UM Amherst

استقبال نایاک از تغییر سیاست دانشگاه ماساچوست

تماس با: جمال عبدی

202-386-6408 تلفن:
Email: jabdi@niacouncil.org

واشنگتن- شورای ملی ایرانیان آمریکا از تصمیم تازه دانشگاه ماساچوست، امهرست استقبال می کند. این دانشگاه امروز تصمیم پیشین خود را در قبال دانشجویان ایرانی منتفی اعلام کرد. دانشگاه ماساچوست پیشتر از توقف پذیرش دانشجویان ایرانی در برخی رشته ها خبر داده بود.

تریتا پارسی، رئیس شورای ملی ایرانیان آمریکا (نایاک)، در بیانیه ای چنین گفته است:

«تحریم ها مشکلات بسیاری به بار آورده اند، اما نمی توانند بهانه ای برای اِعمال تبعیض علیه دانشجویان ایرانی باشند. دانشگاه ماساچوست با تصحیح خطای خود، گام  صحیحی برداشته و ما مشتاقانه منتظر آگاهی از جزئیات کامل این تصمیم، و شیوه اجرای آن برای حصول اطمینان از عدم اِعمال تبعیض علیه دانشجویان ایرانی هستیم.»

«ما از دشواری هایی که تحریم ها بر نهادهای آموزشی تحمیل کرده اند، آگاهیم، با این نهادها همدردی می کنیم و امیدواریم که این موانع برداشته شود. تحریم های گسترده قربانیان بسیاری گرفته اند اما اقدام امروز [دانشگاه ماساچوست] به ما اطمینان خاطر می دهد که دشواری بیشتری متوجه جوانان ایرانی مشتاق به تحصیل در دانشگاه آمریکایی نخواهد بود.»

«نایاک به دانشجویان و استادان دانشگاه ماساچوست که به تصمیم این دانشگاه اعتراضی موفقیت آمیز کردند، تبریک می گوید و از کوشش های وزارت امور خارجه و وزارت خزانه داری آمریکا که برای رفع این مشکل مستقیماً با دانشگاه همکاری کردند، قدردانی می کند.»

«نایاک در گذشته چندین بار برای رفع موانع تحصیلی ناشی از تحریم ها برای  دانشجویان ایرانی کوشیده است؛ از جمله زمانی که آزمون تافل برای آنها به حال تعلیق درآمد، و هنگامی که گذراندن واحدهای درسی مجازی محدود شد. نایاک برای اتخاذ تصمیم اعطای ویزای ورود مکرر به دانشجویان ایرانی نیز تلاش کرد. ما از این که توانسته ایم  در تحول اخیر نیز نقشی ایفا کنیم، خرسندیم.»

«نهایت امر آن که، مشکلاتی از این دست تا هنگامی که تحریم های گسترده علیه ایران بر جای است، رفع نخواهد شد. ما امیدواریم که کوشش های دیپلماتیک ایالات متحده آمریکا و ایران در این راستا، سرانجام موفقیت آمیز باشد. تا آن هنگام، ما به کوشش برای جلوگیری از تحمیل شدن اثر تحریم ها برشهروندان ایرانی و ایرانی-آمریکایی ادامه خواهیم داد.»

###

UM Amherst

نگرانی نایاک ازعدم پذیرش دانشجویان ایرانی در یکی از دانشگاه های آمریکا

 واشنگتن- شورای ملی ایرانیان آمریکا (نایاک) مطلع شده که دانشگاه ماساچوست، امهرست، از این پس به شهروندان ایرانی برای تحصیل در شماری از رشته های مهندسی و علوم پذیرش نخواهد داد و از همه دانشجویان ایرانی خواهد خواست تا از موازین تحریم های آمریکا علیه ایران پیروی کنند و در هماهنگی با محتوای این موازین عمل کنند.

تریتا پارسی، رئیس شورای ملی ایرانیان آمریکا (نایاک)، در خصوص این تحول چنین گفت:«این مشکل عمده ای برای دانشگاه ماساچوست، امهرست است که به عنوان یک سازمان خود را با خطر ضربه ای سنگین روبه رو می کند. این مشکل دولت آمریکا هم هست که با جلوگیری از پذیرش جوانان ایرانی در دانشگاه های آمریکا، تأثیر و نفوذ ارزش های آمریکایی را مخدوش می کند.»

عملکرد اخیر دانشگاه ماساچوست بر مبنای تعبیری بسیار کلی و گسترده از پای بندی اش به موازین تحریم هاست. تصمیم این دانشگاه ظاهراً در واکنش به محتوای یکی از قوانین تحریم مصوب سال 2012 است که مورد مخالفت شدید نایاک واقع شد. علاوه بر تلاش تمرکز یافته در مخالفت با تحریم های آن لایحه، نایاک به ویژه ازلحن و ادبیات لایحه انتقاد کرد و همزمان با پیش رفتن آن به سوی تصویب، نگرانی های جدی خود را در این خصوص با نمایندگان کنگره و دولت اوباما درمیان گذاشت. نایاک ابتدا برای حذف این ادبیات و بعد، محدود کردن دامنه آن کوشید. در پی تصویب شدن این لایحه، نایاک از هیلاری کلینتون(وزیر خارجه وقت آمریکا) خواست تا برای محافظت کردن از دانشجویان در برابر اثرات منفی این ادبیات، وارد عمل شود.

پارسی گفت:«در میان تأثیرهای تحریم، تنبیه کردن دانشجویان و دست کم گرفتن مبادلات تحصیلی در طور خاص مخرب است. مردم ایران دیدگاه مثبتی نسبت به ایالات متحده دارند و تحصیلات تکمیلی یکی از بهترین تریبون ها برای ترویج روابط مهم با جوانان ایرانی است که می تواند به بهبود روابط دو کشور کمک کند و مانع اختلاف و برخورد شود.»

نایاک همواره با لوایح کنگره در راستای تحریم گسترده ایران مخالفت کرده و کوشیده تا از اثرات منفی مفاد چنین لوایحی بر زندگی شهروندان عادی ایران و آمریکاییان ایرانی تبار جلوگیری کند. نایاک مبلغ و مدافع افزایش ارتباط میان آمریکاییان و ایرانیان بوده. مبادلات و فرصت های تحصیلی از مصادیق این ارتباط است.

نایاک کوشیده تا امکان اعطای ویزا برای چندین بار ورود به آمریکا به دانشجویان ایرانی فراهم شود. نایاک کوشیده تا از دانشجویان ایرانی در برابر بانک هایی حمایت کند که به سبب تحریم ها، در حق این دانشجویان تبعیض روا می داشتند، و کوشیده تا اطمینان یابد که دانشجویان ایرانی از فرصت دادن امتحان هایی که پیش شرط تحصیل آنها در خارج از کشور است، محروم نشوند.

نایاک آماده و امیدوار به ایفای نقشی مثبت در کمک به یافتن راه حلی برای این مشکل تازه تحریم ها، و پیش گیری از آسیبی است که تحریم ها به دانشجویان ایرانی وارد می کنند.

نایاک بازداشت شدن جوانان ‘شاد’ را محکوم میکند  

واشنگتن، دی‌سی – شورای ملی ایرانیان آمریکا، نایاک بیانیه‌ی زیر را منتشر کرد:

نایاک مقامات ایران را برای دستگیری شش جوان و اجبار آنان به اعتراف در تلویزیون دولتی به خاطر تولید ویدیویی که در آن با آهنگ “خوشحال” می رقصند،‌ محکوم می‌کند.

این ویدیو کاری نمایشی با هدف جلب توجه رسانه‌ها به فضای متفاوت ایران است. نیروهایی که در حاکمیت ایران حضور دارند، خواستار انزوای هرچه بیشتر مردم ایران در دنیا هستند. در طی هشت ماه گذشته، آنان موارد نقض حقوق بشر را – در جهت ضربه زدن به روند گشایش در داخل، و در تلاش برای جلوگیری از برقراری روابط مثبت با خارج – افزایش داده‌اند. در حال حاضر این نیروها جوانان را به خاطر رقصیدن در یک موزیک ویدیو دستگیر و آنها را وادار به اعتراف در تلویزیون دولتی کرده‌اند.

به نظر می‌رسد مقامات ایرانی از ماهیت کنایه‌آمیز بازداشت جوانان ایرانی به جرم رقص با آهنگ “خوشحال” آگاه نیستند. مردم ایران نمی توانند به اجبار در دنیایی زندگی کنند که در آن غنی سازی یک حق است ولی خوشحالی نیست.

در غیاب آتش افروزی‌های محمود احمدی نژاد که اعتبار ایران را در سطح بین‌المللی خدشه دار می‌کرد، تندروها در حال انجام چنین اقدامات تحریک‌آمیزی هستند تا کشور را در انزوا و ضعف کنونی نگه دارند.

این بازداشت ها تنها چندی پس از این صورت گرفته که حسن روحانی خواستار پایان دادن به محدودیت های ارتباطات اینترنتی در ایران شده بود. او گفته بود: “‌ما باید حق شهروندانمان را برای اتصال به شبکه جهانی وب به رسمیت بشناسیم”.

دولت ایران پایبندی به تعهدات بین‌المللی حقوق بشر را به رسمیت شناخته است. روحانی رئيس جمهور کنونی، باید نسبت به حفظ تعهداتش قدم بردارد و در برابر این‌گونه پیمان‌شکنی‌ها منفعل عمل نکند.

 

استقبال نایاک از تمدید ماموریت احمد شهید

Shaheed

شورای ملی ایرانیان آمریکا (نایاک) از تصمیم امروز شورای حقوق بشر سازمان ملل برای تمدید ماموریت احمد شهید، گزارشگر ویژه ایران استقبال می‌کند. احمد شهید در چند سال گذشته نقش مهمی در گزارش موارد نقض حقوق بشر در ایران داشته است. تمدید ماموریت او قدم مهمی است که حکومت ایران را برای نقض حقوق شهروندانش وادار به پاسخگویی کند و باعث شود این حکومت به حقوق شهروندانش احترام بگذارد.

نایاک همواره از حکومت ایران خواسته که به احمد شهید اجازه دهد به این کشور سفر کند و به درخواست‌های مکرر او پاسخ دهد. دیدار اخیر احمد شهید با مقامات بلندپایه قوه قضائیه ایران که مسئول اعدام‌های نگران کننده در ایران است، قدم موثری بود. از سال ۲۰۱۱ که احمد شهید مامور تحقیق درباره وضعیت حقوق بشر در ایران شد، حکومت ایران هنوز به او اجازه نداده به این کشور سفر کند و به درخواست‌های مکرر او برای ارائه اطلاعات، پاسخی نداده است. نایاک امیدوار است تماس‌های اخیر با مقامات ایران، منجر به همکاری بیشتری شود.

نایاک یکی از سازمان‌هایی است که در سال ۲۰۱۱ برای شروع ماموریت گزارشگر ویژه تلاش کرد و از آن زمان، همواره حامی سرسخت فعالیت احمد شهید بوده است. نایاک معتقد است برای این که دولت ایران به حقوق شهروندانش احترام بگذارد، نظارت چندجانبه و ایجاد سازوکاری برای پاسخگویی مانند فعالیت دبیرکل سازمان ملل، گزارشگر ویژه حقوق بشر، و همچنین سازمان‌های غیردولتی اهمیت زیادی دارد.

نایاک همچنین از تلاش‌های دیپلماتیک آمریکا و سایر کشورها برای رابطه با ایران حمایت می‌کند و معتقد است این تلاش‌ها برای وضعیت حقوق بشر در ایران مفید است چرا که باعث تقویت جامعه مدنی در ایران می‌شود. نایاک همچنین حامی طرح مسئله حقوق بشر در این گفتگوهاست.

امیدواریم حسن روحانی به وعده‌های انتخاباتی‌اش جامه عمل بپوشاند، دولت او با گزارشگر ویژه سازمان ملل همکاری کند و به حقوق شهروندانش احترام بگذارد.

استقبال نایاک از سفر کاترین اشتون به ایران

1 ashton

سفر اخیر کاترین اشتون، مسوول سیاست خارجی اتحادیه اروپا به ایران قدم مثبتی برای کاهش تنش میان ایران و غرب از راه گفتگو و دیپلماسی است. ویژگی سفر خانم اشتون این بود که او در کنار دیدار و مذاکره با مقامات رسمی، با چند فعال و نماینده جامعه مدنی ایران هم دیدار و گفتگو کرد. چنین دیدارهایی، باعث می‌شود جایگاه فعالین و جامعه مدنی در ایران تقویت شود و مسئله حقوق بشر در فرایند مذاکره و دیپلماسی فراموش نشود.

در پی سیاست فشار و انزوای ایران در سال‌های اخیر شاهد افزایش بی‌اعتمادی میان طرفین، پیچیدگی بحران هسته‌ای، تقویت جناح‌های تندرو و تشدید نقض حقوق بشر در ایران بوده‌ایم. بالعکس گفتگو و برقراری رابطه با ایران، باعث تقویت جناح‌های میانه‌رو و نیروهای تحول‌خواه جامعه می‌شود.

سفر کاترین اشتون نمونه موفقی از دیپلماسی است که گفتگو و رابطه را به نهادهای قدرت محدود نکرده و جامعه مدنی را هم وارد این عرصه کرده است. جامعه‌ای که در یک بزنگاه تاریخی وارد عمل شد، نیروهای میانه‌رو را به قدرت رساند و خواستار تغییر در سیاست داخلی و خارجی ایران شد. دولت حسن روحانی و جامعه بین‌الملل تا امروز قدم‌های مثبتی در راه حل مناقشه هسته‌ای و بهبود روابط برداشته‌اند. پیشرفت در این زمینه، اعتماد میان طرفین را افزایش می‌دهد و راه را برای بهبود وضعیت حقوق بشر در ایران هموار می‌کند.

کشورهای دیگر هم باید مسیر دیپلماسی موفق کاترین اشتون و اتحادیه اروپا را پیش بگیرند و تلاش کنند با ایجاد اعتماد و رابطه با ایران، به بهبود وضع حقوق بشر کمک کنند چرا که بدون بهبود وضع حقوق بشر نمی‌توان به راه‌ حلی پایدار دست یافت.

پیروزی بزرگ برای دیپلماسی و صلح

1 US-capitol

طرفداران دیپلماسی و صلح با ایران به یک پیروزی بزرگ دست یافتند. قوی‌ترین لابی حامی اسرائیل (ایپک) و رابرت منندز، رئیس کمیته روابط خارجه مجلس سنا، اعلام کردند که فعلا تحریم‌های جدید علیه ایران را پیگیری نمی‌کنند. رابرت منندز، سناتور پرنفوذ دموکرات است که لایحه تحریم‌های جدید علیه ایران را پیشنهاد داده بود.

اکثریت مردم آمریکا از جمله ایرانیان آمریکا، خواستار حل صلح‌آمیز مسئله هسته‌ای با ایران هستند. مردم آمریکا از طریق نهادهای مدنی، به رهبران آمریکا پیام دادند که نمی‌خواهند یک جنگ جدید در خاورمیانه شروع شود. شورای ملی ایرانیان آمریکا به عنوان یکی از نهادهایی که همواره برای دیپلماسی و صلح تلاش کرده، از این تحول جدید در روابط ایران و آمریکا استقبال می‌کند.

ما قدردان تلاش‌های اعضا و حامیان خود و همه طرفداران دیپلماسی در سراسر آمریکا هستیم. هزاران شهروندی که به نمایندگان خود نامه نوشتند، تلفن کردند، شخصا به دفتر آنها رفتند، و با صدای بلند اعلام کردند که صلح می‌‌خواهند و نه جنگ. همچنین از ده‌ها سازمان و نهاد مدنی که در حمایت از صلح و دیپلماسی تلاش کردند، متشکریم. خوشحالیم که باراک اوباما و ۲۵ نماینده مجلس سنا، پیام مردم آمریکا و ایران را شنیدند و با صدای بلند با تحریم‌های جدید مخالفت و از دیپلماسی حمایت کردند.

اما هنوز تا صلح پایدار راه زیادی مانده است. آنچه در چند ماه‌ آینده اتفاق خواهد افتاد، بسیار کلیدی است و آینده روابط آمریکا با ایران و خاورمیانه را تعیین خواهد کرد. امروز حامیان صلح باید بیش از پیش دست به دست هم دهند و از نهال شکننده دیپلماسی حفاظت کنند تا ایران و آمریکا به توافق نهایی برسند، مسئله هسته‌ای حل شود و تحریم‌هایی که به مردم ایران فشار می‌آورند لغو شوند.

شورای ملی‌ ایرانیان آمریکا از لغو تحریم‌های ارتباطات برای ایرانیان را تحسین می‌کند

واشنگتن دی سی‌- شورای ملی‌ ایرانیان آمریکا تصمیم پیش بینی‌ شدهٔ فردای دولت اوباما برای لغو تحریم‌ها بر ابزار ارتباطی‌ مصرف‌کنندگان ایرانی‌ را تحسین می‌کند. پسازپی‌ گیریطولانی‌ این عمل مطلوب به تضمین عدم انسداد دسترسی‌ به  سخت افزار، نرم افزار و خدمات مهم ارتباطی‌ مصرف کنندگان در ایران کمک خواهد کرد. نیاک انجمن‌ها و اشخاصی‌ که در طول این چهار سال گذشته در جامعهٔ ایرانی‌ آمریکایی‌ بی‌ وقفه برای این موضوع تلاش کردند را تمجید می‌کند.

به گفته‌ جمال عبدی، مدیر سیاست گذاری‌های نیاک، “لغو این تحریم‌ها قدم بسیار مثبتی است. هیچ یک از تحریم‌های دیگر به اندازهٔ این تحریم حقوق بشر و جامعه مدنی را تضعیف نکرده و به دولت ایران کمک نمی‌‌کنند.”
تحریم‌ها ی ابزار ارتباطی‌ در ایران پیش از آنکه رسانه ی اجتماعی، پیامک و تلفن همراه جزوی از زندگی‌ روزمره ی مردم شوند، اعمال شدند. این تحریم‌ها مانع فروش ‌لپ تاپ ها، تلفن‌های همراه و مودم‌ها ی شرکت‌ها شدند که باعث تجدید نیروی بازار سیاه این کالاها شد.آنها خدماتی همچون اینترنت ماهواره‌ای، میزبانی وب و وای پی‌ ان‌ها را برای ایرانیان مسدود کرده اند. تحریم‌ها دانلود نرم‌افزار‌ها ی اصلی‌ و به روز رسانی‌ها ی (آپدیت‌ها ی) امنیتی را غیر قانونی ساختند که بسیاری را به نرم افزار‌ها ی مخرب و رسوخ اینترنتی دولت آسیب پذیر کرد.
به گفته‌ جمال عبدی “ایرانیان از یک طرف بین فشار دولتی سرکوبگر و از طرفی‌ دیگر بین تحریم‌ها‌ی پرگزند قرار دارند. هم اکنون ایالت متحده در حل برداشتن گام‌هایی‌ است برای اطمینان ازاین که تحریم‌ها درصورت ایجاد محدودیت توسط دولت ایران دردسترسی‌ مردم به اینترنت وپیامک، دیگرتلفن همراه، نرم افزار، وسخت افزار رامسدود نکنند.”
اثر تحریم‌ها چهار سال پیش،در اوج اعتراضات جنبش سبز ایران به شدت بیشتری لمس می‌شدند. ویدئو‌های گرفته شده  به وسیلهٔ تلفنهای همراه و گزارش پرخاش‌ها و خشونتی که از داخل ایران منتشر میشد و پیامک و ابزار‌های ارتباطی‌ دیگر که برای تشکیل تظاهرات گسترده استفاده می‌شدند، دنیا را به هیجان در آورده بود. با این حال تمامی‌ این ابزارتحت تحریم دولت آمریکا بودند. دولت اوباما در سال ۲۰۱۰ اقدامات محدودی در جهت کاهش فشار تحریم‌ها بر نرم‌افزار‌های اساسی‌ که به صورت رایگان قابل دسترسی‌ بوده و صدور مجوز ابزارهای دیگر انجام داد. اما تا به امروز اکثر این محصولات مسدود شده اند.
در سال‌های اخیر با افزایش تحریم‌ها اجرای این محدودیت‌ها دشوار تر شد. در سال ۲۰۱۲ گزارشاتی از چندین نمونه تبعیض فروشگاه اپل بر علیه ایرانیان آمریکا پخش شد که حاکی از جلوگیری ایرانیان از خرید محصولاتی همچون آی فون و ‌آی پدّ بود. کارمندان فروشگاه اپل در توضیح عمل خود ادعا کردند که تحت تحریم ها، فرستادن تلفن‌های همراه یا ‌لپ تاپ‌ها به ایران و یا حتی مسافرت کردن با آنها غیر قانونی محسوب میشد. اخیرا، شرکت‌هایی‌ همچون سامسونگ مانع دسترسی‌ مصرف‌‌کننده‌ها ی ایرانی‌ به فروشگاه اپ ( اپ استور) این شرکت شدند. به دلیل این تحریم‌ها حتی بازی‌های اینترنتی همچون جهان نبرد (ورلد آف‌‌ وارکرفت) و وبسایت‌های آشنایی برای دسترسی‌ کاربر‌های ایرانی‌ که از پروتکل اینترنت ایران استفاده میکنند قطع شدند.
جمال عبدی ذکر می‌کند که “در زمانی‌ که تحریم‌های کلی‌ در افکار ایرانیان این سوال را ایجاد می‌کند که آیا دولت آمریکا آنها را هدف قرار داده  یا دولتشان را، این حرکت بسیار مهمی‌ است.” وی افزود “قدم‌هایی‌ این چنین، نمایانگر همبستگی‌ ما با مردم ایران است.” به گفته‌ عبدی “این همچنین نشان میدهد که با فشار بر سیاستگزاران و همکاری با آنها برای یافتن راه حل ها، می‌توان تحریم‌ها یی را که به مردم عادی صدمه میزنند برداشت.” به نقل از وی “هنوز موضوعات جدی و مهمی‌ برای رسیدگی باقی‌ مانده. از جمله تحریم‌هایی‌ که مانع دسترسی‌ ایرانیان به دارو میشوند، و ما مشتاقانه در انتظار پیشرفت در این زمینه هستیم.”
نیاک از سال ۲۰۰۹ در همکاری با دولت اوباما و کنگره برای لغو تحریم‌های ارتباطات بود است. این همکاری زمان حمایت دولت از “طرح (قانون) توانمندسازی ایران دیجیتال” که توسط نمایندهٔ دمکرات ویرجینیا، جیم موران به مجلس نمایندگان معرفی‌ شد، آغاز شد. در سال ۲۰۱۰ نیاک قویاً از تصمیم دولت اوباما برای صدور ابطال برای استفاده محدود شخصی‌ از نرم‌افزار ارتباطی‌ حمایت کرده و در ۲۰۱۱ تلاش خود را برای تشویق دولت در لغو محدودیت‌هایی‌ از این قبیل ادامه داد. در ۲۰۱۲ نیاک حامی‌ دولت در صدور سیاست مجوز مطلوب برای ابزار ارتباطی‌ دیگر بود و با همکاری با انجمن‌ها و ارگان‌های دیگر بر شرکت‌های خصوصی فناوری فشار آورد تا از اعمال بیش از حد تحریم‌ها بر بعضی‌ از نرم‌افزار‌ها جلو گیری کنند. نیاک مواردی از تبعیض بر علیه ایرانیان آمریکا در فروشگاه‌های اپل را برجسته ساخته و در ۲۰۱۲ سر مقاله ای بر این موضوع در نیو یورک تایمز منتشر کرد.
نیاک قدردانی‌ خود را از دولت آمریکا و دیگر سازمان‌های همکار در این موضوع از جمله کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران، متحد برای ایران، دیدبان حقوق بشر، مرکز دموکراسی و فناوری، کمیته ی حمایت از روزنامه نگاران و موسسه ی فناوری آزاد اعلام می نماید.
درباره نایاک
سازمانی غیر انتفاعی وعام المنفعه میباشد که برای پیشبرد منافع جامعه ایرانیان (NIAC) -شورای ملی ایرانیان آمریکا – نایک آمریکا اختصاص داده شده است. اهداف نایک فراهم آوردن دانش و ابزارهای مدنی برای مشارکت فعال مردمی – توسط آمریکایی های ایرانی تبار – همراه با اطاع رسانی آگاهانه به قانونگذاران کنگره آمریکا میباشد. ما در ارتقاع بخشیدن به منافع جامعه آمریکایی های ایرانی تبار در مورد مسائل مدنی، فرهنگی و سیاسی همواره فعالیت می کنیم. ما منابع، دانش و ابزارهای مورد نیاز را در زمینه فعالیت مدنی تامین کرده تا تصمیم گیری آگاهانه را در جامعه خود پرورش دهیم.ما زیرساخت های مورد نیاز را برای ایجاد ارتباطات سازنده در میان سازمان های ایرانی -آمریکایی و مردم ایران و آمریکا تامین می کنیم.

کاهش تحریم های ایالات متحده بر لپ تاپ ها، تلفن های همراه

به گفته شورای ملی ایرانیان آمریکا دولت رئیس جمهور باراک اوباما قصد لغو تحریم های تجاری ایالات متحده را دارد که از فروش تجهیزات ارتباطات و نرم افزار به مردم عادی ایران جلو گیری میکرد.twitter on iphone

طبق گفته ی جمال عبدی، سخنگویی از این شورا که گروهی غیر انتفاعی مستقر در واشنگتن است،این تغییر سیاست امروز توسط وزارات امور خارجه و خزانه داری ایالات متحده ی آمریکا که از سال ۱۹۹۲ اداره ی تحریم‌ها ی تحمیل شده را بر عهد داشتند اعلام خواهد شد.وزارت خزانه داری در حال صدور مجوزی کلی‌ است که اجازه فروش سخت‌افزار آمریکایی‌ از جمله تلفن‌های همراه و ‌لپ تاپ ها و نرم افزار هایی‌ مانند برنامه‌های آنتی ویروس را به مصرف‌کنندگان غیر دولتی میدهد.

مقصود از این تغییر کمک به ایرانیان برای برقراری ارتباط از طریق رسانه‌های اجتماعی، پیامک‌ها، و ویدئو‌های تلفن‌های همراه است برای غلبه بر برخی‌ از محدودیت‌های رسانه‌ها و ارتباطات اعمال شده توسط مقامات ایران بر مردم. در اثر تحریم‌های ایالات متحده، ایرانیان به عرضه بازار سیاه و فناوری‌های غیر آمریکایی‌ روی آورده اند.

به گفته‌ بیانیه‌ای از وزارت خزانه داری هدف از این اقدام ” مقتدر کردن مردم ایران است در زمانی‌ که دولتشان تلاش‌های خود را برای ممانعت از دسترسی‌ به اطلاعات تشدید کرده است.”

محصولاتی که در مجوز کلی‌ که امروز صادر شد تحت پوشش قرار داده می‌‌شوند شامل گوشی‌های تلفن همراه، تلفن‌های ماهواره‌ای و سخت افزار پهنا باند، مودم ها، کارت‌های رابط شبکه، رهیاب‌ها (روتر)، نقاط دسترسی‌ به وای فای، لاپ تاپ ها، تبلت‌ها (الواح رایانه)، دیسک‌ها ی سخت (هارد دیسک)، دستگاه‌ها ی ذخیره سازی داده ها، آنتی ویروس و نرم‌افزار ضّد ردیابی، برنامه‌ها ی کاربردی (ا‌پ) فروشگاه آنلاین، شبکه‌ها ی مجازی خصوصی، ابزار‌ها ی ضّد سانسور، و ابزار ارتباطی‌ شخصی‌ که مبتنی‌ بر هزینه همچون صدا، متن (پیامک)، ویدئو، صدا روی پروتکل اینترنت ( وای او آی پی‌) تلفنی و چت تصویری (ویدئو چت) هستند.

مقابله با سرکوب

به گفته ی جمال عبدی، سخنگویی از شورای ملی‌ ایرانیان آمریکا که یک گروه غیر انتفاعی مستقر در واشنگتن است، “ایالات متحده در حال برداشتن قدم‌هایی‌ در جهت تضمین این است که در صورت جلوگیری دولت ایران از دسترسی‌ به اینترنت و اس‌ ‌ام اس‌، تحریم‌ها مانع تلفن‌های همراه، نرم‌افزار و سخت افزار نشوند.” اس‌ ‌ام اس‌ مخفف خدمات پیام ها ی کوتاه متنی است.

همانطور که قیام‌ها ی بهار عربی‌ نشان دادند، وب سایت‌ها ی اینترنتی رسانه اجتماعی مانند توییتر، فیس بوک و یوتیوب برای فعالان حیاتی هستند.

جیم موران، نماینده ی دمکرات ویرجینیا که به دنبال چنین عملی‌ بوده است امروز در یک بیانیه ی ایمیلی گفت “فراهم آوردن دسترسی‌ به جدیدترین ابزار سازماندهی رسانه اجتماعی برای جنبش دموکراسی در ایران، تلاش‌های آنها را برای به ارمغان آوردن تغییری مثبت در دولتی که واهمه دارد از اطلاعاتی که قادر به کنترل آن نیست تقویت می‌کند.”

انسداد `بدخیم`

‎ایالات متحده تلاش‌های صورت گرفته برای تقویت جنبش دموکراتیک را حمایت کرده و تلاش‌هایی‌ را که نظام هایی همچون ایران و سوریه را از قطع رسانه‌ها ی اجتماعی که اوباما “استفادهٔ بدخیم (بد خواهانه) از فناوری” می‌خواند متوقف میسازد، دو چندان کرده.

‎در نوامبر، دولت بر مقامات ایرانی‌ (از جمله وزیر ارتباطات کشور) و سازمان‌ها ی دولتی برای مانع شدن در دسترسی‌ به اینترنت، خطوط تلفن همراه و شبکه‌ها ی تلویزیون ماهواره‌ای در جهت فرو نشاندن آزادی بیان تحریم هایی تحمیل کرد.

‎تحریم‌ها ی جدید

‎کسانی‌ که تعیین شده اند عبارتند از: نهاد دولتی کمیته تعیین مصادیق محتوای جنایی، که متهم به فیلتر کردن جریان اطلاعات به مردم ایران است؛ و همچنین اصغر میرحجازی، معاون رئیس کارکنان علی‌ خامنه‌ای (رهبر جمهوری اسلامی)، که “در پشت صحنه از نفوذ خود برای تقویت عناصر اطلاعاتی‌ ایران جهت سرکوب‌ها ی خشونت آمیز علیه مردم ایران استفاده کرده” است.

‎تصمیم لغو برخی‌ از تحریم‌ها در تقابل با اقدامات اخیری است که در آن‌‌ها ایالات متحده به طور کلی‌ محدودیت‌ها ی مالی‌ و تجاری را به عنوان بخشی از تلاش‌ها ی بین‌المللی برای متقاعد ساختن رژیم تهران برای منصرف شدن از فعالیت‌ها یی که منجر به ساخت سلاح هسته‌ای می‌‌شوند را تشدید کرده است.این عمل دسترسی‌ به فناوری‌ها یی این چنین را آسانتر و کم هزینه تر میسازد.

‎جنبش سبز

‎به گفته ی این گروه در بیانیه ی خود “آثار تحریم‌ها چهار سال پیش،در اوج اعتراضات جنبش سبز ایران با شدت بیشتری لمس شدند. ویدئو‌های گرفته شده به وسیلهٔ تلفن‌های همراه و گزارش پرخاش‌ها و خشونتی که از داخل ایران منتشر میشد و پیامک و ابزار‌های ارتباطی‌ دیگر که برای تشکیل تظاهرات گسترده استفاده می‌شدند، دنیا را به هیجان در آورده بود.با این حال تمامی‌ این ابزار تحت تحریم دولت آمریکا بودند”.

‎این محدودیت‌ها مانع آن‌ می‌‌شد که شرکت‌ها ‌لپ تاپ ها، تلفن‌ها ی همراه و مودم‌ها ی خود را به ایرانیان بفروشند که باعث تقویت بازار سیاهی برای این کالا‌ها شده. به نقل از این گروه، آنها خدماتی همچون اینترنت ماهواره‌ای، میزبانی وب و وای پی‌ ان‌ها را برای ایرانیان مسدود کرده اند. ‎ طبق قانون منع گسترش سلاح ایران-عراق، تصویب شده در سال ۱۹۹۲، در صورت “ضروری بودن برای منافع ملی‌” ایالات متحده، رئیس جمهور امکان چشم پوشی از برخی‌ تحریم‌ها را دارد. این قدرت چشم پوشی از آن‌ زمان به بعد به معاون وزیر امور خارجه ی کنترل تسلیحات و امنیت بین‌المللی واگذار شده است.

‎دولت قبلا برخی‌ محدودیت‌ها یی که بر بازار انبوه نرم‌افزار مورد نیاز برای ارتباطات اینترنتی بود را پس از ذکر آنکه تحریم‌ها “آثاری ناخواسته و مأیوس کننده ای” بر قدرت شرکت‌ها یی همچون ردموند، شرکت مایکروسافت واقع در واشنگتن و شرکت گوگل مستقر در مانتین ویو کالیفرنیا را در فراهم سازی ابزار حیاتی ارتباطات برای ایرانیان داشتند تسهیل بخشید.

تحریم ها و جنگ: سیاستی با نتایج معکوس

*محمد صادقی اسفهلانی و دیوید الویت از شورای ملی ایرانیان آمریکا هستند

توقف معاملات بانکی با ایران و تعلیق حساب تعدادی از ایرانیان کانادا در اروپا و آمریکا، توقف صدور و تمدید ویزا برای برخی دانشجویان ایرانی مقیم هلند، امتناع اخیر فروشگاه اپل از فروش آیفون به یک دختر ایرانی آمریکایی و از همه مهمتر خالی شدن هر چی بیشتر سبد خانواده ها در داخل مرزهای ایران . . . این پرسش را بیش از هر زمانی برانگیخته که سیاست گذاران در واشنگتن تا چه حد به تاثیر این تحریمها بر مردم ایران و جایگاه آنها در تنظیم هدفگیری این تحریم ها اهمیت می دهند؟ چه نیروهای سیاسی و کدام یک از مراکز قدرت خواستار تشدید تحریم ها هستند و کدام آن را به ضرر منافع مردم آمریکا و ایران می دانند؟

اولین دور تحریم ها پس از تصرف سفارت آمریکا در تهران وضع شد. واشنگتن در طول بیش از سه دهه که از آن ماجرا می گذرد خصوصا در پی تشدید مناقشه هسته ای، دامنه این تحریم ها را گسترش داده است. مقامات آمریکایی در این مسیر، شورای امنیت سازمان ملل و دیگر دولت ها را هم با خود همراه کرده اند.

هم اکنون این تحریم ها که به عنوان یکی از راه های مقابله با برنامه اتمی ایران توجیه و هدف آنها “تغییر سیاست های ایران” از طریق اعمال فشار بر نهاد های نظامی و حکومت ایران اعلام می گردد؛ به محور اصلی سیاست های واشنگتن در برابر ایران تبدیل شده اند.

همزمان با اوجگیری این تحریم ها سه طرز تفکر در آمریکا مرزبندی های خود را در مورد نحوه برخورد با ایران پررنگ تر کرده اند.

دسته اول، رویکردی تعامل گرایانه به ایران دارد و خواستار حل دیپلماتیک این بحران است. این دسته شامل تعداد اندکی از اعضای کنگره، اندیشکده ها، و تشکل هایی چون شورای ملی ایرانیان آمریکا-نایک- می شود. آنها پس از برخورد حکومت ایران با معترضین انتخابات در سال ۸۸، مخالفتی با تحریم نهادهای نظامی و برنامه اتمی ایران ندارند ولی همواره نسبت به عواقب فشار بر مردم ایران و پیامد های سیاسی و اجتماعی آن هشدار داده اند. از دید آنها افزایش این فشار ها فقط و فقط تسلط کودتا گران انتخاباتی بر فضای سیاسی ایران را تقویت کرده، اولویت مقابله با خطر خارجی را جایگزین تلاشهای طبقه متوسط ایران برای ایستادگی در برابر نقض گسترده حقوق شهروندی از سوی اقتدارگرایان خواهد کرد.

دسته دوم اکثریت طیف سیاسی واشنگتن را تشکیل می دهد . بسیاری ازاعضای دولت و مجلس، اندیشکده ها و سازمان های غیر دولتی میانه رو از این دسته اند. آنها تحریم ها را ابزاری ضروری برای اعمال فشار بر حکومت ایران جهت دستیابی به توافقی مطلوب در مناقشه هسته ای می داند. گفتمان این طیف فراتر از واشنگتن، در میان اکثر رسانه های میانه رو و مردم آمریکا نیز غالب است. در این گفتمان، فشار بر مردم به عنوان یکی از عواقب اجتناب ناپذیر مورد قبول واقع شده و گاه تلاش هایی می شود تا تاثیر منقی این تحریمها بر زندگی عادی مردم ایران کاهش یابد.

دسته سوم به خاطر تندروی هایشان به پرنده شاهین یا بازهای شکاری تشبیه شده اند. این دسته نئوکان ها، جمهوری خواهان تند رو و همچنین تعداد رو به افزایشی از دموکرات ها در کنگره، سازمان های لابی طرفدار اسراییل و اندیشکده ها و سازمان های غیر دولتی صاحب نفوذشان را شامل می شود.

موتور محرکشان، کمیته روابط عمومی آمریکا و اسرائیل معروف به آیپک (AIPAC) و دیگر سازمان های حامی دولت اسرائیل می باشند و به همین دلیل از منابع مالی و ابزارهای تبلیغاتی قدرتمندی جهت بسط و نفوذ دیدگاه خود برخوردار هستند. این طرز تفکر حکومت ایران را تعامل ناپذیر می داند و خواستار سرنگونی کامل آن است. گرچه افراطیون این دسته علنا از حمله نظامی به ایران دفاع می کنند، ولی گفتمان غالب در این طرز تفکر همان گفتمان تحریم های کمرشکن است. البته، به گفته آنان، هدف از تحریم ها نهایتا سرنگونی نظام سیاسی ایران است، در نتیجه عامل اصلی تحقق این مهم، مردم ایران به شمار می آیند.

در حالی که گزینه حمله نظامی به تاسیسات هسته ای ایران در معادلات واشنگتن گزینه ای پر هزینه و با عواقبی نا معلوم و نا مطلوب به حساب می آید، برخی از افراطیون این دسته سعی دارند این گزینه را از طریق تقلیل هزینه های احتمالی تبلیغ و توجیه کنند.

به عنوان مثال، در گزارشی اخیر از انستیتو واشنگتن، یکی از اندیشکده های وابسته به کمیته روابط عمومی آمریکا و اسرائیل، تحت عنوان “آنسوی بدترین حالت” آمده است: حمله به ایران گرچه در کوتاه مدت باعث واکنش ملی گرایانه مردم شده و به سود رژیم باشد ولی با فرونشستن غبار جنگ، انتقادها متوجه حکومت خواهد شد، همانگونه که اتمام جنگ ایران و عراق بدون نتایج چشمگیر همچنان منشا اتهامات متقابل است.

از میان طرفداران گزینه تحریمهای کمرکشن که معتقدند فشار حاصل از تحریم ها بر مردم، اگر چه در ابتدا موجب خشم نسبت به دولت آمریکا شود ولی در دراز مدت اعتراضات را متوجه حکومت خواهد کرد و با بروز اغتشاشات، در نهایت به سرنگونی حکومت خواهد انجامید می توان به مارک کرک (Mark Kirk) یک سناتور آمریکایی اشاره نمود که در اواخر سال ۸۸ و در خلال تبلیغات انتخاباتی برای مجلس سنا، در پاسخ به مخالفت دولت با تحریم بنزین گفت: “در صحبت هایی که با مقامات دولتی داشتم، آنها نگران دردی هستند که این تحریم ها به مردم ایران وارد خواهند کرد… خنده … ولی به نظر من دقیقا همین درد می بایستی وارد شود.”

از دید آقای کرک، اعتراضاتی که در واکنش به فشار های آمریکا سازماندهی خواهد شد، قابلیت چرخش و تبدیل به اغتشاشات کوری از جنس شورش نان بر علیه حکومت ایران را دارند.

لذا، می توان گفت که در طرز تفکر دسته سوم، مردم مهمترین اهرم نیل به مقصود اصلی هستند.

آنها به اشاره به این واقعیت که سپاه پاسداران به عنوان مهمترین نهاد ذیربط در برنامه هسته ای امروز مهمترین پشتوانه نظامی و اقتصادی حکومت ایران است موفق شدند ائتلافی از نیروهای سیاسی را برای وضع تحریم هایی که آن را “هوشمند” خواندند تشکیل دهند ولی از آنجا که فعالیت های اقتصادی سپاه پاسداران در عرصه های مختلفی گسترش یافته است، تحریم ها عمدتا به تنگ تر شدن عرصه اقتصاد برای بخش خصوصی انجامید و به مرور زمان بر عکس موجب افزایش نفوذ اقتصادی سپاه در کلیه زمینه های اقتصادی در ایران شده و زمینه را برای انحصار اقتصادی سپاه در عرصه کلان فراهم کرده است.

در مقابل آمریکا هم تحریم های “فلج کننده” ای که اینبار اقتصاد کلان ایران را هدف گرفتند را جایگزین تحریم های “هوشمند” کرد.

اما این تحریمهای فراگیر و فلج کننده هم تا به امروز آسیب مورد انتظار را به سپاه پاسداران نزده و نقش این نهاد را را در مقابله با تحریم ها برجسته تر کرده است و راه را برای فعالیت های فراقانونی و فرامرزیش هموارتر. فعالیت هایی که حتی محمود احمدی نژاد هم در همایش راهکارهای مدرن مبارزه با قاچاق کالا از آن به عنوان وسیله ای برای انتقاد از سپاه- متحدان سابق و رقبای امروزی- استفاده کرد.

در نتیجه، سیاست تحریم ایران را به سمت تسلط بلامنازع سپاه درعرصه های کلیدی اقتصاد، و به طبع آن استقرار کامل یک دیکتاتوری نظامی در عرصه سیاسی پیش خواهد برد. گسترش تحریمها به اصلی ترین کالای صادراتی ایران یعنی نفت و همچنین به کل سیستم بانکی ایران، بیشترین هزینه ها را متوجه مردم کرده است.

در چنین شرایطی حتی اگر سیاست تحمیل محرومیت بر مردم ایران به افزایش نارضایتی انها از حکومت بینجامد؛ به قیمت تضعیف شدید یا حذف طبقه متوسط به وقوع پیوسته است.

