نامه ناياك به كميته نظارت قضايى مجلس نمايندگان درباره ى بخشنامه ٩٦٤٥

جناب رئیس:

ما، سازمان‌های امضاءکننده این نامه، (از کمیته نظارت و اصلاح دولت/ کمیته قضایی مجلس نمایندگان کنگره) تقاضا می‌کنیم که یک جلسه استماع در مورد بخشنامه ۹۶۴۵ رئیس‌جمهوری، در بازه زمانی دو ماه پس از آغاز فصل جدید کنگره در سوم ژانویه ۲۰۱۹، تشکیل دهند. سازمان‌های ما میلیون‌ها آمریکایی‌ را نمایندگی می‌کنند که یا خود و خانواده‌هایشان به طور مستقیم تحت تأثیر فرمان اجرایی ۱۳۷۶۹، فرمان اجرایی ۱۳۷۸۰ یا بخشنامه ریاست جمهوری ۹۶۴۵ قرار گرفته‌اند، یا عواقب و پیامدهای این قوانین که رویهمرفته «محدودکردن مسلمانان» دانسته می‌شود، بر آن‌ها عمیقاً تأثیر گذاشته است.

نظارت کنگره بر قوه مجریه، یکی از ستون‌های دموکراسی ما در آمریکاست. در آستانه دومین سال «محدودکردن مسلمانان»، کنگره هنوز هیچ‌گونه جلسه استماعی در مورد بخشنامه ۹۶۴۵ یا نسخه‌های پیشین فرمان اجرایی برگزار نکرده و این، فراسوی لایحه‌ای برای پایان‌دادن به محدودیت‌ها است. با توجه به این‌که محدودیت‌های مذکور در تضاد مستقیم با ارزش‌های آمریکا قرار دارند، همچنین چهار قاضی دیوان عالی آن‌را مغایر با قانون اساسی خوانده‌اند و این قوانین مستقیماً بر شهروندان آمریکا تأثیر می‌گذارند، از جمله این‌که برخی از آنان نمی‌توانند خانواده‌هایشان را ببینند یا تا مدت نامعلومی از اعضای خانواده جدا می‌شوند، لذا فقدان نظارت کنگره، عمیقاً نگران‌کننده است.

خاستگاه محدودکردن مسلمانان، شامل اظهارات متعدد پرزیدنت ترامپ و اجرای سیاست‌هایی که با هدف‌گرفتن برخی جوامع انجام می‌شوند، روشن می‌کند که هدف از آن، اجرای سیاست تبعیض‌آمیز در جهت دستورکار ملی‌گرایان سفیدپوست است – یک مورد به طور ویژه با هدف محروم‌سازی انجام گرفته و همان است که پشت سیاست‌هایی مانند زدودن حمایت‌های مندرج در قانون تعویق در اخراج کودکانی که به آمریکا می‌رسند (موسوم به DACA) و حالت حمایت موقت (موسوم به TPS) است، در کنار جداسازی خانواده‌ها، تهدید به بررسی دارایی‌ها بر سیستم مهاجرتی ما و موارد مشابه بیشتری که با آن روبه‌رو هستیم. در واقع، توجیهات رو به گسترش امنیت ملی و اختیارات رئیس‌جمهوری که برای حمایت از محدودیت علیه مسلمانان به کار رفته است، در مورد سیاست‌های تبعیض‌آمیز دیگر قبلی و کنونی نیز اعمال شده است که از جدیدترین موارد آن می‌توان به ممانعت از امکان پناه‌جویی اشاره کرد که دولت در تلاش است تا در طول مرزهای کشور اجرا کند. هرگز به کنگره اجازه داده نشده تا به گزارش ۱۷ صفحه‌ای تهدید جهانی دسترسی پیدا کند؛ گزارشی که دولت تنظیم کرد تا در توجیه و حمایت از محدود کردن مسلمانان، شرایط امنیتی ۲۰۰ کشور را مورد بررسی قرار دهد. [۱] دولت ترامپ از انتشار عمومی گزارش سر باز زد و به مصونیت اجرایی اشاره کرد. حال بر عهده قانون‌گذاران است تا به طور رسمی و عمومی از مقام‌های مربوطه در دولت سوال کنند که پایه‌های سنجش تهدید آنان چه بوده که این سیاست‌های تبعیض‌آمیز را اجرا کردند و بر مردم در ایالات متحده و خارج از آن، اثر گذاشتند. یکی از این عواقب، انگ‌زدن به مسلمانان بوده و در احساس مردم نسبت به آمریکا در سراسر جهان اثر گذاشته است.

این عدم نظارت، اختیار عمل گسترده‌ای به دولت داده است تا دستور کار تبعیض‌آمیز خود را دنبال کند. بخشنامه ۹۶۴۵ اجازه می‌دهد که معافیت‌هایی بر مبنای پرونده داده شود، اگر یک فرد نشان دهد که «ممانعت از ورود شهروند خارجی، باعث ضربه مفرط به او می‌شود»، ورود او «تهدیدی برای امنیت ملی یا امنیت عمومی ایالات متحده نیست»، و یا این ورود «به نفع منافع ملی است»، می‌تواند مجوز ورود پیدا کند. به نظر می‌رسد که صدها -اگر نگوییم هزاران- فردی که تحت تأثیر قوانین محدودیت مسلمانان قرار گرفته‌اند، مشمول معافیت‌های فوق می‌شوند. با این حال، اطلاعاتی که به صورت عمومی در دسترسند، نشان می‌دهند که تنها ۲ درصد از پرونده‌ها توانسته‌اند از معافیت‌های مذکور استفاده کنند [۲]. آن‌گونه که قاضی بری‌یر اشاره می‌کند، «دلایلی وجود دارد که باور کنیم معافیت‌ها در مسیر عادی پردازش نمی‌شوند»[۳]. برخی افسران کنسولی نیز همین نگرانی را بازتاب داده‌اند [۴] و به نظر می‌رسد که بندهای مربوط به معافیت‌ها، در بهترین حالت، یک تلاش غیرصادقانه از سوی دولت است تا اثر کامل محدودیت‌ها را مخفی کند.

روندی که بر مبنای آن معافیت‌ها تأیید یا رد می‌شوند، کماکان نامعلوم است و دولت تا کنون به عوامل بخصوصی که افسران کنسولی یا سایر آژانس‌های و ادارات مختلف باید بر مبنای آن‌ها تأیید را رد معافیت‌ها را تعیین کنند، اعلام نکرده است. اطلاعات حیاتی که بر زندگی آمریکایی‌ها و مردم دیگر در سراسر جهان اثر می‌گذارند -شامل تعدادی از متقاضیان از کشورهای ممنوع‌شده، شرایط تقاضانامه‌ آن‌ها (رد، قبول، در انتظار بررسی)، تعداد رد تقاضای معافیت‌ها و توجیه‌ها برای ادامه محدودیت- نامعلوم است و دولت نیز کماکان در این قبال مسوولیت‌ناپذیر است.

ما نگرانی‌های جدی داریم که کنگره، دولت ترامپ را به مسوولیت‌پذیری وارد نکرده یا نظارت کافی بر ریشه‌های سیاست محدودکردن مسلمانان، اجرای آن، پایندگی یا توسعه آن، و روند معافیت‌ها، اعمال نکرده است. ما امیدواریم که کنگره ۱۱۶م بتواند این خطا را تصحیح کند و بنابراین تقاضا می‌کنیم که تحت رهبری شما، (کمیتهٔ نظارت و اصلاح دولت/ کمیته قضایی مجلس نمایندگان کنگره) بلادرنگ یک جلسه استماع را برای پاسخ به این پرسش‌ها اختصاص دهد.

با احترام،

لایحه ی H.R. 392

یکی از موارد شامل در طرح بودجه ۲۰۱۹ وزارت امنیت داخلی ایالات متحده آمریکا٬لایحه منصفانه بودن مهاجرت برای مهاجران دارای مهارت های خاص است. این تغییرات منجر به حذف شدن سهمیه ی کشورهای مختلف برای مهاجرت از طریق کار خواهد شد. این یعنی ایرانیان مجبور خواهند شد سالها برای دریافت گرین کارت در صف انتظار بمانند. برداشتن سهمیه ها به نفع کشورهای بزرگتر که تعداد بیشتری از شهروندان شان در آمریکا مشغول به کار هستند (و قوانین فعلی مانعی بر سر راه آنها بوده است) می شود. هر نوع تغییر سیاست که منجر به طولانی تر شدن زمان انتظار برای دریافت گرین کارت شود،‌ تاثیر مستقیم بر ایرانیان خواهد داشت چرا که بیشتر ایشان ویزای تک ورودی داشته و خانواده هایشان به خاطر فرمان منع مسافرت مسلمانان به آمریکا نمی توانند به دیدارشان بیایند. بنابراین،‌ ما باید در برابر این تغییرات که تاثیر منفی ای بر جامعه ما خواهد داشت،‌ بایستیم.

ما مطلعیم که برخی گروه ها تلاش دارند که ایرانیانی که ویزای غیر مهاجرتی دارند را با استفاده از – اتهام های واهی
و فریب دادن مسئولان هنگام دریافت روادید – بترسانند و ادعا کرده اند که مخالفت این افراد با لایحه ی H.R. 392 نشان می دهد قصد ماندگار شدن در آمریکا را دارند. متاستفانه ما برای این دسته افراد توصیه قانونی نمیتوانیم بکنیم .ویزاهای دانشجویی (F/J) غیر مهاجرتی بوده و مستلزم اثبات عدم قصد مهاجرت است ولی ویزای کار ( H-1B ) دو منظوره به شمار می رود. با این حال همه افراد حتی کسانی که با ویزا اینجا هستند حق دارند از سیاست های غیر منصفانه انتقاد کنند و نفس انتقاد نشان دهنده این نیست که این افراد از ابتدا قصد استفاده از ویزای غیر مهاجرتی برای ماندگاری در آمریکا داشته اند. اینکه برخی گروه ها با استفاده از این شیوه قصد ارعاب اعضای جامعه ما را دارند،‌ منقلب کننده است. انتقاد از H.R. 392 باید به خود سیاست وارد شود نباید بر یک پرونده یا شرایط خاص تمرکز کند. برای اطلاعات بیشتر در مورد مسائل مهاجرتی لطفا با وکیل مهاجرت تماس بگیرید.

برای کمک به ما در متوقف کردن جدیدترین تهدید مهاجران ایرانی و پروسه مهاجرت برای ایرانیان  این فرم را امضا کنید

ترجمه پیام ویدئو:
مسیری که خانواده های بسیاری از ما برای دریافت تابعیت آمریکا طی کرده اند،‌ اخذ گرین کارت بوده است. مواردی که در لایحه جدید بودجه وزارت امنیت ایالات متحده آمریکا گنجانده شده که استفاده از این مسیر را در معرض خطر شدید قرار داده است.

بر اساس این موارد (در صورت تصویب این لایحه)، سهمیه هایی که برای مهاجرت از کشورهای دیگر تعیین شده و تاکنون مانع از انحصار برخی کشورها بر روند مهاجرت شده است را حذف خواهد کرد. تضمین عادلانه بودن پروسه مهاجرت به آمریکا تاکنون توسط این سهمیه ها انجام شده است. این اقدام بیشتر ایرانیان و مردم سایر کشورهای کوچک و محروم را هدف قرار داده و تنبیه می کند. در صورت تصویب این لایحه،‌ اخذ گرین کارت برای این گروه ناممکن خواهد شد. علاوه بر این فرمان منع سفر مسلمان به آمریکا ،‌ موجب شده که ایرانیانی که در انتظار دریافت گرین کارت هستند نه بتوانند به ایران سفر کنند و نه خانواده هایشان بتوانند برای دیدن ایشان به آمریکا بیایند. این لایحه در بدترین زمان ممکن و به بدترین صورت ممکن تنظیم شده است. تصویب این لایحه سدی در برابر مهاجرت و سفر ایرانیان به آمریکا خواهد شد. لطفا برای کسب اطلاعات بیشتر درباره ی اقداماتی که می توانیم برای جلوگیری از تصویب آن انجام دهیم، روی لینک زیر کلیک کنید.

