آزمايش قدرت اسرائيل – ايران در سوريه رقم خواهد خورد يا در نيويورك؟

تريتا پارسي در مقاله اي تحت عنوان فوق كه در تاريخ ١٥ فوريه ٢٠١٨ در نشريه اينترنتي ديفنس وان
بچاپ رسيد به بررسي تنش احتمالي بين ايران و اسرائيل و اينكه اين قدرت نمايي در خاك سوريه و يا در شوراي امنيت سازمان ملل متحد ادامه و پيگيري خواهد گرديد پرداخته است. وي در اين مقاله مي نويسد:

در خاورميانه امروز، كشورها وقتي براي جلوگيري از تشديد منازعات و درگيريها بدنبال قدرتي نفوذ گذار براي فشار بر بازيگران منطقه هستند به واشنگتن رو نمي كنند. بلكه به سمت مسكو مي روند.
روسيه با توجه به نفوذي كه روي اسرائيل، ايران و سوريه دارد از موقعيت منحصر بفردي براي توقف تهديد منازعات و درگيريهاي گسترده اي كه در شرف انفجار است برخوردار مي
باشد.

اين موقعيت بويژه بعد از مشاهده نفوذ هواپيماي بدون سرنشين ايران در عمق آسمان اسرائيل، مورد هدف قرار گرفتن و سقوط هواپيماي اف ١٦ إسرائيلي در خاك سوريه و بمباران گسترده اخير نيروي هوايي اسراييل در خاك سوريه بيش از پيش حائز اهميت گرديده است.
و اگر چه وضعيت موجود هنوز مي تواند از كنترل خارج شود، ليكن دلائل موجود دال بر آن دارد كه اين منازعه دارد به يك جنگ سياسي تبديل مي شود.
در واقع ريشه تنشهاي موجود، ناشي از جابجايي تعادل قدرت در منطقه است.

قدرت مانور اسراييل در ١٥ سال گذشته به تدريج رو به كاهش بوده و تحليل رفته است. در مقابل ايران در نتيجه حمله فاجعه بار واشنگتن به عراق تقويت شده است. ضمنا بقاء بشار أسد در سوريه نيز باعث از دست رفتن اعتبار و نفوذ امريكا گرديده است. و مهمتر از همه توافق هسته اي تهران است كه اگرچه تهران را از دستيابي به سلاح هسته اي متوقف نموده است، ليكن منجر به برسميت شناخته شدن ايران بعنوان يك قدرت واقعي در منطقه و باعث از بين رفتن سياست چندين دهه اي ايالات متحده امريكا مبني بر انزواي كامل ايران گرديده است.
در همين راستا برخورد قدرتهاي بزرگ در اروپا، روسيه و چين نسبت به ايران تغير كرده و همين امر ايران را به كشوري قدرتمند كه حضورش براي تعادل منطقه اي نيازمند است تبديل كرده است.

بنا به گفته وزارت خارجه ايران و حزب الله همپيمان اينكشور در لبنان
“دوران حملات اسراييل به سوريه و حوادث ١٠ فوريه به پايان رسيده است”
و اين يعني محدود شدن مانور نظامي اسراييل در سوريه. اسراييل سالهاي سال آزادانه و بدون هيج پيامد قابل توجهي سوريه را مورد هدف قرار داده است.
اما عليرغم لفاظي هاي تند دو طرف تعداد كساني كه معتقدند اسراييل يا ايران اشتياقي براي درگيري نظامي مستقيم دارند بسيار كم هستند.
در عوض بنظر مي رسد تمايل اسراييل بيشتر معطوف تغير جهت درگيري و تبديل آن به يك جنگ سياسي با حربه استفاده از قطعنامه و تحميل مجدد تحريمهاي سازمان ملل و برگرداندن مجدد ايران به انزواي ديپلماتيك و اقتصادي است.

تا شايد از اين طريق با برگرداندن تعادل منطقه به ١٥ سال قبل اوضاع را به نفع خود رقم بزند.
در واقع اين همان چيزي است كه عربستان سعودي و دولت ترامپ خواستار آن مي باشند، و هفته هاست كه در تلاشند تا زمينه هاي آنرا در سازمان ملل فراهم سازند. كه البته در برخي موارد نيز تلاشهاي آنها بثمر نشسته است.
اخيرا در أوائل ماه گذشته يكي از كميسيونهاي تشكيل شده در سازمان ملل متحد در گزارشي ايران را به نقض تحريمهاي سازمان ملل بر عليه يمن متهم ساخت.
اين گزارش مدعي نمي شود كه ايران مستقيما سلاح در اختيار شورشيان حوثي در يمن قرار داده است، ليكن اظهار مي دارد ايران اقدامات پيشگيرانه كافي در جهت دستيابي شورشيان به سلاحهاي اينكشور ننموده است.

با اين وجود كميسيون مزبور در گزارش خود ايران را به نقض عدم انطباق و هماهنگي اينكشور با قطعنامه ٢٢١٦ شوراي امنيت سازمان ملل متحد در ارتباط با يمن متهم كرده است.
طرح تا حدودي پيشنهادي عربستان سعودي اين است كه از اين گزارش براي تحميل قطعنامه جديد تحت عنوان فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد بر عليه ايران استفاده شود. اين قطعنامه به شوراي امنيت سازمان ملل اجازه مي دهد نسبت به ” تعين وجود هرگونه تهديدي بر عليه صلح، نقض صلح و يا اعمال تجاوز” واكنش نشان داده و براي ” بازگرداندن صلح و امنيت بين المللي” اقدام نمايد.

يك چنين قطعنامه اي بار ديگر ايران را در تنگناي مجازات تحريم اقتصادي و مسدود كردن راه هاي نفوذ سياسي اش در منطقه قرار مي دهد. و اين يعني مهار همه جانبه ايران.
طبق محاسبات رياض اين امر باعث جلوگيري افزايش رشد نفوذ ايران در منطقه و باز گرداندن تعادل منطقه اي بنفع عربستان سعودي و اسراييل مي گردد.
ارزش چنين قطعنامه اي براي اسراييل و عربستان سعودي از يكسو و تهديد و خطر آن براي ايران از سوي ديگر، به مراتب فراتر از تاثير اقتصادي محدودي است كه تحريمها ممكن است بتوانند بر ايران بگذارند.
جواد ظريف، وزير خارجه ايران فصل ٧ قطعنامه شوراي امنيت را چيزي شبيه
” رمزگشايي” كشور مي داند.

وي در مصاحبه اي كه من در ارتباط با كتابم تحت عنوان ” از دست دادن دشمن: ايران و پيروزي ديپلماسي” با وي داشتم، در همين مورد اظهار داشت منبعد هر چيزي كه مربوط به ايران است أعمم از تجارت آزاد و يا حتي مشاركت در نهادهاي سياسي از طريق يك لنز امنيتي مورد بررسي قرار خواهد گرفت.
مخالفت اسراييل و عربستان سعودي با توافق هسته اي، بخشي ريشه در همين تمايل آنها در به انزوا كشاندن دائمي ايران دارد. در واقع باراك اوباما با اين توافق ابزار ادامه مهار ايران را از دست اسراييل و عربستان خارج كرد.

در حال حاضر هدف اتحاد اسراييل و عربستان با توجه به گزارش اخير كميسيون سازمان ملل متحد مبني بر نقض تحريمهاي شوراي امنيت بر عليه يمن توسط ايران و يا اتهامات مربوط به تجاوز هواپيماي بدون سرنشين ايران به حريم هوايي اسراييل، اينست كه مسير را براي صدور قطعنامه جديدي توسط شوراي امنيت برعليه ايران
فراهم سازند. آنها در سدد و اميدوارند ضمن در تنگنا قرار دادن ايران راه را براي مهار همه جانبه ايران توسط امريكا را هموار سازند.
بر همين اساس كاملا روشن است كه عليرغم لفاظي ها و اظهارات تند دو طرف خيلي زود زورآزمايي از مرزهاي اسراييل و سوريه به نيويورك منتقل خواهد شد.
اين اقدام ضمن كم هزينه بودن، تاثير گسترده و قابل توجه تري براي اسراييل خواهد داشت.
دوام تاثير يك حمله نظامي قوي عليه مواضع ايران در سوريه بيشتر از چند هفته نخواهد بود. اين درحالي است كه تاثير قطعنامه فصل هفت شوراي امنيت سازمان ملل متحد مي تواند يك دهه ايران را درگير و باعث دلگرمي و منافع اسراييل و عربستان در منطقه گردد.

اما همانطوريكه پوتين كمپين بمبگذاري اسراييل در سوريه را متوقف كرد، او نيز همانند ترامپ از كارت برنده ” حق وتو” در نيويورك برخوردار است.
اسراييل و عربستان ممكن است دانالد ترامپ و نيكي هيلي را در جايي كه مي خواهند داشته باشند، ليكن برنامه هاي آنها براي بازگرداندن تعادل قدرت در منطقه بنفع خودشان و بر عليه ايران بدون همكاري روسيه عملي و امكان پذير نمي باشد

About Author

Trita Parsi
Connect with Me: