پاسخ به شایعات دروغ پیرامون حمله اف‌.بی‌.آی به دفاتر نایاک

به نظر می‌رسد که به طور فزاینده‌ای با یک کارزار هماهنگ‌ شده برای ترویج سیاست تغییر رژیم تحت رهبری ایالات متحده در ایران به رهبری آمریکا و بدنام کردن صدای ایرانی-آمریکایی‌هایی روبه‌رو هستیم که ممکن است به‌رغم مخالفت با رژیم ایران، از جنگ یا تحریم حمایت نکنند. این کارزار شامل یک شایعهٔ جدید علیه نایاک است که ادعا می‌کند اف‌بی‌آی ما را هدف گرفته است – موضوعی که صد در صد غلط است.

طی ماه‌های اخیر ما در شبکه‌های اجتماعی شاهد بالا گرفتن حملات لفظی و تلاش برای مرعوب‌کردن ایرانی‌-آمریکایی‌هایی بوده‌ایم که طرفدار صلح هستند. ما دیده‌ایم که شرکت بلک کیوب یا مکعب سیاه -یک شرکت مرتبط با موساد در اسرائیل- به سفارش افرادی درون دولت ترامپ، نوعی «عملیات کثیف» را علیه مقام‌های دولت اوباما به راه انداخته است. ما شاهد بوده‌ایم که اتاق فکر جان بولتون، مشاور امنیت ملی، با پروپاگاندا حول محور سپاه پاسداران، به نایاک حمله می‌کند و جان افراد دو تابعیتی ایرانی-آمریکایی را که در ایران بازداشت هستند، به خطر می‌اندازد. همچنین ما شاهد افزایش نفوذ سازمان مجاهدین خلق بوده‌ایم که با مقام‌های ارشد در دولت ترامپ ارتباط نزدیکی دارد.

ممکن است شنیده باشید که مکعب سیاه، شرکت مرتبط با موساد، با هدف‌گرفتن نایاک به تلاشی ناکام دست زد تا اطلاعاتی را به دست آورد که بتواند از آن‌ها برای بدنام‌کردن مقام‌های دولت اوباما استفاده کند. مضاف بر آن‌چه تا کنون منتشر شده است، در ماه نوامبر گذشته نیز دفتر نایاک مورد دستبرد قرار گرفت و دو دستگاه کامپیوتر سرقت شدند. ما در همکاری با مأموران قانون، تلاش می‌کنیم تا ریشهٔ این اقدام مجرمانه را بیابیم و دلایل محکمی داریم که باور کنیم این عمل با انگیزهٔ سیاسی از جانب گروه‌ها یا اشخاصی صورت گرفته که قصد حمله به سازمان ما را داشته‌اند.

اکنون آگاه شده‌ایم که برخی افراد شایعه‌پراکنی را دربارهٔ هجوم اف‌.بی‌.آی. به دفاتر نایاک آغاز کرده‌اند. این شایعه، مطلقاً و صد در صد دروغ است. ما خوشبختانه در کشوری زندگی می‌کنیم که مأموران قانون در چهارچوب مقررات قانونی عمل می‌کنند. اف‌.بی‌.آی. برای بازرسی، پیشاپیش مجوز بازرسی دریافت می‌کند. آن‌ها به طور مخفیانه و خارج از قانون، به دفاتر وارد نمی‌شوند. این موضوع که برخی عناصر -شاید درون جامعه [ایرانی-آمریکایی] ما و شاید از بیرون این جامعه- چنین شایعهٔ ابلهانه‌ای را پخش کرده‌اند، عمیقاً آزار دهنده است. آن‌ها فکر می‌کنند که جامعهٔ ما ساده‌لوح است و درک نمی‌کند که قوانین آمریکا چگونه عمل می‌کنند؛ فکر می‌کنند که ما به سادگی فریفته می‌شویم و به جای اتحاد برای دفاع از منافع‌ مشترک‌مان، رویاروی یکدیگر قرار می‌گیریم.

ما نمی‌دانیم که چه کسی این کارزار شایعه‌پراکنی را آغاز کرده است و آیا آنان همان گروه یا افرادی هستند که به دفتر ما دستبرد زده‌اند یا خیر؛ اما این را می‌دانیم: تلاش‌ها برای دروغ‌پراکنی و ارائه اطلاعات نادرست با هدف ایجاد خصومت میان جامعهٔ ما، یکی از عناصر اصلی برای کارزار ایجاد تفرقه و تضعیف ایرانیان آمریکایی است تا ما صدایی نداشته باشیم که از منافع‌مان در راستای صلح و تغییر اصیل و درونی در ایران دفاع کند؛ نه از نوع تلاش‌های پیشین آمریکا برای تغییر رژیم در کشورهایی مانند عراق و لیبی.

ما از اعضای جامعهٔ خود می‌خواهیم که مراقب و هشیار باشند. آن‌گونه که ما طی دو سال گذشته آموخته‌ایم، «اخبار دروغ» و پروپاگاندا از طریق شبکه‌های اجتماعی و کارزارهای شایعه‌پراکنی، می‌توانند آثاری به‌شدت مخرب بر جامعه ما و دموکراسی ما داشته باشند. اگر سوالی دربارهٔ نایاک دارید، از ما بپرسید. اگر اخباری شنیدید و به نظرتان مشکوک آمد، پیش از اشتراک‌گذاری، آن را با ما در میان بگذارید. شاید از همه مهم‌تر، این باشد که ما نباید اجازه دهیم این تلاش‌ها باعث شود تا اکثریت جامعهٔ ما که مخالف جنگ هستند، به هراس و سکوت وادار شوند. ما باید به تحرک و سازماندهی خود در حمایت از صلح و علیه عناصری ادامه دهیم که درون و بیرون از جامعهٔ ما تلاش می‌کنند تا نظرشان را بر ما و مردم ایران تحمیل کنند.

شفاف‌سازی درباره‌‌ی دروغ‌های امیراحمدی در مورد نایاک

شورای ملی ایرانیان آمریکا، بیانیه‌‌ی زیر را در مورد اظهارات گمراه‌کننده‌ی هوشنگ امیراحمدی که طی مصاحبه‌ای با حسین دهباشی در برنامه آپارات ابراز شدند، صادر کرده است:

«با وجودی که این نخستین باری نیست که آقای امیراحمدی درباره‌ی نایاک دروغ‌پراکنی می‌کند و در حالی که مصاحبه‌ی او سرشار از جعل و ناراستی است، دو دروغ فاحش در آن نیاز به توضیح دارد.

نخست، او مدعی شد که جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران، به بنیان‌گذاری نایاک کمک کرده است. این کاملاً دروغ است و احتمالاً با هدف کمک به تئوری‌های توطئه‌ای صورت می‌گیرد که از سوی تندروها در ایران مطرح می‌شوند؛ تندروهایی که مانند آقای امیراحمدی مخالف توافق اتمی هستند. آقای امیراحمدی همکاری خود را با این عناصر دست راستی در ایران، پوشیده نگذاشته است. او در مصاحبه‌اش، به جزئیات روابط نزدیک خود با این گروه‌ها اشاره کرده و معترف شده که آنان همواره امنیت او را در سفرهایش به ایران، تضمین کرده‌اند. حتی ادعاهای جنگ‌طلب‌ترین لابی‌های هوادار نتانیاهو در واشینگتن درباره‌ی نایاک، به این سطح از پوچی نرسیده بود.