برای کمک به ما در متوقف کردن جدیدترین تهدید مهاجران ایرانی و پروسه مهاجرت برای ایرانیان این فرم را امضا کنید

ایران، کره شمالی نیست: متحدان ترامپ در خاورمیانه، جنگ داخلی را به صلح ترجیح می‌دهند

به موازات آن‌ که رئیس جمهور آمریکا, دونالد ترامپ, از سفری جذاب در چشم عکاسان خبری، یعنی سفر وی به سنگاپور و دیدار با کیم جانگ اون رهبر کره شمالی بازمی‌گردد، تمرکز او به زودی به سمت ایران باز خواهد گشت. اسرائیل و عربستان سعودی ابراز امیدواری کرده‌ اند که نشست سنگاپور به حل مسأله کره کمک کند و ترامپ بتواند تمرکز خود را به سمت تهران معطوف نماید.

با این حال، هنوز کسی نمی‌داند که سیاست ترامپ در قبال ایران واقعاً چیست. آیا او به دنبال توافقی دیگر است؟ آیا راه را برای جنگ می‌گشاید؟ آیا هدف اصلی او تغییر رژیم است؟ اگر عربستان سعودی و امارات متحده عربی تصمیم‌گیر باشند، هیچ‌کدام از موارد مذکور در بین نخواهد بود؛ بلکه بسیار وخیم‌ تر از این گزینه‌ هاست.

«موفقیت» دیپلماتیک بعدی ترامپ
ترامپ عاشق آن است که دنیا را در حدس و گمان نگه دارد. او یک مشاور امنیت ملی به نام جان بولتون دارد که بیش از یک دهه است که برای بمباران ایران تلاش می کند. بولتون، یکی از حامیان کلیدی جنگ مصیبت‌ بار با عراق -که هنوز مدعی است یک جنگ موفقیت‌آمیز بوده است-، سیاست تغییر رژیم ایران با حمایت آمریکا را پی می‌گیرد و آن‌ قدر پیش رفته است که از سازمان تروریستی مجاهدین خلق در این راه پشتیبانی می‌کند. در واقع، این سازمان که پیشتر حمایت مالی صدام حسین را با خود داشت، به بولتون ۴۰ هزار دلار برای هر سخنرانی حمایتی، پرداخت می کند.

ترامپ با حضور مایک پمپئو در مقام وزارت خارجه، یک جنگ‌ طلب دیگر دارد که تحت لایهٔ فریبنده‌ ای از علاقه به دیپلماسی، با واژه اقدام نظامی علیه ایران مغازله کرده است. با این حال، در ۱۲ خواستهٔ او از ایران، غیر از دستور تسلیم، هیچ دعوتی برای مذاکره گنجانده نشده است.

حتی رکس تیلرسون،  وزیر خارجه پیشین ترامپ که نسبتاً متعادل‌ تر بود، چندین بار گفت که هدف اصلی سیاست خارجی ایران، تغییر رژیم در ایران است. او گفت که سرچشمهٔ این تصمیم، شخص ترامپ است.  

توجه ترامپ نیز در تمام این مسیر به سوی ایران معطوف بوده است. او پس از کسب اعتماد به‌ نفس فراوان پس از دست‌ دادن با دیکتاتور کره شمالی، به خبرنگاران گفت که برای موفقیت دیپلماتیک بعدی‌اش آماده می‌شود.

ترامپ گفت: «من امیدوارم که در زمان مناسب، پس از آن‌که تحریم‌ ها اثر کردند – و تحریم‌ های ما علیه ایران بی‌ رحمانه‌ اند -، امیدوارم که آنان برگردند و برای یک توافق واقعی مذاکره کنند زیرا من علاقه دارم بتوانم چنین کاری را انجام دهم؛ اما اکنون برای انجام آن بسیار زود است.»

اما ایران، کره شمالی نیست و خصومتی که آمریکا در قبال ایران در ذهن دارد، قابل مقایسه با تصاویر دشمنی با پیونگ‌ یانک نیست. هنوز یک سال نمی‌گذرد که کره شمالی پیکر شکنجه‌شدهٔ اوتتو وارم‌بیر، دانشجوی آمریکایی را بازگرداند. با این حال، ترامپ، کیم را ستود، گفت که از دیدار با او «مفتخر» شده است و دیکتاتور کره شمالی را «مردی بسیار مستعد» و «دارای شخصیتی والا» توصیف کرد.

در مقایسه، طی اقدام زشت گروگان‌گیری دیپلمات‌ ها در ایران که ۴۰ سال پیش انجام شد، هیچ‌ کدام از گروگان‌ ها کشته نشدند. با این حال، زخم ناشی از بحران گروگان‌گیری کماکان در ذهن آمریکایی‌ها عمیق است و برخی عناصر امیدوارند که آن را باز کنند.

 زنده نگه داشتن خصومت آمریکا و ایران
یک تفاوت کلیدی میان دشمنی ایران-کره شمالی و خصومت ایران-آمریکا وجود دارد: در حالی که متحدان منطقه‌ ای آمریکا در مورد اول به دنبال پرهیز از جنگ هستند و راه حل دیپلماتیک را ترجیح می‌دهند، متحدان آمریکا در خاورمیانه مخالف مذاکرات هستند. در واقع، آن‌ ها نقش مهمی را در زنده نگه داشتن خصومت میان ایران و آمریکا بازی می‌کنند.

آن‌گاه این سوال ایجاد می‌شود: عربستان، اسرائیل و امارات – سه کشوری که از سیاست مقابله‌ جویانه ترامپ علیه ایران استقبال می‌کنند – چه می‌خواهند؟

بر خلاف شعارهای این سه کشور، مشکل اصلی آن‌ ها با ایران، ماهیت رژیم این کشور نیست، بلکه مشکل‌ شان  در قدرت و توانایی‌ ایران در تغییر توازن قدرت در منطقه علیه منافع آن‌ ها است. یک مقام امنیتی اسرائیل در سال ۲۰۰۹ در گفت‌وگو با من اذعان کرد که پیروزی بالقوه جنبش سبز در ایران، «بدترین کابوس اسرائیل» بود که می‌توانست انزوای ایران را از بین ببرد و توان این کشور را گسترش دهد.

به نحوی مشابه، موضع دولت نتانیاهو علیه توافق اتمی با ایران ربط چندانی به جزئیات مفاد توافق نداشت و بیشتر بدان سبب بود که می‌توانست به چهار دهه سیاست آمریکا علیه ایران پایان دهد. با برداشته‌ شدن تحریم‌ ها و بهبود روابط سیاسی، ایالات متحده به جای مقابله با ایران، اعتلای این کشور را می‌پذیرفت.

با توجه به این مسائل، تغییر رژیم به نفع یک دموکراسی پایدار به نفع رقبای منطقه‌ ای ایران نیست. در واقع، زمانی که ولی‌عهد عربستان سعودی می‌گوید سلطنت مطلقه هیچ ایرادی ندارد، ادعای آن‌ ها برای برقراری یک دموکراسی لیبرال در ایران، مضحک است.

یک رقیب تواناتر
اگر ایران دارای یک حکومت دموکراسی کارآمد بود که حقوق مردم ایران را تأمین می‌کرد، آزادی‌ را برای آنان فراهم می‌کرد و توانایی‌های آنان را به رسمیت می‌شناخت، قدرت ایران در منطقه می‌توانست فراتر از چیزی رود که اکنون با توجه به و استفاده از گام‌ های اشتباه آمریکا در منطقه، بدان دست یافته است.

یک ایران مانند آن که مثالش زده شد، می‌ تواند رقیب جدی‌ تری برای عربستان سعودی باشد – سناریویی که ریاض نمی‌خواهد به ایجاد آن کمک کند.

در عوض آن، دنبال‌ کردن سیاست تغییر رژیم ممکن است در عالم واقع، راهی باشد برای رسیدن به یک هدف خبیثانه‌ تر: یک جنگ داخلی در ایران که به تجزیه ایران بیانجامد یا دست‌کم بی‌ثباتی طولانی‌ مدت را در این کشور باعث شود. در حالی که دموکراتیزه‌ شدن ایران شرایط را به نفع عربستان سعودی تغییر نخواهد داد، تبدیل ایران به سوریه می‌تواند این کار را انجام دهد.

این می‌ تواند دلیل حمایت عربستان سعودی از گروه تروریستی مجاهدین خلق باشد. ریاض بی‌ شک می‌ داند که مجاهدین خلق پایگاه مردمی در ایران ندارند و احتمال قدرت‌گیری آن‌ها در ایران نزدیک به صفر است. از این منظر، سرمایه‌ گذاری ریاض بر روی سازمان مجاهدین خلق بی‌معناست. اما سازمان مجاهدین خلق ایران می‌تواند به شعله‌ ور شدن جنگ داخلی در ایران کمک کند و در این راستا، سرمایه‌گذاری ریاض بر این گروه تروریستی می‌تواند هدفمند تلقی شود.

عربستان سعودی احتمالا در تحریک بی‌ثباتی در ایران به عنوان راهی برای تغییر موازنه قدرت در منطقه، تنها نیست. حییم تومر، مقام ارشد موساد اخیراً به اورشلیم پست گفته است که اسرائیل می‌تواند و باید تغییر رژیم را در ایران دنبال کند زیرا «حتی اگر تغییر رژیم موفق نباشد… بهتر است که ایرانی‌ ها با خودشان درگیر باشند.»

این نخستین باری نیست که رقبای منطقه‌ ای ایران به دنبال بی‌ثباتی در این کشور یا تجزیهٔ آن هستند. در طول جنگ ایران و عراق، طارق عزیز که در آن هنگام وزیر خارجه رژیم صدام حسین بود، مشکل بزرگ جغرافیای سیاسی عراق را این موضوع دانسته بود که در کنار کشوری بزرگ‌تر و قدرتمندتر به نام ایران قرار دارد.

او در سال ۱۹۸۱ در گفت‌ و گویی با دیوید اوتاوای از واشینگتن پست، هدف صدام از تجزیه ایرانرا این‌ گونه خوانده بود: «بهتر است که پنج ایران داشته باشیم؛ پنج ایران کوچک به جای یک ایران بزرگ.»

این احتمالاً مسیری نیست که ترامپ بخواهد آن را طی کند. لیکن بر خلاف کره شمالی، در مورد ایران می‌ توان گفت که نادیده گرفتن فشارها و طرح‌ های متحدان آمریکا در منطقه [خاورمیانه]، بسیار دشوارتر است.

 

طرح تحریم بنزین ایران در کنگره به مردم ایران آسیب می‌رساند و اجماع بین‌المللی را در مورد ایران تضعیف می‌کند

«شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) از تصمیم مجلس نمایندگان ایالات متحده برای بردن طرح «اچ. آر. ۲۱۹۴» -موسوم به «طرح تحریم بنزین ایران» (آی. آر. پی. اس. آ.) به منظور رای‌گیری در هفته ۱۴ دسامبر ۲۰۰۹، عمیقا نگران است و این امر را اقدامی در جهت تنبیه مردم ایران در عوض دولت ایران می‌داند.

«شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) از تلاش‌های مستمر دولت اوباما به منظور مذاکره با ایران پشتیبانی می‌کند. هرچند پاسخ‌های دولت ایران به این کوشش‌ها بسیار ناامید کننده بوده است، ولی دولت آمریکا باید با هماهنگی با سایر شرکای خود در جامعه‌ی جهانی به منظور انجام این امر متعهد بماند. در نظر گرفتن تحریم‌های یکسویه در این زمان از اقدامات همه‌جانبه‌ی رییس جمهور اوباما جلوگیری و کوشش‌های مختلف در این مورد را تضعیف و تهدید می‌کنند.

یک استراژی موفق در برخورد با ایران باید اساسا دربرگیرنده‌ی اقدامات دیپلماتیک باشد. تحریم‌ها می‌توانند نقش سازنده‌ای در این فرایند بازی کنند، ولی برای اینکه بتوانند موثر واقع شوند باید دولت ایران و افرادی را که مسئول رفتارهای سرزنش‌آمیز دولت ایران هستند، به‌خصوص کسانی که به نقض آشکار حقوق بشر اقدام کرده‌اند، هدف قرار دهند.

در حالی که اعضای کنگره فعالیت‌های خود را در این مورد ادامه می‌دهند، «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) کنگره را ترغیب می‌کند تا آنان در انجام این کار معیار‌های زیر را رعایت کند:

به مردم ایران آسیب نزنید – هیچ کس به اندازه مردم ایران از دولت سرکوبگر ایران رنج نکشیده است. تحریم‌های یکجانبه همانند آنچه در «طرح تحریم بنزین ایران» (آی. آر. پی. اس. آ.) آمده است، بی‌اندازه به مردم ایران آسیب می‌رساند. درحالی که فقط آسیب کمی به صحنه‌گردانانی چون گروه‌هایی در «سپاه پاسداران» که قدرت خود را زیر سایه تهدیدات خارجی پنهان کرده‌ و از تحریم‌های اقتصادی سود برده‌اند می‌زند.‌

همانطور که مردم ایران به ایستادگی خود در مقابل دولت‌شان ادامه می‌دهند، رهبران برجسته‌ی جنبش مخالفان ایران مانند میرحسین موسوی و مهدی کروبی همراه با مدافعان حقوق بشر مانند شیرین عبادی و اکبر گنجی همگی به‌شدت بر علیه تحریم‌های گسترده و بی‌هدف، همچون «طرح تحریم بنزین ایران» سخن گفته‌اند.

رییس جمهور را تضعیف نکنید – دولت اوباما سرمایه‌گذاری زیادی بر روی استراتژی مذاکره با ایران گذاشته است چرا که این امر بهترین روش به منظور ایجاد تغییر در رفتار دولت ایران است. در حالی‌ که این روند همان طور که پیش‌بینی می‌شد بسیار مشکل بوده است، ولی کنگره نباید برای تصویب قوانینی که تلاش‌های همه جانبه‌ی رییس جمهور را تضعیف می‌کند و دستان او را می‌بندد، عجله کند. رییس جمهوری پیوسته اعلام کرده است که پیشرفت روند مذاکره با ایران را در آخر سال ارزیابی خواهد کرد. تعهد به این امر دوباره در روز سوم دسامبر از سوی «رابرت گیبز»، سخنگوی کاخ سفید تاکید شد. او اعلام داشت که ضرب‌الاعجل رسمی برای دولت ایران پایان همین سال است. اگر کنگره «طرح تحریم بنزین ایران» را اکنون به تصویب برساند، به تمام دنیا این پیام را خواهد داد که کنگره آمریکا از برنامه‌ی رییس جمهوری پشتیبانی نمی‌کند و آنان می‌خواهند خود این امر را در اختیار بگیرند.

اتحاد بین شرکای آمریکا را سست نکنید- در ۲۶ نوامبر (۶ آ‌‌ذر)، «شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی» با تصویب قطعنامه‌ای به محکومیت ایران رای داد. بطور چشمگیری، تمامی پنج عضو شورای امنیت که دارای حق وتو هستند، به این قطعنامه رای مثبت دادند که این امر خود می‌تواند بالقوه در را بر روی یک رشته دیگر از تحریم‌ها باز کند. این پیشرفت‌های قابل توجه اوباما برای اتحاد در میان اعضای شورای امنیت به علت سرمایه‌گذاری وی در دیپلماسی است. اگر کنگره به سمت تحریم‌ها حرکت کند، متحدان ما را هدف قرارمی‌دهد و این اتحاد از هم پاشیده خواهد شد. کوشش برای جلب حمایت سایر کشورهای جهان با زور و از راه جریمه، ایران را منزوی نخواهد کرد، بلکه در حقیقت، این روش ممکن است تنها خود آمریکا را منزوی ‌سازد