کنفرانس نایاک در بی‌بی‌سی فارسی

مذاکرات ژنو، نگاه‌ها را در واشنگتن هم به خودش جلب کرده؛ به‌خصوص برای گروهی از ایرانیان که درباره آینده مناسبات ایران و آمریکا امیدوارتر هستند. از جمله شورای ملی ایرانیان آمریکا که یکی از گروه‌های حامی بهبود روابط ایران و آمریکاست.

هادی نیلی از واشنگتن گزارش می‌دهد.

بیانیه نایاک بر انتخاب حسن روحانی در ایران

شورای ملی‌ ایرانیان آمریکا بیانیه زیر را در رابطه با انتخاب حسن روحانی به عنوان رئیس جمهور بعدی ایران صادر کرد:

انتخاب حسن روحانی به عنوان رئیس جمهور آینده ی ایران نشان دهنده ی دریچه‌ای بالقوّه برای پیشرفت حقوق بشر در داخل ایران و همچنین دیپلماسی هسته‌ای است. روحانی، تنها أعتدال گرای این رقابت، با انتقاد از فضای امنیتی در ایران، به این اشاره کرد که تلاش خود را خواهد کرد که زندانیان عقیدتی‌ که پس از انتخابات ۲۰۰۹ بازداشت شدند، از جمله رهبران جنبش سبز، میرحسین موسوی و مهدی کروبی، که از ۲۰۱۱ در حصر خانگی به سر می‌‌برند، آزاد شوند. روحانی که در دوران رئیس جمهور‌ سابق اصلاح طلب خاتمی، مذاکره گر‌ بود همچنین ایران را به رویکردی سازنده تر در دیپلماسی هسته‌ای فرا خوانده و به شدت رویکرد مقابله جویانه ایران تحت ریاست احمدی نژاد و مذاکره گر هسته‌ای فعلی او سعید جلیلی را مورد انتقاد قرار داد.

در حالی‌ که انتظار می‌‌رود رهبر جمهوری اسلامی ایران، آیت الله خامنه‌ای حرف آخر را در تصمیم‌های بزرگ سیاست گذاری داشته باشد و محافظه کاران به احتمال زیاد به حفظ کنترل بسیاری از جنبه‌های کلیدی نظام سیاسی ایران بپردازند، به نظر می‌‌آید که اصلاح طلبان پشتیبانی مردم ایران را داشته و در نتیجه هنوز توان چیره شدن در دستیابی به بسیاری از اهداف سیاسی خود را دارند. بسیاری شک کرده اند که مقام رهبری و متحدان او با توجه به نتایج سال ۲۰۰۹ اجازه بدهند که یک اصلاح طلب یا اعتدال گرا پیروز انتخابات باشد. اگر منتخب شدن روحانی بر جای بماند، روایت غرب که بیان گر‌ قدرت مطلقه بودن آیت الله خامنه‌ای و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است باید بازبینی شود. همچنین نشانگر این است که نیرو‌های اساسی‌ نارضایتی‌هایی‌ که از مسیر کشور، سرکوب ها، و سؤ مدیریتی که با جنبش سبز در ۲۰۰۹ آشکار شدند دست نخورده دوباره با انتخاب روحانی متجلی شدند.

روحانی به احتمال زیاد تلاش می‌کند که بسیاری از وعده‌های انتخاباتی خود را، از جمله آرام کردن فضای سیاسی امنیتی و در پیش گرفتن یک رویکرد سازنده تر برای مذاکرات هسته‌ای، به عمل برساند. اما واکنش ایالات متحده و غرب میتواند توانایی روحانی و اصلاح طلبان را در پای فشاری برای تغییر در ایران را مستحکم کند یا در هم شکند. به خصوص که، اگر دولت اوباما و کنگره در تقویت تحریم‌های اقتصادی بر ایران اصرار داشته باشند، چشم انداز یک معامله قبل از تحلیف روحانی میتواند تضعیف شود. اکنون زمان فضا دادن به نیرو‌های اعتدال گر در ایران و روی میز قرار دادن لغو تحریم‌های عمده از جمله تحریم‌های اعمال شده بر نفت ایران و بخش‌های مالی‌ است.

ایرانیان فرصتی بزرگ را زمانی‌ از دست دادند که در ۲۰۰۹ گمان کردند رئیس جمهور آمریکا، باراک اوباما، با دیگر رهبران ایالات متحده هیچ فرقی‌ نمیکند و عمل خود را بر اساس این تصور نهادند.عدم پاسخگویی تهران کار اوباما را در تغییر رابطه ی دو دولت دشوارتر کرد. واشنگتن باید مراقب باشد که دوباره مرتکب همان اشتباه نشود.

کاهش تحریم های ایالات متحده بر لپ تاپ ها، تلفن های همراه

به گفته شورای ملی ایرانیان آمریکا دولت رئیس جمهور باراک اوباما قصد لغو تحریم های تجاری ایالات متحده را دارد که از فروش تجهیزات ارتباطات و نرم افزار به مردم عادی ایران جلو گیری میکرد.twitter on iphone

طبق گفته ی جمال عبدی، سخنگویی از این شورا که گروهی غیر انتفاعی مستقر در واشنگتن است،این تغییر سیاست امروز توسط وزارات امور خارجه و خزانه داری ایالات متحده ی آمریکا که از سال ۱۹۹۲ اداره ی تحریم‌ها ی تحمیل شده را بر عهد داشتند اعلام خواهد شد.وزارت خزانه داری در حال صدور مجوزی کلی‌ است که اجازه فروش سخت‌افزار آمریکایی‌ از جمله تلفن‌های همراه و ‌لپ تاپ ها و نرم افزار هایی‌ مانند برنامه‌های آنتی ویروس را به مصرف‌کنندگان غیر دولتی میدهد.

مقصود از این تغییر کمک به ایرانیان برای برقراری ارتباط از طریق رسانه‌های اجتماعی، پیامک‌ها، و ویدئو‌های تلفن‌های همراه است برای غلبه بر برخی‌ از محدودیت‌های رسانه‌ها و ارتباطات اعمال شده توسط مقامات ایران بر مردم. در اثر تحریم‌های ایالات متحده، ایرانیان به عرضه بازار سیاه و فناوری‌های غیر آمریکایی‌ روی آورده اند.

به گفته‌ بیانیه‌ای از وزارت خزانه داری هدف از این اقدام ” مقتدر کردن مردم ایران است در زمانی‌ که دولتشان تلاش‌های خود را برای ممانعت از دسترسی‌ به اطلاعات تشدید کرده است.”

محصولاتی که در مجوز کلی‌ که امروز صادر شد تحت پوشش قرار داده می‌‌شوند شامل گوشی‌های تلفن همراه، تلفن‌های ماهواره‌ای و سخت افزار پهنا باند، مودم ها، کارت‌های رابط شبکه، رهیاب‌ها (روتر)، نقاط دسترسی‌ به وای فای، لاپ تاپ ها، تبلت‌ها (الواح رایانه)، دیسک‌ها ی سخت (هارد دیسک)، دستگاه‌ها ی ذخیره سازی داده ها، آنتی ویروس و نرم‌افزار ضّد ردیابی، برنامه‌ها ی کاربردی (ا‌پ) فروشگاه آنلاین، شبکه‌ها ی مجازی خصوصی، ابزار‌ها ی ضّد سانسور، و ابزار ارتباطی‌ شخصی‌ که مبتنی‌ بر هزینه همچون صدا، متن (پیامک)، ویدئو، صدا روی پروتکل اینترنت ( وای او آی پی‌) تلفنی و چت تصویری (ویدئو چت) هستند.

مقابله با سرکوب

به گفته ی جمال عبدی، سخنگویی از شورای ملی‌ ایرانیان آمریکا که یک گروه غیر انتفاعی مستقر در واشنگتن است، “ایالات متحده در حال برداشتن قدم‌هایی‌ در جهت تضمین این است که در صورت جلوگیری دولت ایران از دسترسی‌ به اینترنت و اس‌ ‌ام اس‌، تحریم‌ها مانع تلفن‌های همراه، نرم‌افزار و سخت افزار نشوند.” اس‌ ‌ام اس‌ مخفف خدمات پیام ها ی کوتاه متنی است.

همانطور که قیام‌ها ی بهار عربی‌ نشان دادند، وب سایت‌ها ی اینترنتی رسانه اجتماعی مانند توییتر، فیس بوک و یوتیوب برای فعالان حیاتی هستند.

جیم موران، نماینده ی دمکرات ویرجینیا که به دنبال چنین عملی‌ بوده است امروز در یک بیانیه ی ایمیلی گفت “فراهم آوردن دسترسی‌ به جدیدترین ابزار سازماندهی رسانه اجتماعی برای جنبش دموکراسی در ایران، تلاش‌های آنها را برای به ارمغان آوردن تغییری مثبت در دولتی که واهمه دارد از اطلاعاتی که قادر به کنترل آن نیست تقویت می‌کند.”

انسداد `بدخیم`

‎ایالات متحده تلاش‌های صورت گرفته برای تقویت جنبش دموکراتیک را حمایت کرده و تلاش‌هایی‌ را که نظام هایی همچون ایران و سوریه را از قطع رسانه‌ها ی اجتماعی که اوباما “استفادهٔ بدخیم (بد خواهانه) از فناوری” می‌خواند متوقف میسازد، دو چندان کرده.

‎در نوامبر، دولت بر مقامات ایرانی‌ (از جمله وزیر ارتباطات کشور) و سازمان‌ها ی دولتی برای مانع شدن در دسترسی‌ به اینترنت، خطوط تلفن همراه و شبکه‌ها ی تلویزیون ماهواره‌ای در جهت فرو نشاندن آزادی بیان تحریم هایی تحمیل کرد.

‎تحریم‌ها ی جدید

‎کسانی‌ که تعیین شده اند عبارتند از: نهاد دولتی کمیته تعیین مصادیق محتوای جنایی، که متهم به فیلتر کردن جریان اطلاعات به مردم ایران است؛ و همچنین اصغر میرحجازی، معاون رئیس کارکنان علی‌ خامنه‌ای (رهبر جمهوری اسلامی)، که “در پشت صحنه از نفوذ خود برای تقویت عناصر اطلاعاتی‌ ایران جهت سرکوب‌ها ی خشونت آمیز علیه مردم ایران استفاده کرده” است.

‎تصمیم لغو برخی‌ از تحریم‌ها در تقابل با اقدامات اخیری است که در آن‌‌ها ایالات متحده به طور کلی‌ محدودیت‌ها ی مالی‌ و تجاری را به عنوان بخشی از تلاش‌ها ی بین‌المللی برای متقاعد ساختن رژیم تهران برای منصرف شدن از فعالیت‌ها یی که منجر به ساخت سلاح هسته‌ای می‌‌شوند را تشدید کرده است.این عمل دسترسی‌ به فناوری‌ها یی این چنین را آسانتر و کم هزینه تر میسازد.

‎جنبش سبز

‎به گفته ی این گروه در بیانیه ی خود “آثار تحریم‌ها چهار سال پیش،در اوج اعتراضات جنبش سبز ایران با شدت بیشتری لمس شدند. ویدئو‌های گرفته شده به وسیلهٔ تلفن‌های همراه و گزارش پرخاش‌ها و خشونتی که از داخل ایران منتشر میشد و پیامک و ابزار‌های ارتباطی‌ دیگر که برای تشکیل تظاهرات گسترده استفاده می‌شدند، دنیا را به هیجان در آورده بود.با این حال تمامی‌ این ابزار تحت تحریم دولت آمریکا بودند”.

‎این محدودیت‌ها مانع آن‌ می‌‌شد که شرکت‌ها ‌لپ تاپ ها، تلفن‌ها ی همراه و مودم‌ها ی خود را به ایرانیان بفروشند که باعث تقویت بازار سیاهی برای این کالا‌ها شده. به نقل از این گروه، آنها خدماتی همچون اینترنت ماهواره‌ای، میزبانی وب و وای پی‌ ان‌ها را برای ایرانیان مسدود کرده اند. ‎ طبق قانون منع گسترش سلاح ایران-عراق، تصویب شده در سال ۱۹۹۲، در صورت “ضروری بودن برای منافع ملی‌” ایالات متحده، رئیس جمهور امکان چشم پوشی از برخی‌ تحریم‌ها را دارد. این قدرت چشم پوشی از آن‌ زمان به بعد به معاون وزیر امور خارجه ی کنترل تسلیحات و امنیت بین‌المللی واگذار شده است.

‎دولت قبلا برخی‌ محدودیت‌ها یی که بر بازار انبوه نرم‌افزار مورد نیاز برای ارتباطات اینترنتی بود را پس از ذکر آنکه تحریم‌ها “آثاری ناخواسته و مأیوس کننده ای” بر قدرت شرکت‌ها یی همچون ردموند، شرکت مایکروسافت واقع در واشنگتن و شرکت گوگل مستقر در مانتین ویو کالیفرنیا را در فراهم سازی ابزار حیاتی ارتباطات برای ایرانیان داشتند تسهیل بخشید.

ازشک وتردید تا مشارکت: تأملاتی درنخستین تجربه ی داوطلبانه ی من با نایاک

چهارشنبه، ۲۲ مه ۲۰۱۳

گیسورأفت بایر

اعضاوسفیران نایاک دردفترعضوکنگره وسرپرست،خانم پلوسی همراه بامدیرمنطقه ای او،دن برنال باید اعتراف کنم که درابتدای تصمیم گیری ام جهت حضوردرهمایش نایاک درخلیج سن فرنسیسکودچارشک وتردید بودم. من همواره همنشینی آمریکایی های ایرانی تبار راموضوعی پراهمیت قلمدا دکرده ام، اما درمورد نتیجه ی همکاری خودم با آنها چندان خوشبین نبودم. به هرحال طبیعی هم بود چون داستان های بی شماری درمورد ناتوانی آمریکایی های ایرانی تبار درهمکاری گروهی بایکدیگر شنیده ونمونه های مختلفی از شکست آنها درطرح هاای اولیه به چشم دیده بودم.

تردید من زمانی عمیق ترشدکه سفیران نایاک در این منطقه، من ودیگر اعضای محلی نایاک رابرای یک جلسه با دفترنانسی پلوسی، یکی از قدرتمندترین قانونگذاران این کشور ورهبر اقلیت درکنگره تشویق کردند. صادقانه بگویم، فکرمی کردم این کار یک تمرین بیهوده خواهد بودکه بیش ازآنکه به ما قدرت ببخشد باعث شرم ساری خواهد بود. درعین حال مصمم بودم جزوافرادی نباشم که بدون بررسی یک ایده، تنهابه نقد آن می پردازم. بنابراین با اینکه چندان مطمئن نبودم، تصمیم گرفتم به جای بی توجهی پاپیش گذاشته واقدام نمایم. بااین تفکر، تردیدهایم را کنارگذاشتم وتصمیمگرفتم که اگرقراراست اینکاررابکنیم، بایدآن رادرست انجام دهیم.

جهت برنامه ریزی برای ملاقاتمان با نماینده ی دفتر پلوسی به تعدادی از دیگر اعضاء وسفرا ی نایاک درسان فرانسیسکو پیوستم. ماخیلی زود خود را “تیم پلوسی” نامیدیم ومتعهد شدیم که وقت، فکرونیرویمان رابرای یکنشست موفقیتآمیز به بهترین شکل به کارگیریم. هدفی که به طور شخصی دنبال می کردم تغییر در دیدگاه یک عضو کنگره در مورد یک موضوع خاص و یا به دست آوردن رأیش برای یک لایحه ی به خصوص نبود. حداقل نه هنوز. درعوض، این ملاقات را بیش از هر چیز فرصتی میدانستم تا ثابت کنیم آمریکاییان ایرانی تبار(ازجمله خودمن) به شکلی حرفه ای وسازمان یافته قادر به اتحاد برای رسیدن به یک هدف مشترک هستند.

 

به محض این که همگی دستورکاری تبیین کردیم ودلایل اهمیت نایاک واهداف آن، دررابطه بامشارکت مدنی را ازمنظرهریک ازافراد مطرح کردیم، تردیدهایم جای خودرابه انگیزه وشوقی تازه دادند. هریک ازمازندگی وتجربیات مختلف ودلایل منحصر به فردی برای حمایت ازنایک داشتیم. با این حال، همه دراین اهداف متحد وهم نظر بودیم: بالا بردن وجهه ی سیاسی آمریکایی های ایرانی تبار در منطقه ی خلیج، یادگیری اینکه چگونه در زندگی اجتماعی مؤثرتر باشیم، واقدام برای جلوگیری از جنگ با ایران. درطول یک دوره ی دوماهه، علی رغم مشغله های زیاد اعضا، “تیمپلوسی” ساعت هابرای ارائه ومعرفی خودبه بهترین نحو تمرین کرد. مایکدیگررادربه اشتراک گذاشتن داستان های مان تشویق کردیم وهریک ازما برای اطمینان ازموفقیت جلسه نقشی مشخص ایفا کردیم. درتمامی این مدت، ما نظرات یکدیگر راپذیرفتیم، درمورد عملکرد دیگری نظر دادیم ومهمتراز همه به عنوان یک تیم کارکردیم.