دوم این‌که آقای امیراحمدی مدعی حمایت نایاک از تحریم‌هایی شده است که اقتصاد ایران را هدف گرفته‌اند. این نیز کذب است. نایاک در صدر مخالفان تحریم‌های وسیع علیه ایران بود و تنها از تحریم‌های هدف‌مند علیه افرادی خاص که در موارد نقض حقوق بشر دخیل باشند، دفاع می‌کرد (تصادفاً این افراد، متحدان آقای امیراحمدی هستند). آقای امیراحمدی در این مصاحبه‌ی مغشوش، مدعی شد که نایاک از تحریم‌های «هدف‌مند» علیه بانک مرکزی ایران حمایت کرده است. مشخص نیست که آیا آقای امیراحمدی این‌جا دروغی حساب‌شده گفته یا از اساس نمی‌داند که تحریم‌ها علیه بانک مرکزی ایران، ابداً هدف‌مند نبوده‌اند و آثار آن‌ها در کلیت اقتصاد ایران حس شده‌اند. در دنیای واقعی و جدا از افسانه‌سرایی‌های آقای امیر احمدی، نایاک در هر موقعیتی با تحریم‌ بانک مرکزی ایران مخالفت کرد. با این حال، از آن‌جا که آقای امیراحمدی به عدم دانش درباره‌ی چنین موضوعاتی شهره‌ است، ما فرض عدم آگاهی را در این موضوع خاص نیز باقی می‌گذاریم.

خواه حملات مستمر آقای امیراحمدی به نایاک، مربوط به حسادتش در مورد موفقیت‌های نایاک باشد، خواه به دلیل عدم معقولیت روزافزون خودش، یا دستوری مستقیم از جانب متحدانش در جناح احمدی‌نژاد و سایر تندروها در ایران باشد، ما بر آن شدیم که پس از ادعاهای اخیر او، شفاف‌سازی کنیم.

با توجه به حملات شرم‌آور پرزیدنت ترامپ به جامعه‌ی ما و تلاش او برای منسوخ‌کردن توافق اتمی که می‌تواند ایران و آمریکا را یک‌بار دیگر در موقعیت بروز جنگ قرار دهد، جامعه‌ی ایرانیان آمریکا بیش از همیشه نیازمند صدایی قوی و معتبر در واشینگتن است. نایاک در برابر عناصر افراط‌گرا و دست‌راستی و متملقان فرصت‌طلب آن‌ها در هر دو سو، می‌ایستد و از گفت‌وگو و صلح میان ایران و ایالات متحده آمریکا دفاع می‌کند.

پرسش های متداول: حکم جدید ممنوعیت سفر توسط ترامپ

 ۱- فرمان اجرایی چیست؟

در روز ۶ مارچ ۲۰۱۷، رئیس جمهور امریکا دانولد جی ترامپ، حکم فرمان اجرایی را ، مبنی بر حفاظت کشور از ورود تروریست های خارجی به خاک امریکا، جهت قانونی شدن آن امضاء کرد.

در بخش ۳ این حکم، ورود شهروندان شش کشور ایران، لیبی، سومالی، سودان، سوریه، و یمن را به امریکا ممنوع اعلام کرد. اینها افرادی هستند که:

             – در روز اجرای حکم اجرایی در خارج از امریکا هستند،

             – در حال حاضرویزای معتبر ندارند،

             – و در ۲۷ ژانویه ۲۰۱۷ ویزای معتبر نداشتند.

 

این فرمان اجرایی به مدت ۹۰ روز از تاریخ اجرا، قابل اجرا خواهد بود. لیکن طبق مفاد بخش ۳، کشور هایی که قادر نباشند اطلاعات قابل قبول شهروندانشان را که قصد ورود به خاک امریکا دارند را در اختیار دولت امریکا بگذارند، این ممنوعیت نا محدود خواهد بود. از آن جایی که دولتهای ایران و امریکا روابط دیپلماتیک با یکدیگر ندارند، امکان این که دولت ایران، اطلاعات ضروری و قابل قبول شهروندانش را در اختیار امریکا بگذارد بسیار بعید است. در نتیجه انتظار می رود که حکم ممنوعیت سفر برای شهروندان ایرانی بطور نا محدود به مرحله اجرا در آید.

روز اجرای این حکم ۱۶ مارچ ۲۰۱۷ می باشد. و هیچ ممنوعیتی قبل از این تاریخ، به مرحله اجرا در نخواهد آمد.

 

۲- وضعیت فرمان اجرایی قبلی (ای او ۱۳۷۶۹) به کجا رسیده است؟

حکم قبلی کاملا ملغی شده و حکم جدید بجای آن قابل اجرا می باشد.

 

۳- چه تغییراتی در حکم اجرایی اولیه داده شده است؟

در حکم اولیه تغییرات بسیار حیاتی داده شده است تا از چالش های قانونی در آینده جلوگیری شود. برای مثال، فرمان اجرایی جدید، شامل افراد زیر نمی شود:

کسانی که کارت سبز دارند،

کسانی که دو ملیتی هستند و هنگام سفر با پاسپورتی سفر می کنند که از شش کشور نامبرده نمی باشد،

کسانی که قبل از تاریخ اجرای قانون اجرایی، پناهندگی سیاسی و یا پناهندگی دیگر از کشور امریکا گرفته اند،

خارجی هایی که بعد از تاریخ اجرا، اجازه وارد به امریکا دارند،

و همچنین افرادی که مدارک آنها درتاریخ اجرا فرمان اجرایی و یا بعد از آن معتبر است،

همگی اجازه ورود به امریکا را دارند.

 

فرمان اجرایی جدید همچنین نشانگر آن است که وزارت امنیت ملی و وزارت کشور، بسته به صلاحدید، حق دارند شهروندان شش کشور ذکر شده در فرمان اجرایی را مورد به مورد برای اخذ ویزا، و یا اجازه ورود به امریکا بررسی کنند. و زمانی اجازه ورود داده می شود که ۱) عدم اجازه ورود باعث مشکلات غیر ضروری برای شهروند خارجی شود، ۲) ورود فرد خارجی تهدیدی برای امنیت ملی امریکا ایجاد نکند، ۳) و ورود فرد خارجی در راستای منافع ملی امریکا باشد.

فرمان اجرایی جدید ممنوعیت سفر۹۰ روزه، برای شهروندان کشور عراق، که در فرمان اجرایی اولیه ذکر شده بود، را بر داشته است. به نظر می رسد کاخ سفید این تصمیم را پس از مذاکراتی که با مقامات دولت عراق داشته است، اتخاذ نموده است. وزارت کشور خاطر نشان کرده است که دولت عراق حاضر به همکاری های لازم جهت فراهم کردن اطلاعات لازم و ضروری شهروندان عراقی، که در خواست ویزا و سفربه کشور امریکا را دارند، می باشد.

 

۴- فرمان اجرایی شامل چه کسانی می شود؟

فرمان اجرایی شامل شهروندان کشور های ایران، لیبی، سومالی، سودان، سوریه و یمن می شود. یعنی شهروندانی که کارت سبز ندارند، در زمان اجرای این حکم ویزای ورود به امریکا ندارند، و در تاریخ ۲۷ ژانویه ۲۰۱۷ هم ویزای معتبر برای ورود به خاک امریکا را نداشته اند. شهروندان این شش کشور که در امریکا به دنبال تغییر وضعییت خود هستند، تحت تاثیر این حکم قرار می گیرند.

فرمان اجرایی قبلی هفت کشور ایران، عراق، لیبی، سومالی، سودان، سوریه و یمن را تحت تاثیر قرار می داد: افرادی که کارت سبز داشتند، افرادی که ویزای معتبر مهاجرت داشتند، افرادی که ویزای معتبر غیر مهاجرت داشتند، افرادی که به دنبال گرفتن ویزای مهاجرت و یا غیر مهاجرت بودند، و افرادی که پرونده پناهندگی آنها توسط اداره مهاجرت امریکا تایید شده بود. هدف فرمان اجرایی جدید کاهش چالش های قانونی است تا افراد تا آنجا که ممکن است تحت تاثیر این حکم قرار نگیرند؛ به خصوص کسانی که از نظر قانون اساسی، حقوق مدنی نیز دارند.

 

۵- آیا فرمان اجرایی جدید تاثیری بر روی مسافرت به امریکا برای افرادی که کارت سبز و یا ویزای معتبر مهاجرتی و یا غیر مهاجرتی دارند می کذارد؟

نه. بر خلاف حکم قبلی، فرمان اجرایی جدید هیچگونه تاثیری بر روی مسافرت افرادی که کارت سبز و یا ویزای معتبر مهاجرتی و یا غیر مهاجرتی دارند ( و شهروند شش کشور منظور در حکم هستند) ندارد. فرمان اجرایی جدید مخصوصا تجدید نظر شده است تا گروه های فوق را از این حکم مستثنی کند. بخش پاسخگویی به پرسش های متداول از کاخ سفید بیانگر آن است که افرادی که دارای کارت سبز هستند قادرند که از خاک امریکا خارج شده و بدون هیچ مشکلی به این کشور باز گردند.ما دائما در حال بررسی این موقعیت هستیم تا مطمئن شویم که قانون اجرایی جدید، مطابق با اصلاحاتش اجرا می شود.

 

۶- به محض صدور فرمان اجرایی اولیه، وزارت کشور هزاران ویزای صادر شده را ملغی اعلام کرد. آیا ما باید انتظار وقوع چنین عملی را در حال حاضر داشته باشیم؟

نه. فرمان اجرایی جدید هیچگونه محدودیت سفر را برای کسانی که ویزای معتبر مهاجرتی و یا غیر مهاجرتی تا تاریخ اجرای این حکم را دارند قائل نمی شود. و همچنین افرادی که ویزای معتبر برای سفر به امریکا در تاریخ ۲۷ ژانویه ۲۰۱۷ داشته اند محدویت سفر ندارند. تجدید نظر فرمان اجرایی برای بر طرف کردن مشکلات قانونی بوده که با محدود کردن سفر برای افرادی که کارت سبز و یا ویزای مهاجرت و غیر مهاجرت داشتند، پیش آمده بود.

بخش پاسخگویی به پرسشهای متداول کاخ سفید اعلام کرد که ویزا ها تنها با حکم فرمان اجرایی لغو نخواهد شد. اما بخاطر داشته باشید که وزارت کشور، در بخش ۲۲۱ (آی) مربوط به مهاجرت و تابعیت، صلاحیت گسترده در حق لغو ویزاها را دارد. اگر بعد از صدور فرمان اجرایی جدید، ویزای شما لغو شده است و یا شنیدید که ویزای کسی لغو شده است، لطفا فورا با ما تماس بگیرید.

 

۷- اگر نیاز باشد ویزای خود را تجدید کنم و یا وضعیت ویزای خود را تغییر دهم چگونه می توانم این کار را انجام دهم؟

در حال حاضر پاسخ به این سوال روشن نیست. برای مثال بخش پاسخگویی به سوالات متداول کاخ سفید خاطر نشان کرده است که دانشجویان بین المللی، بازدیدکنندگان مبادله ای و وابستگانشان از شش کشور ذکر شده در فرمان اجرایی که ویزای معتبر دارند، مشمول این حکم نمی شوند. این افراد می توانند تا زمان اعتبار ویزایشان به امریکا سفر کنند و یا از امریکا به کشور دیگری سفر کنند. اما بخش پاسخگویی به سوالات متداول کاخ سفید اعلام کرد که این افراد بعد از تاریخ انقضای ویزای خود باید برای گرفتن ویزا و سفر به امریکا، مجددا اقدام کنند.

از آنجایی که حکم تجدید نظر شده ممکن است ممنوعیت دائمی برای سفر از ایران به امریکا اعمال کند، افرادی که خواهان تجدید ویزا و یا تغییر وضعییت ویزایی خود هستند ممکن است با موانع قابل توجهی مواجه شوند. به احتمال زیاد این افراد برای تجدید ویزای خود و سفر به امریکا، نیار به چشم پوششی و صرف نظر از سوی دولت امریکا دارند. حکم تجدید نظر شده در باره این که در چه مواردی نسبت به فردی چشم پوشی می شود و فرد می تواند به امریکا سفر کند مثالهایی را ذکر کرده است؛ از جمله این که، زمانی که یک فرد خارجی مثلا برای مدتی اجازه کار یا اجازه تحصیل، و یا یک فعالیت بلند مدت در امریکا داشته است، و در روز تاریخ اجرای این حکم در خارج از امریکا باشد، و تقاضای ورود مجدد به امریکا برای ادامه فعالیت های قبلی خود کند در حالی که ممانعت از ورود در دوره تعلیق، موجب زیان رساندن به آن فعالیت ها شود، در این صورت مورد چشم پوسی قرار می گیرد.

ما موقعییت ها را کنترل می کنیم تا ببینیم ارائه چشم پوششی چگونه می تواند به افرادی که می خواهند ویزای خود را تجدید کنند و یا وضعیت ویزای خود را تغییر دهند و یا در پیشبرد انجام فعالیتهای قبلی خود در کشور امریکا ادامه دهند، کمک خواهد کرد. ( برای مثال: ادامه تحصیل در دانشگاههای امریکا)

 

۸- آیا چالش های قانونی در رابطه با فرمان اجرایی جدید وجود دارد؟

بله. اگر چه فرمان اجرایی جدید تجدید نظر شده است تا از چالش های قانونی جلوگیری شود، و مثلا افرادی که از نظر قانونی می تواند به این کشور سفر کنند، مانند آنهایی که دارای کارت سبز، و یا ویزای معتبر مهاجرتی و یا غیر مهجرتی هستند، بتوانند سفر کنند، ولی باز هم هنوز اختلافات قانونی مربوط به قانون اساسی بسیاری وجود دارد که هنوز حل و فصل نشده است.

 

۹- موضع شورای ملی ایرانیان امریکا نسبت به فرمان اجرایی جدید چیست؟

تعقیب قانونی علیه این حکم همچنان به قوت خود باقی است. ما در حال حاضر در حال گفتگو با تیم حقوقی خود در باره مراحل بعدی اقدامات خود در رابطه با فرمان اجرایی تجدید نظر شده هستیم؛ ما شما را در جریان نتایج تعقیب قانونی و اطلاعات جدید به دست آمده خواهیم گذاشت.

این تعقیب قانونی و طرح دعوی توسط آقای سیروس مهری از دفتر حقوقی مهری و اسکالت واقع در واشینگتن دی سی، پی ال ال سی، وکلای کمیته حقوق مدنی در قانون، وکلای بدون دستمزد، آرنولد پورتر کی اسکولار از طرف مرکز برابری پارس، کانون وکلای ایرانی امریکایی، شورای ملی ایرانیان امریکا، و اتحاد امور عمومی ایرانیان و امریکایی ها، به دادگاه ارائه شده است.

 

۱۰- من چه اقدامی می توانم بکنم؟

راههای متعددی وجود دارد که شما می توانید با ما همکاری کنید تا ما برنده این جدال باشیم.

           به قانونگذاران خود تلفن کنید و یا ایمیل بزنید

         برای داوطلب شدن و همکاری با شورای ملی ایرانیان امریکا اقدام کنید

         برای مبارزه شورای ملی ایرانیان امریکا در لغو و نقض قانون اجرایی کمکهای مالی کنید

           داستانهای خود را در رابطه با این مسئله با ما در میان بگذارید

 

۱۱- شورای ملی ایرانیان امریکا در لغو و نقض قانون اجرایی جدید چگونه عمل خواهد کرد؟

الف) اقدام از طریق کنگره

کنگره (که در ایالات متحده از مجلس نمایندگان و مجلس سنا تشکیل شده است) می تواند حکمی بگذراند تا قانون اجرایی را لغو و نقض کند؛ می تواند اختیارات رئیس جمهور در صدور و اجرا چنین حکمی را نقض کند؛ و همچنین می تواند تامین بودجه اجرای چنین حکمی را متوقف سازد. عملکرد شورای ملی ایرانیان امریکا در خط مقدم، جهت سازماندهی مؤلفه هایی است که بتوانند قانونگذاران را قانع کند تا چنین راهکارهایی را به مرحله اجرا بگذارند.

ب) اقدام قانونی

هماهنگ با سایر سازمانهای ایرانی-امریکایی، شورای ملی ایرانیان امریکا اقدام به تعقیب قانونی و طرح دعوی علیه قانون اجرایی با توجه به قانون اساسی و مسائل قانونی دیگرنموده است.

ج) فشار عمومی

ما در حال بسیج اعضای خود و سایر کسانی هستیم که تحت تاثیر این حکم قرار گرفته اند. ما همچنان در صدد رساندن پیام خود به رسانه ها هستیم تا اطمینان پیدا کنیم که پیام ما در باره تاثیر این اقدام تبعیض آمیز بر روی ایرانیان و ایرانیان امریکایی، توسط طیف وسیع تر امریکایی ها فهمیده شود.

این اقدامات در کسب نظرات عموم جامعه، مبارزه علیه قانون اجرایی، و تقویت تلاش ما، بسیار حیاتی است.

 

رفع مسئولیت: این مقاله به منظور مشاوره حقوقی تهیه نشده است. پاسخهای داده شده به سوالات فوق، پس از تحقیقات فراوان و درک شورای ملی ایرانیان امریکا در زمان نشر آن بوده است. اگر شما سوال خاص قانونی در رابطه با مورد شخصی خودتان دارید، بهتر است با یک وکیل اداره مهاجرت مشورت کنید.

پاسخگویی نکته به نکته در رد ادعاهای مطرح شده

اتهام: «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) با انتصاب دنیس راس در دولت اوباما مخالف کرد چرا که نایک نگران بود که تمام تلاش‌های بلند مدتش برای تشویق مقامات آمریکایی برای برداشتن تحریم‌ها علیه ایران، به هدر رود.

واقعیت: «شورای ملی ایرانیان آمریکا» نسبت به انتصاب دنیس راس به عنوان نمایندۀ ویژه در امور مناسبات آمریکا و ایران به علت جانبداری وی از سیاست‌های نزدیک به دولت بوش، تردید دشت. این همان روش‌های آشنا و جنگ‌طلبانه برای دیپلماسی با ایران است که گمراه کننده و بی‌بازده است. «نایاک» نمی‌خواهد که مقامات آمریکایی ‌به‌طور یک جانبانه تحریم‌های وسیع اقتصادی را علیه ایران بردارند. «نایاک» معتقد نیست بدون اینکه دولت ایران فعالیت‌های نکوهیده خود را متوقف کند، تحریم‌های وسیع اقتصادی علیه ایران برداشته شود. به علاوه، «نایاک» دلیل آورده است که تحریم‌های بیشتر برای دیپلماسی مناسب نیست و شکست اجتناب‌ناپذیر این تحریم‌ها، آمریکا را دوباره به مسیر جنگ با ایران برمی‌گرداند.

اتهام: «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) باید به عنوان سازمانی با «فعالیت برای عمال خارجی» ثبت می‌شده است چرا که مکاتبات ایمیلی بین آقای پارسی و آقای ظریف (سفیر سابق جمهوری اسلامی در سازمان ملل) نشان می‌دهد که آقای پارسی پیشنهاد می‌کند که این دیپلمات ایرانی با نمایندگان کنگره آمریکا ملاقات کند.

واقیعت: در اوت سال ۲۰۰۶، «نایاک» به طور خستگی‌ناپذیر تلاش کرد تا از جنگ میان آمریکا و ایران جلوگیری کند. «شورای ملی ایرانیان آمریکا» در نشست‌های خود با نمایندگان کنگره آمریکا گله کرد که دولت بوش به کسی گوش نمی‌دهد و برای جلوگیری از جنگ، قانون‌گزاران نیازمندند تا با ابتکار آغاز گفت‌وگو با ایران امور را در دست خود گیرند یا حتی به تهران بروند. هنگامی که «نایاک» بر حمایت از قانون‌گذارانی که بر کاخ سفید برای اعمال دیپلماسی فشار می‌آورند ادامه می‌داد، از تریتا پارسی و اعضای «نایاک» در مواردی درخواست شد که اگر بتوانند به قانون‌گزاران در دنبال کردن سیاست‌های خود (در مورد ایران) نیز کمک و راهنمایی کنند. پارسی پیشنهاد داد که نخستین گام برای اعمال دیپلماسی، می‌تواند انجام گفت‌وگو با سفیر ایران در سازمان ملل متحد در نیویورک باشد. به دلیل آنکه پارسی برای نگارش کتابش با سفیر ایران در فرصت‌های متعددی گفت‌وگو کرده بود، قانون‌گزاران آمریکا از وی درخواست کردند که آنها را به سفیر ایران معرفی کند. پارسی این امر را تعهد کرد و این معرفی را انجام داد. هرچند وی این کار را کرد اما هیچ دیداری را سازماندهی نکرد. پارسی در ایمیل خود به سفیر ایران تاکید بسیار کرد که این معرفی فقط به دلیل این امید «شورای ملی ایرانیان آمریکا» که از جنگ میان آمریکا و ایران جلوگیری شود انجام شده است. بار دیگر لازم به ذکر است که این ایمیل تنها به درخواست نمایندگان کنگره فرستاده شد و نه دولت ایران. «نایک» هیچگاه از جانب دولت ایران کار نکرده و نخواهد کرد .

اتهام: «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) نماینده‌ی دیدگاه‌های اکثریت جامعه‌ی ایرانی- آ مریکایی نیست.

واقعیت: این امر که موضع‌گیری‌های «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) بازتاب نقطه نظرات اکثریت جامعه‌ی ایرانی- آمریکایی است بار دیگر در هفته گذشته با نتایج نظرسنجی ملی که توسط این موسسه انجام شد، تصدیق گردید. اینترنشنال زاگبی

http://www.paaia.org/CMS/Data/Sites/1/PDFs/surveyofiasnov09.pdf

شورای ملی ایرانیان آمریکا دیدگاه اکثریت جامعه‌ی ایرانی- آمریکایی را نمایندگی می‌کند، کسانی که بر اساس بسیاری از نظرسنجی‌های انجام شده با جنگ و تحریم‌های گسترده مخالف هستند، و از حقوق بشر و دیپلماسی حمایت می‌کنند.

اتهام: «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) بیش از حدود قانونی تعیین شده (۲۰ درصد بودجه سازمانی خود را) برای سازمان‌های غیرانتفاعی صرف لابی کردن می‌کند.

واقعیت: «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) یک سازمان آموزشی تحت مقرارت ۵۰۱ سی۳ آمریکا با انتخابات «اچ» است. در نتیجه، «نایاک» اجازه دارد که تا ۲۰ درصد از بودجه‌ی خود را صرف لابی کردن کند. «نایاک» و کارکنانش پیرو کامل قوانین و آیین‌نامه‌ها هستند. با اینکه لازم نیست که «نایک» درباره‌ی موارد لابی شده گزارشی بدهد، این سازمان در این موارد بسیار شفافیت دارد- «شورای ملی ایرانیان آمریکا» با لایحه‌ای که در سال ۲۰۰۸ راه را برای جنگ میان ایران و آمریکا هموار می‌ساخت مخالفت کرده و کمک کرد تا این لایحه تصویب نشود. «نایاک» طرفدار لایحه‌ای است که از توافق‌نامه‌ی «حادثه‌ای در دریا» بین ایران و آمریکا حمایت می کند، «نایاک» با تحریم‌های اقتصادی بیشتر علیه ایران مخالف است به این علت که این تحریم‌ها قادر به حل کشمش‌های میان ایران و آمریکا نیست.

