قانون پیشنهادی یکی از نمایندگان کنگره مبنی بر منع ورود و اخراج ایرانیان از آمریکا

گرشام برت نماینده کنگره (جمهوری خواه – کارولینای جنوبی) از تصمیم خود مبنی بر پیشنهاد دوباره قانونی خبر میدهد که «از ورود خارجی‌هایی که اهل کشورهای تعیین شده به عنوان حامی تروریسم هستند به علاوه یمن» جلوگیری می نماید. لایحه برنامه منع ورود تروریست ( استپ )  که نخستین بار در سال ۲۰۰۳ پیشنهاد شده بود، همچنین تمام افراد اهل این کشورها را که با ویزای دانشجویی، ویزای موقت کاری، ویزای جایگزینی و توریستی در آمریکا حضور دارند، علی رغم وضعیت قانونی شان، ملزم به ترک این کشور در ظرف ۶۰ روز میکند. شهروندان و اهالی ایران، کوبا، سوریه و یمن تحت تاثیر این قانون قرار خواهند گرفت. این لایحه تنها در مورد کسانی که درخواست پناهندگی سیاسی یا مذهبی کرده اند و یا نیاز به مراقبت فوری و ضروری پزشکی دارند استثنا قائل می شود.

برت، نماینده کنگره گفت که لایحه پیشنهادی وی در پاسخ به تیر اندازی فورت-هود و همچنین تلاش برای انفجار هواپیمای پرواز دیترویت در روز کریسمس است. در حالیکه پرزیدنت اوباما ختم جنگ با ترور را اعلام کرد، واضح است که دشمنان ما پیام را دریافت نکردند. تنها دو بار در ماه گذشته، تروریستهای اسلامی تندرو به ملت ما حمله کردند و دولت فعلی موفق نشده سیاستهای امنیت ملی ومهاجرت اش را طوری تنظیم کند که در مقابل کسانی که در تلاش اند تا به شهروندان ما آسیب برسانند، بایستد.»

لایحه استپ شامل آن سرگرد ارتش آمریکا و شهروند نیجریه ای که طبق ادعا مسوول دو حمله مذکورهستند، نمیشود.

 شورای ملی ایرانیان آمریکا در پاسخ به اطلاعیه گرشام برت، یک کمپین در مخالفت با این لایحه ایجاد توهین به مبادی و اصول آمریکایی و مخرب منافع آمریکاست، همچنین بر » کرده و میگوید که این لایحه این گروه ضمنا اشاره میکند که هیچ ایرانی تا «. علیه ایرانیان و ایرانیان آمریکا تبعیض قائل میشود کنون در خاک آمریکا حمله تروریستی انجام نداده است.

 نسخه قبلی این لایحه در سال ۲۰۰۳ در این لینک قابل دسترسی است. دفتر گرشام برت به درخواستها برای ارائه نظرش پاسخی نداد. به غیر از اضافه شدن کشور یمن به لیست و یک شرط جدید در محدودیت انتقال زندانیان از خلیج گوانتانامو به ایالات متحده، گرشام برت تفاوت دیگری بین لایحه پیشنهادی جدیدش با لایحه ای که در سال ۲۰۰۳ پیشنهاد کرده بود قائل نشده است.

درخواست شورای ملی ایرانیان آمریکا برای خلع سلاح نیروهای بسیج به منظور امنیت شهروندان ایرانی

واشنگتن دی سی – شورای ملی آمریکاییهای ایرانی تبار (نایک) به شدت از حرکات تهدید آمیز دولت ایران بر علیه شهروندانش که توسط نیروهای بسیج انجام میشود انتقاد میکند. نایک از دولت ایران میخواهد که بلافاصله نیروهای بسیج را خلع سلاح نموده و به سرکوب خشونت آمیز ملت ایران پایان دهد.

در ماه‌های پس از انتخابات بحث بر انگیز ریاست جمهوری در ایران، نیروهای بسیج مسوول یک سری اقدامات وحشیانه و خشونت آمیز بوده که به هر دو صورت هدفمند و غیر هدفمند، و به منظور تهدید و سرکوب شهروندان ایرانی ست که اقدام به ابراز آزاد عقاید و اجتماع صلح آمیز می کنند.

بسیج یک نیروی شبه نظامی داوطلبانه  است که از شکل اولیه یک نیروی پلیس اخلاقی غیر متمرکز، به یک نیروی شبه نظامی تمام عیار تبدیل شده که از بالاترین مقامات دولتی ایران دستور می گیرد. تریتا پارسی، دبیر کل شورای ملی ایرانیان آمریکا میگوید: اینکه به یک گروه شبه نظامی مسلح و فراقانونی اجازه داده میشود که در خیابانها تحت عنوان برقراری امنیت پرسه بزنند، در نفس خودش دچار تناقض است. امنیت، آزادی بیان، آزادی اجتماعات و بهره بری کامل از حقوق اولیه شهروندی، تا زمانی که دولت ایران به گروه های  مسلح اجازه سرکوب ملت ایران را میدهد، میسر نخواهد شد.

مدارک گسترده‌ای که توسط موسسات حقوق بشر و سازمان ملل تهیه شده اند نشان میدهد که دولت ایران از نیروهای بسیج برای سرکوب شهروندانش به روشهای فیزیکی که منجر به آسیب و مرگ میشوند، استفاده میکند. شواهد عینی میگویند که در طول آخرین وقایع در روز آشورا، نیروهای بسیج با باتوم، چوب و زنجیر به تجمع کنندگان حمله کرده، به سمت جمعیت تیر اندازی کرده، و تجمع کنندگان بی‌گناه را با ماشین زیر گرفته اند. نیروهای بسیج سوار بر موتور از چماق، گاز اشک آور، گاز فلفل، توپ آب، زنجیر، توپ پلاستیکی، و تیراندازی برای تهدید، زخمی کردن و کشتن شرکت کنندگان در تجمعات صلح آمیز استفاده میکنند. در یک نمونه، یکی از تجمع کنندگان به عقب یک وانت بسته شده و بر روی زمین کشیده میشد. در نمونه‌های دیگری، دانشجویان از پنجره‌های خوابگاه‌هایشان و از روی پل به پایین پرتاب شده اند.

موارد سرکوب توسط بسیج تنها به حرکات خشونت آمیز بر علیه  تجمع کنندگان و تماشاگران در ملا عام محدود نمیشود، بلکه شامل یورش‌های وحشیانه شبانه میشود که در آن به سرکوب معترضانی که از پشت بامهاشان شعار میدهند میپردازند. طبق گزارشهای رسیده، نیروهای بسیج به زور وارد اماکن مسکونی میشوند، ساکنان را مورد ضرب و شتم قرار میدهند، به اموال مردم صدمه میزنند و حتی برای ساکت کردن مردم در منازل خودشان، به سوی آنان تیراندازی میکنند. مسلم است که بسیج از بالاترین مقامات دولت ایران دستور میگیرند و به طور گسترده ای به اسلحه دسترسی دارند، اما در عین حال هیچ گونه مسوولیت و پاسخگویی در قبال خشونتی که آنها بر علیه ایرانیان بیگناه انجام داده اند، وجود ندارد.

مجمع عمومی سازمان ملل متحد در روز ۱۸ دسامبر قطعنامه ۶۴/۱۷۶ را صادر کرد که در آن توضیح میدهد که «استفاده از خشونت و تهدید توسط نیروهای شبه‌نظامی مرتبط با دولت» منجر به «تعداد زیادی مرگ و آسیب شده» است. این قطعنامه از «محدودیت‌های مداوم، برنامه ریزی شده، و جدی برای تجمع صلح آمیز، و آزادی عقیده و بیان» توسط دولت ایران، ابراز نگرانی کرده و از دولت ایران خواسته که به گزارشگران حقوق بشر سازمان ملل اجازه ورود به این کشور را داده و با آنان به طور کامل همکاری نماید.

ناوی پیلای، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل از خشونهای تحت حمایت دولت در وقایع روز عاشورا ابراز تعجب کرده و از دولت خواسته که نیروهای امنیتی خود را محدود نماید.

پیلای می افزاید: «مردم اجازه دارند که احساسات‌شان را ابراز کنند و تجمعات صلح آمیز برگزار کنند، بدون اینکه مورد ضرب و شتم قرار گیرند و به زندان بیفتند.»

سازمانهای حقوق بشر در راستای نوبت مرور سراسری ایران توسط شورای حقوق بشر سازمان ملل در ماه فوریه، گزارشهای گسترده‌ای را درباره موارد مخوفی از نقض حقوق بشر توسط دولت ایران و بسیج ارائه کرده اند. این سازمانها از شورای حقوق بشر سازمان ملل خواسته اند که موارد متعدد نقض عهد نامه هایی که دولت ایران  از امضا کنندگان آنهاست را مورد بررسی قرار دهند از جمله میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، میثاق بین المللی حقوق اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، و پیمان جهانی حقوق کودک. اساسنامه عمومی سازمان ملل در رابطه با استفاده نیروهای دولتی از زور و سلاح گرم، تصریح میکند که نیروهای امنیتی باید پیش از متوسل شدن به زور، از روشهای غیر خشونت آمیز نهایت استفاده را بکنند، و در صورت استفاده از قدرت باید به صورت متناسب اجرا شده و همچنین تحت گزارش و بررسی کارآمدی قرار گیرد. این اساسنامه همچنین تشریح میکند که نباید از اسلحه گرم استفاده شود مگر در صورتیکه تهدید شدیدی متوجه جان کسی باشد و فقط در صورتی که حفظ جان در صورت دیگری میسر نباشد.

دخی فسیحیان، از اعضای هیات دبیران نایک میگوید: نیروهای بسیج نه تنها به این معاهدات بین المللی توجهی نمیکنند، بلکه مشخص است که تخطی از قوانین بین المللی به عنوان یک گروه فشار مسلح، برای ایجاد رعب و وحشت و صدمه و مرگ مخالفان دولت است.

نایک از دولت ایران میخواهد که بسیح را خلع سلاح کند، به تمام نیروهای مسلح دستور دهد که در مقابل تجمعات صلح آمیز از خشونت و زور استفاده نکنند، و فورا به خشونت‌های دولتی بر علیه ملت ایران خاتمه دهد.

تقدیر شورای ملّی ایرانیان آمریکایی (نایاک) از معرفی دو لایحه برای یاری به مردم ایران

واشنگتن دی سی – شورای ملی ایرانیان آمریکایی از تقدیم لایحه اچ.آر.۴۳۰۳ امروز، لایحه حمایت از مردم ایران، در مجلس نمایندگان حمایت کرده و از نمایندگان حامی این لایحه، کیت الیسون (نماینده دموکرات مینه سوتا) و ویلیام دلاهانت (نماینده دموکرات ماساچوست) تقدیر می‌کند. در حالیکه سیاستگذاران در صدد یافتن بهترین راه برای حل مناقشه هسته‌ای و تغییر نحوه رفتار دولت ایران هستند، باید توجه داشت که مردم ایران در این مناقشات به فراموشی سپرده نشوند.

همچنین امروز لایحه اچ.آر.۴۳۰۱، لایحه توانمند سازی دیجیتالی ایران، توسط جیم موران (نماینده دموکرات ویرجینیا)، بیل دلاهانت (نماینده دموکرات ماساچوست)، و باب اینگلیس (ج-کارولینای جنوبی) نمایندگان کنگره تقدیم مجلس شد. این لایحه مهم برای اطمینان از عدم محدودیت مردم ایران در دسترسی به ابزارهای لازم برای عبور از کنترل‌های اطلاعاتی و امنیتی دولت ایران و عدم محدودیت در ایجاد ارتباط با یکدیگر و با دنیای خارج است که مردم ایران بتوانند صدایشان را به گوش جهانیان برسانند.

به نماینده‌تان بگویید از این لایحه حمایت کند. بدین منظور اینجا را کلیک کنید.

«لایحه حمایت از مردم ایران»

در حال حاضر با تحریم های موجود، بیشتر مبادلات بین مردم آمریکا و ایران بدون دریافت مجوز ویژه، ممنوع است. این بدین معنی است که سیاستگذاری آمریکا در واقع ایرانیان و آمریکاییان را از همکاری با یکدیگر در پروژه‌هایی همچون ساخت بیمارستان و مدرسه و یا ترویج حقوق بشر در ایران منع می‌کند. لایحه حمایت از مردم ایران به سازمان‌های غیردولتی این اجازه را می‌دهد که به طور مستقیم با مردم ایران همکاری کنند و نیز حذف محدودیت‌هایی است که تنها نتیجه‌اشان دور کردن مردم ایران از جامعۀ جهانی است.

هدف لایحه حمایت از مردم ایران همچنین محدود کردن شرکت‌هایی ست که نرم‌افزارها و تکنولوژی مورد استفاده برای سانسور اینترنت و عملیات اطلاعاتی بر علیه مردم ایران را در اختیار دولت ایران قرار می‌دهند. این شرکت‌ها هم اکنون با وجود یاری ‌رساندن به این سرکوب در ایران ، با دولت آمریکا قراردادهایی دارند – این لایحه سرمایه‌گذاری دولت را در این شرکت‌ها ممنوع می‌کند. این لایحه همچنین متجاوزان حقوق بشر در دولت ایران را مورد هدف قرار داده و محدودیت‌هایی برای سفر آنها ایجاد و سایر دولت‌ها را نیز به این امر تشویق می کند.

تریتا پارسی، دبیر شورای ملی ایرانیان «نایک»، در مورد اهمیت این لایحه می‌گوید: “حمایت از مردم ایران بدین معنی نیست که حمایت از ایرانیان را با صدای بلند اعلام کنیم اما در عین حال تحریم‌هایی را که همین ملت را تحت فشار قرار می‌دهند پیش ببریم. این امر بدین معنی نیست که مردم‌‌سالاری را از خارج طوری بر آنها تحمیل کنیم که تلاش‌های مردمی را که در داخل ایران برای کسب دموکراسی مبارزه می‌کنند تحت فشار قرار دهیم. حمایت از مردم ایران بدین معنی است که – در قدم اول- دربارۀ چندین دهه سیاست اشتباه آمریکا در برابر ایران که ناخواسته باعث قدرت گرفتن تندروها در ایران شده فکر کنیم.

لایحه توانمندسازی دیجیتالی ایران

تریتا پارسی، دبیر شورای ملّی ایرانیان «نایاک» از این پیشنهاد جدید حمایت کرده و آن را “تصحیح بسیار دیرهنگام یکی از نابود کننده‌‌ترین وجه‌های” تحریم‌های آمریکا بر علیه ایران دانست. در حال حاضر به علت وجود شبهاتی در قوانین فعلی تحریم، شرکت‌ها و شهروندان آمریکایی از فرستادن نرم‌افزار به مردم ایران منع شده‌اند و این ممنوعیت همچنین شامل ابزارهای ارتباطات و ضدسانسور مهمی است که می‌توانند جریان آزاد اطلاعات را فراهم سازد. لایحه توانمندسازی دیجیتالی ایران مشخص کرده که تحریم‌های آمریکا شامل نرم‌افزارهایی را که به مردم ایران کمک می‌کند تا سانسورها و کنترل‌های اطلاعاتی دولت را خنثی کنند و همچنین نرم‌افزارها و خدمات ارتباطی نمی‌شود.

تریتا پارسی افزود: “تحریم‌ها به تنهایی باعث تغییر رویه دولت ایران نخواهند شد، اما قوانین دولت آمریکا به هیچ وجه نباید از امکان دسترسی مردم ایران به اطلاعات و ابزارهای ارتباطی آن‌لاین جلوگیری به عمل بیاورند.” به تازگی شرکت‌های مایکروسافت و گوگل تعدادی از خدمات تبادل پیام سریع (مسنجر) خود را برای کاربران ایرانی قطع کرده‌اند و این اقدام را به تحریم‌های دولت آمریکا پیوند داده‌اند. همچنین شبکۀ اجتماعی فیس بوک قبل از انتخابات در صدد بود که خدمات خود را در ایران متوقف کند که سرانجام تصمیم گرفت این حرکت را انجام ندهد و می‌دانیم که اگر فیس بوک این کار را کرده بود مردم ایران را از یکی از حیاتی‌ترین راه‌های اطلاع‌رسانی وقایع پس از انتخابات به دنیای خارج محروم می‌ساخت. اما همچنان قوانین کنونی دربارۀ قانونی بودن ارایه خدمات آن‌لاین به ایران ایجاد شبه می‌کنند.

گواه از پیش‌نوشتۀ دکتر تریتا پارسی دستیار پژوهشگر موسسۀ خاورمیانه

جلسۀ بررسی دربارۀ تحریم‌های ایران: گزینه‌ها، فرصت‌ها، و پیامدها

از شما که به من اجازه ایراد این گواه را در خصوص سیاست‌های ایالات متحده در مواجه با ایران دادید سپاسگزارم.

با توجه به مبارزه در جریان مردم ایران برای کسب حقوق خود و تلاش به منظور یافتن راه‌حلی سیاسی در مورد بن‌بست هسته‌ای، موضوع تحریم‌ها به طور ویژه شایستۀ بحث موشکافانه‌ای است.

به عنوان نماینده بزرگترین سازمان مردمی – یعنی شورای ملّی ایرانیان آمریکایی – که آمریکاییان ایرانی‌تبار را در ایالات متحده نمایندگی می‌کنند – مایلم تا بر این نکته تایید ورزم که هیچ گروهی از آمریکاییان بیش از جامعه‌ی ما نگران فرجام جنبش دموکراسی‌خواهی در ایران نیست و هیچ گروهی از آمریکاییان بیش از جامعه‌ی ما از سیاست‌های دولت ایران رنج نکشیده است.

چیزی که ما در شش ماه گذشته در ایران شاهد آن بوده‌ایم یک دگرگونی ساختاری است. در تاریخ ۳۰ سالۀ حکومت کنونی ایران، هیچگاه مردم چنین بیشمار به خیابان‌ها بیرون نریخته بودند تا که احترام به رای و حقوق خود را خواستار شوند. و هیچگاه حکومت به اندازۀ کنونی دچار اختلاف عقیده نبوده است. شدت و خشونت کشمکش‌های در میان کارگزاران درون نظام سیاسی ایران نباید دست‌کم گرفته شود.

انتخابات بحث‌برانگیز ماه ژوئن با سرکوبی بسیار شدید دنبال شد که به نوع خود نقض فاحش حقوق بشر بود که بوسیله مقامات مسئول ایران به موقع اجرا در آمد. اکنون نقض حقوق بشر در ایران، بنا بر گزارشی که توسط سازمان «عفو بین‌الملل» در هفته گذشته منتشر شد، در بدترین وضعیت خود در طول ۲۰ سال گذشته قرار دارد. این گزارش دولت ایران را متهم می‌کند که “بیشتر نگران چگونگی سرپوش گذاشتن بر بدرفتاری است تا آگاهی از حقیقت”.

با وجود سرکوبی، شکنجه، تجاوز و کشتار در زندان‌ها، هنوز جنبش مخالفان از اعتراض‌های خود دست نکشیده است. در همین هفته گذشته، تظاهرات تازه‌ای در ایران براه افتاد که در آن در واکنش به خشونت مقامات دولتی، خواسته‌های تظاهرکنندگان جسورانه‌تر ابراز شد تا ملایم‌‌تر.

جنبش مخالفان در ناکام کردن دولت احمدی نژاد در عادی‌ نشان دادن شرایط موفق بوده است. استقامت و عزم راسخ جنبش سبز هم تندروهای داخل ایران و هم جامعۀ جهانی را مبهوت خود ساخته است. این تصور که اعتراض‌های به وقوع پیوسته تنها پدیده‌ای گذارا هستند و نمی‌توانند تغییر اساسی را در چشم‌انداز سیاسی ایران موجب شوند، نابخردانه است.

در هنگامه این دگرگونی ساختاری، آمریکا اقدام ابتکاری خود را – یعنی جست‌وجوی دیپلماسی در مواجه با ایران با هدف کاهش تنش‌های میان ایالات متحده و ایران و جلوگیری از گسترش سلاح‌های هسته‌ای – آغاز کرده است.

دولت اوباما این امر را روشن ساخت که آغاز چنین گفت‌وگوهایی به معنی نامحدود بودن زمان برای آن نیست، و اگر پیشرفتی در آن حاصل نشود، دولت تحریم‌های سختی را علیه ایران پیگیری خواهد کرد. من در این سخنان نمی‌خواهم به بررسی این نکته بپردازم که آیا روش‌های سیاسی کافی هستند یا زمان لازم به منظور برطرف کردن موانع برای دست‌یابی به توافق موقت در خصوص موضوع هسته‌ای داده شد، و یا همین هفته‌های گذشته، پیش از ضرب‌الاجل ۳۱ دسامبر برای دیپلماسی، زمان بایستی برای یافتن راه‌حل سیاسی مورد استفاده قرار می‌گرفت یا برای اعمال تحریم‌ها برنامه‌‌ریزی می‌شد. ترجیحا، با در نظر گرفتن حرکت کنونی به سوی اعمال تحریم‌ها، من مایلم تا دربارۀ برخی از عواملی که وقتی گزینه‌های تحریم‌ها مختلف مورد بررسی قرار می‌گیرد نیازمند توجه هستند سخن بگویم.