جلسه ی ما با دن برنال، مدیرمنطقه ای خانم پلوسی مراسرشارازانرژی واعتمادبه نفس کرد. مکالمه ی ما حرفه ای، سازمان یافته وپرباربود. مابحث جالبی درمورد اهداف نایاک برای حمایت ازدیپلماسی وحقوق بشر، وجلوگیری ازجنگ با ایران داشتیم. همچنین فرصتی بود برای اینکه خدمات جامعه ی محلی نایاک را برای او پر رنگ تر سازیم. تجربه ی موفقی بود. چراکه حس می کردم کاربزرگی انجام داده ام. نتیجه ی همه ی کارهای مان رابه خوبی دیدیم. به جای حس بد بینانه یا ملال آور نسبت به تغییر وضع موجود، به خاطر اینکه توانسته بودم با دیگران به طورمستقیم در رابطه باموضوعاتی که زندگی ما را تحت تاثیر قرار میدهد فعالیت کنم احساس دلگرمی میکردم.

 

تجربه ی همکاری بانایاک اهمیت مشارکت مدنی را به من آموخت. چرا؟ چون این فرصت را به هریک ازما می داد تا حرف هایمان را به گوش جامعه برسانیم، رهبری خود رانشان دهیم و در مورد مسائلی که برای ما بیشترین اهمیت را دارد اقدامی مستقیم وموثر داشته باشیم. من مشتاقانه خود را دراین راه به چالش میکشم کار وبه فعالیت درنایاک درراستای اهداف مشترک جامعه آمریکایی های ایرانی تبار ادامه خواهم داد.

 

علاوه برعضویت وفعالیت داوطلبانه درنایاک، گیسو، وکیلی است که به عنوان دبیر شورای استخدام درویزامشغول کاراست. اودارای مدرک دکترای حقوق ازدانشکده ی حقوق دانشگاه سانتا کلار او مدرک کار شناسی اقتصاد ومطالعات جهانی ازدانشگاه سانتا باربارا است. گیسو در سان فرانسیسکوی کالیفورنیا با شوهرش زندگی میکند.

سه راه به سوی معامله ی هسته‌ای با ایران

سه راه به سوی معامله ی هسته‌ای با ایران
‎نوشته رضا مرعشی ۱۳ مه‌ ۲۰۱۳

‎ در بحبوحه ی تشدید تحریم‌ها و لاف‌ها ی دروغین هسته‌ای غافل شدن از مذاکرات ۱۵ مه‌ کاترین اشتون، رئیس سیاست خارجی‌ اتحادیه اروپا و سعید جلیلی، رهبر مذاکره اگر تهران جهت پیگیری گفت و گو‌ها ی بین ۵+۱ و ایران در استانبول آسان است‫.‬

‎آخرین دور از مذاکرات چند جانبه بی‌ نتیجه به پایان رسید و کمی‌ بیش از یک ماه برای تنظیم قرار یک جلسه ی رو در رو طول کشیده است. در حالی‌ که هیچ تاریخی برای دور جدیدی از مذاکرات با نمایندگان هفت کشور مشخص نشده، نشست آتی میان اشتون و جلیلی فرصتی برای شروع برنامه ریزی برای چگونگی‌ پرحاصل تر کردن مذاکرات نسبت به قبل است.

‎قرار گرفتن در مسیر امیدوار کننده تری از مبادلات متناوب فعلی نیاز به چند مرحله ی کلیدی دارد:

تعادل بخشی به برگه‌ پیشنهادات متقابل
‎دولت اوباما و متحدانش در ۵+۱سزاوار اعتبارند. آنها (و اگر منصف باشیم، ایران) حاضر به کوچکترین حرکتی از مواضع تسلیم نشدنی خود در طول ۲۰۱۲ نبودند، اما با ارائه متواضعانه و موقت کاهش تحریم ها  در ازای محدودیت‌ها ی قابل اثبات بر برنامه ی هسته‌ای ایران، خردمندانه توپ را در زمین تهران قرار دادند. این گام اولین مهم‌ است و حال نوبت ایران برای حرکت رسیده اما پیشنهاد فعلی معامله‌ای که تهران توان عرضه ی آن را در ایران داشته باشد فراهم نمی‌‌سازد. و اگر تهران توان عرضه ی معامله را به زینفعان سیاسی داخلی‌ مختلف خود نداشته باشد، ما دوباره به خانه ی اول باز خواهیم گشت. همین اصول در واشنگتن هم صادق هستند. تعادل بخشی به برگه‌ ی پیشنهادات از طریق یک فرایند گام به گام بر اساس روابط متقابل فراهم آورنده ی عظیم‌ترین فرصت ساخت رابطه ی دو طرفه ی ماندگاری خواهد بود که توان بر جای ماندن در سیاست ستیزه جوی  داخلی‌ هر دو پایتخت را دارد.اگر این به این معنا باشد که ما برای دریافت بیشتر باید ارائه ی بیشتری داشته باشیم، ما باید سرمایه ی سیاسی را برای انجام آن‌ بگذاریم.

گسترش مذاکرات
‎ایران برای حل هفت چالش امنیت ملی‌ ایالات متحده که منع گسترش سلاح، امنیت انرژی، سوریه، افغانستان، عراق، مبارزه با تروریسم و صلح اسرائیل و فلسطین هستند، حیاتی است. موقعیت موجود آمریکا در برابر ایران هر هفت چالش را تشدید می‌کند. با وجود این، دولت اوباما به مدت طولانی‌ از مذاکرات (بی‌ خیال گفت و گوی‌ها ی واقعی) با ایران جز در حوزه ی منع گسترش سلاح هسته‌ای خودداری کرده، اما همیشه اینطور نبوده است. دور اول مذاکرات در سال ۲۰۰۹ با تمرکز بر برنامه هسته‌ای ایران انجام شد، اما بحث‌ها ی حاشیه ای در کنار تمرکز بر روی مبحث اصلی‌ صورت گرفتند.این تصادفی نیست که هر دو طرف در دوره ی ریاست جمهوری اوباما به نزدیکترین نقطه ی توافق   رسیده اند. ۵+۱ و ایران باید دوباره در همان سطح گفت گو کنند، چرا که راه حل وضع همواره رو به وخامت حقوق بشر در سوریه و ایران ( با تفاوت در مقیاس و گستردگی شان) فرصت‌هایی‌ منحصر به فرد را ارائه میدهند. در آماده سازی برای مذاکرات چند حزبی بعدی، اشتون باید به جلیلی ابلاغ کند که ۵+۱ آماده ی مذاکره در زمینه ی نگرانی مشترک بر سوریه و حقوق بشر در ایران است.اگر دور بعدی مذاکرات ( و یا هر مذاکراتی در آینده ) صرفاً محدود به برنامه ی هسته‌ای ایران باشند، به احتمال زیاد با شکست مواجه خواهند شد.

آغاز با در ذهن داشتن پایان
‎در طول زمان دولت اوباما، اولویت آمریکا تلاش برای اقدامات کوچک اعتماد ساز بدون روشن سازی اهداف بلند مدتش در برابر ایران بوده. این بهتر از هیچ است، اما با توجه به عدم وجود اعتماد میان واشنگتن و تهران، کارایی‌ گام‌های تاکتیکی کوچک لازم است و تا امروز این گام‌ها بی‌ تأثیر بوده اند. به همین دلیل است که دولت اوباما همراه با متحدانش در ۵+۱، باید بر تعیین خواسته‌ای نهایی تصمیم گرفته -چشم اندازی دقیق برای روابط عادی با ایران- و پس از آن‌ به وضوح این را به تهران بگویند. هدف از تحریم ها، جنگ اینترنتی، ترور مخفیانه، و دیگر اشکال فشار چیست؟ این موضوع به ندرت عنوان می‌‌شود، و نشانگر این حکمت است که اگر نمی‌دانید کجا می‌روید، هر راهی‌ شما را به آنجا خواهد رساند. تنها در حالتی که واشنگتن و تهران قادر به دیدن یک نور در انتهای تونل باشند، بی‌ میلی برای مخاطره کردن جهت صلح به احتمال زیاد باقی‌ خواهد ماند، و در عوض هر دو طرف اختلاف را به سمت یک رویارویی نظامی که هر دو به طور جداگانه در پی‌ جلوگیری از آن هستند، افزایش و ادامه خواهند داد.

شکست تلاش محافظکاران نوین در جهت متلاشی کردن یک سازمان ضد جنگ آمریکائی

م. جی. روزنبرگ

 ۵ مه ۲۰۱۳

ستیز بر سر جنگ با ایران چند جبهه ی مختلف دارد. داخل واشینگتون، خط نبرد میان دو گروه است، از یک طرف ائتلاف یا اتحادیه ی متشکل از گروهای صلح طلب و امنیتی کوچک، حامی عدم اشاعه سلاح های هسته ای و گروهای ضد جنگ که طرفدار یافتن راه حلی مناسب در بن بست (روابط با) ایران، و دیگری ماشین جنگ خواه با پشتوانه مالی زیاد، متشکل از سازمان های محافظه کاران  نوین که بر این باورند که جنگ باید سالیان پیش آغاز میشد.

سازمان مرکزی در جبهه ائتلاف ضد جنگ، شورای ملی ایرانیان آمریکا (نایک)، بزرگترین سازمان مردمی آمریکائی های ایرانی تبار است. نایک پیشرو در مخالفت با جنگ، طرفداری از دیپلماسی و مخالفت با تحریم های گسترده ای که تنها به مردم ایران صدمه میزند می باشد. و این سازمان هم زمان با این تلاش ها تهران را برای سابقه ناگوار حقوق بشرش سرزنش می کند.

با دسترسی به کاخ سفید، وزارت امور خارجه، و رسانه ها، نایک بیشتر و بیشتر برای گروه جنگ طلبان مشکل ساز شده است، تا حدی که به یکی از اصلی ترین هدف حملات آنان مبدل شده است.

سر دمدار حملات، سید حسن داعی الاسلام, در یک ایمیل داخلی چنین بیان کرد “از بین بردن” نایک و رئيس آن “بخشی جدایی ناپذیر در مقابله با سیاست پرزیدنت اوباما و هیلاری کلینتون (وزیر سابق امور خارجه) است”. به عبارت دیگر، از بین بردن نایک برابر است با از بین بردن سیاست دولت آمریکا در جلوگیری از جنگ.

داعی الاسلام مشغول تبلیغات گسترده افترا آمیز و متهم کردن نایک به لابی گری برای جمهوری اسلامی ایران بوده و می باشد- اتهامی مضحک که با توجه به حمایت بدون ابهام نایک از جنبش طرفداران دموکراسی در ایران، اما ادعایی که اثبات صحت آن سازمان را به طور کامل نابود خواهد نمود.

نایک، در واکنش به این امر و برای مقابله، در جواب داعی الاسلام را با اتهام افترا به دادگاه فراخواند.

بدون شک نایک از این امر آگاه بود که شکایت کردن و به دادگاه کشیدن داعی الاسلام شروع نبردی مانند نبرد داوود و جالوت (و یا گذشتن از هفت خان رستم خواهد بود)،علی الخصوص که در پرونده ی شکایت از افترا، قوانین ایالات متحده بر عليه شاکی است.

در این مقابله اما واقعیت امر و نتیجه حاصل تلخ تر از آن بود. علاوه بر قوانین ضد شاکی در آمریکا و ضعف مالی سازمان نایک در مقایسه با رقیب قابل توجه بود. محافظکاران نوین تصمیم بر وارد کردن ضربه ای کاری و از بین بردن نیروهای ضد جنگ داشتند. در واقع، دانیل پایپس (Daniel Pipes)، بنیه مالی بسیار بالا و بعنوان فعال ضد مسلمان، طرفدار جنگ، و ضد اوباما، از استفاده از بازوی حقوقی سازمان خود (انجمن خاور میانه) قدم به پشتیبانی از داعی الاسلام گذاشت. پایپس یک تیم حقوقی درجه یک از ششمین بزرگترین دفتر وکالت جهان، با رهبری وکیل سابق کاخ سفید (درزمان جورج بوش) بردفورد برنسون (Bradford Berenson) را برای دفاع از داعی الاسلام استخدام کرد.

در ابتدا تأکید داعی الاسلام در دادگاه بر حقیقت اظهارات خود بود و اینکه نایک باید مجبور به رو کردن اسناد و مدارک خود شود تا صحت ادعای ایشان در کنترل تهران بر امور نایک ارزیابی گردد. نایک همکاری کرد و تیم حقوقی وابسته به داعی الاسلام جست و جوی خود را در هزاران ایمیل، اسناد و مدارک، و روزشمارهای نایک بطور وسیع انجام داد.

با این وجود، ذره ای از شواهد در جهت تایید ادعای واهی داعی الاسلام یافت نشد و جست و جو با سر خوردگی تیم ایشان به اتمام رسید. در عوض این اسناد یک حقیقت بسیار ساده را نشان داد:  نایک یک سازمان مردمی مستقل وتحت حمایت جامعه آمریکایی های ایرانی تبار است، و در جهت همکاری  با تمامی احزاب مناقشه از جمله دولت های ایالات متحده، ایران، و اسراییل تلاش می کند.

بعلت عدم اثبات اتهام وارده، داعی الاسلام از ادعای خویش که نایک لابی جمهوری اسلامی است عقب نشینی کرد. این برای نایک پیروزی بزرگی به حساب میامد و اگر مرافعه دادگاهی درکشور دیگری مطرح شده بود ، نتیجه آن بر شکست داعی الاسلام و پیروزی کامل نایک گرفته می بود.

اما در ایالات متحده شاکیان (در این مورد نایک) باید یک قدم فراتر رفته و نه تنها خدشه دار شدن نام خود را به اثبات برساند، بلکه همچنین می بایست کینه توزانه بودن عملکرد طرف مقابل را هم ثابت می کرد. پس نایک باید ثابت میکرد که داعی الاسلام میدانست که دروغ میگوید، امر بسیار مشکلی که تحت شرایط موجود برای و متقاعد کردن قاضی بسیار محافظه کار و منصوب بوش ، جان بیتس (John Bates)، — همان قاضی که در پرونده ی والری پلیم (Valerie Plame) از جرایم دیک چینی (Dick Cheney) چشم پوشی کرده بود و او را از مخمصه نجات داده بود– که داعی الاسلام  کینه توزانه عمل کرده احتمالا امکان ناپذیر بود.

نایک موفق به این کار نشد و قاضی در نتیجه بخشی از هزینه های “تحقیق  و اکتشاف” ( ۱۸۴،۰۰۰$) را از  داعی الاسلام به نایک انتقال داد. اما این تنها پیروزی  داعی الاسلام بود.

در این روند نه تنها ادعای این که نایک لابی خارجی است در هم شکسته است بلکه دانیل پایپس و محافظه کاران نوین هزینه ی بسیار بیشتر از ۱۸۴،۰۰۰$ را خرج تلاش های خویش برای نابودی نایک کردند. آن ها امیدوار بودند که قسمتی بزرگتر از این خرج را بردوش نایک بگذارند تا از این طریق خالی کردن خزانه سازمان، آن را از پای بیندازند.

اگرچه نایک موفق به حذف هنگفت ترین قلم درخواستی در تومار اهداف داعی الاسلام شد، اما نایک به جا ماند و یک قبض ۱۸۴،۰۰۰$، مبلغی که اکنون درمرحله استیناف است. بطور خلاصه،حمله ی داعی الاسلام نتجیه معکوس داد و ظاهرا ایشان (یا پایپس) را در چاله نشاند. در واقع، هفته ی گذشته در حین یک مصاحبه ی تلفنی مطبوعاتی  داعی الاسلام از خبرنگاران برای تامین مخارج طرف خود درخواست کمک مالی کرد!

بنابراین در پایان این روند پنج ساله، هیچ مدرکی برای اثبات این اتهام که نایک لابی گری برای رژیم ایران است پیدا نشد؛ هدف “از بین بردن نایک” به طور کامل شکست خورده و این سازمان همچنان به عنوان یکی از برجسته ترین صداها در سیاست ایران در واشنگتن مطرح است؛ و اکثریت هزنیه ی تحقیق و اکتشاف برای متهم و حامیان محافظه کاران نوین او باقی مانده است.

یک روز نه چندان خوب برای لابی طرفداران جنگ، اما روزی بسیار خوب برای آمریکایی ها که از ایده درگیر شدن درسومین جنگ در خاور میانه -با وجود درگیری در عراق و همزمان با حضورفعال سربازان ما در افغانستان – کاملا هولناک بنظر میرسد.

ام. جی. روزنبرگ خبرنگار ویژه ‘واشنگتون سپکتیتور ‘(Washington Spectator) میباشد. او ۱۵ سال به عنوان یک  دستیار سنا و مجلس نمایندگان  به مشغول به کار بوده و اخیرا برای “میدیا مترز فرآمریکا” (Media Matters For America) به عنوان پژوهشگر سیاست خارجی کار میکرد. در اوایل کار  سردبیر خبرنامه سازمان ای پک (AIPAC)،”نیر ایست ریپورت” (Near East Report) بود. از ۲۰۰۹-۱۹۸۸، او مدیر سیاست در اسرائیل پالیسی فروم (Israel Policy Forum) بود.

نایاک بر تصمیم دادگاه در مورد دادخواستش علیه داعی الاسلام تقاضای تجدیدنظر خواهد کرد

امروز، قاضی جان بیتس بیانیه توجیهی تصمیمش در مورد پرداخت اشتراکی هزینه ها پیرو دعوی نایاک علیه سید حسن داعی الاسلام مبنی بر افتراهای وی علیه این سازمان را اعلام کرد. با وجود عدم اثبات اتهامات  آقای داعی الاسلام برعلیه نایاک، قاضی بیتس دستور داده است که نایاک بخشی از هزینه‌های تحقیق و تفحص در این مورد را بپردازد، اما نایاک تقاضای تجدیدنظر کرده است.