فعالیت‌های آموزشی و ترویج سیاست‌های عمومی مانند مخالفت با جنگ – به جای دفاع از لایحه‌های خاص – طبق قانون لابی‌گری نیست. اگر در جایی یک سازمان ۵۰۱ سی۳ از حدود مقرر لابی‌گری تجاوز کند، دولت این سازمان را جریمه می‌کند. اگر تخلفات ادامه پیدا کند، وضیعت مالیاتی این سازمان معلق می‌شود. به هر حال، «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) مطابق تمامی آیین‌نامه‌ها و قوانین عمل می‌کند.

اتهام: «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) فقط نقض حقوق بشر را بعد از ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ در ایران محکوم کرد.

واقیعت: بر اساس رای اعضا، «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) سال‌هاست که از منتقدان پرصدای نقض حقوق بشر از سوی دولت ایران به شمار می‌آمده است. با وجود پوشش رسانه‌ای گسترده و پیوسته‌ی «نایاک» و محکوم کردن سرکوب‌های خشونت‌آمیز اعتراضات مسالمت‌آمیز معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری از سوی دولت ایران که باعث جلب توجه رسانه‌ها در تابستان امسال شد، فعالیت ما در مورد حقوق بشر خیلی زودتر از این آغاز شده بود.

http://niacblog.wordpress.com/2009/06/

http://www.niacouncil.org/index.php?option=com_content&task=view&id=1219

وقتی «نایاک» تصمیم گرفت که به دنبال راه‌حل‌های صلح‌آمیز برای حل بحران ایران و آمریکا بگردد، همزمان نیز تصمیم گرفت که قانون‌گزاران و مردم آمریکا را در مورد نقض حقوق بشر در ایران آموزش دهد. «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) بیانه‌های متعددی برای محکوم کردن دولت ایران یا درخواست به منظور احترام گذاشتن به حقوق بشر منتشر کرده است. افزون بر این، «نایاک» دو گردهمایی عمده در ساختمان کنگره‌ی آمریکا برگزار کرده است که توجهات را به نقض حقوق بشر در ایران معطوف کند.

http://www.niacouncil.org/index.php?option=com_content&task=view&id=873&Ite (۱

http://www.niacouncil.org/index.php?option=com_content&task=view&id=1544
 (۲

سخنرانان این دو گردهمایی‌ را نمایندگان «دیده‌بان حقوق بشر»، «کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران»، «سازمان عفو بین‌الملل» و اعضای کنگره تشکیل می‌دادند.

اتهام: «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) رویکردی دورویانه دارد که در عین حالی که خود با کمک‌های مالی دولت بوش برای ترویج دموکراسی مخالفت می‌کرد، کمک مالی موسسه‌ی «اعانه‌ی ملی برای دموکراسی» را دریافت کرده است.

واقیعت: فعالان برجسته‌ی ایرانی هواخواه دموکراسی و حقوق بشر- مانند شیرین عبادی برنده‌ی جایزه‌ی صلح نوبل، اکبر گنجی، هاله اسفندیاری از موسسه‌ی «وودرو ویلسون»، و سازمان «دیده‌بان حقوق بشر»- به علت خطراتی که این کمک‌ها برای امنیت فعالان داخل ایران ایجاد می‌کند، به شدت مخالف هرگونه کمک مالی سیاسی دولت آمریکا به سازمان‌های داخل ایران هستند.

«شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) معتقد است که آمریکا به‌طور جدی باید نگرانی‌ها و آینده‌ی فعالان هواخواه دموکراسی و حقوق بشر را در داخل ایران در نظر بگیرند. «نایاک» اثرات منفی کمک مالی سیاسی دولت آمریکا را از نزدیک مشاهده کرده است. «‌نایک» برای چندین سال، با سازمان‌های غیردولتی ایران برای ساختن ظرفیت‌ غیرسیاسی آنها با استفاده از کمک مالی موسسه‌ی «اعانه‌ی ملی برای دموکراسی» کار کرده است و ما شاهد بودیم که چگونه فضای کاری این سازمان‌ها که در ایران فعالیت می‌کنند به شدت به علت این کمک مالی سیاسی دولت آمریکا بدتر شد. «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) معتقد است که هرگونه کمک دولت آمریکا به مردم ایران باید از طرف مردم ایران پشتیبانی شود و باید زندگی ایشان را به خطر نیاندازد.

بیانیۀ زیر توسط شورای ملی ایرانیان آمریکا (نایاک) در پاسخ به مقالۀ «واشنگتن تایمز» منتشر شد:

واشنگتن دی. سی. – «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) به نتایج کوشش‌های خود در زمینۀ تحکیم امنیت ملی آمریکا از طریق سیاست‌های هوشمندانه و مؤثر خود در خصوص ایران افتخار می‌کند. اشارات ضمنی «واشنگتن تایمز» که فعالیت‌های این شورا را در جهت نقض قوانین مالیاتی، قانون ثبت نمایندگی‌های خارجی و قوانین آشکارسازی فعالیت‌های لابی می‌داند به‌شدت از سوی این شورا تکذیب می‌شود.

این شورا در جریان دادخواهی و شکایت خود به دلیل افتراهای مطرح شده از سوی «حسن داعی‌‌الاسلام» در دادگاه ده‌ها هزار سند و کلیۀ مدارک مالی خود را در دسترس گذاشت. این مدارک ثابت می‌کند که اتهامات وارده به این شورا کاملا بی‌پایه است. قاضی درخواست «داعی‌‌الاسلام» را برای رد هیجده مورد از نوزده مورد اتهامات وارد شده نپذیرفت. با توجه به این امر متهمان تصمیم گرفتند با بدخواهی این مدارک را در اختیار «الی لیک»، یکی از خبرنگاران «واشنگتن تایمز» قرار دهند تا بتوانند این موضوع را به جای دادرسی در یک دادگاه قانونی، به یک رسانه بکشند.

شورای ملی ایرانیان آمریکا یک سازمان آموزشی است که نمایندۀ آمریکائیان ایرانی‌نژاد است. فعالیت‌های این سازمان در زمینه‌های آموزشی، ترویج و به‌طور محدود در امور لابی‌گری بر طبق قوانین و مقررات آمریکا انجام می‌شود. این شورا هیچ نوع فعالیت لابی‌گریی برای جمهوری اسلامی ندارد. پشتیبانی و حمایت‌های این شورا فقط متوجۀ جامعۀ ایرانی-آمریکائی است، جامعه‌ای که اکثریت قابل توجه آن با سیاست‌های حکومت ایران مخالف است.

مقالۀ آقای لیک فاقد شواهدی برای ادعاهای مطرح شده است و حتی به یک اتهام مستقیم نیز ختم نمی‌شود. به‌جای آن این مقاله به اشارات ضمنی بسنده می‌کند و به گمان‌زنی‌های توطئه‌آمیز می‌پردازد که احتمالا هدف آن کاشتن تخم شک و بدبینی در مورد این شورا در اذهان عمومی و ایجاد بحث و شبهه پیرامون این سازمان است

این پدیده دنبال‌رویی از طرح شناخته شدۀ فعالان نومحافظه‌کار است که بر اساس آن آنان برای بدنام کردن این شورا به اتهام‌زنی، افترا و شایعه‌پراکنی پرداخته‌اند بدون آنکه کوچکترین مدرکی برای اثبات ادعاهای خود ارائه دهند.

در واقع شواهد موجود کاملا بر خلاف این ادعاهاست. چرا باید سفیر وقت آقای جان لیمبرت و گروگان پیشین حکومت ایران، به هیئت مشاوران سازمانی ملحق شود که تصور می‌رود مدافع منافع همان حکومتی است که او را برای مدت 444 روز به گروگان گرفته بود؟ این ادعا در بهترین حالت غیرمنطقی، و در بدترین حالت مضحک جلوه می‌کند.

آقای لیک در مقالۀ خود بر ایمیل‌ها و اسنادی تمرکز کرده است که با حکم از پیش صادر شدۀ او برعلیه شورای ملی ایرانیان آمریکا (نایاک) تناسب کامل دارد. اگرچه، اساس و پایۀ مقالۀ «لیک» اطلاعات نادرست دربارۀ این شوراست که توسط «حسن داعی‌‌الاسلام» فراهم شده است، اما در این مقاله حتی یک پرسش در مورد دادخواهی قانونی ما مطرح نمی‌شود، که این دعوی چرا به دادگاه برده شد، برداشت ما از محرک سیاسی «داعی‌‌الاسلام» چیست و ارتباط او با سازمان تروریستی «مجاهدین خلق» چه می‌باشد؟ این شورا آقای «لیک» را تشویق کرد که شواهد مربوط به نقش «داعی‌‌الاسلام» را در سازمان «مجاهدین خلق» بررسی کند. اما «لیک» از هرگونه بررسی در مورد منابع اطلاعاتی خود سر باز زد.

به‌روشنی می‌توان دریافت که چگونه برخی از عناصر نومحافظه‌کار بر آنند که بین ایرانیان خارج از کشور در زمانی که بیش از همیشه به یگانگی آنان برای پیش‌برد آمال آزادی‌خواهی ملت ایران نیاز است تفرقه بیاندازند. در حالی‌که بعضی از اعضای برجستۀ جامعۀ ایرانیان خارج از کشور در مورد فعالیت‌های این شورا دچار پاره‌ای سوء‌تفاهمات شده‌اند، ما دستمان را بسوی‌ ایشان دراز می‌کنیم و در دامی که برای خصومت‌افکنی بین اعضای این جامعه پهن شده است پا نمی‌گذاریم.

شورای ملی ایرانیان آمریکا (نایاک) در واشنگتن دی. سی. به صدائی پرطنین برای جامعۀ ایرانی – آمریکایی بدل گشته است که پیام آن تمرکز بیشتر بر موضوع حقوق بشر در ایران، مخالفت با جنگ بین آمریکا و ایران، و مخالفت با تحریم‌های گستردۀ اقتصادیی است که در عین آسیب زدن به مردم ایران، رژیم تندرو آن را قدرت می‌بخشد، و نیز حمایت از دیپلماسی بین دو کشور برای حل اختلافات خود به ‌روشی صلح‌آمیز است.

بیانیۀ زیر توسط شورای ملی ایرانیان آمریکا (نایاک) در پاسخ به مقالۀ «واشنگتن تایمز» منتشر شد:

واشنگتن دی. سی. – «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایاک) به نتایج کوشش‌های خود در زمینۀ تحکیم امنیت ملی آمریکا از طریق سیاست‌های هوشمندانه و مؤثر خود در خصوص ایران افتخار می‌کند. اشارات ضمنی «واشنگتن تایمز» که فعالیت‌های این شورا را در جهت نقض قوانین مالیاتی، قانون ثبت نمایندگی‌های خارجی و قوانین آشکارسازی فعالیت‌های لابی می‌داند به‌شدت از سوی این شورا تکذیب می‌شود.

این شورا در جریان دادخواهی و شکایت خود به دلیل افتراهای مطرح شده از سوی «حسن داعی‌‌الاسلام» در دادگاه ده‌ها هزار سند و کلیۀ مدارک مالی خود را در دسترس گذاشت. این مدارک ثابت می‌کند که اتهامات وارده به این شورا کاملا بی‌پایه است. قاضی درخواست «داعی‌‌الاسلام» را برای رد هیجده مورد از نوزده مورد اتهامات وارد شده نپذیرفت. با توجه به این امر متهمان تصمیم گرفتند با بدخواهی این مدارک را در اختیار «الی لیک»، یکی از خبرنگاران «واشنگتن تایمز» قرار دهند تا بتوانند این موضوع را به جای دادرسی در یک دادگاه قانونی، به یک رسانه بکشند.

شورای ملی ایرانیان آمریکا یک سازمان آموزشی است که نمایندۀ آمریکائیان ایرانی‌نژاد است. فعالیت‌های این سازمان در زمینه‌های آموزشی، ترویج و به‌طور محدود در امور لابی‌گری بر طبق قوانین و مقررات آمریکا انجام می‌شود. این شورا هیچ نوع فعالیت لابی‌گریی برای جمهوری اسلامی ندارد. پشتیبانی و حمایت‌های این شورا فقط متوجۀ جامعۀ ایرانی-آمریکائی است، جامعه‌ای که اکثریت قابل توجه آن با سیاست‌های حکومت ایران مخالف است.

مقالۀ آقای لیک فاقد شواهدی برای ادعاهای مطرح شده است و حتی به یک اتهام مستقیم نیز ختم نمی‌شود. به‌جای آن این مقاله به اشارات ضمنی بسنده می‌کند و به گمان‌زنی‌های توطئه‌آمیز می‌پردازد که احتمالا هدف آن کاشتن تخم شک و بدبینی در مورد این شورا در اذهان عمومی و ایجاد بحث و شبهه پیرامون این سازمان است

این پدیده دنبال‌رویی از طرح شناخته شدۀ فعالان نومحافظه‌کار است که بر اساس آن آنان برای بدنام کردن این شورا به اتهام‌زنی، افترا و شایعه‌پراکنی پرداخته‌اند بدون آنکه کوچکترین مدرکی برای اثبات ادعاهای خود ارائه دهند.

در واقع شواهد موجود کاملا بر خلاف این ادعاهاست. چرا باید سفیر وقت آقای جان لیمبرت و گروگان پیشین حکومت ایران، به هیئت مشاوران سازمانی ملحق شود که تصور می‌رود مدافع منافع همان حکومتی است که او را برای مدت 444 روز به گروگان گرفته بود؟ این ادعا در بهترین حالت غیرمنطقی، و در بدترین حالت مضحک جلوه می‌کند.

آقای لیک در مقالۀ خود بر ایمیل‌ها و اسنادی تمرکز کرده است که با حکم از پیش صادر شدۀ او برعلیه شورای ملی ایرانیان آمریکا (نایاک) تناسب کامل دارد. اگرچه، اساس و پایۀ مقالۀ «لیک» اطلاعات نادرست دربارۀ این شوراست که توسط «حسن داعی‌‌الاسلام» فراهم شده است، اما در این مقاله حتی یک پرسش در مورد دادخواهی قانونی ما مطرح نمی‌شود، که این دعوی چرا به دادگاه برده شد، برداشت ما از محرک سیاسی «داعی‌‌الاسلام» چیست و ارتباط او با سازمان تروریستی «مجاهدین خلق» چه می‌باشد؟ این شورا آقای «لیک» را تشویق کرد که شواهد مربوط به نقش «داعی‌‌الاسلام» را در سازمان «مجاهدین خلق» بررسی کند. اما «لیک» از هرگونه بررسی در مورد منابع اطلاعاتی خود سر باز زد.

به‌روشنی می‌توان دریافت که چگونه برخی از عناصر نومحافظه‌کار بر آنند که بین ایرانیان خارج از کشور در زمانی که بیش از همیشه به یگانگی آنان برای پیش‌برد آمال آزادی‌خواهی ملت ایران نیاز است تفرقه بیاندازند. در حالی‌که بعضی از اعضای برجستۀ جامعۀ ایرانیان خارج از کشور در مورد فعالیت‌های این شورا دچار پاره‌ای سوء‌تفاهمات شده‌اند، ما دستمان را بسوی‌ ایشان دراز می‌کنیم و در دامی که برای خصومت‌افکنی بین اعضای این جامعه پهن شده است پا نمی‌گذاریم.

شورای ملی ایرانیان آمریکا (نایاک) در واشنگتن دی. سی. به صدائی پرطنین برای جامعۀ ایرانی – آمریکایی بدل گشته است که پیام آن تمرکز بیشتر بر موضوع حقوق بشر در ایران، مخالفت با جنگ بین آمریکا و ایران، و مخالفت با تحریم‌های گستردۀ اقتصادیی است که در عین آسیب زدن به مردم ایران، رژیم تندرو آن را قدرت می‌بخشد، و نیز حمایت از دیپلماسی بین دو کشور برای حل اختلافات خود به ‌روشی صلح‌آمیز است.

گروه‌های مترقی در سياست خارجی هدف حمله قرار گرفته‌اند

‹هافينگتن پست›

تاریخ انتشار: ۵ نوامبر ۲۰۰۹

در دنیای معمولأ کم سروصدای سازمان‌های غيردولتی که بر روی مسايل روز فعال هستند، يک کارزار مشخصأ سياسی عليه نهادهای دست‌اندرکار سياست خارجی، که هدف فعاليت آنها تاکيد بر اتخاذ ديپلماسی به جای زور و نظامی‌‌گری است، آغاز شده است.

دو سازمان نسبتأ جديد غيردولتی، که هر کدام دو قطب مخالف طيف مسايل خاورميانه را تحت پوشش خود قرار داده‌اند، در هفته‌ها و ماه‌های اخير هدف حملات مخربی واقع شده‌اند که اعتبار و وجهه آنان را نشانه رفته است.

«شورای ملی ايرانيان آمريکا» (نايک)، سازمانی است که خواهان گفت‌وگوهای ديپلماتيک بين ايران و آمريکاست. اين سازمان در اين اواخر به دلیل حضور فعالش در رسانه‌های آمریکایی در روزهای پس از انتخابات جنجالی رياست جمهوری ايران، به نحو ویژه‌ای برجسته شد. هر چند این شورا مدت‌هاست که حضور پررنگی از خود در واشنگتن نشان داده است، اما همزمان با رشد رایزنی‌های «نايک» در محافل سياست خارجی، خشم و غضب مخالفان آنان نيز اوج گرفته است.

از اوايل سال ۲۰۰۷، اين سازمان به امور زيادی از جمله اينکه بازوی حکومت ايران است و از حکومت ايران پول می‌‌گيرد، یا قوانين لابی‌‌گری را زير پا نهاده و هدفش منحرف کردن سياست خارجی آمريکاست، متهم شده است. اين اتهامات در بهترين حالت غيرمنصفانه و در بدترين حالت، افتراآميز بوده است. ‹«نايک» مدارک متعددی را در موارد مختلف به «هافينگتن پست» ارسال کرده که نشان می‌‌دهند نسبت به عملکردهای حکومت ايران نظری انتقادی داشته است. «تريتا پارسی» مدير «نايک» خاطر نشان کرده که اعضای خانواده چند تن از هيات مديره اين سازمان در ايران شکنجه شده‌اند. افزون بر آن، گروه‌های شناخته شده‌ای چون «شهروندان هوادار مسووليت و اخلاق› در واشنگتن می‌‌گويند که اصلأ به خاطر نمی‌‌آورند که کداميک از فعاليت‌های لابی‌‌گرايانه «نايک» غيرمشروع و خارج از محدوده‌ی قانون بوده است.

«استيو کلمونز» يک عضو بسيار مورد اعتماد محافل سياست خارجی واشنگتن و از سردمداران «بنياد آمريکای جديد» می‌‌گويد، “به اعتقاد من اين اتهامات به کلی بی‌‌پايه‌اند. من «تريتا پارسی» و بسياری ديگر از آدم‌های فعال در اين سازمان را می ‌شناسم … آنها افراد روشن و شفافی هستند که چيزی برای پنهان کردن ندارند. آنان مخالفان و منتقدان خود را به بحث آزاد فرامی‌‌خوانند و به پرسش‌های آنان پاسخ می‌‌دهند. اگر در موسساتی این چنینی کار می‌‌کنيد، اين درست همان کاری است که بايد انجام دهيد… آنها برنامه و هدف مشخصی دارند که در جلسات هيات مديره تعيين می‌‌شوند. من ديده‌ام که او حرف‌هايی می‌‌زند که مسلمأ به مذاق دولت ايران خوش نمی‌‌آيد.”

اما مبارزه عليه «نايک» در ماه‌ها و سال‌های گذشته ادامه يافته است. به ويژه، «حسن داعی‌‌الاسلام» نويسنده‌ای که در آريزونا زندگی می‌‌کند و در ميان رسانه‌های ايرانی مخاطبانی دارد، به تازگی مورد توجه رسانه‌های نومحافظه‌کار قرار گرفته که ستون‌های متعددی از نشريات خود را به حملات او عليه «نايک» و «پارسی» اختصاص داده‌اند. «داعی‌الاسلام» در مقاله‌ای در نشريه‌ی «فرانت پيج ماگزين» سازمان «نايک» را به اين متهم کرده که “بخشی از شبکه‌ی لابی‌های گسترده‌ی آمريکاست که عملأ در جهت حفظ منافع جمهوری اسلامی تلاش می‌‌کند.” او در مقاله‌ی ديگری که در همان مجله نوشته، «پارسی» را متهم می‌‌کند که به «بلندگوی ملاها›» در آمريکا بدل شده است. او در ژانويه سال ۲۰۰۹، در نشريه‌ی گمنام‌تری نوشت، “پارسی در ضمن مورد حمايت لابی‌‌های حامی رژيم ايران است.”

سرانجام، در ايامی که ايران تازه درگير آشوب‌های خيابانی پس از انتخابات اخير رياست جمهوری ايران شده بود، «داعی‌‌الاسلام» پارسی را متهم کرد که از رژيم آيت‌الله خامنه‌ای و احمدی‌‌نژاد حمايت می‌‌کند تا قدرت را کماکان در دست داشته باشند.

پارسی به «هافينگتن پست» می‌‌گويد، “متاسفانه در ميان جامعه‌ی ايرانيان آمريکا، اين ابهامات هميشه وجود داشته است. اما تفاوتی که اين بار وجود دارد اين است که اين فرد توانسته از کمکی که محافل نوجمهوری‌‌خواه در اختيار او قرار داده‌اند استفاده کند و تا آنجا که می‌‌توانسته دروغ‌های زيادی را در ميان مردم پراکنده سازد.”

اما آنچه در نوشته‌های اخير «داعی‌‌الاسلام» بسيار چشمگيرتر است، صرفأ جسورانه بودن اتهاماتی نيست که مطرح می‌‌کند، بلکه اين است که او اين مطالب را عليرغم آنکه در دادگاه عليه او به خاطر طرح اتهامات افتراآميز شکايت شده، کماکان به رشته تحرير درمی‌‌آورد. پارسی و «نايک» در ماه آوریل سال ۲۰۰۸، شکايتی را عليه «داعی‌‌الاسلام» در دادگاه محلی واشنگتن دی. سی. مطرح کردند و در شکایت‌نامه‌ی خود ذکر کردند که «داعی‌‌الاسلام» مطالب متعددی حاوی دروغ و افترا عليه آنان مطرح کرده و در آنها پارسی و «نايک» را عوامل حکومت ايران معرفی کرده است.” کمتر از هشت ماه بعد از آن، رييس دادگاه حکمی را منتشر کرد که اگرچه خواهان مدارک بيشتری شده بود، اما به هيچ وجه به نفع «داعی‌‌الاسلام» نبود.

در حکم رييس دادگاه در مورد تعريف کلی «داعی‌‌الاسلام» از «لابی کنندگان» چنين آمده بود، “متهم در بيانيه‌های خود احکامی کلی صادر کرده است و حرف اصلی حملات او اين است که شاکيان لابی‌کننده نيستند و در عين حال اين اتهام آقای «داعی‌‌الاسلام» در اين مورد که اهداف شاکيان با اهداف حکومت ايران همسوست، ارزش و اعتباری ندارد.”

قاضی در انتهای حکم خود آورده است: “در اين مرحله از دادگاه، ادعای متهم به دفاع از حقيقت، مردود شناخته می‌‌شود. دادگاه چنين نتيجه‌گيری می‌‌کند که حرف‌ها و نوشته‌های متهم می‌‌توانند بار افتراآميز داشته باشند … دادگاه نتوانسته است مدارکی بيابد که طبق قانون نشان دهد که حرف‌ها و نوشته‌های متهم فاقد بار افتراآميز هستند.”

اما حتی پيروزی غيررسمی «نايک» در دادگاه هم برای آنان گران تمام شده است. «پارسی» می‌‌گويد که او نگران آن است که فرايند صدور اين حکم، که طی آن سازمان تحت مديريت او ناگزير شد تا اطلاعات اضافی زيادی در اختيار متهم قرار دهد، بتواند بهانه‌ای به دست منتقدان ديگری بدهد تا حملات بی‌‌پايه و گمراه‌کننده‌ای را عليه او و «نايک» ادامه دهند. او اضافه کرد که چندين نشريه با «نايک» تماس گرفته و پرسش‌هايی را مطرح کرده‌اند که بر پايه اتهامات «داعی‌‌الاسلام» مطرح شده بودند.

«پارسی» می‌‌گويد، “من آنقدرها نگران انعکاس اين مطالب در واشنگتن نيستم. خوب می‌‌دانم که بیشتر آدم‌ها وقتی به حرف‌های این‌چنینی این شخص گوش می‌‌کنند، خواهند ديد که آنها کاملأ بی‌‌اساس است. من بيشتر نگران جامعه‌ی ايرانيان آمريکا هستم که آنقدرها به جزييات و ظرايف امر توجه ندارند. آنها تا می‌‌بينند مطلبی در روزنامه‌ای چاپ شده، خيال می‌‌کنند که معتبر است و واقعيت دارد. آدم‌های زيادی در واشنگتن می‌‌دانند که آنها نشريات پراهمیتی نيستند و کار آنها روزنامه‌نگاری حرفه‌ای نيست، اما در خارج از حوزه فعالان سياسی، خيلی از مردم نمی‌‌توانند فرق نشريات معتبر و غيرمعتبر را درک کنند.”

در حالی که «نايک» خود را در گيرودار دعواهای حقوقی برای دفاع از نام و اعتبار خود می‌‌يابد، مبارزه حقوقی عيان‌تری هم عليه سازمانی راه افتاده که هوادار عقايدی در نقطه مخالف ديدگاه‌های يهوديان در معادله اعراب و اسراييل است.

«جی استريت» سازمان غيرانتفاعی نوپايی است که از عمر آن بيشتر از يک سال و نيم نمی‌‌گذرد و خواهان پايان دادن به مناقشات اعراب و اسراييل از طريق مذاکرات ديپلماتيک است. اين سازمان به‌تازگی شاهد آن بوده است که جمعی از سخنرانان مشهوری که برای اولين کنفرانس سالانه آن دعوت شده بودند از حضور آنان در اين کنفرانس سرباز زده‌اند و علت هم اين بوده است که نگران آن بوده‌اند که حضور آنان در اين کنفرانس پيامدهای نگران کننده‌ای در کل جامعه‌ی سياسی داشته باشد. مقامات آگاه به طور خصوصی می‌‌گويند که اعتبار اين گروه تحت تاثير حملات سازمان يافته گروه‌ها و افراد محافظه‌کاری که سعی داشته‌اند پيام‌ها و برنامه‌های سياسی اين گروه را تحت‌الشعاع قرار دهند، آسيب ديده است.

«آرون ديويد ميلر» پژوهشگری که در مرکز «وودرو ويلسون» کار می‌‌کند و در هيات‌های وزارت خارجه جمهوری‌خواهان و دموکرات‌ها در خاورميانه حضور داشته، در اين باره می‌‌گويد، “فکر می‌‌کنم که چنين پيامدی، به ويژه با خصومتی که در جامعه‌ی يهوديان عليه اين سازمان وجود دارد، بديهی بود. هر وقت سازمانی چشم‌اندازهای جا افتاده در چنين مواردی را به چالش می‌‌کشد، به ويژه اگر در کار خود نشانه‌هايی از موفقيت بروز دهد، با اين فشارها مواجه خواهد بود. و «جی استريت» توانسته است در ظرف مدت کوتاهی، حضور موثر خود را در واشنگتن به رخ همگان بکشاند.”

درست به مانند مورد «نايک»، بيشتر حملات عليه «جی استريت» براساس همکاری آنان با سازمان‌ها و گروه‌های مخالف اسراييل بنا شده است. اين سازمان از جمله به اين امر متهم شده بود که در يکی از کنفرانس‌های خود از سخنرانی دعوت به عمل آورده بود که تقصير حملات تروريستی 11 سپتامبر را به گردن اسراييل انداخته بود، اتهامی که گرچه به لحاظ تکنيکی صحت دارد، از اين حقيقت هم غافل می‌‌ماند که فرد موردنظر يعنی ‹سلام المارياطی› پس از طرح چنين مساله‌ای به صراحت از بيان آن ابراز پشيمانی کرده و معذرت خواسته بود. با اين همه، چند ماه قبل، روزنامه‌ی «جروزالم پست› مقاله‌ای انتشار داد که طی آن خاطر نشان شده بود که اين گروه، “ده‌ها هزار دلار کمک مالی از چندين شخصيت عرب و آمريکايی‌‌های عرب‌تبار دريافت کرده است.”

يک استراتژيست آگاه سياست‌های اسراييل در اين مورد می‌‌گويد، “آدم‌های زيادی از مدت‌ها پيش در اين باره حرف می‌‌زدند تا اينکه «جروزالم پست» تصميم گرفت آن را به صورت مقاله‌ای منتشر کند و پس از آن نشريات ديگری هم آن را در صفحات خود نقل کردند. اين کار که سازمانی را براساس همکاری آن با اين فرد يا آن فرد متهم کنند، خيلی رواج دارد.”

هواداران و مدافعان «جی استريت» اعتراف می‌‌کنند که مخالفان آنان در آسيب رساندن به اعتبار و موقعيت اين گروه به موفقيت‌هايی دست يافته‌اند. اما در عين حال خاطر نشان می‌‌کنند که تاثير اين حملات آن بود که اين گروه در تلاش خود برای حضور هرچه بيشتر در بحث‌ها و مذاکرات سياست خارجی، عزم راسخ‌تری داشته باشد. آنان نيز همانند «نايک» اين دست‌اندازهای اول کار را به عنوان بخشی از فرايند دستيابی به يک موقعيت يگانه و شکستن تمام پيشداوری‌های قديمی، مغتنم می‌‌شمارند.

«کلمونز» می‌‌گويد، “من واقعأ بر اين عقيده‌ام که گروه‌هايی چون «جی استريت» و «نايک» که به عقيده من در زمره گروه‌های صادق هوادار حقوق مردم قرار دارند، می‌‌دانند که عبور از اين مرحله آسان نخواهد بود. آنان بايد تمام منابع و امکانات خود را به کار گيرند و در ضمن رقبای خود را به تلاشی سخت وادارند، چون اين رقبا می‌‌خواهند آنان را بترسانند يا دست‌کم پايه‌های سازمان‌های آنان را بلرزانند.”