیروهای بسیج مسوول یک سری اقدامات وحشیانه و خشونت آمیز بوده که به هر دو صورت هدفمند و غیر هدفمند، و به منظور تهدید و سرکوب شهروندان ایرانی ست که اقدام به ابراز آزاد عقاید و اجتماع صلح آمیز می کنند.

بسیج یک نیروی شبه نظامی داوطلبانه  است که از شکل اولیه یک نیروی پلیس اخلاقی غیر متمرکز، به یک نیروی شبه نظامی تمام عیار تبدیل شده که از بالاترین مقامات دولتی ایران دستور می گیرد. تریتا پارسی، دبیر کل شورای ملی ایرانیان آمریکا میگوید: اینکه به یک گروه شبه نظامی مسلح و فراقانونی اجازه داده میشود که در خیابانها تحت عنوان برقراری امنیت پرسه بزنند، در نفس خودش دچار تناقض است. امنیت، آزادی بیان، آزادی اجتماعات و بهره بری کامل از حقوق اولیه شهروندی، تا زمانی که دولت ایران به گروه های  مسلح اجازه سرکوب ملت ایران را میدهد، میسر نخواهد شد.

مدارک گسترده‌ای که توسط موسسات حقوق بشر و سازمان ملل تهیه شده اند نشان میدهد که دولت ایران از نیروهای بسیج برای سرکوب شهروندانش به روشهای فیزیکی که منجر به آسیب و مرگ میشوند، استفاده میکند. شواهد عینی میگویند که در طول آخرین وقایع در روز آشورا، نیروهای بسیج با باتوم، چوب و زنجیر به تجمع کنندگان حمله کرده، به سمت جمعیت تیر اندازی کرده، و تجمع کنندگان بی‌گناه را با ماشین زیر گرفته اند. نیروهای بسیج سوار بر موتور از چماق، گاز اشک آور، گاز فلفل، توپ آب، زنجیر، توپ پلاستیکی، و تیراندازی برای تهدید، زخمی کردن و کشتن شرکت کنندگان در تجمعات صلح آمیز استفاده میکنند. در یک نمونه، یکی از تجمع کنندگان به عقب یک وانت بسته شده و بر روی زمین کشیده میشد. در نمونه‌های دیگری، دانشجویان از پنجره‌های خوابگاه‌هایشان و از روی پل به پایین پرتاب شده اند.

موارد سرکوب توسط بسیج تنها به حرکات خشونت آمیز بر علیه  تجمع کنندگان و تماشاگران در ملا عام محدود نمیشود، بلکه شامل یورش‌های وحشیانه شبانه میشود که در آن به سرکوب معترضانی که از پشت بامهاشان شعار میدهند میپردازند. طبق گزارشهای رسیده، نیروهای بسیج به زور وارد اماکن مسکونی میشوند، ساکنان را مورد ضرب و شتم قرار میدهند، به اموال مردم صدمه میزنند و حتی برای ساکت کردن مردم در منازل خودشان، به سوی آنان تیراندازی میکنند. مسلم است که بسیج از بالاترین مقامات دولت ایران دستور میگیرند و به طور گسترده ای به اسلحه دسترسی دارند، اما در عین حال هیچ گونه مسوولیت و پاسخگویی در قبال خشونتی که آنها بر علیه ایرانیان بیگناه انجام داده اند، وجود ندارد.

مجمع عمومی سازمان ملل متحد در روز ۱۸ دسامبر قطعنامه ۶۴/۱۷۶ را صادر کرد که در آن توضیح میدهد که «استفاده از خشونت و تهدید توسط نیروهای شبه‌نظامی مرتبط با دولت» منجر به «تعداد زیادی مرگ و آسیب شده» است. این قطعنامه از «محدودیت‌های مداوم، برنامه ریزی شده، و جدی برای تجمع صلح آمیز، و آزادی عقیده و بیان» توسط دولت ایران، ابراز نگرانی کرده و از دولت ایران خواسته که به گزارشگران حقوق بشر سازمان ملل اجازه ورود به این کشور را داده و با آنان به طور کامل همکاری نماید.

ناوی پیلای، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل از خشونهای تحت حمایت دولت در وقایع روز عاشورا ابراز تعجب کرده و از دولت خواسته که نیروهای امنیتی خود را محدود نماید.

پیلای می افزاید: «مردم اجازه دارند که احساسات‌شان را ابراز کنند و تجمعات صلح آمیز برگزار کنند، بدون اینکه مورد ضرب و شتم قرار گیرند و به زندان بیفتند.»

سازمانهای حقوق بشر در راستای نوبت مرور سراسری ایران توسط شورای حقوق بشر سازمان ملل در ماه فوریه، گزارشهای گسترده‌ای را درباره موارد مخوفی از نقض حقوق بشر توسط دولت ایران و بسیج ارائه کرده اند. این سازمانها از شورای حقوق بشر سازمان ملل خواسته اند که موارد متعدد نقض عهد نامه هایی که دولت ایران  از امضا کنندگان آنهاست را مورد بررسی قرار دهند از جمله میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، میثاق بین المللی حقوق اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، و پیمان جهانی حقوق کودک. اساسنامه عمومی سازمان ملل در رابطه با استفاده نیروهای دولتی از زور و سلاح گرم، تصریح میکند که نیروهای امنیتی باید پیش از متوسل شدن به زور، از روشهای غیر خشونت آمیز نهایت استفاده را بکنند، و در صورت استفاده از قدرت باید به صورت متناسب اجرا شده و همچنین تحت گزارش و بررسی کارآمدی قرار گیرد. این اساسنامه همچنین تشریح میکند که نباید از اسلحه گرم استفاده شود مگر در صورتیکه تهدید شدیدی متوجه جان کسی باشد و فقط در صورتی که حفظ جان در صورت دیگری میسر نباشد.

دخی فسیحیان، از اعضای هیات دبیران نایک میگوید: نیروهای بسیج نه تنها به این معاهدات بین المللی توجهی نمیکنند، بلکه مشخص است که تخطی از قوانین بین المللی به عنوان یک گروه فشار مسلح، برای ایجاد رعب و وحشت و صدمه و مرگ مخالفان دولت است.

نایک از دولت ایران میخواهد که بسیح را خلع سلاح کند، به تمام نیروهای مسلح دستور دهد که در مقابل تجمعات صلح آمیز از خشونت و زور استفاده نکنند، و فورا به خشونت‌های دولتی بر علیه ملت ایران خاتمه دهد.