بدین سان، منشاء اصلی تحولات سیاسی و اجتماعی -شبیه آنچه در جنبش سبز رخ داد-از بین خواهد رفت و صرفا زمینه را برای اغتشاشات کور طبقات فقیر تر فراهم خواهد کرد.

تغییر رژیم از این راه، اگر هم که امکان پذیر باشد، قماری خطرناکتر از انقلاب ۵۷ خواهد بود و با توجه به جایگزین های موجود، می تواند به هرج و مرج و حتی تجزیه ایران بینجامد. در خارج از ایران نیز این سیاست موجب گسترش موارد تبعیض و محدودیت برای ایرانیان شده است.

طرز تفکر سوم -حامی جنگ و افزایش فشار تحریمها – در پیشبرد اهدافش به ویژه در تب و تاب انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در آبان ماه با دست بازتری عمل خواهد کرد. در مقابل فضای رقابت های انتخاباتی پیش رو، رساندن صدای اعتراض و تبیین عواقب این سیاستها را با مشکلات بیشتری روبرو خواهد کرد. به ویژه که تعدادی از ایرانیان به صورت علنی در حال تبلیغ سیاست های دسته سوم هستند. آنها در معادلات پایتخت آمریکا نقش مهمی در توجیه فشار بر مردم ایران بازی می کنند.

با توجه به دفاع علنی آنها از موارد اخیر تبعیض نژادی و فشار بر ایرانیان خارج از کشور، میزان گسستگی پیوند آنان با منافع ایرانیان و ایرانی تبار ها موجب تاسف بیش از پیش نگارندگان این سطور است.

در چنین فضایی مسولیت دسته اول برای جلوگیری از تشدید تحریم ها و آغاز یک جنگ مخرب بسیار سنگین،و نیازمند اتحاد ببشتر ایرانیان مقیم آمریکا برای جلوگیری از تشدید این بحران است.

استقبال نایاک از مجوز کمک به زلزله زدگان

برای انتشار فوری

شورای ملی ایرانیان آمریکا (نایاک) از اقدام کاخ سفید به شدت استقبال می کند که با صدور یک مجوز موقت، به سازمان های خیریه اجازه داده کمک های انساندوستانه را مستقیما به قربانیان زلزله آذربایجان شرقی در ایران بفرستند.

دیوید الیوت، مشاور سیاسیت گذاری نایک می گوید: «این حرکت انساندوستانه به مردم آمریکا این توانایی را می دهد که به ایرانیانی که همه چیز را در این فاجعه طبیعی از دست داده اند، کمک کنند.» به گفته او «باید از کاخ سفید تشکر کرد که اجازه نداد کمک های امدادی ضروری به دلیل روابط تیره بین دو کشور، گروگان گرفته شوند.»

تصمیم کاخ سفید بعد از این اتخاذ شد که هزاران آمریکایی، ۱۴ نماینده کنگره آمریکا، و ائتلافی وسیع از سازمان ها، به رئیس جمهور آمریکا نامه نوشتند و از او خواستند مجوزی عام صادر کند که تحریم های ایران دیگر شامل کمک های انساندوستانه نشود. بعد از زلزله ویرانگر بم در سال ۲۰۰۳، جورج بوش رئیس جمهور وقت آمریکا مجوزی مشابه را صادر کرد.

دیوید الیوت می افزاید «حالا وظیفه دولت ایران است که سلامتی مردم کشورش را در اولویت قرار دهد و کلیه موانع برای رساندن کمک به مردم ایران را رفع کند.»

با اینکه دولت ایران پیشنهاد رسمی دولت آمریکا برای کمک را رد کرده، اما این مجوز عام اجازه می دهد سازمان های غیردولتی آمریکا بتوانند مستقیما به مردم ایران کمک های انساندوستانه بفرستند. هفته گذشته، نایاک از نزدیک با دنیس کوچینیک (حزب دموکرات) نماینده ایالت اوهایو در کنگره آمریکا همکاری کرد تا نامه ای را سریعا به باراک اوباما برساند و از رئیس جمهور آمریکا بخواهد که این مجوز عام را صادر کند و از دولت بخواهد که «دستورالعمل های عمومی را ارائه کند که موسسات مالی اجازه دارند همه معاملات قانونی را که دولت آمریکا اجازه داده، تسهیل کنند.» در آن نامه صریحا گفته شد که دولت باراک اوباما باید موسسات مالی را تشویق کند که همه معاملاتی که توسط اوفک مجاز هستند از جمله کمک های امدادی و انساندوستانه را تسهیل کند تا این تلاش ها توسط بانک هایی که تحریم را بیش از اندازه اعمال می کنند متوقف نشود.

به گفته دیوید الیوت «این مجوز عام به این معنی ست که سازمان ها می توانند کمک های اضطراری را با سرعت بیشتری انجام دهند.»

تعدادی از سازمان های غیر انتفاعی در تلاش هستند تا به زلزله زدگان کمک کنند از جمله « مادران علیه فقر»، «امداد بین الملل»، «کودکان ایران زمین»، «بنیاد کودک»، و «بنیاد ایرانیان مسلمان آمریکای شمالی (ایمان)».

اسرائیل با مجاهدین دست به یکی می کند؟

تصویر اسرائیل به عنوان قربانی ترور یک حقیقت پذیرفته شده در بین اکثریت مردم آمریکاست و به همین دلیل گزارش شبکه ان.بی.سی که فوریه امسال منتشر شده همه را غافلگیر کرد. از مسئولان دولت اوباما به ان.بی.سی درز کرده بود که اسرائیل با گروه فرقه ای تروریستی مجاهدین خلق که در لیست گروههای تروریستی آمریکا هم قرار دارند برای کشتن دانشمندان هسته ای ایران همدست شده است.

ان.بی.سی به نقل از منابع دولتی در آمریکا گزارش داد که اسرائیل بودجه در اختیار مجاهدین قرار داده است و آنها را آموزش داده و مسلح کرده است تا حملات مرگبار علیه دانشمندان هسته ای انجام دهند. اینکه اسرائیل در این ترورها دست داشته است تعجب برانگیز نبود اما اینکه اسرائیل با یک گروه مارکسیت اسلامی تروریستی که از بنیاد با اسرائیل مشکل دارد همکاری کرده است بسیاری را شگفت زده کرد. اینکه دولت اوباما متحد نزدیک خود را شرم زده کرده بود نیز تا حدی جای تعجب داشت.

مجاهدین پیشینه طولانی و خونینی در خشونت و فعالیت های ضداسرائیلی دارد. آنها در دهه 1970 روابط نزدیکی با یاسر عرفات و سازمان آزادی بخش فلسطین برقرار کردند و توسط نیروهای این سازمان آموزش نظامی دیدند. خصومت شاه با عرفات هم تا حد زیادی ریشه در ارتباط او با این گروه داشت. او بارها گله کرده بود که نیروهای مقامت فلسطینی گروهای مخالف حکومت ایران را آموزش می دهند تا مردم ایران را بکشند و مکانهای زیادی را منفجر کنند.

تنها چندین روز از انقلاب ایران نگذشته بود که سر و کله عرفات در ایران پیدا شد به این امید که سرمایه گذاری وی در گروه های ضد شاه اکنون تبدیل به کمک های مالی و سیاسی رژیم جدید ایران برای سازمان آزادی بخش فلسطین شود. رهبر مجاهدین مسعود رجوی در تهران به استقبال عرفات رفت. زمانی که صدام در 1980 به ایران حمله کرد رجوی به عراق فرار کرد و تا سقوط صدام در سال 2003 در عراق تحت حمایت وی بود. یکی از اعضای سابق مجاهدین به من گفت که عرفات از کمپ نظامی مجاهدین در عراق (اشرف) دیدن کرده است.

دیپلماتهای اسرائیلی می دانستند که هرکسی که در ایران در 1357 به قدرت برسد طرف اسرائیل را نخواهد گرفت، چه اسلامی ها که وجود اسرائیل با عایقد مذهبیشان در تضاد بود و چه چپی ها که اسرائیل را نماد امپریالسیت آمریکا در منطقه می دانستند. مجاهدین در این مورد منحصر به فرد بودند چون در هردو گروه جای می گرفتند. این که دقیقاً چه زمانی اسرائیل با مجاهدین ارتباط برقرار کرده است مشخص نیست، اما در اوایل دهه 1990، همانطور که در کتابم توضیح دادم، رابطه ای بین اسرائیل و مجاهدین شکل گرفت که ابعاد و ماهیت آن نامشخص مانده است.

در آن زمان معاون وزیر وقت دفاع اسرائیل افریم شنه، اسحاق رابین را تشویق کرد که به ایران نشان دهد اسرائیل می تواند با این کارت تروریستی نیز بازی کند. وی معتقد بود که هرگاه ایران از طریق جهاد اسلامی یا حماس بمبی در بیت المقدس بترکاند اسرائیل هم باید از مجاهدین برای پاسخی مشابه در تهران استفاده کند. رابین از داشتن روابط آشکار با این گروه پرهیز کرد اما دولت کارگر در را به روی مجاهدین نیمه باز گذاشت و همین مسئله به مجاهدین اجازه داد که از دو ماهواده اسرائیلی برای پخش برنامه های خود استفاده کنند.

آنطور که کارشناس اطلاعاتی اسرائیلی رابین برگمن می گوید حتی افشاگری مجاهدین درباره تأسیسات هسته ای نطنز در سال 2002 بر اساس اطلاعات درز شده از اسرائیل بوده است. یکی از اعضای سابق وزارت خارجه آمریکا اخیراً به من گفت در حالیکه اسرائیل به طور آشکار رابطه اش با مجاهدین را تأیید نمی کند مقامات اسرائیلی مخفیانه به آمریکایی ها می گویند که مجاهدین می توانند مفید باشند. تمامی این مسائل باعث شده است که این گمان در واشنگتن تقویت شود که که کمپین چند بیلیون دلاری مجاهدین برای خارج شدن از لیست تروریستی آمریکا با حمایت مالی اسرائیل است. بسیاری از مقامات سابق آمریکایی هزاران دلار دریافت کرده اند تا به نفع مجاهدین صحبت کرده و خروج آنها از لیست تروریستی آمریکا را تبلیغ کنند . این مقامات اسبق، قوانین آمریکا را در مورد حمایت مالی از گروههای تروریستی زیر پا گذاشته اند و پرونده های قانونی دارند.

این گونه روابط سیاسی در خاورمیانه غیرمعمول نیست. حتی همکاری های تکنیکی بین دشمنان قسم خورده ممکن است انجام گیرد اما ارتباط اسرائیل با این گروه فرقه گونه تروریستی برای اسرائیل در سطوح مختلف مخرب است. نخست، هرگونه تلاش اسرائیل برای اخلاقی رفتار کردن و محکوم کردن حکومت ایران، اگر با این گروه تروریستی رابطه داشته باشد بی معنی خواهد بود. این مسئله می تواند روی تمایل دیگر کشورها برای همکاری با گروههای تروریستی علیه اسرائیل اثر بگذارد.

دوم، اگر اسرائیل با گروهی همدست شود که آمریکا آن را “غیردموکراتیک” توصیف می کند و جایگزینی برای رژیم ایران نمی داند، این بحث که اگر بقیه حکومتهای خاورمیانه مثل اسراوئیل دموکراتیک باشند کل منطقه در صلح خواهد بود دیگر قانع کننده نخواهد بود. نهایتاً اینکه چنین ارتباطی رابطه اسرائیل و مردم ایران را تیره خواهد کرد چرا که مجاهدین حتی از حکومت ایران نیز در نزد مردم منفورتر است و این ارتباطی است که اسرائیل باید از آن حذر کند.

تلاش برای خاموشی آمریکائیان ایرانی تبار

جهانداد معماریان*

هرچند جمهوری اسلامی ایران یک کابوس تمام شدنی است،اما جنگ کابوسی است تمام ناشدنی.

«ایران را بمباران کنید » توصیه وی بود در فوریه سال ۲۰۱۰ به باراک اوباما برای پیروزی در دور دوم انتخابات و به جد خواستار انتخاب مجدد محمود احمدی نژاد برای ریاست جمهوری، گویی آنچه وی می خواست یعنی جنگ با سخنان و کردار عاری از شعور و ناسنجیده احمدی نژاد شانس تحقق بیشتری داشت. دانیل پایپز، بنیانگذار اتاق فکر “مجمع خاورمیانه”، نئو محافظه کار تندرویی است که به خاطر دفاع سرسختانه‌اش از مداخله نظامی در خاورمیانه و نیز دیگاههای مهاجرستیزانه و ترویج سازمان‌یافتۀ ایدۀ اسلام هراسی از سوی بسیاری از فعالان و دانشوران سیاسی در واشنگتن مورد انتقاد قرار گرفته است. اکنون گزارشی از سوی شبکه مستقل خبری آمریکا آشکارمی سازد که وی یکی از حامیان مالی و فکری کسانی است که سعی در بدنام کردن شورای ملی آمریکائیان ایرانی تبار(نایاک) – سازمان ضد جنگ و ضد تحریم های فراگیرعلیه ایران – دارند. پایپزحتی از ذکرچنین اقدامی در یکی از زیر مجموعه های اتاق فکر خود به نام “پروژه حقوقی” هیچ ابایی ندارد.گزارشی که یکی از مهمترین اتاق های فکری واشنگتن به نام “مرکزی برای پیشرفت آمریکا”، در سال ۲۰۱۱ منتشر کرد، پایپز و بنیادش را یکی از پنج سازمانی معرفی می‌کند که« مروج ادبیات و پیام‌های اسلام هراسانه و اسلام ستیزانه می‌باشند که گفتمان ملی آمریکا را آلوده می سازند. این سازمان‌ها با استفاده از منابع مالی تعمدا، آگاهانه و با برنامه‌ریزی به گسترش پیامهای گمراه کننده در مورد اسلام و مسلمانان می پردازند که با اصول بنیادین ملت آمریکا یعنی آزادی مذهب و کثرت گرایی در تضاد است.» گزارشی دیگری نیز درسپتامبر سال پیش، ازسوی رویترز منتشرشد که نشان می داد دانیل پایپز حتی حامی مالی گرت ویلدرز سیاست‌مدار ضداسلام هلندی بوده است که به‌خاطر فیلم ضد اسلامی فتنه شهرت دارد. فیلمی که وزارت امور خارجه و دولت هلند آن را محکوم کرد. گرت ویلدرز قرآن را به کتاب “نبرد من” هیتلر تشبیه کرده‌است و باور دارد که قرآن را باید در هلند ممنوع اعلام کرد.به گفته مشاور سابق سازمان سی .آی. ا، مارک سیجمن، همان گونه که افراط گرایی مذهبی زیرساخت ظهور گروهی ستیزه‌جویی چون القاعده را پدید آورده است، «نوشته های از این دست نیز زیر ساختی هستند برای پدید آمدن کسانی چون بریویک». وی تاکید دارد که «چنین ادبیاتی قطعا بدون هزینه نخواهد بود ».

اشاره وی به آندرس برینگ بریویک نروژی است که در۲۲ جولای۲۰۱۱ نخست یک خودروی بمب‌گذاری شده در نزدیکی دفتر نخست‌وزیری و دیگر وزارتخانه‌های نروژ در اسلو را منفجر کرد که منجر به کشته شدن هشت نفر گردید و سپس به جزیرهٔ اوتوئیا محل برگزاری اردوی تابستانی نوجوانان که توسط حزب حاکم کارگر در شمال غرب اسلوبرگزارمی شد، رفت و در یک تیراندازی گسترده ۶۹ تن از شرکت‌کنندگان نوجوان و جوان را به قتل رساند.او باورهای راست افراط گرایانه خود را در ضدیت با جامعهٔ چندفرهنگی، مارکسیسم و مسلمانان دربیانیهٔ بیانیهٔ هزار و پانصد و هجده صفحه‌ای به نام اندرو برویک منتشر کرده است. وقوع چنین رخدادی، انگشت اتهام بسیاری از رسانه ها مانند نیویورک تایمز، واشنگتن پست و آتلانتیک را به سوی القاعده و گروههای تندروی اسلامی نشانه برد. اما صبح روزبعد، پلیس عامل چنین فاجعۀ غم انگیزی را یک جوان سی و دو سالۀ سفیدِ چشم آبی با موهای بورنروژی معرفی کرد. آندرس برویک به پلیس گفته‌ بود، قصد داشته باراک اوباما را در زمان دریافت جایزه صلح نوبل ترور کند. به گفتۀ او، با این کارمی‌توانست به بهترین شکل پیام مبارزه با اسلام خود را به میلیون‌ها نفری که در حال تماشای مراسم جایزۀ صلح بودند، منتقل کند.

دانیل پایپزنیزبا منطقی مشابه به گواهیِ مقالاتش به کرات مدعی شده است که باراک اوباما تا سن بیست سالگی مسلمان بوده است. وی درنشریۀ فرانت پیج می نویسد که « این مسأله دارای اهمیت بسیار درخوری است زیرا بنابرشریعت اسلام، اوباما یک مرتد است، یعنی مسلمانی که به یک دین دیگر گرویده و باید اعدام شود.(بنابراین مسلمانان داخل و خارج آمریکا هرلحظه امکان دارد باراک اوباما را ترور کنند)اوبه عنوان رئیس‌جمهورایالات متحده می تواند پیامدهای بسیار بزرگی در روابطش با جهان اسلام به وجود بیاورد.»

ادبیات یکسره نفرت زای اوعلاوه برمسلمانان، مهاجران دیگررا نیز شامل می شود.برای نمونه او در مصاحبه ای با نشنال رویو آنلاین می گوید: « مهاجرانی که درخواست پناهندگی به غرب دارند باید دربارۀ تمامی اعتقادات و نگرشهایشان درباره تمدن، مذهب و سیاست غرب مورد بازجویی قرارگیرد خواه پناهندگان سومالی انگلستان باشند خواه الجزایری های مقیم فرانسه یا مهاجران بالکانی آمریکا.» بیهوده نیست که برخی از روزنامه نگاران جنب وجوش های بی امان او را در ذیل پروژۀ”تسریع برخورد تمدن‌ها” که هدفش پراکندن تعارض و تنش میان تمدنها و فرهنگهای مختلف است،جای می دهند.

پایپزاز شگردهای گوناگونی برای خاموش کردن بحث های عمومی دربارۀ سیاست های جنگ طلبانه ایالات متحده در خاورمیانه بهره می برد. ازجمله ترفندهای وی و بنیادش می توان از برنامه نه چندان ناکام “دیدبان دانشگاه” نام برد؛ این برنامه دانشجویان را در دانشگاهها تهیج وتشویق می کرد تا هر استادی که به انتقاد با سیاست های افراطی اسرائیل و نومحافظه کاران آمریکا می پردازد، را فوری گزارش کنند. وی با قرار دادن نام اساتید در«فهرست سیاه» تارنما، آنها را دشمن آمریکا معرفی می کرد. کوششهای آشکاروی درترسانیدن و ارعاب اساتید منتقد با تهیۀ یک لیست سیاه از آنان که در تارنما قرارمی گرفت، توهینی آشکاری به آزادی علمی در فضای دانشگاه بود و تلاشی در جهت خاموش کردن انتقادات موجود به سیاستهای آمریکا درقبال اسرائیل بشمارمی آید.

پایپز با حربه ای مشابه به کین خواهی شورای ملی آمریکائیان ایرانی تبار(نایاک) -مخالف تمام عیارجنگ علیه ایران- می ورد تا از این رهگذر فعالیت های جنگ طلبانه اش را پی گیرد. وی با پشتیبانی از بدنام کردن این شورای بوِیژه ریاست آن تریتا پارسی درصدد است تا این مانع و سد بزرگ را ازمیان بردارد. تب و تاب لگام گسیخته وی برای بی اعتبار کردن نایک، افشاگر هراس وی از قدرت گرفتن آمریکائیان ایرانی تباردر ایالات متحده است. وی که بخوبی از سرشت نظام سیاسی آمریکا آگاه است می داند رشد و شکوفایی هر گروه در گرو مشارکت هرچه بیشترشهروندان در تمامی سطوح گستردۀ سیاسی نظیر مشارکت در بحث های عمومی، جمع آوری کمک های مالی برای فعالیت های سیاسی، تاسیس سازمان ها و نهادهای سیاسی است. سرشت سیستم به گونه ای است که مشارکت هر چه بیشتر را تشویق می کند وآنها که وقعی به مسائل جاری فرهنگی، اجتماعی، سیاسی ننهد به حاشیه رانده می شوند. وی بخوبی می داند اگر ایرانیان به میدان کوشندگی سیاسی گام نهند و طبع آزمایی کنند، می توانند مستقیم و غیر مستقیم در عرصه تصمیم گیری ها و تصمیم سازی ها کلان تاثیرگذارباشند. درواقع نفرت وی از شکستن انحصاری است که زمانی تنها به دست وی و همفکرانش بوده است.

کیست که نداند که تقریبا تمامی ایرانیان مقیم آمریکا به انحاء گوناگون ازجمهوری اسلامی آزار و اذیت دیده اند. بنابراین، برای نابود و منزوی کردن کسی درمیان ایرانیان امریکا تنها کافی است او را به رژیم منتسب کنیم وچه گواهی متقن تراز اینکه تریتا پارسی همواره مخالفت خود را با تحریم ها بگمان آنها “مماشات با رژیم” بیان داشته است. با جعل چنین قصه ای، بسیاری شورمندانه از سر خامی یا تعصب آن را دهان به دهان می گردانند؛ بدینگونه برآنچه متکی برشایعات و مظنونات است می توان معرفت قطعی وجزمی ساخت بس شگفت انگیزترآنکه بر اساس همین منطق چندی پیش فرانک گافنی از همفکران دانیل پایپزاظهار داشت که چاک هیگل نامزد وزارت دفاع که از کنهه سربازان جنگ ویتنام است و چند مدال شجاعت بپاس زحماتش در جنگ دریافت کرده است، عامل و جاسوس جمهوری اسلامی است. دلیل چنین اتهاماتی واهی چیزی نیست جز مخالفت چاک هیگل با حمله به ایران و برخی تحریم ها وهمچین مخالفت او با سیاست های افراطی اسرائیل.

اما دیری است که “ﮐﻮﮐب ﺳﺮوری” آنان به سبب همت و پایمردی تریتا پارسی شکسته شده است وچشمهای فروبسته بسیاری ایرانیان چنان گشوده که دیگرنمی توانند از اﻳﻦ ﻧﻤﺪ ﺑﻠﻮا، اﻧﺘﻈﺎرِﮐﻼﻩﻏﻨﻴﻤﺘﯽ داشت.

نگرۀ یکسان تریتا پارسی را که در اشاره‌ها ی بی‌شمارى ، در سراسر نوشته‌هایش با لحنى دريغ‌آميز به چشم می خورد می توان چنین بازگو کرد که تحریم هایی از این دست که قرار است جایگزینی بجای جنگ باشد علاوه بر برناکارآمدی، پیامدهای منفی برای مردم به بار خواهند آورد و آینده چنین روندی در نهایت چیزی جز جنگ نیست. وی معتقد است که الگوی تحریمهای ایران شباهت بسیاری به روند تحریمها علیه عراق دارد. زمانی که تحریم ها صورتی فراگیر و همه جانبه می گیرد و دیپلماسی فراموش می شود تنها گزینه ای که برای کشور تحریم شده می ماند ایستادگی و مقاومت است. تحریمها بجای کاستن تقابل، درست نتیجه ای معکوس می آفریند.
در این روند، تحریم ها چرخه ای فزاینده می یابد. کشورهای تحریم کننده که از اقدام خود نتیجه نگرفته اند، نمی توانند به موضع پیشین خود اکتفا کنند وناچار با اقداماتی شدیدتر سعی در تنبیه بیشتر طرف مقابل دارند. از سوی دیگر، بدلیل اینکه مشوقهای پیشین جایش را به تحریم ها داده است در این مرحله حذف تحریم ها به عنوان مشوق مطرح می گردد که نمی تواند محرک مناسبی برای یک توافق باشد. به عبارت دیگر، پای امتیازی در کار نیست بلکه حذف تحریم اکنون امتیاز است. چنین مسیری در نهایت به طور برگشت ناپذیری منجر به از بین رفتن تمام گزینه های صلح آمیز می گردد و کشورهای اعمال کننده تحریم اگرچه در ظاهر دو گزینه تغییر رژیم یا جنگ را پیش رو دارند.اما در واقعیت ازآن رو که امکان تغییر رژیم از داخل بسبب تاثیرتحریمها بر مردم وجود ندارد، تنها راه باقی می مانده جنگ است یعنی آنچه در سال ۱۹۹۸ در عراق اتفاق افتاد. تحریمهای همه جانبه اقتصاد عراق را فلج کرده بود اما در حالی که تحریمها عراق را دربی سامانی وآشفتگی فروبرده بود، نتوانست به لجاجت صدام حسین پایان دهد. کنگره که ازاین روند خسته شده بود راهی جزفشار بیشتری نداشت چرا که نمی خواست صدام آنها را بازنده این بازی بداند. چنین سیاستی به صدام حسین می گفت که راه درروی برایش نیست و تنها گزینۀ باقی مانده جنگ است. قرائن بسیارنشان می دهد که راهبرد تحریم ایران نیز به زودی به این مرحله می رسد.

باری، با اینهمه نباید به دست فراموشی سپرد که هرچند جمهوری اسلامی ایران یک کابوس تمام شدنی است، اما جنگ کابوسی است تمام ناشدنی. می توان اندک اندک از رونق اولی کاست اما دیگری رفته رفته به ویرانی اش افزوده خواهد شد.

*جهانداد معماریان عضو گروه پژوهشی سازمان بین المللی خشونت‌پرهیزی در واشنگتن است