شایعات و حقایق

افسانه ها و حقایق: مبارزه با توطئه

از زمانی که نایاک به صدایی موثر و شناخته شده جامعه ایرانی آمریکایی در واشنگتن دی سی تبدیل شده است، مخالفان تلاش های نایاک با دستی که در اسباب سازی دارند سعی نمودند تا با توسل به دروغ فعالیت های این سازمان را به جمهوری اسلامی نسبت دهند

آنچه در ذیل می آید پاسخ سازمان نایاک به این ادعاهای کاذب است. بی بی سی فارسی نیز در یک تحقیق همه جانبه به ادعاهای طرح شده علیه نیاک و انگیزه های سیاسی طراحان آنها پرداخته، که آن را می توان در اینجا یوتوب فارسی مشاهده نمود.

افسانه: نایاک لابی جمهوری اسلامی ایران است

واقعیت: نایاک لابی جمهوری اسلامی ایران نیست. نایاک یک سازمان آمریکایی است که نقطه نظر اکثریت آمریکایی های ایرانی تبار را چنان که در نظرسنجی های مختلف منعکس شده نمایندگی می کند. هزینه نایاک منحصراً از طرف جامعه ایرانی آمریکایی و وام های بلاعوض توسط بنیادهای بزرگ آمریکایی مانند صندوق پلوشرز (Ploughshares Fund) و صندوق برادران راکرفلر (Rockefeller Brothers Fund) تامین می گردد.

نایاک نقض حقوق بشر در ایران را به صورت مستمر محکوم کرده و خواستار آزادی های گسترده تر شده است. در هنگام انتخابات ریاست جمهوری خرداد ماه، نایاک نقشی کلیدی در آموزش مردم و تصمیم گیران ایالات متحده در مورد تحولات ایران و مطالبات مردم ایران برای شمارش آراء و احترام به حقوق آنها ایفا نمود.

نایاک همچنین نقشی پیشرو در تقاضا از واشنگتن برای پرداختن به کارنامه حقوق بشر در ایران در حین ایجاد روابط دیپلماتیک با تهران ایفا نموده است.

آنهایی که نایاک را متهم به حمایت از دولت ایران می کنند، این امر را نه با توسل به مدارک بلکه از روی مخالفت با حمایت ما از ایجاد روابط دیپلماتیک با تهران، مخالفت با جنگ، و پشتیبانی از راه حلی توافق آمیز در مورد بن بست هسته ای انجام می دهند.

آندرو سالیوان (Andrew Sullivan) از نشریه آتلانتیک (Atlantic) گفته است: «این ادعا که [تریتا پارسی] به نوعی مهره جمهوری اسلامی است غیر عادلانه، غیر واقعی، و عناد آمیز است.»

افسانه: مدیر عامل نایاک، تریتا پارسی، در هنگام افشاء پیشنهاد ۲۰۰۳ برای از سر گیری گفتمان بین ایالات متحده و ایران از طرف دست جمهوری اسلامی اقدام نمود.

واقعیت: تریتا پارسی پیشنهاد ۲۰۰۳ را همانطور که در کتابش «اتحاد خائنانه؛ معاملات پشت پرده ایران، اسراییل و آمریکا» آمده است، در سال ۲۰۰۳ توسط منابع آمریکایی بدست آورد.

در هنگامی که مشغول نگارش کتاب خود بود، پارسی با بسیاری از مسئولین ایرانی در ارتباط با این پیشنهاد مصاحبه نمود. در بهار ۲۰۰۶ با بیم از بالا رفتن روز افزون احتمال جنگ بین ایالات متحده و ایران، پارسی به منظور اجتناب از رویارویی نظامی در صدد انتشار این پیشنهاد به رسانه های ایالات متحده بر آمد تا نشان دهد که مبنایی برای یک راه حل توافق آمیز در مورد منازعات بین ایالات متحده و ایران وجود دارد. به منظور تضمین قرار دادن حداکثر ممکن حقایق در معرض دید عموم، پارسی مصاحبه های متعددی با مسئولان ایرانی که در تهیه پیشنهاد دست داشتند و همچنین مسئولان آمریکایی ترتیب داد.

این پیشنهاد و داستان پشت آن که پارسی در مورد آن تحقیق نموده بود به ابتکار آقای پارسی در اختیار تعدادی از روزنامه نگاران در واشنگتون دی سی قرار داده شد. نشریات نیویرک تایمز (New York Times)، واشنگتن پست (Washington Post)، فایننشال تایمز (Financial Times)، یو اس ای تودی (USA Today)، و نشریات دیگر افشاء این پیشنهاد را مورد پوشش قرار دادند. این اقدام مبنای مباحثات واشنگن را در مورد چگونگی برخورد با چالش ایران دستخوش تغییر ساخت و احتمال جنگ با ایران را به صورت فاحش کاهش بخشید، امری که بر طرفداران جنگ بسیار گران آمد.

افسانه: آنهایی که این اتهامات را بر علیه نایاک وارد می کنند ایرانیان آمریکایی دلسوز حمایت دموکراسی در ایران می باشند.

واقعیت: عملیات تخریبی علیه نیاک توسط گروه های نو محافظه کار فوق راست گرا و افراد وابسته به سازمان تروریستی مجاهدین خلق سازماندهی می شود. اگرچه حملات آنها نیاک را هدف قرار می دهد، هدف بزرگتر شخص پرزیدنت اوباما و تلاش های او در تدوین سیاست خارجی متفاوت در خاورمیانه می باشد.

ممانعت از کمک ایرانیان آمریکایی به سیاست خارجی ایالات متحده در نشستی در کنفرانس ایپک (AIPAC) در مورد ایران توسط مارتین کریمر (Martin Kramer)، محقق نو محافظه کار خاور میانه، در بهار ۲۰۰۹ تبیین شد.

کریمر ذکر کرد که ایرانیان آمریکایی هنوز در ایران خانواده دارند و به همین خاطر به راحتی مرعوب پشتیبانی از ایران می شوند. کریمر پس از تشریح دستگیری محقق ایرانی آمریکایی هاله اسفندیاری گفت:

«این ماجرا در تمامیتش نشاندهنده راه هایی است که ایران می تواند اهرم هایی در پشت پرده بر روی ایرانی های آمریکایی داشته باشد، که بسیاری از آنها دارای مقام های کلیدی در اندیشگاه ها و اتاق های فکر می باشند و در حال ورود به قسمت های اجرایی هستند … این به آن معنی است که ما باید در مورد آنچه از جامعه ایرانی در مورد مسائل ایران دریافت می کنیم بسیار مراقب باشیم. بسیاری از این جوامع به شدت خواهان دسترسی به کشور خود می باشند و این امر شدیداً تحلیل های آنها را به سمت مساعدت سوق می دهد.»

فعالان نو محافظه کار و حامیان آنها در سازمان مجاهدین خلق خواهان از سرگیری رویکرد سرسختانه، جنگجویانه، و ضد دیپلماسی سال های ریاست جمهوری بوش می باشند، رویکردی که یقیناً به شکست و نابودی هر گونه شانس واقعی دموکراسی در ایران منجر خواهد گشت. به این دلیل است که آنها دست به یک عملیات تخریبی زده اند: بازپس گیری نفوذ سیاسی از هر طریق ممکن. هدف فعالان نو محاظه کار این است که با زیر سوال بردن اعتبار افراد و گروه هایی که از اوباما پشتیبانی می کنند، کلیت ریاست جمهوری اوباما را تخطئه نموده و راه را برای بازگشت خود به قدرت هموار سازند.

برای اطلاعات بیشر در مورد افرای که در پشت پرده به تخریب مشغولند اینجا کلیک کنید.

افسانه: تریتا پارسی پس از انتخابات ۲۲ تیر ماه با محمود احمدی نژاد به صرف غذا پرداخت.

واقعیت: تریتا پارسی در هیچ گونه مراسم شام یا مراسم دیگری متعاقب سرکوب بی رحمانه تظاهرات دموکراسی-خواهان در سال ۲۰۰۹ شرکت نکرده است. او مانند بسیاری دیگر از دانشگاهیان و خبرگان امور خارجه تمامی برنامه هایی را که با حضور احمدی نژاد در نیویرک در پاییز ۲۰۰۹ برگزار شد تحریم نمود.

تریتا پارسی با مقامات ایرانی، اسرائیلی، و آمریکایی بسیاری برای کتاب معتبر خود «اتحاد خائنانه؛ معاملات پشت پرده ایران، اسراییل و آمریکا» مصاحبه نمود. در زمان ریاست جمهوری بوش، پارسی جزء سه هیات بزرگ متشکل از بیش از ۵۰ دانشگاهی آمریکایی، خبرگان امور خارجه، مسئولین اندیشگاه ها، یا ایرانیان آمریکایی بود که با احمدی نژاد ملاقات کردند. در این ملاقات پارسی رئیس جمهور ایران را در مورد نقض حقوق بشر در ایران و تکذیب هولوکاست به چالش کشید.

افسانه: نایاک در مورد نقض حقوق بشر در ایران صحبت نمی کند

واقعیت: نیاک چه پیش از انتخابات تیر ماه و چه متعاقب آن، بیانه های علنی مبنی بر محکومیت کارنامه دولت ایران در نقض حقوق بشر منتشر ساخته است. نیاک در واقع سابقه ای طولانی در همکاری نزدیک با گروه های معتبر بین المللی حقوق بشر، از جمله سازمان عفو بین الملل (Amnesty International) و دیدبان حقوق بشر (Human Rights Watch)، و افشاء موارد نقض حقوق بشر در ایران به تصمیم گیران ایالات متحده دارد.

در ۲۶ ژوییه ۲۰۰۷ نیاک و سازمان عفو بین الملل کنفرانس مشترکی در کنگره واشنگتن تحت عنوان «حقوق بشر در ایران و گزینه های سیاست ایالت متحده» برگزار نمودند. این نشست مورد توجه جمعی گسترده شامل سیاستگذاران دموکرات و جمهوری خواه، کارمندان کنگره، روزنامه نگاران، و محققان مسائل بین المللی قرار گرفت. شرکت کنندگان این نشست نمایندگانی را از نشریه نیویرک تایمز (New York Times)، دیدبان حقوق بشر (Human Rights Watch)، مرکز مطالعات بین المللی ام آی تی (MIT’s Center for International Studies)، و سازمان عفو بین الملل (Amnesty International) را شامل می شدند.

اصولی که نایاک خود را در زمینه حقوق بشر به آن پایبند می داند را می توان در اینجا یافت (اننتشار در اوت ۲۰۰۸).

موارد زیر گزیده ای از بیانه هایی است که نیاک به تازگی صادر نموده که در آن خواهان توقف موارد نقض حقوق بشر در ایران شده است.

نایاک اعدام ها را در ایران محکوم می کند (۲۰۱۰/۲۸/۰۱)

نایاک محکومیت زندان پژوهشگر ایرانی را محکوم می کند (۲۰۰۹/۲۲/۱۰)

نایاک اعدام ها و موارد اخیر نقض حقوق بشر در ایران را محکوم می کند (۲۰۰۹/۱۴/۱۰)

نایاک از مذاکران ایالات متحده-ایران و درج حقوق بشر استقبال می کند (۲۰۰۹/۰۲/۱۰)

نایاک خواهان درج حقوق بشر در دیپلماسی با ایران است (۲۰۰۹/۱۴/۰۹)

نایاک خواهان انتخابات مجدد در ایران است (۲۰۰۹/۲۰/۰۶)

نایاک دستگیری پژوهشگران ایرانی آمریکایی را محکوم می کند (۲۰۰۷/۲۲/۰۵)

برای مطالب بیشتر در مورد پوشش نیاک از حقوق بشر در ایران، اینجا کلیک کنید.

افسانه: گزارش کلر لوپز افزایش لابی ایران را ثابت می کند

واقعیت: گزارش آپریل ۲۰۰۹ «افزایش لابی ایران: گروه هایی که ایران پشت آنها پنهان شده به جلو می آیند و داخل دولت اوباما» توسط کلر م. لوپز (Clare M. Lopez نگاشته شده است. او زمانی مدیریت اجرائی گروهی را بر عهده داشت که سعی می کرد گروه تروریستی مجاهدین خلق را از فهرست ترورایالات متحده خارج کند. این گزارش تلاشی است جهت انتشار کاتالوگی به صورت «چه کسی چکار می کند» از افراد و سازمان هایی که لابی فرضی ایران را اداره می کنند.

این مقاله به عنوان بخشی از یک عملیات تخریبی بسیار گسترده تر به منظور لکه دار کردن تمامی افرادی که از موضع پرزیدنت اوباما در ایجاد روابط دیپلماتیک در سیاست خارجی طرفداری می کند منتشر شد.

این مقاله مدعی است که نیاک در کنار قانونگذاران برجسته آمریکایی ، روشنفکران، و مسئولین دولت قسمتی از یک لابی تخیلی هستند که سازمان های بسیاری را با هدف پیشبرد سیاست تهران در ایالات متحده پرورش می دهند.

این مقاله هنگامی که برای اولین بار توسط سازمان نو محافظه کار مرکز سیاست امنیتی (Center for Security Policy) انتشار یافت از توجه ناچیزی برخوردار شد و دفعتاً به عنوان اهرم عوام فریبانه نو محافظه کاران به علت تحزب وقیحانه و ادعاهای بی شرمانه – مانند استفاده نویسنده از نوشته های حسن داعی الاسلام به عنوان مبنای اکثر استدلال هایش – کنار گذاشته شد.

نایاک تنها سازمانی نیست که مورد حمله قرار می گیرد. در واقع تقریباً تمامی قانون گذاران برجسته آمریکایی، روشنفکران، و مسئولین دولت که از سیاست ایجاد روابط دیپلماتیک اوباما در خاور میانه حمایت کردند مورد هجوم قرار گرفتند. این امر شامل افراد زیر می شود:

دنیس رایس (Dennis Ross) که در حال حاضر در شورای امنیت ملی ایالات متحده (U.S. National Security Council) خدمت می کند
ولی نصر، مشاور ارشد ریچارد هال بروک (Richard Holbrooke) استاد دانشگاه تافتز (Fletcher School) و محقق خاور میانه
توماس پیکرینگ (Thomas Pickering)، معاول وزارت خارجه برای مسائل سیاسی تحت پرزیدنت کلینتون، و سفیر سابق به اسرائیل
سوزان رایس (Susan Rice) نماینده در سازمان ملل متحد
باربارا اسلیوین (Barbara Slavin)، سردبیر امنیت ملی و جهانی در واشنگتن تایمز (Washington Times)
ریچارد هاوس (Richard Haas)، رئیس انجمن شورای روابط خارجی

این مقاله سعی دارد ثابت کند که افرادی که در دولت اوباما خدمت می کنند یا از تلاش های آن در زمینه سیاست خارجی پشتیبانی می کنند برای دولت ایران کار می کنند. ولی چنین ادعایی بسیار بی اعتبارتر از آن است که جدی تلقی شود. در نظر داشتن این امر در ارزیابی صحت و اعتبار این اتهامات از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.

افسانه: دعوی ضد افترا که نایاک بر علیه حسن داعی الاسلام اقامه کرده بود با شکست مواجه شد.

واقعیت: این دعوی همچنین باقی است و انتظار می رود در سال ۲۰۱۰ وارد مرحله محاکمه شود. درخواست داعی الاسلام برای رد اتهام توسط دادگاه بخش ایالات متحده در نوامبر ۲۰۰۸ تکذیب شد. بنا به گفته قاضی «دادگاه نتیجه گرفت که بیانیه های متهم می توانند افترا آمیز تلقی شوند.»

آنچه در ذیل آمده اغلاط متعدد مقاله ای به نگارش الی لیک (Eli Lake) با همکاری حسن داعی الاسلام (Hassan Daioleslam) را تصحیح می نماید. خوانندگان می توانند به تحقیقات وسیع بی بی سی فارسی در مورد اتهامات وارده به نیاک و انگیزه های سیاسی آنها رجوع نمایند.

افسانه: نیاک با انتصاب دنیس راس (Dennis Ross) به دولت اوباما مخالفت کرد چرا که نایاک «می ترسید حاصل تلاش دراز مدت آن در ترغیب مسئولین آمریکایی در جهت برداشتن تحریم ها از بین برود.»

واقعیت: نایاک در مورد انتصاب دنیس راس به عنوان فرستاده ویژه به ایران بخاطر نزدیکی «سیاست ایران» مورد حمایت او به سیاست دولت بوش ابراز تردید نمود، چرا که این رویکرد آشنا و سرسختانه در دیپلماسی با ایران رویکردی گمراه کننده بوده و منجر به نتیجه معکوس می شد. نیاک به لابی مسئولین آمریکایی به منظور الغای یک جانبه تحریم های گسترده اقتصادی علیه ایران نمی پردازد. نیاک باور دارد که تحریم های گسترده علیه ایران تنها باید در صورتی لغو شود که دولت ایران از فعالیت های سرزنش آمیز خود دست بردارد. نیاک همچنین بر آن است که تحریم های اضافی جایگزینی برای دیپلماسی نبوده و شکست اجتناب ناپذیر آنها ایالات متحده را در سمت جنگ با ایران قرار می دهد.

افسانه: نیاک باید «تحت قانون ثبت مامورین خارجی» به ثبت می رسید چرا که «مکاتبات ایمیلی بین آقای پارسی و [نماینده سابق ایران] آقای ظریف حاکی از پیشنهاد آقای پارسی برای ملاقات این دیپلمات با اعضای کنگره است.»

واقعیت: از ۲۰۰۶ تا ۲۰۰۸ نایاک به صورت خستگی ناپذیر تلاش کرد تا از جنگ آمریکا و ایران جلوگیری به عمل آورد. در ملاقات با اعضای کنگره، قانونگذاران ایالات متحده اغلب شکایت می کردند که دولت بوش به هیچ فرد خاصی گوش نمی دهد و اینکه برای جلوگیری از جنگ قانونگذاران چاره ای ندارند جز آنکه شخصاً – چه از طریق آغاز دیالوگ با ایران و چه رفتن به ایران وارد عمل گردند. با وجودی که نیاک قانونگذاران را به وارد کردن فشار بر کاخ سفید در جهت راهکارهای دیپلماتیک ترغیب می کرد، گاهاً از تریتا پارسی و کارمندان نیاک خواسته می شد تا قانون گذاران را در مورد چگونگی پیگیری دیپلماسی مورد رایزنی قرار دهند. پارسی پیشنهاد داد که گام اول در جهت این دیپلماسی گفتگو با نماینده ایران در سازمان ملل در نیویورک است. در چند مورد، قانونگذاران آمریکا خواستار آن شدند تا آقای پارسی آنها را با نماینده ایران آشنا کند، چرا که آقای پارسی وی را چندین مرتبه برای کتابش مصاحبه کرده بود. آقای پارسی قبول کرد و آنها را معرفی نمود، ولی او شخصاً هیچ جلسه ای را برگزار ننمود. آقای پارسی در ایمیل خود به نماینده ایران به وضوح خاطر نشان ساخت که نیاک تنها بخاطر جلوگیری از جنگ بین ایران و آمریکا به این معرفی پرداخته است. لازم به یادآوری است که این ایمیل بنا به در خواست اعضای کنگره و نه دولت ایران ارسال شد. نایاک هیچگاه با دولت ایران همکاری نکرده و نخواهد کرد.

افسانه: نایاک نقطه نظر اکثریت جامعه ایرانی آمریکایی را نمایندگی نمی کند.

حقیقیت: نظرسنجی زگبی اینترنشنال (Zogby International) در نوامبر ۲۰۰۹ تایید کرد که مواضع نایاک منعکس کننده نقطه نظر اکثریت ایرانی های آمریکایی است. نایاک نقطه نظر اکثریت جامعه ایرانی آمریکایی را که طبق نظر سنجی های متعدد مخالف جنگ، مخالف تحریم های گسترده، حامی حقوق بشر، و پشتیبان دیپلماسی هستند نمایندگی می کند.

افسانه: نایاک بیش از حد قانونی مقرر مذکور در قانون برای سازمان های غیر انتفاعی (۲۰ %از بودجه سازمان) به لابی می پردازد.

حقیقت: نیاک یک سازمان آموزشی (۳۰)(c)۵۰۱ با انتخابات H می باشد و از این رو مجاز است تا ۲۰% از بودجه خود را به امور لابی اختصاص دهد. نایاک و کارمندان آن در تبعیت کامل از مقررات و قوانین می باشند. مسائلی که نایاک در مورد آن به لابی پرداخته کاملاً شفاف می باشند. به عنوان چند نمونه نایاک با مصوبه ای که راه را برای جنگ بین ایالات متحده و ایران هموار می کرد مخالفت نمود و آن را از بین برد. در سال ۲۰۰۸ نیاک از مصوبه ای در حمایت از توافق “حوادث – در- دریا” بین ایران و آمریکا حمایت نمود. نیاک با اعمال تحریم های اقتصادی گسترده بر ایران به علت نامقدور بودن حل تنش ها از طریق تحریم مخالفت می نماید.

فعالیت های آموزشی و حمایت از سیاست های کلی مانند مخالفت با جنگ (بر خلاف مخالفت با مصوبات مشخص) قانوناً لابی محسوب نمی شوند. چنانچه در هر زمان یک سازمان (۳۰)(c)۵۰۱ از حد مجاز لابی تجاوز کند، آن سازمان توسط دولت جریمه خواهد شد. در صورت ادامه تخطی ها، موقعیت مالیاتی سازمان از آن باز پس گرفته خواهد شد. ولیکن نیاک از تمامی مقررات و قوانین تبعیت کامل داشته است.

افسانه: نایاک تنها پس از انتخابات ۲۲ تیر ۱۳۸۸ موارد نقض حقوق بشر را در ایران محکوم نمود.

واقعیت: بر اساس رای اعضای سازمان، نایاک سال هاست که به عنوان منتقد جدی موارد نقض حقوق بشر در ایران عمل نموده است. با وجودی که پوشش گسترده و محکومیت های مستمر  نایاک در سرکوب بی رحمانه تظاهرات صلح آمیز از توجه حائز اهمیت رسانه ای در طی تابستان برخوردار گشت، کار ما در زمینه حقوق بشر بسیار پیش از این آغاز شده بود. هنگامی که نایاک تصمیم به یافتن راه حل های صلح جویانه در مواجهه با بحران بین ایالات متحده و ایران گرفت، این سازمان همچنین مصمم شد تا به آموزش قانون گذاران وعموم مردم در مورد موارد نقض حقوق بشر بپردازد. نایاک بیانیه های بیشماری در محکومیت دولت ایران یا درخواست از آن برای احترام به حقوق اولیه انسانی منتشر ساخته است. همچنین، نایاک دو کنفرانس بزرگ در کنگره آمریکا با هدف جلب افکار عمومی به موارد نقض حقوق بشر در ایران برگزار نمود. سخنران ها نمایندگانی از دیدبان حقوق بشر (Human Rights Watch)، کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران (International Campaign for Human Rights in Iran)، سازمان عفو بین المللی (Amnesty International)، و اعضای کنگره را شامل می شدند.

افسانه: مخالفت نیاک با «صندوق دموکراسی» دولت بوش ریاکارانه است چرا که نیاک خود از «موقوفه ملی برای دموکراسی» (National Endowment for Democracy) وجوهی دریافت نموده.

واقعیت: با حمایت وام های بلاعوض از «موقوفه ملی برای دموکراسی»، نیاک به آموزش های غیر سیاسی سازمان های غیر دولتی در ایران پرداخت تا به تشکیل جوامع مدنی قوی در ایران کمک نماید. متعاقباً در سال ۲۰۰۶، دولت بوش «صندوق دموکراسی» ایران را راه اندازی نمود، برنامه ای که صراحتاً در صدد استفاده از سازمان های غیر دولتی در ایران برای بر اندازی رژیم ایران بود. ما به رای العین شاهد بودیم که چگونه فضایی که سازمان های غیر دولتی در داخل ایران فعالیت می کردند بخاطر این وجوهات آنها را رو به وخامت نهاد. با وجودی که اکثر فعالان ایرانی و مدافعان حقوق بشر از اخذ این وجوه سیاسی سر باز زدند، تمامی سازمان های غیر دولتی ایرانی و کارمندان آنها پس از تشکیل این صندوق مورد تردید و تهدید دولت ایران قرار گرفتند.

فعالان برجسته طرفدار دموکراسی و حقوق بشر مانند شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل و روزنامه نگار تحقیقی محقق اکبر گنجی، هاله اسفندیاری محقق سازمان وودرو ویلسن و دیدبان حقوق بشر، همگی به علت مخاطره مضاعف امنیتی ای که این وجوه برای فعالان داخل به بار آوردند با وجوه سیاسی دولت ایالات متحده برای سازمان های داخل ایران با جدیت مخالفت نمودند. نیاک باور دارد که در نظر گرفتن دغدغه ها و نقطه نظر های فعالان حقوق بشر در داخل ایران از اهمیت حیاتی برخوردار بوده و باید جدی گرفته شود. نیاک همچنین بر آن است که هر گونه تلاش از طرف دولت ایالات متحده در راستای کمک به مردم ایران باید مورد حمایت مردم ایران باشد و نباید آنها را به مخاطره اندازد.

برای اطلاعات بیشتر به این گزارش از بی بی سی رجوع نمایید.

چه کسی پشت سر تخریب هاست؟

نوشتجات سید حسن داعی الاسلام مبنای تقریباً تمامی تخریب هایی است که علیه نیاک صورت می گیرد، شامل آنچه توسط کلر لوپز، کنت تیمرمن، و تلویزیون های ماهواره ای ایرانی در کالیفرنیا گفته می شود. نیاک این اقدامات را با اقامه دعوی ضد افترا علیه داعی الاسلام پاسخ داده است. با وجود پیشرفت شایانی که در این دعوی صورت گرفته است، حملات علیه نیاک با رشد و توسعه نایاک رو به افزایش گذاشته و گروه های مختلف، نیاک را به عنوان تهدیدی علیه برنامه کار خود به حساب می آورند. نگاهی به این مواضع افراطی علت گسترش این حملات را نشان خواهد داد.

۱ – سید حسن داعی الاسلام

سید حسن داعی الاسلام توسط یکی از اعضای سابق سازمان تروریستی ایرانی مجاهدین خلق به عنوان عضو و کارمند این سازمان شناسایی شده است. خواهر و برادر او از مسئولین عالیرتبه مجاهدین می باشند. آنها در حال حاضر در اردوگاه اشرف عراق به سر می برند، اردوگاهی که توسط صدام حسین برای مجاهدین خلق در خاک عراق تشکیل شد.

بنا به گفته محمد سبحانی، عضو سابق مجاهدین خلق، “سید حسن داعی الاسلام که عضو سابق سازمان مجاهدین خلق (گروهک رجوی) محسوب می شود به علت سر باز زدن از ترک ایالات متحده برای پیوستن به گروهک تحت امر صدام حسین مورد انتقاد شدید مسعود رجوی قرار گرفته. ولی اکنون در شرایط تازه ای که باقی مانده گروهک رجوی که پس از سقوط صدام در کشورهای غربی به سر می برند، موقعیت اجتماعی حسن و قدرت او در تکلم به زبان انگلیسی توجه رجوی را جلب نموده است.”

داعی الاسلام مقالات متعددی منتشر ساخته که در آنها اتهامات جعلی به نایاک وارد نموده. این مقالات اول در تارنمای مجاهدین خلق به زبان فارسی منتشر شد و سپس در مجلات و وبلاگ های نو محافظه کاران به زبان انگلیسی.

۲- کلر لوپز (Clare Lopez)، نویسنده «گسترش لابی ایران»

کلار لوپز مدیر عامل اجرائی سابق شورای سیاست ایران (Iran Policy Committee) است، گروهی که با پرداختن به لابی سعی در خارج کردن گروه تروریستی مجاهدین خلق از فهرست تروریست های خارجی وزارت خارجه دارد.

با وجودی که سازمان مجاهدین خلق یک گروه تروریستی شناخته شده می باشد، لوپز مقالات متعددی در مدح این سازمان نگاشته است. در سال ۲۰۰۶، او در مقاله ای تحت عنوان «مبارزه سازمان مجاهدین خلق برای آزادی و دموکراسی در وطن پس از ۳۵ سال تلاش تغییر نکرده، اول بر علیه پادشاهی مستبد، و پس از ۱۹۷۹ علیه ایدئولوژی رادیکال اسلامی حامی تروریسم…» ( «هیولاهای واقعی ایران: تئوکرات های تروریست، نه مجاهدین خلق»، گلوبال پالیتیشن، ۳۱ ژانویه ۲۰۰۶)

در یک سخنرانی در سال ۲۰۰۷ لوپز خاطر نشان کرد: «شگفت آور است که چرا ما حداقل برای دریافت کمک به گروه های اپوزوسیون ایرانی بخصوص سازمان مجاهدین خلق رو نمی کنیم. آنها نه تنها شبکه مخفی گسترده اطلاعاتی تشکیل داده اند … بلکه خود را متعهد به اصول دموکراتیک و بازار آزاد می دانند. (سخنرانی کلار لوپز در نهمین کنفرانس اطلاعاتی دانشکده نورتردام در ۱۰ ژوئیه ۲۰۰۷).

گزارش لوپز توسط سازمان نو محافظه کار مرکز سیاست امنیتی منتشر شد.

۳- مایکل روبین (Michael Rubin)

مایکل روبین پژوهشگر موسسه آمریکن انترپرایز (American Enterprise Institute) و مشاور سابق وزارت دفاع در مورد ایران و عراق، یک طرفدار بی پرده جنگ با عراق و مخالف دیپلماسی با ایران است. روبین یکی از طرفداران سرسخت گسترش دخالت نظامی ایالات متحده در خاور میانه است. او در موسسه اِی ای آی (AEI) همکار جان بولتن و پال ولفوویتز، معماران حمله و اشغال عراق و طرفدار جنگ با ایران می باشد.

روبین حامی سرسخت سیاست های خشونت آمیز بر علیه ایران و مخالف جدی دیپلماسی است. در یک سخنرانی در مارس ۲۰۰۷ در دانشگاه حیفا در اسرائیل، روبین متذکر شد که منافع ایالات متحده و ایران در عراق به کلی در تضاد با یکدیگر قرار دارد، و این امر تا هنگامی که یک طرف برنده و یک طرف بازنده شود پا برجا خواهد ماند ( «مباحثه در باب ایران، در خواست های بیشتر از ایالات متحده برای اتخاذ موضع قوی تر» از رابین رایت واشنگتن پست، ۹ اوت ۲۰۰۷).

روبین با جنبش اصلاحات در ایران مخالف است، و رهبران جنبش سبز مانند موسوی و خاتمی را متهم می کند که از طرفداران دموکراسی در ایران نمایندگی نمی کنند. او در مصاحبه ای با نشنال رویو آنلاین (National Review Online) متذکر شد: «اصلاح طلبان بخشی از رژیم هستند و طرفداران دموکراسی در ایران را نمایندگی نمی کنند. (نشنال رویو آنلاین، ۲۵ آپریل ۲۰۰۶).

هنگامی که روزنامه نیویرک تایمز فاش کرد که روبین در تهیه مقالات تبلیغاتی از جانب یک پیمانکار در عراق در پشتیبانی از سیاست های دولت بوش دخالت داشته، اعتبار وی به عنوان یک محقق زیر سوال قرار گرفت.

روبین در مقالات متعدد به نیاک و کارمندان آن حمله نموده و با وارد کردن این اتهام که نیاک در عمل لابی جمهوری اسلامی است سعی در تخطئه این سازمان داشته است.

۴- کنت تیمرمن (Kenneth Timmerman)

کنت تیمرمن یک نویسنده و فعال محافظه کار است. تیمرمن همچنین عضو بسیاری از سازمان های نو محافظه کار، شامل شورای خطر فعلی (Committee on the Present Danger) و موسسه یهودی امور امنیت ملی (Jewish Institute for National Security Affairs) می باشد.

در ژانویه ۲۰۰۶، تیمرمن از انسداد دریایی ایران حمایت کرد ( «گام های بعدی در ایران»، frontpagemag.com، ۲۳ ژانویه ۲۰۰۶). در سال ۲۰۰۸ نایاک به شکست یکی از مصوبات کنگره در مورد انسداد دریایی ایران کمک نمود، چرا که چنین انسدادی به مثابه اعلام جنگ با ایران می باشد.

تیمرمن شدیداً مخالف دیپلماسی با ایران است و مقالات متعددی نگاشته که در آنها اتهامات بی موردی به نایاک وارد ساخته است.