نایاک دعوی خود را علیه آقای داعی الاسلام در پی اتهامات بی اساس وی مبنی بر این که نایاک برای دولت ایران لابی می کند، مطرح ساخت. قاضی بیتس به مدعی علیه دسترسی نامحدود به همه کامپیوترهای نایاک را داد، اما با این وجود، مدعی علیه نتوانست کوچکترین مدرکی برای اثبات اتهامات کذب خود پیدا کند. هنگامی که در دادگاه از وی خواسته شد ادعاهای خود را ثابت کند، آقای داعی الاسلام از ادعاهای جنجالیش عقب نشینی کرده و در عوض، با استخدام یک تیم وکالتی یک میلیون دلاری که توسط طرفداران جنگ با ایران و نئوکان ها حمایت می شدند، سعی کرد با ساختن موارد دروغ و غیرواقعی برای تحقیق و تفحص، برای نایاک هزینه های گزاف بتراشد. در نهایت، در پی هدر رفتن تلاش‌هایش برای محکوم کردن نایاک، مدعی علیه از دادگاه درخواست حمایت کرد. برخلاف ادعاهای مدعی علیه در دادگاه، قاضی بیتس هیچ مدرکی مبنی بر این که نایاک عمدا اسناد الکترونیکی خود را از بین برده و یا این که اسناد الکترونیکی را دستکاری کرده است، پیدا ننمود.

اما سئوال این جاست که آقای داعی الاسلام که به ادعای خود یک روزنامه نگار مستقل است، چگونه توانسته است یک تیم وکلالتی یک میلیون دلاری استخدام کند؟ پاسخش ساده است: او آنها را استخدام نکرده است.

  مشخص شده است که تالار خاورمیانه که یک انجمن نئومحافظه کار می باشد و برای اعمال تحریم های وسیع و همه جانبه علیه ایران فعالیت می کند، از اقدامات قضایی داعی الاسلام حمایت مالی کرده و هزینه های آن را تامین نموده است. آقای داعی در برابر دادگاه این فرصت را داشت که ادعای خود را ثابت کند. اما به جای این کار، وی روش خود را تغییر داد و بر خلاف سعی در اثبات حقیقی بودن ادعایش وی به دادگاه مطرح کرد که نایاک نمیتواند ثابت کند که داعی از نادرست بودن ادعاهایش با اطلاع بوده است. بدین وسیله، او این نکته بسیار مهم و اساسی را اذعان داشت که آنچه ادعا میکرده است صحت نداشته است و اگر به این ادعاها ادامه دهد تنها از روی کینهتوزی و بدخواهی خواه بود و پایه و اساسی نخواهد داشت.

در حالی که ما کاملا باور داریم که شواهد نشان میدهد که آقای داعی از دروغ خود آگاه بوده است؛ شواهدی مبنی بر بی توجهی سیستماتیک وی به حقیقت، نادیده گرفتن شواهد در دست که ناقض تئوریهای توطئه وی بود، اعلام وی بر قصدش برای “به پایین کشیدن اوباما” از” طریق نابودی نایاک” و هم چنین حمایت وی از سازمان تروریستی مجاهدین خلق. اما تشخیص قاضی دادگاه این بود که این شواهد مطابق استانداردهای وی نیست و اجازه نداد که ما این فرصت را پیدا کنیم تا آقای داعی را به مقابل هیات منصفه بکشانیم و به دموکراتیزه شدن فرهنگ جامعه ایرانیان مقیم آمریکا کمک کنیم.

در عین حال که متاسفیم که نتوانستیم به چنین موفقیت مهمی برای جامعه ایرانیان مقیم آمریکا دست یابیم، باید رضایت خود را اعلام کنیم که آقای داعی به هیچ عنوان نتوانست در دادگاه از ادعاهای دروغین خود دفاع کند.

این بخشی از کمپین آنها در واشنگتن برای ساکت کردن صدای آمریکایی های ایرانی تبار که مخالف جنگ با ایران هستند، می باشد. موسس این گروه –دانیل پایپس- یکی از بزرگترین حامیان جنگ با ایران و منتقد تند هرگونه تلاش برای حل مسالمت آمیز مسئله هسته ای ایران است. پایپس آمریکا را تشویق کرده است تا از طریق همکاری با مجاهدین خلق “ایرانیان را توانمند سازد”. در سال 2009، او علنا گفت ایرانی ها باید به احمدی نژاد رای بدهند و جنبش سبز را رد کرد تا احتمال جنگ با ایران را افزایش دهد. در جدیدترین اقدامش- جدای از کمپین قضاییش علیه نایاک و به نفع داعی الاسلام، پایپس تلاش کرده است تا اثبات کند که باراک اوباما –رییس جمهوری آمریکا- به طور پنهانی مسلمان است.

تیم وکالتی که هزینه هایشان توسط سازمان پایپس پرداخت شد، سعی بر این داشتند تا نایاک را در یک پروسه طولانی و سنگین تحقیقات قضایی فرو برده و دفن کنند. در بخشی از این روند، آنها ایمیل ها و اسناد نایاک را برای گزارشگران و روزنامه نگاران دست راستی و محافظه کار تندرو که با تلاش‌های ضدجنگ نایاک مخالفند، فاش کردند. با این حال، با وجود دسترسی به همه ایمیل ها و اسناد نایاک و بررسی آنها، نتوانستند حتی اندک نشانه ای برای اثبات ادعاهای دروغ داعی الاسلام پیدا کنند.

این حقیقت که یک تیم وکالت چند میلیون دلاری نتوانست حتی یک مدرک کوچک مبنی بر این که نایاک برای دولت ایران لابی کرده است پیدا کند، خود اثبات بی گناهی نایاک برای عموم است. این مسئله باید یک بار و برای همیشه تمام حمله های علیه نایاک را که انگیزه سیاسی دارند بی اعتبار ساخته و هدف واقعی پشت این اتهامات را آشکار سازد: ساکت کردن آمریکایی های ایرانی تباری که با جنگ و تحریم های فلج کننده علیه ایران مخالفند.

به هر حال نایاک قویا با تصمیم دادگاه مبنی بر این که هزینه این پروسه قضایی مشترکا پرداخت شود مخالفت می کند. نایاک نباید مسئولیت شکست داعی الاسلام را برای پیدا کردن مدرکی برای حمایت از ادعاهایش به عهده گیرد و هزینه پرونده سازی های بی فایده او را بپردازد. به همین دلیل، نایاک ازدادگاه محلی واشنگنتن تقاضای استیناف کرده و انتظار دارد که دستور قاضی بیتس مبنی بر پرداخت اشتراکی هزینه ها را اشتباه تشخیص داده و آن را برگردانده و یا باطل اعلام کند.

 

فشار تحریم های تبعیض آمیز بانکی بر دانشجویان ایرانی در آمریکا

tcf bank. واشنگتن – تحریم های مالی که ظاهر دولت ایران را هدف گرفته، می تواند باز هم به شهروندان عادی ایرانی صدمه بزند، این بار با تنبیه دانشجویان ایرانی در دانشگاه های آمریکا. دانشجویان و استادان دانشگاه مینه سوتا گزارش کرده اند که بانک تی.سی.اف(TCF BANK) به حداقل ۲۲ دانشجو اطلاع داد که حساب بانکی دانشجویی آنها بسته شده است. هیچ اطلاعات بیشتری از طرف بانک ارائه نشد، اما خیلی زود روشن شد که همه این دانشجویان یک وجه مشترک داشتند: همه ایرانی هستند

در سه سال گذشته که تحریم های آمریکا و اتحادیه اروپا علیه ایران شدیدتر شده اند، حتی روی معاملاتی که کاملا قانونی هستند هم تاثیرات منفی زیادی گذاشته اند. مثلا بسیاری از بانک ها تصمیم گرفته اند که انجام معاملات فروش محصولات دارویی و غذایی به ایران و یا فرستادن وجوه خانوادگی، علی رغم اینکه شامل تحریم ها نمی شوند، ارزش ریسک کردن ندارند. خدمات امتحانات لازم برای ادامه تحصیل دانشجویان ایرانی در خارج از کشور مثل امتحان تافل، به دلیل مشکلات در پرداخت هزینه امتحان، بارها متوقف شده است. و تعداد زیادی از دانشجویان ایرانی مرتب گزارش می کنند که در پرداخت شهریه شان به دانشگاه های آمریکا دچار مشکل شده اند چرا که تحریم ها، راه های دریافت قانونی پول از خانواده شان در ایران را بسته است

در حالی که تحریم های مالی بسیاری از شرکت ها و بانک ها را قانع کرده که از این محدودیت برداشت گسترده ای داشته باشند، قوانین آمریکا از افراد در مقابل تبعیض بر اساس ملیت حمایت می کند. در نتیجه با اینکه بسیاری از بانک ها به این نتیجه رسیده اند که انجام معاملات مربوط به ایران ارزش ریسک آن را ندارد، اما در عین حال اجازه ندارند افراد را در آمریکا بر اساس نژاد، قومیت، و ملیت آنها مورد تبعیض قرار دهند.

در جلسه ای که با کمک دانشگاه با حضور این دانشجویان و نمایندگان بانک تی.سی.اف. برگزار شد، نمایندگان بانک ادعا کردند که بسته شدن حساب ها به دلیل معاملات «غیر عادی» بوده که توسط نرم افزار نظارت بانک تشخیص داده شده اند. اما این واقعیت که همه این دانشجویان در یک تاریخ اخطار را دریافت کرده اند و بعضی از آنها هیچ وقت معامله بین المللی نداشته اند، نسبت به توضیح بانک ایجاد شبهه کرده است. حداقل یکی از این دانشجویان گفته که بیش از یک سال است که حسابش هیچ فعالیتی نداشته است.

شورای ایرانیان آمریکا (نایک) امروز در نامه ای از بانک تی.سی.اف. خواست که تصمیمش را تغییر دهد و تضمین کند که در سیاست هایش علیه ایرانی ها تبعیض قائل نمی شود. نایک نوشت با اینکه تحریم های مالی عمده ای علیه ایران وضع شده اند، هیچ قانونی نیست که بسته شدن حساب های بانکی دانشجویان ایرانی بر اساس ملیت آنها را توجیه کند. نایک تاکید کرد که چنین اقداماتی منجر به تبعیض می شوند، مسئله ای که تمام افراد در ایالات متحده -با هر ملیتی- از آن مصون هستند.

تحریم های گسترده علیه ایران منجر به اجرای مضاعف و استفاده های غلطی شده است که بارها به شکل تبعیض در آمده است. سال گذشته تعدادی ایرانی و آمریکایی ایرانی تبار گزارش کردند که کارکنان فروشگاه اپل آنها را بر اساس زبان و پیشینه ملیتی شان مورد تبعیض قرار دادند و به آنها جنس نفروخته اند.

در سال گذشته موارد مختلفی هم از بانک ها گزارش شده که حاضر نشده اند برای ایرانی ها حساب باز کنند. و در بدترین مورد، بانک تی دی (TD BANK) در کانادا تابستان گذشته حساب افرادی را که نام خانوادگی ایرانی داشتند بست. اعتراضات عمومی باعث شد که این بانک نهایتا تصمیم اش را عوض کند.

تحریم ها و جنگ: سیاستی با نتایج معکوس

*محمد صادقی اسفهلانی و دیوید الویت از شورای ملی ایرانیان آمریکا هستند

توقف معاملات بانکی با ایران و تعلیق حساب تعدادی از ایرانیان کانادا در اروپا و آمریکا، توقف صدور و تمدید ویزا برای برخی دانشجویان ایرانی مقیم هلند، امتناع اخیر فروشگاه اپل از فروش آیفون به یک دختر ایرانی آمریکایی و از همه مهمتر خالی شدن هر چی بیشتر سبد خانواده ها در داخل مرزهای ایران . . . این پرسش را بیش از هر زمانی برانگیخته که سیاست گذاران در واشنگتن تا چه حد به تاثیر این تحریمها بر مردم ایران و جایگاه آنها در تنظیم هدفگیری این تحریم ها اهمیت می دهند؟ چه نیروهای سیاسی و کدام یک از مراکز قدرت خواستار تشدید تحریم ها هستند و کدام آن را به ضرر منافع مردم آمریکا و ایران می دانند؟

اولین دور تحریم ها پس از تصرف سفارت آمریکا در تهران وضع شد. واشنگتن در طول بیش از سه دهه که از آن ماجرا می گذرد خصوصا در پی تشدید مناقشه هسته ای، دامنه این تحریم ها را گسترش داده است. مقامات آمریکایی در این مسیر، شورای امنیت سازمان ملل و دیگر دولت ها را هم با خود همراه کرده اند.

هم اکنون این تحریم ها که به عنوان یکی از راه های مقابله با برنامه اتمی ایران توجیه و هدف آنها “تغییر سیاست های ایران” از طریق اعمال فشار بر نهاد های نظامی و حکومت ایران اعلام می گردد؛ به محور اصلی سیاست های واشنگتن در برابر ایران تبدیل شده اند.

همزمان با اوجگیری این تحریم ها سه طرز تفکر در آمریکا مرزبندی های خود را در مورد نحوه برخورد با ایران پررنگ تر کرده اند.

دسته اول، رویکردی تعامل گرایانه به ایران دارد و خواستار حل دیپلماتیک این بحران است. این دسته شامل تعداد اندکی از اعضای کنگره، اندیشکده ها، و تشکل هایی چون شورای ملی ایرانیان آمریکا-نایک- می شود. آنها پس از برخورد حکومت ایران با معترضین انتخابات در سال ۸۸، مخالفتی با تحریم نهادهای نظامی و برنامه اتمی ایران ندارند ولی همواره نسبت به عواقب فشار بر مردم ایران و پیامد های سیاسی و اجتماعی آن هشدار داده اند. از دید آنها افزایش این فشار ها فقط و فقط تسلط کودتا گران انتخاباتی بر فضای سیاسی ایران را تقویت کرده، اولویت مقابله با خطر خارجی را جایگزین تلاشهای طبقه متوسط ایران برای ایستادگی در برابر نقض گسترده حقوق شهروندی از سوی اقتدارگرایان خواهد کرد.

دسته دوم اکثریت طیف سیاسی واشنگتن را تشکیل می دهد . بسیاری ازاعضای دولت و مجلس، اندیشکده ها و سازمان های غیر دولتی میانه رو از این دسته اند. آنها تحریم ها را ابزاری ضروری برای اعمال فشار بر حکومت ایران جهت دستیابی به توافقی مطلوب در مناقشه هسته ای می داند. گفتمان این طیف فراتر از واشنگتن، در میان اکثر رسانه های میانه رو و مردم آمریکا نیز غالب است. در این گفتمان، فشار بر مردم به عنوان یکی از عواقب اجتناب ناپذیر مورد قبول واقع شده و گاه تلاش هایی می شود تا تاثیر منقی این تحریمها بر زندگی عادی مردم ایران کاهش یابد.

دسته سوم به خاطر تندروی هایشان به پرنده شاهین یا بازهای شکاری تشبیه شده اند. این دسته نئوکان ها، جمهوری خواهان تند رو و همچنین تعداد رو به افزایشی از دموکرات ها در کنگره، سازمان های لابی طرفدار اسراییل و اندیشکده ها و سازمان های غیر دولتی صاحب نفوذشان را شامل می شود.

موتور محرکشان، کمیته روابط عمومی آمریکا و اسرائیل معروف به آیپک (AIPAC) و دیگر سازمان های حامی دولت اسرائیل می باشند و به همین دلیل از منابع مالی و ابزارهای تبلیغاتی قدرتمندی جهت بسط و نفوذ دیدگاه خود برخوردار هستند. این طرز تفکر حکومت ایران را تعامل ناپذیر می داند و خواستار سرنگونی کامل آن است. گرچه افراطیون این دسته علنا از حمله نظامی به ایران دفاع می کنند، ولی گفتمان غالب در این طرز تفکر همان گفتمان تحریم های کمرشکن است. البته، به گفته آنان، هدف از تحریم ها نهایتا سرنگونی نظام سیاسی ایران است، در نتیجه عامل اصلی تحقق این مهم، مردم ایران به شمار می آیند.

در حالی که گزینه حمله نظامی به تاسیسات هسته ای ایران در معادلات واشنگتن گزینه ای پر هزینه و با عواقبی نا معلوم و نا مطلوب به حساب می آید، برخی از افراطیون این دسته سعی دارند این گزینه را از طریق تقلیل هزینه های احتمالی تبلیغ و توجیه کنند.

به عنوان مثال، در گزارشی اخیر از انستیتو واشنگتن، یکی از اندیشکده های وابسته به کمیته روابط عمومی آمریکا و اسرائیل، تحت عنوان “آنسوی بدترین حالت” آمده است: حمله به ایران گرچه در کوتاه مدت باعث واکنش ملی گرایانه مردم شده و به سود رژیم باشد ولی با فرونشستن غبار جنگ، انتقادها متوجه حکومت خواهد شد، همانگونه که اتمام جنگ ایران و عراق بدون نتایج چشمگیر همچنان منشا اتهامات متقابل است.

از میان طرفداران گزینه تحریمهای کمرکشن که معتقدند فشار حاصل از تحریم ها بر مردم، اگر چه در ابتدا موجب خشم نسبت به دولت آمریکا شود ولی در دراز مدت اعتراضات را متوجه حکومت خواهد کرد و با بروز اغتشاشات، در نهایت به سرنگونی حکومت خواهد انجامید می توان به مارک کرک (Mark Kirk) یک سناتور آمریکایی اشاره نمود که در اواخر سال ۸۸ و در خلال تبلیغات انتخاباتی برای مجلس سنا، در پاسخ به مخالفت دولت با تحریم بنزین گفت: “در صحبت هایی که با مقامات دولتی داشتم، آنها نگران دردی هستند که این تحریم ها به مردم ایران وارد خواهند کرد… خنده … ولی به نظر من دقیقا همین درد می بایستی وارد شود.”

از دید آقای کرک، اعتراضاتی که در واکنش به فشار های آمریکا سازماندهی خواهد شد، قابلیت چرخش و تبدیل به اغتشاشات کوری از جنس شورش نان بر علیه حکومت ایران را دارند.

لذا، می توان گفت که در طرز تفکر دسته سوم، مردم مهمترین اهرم نیل به مقصود اصلی هستند.

آنها به اشاره به این واقعیت که سپاه پاسداران به عنوان مهمترین نهاد ذیربط در برنامه هسته ای امروز مهمترین پشتوانه نظامی و اقتصادی حکومت ایران است موفق شدند ائتلافی از نیروهای سیاسی را برای وضع تحریم هایی که آن را “هوشمند” خواندند تشکیل دهند ولی از آنجا که فعالیت های اقتصادی سپاه پاسداران در عرصه های مختلفی گسترش یافته است، تحریم ها عمدتا به تنگ تر شدن عرصه اقتصاد برای بخش خصوصی انجامید و به مرور زمان بر عکس موجب افزایش نفوذ اقتصادی سپاه در کلیه زمینه های اقتصادی در ایران شده و زمینه را برای انحصار اقتصادی سپاه در عرصه کلان فراهم کرده است.

در مقابل آمریکا هم تحریم های “فلج کننده” ای که اینبار اقتصاد کلان ایران را هدف گرفتند را جایگزین تحریم های “هوشمند” کرد.

اما این تحریمهای فراگیر و فلج کننده هم تا به امروز آسیب مورد انتظار را به سپاه پاسداران نزده و نقش این نهاد را را در مقابله با تحریم ها برجسته تر کرده است و راه را برای فعالیت های فراقانونی و فرامرزیش هموارتر. فعالیت هایی که حتی محمود احمدی نژاد هم در همایش راهکارهای مدرن مبارزه با قاچاق کالا از آن به عنوان وسیله ای برای انتقاد از سپاه- متحدان سابق و رقبای امروزی- استفاده کرد.

در نتیجه، سیاست تحریم ایران را به سمت تسلط بلامنازع سپاه درعرصه های کلیدی اقتصاد، و به طبع آن استقرار کامل یک دیکتاتوری نظامی در عرصه سیاسی پیش خواهد برد. گسترش تحریمها به اصلی ترین کالای صادراتی ایران یعنی نفت و همچنین به کل سیستم بانکی ایران، بیشترین هزینه ها را متوجه مردم کرده است.

در چنین شرایطی حتی اگر سیاست تحمیل محرومیت بر مردم ایران به افزایش نارضایتی انها از حکومت بینجامد؛ به قیمت تضعیف شدید یا حذف طبقه متوسط به وقوع پیوسته است.

بدین سان، منشاء اصلی تحولات سیاسی و اجتماعی -شبیه آنچه در جنبش سبز رخ داد-از بین خواهد رفت و صرفا زمینه را برای اغتشاشات کور طبقات فقیر تر فراهم خواهد کرد.

تغییر رژیم از این راه، اگر هم که امکان پذیر باشد، قماری خطرناکتر از انقلاب ۵۷ خواهد بود و با توجه به جایگزین های موجود، می تواند به هرج و مرج و حتی تجزیه ایران بینجامد. در خارج از ایران نیز این سیاست موجب گسترش موارد تبعیض و محدودیت برای ایرانیان شده است.

طرز تفکر سوم -حامی جنگ و افزایش فشار تحریمها – در پیشبرد اهدافش به ویژه در تب و تاب انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در آبان ماه با دست بازتری عمل خواهد کرد. در مقابل فضای رقابت های انتخاباتی پیش رو، رساندن صدای اعتراض و تبیین عواقب این سیاستها را با مشکلات بیشتری روبرو خواهد کرد. به ویژه که تعدادی از ایرانیان به صورت علنی در حال تبلیغ سیاست های دسته سوم هستند. آنها در معادلات پایتخت آمریکا نقش مهمی در توجیه فشار بر مردم ایران بازی می کنند.

با توجه به دفاع علنی آنها از موارد اخیر تبعیض نژادی و فشار بر ایرانیان خارج از کشور، میزان گسستگی پیوند آنان با منافع ایرانیان و ایرانی تبار ها موجب تاسف بیش از پیش نگارندگان این سطور است.

در چنین فضایی مسولیت دسته اول برای جلوگیری از تشدید تحریم ها و آغاز یک جنگ مخرب بسیار سنگین،و نیازمند اتحاد ببشتر ایرانیان مقیم آمریکا برای جلوگیری از تشدید این بحران است.

استقبال نایاک از مجوز کمک به زلزله زدگان

برای انتشار فوری

شورای ملی ایرانیان آمریکا (نایاک) از اقدام کاخ سفید به شدت استقبال می کند که با صدور یک مجوز موقت، به سازمان های خیریه اجازه داده کمک های انساندوستانه را مستقیما به قربانیان زلزله آذربایجان شرقی در ایران بفرستند.

دیوید الیوت، مشاور سیاسیت گذاری نایک می گوید: «این حرکت انساندوستانه به مردم آمریکا این توانایی را می دهد که به ایرانیانی که همه چیز را در این فاجعه طبیعی از دست داده اند، کمک کنند.» به گفته او «باید از کاخ سفید تشکر کرد که اجازه نداد کمک های امدادی ضروری به دلیل روابط تیره بین دو کشور، گروگان گرفته شوند.»

تصمیم کاخ سفید بعد از این اتخاذ شد که هزاران آمریکایی، ۱۴ نماینده کنگره آمریکا، و ائتلافی وسیع از سازمان ها، به رئیس جمهور آمریکا نامه نوشتند و از او خواستند مجوزی عام صادر کند که تحریم های ایران دیگر شامل کمک های انساندوستانه نشود. بعد از زلزله ویرانگر بم در سال ۲۰۰۳، جورج بوش رئیس جمهور وقت آمریکا مجوزی مشابه را صادر کرد.

دیوید الیوت می افزاید «حالا وظیفه دولت ایران است که سلامتی مردم کشورش را در اولویت قرار دهد و کلیه موانع برای رساندن کمک به مردم ایران را رفع کند.»

با اینکه دولت ایران پیشنهاد رسمی دولت آمریکا برای کمک را رد کرده، اما این مجوز عام اجازه می دهد سازمان های غیردولتی آمریکا بتوانند مستقیما به مردم ایران کمک های انساندوستانه بفرستند. هفته گذشته، نایاک از نزدیک با دنیس کوچینیک (حزب دموکرات) نماینده ایالت اوهایو در کنگره آمریکا همکاری کرد تا نامه ای را سریعا به باراک اوباما برساند و از رئیس جمهور آمریکا بخواهد که این مجوز عام را صادر کند و از دولت بخواهد که «دستورالعمل های عمومی را ارائه کند که موسسات مالی اجازه دارند همه معاملات قانونی را که دولت آمریکا اجازه داده، تسهیل کنند.» در آن نامه صریحا گفته شد که دولت باراک اوباما باید موسسات مالی را تشویق کند که همه معاملاتی که توسط اوفک مجاز هستند از جمله کمک های امدادی و انساندوستانه را تسهیل کند تا این تلاش ها توسط بانک هایی که تحریم را بیش از اندازه اعمال می کنند متوقف نشود.

به گفته دیوید الیوت «این مجوز عام به این معنی ست که سازمان ها می توانند کمک های اضطراری را با سرعت بیشتری انجام دهند.»

تعدادی از سازمان های غیر انتفاعی در تلاش هستند تا به زلزله زدگان کمک کنند از جمله « مادران علیه فقر»، «امداد بین الملل»، «کودکان ایران زمین»، «بنیاد کودک»، و «بنیاد ایرانیان مسلمان آمریکای شمالی (ایمان)».

نیاز به لغو تحریم ها برای ارسال کمک های انسان دوستانه به زلزله زدگان ایران

کشنبه، ۱۲ اوت۲۰۱۲

روز شنبه در تبریز و اهر زلزله آمد و بنا به گزارش ها از ایران دست کم ۲۵۰ کشته و بیش از ۲۰۰۰ زخمی بر جای گذاشت.

نایک می خواهد مستقیما با سازمان های انسان دوستانه تماس بگیرد که برآوردی از وضعیت امداد و نجات به دست بیاورد و اینکه آمریکایی ها چطور می توانند به این وضعیت کمک کنند. ما راه های موجود برای کمک مالی و انسانی به زلزله زدگان را به شما اطلاع خواهیم داد.

نگرانی های جدی وجود دارد که تحریم های فعلی آمریکا علیه ایران، مانع کمک های انسان دوستانه شود. نایک در تماس مستقیم با مسوولان کاخ سفید، وزارت دارایی، و وزارت امور خارجه آمریکاست و از آنها درخواست صدور یک مجوز عمومی کرده که کمک های انسان دوستانه را از تحریم های فعلی آمریکا معاف کند. مسوولان به نایک اطمینان داده اند که دولت آمریکا فعالانه به دنبال پیدا کردن مناسب ترین واکنش است.

در سال ۲۰۰۳ و به دنبال زلزله بم، دولت جورج بوش یک مجوز عمومی صادر کرد تا به سازمان های امداد اجازه دهد خدماتشان را در ایران ارائه کنند. نایک از دولت اوباما قویا می خواهد که حرکتی مشابه و چه بسا قوی تر انجام دهد. دولت اوباما باید تمام قدم های لازم را بردارد تا مطمئن شود که مناقشه بین دولت های ایران و آمریکا مانع کمک های انسان دوستانه نباشد.

با توجه به اینکه از سال ۲۰۰۳ تا امروز تحریم ها خیلی شدیدتر شده، امروز محدودیت برای کمک های انسان دوستانه بیشتر هم هست. در نتیجه دولت آمریکا به اقدامات جدی تری دارد که اجازه بدهد مبادلات انسان دوستانه – بخصوص مبادلات مالی برای حمایت از عملیات امداد – انجام شود.

در تحریم های فعلی آمریکا یک استثنا انسان دوستانه وجود دارد که بر اساس آن فرستادن غذا و دارو به ایران آزاد است. اما ابهام هایی که در تفسیر و اجرای قانون تحریم ها هست، مانع از فرستادن این اجناس شده است. بانک ها، شرکت های دارویی، و حتی اینطور که گزارش شده شرکت پست آمریکا برای فرستادن این اجناس همکاری نکرده اند. در حالی که بر اساس صحبت های ما با وزارت دارایی مشخصا روشن شد که این نوع مبادلات قانونی هستند و ما از وزارت دارایی می خواهیم که دست به اقدامات مضاعفی بزند تا مطمئن شود که سازمان های دولتی و خصوصی جلوی مبادلات قانونی را نمی گیرند.

اطلاعات بیشتر درباره راه های حمایت از عملیات امداد و نجات، فرستادن مستقیم کمک ها به ایران، و اقدامات دولت آمریکا در این رابطه به زودی منتشر خواهد شد.

اسرائیل با مجاهدین دست به یکی می کند؟

تصویر اسرائیل به عنوان قربانی ترور یک حقیقت پذیرفته شده در بین اکثریت مردم آمریکاست و به همین دلیل گزارش شبکه ان.بی.سی که فوریه امسال منتشر شده همه را غافلگیر کرد. از مسئولان دولت اوباما به ان.بی.سی درز کرده بود که اسرائیل با گروه فرقه ای تروریستی مجاهدین خلق که در لیست گروههای تروریستی آمریکا هم قرار دارند برای کشتن دانشمندان هسته ای ایران همدست شده است.

ان.بی.سی به نقل از منابع دولتی در آمریکا گزارش داد که اسرائیل بودجه در اختیار مجاهدین قرار داده است و آنها را آموزش داده و مسلح کرده است تا حملات مرگبار علیه دانشمندان هسته ای انجام دهند. اینکه اسرائیل در این ترورها دست داشته است تعجب برانگیز نبود اما اینکه اسرائیل با یک گروه مارکسیت اسلامی تروریستی که از بنیاد با اسرائیل مشکل دارد همکاری کرده است بسیاری را شگفت زده کرد. اینکه دولت اوباما متحد نزدیک خود را شرم زده کرده بود نیز تا حدی جای تعجب داشت.

مجاهدین پیشینه طولانی و خونینی در خشونت و فعالیت های ضداسرائیلی دارد. آنها در دهه 1970 روابط نزدیکی با یاسر عرفات و سازمان آزادی بخش فلسطین برقرار کردند و توسط نیروهای این سازمان آموزش نظامی دیدند. خصومت شاه با عرفات هم تا حد زیادی ریشه در ارتباط او با این گروه داشت. او بارها گله کرده بود که نیروهای مقامت فلسطینی گروهای مخالف حکومت ایران را آموزش می دهند تا مردم ایران را بکشند و مکانهای زیادی را منفجر کنند.

تنها چندین روز از انقلاب ایران نگذشته بود که سر و کله عرفات در ایران پیدا شد به این امید که سرمایه گذاری وی در گروه های ضد شاه اکنون تبدیل به کمک های مالی و سیاسی رژیم جدید ایران برای سازمان آزادی بخش فلسطین شود. رهبر مجاهدین مسعود رجوی در تهران به استقبال عرفات رفت. زمانی که صدام در 1980 به ایران حمله کرد رجوی به عراق فرار کرد و تا سقوط صدام در سال 2003 در عراق تحت حمایت وی بود. یکی از اعضای سابق مجاهدین به من گفت که عرفات از کمپ نظامی مجاهدین در عراق (اشرف) دیدن کرده است.

دیپلماتهای اسرائیلی می دانستند که هرکسی که در ایران در 1357 به قدرت برسد طرف اسرائیل را نخواهد گرفت، چه اسلامی ها که وجود اسرائیل با عایقد مذهبیشان در تضاد بود و چه چپی ها که اسرائیل را نماد امپریالسیت آمریکا در منطقه می دانستند. مجاهدین در این مورد منحصر به فرد بودند چون در هردو گروه جای می گرفتند. این که دقیقاً چه زمانی اسرائیل با مجاهدین ارتباط برقرار کرده است مشخص نیست، اما در اوایل دهه 1990، همانطور که در کتابم توضیح دادم، رابطه ای بین اسرائیل و مجاهدین شکل گرفت که ابعاد و ماهیت آن نامشخص مانده است.

در آن زمان معاون وزیر وقت دفاع اسرائیل افریم شنه، اسحاق رابین را تشویق کرد که به ایران نشان دهد اسرائیل می تواند با این کارت تروریستی نیز بازی کند. وی معتقد بود که هرگاه ایران از طریق جهاد اسلامی یا حماس بمبی در بیت المقدس بترکاند اسرائیل هم باید از مجاهدین برای پاسخی مشابه در تهران استفاده کند. رابین از داشتن روابط آشکار با این گروه پرهیز کرد اما دولت کارگر در را به روی مجاهدین نیمه باز گذاشت و همین مسئله به مجاهدین اجازه داد که از دو ماهواده اسرائیلی برای پخش برنامه های خود استفاده کنند.

آنطور که کارشناس اطلاعاتی اسرائیلی رابین برگمن می گوید حتی افشاگری مجاهدین درباره تأسیسات هسته ای نطنز در سال 2002 بر اساس اطلاعات درز شده از اسرائیل بوده است. یکی از اعضای سابق وزارت خارجه آمریکا اخیراً به من گفت در حالیکه اسرائیل به طور آشکار رابطه اش با مجاهدین را تأیید نمی کند مقامات اسرائیلی مخفیانه به آمریکایی ها می گویند که مجاهدین می توانند مفید باشند. تمامی این مسائل باعث شده است که این گمان در واشنگتن تقویت شود که که کمپین چند بیلیون دلاری مجاهدین برای خارج شدن از لیست تروریستی آمریکا با حمایت مالی اسرائیل است. بسیاری از مقامات سابق آمریکایی هزاران دلار دریافت کرده اند تا به نفع مجاهدین صحبت کرده و خروج آنها از لیست تروریستی آمریکا را تبلیغ کنند . این مقامات اسبق، قوانین آمریکا را در مورد حمایت مالی از گروههای تروریستی زیر پا گذاشته اند و پرونده های قانونی دارند.

این گونه روابط سیاسی در خاورمیانه غیرمعمول نیست. حتی همکاری های تکنیکی بین دشمنان قسم خورده ممکن است انجام گیرد اما ارتباط اسرائیل با این گروه فرقه گونه تروریستی برای اسرائیل در سطوح مختلف مخرب است. نخست، هرگونه تلاش اسرائیل برای اخلاقی رفتار کردن و محکوم کردن حکومت ایران، اگر با این گروه تروریستی رابطه داشته باشد بی معنی خواهد بود. این مسئله می تواند روی تمایل دیگر کشورها برای همکاری با گروههای تروریستی علیه اسرائیل اثر بگذارد.

دوم، اگر اسرائیل با گروهی همدست شود که آمریکا آن را “غیردموکراتیک” توصیف می کند و جایگزینی برای رژیم ایران نمی داند، این بحث که اگر بقیه حکومتهای خاورمیانه مثل اسراوئیل دموکراتیک باشند کل منطقه در صلح خواهد بود دیگر قانع کننده نخواهد بود. نهایتاً اینکه چنین ارتباطی رابطه اسرائیل و مردم ایران را تیره خواهد کرد چرا که مجاهدین حتی از حکومت ایران نیز در نزد مردم منفورتر است و این ارتباطی است که اسرائیل باید از آن حذر کند.