نخست، اثرگذاری تحریم‌ها بر روی مردم ایران در محاسبات ما به ندرت به حساب آمده است. مردم ایران به روشنی بار سنگین فشار‌های اقتصادی را تحمل کرده‌ و از آن رنج برده‌اند چراکه تحریم‌های موجود بسیار کلی و بدون هدف بوده است. در عین حال، حکومت ایران، به طور نسبی آسیب‌ناپذیر باقی مانده و رنج این تحریم‌ها را به دوش مردم ایران اندخته است.

در حالی که دولت منابع جبران تاثیرات تحریم‌ها را در اختیار دارد، مردم عادی در ایران از چنین گزینه‌ای محرومند و بار مشقت‌های اقتصادی را بر دوش می‌کشند. افزون بر این، تحریم‌ها از ارتباطات و تعامل میان مردم ایران جلوگیری کرده و این خود اثری منفی و مستقیم بر توانایی این مردم برای اعمال فشار به منظور اصلاحات سیاسی داشته است. برای مثال، پیش از انتخابات ایران، شرکت‌های میکروساف و گوگل هردو خدمات تبادل سریع پیام (مسنجر)‌های خود را به استناد تحریم‌های ایالات متحده در ایران تعطیل کردند. ممنوع ساختن قابلیت ایرانیان برای ارتباط با جهان خارج تنها به عواملی در ایران که در پی تحکیم پایه‌های قدرت خود از راه منزوی کردن مردم خود هستند یاری می‌رساند. همانگونه که در همین تابستان گذشته شاهد بودیم، وقتی اخبار و وسعت تظاهرات بی‌سابقۀ مردم با بهره‌گیری از «فیس‌بوک» و «یوتوب» به خارج از ایران رسید، اثبات گردید که توانایی ارتباطات با سراسر جهان برای مبارزه آنان به منظور کسب آزادی سیاسی نقش پایه‌ای دارد. سیاست‌های مبتنی بر تحریم‌های ما، نباید این مبارزۀ خود به خود نفس‌گیر را برای کسب دموکراسی دشوارتر سازد.

در نتیجه جای شگفتی ندارد که رهبران جنبش سبز موضع خود را در برابر این تحریم‌ها به روشنی اعلام کرده‌اند. در اواخر سپتامبر، موسوی اظهار داشت که تحریم‌های تازه “تحميل رنج‌هاى بسيار بر مردمى است كه مصيبت دولتمردان ماليخوليازده برای‌شان كافى است… و ما با اعمال هر گونه تحريمى عليه ملت خود مخالفيم.”

در واقع، پس از تحولات بی‌سابقۀ همین تابستان گذشته، ادامه بی‌توجهی به اثر تحریم‌های کلی افزون نه تنها به مبازره ایرانیان برای کسب دموکراسی خدمت نمی‌کند که ما را نیز به مخاطره می‌اندازد.

اگر ما در ادعای در کنار ایرانیان ایستادن – و نه پشت‌شان را خالی کردن – جدی هستیم، به الگوی تازه در خصوص اعمال تحریم‌ها بر ایران نیازمندیم. گرچه ایرانی دموکراتیک به خودی خود بسیاری از مسایل و مشکلاتی را که ایالات متحده در خصوص سیاست ایران دارد حل نخواهد کرد، اما به احتمال زیاد می‌توان در مورد این مسایل راه‌حل‌های بسیار برجسته‌تری یافت. برای نمونه، اعمال تحریم‌هایی که به طور مستقیم بر مردم عادی صدمه‌ می‌زند جنبش دموکراسی‌خواهی را در ایران تضعیف می‌کند و این امر خود با منافع امنیت ملی بلندمدت ما که مبنی بر احترام به ایران و خاورمیانه به طور کلی است در تناقض است.

دوم، وقایع تابستان گذشته، همچنین یکی از ادعاهایی که باور داشت با اعمال تحریم‌ها می‌تواند تغییرات را در داخل ایران موجب شد از بین برد. یکی از دلایل اصلی طرح تحریم بنزین، که مورد مناقشه بوده است، شاید این باشد که مردم عادی ایران با رشد سرسام‌آور قیمت بنزین، عاصی شده و بر فشارهای خود بر دولت ایران خواهند افزود. هرچند، رفتار گذشتۀ عوام‌گراها در ایران چنین نظری را تایید نمی‌کند. در سال ۲۰۰۷، زمانی که دولت احمدی‌نژاد سهمیه‌بندی بنزین را آغاز کرد، شلوغی‌ها و درگیری‌های دو روز طول کشید و در حدود ۱۰۰۰ نفر در این اعتراضات علیه سیاست‌های اقتصادی دولت در ایران به خیابان‌ها آمدند.

در مقابل پس از انتخابات اخیر نزدیک به ۳ میلیون نفر به خیابان‌های تهران ریختند و خواستار بازشماری آراء خود شدند، و هنوز بعد از شش ماه تظاهرات ادامه دارد و از بین نرفته است.

دلیلی که موجب برانگیختن مردم شد تنگناهای اقتصادی نبود بلکه عصبانیت به علت تقلب انتخاباتی بود. در صورتی که سختی‌های اقتصادی پیش از این باعث تظاهرات پراکنده شده است، ولی این بار امید، میلیون‌ها نفر را به طور ثابت و محکم به خیابان‌ها کشیده است. تجربه نشان می‌دهد وقتی اعمال تحریم‌های کلی و بدون هدف که بر مردم ایران اثر می‌گذارد در پیش گرفته می‌شود، نخستین قربانی آن امید است. درماندگی اقتصادی یاس را می‌زاید که این خود باعث کشته شدن ایمان مردم برای توانایی در ایجاد دگرگونی است. نتیجۀ نهایی این امر از میان رفتن شور و اشتیاق سیاسی است که تنها به منافع کانون سیاسی اطراف آیت‌الله خامنه‌ای خدمت می‌کند.

تحریم‌های کلی و بی‌هدف حتی می‌توانند به روش‌های دیگر نیز دولت ایران را تقویت کند. به خصوص تحریم‌های مربوط به صنایع نفت ایران که بر پایه‌های اقتصادی پرسش برانگیزی مبتنی‌اند. ایران به طور تقریبی ۲۵ تا ۴۰ درصد مصرف بنزین داخلی را با قیمت جهانی وارد می‌کند و بعد آن را به همراه بنزین تولید شده داخلی با قیمت یارانۀ دولتی، یعنی گالونی ۴۰ سنت می‌فروشد. در نتیجه، مصرف داخلی بنزین زیاد است؛ و نیز مقداری از آن هم به کشورهای همسایه قاچاق و فروخته می‌شود.

در ۱۰ سال گذشته ، این سیاست برای ایران هزینه‌ای در حدود ۱۰ تا ۲۰ درصد درآمد سالانه داخلی داشته است که البته این امر به قیمت جهانی بنزین و قیمت تصویب شدۀ دولت برای بنزین بستگی دارد. به علت نیاز دولت به درآمد بیشتر، رژیم ایران می‌خواست که یارانۀ بنزین را حذف کند و قیمت بنزین را تا سطح جهانی بالا ببرد و مصرف بنزین را کم کند ولی این طرح از ترس واکنش شدید داخلی متوقف شده است.

حتی اگر فرض شود که تحریم بنزین موثر به شمار می‌آید، نتیجه چه خواهد بود؟ مصرف این فرآورده به سرعت پایین می‌آید و درآمد دولت بالا می‌رود چراکه دیگر اجباری ندارد تا برای وارد کردن بنزین هزینه‌ای بکند.

اگر تهران اجازه دهد که بنزین عرضه شده به قیمت برابر با خرید آن فروخته شود، قیمت بنزین به حدی افزایش می‌یابد که این خود به معنی حذف یارانه‌ها هم برای بنزین وارداتی و هم برای بنزین داخلی است؛ در نتیجه، دولت درآمد بیشتری برای هزینه کردن در جاهای دیگر- احتمالا برنامۀ هسته‌ای خود- خواهد داشت. این تحریم‌ها کاری می‌کند که تهران سال‌ها درصدد انجام آن بوده است.

سوم، توانایی تحریم‌ها برای ایجاد دگرگونی، در گرو مشارکت بین‌المللی در اعمال این تحریم‌ها علیه رژیم ایران است. ایجاد توافق بین‌المللی بسیار پراهمیت است، به‌ویژه هنگامی که کشور صادر کنندۀ انرژی همچون ایران هدف قرار می‌گیرد. دولت اوباما به‌طور موفقیت‌آمیزی توانسته است که اعضای شورای امنیت را نه از راه هدف قرار دادن متحدان خود به وسیلۀ تحریم‌های اضافی دیگر بلکه با همکاری با آنها متحد سازد. تحریم‌های یک جانبۀ ایالات متحده که باعث مجازات متحدان نیز می‌شود، اتحاد کنونی را به مخاطره می‌اندازد. برندۀ نهایی این سناریو دولت ایران است که برای سودجویی از این تفرقه در جامعۀ بین‌المللی فرصت‌هایی برایش فراهم می‌شود. در هنگام برخورد با چالش‌هایی که توسط دولت ایران در جامعۀ جهانی بوجود می‌آید، ایالات متحده باید به صورت اتحاد دهنده عمل کند نه به صورت تفرقه‌افکنانه و سیاست‌های تحریم‌ها بایستی بر همین اساس سنجیده شود.

این به این معنا نیست که تحریم‌های ایالات متحده به اقتصاد ایران صدمه نمی‌زند. اما در مقابل، تردیدی نیست که تحریم‌های اقتصادی ایالات متحده موجب تنگنای در اقتصاد ایران شده است. به خصوص تحریم‌های اخیر مالی باعث ایجاد موانع قابل توجهی در اقتصاد آنان گردیده است. بانک‌ها با مشکلات زیادی در سرمایه‌گذاری در پروژه‌ها روبرو هستند، اعتبار صادرات فراهم نشده و فرار سرمایه‌ها افزایش یافته است.

با وجود تمام ضربه‌هایی که تحریم‌ها بر اقتصاد ایران وارد کرده است، این سختی به سوی تغییر مطلوبی در سیاست‌های ایران منجر نشده است. تحریم‌ها در آسیب رساندن به اقتصاد مردم ایران موثر واقع شده است، اما در تغییر رفتار دولت ایران شکست خورده است.

واشنگتن باید با دقت سیاست‌های مقابله با ایران را محاسبه کند و در این میان بررسی کارایی تحریم‌ها می‌تواند بخشی از سیاست بزرگتر را در خصوص ایران در بر گیرد. عواملی مانند تاثیر تحریم‌ها بر مردم ایران و مبارزه آنان را برای کسب دموکراسی باید در نظر گرفت. همچنین، اعمال تحریم‌های بدون هدف که می‌تواند موجب تقویت تندروهایی شود که حکومت ایران را در کنترل دارند و نیز توانایی تحریم‌ها در ایجاد شکاف در جامعۀ بین‌المللی. همۀ این عوامل نیازمند بررسی و توجه هستند.

به‌ طور ویژه، هزینۀ جانبی تحریم‌ها باید به دقت سنجیده شود. تحریم‌های بی‌هدف و دیپلماسی به ندرت می‌توانند با هم جور در بیایند. تشدید تحریم‌ها، که به گواه تجربیات گذشته نمی‌تواند در موضع هسته‌ای ایران تغییری ایجاد کند، در را بر روی عرض اندام دیپلماسی می‌بندد؛ و می‌تواند به سناریویی بیانجامد که بر اساس آن در سال‌های آینده هم دیپلماسی و هم تحریم‌ شکست بخورند. و این در حالی است که برنامۀ هسته‌ای ایران به گسترش خود ادامه می‌دهد. این امر ایالات متحده را با گزینۀ نه چندان جذابی مواجه می‌کند. این امر حائز اهمیت بسیاری است که همین امروز تصمیماتی گرفته شود تا ما را با یک تراژدی اجتناب‌ناپذیر و عملی شدن آن سناریو گفته شده روبرو نسازد.

قانون توانمند کردن دیجتالی ایرانی

 این مصوبه شهروندان عادی ایرانی را قادر خواهد ‌ساخت تا به نیرومندترین ابزار موجود برای ترویج دموکراسی و جامعه‌ی مدنی در ایران یعنی: «اطلاعات» دسترسی پیدا کنند. روشن است که نیت تحریم‌های کنونی ایالات متحده بر ایران آن نیست که آمریکاییان را برای تامین نرم‌افزارهای مشخص یا خدمات در ارتباط با آن به ایرانی‌ها باز دارد؛ ابزارها و اقداماتی که امکان ایجاد ارتباطات آزادانه یا دورزدن تجسس‌های آنلاین و سانسور دولتشان را برای آنان فراهم می‌سازد

 گنگره می‌بایست بی‌درنگ در این خصوص اقدام کند تا تضمین نمایید  که قانون ایالات متحده در جهت مقابل مبارزه مردم ایران برای اینکه ‌صداهایشان شنیده شود به حرکت خود ادامه نمی‌دهد. این مصوبه قوانین مربوط به صادرات ایالات متحده را به قرن بیست و یکم وارد می‌سازد، و یک جنبه‌ی کوچک ولی خودشکنانه‌ی بی‌مورد  از سیاست آمریکا در مورد ایران را اصلاح می‌کند

 چکیده

      اجازه تامین نرم‌افزار مشخص و خدمات مربوطه برای ایران

 ابزارهایی که به شهروندان عادی ایرانی اجازه می‌دهد تا سانسور اینترنتی و کنترل‌های که توسط دولت ایران اعمال می‌شود را دور بزنند

 نرم‌افزار و خدمات مربوطه که برای ایرانیان این امکان را فراهم می‌سازد که با یکدیگر و دنیای خارج ارتباط ایجاد کنند

 تضمین آزادی اینترنت برای ایرانیان

.مردم ایران در حال بکارگیری ابزارهای همچون فیس‌بوک و توئیتر برای بسیج نخستین جنبش دموکرات عصر رسانه‌های دیجتال هستند

.دولت ایران نیز در حال استفاده از اینترنت – به عنوان ابزاری برای سرکوب، حمله به فعالیت‌های آنلاین اینترتتی و برخورد خشن با دگراندیشان است

.شرکت‌های فنی آمریکایی می‌توانند ابزارهایی را که مردم ایران برای ادامه‌ی مبارزه‌ خود به آنها نیاز دارند فراهم سازند؛ هرچند، تحریم‌های ایالات متحده اجازه تامین نرم‌افزار را علیه اعمال سانسور و ارتباطات به آنها نمی‌دهد

قوانین مربوط به تحریم‌ها یک مورد استثنا را برای «ابزارها و مواد آگاه‌سازی و اطلاعات» در نظر گرفته است تا از دسترسی مردمی تحت حاکمیت رژیم‌های سرکوبگر به اخبار و اطلاعات جلوگیری نشود. هرچند، این مورد استثنا از اواسط دهه‌ی ۹۰ میلادی به‌روز نشده است و این قانون ابزارهای رسانه‌ای از رده خارج شده‌ای را همچون نوار ضبط صوت و تلگراف، و نه نرم‌افزار کامپیوتری یا خدمات اینترنت پوشش می‌دهد

در این مورد برجسته‌ی عقب‌ماندگی تشریفات اداری از فن‌آوری، شرکت‌هایی نظیر مایکروسافت و گوگل در حقیقت ایرانیان را از دسترسی به خدمات چت‌های اینترنتی سریع پرطرفدار محروم کرده‌اند، امری که شرایط مردم ایران را به منظور شنیده شدن صداهایشان دشوار‌تر است

طرح تحریم بنزین ایران در کنگره به مردم ایران آسیب می‌رساند و اجماع بین‌المللی را در مورد ایران تضعیف می‌کند

«شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایک) از تصمیم مجلس نمایندگان ایالات متحده برای بردن طرح «اچ. آر. ۲۱۹۴» -موسوم به «طرح تحریم بنزین ایران» (آی. آر. پی. اس. آ.) به منظور رای‌گیری در هفته ۱۴ دسامبر ۲۰۰۹، عمیقا نگران است و این امر را اقدامی در جهت تنبیه مردم ایران در عوض دولت ایران می‌داند.

«شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایک) از تلاش‌های مستمر دولت اوباما به منظور مذاکره با ایران پشتیبانی می‌کند. هرچند پاسخ‌های دولت ایران به این کوشش‌ها بسیار ناامید کننده بوده است، ولی دولت آمریکا باید با هماهنگی با سایر شرکای خود در جامعه‌ی جهانی به منظور انجام این امر متعهد بماند. در نظر گرفتن تحریم‌های یکسویه در این زمان از اقدامات همه‌جانبه‌ی رییس جمهور اوباما جلوگیری و کوشش‌های مختلف در این مورد را تضعیف و تهدید می‌کنند.

یک استراژی موفق در برخورد با ایران باید اساسا دربرگیرنده‌ی اقدامات دیپلماتیک باشد. تحریم‌ها می‌توانند نقش سازنده‌ای در این فرایند بازی کنند، ولی برای اینکه بتوانند موثر واقع شوند باید دولت ایران و افرادی را که مسئول رفتارهای سرزنش‌آمیز دولت ایران هستند، به‌خصوص کسانی که به نقض آشکار حقوق بشر اقدام کرده‌اند، هدف قرار دهند.

در حالی که اعضای کنگره فعالیت‌های خود را در این مورد ادامه می‌دهند، «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایک) کنگره را ترغیب می‌کند تا آنان در انجام این کار معیار‌های زیر را رعایت کند:

به مردم ایران آسیب نزنید – هیچ کس به اندازه مردم ایران از دولت سرکوبگر ایران رنج نکشیده است. تحریم‌های یکجانبه همانند آنچه در «طرح تحریم بنزین ایران» (آی. آر. پی. اس. آ.) آمده است، بی‌اندازه به مردم ایران آسیب می‌رساند. درحالی که فقط آسیب کمی به صحنه‌گردانانی چون گروه‌هایی در «سپاه پاسداران» که قدرت خود را زیر سایه تهدیدات خارجی پنهان کرده‌ و از تحریم‌های اقتصادی سود برده‌اند می‌زند.‌

همانطور که مردم ایران به ایستادگی خود در مقابل دولت‌شان ادامه می‌دهند، رهبران برجسته‌ی جنبش مخالفان ایران مانند میرحسین موسوی و مهدی کروبی همراه با مدافعان حقوق بشر مانند شیرین عبادی و اکبر گنجی همگی به‌شدت بر علیه تحریم‌های گسترده و بی‌هدف، همچون «طرح تحریم بنزین ایران» سخن گفته‌اند.

رییس جمهور را تضعیف نکنید – دولت اوباما سرمایه‌گذاری زیادی بر روی استراتژی مذاکره با ایران گذاشته است چرا که این امر بهترین روش به منظور ایجاد تغییر در رفتار دولت ایران است. در حالی‌ که این روند همان طور که پیش‌بینی می‌شد بسیار مشکل بوده است، ولی کنگره نباید برای تصویب قوانینی که تلاش‌های همه جانبه‌ی رییس جمهور را تضعیف می‌کند و دستان او را می‌بندد، عجله کند. رییس جمهوری پیوسته اعلام کرده است که پیشرفت روند مذاکره با ایران را در آخر سال ارزیابی خواهد کرد. تعهد به این امر دوباره در روز سوم دسامبر از سوی «رابرت گیبز»، سخنگوی کاخ سفید تاکید شد. او اعلام داشت که ضرب‌الاعجل رسمی برای دولت ایران پایان همین سال است. اگر کنگره «طرح تحریم بنزین ایران» را اکنون به تصویب برساند، به تمام دنیا این پیام را خواهد داد که کنگره آمریکا از برنامه‌ی رییس جمهوری پشتیبانی نمی‌کند و آنان می‌خواهند خود این امر را در اختیار بگیرند.

اتحاد بین شرکای آمریکا را سست نکنید- در ۲۶ نوامبر (۶ آ‌‌ذر)، «شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی» با تصویب قطعنامه‌ای به محکومیت ایران رای داد. بطور چشمگیری، تمامی پنج عضو شورای امنیت که دارای حق وتو هستند، به این قطعنامه رای مثبت دادند که این امر خود می‌تواند بالقوه در را بر روی یک رشته دیگر از تحریم‌ها باز کند. این پیشرفت‌های قابل توجه اوباما برای اتحاد در میان اعضای شورای امنیت به علت سرمایه‌گذاری وی در دیپلماسی است. اگر کنگره به سمت تحریم‌ها حرکت کند، متحدان ما را هدف قرارمی‌دهد و این اتحاد از هم پاشیده خواهد شد. کوشش برای جلب حمایت سایر کشورهای جهان با زور و از راه جریمه، ایران را منزوی نخواهد کرد، بلکه در حقیقت، این روش ممکن است تنها خود آمریکا را منزوی ‌سازد

طرح تحریم بنزین ایران در کنگره به مردم ایران آسیب می‌رساند و اجماع بین‌المللی را در مورد ایران تضعیف می‌کند

«شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایک) از تصمیم مجلس نمایندگان ایالات متحده برای بردن طرح «اچ. آر. ۲۱۹۴» -موسوم به «طرح تحریم بنزین ایران» (آی. آر. پی. اس. آ.) به منظور رای‌گیری در هفته ۱۴ دسامبر ۲۰۰۹، عمیقا نگران است و این امر را اقدامی در جهت تنبیه مردم ایران در عوض دولت ایران می‌داند.

«شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایک) از تلاش‌های مستمر دولت اوباما به منظور مذاکره با ایران پشتیبانی می‌کند. هرچند پاسخ‌های دولت ایران به این کوشش‌ها بسیار ناامید کننده بوده است، ولی دولت آمریکا باید با هماهنگی با سایر شرکای خود در جامعه‌ی جهانی به منظور انجام این امر متعهد بماند. در نظر گرفتن تحریم‌های یکسویه در این زمان از اقدامات همه‌جانبه‌ی رییس جمهور اوباما جلوگیری و کوشش‌های مختلف در این مورد را تضعیف و تهدید می‌کنند.

یک استراژی موفق در برخورد با ایران باید اساسا دربرگیرنده‌ی اقدامات دیپلماتیک باشد. تحریم‌ها می‌توانند نقش سازنده‌ای در این فرایند بازی کنند، ولی برای اینکه بتوانند موثر واقع شوند باید دولت ایران و افرادی را که مسئول رفتارهای سرزنش‌آمیز دولت ایران هستند، به‌خصوص کسانی که به نقض آشکار حقوق بشر اقدام کرده‌اند، هدف قرار دهند.

در حالی که اعضای کنگره فعالیت‌های خود را در این مورد ادامه می‌دهند، «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایک) کنگره را ترغیب می‌کند تا آنان در انجام این کار معیار‌های زیر را رعایت کند:

به مردم ایران آسیب نزنید – هیچ کس به اندازه مردم ایران از دولت سرکوبگر ایران رنج نکشیده است. تحریم‌های یکجانبه همانند آنچه در «طرح تحریم بنزین ایران» (آی. آر. پی. اس. آ.) آمده است، بی‌اندازه به مردم ایران آسیب می‌رساند. درحالی که فقط آسیب کمی به صحنه‌گردانانی چون گروه‌هایی در «سپاه پاسداران» که قدرت خود را زیر سایه تهدیدات خارجی پنهان کرده‌ و از تحریم‌های اقتصادی سود برده‌اند می‌زند.‌

همانطور که مردم ایران به ایستادگی خود در مقابل دولت‌شان ادامه می‌دهند، رهبران برجسته‌ی جنبش مخالفان ایران مانند میرحسین موسوی و مهدی کروبی همراه با مدافعان حقوق بشر مانند شیرین عبادی و اکبر گنجی همگی به‌شدت بر علیه تحریم‌های گسترده و بی‌هدف، همچون «طرح تحریم بنزین ایران» سخن گفته‌اند.

رییس جمهور را تضعیف نکنید – دولت اوباما سرمایه‌گذاری زیادی بر روی استراتژی مذاکره با ایران گذاشته است چرا که این امر بهترین روش به منظور ایجاد تغییر در رفتار دولت ایران است. در حالی‌ که این روند همان طور که پیش‌بینی می‌شد بسیار مشکل بوده است، ولی کنگره نباید برای تصویب قوانینی که تلاش‌های همه جانبه‌ی رییس جمهور را تضعیف می‌کند و دستان او را می‌بندد، عجله کند. رییس جمهوری پیوسته اعلام کرده است که پیشرفت روند مذاکره با ایران را در آخر سال ارزیابی خواهد کرد. تعهد به این امر دوباره در روز سوم دسامبر از سوی «رابرت گیبز»، سخنگوی کاخ سفید تاکید شد. او اعلام داشت که ضرب‌الاعجل رسمی برای دولت ایران پایان همین سال است. اگر کنگره «طرح تحریم بنزین ایران» را اکنون به تصویب برساند، به تمام دنیا این پیام را خواهد داد که کنگره آمریکا از برنامه‌ی رییس جمهوری پشتیبانی نمی‌کند و آنان می‌خواهند خود این امر را در اختیار بگیرند.

اتحاد بین شرکای آمریکا را سست نکنید- در ۲۶ نوامبر (۶ آ‌‌ذر)، «شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی» با تصویب قطعنامه‌ای به محکومیت ایران رای داد. بطور چشمگیری، تمامی پنج عضو شورای امنیت که دارای حق وتو هستند، به این قطعنامه رای مثبت دادند که این امر خود می‌تواند بالقوه در را بر روی یک رشته دیگر از تحریم‌ها باز کند. این پیشرفت‌های قابل توجه اوباما برای اتحاد در میان اعضای شورای امنیت به علت سرمایه‌گذاری وی در دیپلماسی است. اگر کنگره به سمت تحریم‌ها حرکت کند، متحدان ما را هدف قرارمی‌دهد و این اتحاد از هم پاشیده خواهد شد. کوشش برای جلب حمایت سایر کشورهای جهان با زور و از راه جریمه، ایران را منزوی نخواهد کرد، بلکه در حقیقت، این روش ممکن است تنها خود آمریکا را منزوی ‌سازد

بیانیۀ زیر توسط شورای ملی ایرانیان آمریکا (نایاک) در پاسخ به مقالۀ «واشنگتن تایمز» منتشر شد:

واشنگتن دی. سی. – «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) به نتایج کوشش‌های خود در زمینۀ تحکیم امنیت ملی آمریکا از طریق سیاست‌های هوشمندانه و مؤثر خود در خصوص ایران افتخار می‌کند. اشارات ضمنی «واشنگتن تایمز» که فعالیت‌های این شورا را در جهت نقض قوانین مالیاتی، قانون ثبت نمایندگی‌های خارجی و قوانین آشکارسازی فعالیت‌های لابی می‌داند به‌شدت از سوی این شورا تکذیب می‌شود.

این شورا در جریان دادخواهی و شکایت خود به دلیل افتراهای مطرح شده از سوی «حسن داعی‌‌الاسلام» در دادگاه ده‌ها هزار سند و کلیۀ مدارک مالی خود را در دسترس گذاشت. این مدارک ثابت می‌کند که اتهامات وارده به این شورا کاملا بی‌پایه است. قاضی درخواست «داعی‌‌الاسلام» را برای رد هیجده مورد از نوزده مورد اتهامات وارد شده نپذیرفت. با توجه به این امر متهمان تصمیم گرفتند با بدخواهی این مدارک را در اختیار «الی لیک»، یکی از خبرنگاران «واشنگتن تایمز» قرار دهند تا بتوانند این موضوع را به جای دادرسی در یک دادگاه قانونی، به یک رسانه بکشند.

شورای ملی ایرانیان آمریکا یک سازمان آموزشی است که نمایندۀ آمریکائیان ایرانی‌نژاد است. فعالیت‌های این سازمان در زمینه‌های آموزشی، ترویج و به‌طور محدود در امور لابی‌گری بر طبق قوانین و مقررات آمریکا انجام می‌شود. این شورا هیچ نوع فعالیت لابی‌گریی برای جمهوری اسلامی ندارد. پشتیبانی و حمایت‌های این شورا فقط متوجۀ جامعۀ ایرانی-آمریکائی است، جامعه‌ای که اکثریت قابل توجه آن با سیاست‌های حکومت ایران مخالف است.

مقالۀ آقای لیک فاقد شواهدی برای ادعاهای مطرح شده است و حتی به یک اتهام مستقیم نیز ختم نمی‌شود. به‌جای آن این مقاله به اشارات ضمنی بسنده می‌کند و به گمان‌زنی‌های توطئه‌آمیز می‌پردازد که احتمالا هدف آن کاشتن تخم شک و بدبینی در مورد این شورا در اذهان عمومی و ایجاد بحث و شبهه پیرامون این سازمان است

این پدیده دنبال‌رویی از طرح شناخته شدۀ فعالان نومحافظه‌کار است که بر اساس آن آنان برای بدنام کردن این شورا به اتهام‌زنی، افترا و شایعه‌پراکنی پرداخته‌اند بدون آنکه کوچکترین مدرکی برای اثبات ادعاهای خود ارائه دهند.

در واقع شواهد موجود کاملا بر خلاف این ادعاهاست. چرا باید سفیر وقت آقای جان لیمبرت و گروگان پیشین حکومت ایران، به هیئت مشاوران سازمانی ملحق شود که تصور می‌رود مدافع منافع همان حکومتی است که او را برای مدت 444 روز به گروگان گرفته بود؟ این ادعا در بهترین حالت غیرمنطقی، و در بدترین حالت مضحک جلوه می‌کند.

آقای لیک در مقالۀ خود بر ایمیل‌ها و اسنادی تمرکز کرده است که با حکم از پیش صادر شدۀ او برعلیه شورای ملی ایرانیان آمریکا (نایاک) تناسب کامل دارد. اگرچه، اساس و پایۀ مقالۀ «لیک» اطلاعات نادرست دربارۀ این شوراست که توسط «حسن داعی‌‌الاسلام» فراهم شده است، اما در این مقاله حتی یک پرسش در مورد دادخواهی قانونی ما مطرح نمی‌شود، که این دعوی چرا به دادگاه برده شد، برداشت ما از محرک سیاسی «داعی‌‌الاسلام» چیست و ارتباط او با سازمان تروریستی «مجاهدین خلق» چه می‌باشد؟ این شورا آقای «لیک» را تشویق کرد که شواهد مربوط به نقش «داعی‌‌الاسلام» را در سازمان «مجاهدین خلق» بررسی کند. اما «لیک» از هرگونه بررسی در مورد منابع اطلاعاتی خود سر باز زد.

به‌روشنی می‌توان دریافت که چگونه برخی از عناصر نومحافظه‌کار بر آنند که بین ایرانیان خارج از کشور در زمانی که بیش از همیشه به یگانگی آنان برای پیش‌برد آمال آزادی‌خواهی ملت ایران نیاز است تفرقه بیاندازند. در حالی‌که بعضی از اعضای برجستۀ جامعۀ ایرانیان خارج از کشور در مورد فعالیت‌های این شورا دچار پاره‌ای سوء‌تفاهمات شده‌اند، ما دستمان را بسوی‌ ایشان دراز می‌کنیم و در دامی که برای خصومت‌افکنی بین اعضای این جامعه پهن شده است پا نمی‌گذاریم.

شورای ملی ایرانیان آمریکا (نایاک) در واشنگتن دی. سی. به صدائی پرطنین برای جامعۀ ایرانی – آمریکایی بدل گشته است که پیام آن تمرکز بیشتر بر موضوع حقوق بشر در ایران، مخالفت با جنگ بین آمریکا و ایران، و مخالفت با تحریم‌های گستردۀ اقتصادیی است که در عین آسیب زدن به مردم ایران، رژیم تندرو آن را قدرت می‌بخشد، و نیز حمایت از دیپلماسی بین دو کشور برای حل اختلافات خود به ‌روشی صلح‌آمیز است.

بیانیۀ زیر توسط شورای ملی ایرانیان آمریکا (نایاک) در پاسخ به مقالۀ «واشنگتن تایمز» منتشر شد:

واشنگتن دی. سی. – «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) به نتایج کوشش‌های خود در زمینۀ تحکیم امنیت ملی آمریکا از طریق سیاست‌های هوشمندانه و مؤثر خود در خصوص ایران افتخار می‌کند. اشارات ضمنی «واشنگتن تایمز» که فعالیت‌های این شورا را در جهت نقض قوانین مالیاتی، قانون ثبت نمایندگی‌های خارجی و قوانین آشکارسازی فعالیت‌های لابی می‌داند به‌شدت از سوی این شورا تکذیب می‌شود.

این شورا در جریان دادخواهی و شکایت خود به دلیل افتراهای مطرح شده از سوی «حسن داعی‌‌الاسلام» در دادگاه ده‌ها هزار سند و کلیۀ مدارک مالی خود را در دسترس گذاشت. این مدارک ثابت می‌کند که اتهامات وارده به این شورا کاملا بی‌پایه است. قاضی درخواست «داعی‌‌الاسلام» را برای رد هیجده مورد از نوزده مورد اتهامات وارد شده نپذیرفت. با توجه به این امر متهمان تصمیم گرفتند با بدخواهی این مدارک را در اختیار «الی لیک»، یکی از خبرنگاران «واشنگتن تایمز» قرار دهند تا بتوانند این موضوع را به جای دادرسی در یک دادگاه قانونی، به یک رسانه بکشند.

شورای ملی ایرانیان آمریکا یک سازمان آموزشی است که نمایندۀ آمریکائیان ایرانی‌نژاد است. فعالیت‌های این سازمان در زمینه‌های آموزشی، ترویج و به‌طور محدود در امور لابی‌گری بر طبق قوانین و مقررات آمریکا انجام می‌شود. این شورا هیچ نوع فعالیت لابی‌گریی برای جمهوری اسلامی ندارد. پشتیبانی و حمایت‌های این شورا فقط متوجۀ جامعۀ ایرانی-آمریکائی است، جامعه‌ای که اکثریت قابل توجه آن با سیاست‌های حکومت ایران مخالف است.

مقالۀ آقای لیک فاقد شواهدی برای ادعاهای مطرح شده است و حتی به یک اتهام مستقیم نیز ختم نمی‌شود. به‌جای آن این مقاله به اشارات ضمنی بسنده می‌کند و به گمان‌زنی‌های توطئه‌آمیز می‌پردازد که احتمالا هدف آن کاشتن تخم شک و بدبینی در مورد این شورا در اذهان عمومی و ایجاد بحث و شبهه پیرامون این سازمان است

این پدیده دنبال‌رویی از طرح شناخته شدۀ فعالان نومحافظه‌کار است که بر اساس آن آنان برای بدنام کردن این شورا به اتهام‌زنی، افترا و شایعه‌پراکنی پرداخته‌اند بدون آنکه کوچکترین مدرکی برای اثبات ادعاهای خود ارائه دهند.

در واقع شواهد موجود کاملا بر خلاف این ادعاهاست. چرا باید سفیر وقت آقای جان لیمبرت و گروگان پیشین حکومت ایران، به هیئت مشاوران سازمانی ملحق شود که تصور می‌رود مدافع منافع همان حکومتی است که او را برای مدت 444 روز به گروگان گرفته بود؟ این ادعا در بهترین حالت غیرمنطقی، و در بدترین حالت مضحک جلوه می‌کند.

آقای لیک در مقالۀ خود بر ایمیل‌ها و اسنادی تمرکز کرده است که با حکم از پیش صادر شدۀ او برعلیه شورای ملی ایرانیان آمریکا (نایاک) تناسب کامل دارد. اگرچه، اساس و پایۀ مقالۀ «لیک» اطلاعات نادرست دربارۀ این شوراست که توسط «حسن داعی‌‌الاسلام» فراهم شده است، اما در این مقاله حتی یک پرسش در مورد دادخواهی قانونی ما مطرح نمی‌شود، که این دعوی چرا به دادگاه برده شد، برداشت ما از محرک سیاسی «داعی‌‌الاسلام» چیست و ارتباط او با سازمان تروریستی «مجاهدین خلق» چه می‌باشد؟ این شورا آقای «لیک» را تشویق کرد که شواهد مربوط به نقش «داعی‌‌الاسلام» را در سازمان «مجاهدین خلق» بررسی کند. اما «لیک» از هرگونه بررسی در مورد منابع اطلاعاتی خود سر باز زد.

به‌روشنی می‌توان دریافت که چگونه برخی از عناصر نومحافظه‌کار بر آنند که بین ایرانیان خارج از کشور در زمانی که بیش از همیشه به یگانگی آنان برای پیش‌برد آمال آزادی‌خواهی ملت ایران نیاز است تفرقه بیاندازند. در حالی‌که بعضی از اعضای برجستۀ جامعۀ ایرانیان خارج از کشور در مورد فعالیت‌های این شورا دچار پاره‌ای سوء‌تفاهمات شده‌اند، ما دستمان را بسوی‌ ایشان دراز می‌کنیم و در دامی که برای خصومت‌افکنی بین اعضای این جامعه پهن شده است پا نمی‌گذاریم.

شورای ملی ایرانیان آمریکا (نایاک) در واشنگتن دی. سی. به صدائی پرطنین برای جامعۀ ایرانی – آمریکایی بدل گشته است که پیام آن تمرکز بیشتر بر موضوع حقوق بشر در ایران، مخالفت با جنگ بین آمریکا و ایران، و مخالفت با تحریم‌های گستردۀ اقتصادیی است که در عین آسیب زدن به مردم ایران، رژیم تندرو آن را قدرت می‌بخشد، و نیز حمایت از دیپلماسی بین دو کشور برای حل اختلافات خود به ‌روشی صلح‌آمیز است.

گروه‌های مترقی در سياست خارجی هدف حمله قرار گرفته‌اند

‹هافينگتن پست›

تاریخ انتشار: ۵ نوامبر ۲۰۰۹

در دنیای معمولأ کم سروصدای سازمان‌های غيردولتی که بر روی مسايل روز فعال هستند، يک کارزار مشخصأ سياسی عليه نهادهای دست‌اندرکار سياست خارجی، که هدف فعاليت آنها تاکيد بر اتخاذ ديپلماسی به جای زور و نظامی‌‌گری است، آغاز شده است.

دو سازمان نسبتأ جديد غيردولتی، که هر کدام دو قطب مخالف طيف مسايل خاورميانه را تحت پوشش خود قرار داده‌اند، در هفته‌ها و ماه‌های اخير هدف حملات مخربی واقع شده‌اند که اعتبار و وجهه آنان را نشانه رفته است.

«شورای ملی ايرانيان آمريکا» (نايک)، سازمانی است که خواهان گفت‌وگوهای ديپلماتيک بين ايران و آمريکاست. اين سازمان در اين اواخر به دلیل حضور فعالش در رسانه‌های آمریکایی در روزهای پس از انتخابات جنجالی رياست جمهوری ايران، به نحو ویژه‌ای برجسته شد. هر چند این شورا مدت‌هاست که حضور پررنگی از خود در واشنگتن نشان داده است، اما همزمان با رشد رایزنی‌های «نايک» در محافل سياست خارجی، خشم و غضب مخالفان آنان نيز اوج گرفته است.

از اوايل سال ۲۰۰۷، اين سازمان به امور زيادی از جمله اينکه بازوی حکومت ايران است و از حکومت ايران پول می‌‌گيرد، یا قوانين لابی‌‌گری را زير پا نهاده و هدفش منحرف کردن سياست خارجی آمريکاست، متهم شده است. اين اتهامات در بهترين حالت غيرمنصفانه و در بدترين حالت، افتراآميز بوده است. ‹«نايک» مدارک متعددی را در موارد مختلف به «هافينگتن پست» ارسال کرده که نشان می‌‌دهند نسبت به عملکردهای حکومت ايران نظری انتقادی داشته است. «تريتا پارسی» مدير «نايک» خاطر نشان کرده که اعضای خانواده چند تن از هيات مديره اين سازمان در ايران شکنجه شده‌اند. افزون بر آن، گروه‌های شناخته شده‌ای چون «شهروندان هوادار مسووليت و اخلاق› در واشنگتن می‌‌گويند که اصلأ به خاطر نمی‌‌آورند که کداميک از فعاليت‌های لابی‌‌گرايانه «نايک» غيرمشروع و خارج از محدوده‌ی قانون بوده است.

«استيو کلمونز» يک عضو بسيار مورد اعتماد محافل سياست خارجی واشنگتن و از سردمداران «بنياد آمريکای جديد» می‌‌گويد، “به اعتقاد من اين اتهامات به کلی بی‌‌پايه‌اند. من «تريتا پارسی» و بسياری ديگر از آدم‌های فعال در اين سازمان را می ‌شناسم … آنها افراد روشن و شفافی هستند که چيزی برای پنهان کردن ندارند. آنان مخالفان و منتقدان خود را به بحث آزاد فرامی‌‌خوانند و به پرسش‌های آنان پاسخ می‌‌دهند. اگر در موسساتی این چنینی کار می‌‌کنيد، اين درست همان کاری است که بايد انجام دهيد… آنها برنامه و هدف مشخصی دارند که در جلسات هيات مديره تعيين می‌‌شوند. من ديده‌ام که او حرف‌هايی می‌‌زند که مسلمأ به مذاق دولت ايران خوش نمی‌‌آيد.”

اما مبارزه عليه «نايک» در ماه‌ها و سال‌های گذشته ادامه يافته است. به ويژه، «حسن داعی‌‌الاسلام» نويسنده‌ای که در آريزونا زندگی می‌‌کند و در ميان رسانه‌های ايرانی مخاطبانی دارد، به تازگی مورد توجه رسانه‌های نومحافظه‌کار قرار گرفته که ستون‌های متعددی از نشريات خود را به حملات او عليه «نايک» و «پارسی» اختصاص داده‌اند. «داعی‌الاسلام» در مقاله‌ای در نشريه‌ی «فرانت پيج ماگزين» سازمان «نايک» را به اين متهم کرده که “بخشی از شبکه‌ی لابی‌های گسترده‌ی آمريکاست که عملأ در جهت حفظ منافع جمهوری اسلامی تلاش می‌‌کند.” او در مقاله‌ی ديگری که در همان مجله نوشته، «پارسی» را متهم می‌‌کند که به «بلندگوی ملاها›» در آمريکا بدل شده است. او در ژانويه سال ۲۰۰۹، در نشريه‌ی گمنام‌تری نوشت، “پارسی در ضمن مورد حمايت لابی‌‌های حامی رژيم ايران است.”

سرانجام، در ايامی که ايران تازه درگير آشوب‌های خيابانی پس از انتخابات اخير رياست جمهوری ايران شده بود، «داعی‌‌الاسلام» پارسی را متهم کرد که از رژيم آيت‌الله خامنه‌ای و احمدی‌‌نژاد حمايت می‌‌کند تا قدرت را کماکان در دست داشته باشند.

پارسی به «هافينگتن پست» می‌‌گويد، “متاسفانه در ميان جامعه‌ی ايرانيان آمريکا، اين ابهامات هميشه وجود داشته است. اما تفاوتی که اين بار وجود دارد اين است که اين فرد توانسته از کمکی که محافل نوجمهوری‌‌خواه در اختيار او قرار داده‌اند استفاده کند و تا آنجا که می‌‌توانسته دروغ‌های زيادی را در ميان مردم پراکنده سازد.”

اما آنچه در نوشته‌های اخير «داعی‌‌الاسلام» بسيار چشمگيرتر است، صرفأ جسورانه بودن اتهاماتی نيست که مطرح می‌‌کند، بلکه اين است که او اين مطالب را عليرغم آنکه در دادگاه عليه او به خاطر طرح اتهامات افتراآميز شکايت شده، کماکان به رشته تحرير درمی‌‌آورد. پارسی و «نايک» در ماه آوریل سال ۲۰۰۸، شکايتی را عليه «داعی‌‌الاسلام» در دادگاه محلی واشنگتن دی. سی. مطرح کردند و در شکایت‌نامه‌ی خود ذکر کردند که «داعی‌‌الاسلام» مطالب متعددی حاوی دروغ و افترا عليه آنان مطرح کرده و در آنها پارسی و «نايک» را عوامل حکومت ايران معرفی کرده است.” کمتر از هشت ماه بعد از آن، رييس دادگاه حکمی را منتشر کرد که اگرچه خواهان مدارک بيشتری شده بود، اما به هيچ وجه به نفع «داعی‌‌الاسلام» نبود.

در حکم رييس دادگاه در مورد تعريف کلی «داعی‌‌الاسلام» از «لابی کنندگان» چنين آمده بود، “متهم در بيانيه‌های خود احکامی کلی صادر کرده است و حرف اصلی حملات او اين است که شاکيان لابی‌کننده نيستند و در عين حال اين اتهام آقای «داعی‌‌الاسلام» در اين مورد که اهداف شاکيان با اهداف حکومت ايران همسوست، ارزش و اعتباری ندارد.”

قاضی در انتهای حکم خود آورده است: “در اين مرحله از دادگاه، ادعای متهم به دفاع از حقيقت، مردود شناخته می‌‌شود. دادگاه چنين نتيجه‌گيری می‌‌کند که حرف‌ها و نوشته‌های متهم می‌‌توانند بار افتراآميز داشته باشند … دادگاه نتوانسته است مدارکی بيابد که طبق قانون نشان دهد که حرف‌ها و نوشته‌های متهم فاقد بار افتراآميز هستند.”

اما حتی پيروزی غيررسمی «نايک» در دادگاه هم برای آنان گران تمام شده است. «پارسی» می‌‌گويد که او نگران آن است که فرايند صدور اين حکم، که طی آن سازمان تحت مديريت او ناگزير شد تا اطلاعات اضافی زيادی در اختيار متهم قرار دهد، بتواند بهانه‌ای به دست منتقدان ديگری بدهد تا حملات بی‌‌پايه و گمراه‌کننده‌ای را عليه او و «نايک» ادامه دهند. او اضافه کرد که چندين نشريه با «نايک» تماس گرفته و پرسش‌هايی را مطرح کرده‌اند که بر پايه اتهامات «داعی‌‌الاسلام» مطرح شده بودند.

«پارسی» می‌‌گويد، “من آنقدرها نگران انعکاس اين مطالب در واشنگتن نيستم. خوب می‌‌دانم که بیشتر آدم‌ها وقتی به حرف‌های این‌چنینی این شخص گوش می‌‌کنند، خواهند ديد که آنها کاملأ بی‌‌اساس است. من بيشتر نگران جامعه‌ی ايرانيان آمريکا هستم که آنقدرها به جزييات و ظرايف امر توجه ندارند. آنها تا می‌‌بينند مطلبی در روزنامه‌ای چاپ شده، خيال می‌‌کنند که معتبر است و واقعيت دارد. آدم‌های زيادی در واشنگتن می‌‌دانند که آنها نشريات پراهمیتی نيستند و کار آنها روزنامه‌نگاری حرفه‌ای نيست، اما در خارج از حوزه فعالان سياسی، خيلی از مردم نمی‌‌توانند فرق نشريات معتبر و غيرمعتبر را درک کنند.”

در حالی که «نايک» خود را در گيرودار دعواهای حقوقی برای دفاع از نام و اعتبار خود می‌‌يابد، مبارزه حقوقی عيان‌تری هم عليه سازمانی راه افتاده که هوادار عقايدی در نقطه مخالف ديدگاه‌های يهوديان در معادله اعراب و اسراييل است.

«جی استريت» سازمان غيرانتفاعی نوپايی است که از عمر آن بيشتر از يک سال و نيم نمی‌‌گذرد و خواهان پايان دادن به مناقشات اعراب و اسراييل از طريق مذاکرات ديپلماتيک است. اين سازمان به‌تازگی شاهد آن بوده است که جمعی از سخنرانان مشهوری که برای اولين کنفرانس سالانه آن دعوت شده بودند از حضور آنان در اين کنفرانس سرباز زده‌اند و علت هم اين بوده است که نگران آن بوده‌اند که حضور آنان در اين کنفرانس پيامدهای نگران کننده‌ای در کل جامعه‌ی سياسی داشته باشد. مقامات آگاه به طور خصوصی می‌‌گويند که اعتبار اين گروه تحت تاثير حملات سازمان يافته گروه‌ها و افراد محافظه‌کاری که سعی داشته‌اند پيام‌ها و برنامه‌های سياسی اين گروه را تحت‌الشعاع قرار دهند، آسيب ديده است.

«آرون ديويد ميلر» پژوهشگری که در مرکز «وودرو ويلسون» کار می‌‌کند و در هيات‌های وزارت خارجه جمهوری‌خواهان و دموکرات‌ها در خاورميانه حضور داشته، در اين باره می‌‌گويد، “فکر می‌‌کنم که چنين پيامدی، به ويژه با خصومتی که در جامعه‌ی يهوديان عليه اين سازمان وجود دارد، بديهی بود. هر وقت سازمانی چشم‌اندازهای جا افتاده در چنين مواردی را به چالش می‌‌کشد، به ويژه اگر در کار خود نشانه‌هايی از موفقيت بروز دهد، با اين فشارها مواجه خواهد بود. و «جی استريت» توانسته است در ظرف مدت کوتاهی، حضور موثر خود را در واشنگتن به رخ همگان بکشاند.”

درست به مانند مورد «نايک»، بيشتر حملات عليه «جی استريت» براساس همکاری آنان با سازمان‌ها و گروه‌های مخالف اسراييل بنا شده است. اين سازمان از جمله به اين امر متهم شده بود که در يکی از کنفرانس‌های خود از سخنرانی دعوت به عمل آورده بود که تقصير حملات تروريستی 11 سپتامبر را به گردن اسراييل انداخته بود، اتهامی که گرچه به لحاظ تکنيکی صحت دارد، از اين حقيقت هم غافل می‌‌ماند که فرد موردنظر يعنی ‹سلام المارياطی› پس از طرح چنين مساله‌ای به صراحت از بيان آن ابراز پشيمانی کرده و معذرت خواسته بود. با اين همه، چند ماه قبل، روزنامه‌ی «جروزالم پست› مقاله‌ای انتشار داد که طی آن خاطر نشان شده بود که اين گروه، “ده‌ها هزار دلار کمک مالی از چندين شخصيت عرب و آمريکايی‌‌های عرب‌تبار دريافت کرده است.”

يک استراتژيست آگاه سياست‌های اسراييل در اين مورد می‌‌گويد، “آدم‌های زيادی از مدت‌ها پيش در اين باره حرف می‌‌زدند تا اينکه «جروزالم پست» تصميم گرفت آن را به صورت مقاله‌ای منتشر کند و پس از آن نشريات ديگری هم آن را در صفحات خود نقل کردند. اين کار که سازمانی را براساس همکاری آن با اين فرد يا آن فرد متهم کنند، خيلی رواج دارد.”

هواداران و مدافعان «جی استريت» اعتراف می‌‌کنند که مخالفان آنان در آسيب رساندن به اعتبار و موقعيت اين گروه به موفقيت‌هايی دست يافته‌اند. اما در عين حال خاطر نشان می‌‌کنند که تاثير اين حملات آن بود که اين گروه در تلاش خود برای حضور هرچه بيشتر در بحث‌ها و مذاکرات سياست خارجی، عزم راسخ‌تری داشته باشد. آنان نيز همانند «نايک» اين دست‌اندازهای اول کار را به عنوان بخشی از فرايند دستيابی به يک موقعيت يگانه و شکستن تمام پيشداوری‌های قديمی، مغتنم می‌‌شمارند.

«کلمونز» می‌‌گويد، “من واقعأ بر اين عقيده‌ام که گروه‌هايی چون «جی استريت» و «نايک» که به عقيده من در زمره گروه‌های صادق هوادار حقوق مردم قرار دارند، می‌‌دانند که عبور از اين مرحله آسان نخواهد بود. آنان بايد تمام منابع و امکانات خود را به کار گيرند و در ضمن رقبای خود را به تلاشی سخت وادارند، چون اين رقبا می‌‌خواهند آنان را بترسانند يا دست‌کم پايه‌های سازمان‌های آنان را بلرزانند.”

طرح تحریم بنزین ایران در کنگره به مردم ایران آسیب می‌رساند و اجماع بین‌المللی را در مورد ایران تضعیف می‌کند

«شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) از تصمیم مجلس نمایندگان ایالات متحده برای بردن طرح «اچ. آر. ۲۱۹۴» -موسوم به «طرح تحریم بنزین ایران» (آی. آر. پی. اس. آ.) به منظور رای‌گیری در هفته ۱۴ دسامبر ۲۰۰۹، عمیقا نگران است و این امر را اقدامی در جهت تنبیه مردم ایران در عوض دولت ایران می‌داند.

«شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) از تلاش‌های مستمر دولت اوباما به منظور مذاکره با ایران پشتیبانی می‌کند. هرچند پاسخ‌های دولت ایران به این کوشش‌ها بسیار ناامید کننده بوده است، ولی دولت آمریکا باید با هماهنگی با سایر شرکای خود در جامعه‌ی جهانی به منظور انجام این امر متعهد بماند. در نظر گرفتن تحریم‌های یکسویه در این زمان از اقدامات همه‌جانبه‌ی رییس جمهور اوباما جلوگیری و کوشش‌های مختلف در این مورد را تضعیف و تهدید می‌کنند.

یک استراژی موفق در برخورد با ایران باید اساسا دربرگیرنده‌ی اقدامات دیپلماتیک باشد. تحریم‌ها می‌توانند نقش سازنده‌ای در این فرایند بازی کنند، ولی برای اینکه بتوانند موثر واقع شوند باید دولت ایران و افرادی را که مسئول رفتارهای سرزنش‌آمیز دولت ایران هستند، به‌خصوص کسانی که به نقض آشکار حقوق بشر اقدام کرده‌اند، هدف قرار دهند.

در حالی که اعضای کنگره فعالیت‌های خود را در این مورد ادامه می‌دهند، «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) کنگره را ترغیب می‌کند تا آنان در انجام این کار معیار‌های زیر را رعایت کند:

به مردم ایران آسیب نزنید – هیچ کس به اندازه مردم ایران از دولت سرکوبگر ایران رنج نکشیده است. تحریم‌های یکجانبه همانند آنچه در «طرح تحریم بنزین ایران» (آی. آر. پی. اس. آ.) آمده است، بی‌اندازه به مردم ایران آسیب می‌رساند. درحالی که فقط آسیب کمی به صحنه‌گردانانی چون گروه‌هایی در «سپاه پاسداران» که قدرت خود را زیر سایه تهدیدات خارجی پنهان کرده‌ و از تحریم‌های اقتصادی سود برده‌اند می‌زند.‌

همانطور که مردم ایران به ایستادگی خود در مقابل دولت‌شان ادامه می‌دهند، رهبران برجسته‌ی جنبش مخالفان ایران مانند میرحسین موسوی و مهدی کروبی همراه با مدافعان حقوق بشر مانند شیرین عبادی و اکبر گنجی همگی به‌شدت بر علیه تحریم‌های گسترده و بی‌هدف، همچون «طرح تحریم بنزین ایران» سخن گفته‌اند.

رییس جمهور را تضعیف نکنید – دولت اوباما سرمایه‌گذاری زیادی بر روی استراتژی مذاکره با ایران گذاشته است چرا که این امر بهترین روش به منظور ایجاد تغییر در رفتار دولت ایران است. در حالی‌ که این روند همان طور که پیش‌بینی می‌شد بسیار مشکل بوده است، ولی کنگره نباید برای تصویب قوانینی که تلاش‌های همه جانبه‌ی رییس جمهور را تضعیف می‌کند و دستان او را می‌بندد، عجله کند. رییس جمهوری پیوسته اعلام کرده است که پیشرفت روند مذاکره با ایران را در آخر سال ارزیابی خواهد کرد. تعهد به این امر دوباره در روز سوم دسامبر از سوی «رابرت گیبز»، سخنگوی کاخ سفید تاکید شد. او اعلام داشت که ضرب‌الاعجل رسمی برای دولت ایران پایان همین سال است. اگر کنگره «طرح تحریم بنزین ایران» را اکنون به تصویب برساند، به تمام دنیا این پیام را خواهد داد که کنگره آمریکا از برنامه‌ی رییس جمهوری پشتیبانی نمی‌کند و آنان می‌خواهند خود این امر را در اختیار بگیرند.

اتحاد بین شرکای آمریکا را سست نکنید- در ۲۶ نوامبر (۶ آ‌‌ذر)، «شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی» با تصویب قطعنامه‌ای به محکومیت ایران رای داد. بطور چشمگیری، تمامی پنج عضو شورای امنیت که دارای حق وتو هستند، به این قطعنامه رای مثبت دادند که این امر خود می‌تواند بالقوه در را بر روی یک رشته دیگر از تحریم‌ها باز کند. این پیشرفت‌های قابل توجه اوباما برای اتحاد در میان اعضای شورای امنیت به علت سرمایه‌گذاری وی در دیپلماسی است. اگر کنگره به سمت تحریم‌ها حرکت کند، متحدان ما را هدف قرارمی‌دهد و این اتحاد از هم پاشیده خواهد شد. کوشش برای جلب حمایت سایر کشورهای جهان با زور و از راه جریمه، ایران را منزوی نخواهد کرد، بلکه در حقیقت، این روش ممکن است تنها خود آمریکا را منزوی ‌سازد

نماینده کنگره، هارمن، از بیانیه موسوم به “تفکیک قومی در ایران” عقب نشینی کرد

در پی استیلا و تهاجم های متمادی، ملت ایران همواره و برای هزاران سال یکپارچگی قومی خود را حفظ کرده است و به رغم برخورداری از تنوع قومی و پس زمینه های مختلف نژادی هویت مشترک ایرانی عامل اتحاداین مردم بوده است. اینک که ما از رییس جمهوری برخورداریم که بر نقش دیپلماسی تاکید دارد و از شرایط برخورد وجنگ بین ایران وایالات متحده احتراز می کند، در روز سوم ماه مه، جین هارمن نماینده دموکرات کنگره از کالیفرنیا ایده ای را مطرح کرده است موسوم به: تفکیک ملت ایران براساس تفرقه و انشقاق اقوام.

درخلال برگزاری کمیته سالیانه مشترک امور عمومی آمریکایی –اسراییلی (آیپک) ، نماینده کنگره از کالیفرنیا طرح خود را در پاسخی به این سوال که چگونه می توان ایران را از توسعه سلاحهای اتمی بازداشت، ارائه کرد. او با بیان اینکه :”فارسها اکثریت را درایران ندارند بلکه غالبیت دارند واینکه اقوام و نژادهای گوناگونی درایران زندگی می کنند که با استراتژی و رهیافت ها جمعیت حاکم همسویی ندارند، من معتقدم که تاکید بر انشقاق و انفکاک جمعیتی می تواند رهیافت مثمر ثمری باشد.”

به محض انتشار این خبر، نایاک (شورای ملی ایرانی-آمریکایی ها) با برگزاری کمپینی خواستار واپس گیری بیانیه این نماینده کنگره از کالیفرنیا شد. تنها درخلال دو روز نایاک موفق به جمع آوری هزارها امضا و تهیه نامه ای خطاب به دفتر ایشان شد. متعاقبا روز بعد دیدار و گفتگویی بین نایاک و دفتر هارمن صورت گرفت.

هرمان خطاب به نایاک بیان کرد که: “قصد نداشته وندارم که به تفرقه و درگیری قومی درایران دامن بزنم چرا که این اقدام کمترین ثمری ندارد. بلکه اظهارات من درباره ایران تنها بخش کوچکی از یک سخنرانی طولانی بوده است که دراینجا بابت آنچه این گفته ها ممکن است به دنبال داشته باشند، عذر خواهی می کنم.”

هرمان افزود: “نظر من این بود که تنوع نقطه نظرات درایران موضوعی است که می تواند به ایالات متحده به درک بهتری برای تدوین استراتژی و رهیافتی مبتنی بر متقاعد کردن دولت ایران برای کنار گذاشتن برنامه تولید سلاح اتمی ، کمک کند.”

شنیدن نقطه نظرات تند وتیزی درقبال ایران به دلیل راضی کردن بخش کوچکی از رای دهندگان هر از چندگاهی دیده شده است که به عنوان مثال می توان به مصاف انتخاباتی 2007 اشاره کرد که در آن نامزد ریاست جمهوری هیلاری کلینتون مدعی شد: “در ده سال آینده، که در طی آن ممکن است ایران احمقانه به سمت حمله به اسراییل گام بردارد، ما آمادگی کامل برای امحاء آنان را داریم.”

بسیاری از ایرانی-آمریکایی ها در سراسر کشور از چنین بیاناتی احساس خوف کردند هرچند بخشی حق را به اودادند که مجبور بود درآن جمع چنین سخن بگوید. ایرانی-آمریکایی ها که از این بیانات احساس ناخوشایندی داشتند در نشست ها و میهمانی ها به گونه ای این موضوع را بیان می کردند که ما را به شک انداختند که آیا نسبت به این اظهارات موضع بگیریم یا نه.

شاید ظهور رییس جمهوری مثل اوباما و تزریق احساس خواستن توانستن است به جامعه ایرانی-آمریکایی ها ما رابیشتر از قرارگرفتن درحاشیه خارج کرده است و این احساس را تقویت کرده است که ما از جمعیتی که همواره احساس قربانی بودن را داشته است به هر دلیل همانطور که دراین هفته رخ داد به سمت جامعه ای تاثیر گذار که می تواند بر فضای سیاسی تاثیر گذار باشد، گام برداریم. ما می توانیم تغییراتی را که مایل به مشاهده آن در سیاست آمریکا هستیم، صورت دهیم. پاسخ ملایم نماینده هارمن حاکی از توانمندی و بروز سیاسی ایرانی-آمریکایی درعرصه سیاسی می کند.

آنچه که نایاک توانست در کاپیتول صورت دهد، جز با حمایت و مشارکت فعال اعضا غیر قابل دستیابی بود. این پیروزی تنها نمونه ای از پیروزی هایی است که من انتظار دارم در آینده به عنوان یک روال جاری و نه یک استثنا شاهد باشم