سه راه به سوی معامله ی هسته‌ای با ایران

سه راه به سوی معامله ی هسته‌ای با ایران
‎نوشته رضا مرعشی ۱۳ مه‌ ۲۰۱۳

‎ در بحبوحه ی تشدید تحریم‌ها و لاف‌ها ی دروغین هسته‌ای غافل شدن از مذاکرات ۱۵ مه‌ کاترین اشتون، رئیس سیاست خارجی‌ اتحادیه اروپا و سعید جلیلی، رهبر مذاکره اگر تهران جهت پیگیری گفت و گو‌ها ی بین ۵+۱ و ایران در استانبول آسان است‫.‬

‎آخرین دور از مذاکرات چند جانبه بی‌ نتیجه به پایان رسید و کمی‌ بیش از یک ماه برای تنظیم قرار یک جلسه ی رو در رو طول کشیده است. در حالی‌ که هیچ تاریخی برای دور جدیدی از مذاکرات با نمایندگان هفت کشور مشخص نشده، نشست آتی میان اشتون و جلیلی فرصتی برای شروع برنامه ریزی برای چگونگی‌ پرحاصل تر کردن مذاکرات نسبت به قبل است.

‎قرار گرفتن در مسیر امیدوار کننده تری از مبادلات متناوب فعلی نیاز به چند مرحله ی کلیدی دارد:

تعادل بخشی به برگه‌ پیشنهادات متقابل
‎دولت اوباما و متحدانش در ۵+۱سزاوار اعتبارند. آنها (و اگر منصف باشیم، ایران) حاضر به کوچکترین حرکتی از مواضع تسلیم نشدنی خود در طول ۲۰۱۲ نبودند، اما با ارائه متواضعانه و موقت کاهش تحریم ها  در ازای محدودیت‌ها ی قابل اثبات بر برنامه ی هسته‌ای ایران، خردمندانه توپ را در زمین تهران قرار دادند. این گام اولین مهم‌ است و حال نوبت ایران برای حرکت رسیده اما پیشنهاد فعلی معامله‌ای که تهران توان عرضه ی آن را در ایران داشته باشد فراهم نمی‌‌سازد. و اگر تهران توان عرضه ی معامله را به زینفعان سیاسی داخلی‌ مختلف خود نداشته باشد، ما دوباره به خانه ی اول باز خواهیم گشت. همین اصول در واشنگتن هم صادق هستند. تعادل بخشی به برگه‌ ی پیشنهادات از طریق یک فرایند گام به گام بر اساس روابط متقابل فراهم آورنده ی عظیم‌ترین فرصت ساخت رابطه ی دو طرفه ی ماندگاری خواهد بود که توان بر جای ماندن در سیاست ستیزه جوی  داخلی‌ هر دو پایتخت را دارد.اگر این به این معنا باشد که ما برای دریافت بیشتر باید ارائه ی بیشتری داشته باشیم، ما باید سرمایه ی سیاسی را برای انجام آن‌ بگذاریم.

گسترش مذاکرات
‎ایران برای حل هفت چالش امنیت ملی‌ ایالات متحده که منع گسترش سلاح، امنیت انرژی، سوریه، افغانستان، عراق، مبارزه با تروریسم و صلح اسرائیل و فلسطین هستند، حیاتی است. موقعیت موجود آمریکا در برابر ایران هر هفت چالش را تشدید می‌کند. با وجود این، دولت اوباما به مدت طولانی‌ از مذاکرات (بی‌ خیال گفت و گوی‌ها ی واقعی) با ایران جز در حوزه ی منع گسترش سلاح هسته‌ای خودداری کرده، اما همیشه اینطور نبوده است. دور اول مذاکرات در سال ۲۰۰۹ با تمرکز بر برنامه هسته‌ای ایران انجام شد، اما بحث‌ها ی حاشیه ای در کنار تمرکز بر روی مبحث اصلی‌ صورت گرفتند.این تصادفی نیست که هر دو طرف در دوره ی ریاست جمهوری اوباما به نزدیکترین نقطه ی توافق   رسیده اند. ۵+۱ و ایران باید دوباره در همان سطح گفت گو کنند، چرا که راه حل وضع همواره رو به وخامت حقوق بشر در سوریه و ایران ( با تفاوت در مقیاس و گستردگی شان) فرصت‌هایی‌ منحصر به فرد را ارائه میدهند. در آماده سازی برای مذاکرات چند حزبی بعدی، اشتون باید به جلیلی ابلاغ کند که ۵+۱ آماده ی مذاکره در زمینه ی نگرانی مشترک بر سوریه و حقوق بشر در ایران است.اگر دور بعدی مذاکرات ( و یا هر مذاکراتی در آینده ) صرفاً محدود به برنامه ی هسته‌ای ایران باشند، به احتمال زیاد با شکست مواجه خواهند شد.

آغاز با در ذهن داشتن پایان
‎در طول زمان دولت اوباما، اولویت آمریکا تلاش برای اقدامات کوچک اعتماد ساز بدون روشن سازی اهداف بلند مدتش در برابر ایران بوده. این بهتر از هیچ است، اما با توجه به عدم وجود اعتماد میان واشنگتن و تهران، کارایی‌ گام‌های تاکتیکی کوچک لازم است و تا امروز این گام‌ها بی‌ تأثیر بوده اند. به همین دلیل است که دولت اوباما همراه با متحدانش در ۵+۱، باید بر تعیین خواسته‌ای نهایی تصمیم گرفته -چشم اندازی دقیق برای روابط عادی با ایران- و پس از آن‌ به وضوح این را به تهران بگویند. هدف از تحریم ها، جنگ اینترنتی، ترور مخفیانه، و دیگر اشکال فشار چیست؟ این موضوع به ندرت عنوان می‌‌شود، و نشانگر این حکمت است که اگر نمی‌دانید کجا می‌روید، هر راهی‌ شما را به آنجا خواهد رساند. تنها در حالتی که واشنگتن و تهران قادر به دیدن یک نور در انتهای تونل باشند، بی‌ میلی برای مخاطره کردن جهت صلح به احتمال زیاد باقی‌ خواهد ماند، و در عوض هر دو طرف اختلاف را به سمت یک رویارویی نظامی که هر دو به طور جداگانه در پی‌ جلوگیری از آن هستند، افزایش و ادامه خواهند داد.

About Author

Connect with Me: