تحریم ها احتمال وقوع جنگ را افزایش می دهند

“اگر از تحریم ها حمایت نمی کنید در بازی نقشی نخواهید داشت” این جمله را اخیراً یکی از روشنفکران یهودی آمریکایی به گروهی از دانشگاهیان ایرانی-آمریکایی گفته است. موضوع بحث چگونگی جلوگیری از وقوع جنگ بین ایران، اسرائیل و آمریکا بود؛ جنگی که اکثریت ایرانی آمریکایی ها و یهودیان آمریکایی با آن مخالفند. برداشت این روشنفکر یهودی از شرط ورود به مباحثه آمریکا بر سر مسئله ایران صحیح است اما باید بدانیم که اگرچه تحریم ها ظاهراً به عنوان جایگزینی برای جنگ مطرح می شوند اصولاً احتمال وقوع جنگ را افزایش می دهند.

تلاش بر اینکه کشوری را با تحریم به تسلیم وا داشت استراتژی جدیدی نیست بلکه رویکردی است که شکست آن قبلا اثبات شده است. در ده مورد گذشته که مثل ایران از تحریم های گسترده استفاده شده است تنها یک مورد با موفقیت به گذر به دموکراسی و تسلیم برنامه هسته ای منجر شده است: آفریقای جنوبی و البته در این مثال نیز اینکه تحریم ها اثر مثبت در سقوط آپارتاید داشته اند قابل بحث است. در ۹ مثال دیگر رژیم های تحت تحریم سرکوبگرتر و غیردموکراتیک تر شده اند و بیشتر بی ثباتی ایجاد کرده اند. برای مثال در مورد عراق تحریمها به جنگ منجر شدند.

الگوی تحریمهای ایران شباهت های بسیاری با روندی دارد که در آن تحریمها به طور فزاینده گزینه های صلح آمیز را بر عراق بستند و نیز بسیار شبیه است به این که تحریمها چگونه به کره شمالی نیاز رسیدن به قدرت بازدارندگی هسته ای را تقویت کرد. زمانی که تحریم ها به حالت تحریمهای همه جانبه تجاری در می آید و دیپلماسی به گوشه رانده می شود تنها یک گزینه برای کشور مورد تحریم باقی می ماند: مقاومت. به عبارتی، تحریم ها به جای اینکه کشورها را از مقابله با یکدیگر و تحت فشار قرار دادن هم باز دارد اثر معکوس داشته است.

تحریم ها به سرعت در سیکلی تشدیدی قرار می گیرند: فشار مداوم برای تحریمهای بیشتر کشورهای تحریم کننده را به سوی سرسختی و لجاجت بیشتر رهنمود می کند ( یکی از مقامات اتحادیه اروپا به من گفت ” ما باید به ایران نشان دهیم که جدی هستیم”). کشور تحت تحریم نیز با پیشرفته کردن برنامه اش و نیز ایجاد مشکل برای کشورهای تحریم کننده در دیگر حوزه ها مقابله به مثل می کند (یک مقام ایرانی در سال ۲۰۱۰ به من گفت “ما باید به غرب نشان دهیم که جدی هستیم”).

در مسیر تحریم ها که مرتباً تشدید نیز می شوند گاه اقداماتی صورت می گیرد که در نهایت به طور برگشت ناپذیری منجر به از بین رفتن تمام گزینه های صلح آمیز می شود و کشورهای تحریم کننده تنها دو سیاست پیش روی خود می بینند: تغییر رژیم یا جنگ و یا هر دو. این مسئله در سال ۱۹۹۸ در عراق اتفاق افتاد. در دولت کلینتون کنگره آمریکا قانون آزادسازی عراق را تصویب کرد. از شش سال پیشترتحریمهای همه جانبه اقتصاد عراق را بسیار تضعیف کرده بود اما در حالی که تحریمها اساس جامعه عراق را به هم ریخته بود نتوانست به لجاجت صدام حسین پایان بدهد. کنگره که ازاین روند خسته شده بود احساس کرد فشار بیشتری لازم است- در نهایت نمی شد این تصور را برای صدام باقی گذاشت که آمریکا جدی نیست. قانون آزادسازی عراق نشان داد که تغییر رژیم سیاست رسمی دولت آمریکا است. این بدان معنی بود که حتی اگر صدام تسلیم می شد بازهم کافی نبود. رژیم او باید می رفت. چنین سیاستی صدام را دو چندان مصمم کرد چرا که آخرین راه نیز بر او بسته شده بود. تنها دو چیز می توانست بمبست عراق را بشکند: سقوط رژیم صدام (که واشنگتن خیلی نمی توانست در آن نقشی ایفا کند) و یا جنگ.

بسیاری از نشانه ها حاکی از این است که استراتژی تحریم ایران نیز به زودی به این نقطه می رسد. برخی تحلیل گران معتقدند که ایران به این نقطه رسیده است. سوزان ملونی از مؤسسه بروکینگز در مجله روابط خارجی (فارن افرز) می نویسد: “با به کارگیری اقدامات حداکثری، کاخ سفید تلاشهای خوش بینانه خود را برای تعامل با ایران به طور کامل ترک کرده است. سیاست فعلی آمریکا بر تغییر سیاسی در تهران تمرکز دارد. چنین روندی تنها احتمال انجام مذاکرات بی فرجام، و نه پربار، را افزایش می دهد.”

در واقع تهران از پیش به این باور رسیده است که هدف آمریکا برای ایران همان است که در مورد عراق بود: تغییر رژیم. به علاوه، این مسئله که تحریم های وضع شده تقریباً غیرقابل برداشتن هستند انگیزه ایران را برای امتیازدهی بیش از پیش کاهش می دهد. این به ویژه در مورد تحریمهای آمریکا که تنها با اجازه کنگره لغو شدنی است بسیار صادق است: در گذشته در بهترین حالت سالها این روند به طول انجامیده است. نتیجه این خواهد شد که ما با بمبستی دیگر مواجه خواهیم شد.

به خاطر دلایل عنوان شده بسیاری از فعالان طرفدار دموکراسی در ایران با تحریمهای گسترده مخالفند (جدا از اینکه تحریمها اثر بسیار مخربی روی زندگی مردم ایران دارد). تحریمهای گسترده شانس دموکراتیک شدن ایران را کاهش داده و ریسک جنگ را افزایش می دهد. جنگ کل منطقه را ناامن خواهد کرد و مرگ هزاران بی گناه را در پی خواهد داشت و در ضمن احتمال دستیابی ایران به بمب هسته ای را بسیار افزایش خواهد داد و تلاش مردم برای رسیدن به دموکراسی را به تاخیر خواهد انداخت.

برای بسیاری از ایرانی-آمریکایی ها جمهوری اسلامی ایران یک کابوس بوده است. اما همیشه امید وجود داشته است چرا که هر کابوسی روزی پایان می یابد. ترس آنها این است که تحریمهایی که بسیار محتمل است به جنگ منجر شود این کابوس را برای دهه ها تداوم خواهد بخشید. حتی آنهایی که شرط ورود به بحث ایران را در واشنگتن تعیین می کنند باید به این واقعیت اعتراف کنند.

Connect with Me: