صدور یک حکم مشکل‌ساز در دیوان عالی ایران

یک حکم جدید که در دیوان عالی ایران صادر شده، می‌تواند عواقب جدی برای آن دسته از ایرانیان آمریکایی داشته باشد که بین ایران و ایالات متحده سفر می‌کنند. این حکم از سوی شعبه ۳۳ دیوان عالی در رد دادخواست باقر و سیامک نمازی، زندانیان دو تابعیتی، صادر شده است. در تأیید حکم زندان باورنکردنی و ناعادلانه‌ی نمازی‌ها، دادگاه آمریکا را یک «دولت متخاصم» شناخت و با اشاره به بازگرداندن تحریم‌ها، استدلال کرد که جرم نمازی‌ها «همکاری با دولت متخاصم» است.

 

فراتر از پرونده تراژیک نمازی‌ها، این حکم نشانگر یک مسیر قانونی جدید در دیوان عالی ایران است که پیشتر وجود نداشت. پیش از این، یک شعبه از دیوان عالی ایران در سال ۲۰۱۵، متهمی را با این توضیح تبرئه کرده بود که «هیج کشوری در شرایط تخاصم با ایران به سر نمی‌برد.» همچنین، وزارت خارجه ایران در چند مورد تصریح کرد که هیچ کشوری در حالت تخاصم با ایران نیست.

 

با این حال، حکم جدید دیوان حالی کشور، از اتهامی پشتیبانی می‌کند که طی سال‌های اخیر به طور بی‌رویه‌ای باعث گرفتاری تعداد پرشماری از زندانیان سیاسی در ایران شده است. در حالی که حکم دیوان عالی ایران به‌مانند آمریکا باعث ایجاد رویه قضایی نمی‌شود، لیکن اگر موضع دوفاکتوی دادگاه‌های ایران این‌گونه باشد که آمریکا یک دولت متخاصم است، این امر می‌تواند آثار وخیمی برای ایرانیان آمریکایی به بار بیاورد.

 

در زمانی که ایرانی‌ها از سفر به آمریکا منع شده‌اند و تنش میان دو کشور در نقطه اوج خود قرار دارد، تفسیر دولت متخاصم برای آمریکا می‌تواند یک گام عظیم به سوی پایان تماس‌های مردم دو کشور باشد.

 

هر ایرانی آمریکایی که هرگونه رابطه‌ای با دولت آمریکا، حتی در حد پرداخت مالیات و هزینه دانشگاه دولتی داشته باشد، بالقوه می‌تواند متهم به همکاری با یک دولت متخاصم شود. تمامی ریسک‌های مرتبط با تبادل‌های اجتماعی سخت‌گیرانه‌تر می‌شوند، چه در حوزه دانشگاهی و چه در حوزه فرهنگی باشند. بنابراین، زمینه برای دور ماندن کامل دو جامعه مهیا خواهد شد.

حکم دیوان عالی ایران در زمانی صادر می‌شود که دولت ایران، ایالات متحده را در دیوان بین‌المللی دادگستری متهم کرده است که قرارداد مودت سال ۱۹۵۵ را میان دو کشور، نقض کرده است. این یک تناقض ماهوی را میان دیدگاه داخلی حکومت ایران در مورد متخاصم بودن آمریکا و موضع بین‌المللی‌اش مبنی بر مودت میان دو کشور، به نمایش می‌گذارد.

 

ایرانیان آمریکایی باید مراقب آثار مخرب بالقوه این دیدگاه دادگاه‌های ایران باشند که ایالات متحده را یک دولت متخاصم می‌بیند و بنابراین، ریسک سفر به ایران به طور فراینده‌ای بالا می‌رود. با وجود این که مقام‌های ایرانی مدت‌هاست دوتابعیتی‌ها را با اتهام‌های ساختگی دستگیر می‌کنند، لیکن این که دادگاه‌های ایران به طور رسمی آمریکا را یک دولت متخاصم بدانند، امکان سفر ایرانیان آمریکایی را به ایران بسیار محدودتر می‌کند.

 

طبق گزارش‌ها، دیوان عالی ایران از شورای عالی امنیت ملی استعلام کرده که آیا آمریکا دولت متخاصم است یا خیر. پاسخ شورای عالی امنیت ملی می‌تواند تأثیری سترگ بر زندگی ایرانیان آمریکایی بگذارد که به ایران سفر می‌کنند. رئیس‌جمهور روحانی که ریاست شورای عالی امنیت ملی را بر عهده دارد، می‌تواند نظری اثرگذار در این راستا داشته باشد.

 

نایاک مباحث داخلی ایران را در مورد حکم دیوان عالی از نزدیک دنبال می‌کند و تحولات جدید را گزارش خواهد کرد. نایاک خواست خود را از حکومت ایران تکرار می‌کند که یک بار و برای همیشه، به بازداشت بی‌پایه‌ی دوتابعیتی‌ها پایان دهد.

 

دو سال از شروع ممنوعيت سفر يا ترول بن گذشت

دو سال پیش چنین روزی را به خاطر می‌آورم. اول شایعات  و در پی آن خبرهای درز کرده… و سپس روز جمعه بود که خبر رسماً منتشر شد: نخستین اقدام بزرگ ترامپ به عنوان رئیس‌جمهوری ایالات متحده، این بود که از طریق یک فرمان اجرایی، خانواده‌ها، دوستان و عزیزان‌مان را از ورود به آمریکا منع کند. این خبر ناگهان موجی از آشفتگی در جامعه ی ایرانیان به پا کرد.

تمام تماس‌های تلفنی و پیام‌های ایرانی-آمریکایی‌ها در مورد عزیزان‌شان و درخواست کمک از ما را به خاطر می‌آورم . به یاد می‌آورم که نه تنها آمریکاییان ایرانی‌تبار و سایر گروه‌هایی که متأثر از این فرمان بودند، بلکه بسیاری از آمریکاییان دیگر نیز به فرودگاه‌ها آمدند تا بگویند که این، پذیرفتنی نیست. ما افراد را به خاطر ملیت‌شان محدود نمی‌کنیم. ما پناهندگان را ممنوع‌الورود نمی‌کنیم. ما برای خانواده‌ها محدودیت نمی‌گذاریم. ما در کنار یکدیگر می‌مانیم.

حس افتخاری را خاطر می‌آورم در آن هنگام که اعضای نایاک هزاران تماس گرفتند و ده‌ها هزار ای‌میل  به اعضای کنگره ارسال کردند تا برای برداشتن این محدودیت اقدام کنند. حس امیدی را به یاد می‌آورم در آن زمان که یک قاضی فدرال، محدودیت‌های اعمال‌شده توسط ترامپ را لغو کرد و زمانی را به خاطر می‌آورم که ما درخواست‌های قضایی را برای توقف این محدودیت‌ها تقدیم کردیم. بار دیگر فرمان محدودیت بازگشت و یک بار دیگر متوقف شد. اما برای سومین بار، آمد که تا کنون بماند.

در دو سالی که از نخستین اعلام فرمان ترامپ برای محدودیت ورود مسلمانان می‌گذرد، رویدادهای بسیاری در ایالات متحده به وقوع پیوسته‌اند. ما اکنون با مسائلی روبه‌رو هستیم که از شمار خارج است -از جدا کردن خانواده‌ها در مرز تا تعطیلی یک‌ماهه بخش‌هایی از دولت.

با این وجود ما اجازه نخواهیم داد که آن محدودیت‌ها فراموش شوند؛ ما این محدودیت‌ها را به پایان می رسانیم به همین خاطر، اکنون در حال کار با دفاتر کنگره هستیم تا لایحه‌ای برای برداشتن محدودیت‌ها ارائه کنیم و همچنین تحقیقاتی درباره روند نه چندان حقیقی بررسی معافیت‌ها آغاز شوند؛ عواملی که خانواده‌ها را جدا کرده‌، دانشجویان را از اتمام تحصیل‌شان بازداشته‌ و با ما به عنوان شهروندان درجه دوم رفتار کرده‌اند.

به همین خاطر، ما امروز به حمایت شما نیاز داریم؛ همان‌گونه که دو سال پیش نیاز داشتیم. با کنگره جدید، ما می‌توانیم بالاخره ورق را برگردانیم. آیا ممکن است شما کمک کنید تا در سالروز آن رویداد، بتوانیم اطمینان یابیم که سرانجام در سال ۲۰۱۹ می‌توانیم به این محدودیت‌ها پایان دهیم؟

من مفتخرم که بخشی از این جمع توانمند به شمار می‌آیم. از شما بابت حمایت همیشگی‌تان سپاسگزارم. منتظر باشید تا در روزهای آتی، از اخبار بیشتری در مورد تلاش‌های ما در حوزه کنگره آگاهی پیدا کنید.

نامه ناياك به كميته نظارت قضايى مجلس نمايندگان درباره ى بخشنامه ٩٦٤٥

جناب رئیس:

ما، سازمان‌های امضاءکننده این نامه، (از کمیته نظارت و اصلاح دولت/ کمیته قضایی مجلس نمایندگان کنگره) تقاضا می‌کنیم که یک جلسه استماع در مورد بخشنامه ۹۶۴۵ رئیس‌جمهوری، در بازه زمانی دو ماه پس از آغاز فصل جدید کنگره در سوم ژانویه ۲۰۱۹، تشکیل دهند. سازمان‌های ما میلیون‌ها آمریکایی‌ را نمایندگی می‌کنند که یا خود و خانواده‌هایشان به طور مستقیم تحت تأثیر فرمان اجرایی ۱۳۷۶۹، فرمان اجرایی ۱۳۷۸۰ یا بخشنامه ریاست جمهوری ۹۶۴۵ قرار گرفته‌اند، یا عواقب و پیامدهای این قوانین که رویهمرفته «محدودکردن مسلمانان» دانسته می‌شود، بر آن‌ها عمیقاً تأثیر گذاشته است.

نظارت کنگره بر قوه مجریه، یکی از ستون‌های دموکراسی ما در آمریکاست. در آستانه دومین سال «محدودکردن مسلمانان»، کنگره هنوز هیچ‌گونه جلسه استماعی در مورد بخشنامه ۹۶۴۵ یا نسخه‌های پیشین فرمان اجرایی برگزار نکرده و این، فراسوی لایحه‌ای برای پایان‌دادن به محدودیت‌ها است. با توجه به این‌که محدودیت‌های مذکور در تضاد مستقیم با ارزش‌های آمریکا قرار دارند، همچنین چهار قاضی دیوان عالی آن‌را مغایر با قانون اساسی خوانده‌اند و این قوانین مستقیماً بر شهروندان آمریکا تأثیر می‌گذارند، از جمله این‌که برخی از آنان نمی‌توانند خانواده‌هایشان را ببینند یا تا مدت نامعلومی از اعضای خانواده جدا می‌شوند، لذا فقدان نظارت کنگره، عمیقاً نگران‌کننده است.

خاستگاه محدودکردن مسلمانان، شامل اظهارات متعدد پرزیدنت ترامپ و اجرای سیاست‌هایی که با هدف‌گرفتن برخی جوامع انجام می‌شوند، روشن می‌کند که هدف از آن، اجرای سیاست تبعیض‌آمیز در جهت دستورکار ملی‌گرایان سفیدپوست است – یک مورد به طور ویژه با هدف محروم‌سازی انجام گرفته و همان است که پشت سیاست‌هایی مانند زدودن حمایت‌های مندرج در قانون تعویق در اخراج کودکانی که به آمریکا می‌رسند (موسوم به DACA) و حالت حمایت موقت (موسوم به TPS) است، در کنار جداسازی خانواده‌ها، تهدید به بررسی دارایی‌ها بر سیستم مهاجرتی ما و موارد مشابه بیشتری که با آن روبه‌رو هستیم. در واقع، توجیهات رو به گسترش امنیت ملی و اختیارات رئیس‌جمهوری که برای حمایت از محدودیت علیه مسلمانان به کار رفته است، در مورد سیاست‌های تبعیض‌آمیز دیگر قبلی و کنونی نیز اعمال شده است که از جدیدترین موارد آن می‌توان به ممانعت از امکان پناه‌جویی اشاره کرد که دولت در تلاش است تا در طول مرزهای کشور اجرا کند. هرگز به کنگره اجازه داده نشده تا به گزارش ۱۷ صفحه‌ای تهدید جهانی دسترسی پیدا کند؛ گزارشی که دولت تنظیم کرد تا در توجیه و حمایت از محدود کردن مسلمانان، شرایط امنیتی ۲۰۰ کشور را مورد بررسی قرار دهد. [۱] دولت ترامپ از انتشار عمومی گزارش سر باز زد و به مصونیت اجرایی اشاره کرد. حال بر عهده قانون‌گذاران است تا به طور رسمی و عمومی از مقام‌های مربوطه در دولت سوال کنند که پایه‌های سنجش تهدید آنان چه بوده که این سیاست‌های تبعیض‌آمیز را اجرا کردند و بر مردم در ایالات متحده و خارج از آن، اثر گذاشتند. یکی از این عواقب، انگ‌زدن به مسلمانان بوده و در احساس مردم نسبت به آمریکا در سراسر جهان اثر گذاشته است.

این عدم نظارت، اختیار عمل گسترده‌ای به دولت داده است تا دستور کار تبعیض‌آمیز خود را دنبال کند. بخشنامه ۹۶۴۵ اجازه می‌دهد که معافیت‌هایی بر مبنای پرونده داده شود، اگر یک فرد نشان دهد که «ممانعت از ورود شهروند خارجی، باعث ضربه مفرط به او می‌شود»، ورود او «تهدیدی برای امنیت ملی یا امنیت عمومی ایالات متحده نیست»، و یا این ورود «به نفع منافع ملی است»، می‌تواند مجوز ورود پیدا کند. به نظر می‌رسد که صدها -اگر نگوییم هزاران- فردی که تحت تأثیر قوانین محدودیت مسلمانان قرار گرفته‌اند، مشمول معافیت‌های فوق می‌شوند. با این حال، اطلاعاتی که به صورت عمومی در دسترسند، نشان می‌دهند که تنها ۲ درصد از پرونده‌ها توانسته‌اند از معافیت‌های مذکور استفاده کنند [۲]. آن‌گونه که قاضی بری‌یر اشاره می‌کند، «دلایلی وجود دارد که باور کنیم معافیت‌ها در مسیر عادی پردازش نمی‌شوند»[۳]. برخی افسران کنسولی نیز همین نگرانی را بازتاب داده‌اند [۴] و به نظر می‌رسد که بندهای مربوط به معافیت‌ها، در بهترین حالت، یک تلاش غیرصادقانه از سوی دولت است تا اثر کامل محدودیت‌ها را مخفی کند.

روندی که بر مبنای آن معافیت‌ها تأیید یا رد می‌شوند، کماکان نامعلوم است و دولت تا کنون به عوامل بخصوصی که افسران کنسولی یا سایر آژانس‌های و ادارات مختلف باید بر مبنای آن‌ها تأیید را رد معافیت‌ها را تعیین کنند، اعلام نکرده است. اطلاعات حیاتی که بر زندگی آمریکایی‌ها و مردم دیگر در سراسر جهان اثر می‌گذارند -شامل تعدادی از متقاضیان از کشورهای ممنوع‌شده، شرایط تقاضانامه‌ آن‌ها (رد، قبول، در انتظار بررسی)، تعداد رد تقاضای معافیت‌ها و توجیه‌ها برای ادامه محدودیت- نامعلوم است و دولت نیز کماکان در این قبال مسوولیت‌ناپذیر است.

ما نگرانی‌های جدی داریم که کنگره، دولت ترامپ را به مسوولیت‌پذیری وارد نکرده یا نظارت کافی بر ریشه‌های سیاست محدودکردن مسلمانان، اجرای آن، پایندگی یا توسعه آن، و روند معافیت‌ها، اعمال نکرده است. ما امیدواریم که کنگره ۱۱۶م بتواند این خطا را تصحیح کند و بنابراین تقاضا می‌کنیم که تحت رهبری شما، (کمیتهٔ نظارت و اصلاح دولت/ کمیته قضایی مجلس نمایندگان کنگره) بلادرنگ یک جلسه استماع را برای پاسخ به این پرسش‌ها اختصاص دهد.

با احترام،

سوال ها و جواب ها درباره ی Public Charge Rule

دولت ترامپ بار دیگر در تلاش است تا از طریق تعمیم چشمگیر انواعی از کمک‌های عمومی که مانع از اخذ ویزا یا اقامت دائم می‌شود، درها را به روی مهاجرت ببندد. این تغییرات ممکن است به‌طور قابل توجهی بر ایرانیان اثر بگذارند.

قانون کنونی سرپرستی عمومی چگونه اجرا می‌شود؟

مهاجران بالقوه مدت مدیدی است که هدف عدم پذیرش، دیپورت و رد تقاضای اقامت دائم به دلیل دریافت برخی کمک‌های دولتی بوده‌اند. وقتی آن‌ها میزان معینی از این کمک‌ها دریافت کنند، تحت سرپرستی عمومی شناخته می‌شوند؛ یعنی کسی که احتمالاً وابسته به کمک‌های عمومی است. در بخشنامه پیشین اداره خدمات مهاجرت و شهروندی، فردی «تحت سرپرستی عمومی» تلقی می‌شد که «وابستگی عمده‌ای به حمایت مالی دولتی، به یکی از این شکل‌ها داشته باشد: ۱. دریافت کمک نقدی دولتی به عنوان کمک‌خرج یا ۲. تخصیص مراقبت‌های درازمدت به هزینه دولت.» با این حال، تنها ۳ درصد از غیرشهروندان از مزایایی مانند پرداخت‌های نقدی استفاده می‌کنند که مشمول محدودیت‌های بالا می‌شوند. لیکن دولت ترامپ قصد دارد تا دامنه کمک‌هایی را که مشمول محدودیت می‌شوند، گسترده کند.

نکته اصلی: اگر امکان دارد که شما به کمک‌های دولتی وابسته شوید، آنگاه ممکن است در صورت اجرایی‌شدن مقررات جدید، موقعیت اقامتی‌تان با مشکل مواجه شود.

تغییرات پیشنهادی شامل چه مواردی می‌شوند؟

مقررات پیشنهادی جدید، بخشنامه قبلی را که در دوران کلینتون صادر شده بود و کمک‌های غیرنقدی را مشمول قانون سرپرستی عمومی نمی‌دانست، به این صورت تغییر می‌دهد که هر فرد خارجی که یک یا چند کمک دولتی دریافت کند، مشمول «سرپرستی عمومی» خواهد شد. این بدان معناست که اگر یک فرد کمک‌هایی دریافت کند یا انتظار برود که بر مبنای شرایط سنی، تحصیلی، سلامتی یا درآمدی‌اش به کمک نیاز داشته باشد، مشمول «سرپرستی عمومی» شمرده می‌شود -و تحت ریسک رد درخواست ویزا، تمدید ویزا و عدم پذیرش اقامت دائم و/یا شهروندی قرار می‌گیرد- اگر هرگونه کمک دولتی مستقیم یا غیر مستقیم دریافت کند، حتی اگر به دولت وابستگی عمده نداشته باشد.

دولت این تعریف را با ملغمه‌ای از احکام پیشین و تعاریف لغت‌نامه‌ای توجیه می‌کند و به تعریف عام می‌گوید که «یک فرد فقیر یا بیمار که کمک و مراقبت دولتی را به عنوان بخش عمده‌ای از حمایتش دریافت می‌کند، می‌تواند منطقاً مشمول سرپرستی عمومی قلمداد شود.»

مقررات پیشنهادی، به‌روشنی «سرپرستی عمومی» را شامل هر کسی می‌داند که کمک‌هایی از جمله در حوزه پزشکی (مانند بخش D مدیکر؛ مختص یارانه و کمک درمانی به کم‌درآمدها، به جز موارد پزشکی اورژانسی)، حوزه مسکن (مانند بخش ۸)، و غذا (برنامه کمکی تغذیه الحاقی که به‌طور غیررسمی کوپن غذا یا فود استمپ نیز نامیده می‌شود) دریافت کند؛ به طوری که بیش از ۱۵ درصد از معیار فقر فدرال (FPG) برای یک خانواده در یک دوره ۱۲ ماهه را در برگیرد، یا شامل کمک‌های غیر نقدی شود که برای بیش از ۱۲ ماه در یک دوره ۳۶ ماهه پرداخت شده باشد. سطح فقر فدرال برای یک فرد مجرد در بازه زمانی ۱۲ ماهه، ۱۲۱۴۰ دلار است و کمک مالی نمی‌تواند از ۱۵٪ این عدد، یعنی ۱۸۲۱ دلار فراتر رود. این مسأله، برای معلولان، دانشجویان، والدین عیالوار و بسیاری دیگر، محدودکننده است. درآمدی بیش از ۱۲۵ درصد سطح فقر فدرال و تحصیلات اندکی نیز اثری منفی خواهند داشت. این مسأله ممکن است تقاضا برای کمک مالی را کاهش دهد.

آیا این تغییرات عطف به ماسبق می‌شوند؟

دولت مدعی است که مقررات جدید، عطف به ماسبق نمی‌شوند. به عبارت دیگر، اگر قبل از اجرای تغییرات جدید، کمک مالی دریافت کرده باشید، تأثیری نخواهد داشت.

چه انواعی از کمک‌های معمول، از شمول قانون سرپرستی عمومی معاف خواهند شد؟

کمک‌هایی که مشمول قانون سرپرستی عمومی نمی‌شوند، عبارتند از: وام‌های دانشجویی، کمک پزشکی اورژانسی، برنامه مکمل غذایی زنان، نوزادان و کودکان (WIC)، برنامه بیمه سلامت کودکان یا CHIP که ممکن است تغییر کند، و برنامه‌های کاهش آلام ناشی از بلایای طبیعی.

پناه‌جویان و پناهندگان مشمول قانون سرپرستی عمومی نیستند.

آیا این تغییرات، بر صدور و/یا تمدید ویزاهای غیرمهاجرتی تأثیرگذارند؟

بله

اگر من یک فرد با ملیت خارجی باشم، آیا باید از کمک‌های دولتی‌ام چشم بپوشم؟

پاسخ کوتاه این است که هنوز نه! لایحه «عدم پذیرش بر مبنای سرپرستی عمومی» تا ۱۰ دسامبر ۲۰۱۸ برای نظردهی در فدرال رجیستر (ژورنال دولت ایالات متحده) باقی می‌ماند. طبق مندرجات بخش پرسش و پاسخ سایت خدمات شهروندی و مهاجرت ایالات متحده آمریکا، این قانون عطف به آینده خواهد بود (یعنی تنها مشمول کمک‌هایی می‌شود که بعد از روز اجرایی‌شدن بخشنامه دریافت شوند و شامل کمک‌های پیش از آن نخواهد شد).

پس از آن‌که مقررات پیشنهادی در معرض نظرات عمومی در فدرال رجیستر قرار گرفت، وزارت امنیت میهن ایالات متحده قانون نهایی را همراه با روز اجرایی‌شدنش اعلام خواهد کرد. بنابراین، تا روز نهایی اجرایی‌شدن قانون جدید، کمک‌هایی که دریافت می‌کنید مشمول آن نخواهند شد. با این وجود، شما باید برنامه خود را بر این مبنا تنظیم کنید که شانس جدی برای اجرایی‌شدن این برنامه وجود دارد. ما صفحه پرسش و پاسخ خود را در این رابطه همراه با پیش‌رفتن روند وقایع، تنظیم خواهیم کرد. لطفاً در نظر داشته باشید که اگر شما پناهنده یا پناه‌جو هستید، این قانون بر شما تأثیری نخواهد گذاشت.

در نهایت، هر فرد باید بر مبنای شرایط خود ریسک‌ها را محاسبه کند. ما درک می‌کنیم که نیازهای فوری و کنونی برای برخی افراد، مهم‌تر از نگرانی‌های درازمدت درباره شرایط اقامتی‌شان است. ما فکر می‌کنیم که این قانون عادلانه نیست و به همین دلیل، مخالف آن هستیم.

چگونه می‌توانم مخالفت خود را با تغییرات پیشنهادی ابراز کنم؟

شما می‌توانید با ورود به این لینک، نظر خود را بنویسید. روی Comment Now کلیک کنید، نظرتان را در بخش مربوطه بنویسید و برای ثبت آن، پیام‌های بعدی وب‌سایت را دنبال کنید. لطفاً نظر دیگران را عیناً کپی نکنید و از دیگران نیز نخواهید که یک نظر را بیش از یک بار وارد کنند زیرا نظراتی که کپی دیگران باشند، مد نظر قرار نمی‌گیرند. بخش نظرات تا روز ۱۰ دسامبر ۲۰۱۸ باز است.

* این سند تنها برای مقاصد آگاهی‌رسانی تنظیم شده و هدف از آن، ارائه مشاوره حقوقی نیست.*

بی بی سی فارسى واكنش جمال عبدى به سخن لیندزی گراهام را پوشش داد

واکنش ها به اظهارات روز سه شنبه سناتور جمهوریخواه، لیندزی گراهام، درباره داشتن تبار ایرانی ادامه دارد.

او در یکی از برنامه های شبکه “فاکس نیوز” به نام “فاکس و دوستان” درحالی که با حالتی شوخ طبعانه می خندید گفته بود که “اسفناک” خواهد بود اگر آزمایش های دی ان ای نشان دهد اصل و نسب او ایرانی است.

آن حرف سناتور اهل کارولینای جنوبی با واکنش های گسترده ای روبرو شده است.

از جمله جمال عبدی رئیس شورای ملی ایرانیان آمریکا این اظهارات را “زننده” خواند.

برای ادامه به خواندن, اینجا کلیک کنید.

به روز رسانی درباره ی edX

یک بنیاد آموزشی آنلاین غیرانتفاعی به نام edX اعلام کرد که دلیل وقفه‌های اخیر در خدماتی که ناخودآگاه بر آمریکاییان ایرانی‌تبار تاثیر می‌گذارند این است که تاخیری در ارائه مجوزهای ضروری دولت ایالات متحده برای این بنیاد ایجاد شده است.
شورای ملی ایرانیان آمریکا (نایاک) پس از ارسال یک نامه به edX، همکاری با این بنیاد را در جهت حل معضلاتِ برآمده از این تعلیق، آغاز کرده استاگر شما یا یکی از دوستان‌تان به اشتباه از شرکت در دوره‌های آموزشی edX منع شده‌اید، لطفا با کارکنان نایاک از طریق پست الکترونیکی (info@niacouncil.org) یا بخش پشتیبانی edX از طریق پست الکترونیکی (info@edx.org) تماس بگیرید.

 

نایاک درخواست به ملاقات با وزارت امور خارجه (DOS) و بخش اداره مهاجرت ایالات متحده آمریکا (USCIS) می کند تا درباره طولانی بودن مدت بررسی صدور ویزای دانشجویی ایرانیان گفتگو کند

ما از جانب شورای ملی ایرانیان آمریکا (نایاک) با شما تماس می‌گیریم تا توجه‌تان را به گزارش‌هایی درباره زمان‌های طولانی بررسی صدور ویزای دانشجویی برای ایرانیان جلب کنیم که تمدید ویزا برای دانشجویان مشغول به تحصیل در آمریکا را نیز شامل می‌شود. ما صمیمانه تقاضا می‌کنیم که با دفاتر مربوط به شما تماس داشته باشیم و در این مورد گفت‌وگو کنیم.

فرمان شماره ۹۶۴۵ ریاست جمهوری با نام «ارتقاء سطح توانایی سنجش و بررسی برای کشف تلاش تروریست‌ها برای ورود به ایالات متحده یا تهدیدهای دیگر علیه امنیت عمومی»، ورود ایرانیان را به آمریکا به حال تعلیق درآورده است. اگرچه ویزاهای دانشجویی (اف و ام) و ویزاهای بازدیدکنندگان تبادلی (سری جِی) از این امر مستثنی هستند، لیکن این ویزاها نیز مشمول بالا رفتن سطح بررسی‌ها و افزایش نیازمندی‌ها برای تأیید شده‌اند.

صدور ویزاهای دانشجویی برای ایرانیان به میزان قابل توجهی کاهش یافته است. در سال ۲۰۱۵، تعداد ۳۲۴۱ ویزای اف-۱ و ۸۲۰ ویزای جِی-۱ برای ایرانی‌ها صادر شد. در سال ۲۰۱۶، تعداد ۲۶۵۰ ویزای اف-۱ و ۸۴۶ ویزای جِی-۱ صادر شد. با این حال، در سال ۲۰۱۷ تنها ۲۲۰۱ ویزای اف-۱ و ۶۴۴ ویزای جِی-۱ برای ایرانی‌ها صادر شد. از آن‌جا که سال محاسباتی ۲۰۱۸ هنوز به پایان نرسیده، میزان دقیق ویزاها را در سال جاری نمی‌دانیم اما به نظر می‌رسد که این افت در میزان صدور ویزا کماکان ادامه خواهد داشت. در جولای ۲۰۱۷، تعداد ۲۶۲ ویزای اف-۱ و ۳۹ ویزای جِی-۱ برای دانشجویان ایرانی صادر شد. در جولای ۲۰۱۸ این تعداد به ۱۸۱ ویزای اف-۱ و ۳۹ ویزای جِی-۱ کاهش یافت. ما نگرانیم که مضاف بر موارد رد درخواست ویزا، زمان طولانی بررسی پرونده‌ها نیز باعث شود که دانشجویان ایرانی زمان آغاز ترم‌ها را از دست بدهند و یا از ادامه روند تقاضایشان کنار بروند. تعدادی از دانشجویان ایرانی در تماس با ما گفته‌اند که به خاطر زمان طولانی بررسی‌های اداری، پذیرش دانشگاه را از دست داده‌اند. برخی از این افراد بورسیه داشتند و بورسیه و پذیرش را با هم از دست داده‌اند.

ما راه‌حل‌های زیر را به صورت بالقوه پیشنهاد می‌کنیم:

  • ما درخواست می‌کنیم که دولت ایالات متحده در بررسی تقاضاهای تمدید ویزا که مربوط به ادامه تحصیل در همان رشته هستند، سریع‌تر عمل کند. این تسریع باعث می‌شود که اشخاص دارای روادید تحصیلی و مشغول به تحصیل در یک رشته، بتوانند به طور مؤثرتری ویزای خود را تمدید کنند.
  • ویزاهایی با قابلیت دو بار ورود (جایگزین ویزاهای با قابلیت چندین بار ورود)، نوع مخصوصی از ویزا به شمار می‌روند که به دارنده آن اجازه می‌دهد تا یک بار از کشور خارج شود و به کشوری دیگر -منجمله کشور خودش- برود، بدون آن‌که مشمول ملاحظات امنیتی ویزاهایی با قابلیت چندین بار ورود بشود.
  • اعتبار ویزا برای سفر زیر ۳۰ روز به کشورهای مجاور، یعنی کانادا و مکزیک، در حال حاضر شامل شهروندان ایرانی نمی‌شود. تعمیم‌دادن این اعتبار به شهروندان ایرانی که با ویزای دانشجویی در آمریکا به سر می‌برند، می‌تواند باعث شود که آنان از امکان دیدار با اعضای خانواده‌شان که ممکن است در کانادا یا مکزیک زندگی کنند یا ویزای آن‌جا را داشته باشند، استفاده کنند.

ما منتظر پاسخ شما و دیدارتان خواهیم بود.

لایحه ی H.R. 392

یکی از موارد شامل در طرح بودجه ۲۰۱۹ وزارت امنیت داخلی ایالات متحده آمریکا٬لایحه منصفانه بودن مهاجرت برای مهاجران دارای مهارت های خاص است. این تغییرات منجر به حذف شدن سهمیه ی کشورهای مختلف برای مهاجرت از طریق کار خواهد شد. این یعنی ایرانیان مجبور خواهند شد سالها برای دریافت گرین کارت در صف انتظار بمانند. برداشتن سهمیه ها به نفع کشورهای بزرگتر که تعداد بیشتری از شهروندان شان در آمریکا مشغول به کار هستند (و قوانین فعلی مانعی بر سر راه آنها بوده است) می شود. هر نوع تغییر سیاست که منجر به طولانی تر شدن زمان انتظار برای دریافت گرین کارت شود،‌ تاثیر مستقیم بر ایرانیان خواهد داشت چرا که بیشتر ایشان ویزای تک ورودی داشته و خانواده هایشان به خاطر فرمان منع مسافرت مسلمانان به آمریکا نمی توانند به دیدارشان بیایند. بنابراین،‌ ما باید در برابر این تغییرات که تاثیر منفی ای بر جامعه ما خواهد داشت،‌ بایستیم.

ما مطلعیم که برخی گروه ها تلاش دارند که ایرانیانی که ویزای غیر مهاجرتی دارند را با استفاده از – اتهام های واهی
و فریب دادن مسئولان هنگام دریافت روادید – بترسانند و ادعا کرده اند که مخالفت این افراد با لایحه ی H.R. 392 نشان می دهد قصد ماندگار شدن در آمریکا را دارند. متاستفانه ما برای این دسته افراد توصیه قانونی نمیتوانیم بکنیم .ویزاهای دانشجویی (F/J) غیر مهاجرتی بوده و مستلزم اثبات عدم قصد مهاجرت است ولی ویزای کار ( H-1B ) دو منظوره به شمار می رود. با این حال همه افراد حتی کسانی که با ویزا اینجا هستند حق دارند از سیاست های غیر منصفانه انتقاد کنند و نفس انتقاد نشان دهنده این نیست که این افراد از ابتدا قصد استفاده از ویزای غیر مهاجرتی برای ماندگاری در آمریکا داشته اند. اینکه برخی گروه ها با استفاده از این شیوه قصد ارعاب اعضای جامعه ما را دارند،‌ منقلب کننده است. انتقاد از H.R. 392 باید به خود سیاست وارد شود نباید بر یک پرونده یا شرایط خاص تمرکز کند. برای اطلاعات بیشتر در مورد مسائل مهاجرتی لطفا با وکیل مهاجرت تماس بگیرید.

برای کمک به ما در متوقف کردن جدیدترین تهدید مهاجران ایرانی و پروسه مهاجرت برای ایرانیان  این فرم را امضا کنید

ترجمه پیام ویدئو:
مسیری که خانواده های بسیاری از ما برای دریافت تابعیت آمریکا طی کرده اند،‌ اخذ گرین کارت بوده است. مواردی که در لایحه جدید بودجه وزارت امنیت ایالات متحده آمریکا گنجانده شده که استفاده از این مسیر را در معرض خطر شدید قرار داده است.

بر اساس این موارد (در صورت تصویب این لایحه)، سهمیه هایی که برای مهاجرت از کشورهای دیگر تعیین شده و تاکنون مانع از انحصار برخی کشورها بر روند مهاجرت شده است را حذف خواهد کرد. تضمین عادلانه بودن پروسه مهاجرت به آمریکا تاکنون توسط این سهمیه ها انجام شده است. این اقدام بیشتر ایرانیان و مردم سایر کشورهای کوچک و محروم را هدف قرار داده و تنبیه می کند. در صورت تصویب این لایحه،‌ اخذ گرین کارت برای این گروه ناممکن خواهد شد. علاوه بر این فرمان منع سفر مسلمان به آمریکا ،‌ موجب شده که ایرانیانی که در انتظار دریافت گرین کارت هستند نه بتوانند به ایران سفر کنند و نه خانواده هایشان بتوانند برای دیدن ایشان به آمریکا بیایند. این لایحه در بدترین زمان ممکن و به بدترین صورت ممکن تنظیم شده است. تصویب این لایحه سدی در برابر مهاجرت و سفر ایرانیان به آمریکا خواهد شد. لطفا برای کسب اطلاعات بیشتر درباره ی اقداماتی که می توانیم برای جلوگیری از تصویب آن انجام دهیم، روی لینک زیر کلیک کنید.

برای کمک به ما در متوقف کردن جدیدترین تهدید مهاجران ایرانی و پروسه مهاجرت برای ایرانیان این فرم را امضا کنید

اطلاعات ضروری درباره فرمان ترامپ در جهت اعمال ممنوعیت‌ها علیه مسلمانان پس از تصمیم دیوان عالی ایالات متحده

در پی تصمیم دیوان عالی ایالات متحده در ۲۶ ژوئن مبنی بر تأیید نسخه سوم فرمان ترامپ برای ممنوع‌کردن ورود مسلمانان، این صفحه پرسش و پاسخ،‌ برای جواب‌دادن به سئوال‌های شما در نظر گرفته شده است.

چه چیزهایی تغییر کرده است؟

متأسفانه موارد زیادی دستخوش تغییر نشده‌اند. اگر شما هفتهٔ گذشته مشمول فرمان اجرایی ترامپ برای ممنوعیت ورود مسلمانان می‌شدید، امروز نیز همان شرایط صادق است. تغییر در آن‌جا رخ داده که ما چگونه علیه این فرمان مبارزه کنیم. ما همیشه بر استراتژی دوسویهٔ چالش حقوقی و ابتکارات قانون‌گذاری تمرکز داشته‌ایم. به همین خاطر است که «نایاک اکشن»، سازمان زیرمجموعهٔ ما، همکاری‌اش را با سازمان‌های متحدمان دو برابر خواهد کرد تا زمینهٔ لغو قانونی فرمان مذکور را فراهم کند. ما در این نبرد پیروز خواهیم شد؛ اما تا آن زمان، به ارائه مشاوره در زمینهٔ فرمان اجرایی محدودکننده، ادامه خواهیم داد.

این محدودیت‌ها چه کسانی را در بر می‌گیرد؟

صدور ویزاهای مهاجرتی (از جمله لاتاری گرین کارت) برای شهروندان ایران، لیبی، سومالی، سوریه، یمن و کره شمالی تا زمانی نامحدود معلق شده است. هیچ‌گونه تقاضای اقامت دائم برای کشورهای فوق‌الذکر بررسی نمی‌شوند. این بدان معناست که هیچ‌گونه ویزای مهاجرتی صادر و تقاضای آن بررسی نخواهد شد. ورود با ویزاهای غیرمهاجرتی، به استثنای دارندگان ویزای دانشجویی (اف و ام) یا ویزای مبادله (سری جِی)، ممنوع شده است. صدور ویزاهای ب-۱ و ب-۲ برای شهروندان لیبی و یمن معلق شده است. برخی مقام‌های دولت ونزوئلا و خانواده‌هایشان نیز از ورود با ویزاهای ب-۱ و ب-۲ منع شده‌اند. ویزاهای غیرمهاجرتی برای سوری‌ها و شهروندان کره شمالی صادر خواهد شد. شهروندان سومالی مشمول بررسی‌های مضاعف می‌شوند اما کماکان می‌توانند برای ویزاهای غیرمهاجرتی اقدام کنند.

این محدودیت‌ها چه کسانی را در بر نمی‌گیرد؟

این محدودیت‌ها شامل کسانی نمی‌شود که به آن‌ها در آمریکا پناهندگی اعطا شده یا به عنوان پناهنده به ایالات متحده منتقل شده‌اند.
ایرانیانی که ویزاهای اف، ام و جِی دارند، باید مشمول روند عادی صدور ویزا شوند و این محدودیت شامل آنان نمی‌شود.
دارندگان برخی ویزاهای غیر مهاجرتی از لیبی (غیر از ویزاهای ب-۱ و ب-۲)، یمن (غیر از ویزاهای ب-۱ و ب-۲) و ونزوئلا (غیر از برخی مقام‌های دولتی و خانواده‌هایشان) اجازه ورود دارند.
ممانعت از ورود شامل مسافرانی که با سایر انواع مدارک سفر، مانند نامه حمل‌ونقل یا مدرک Advanced Parole وارد شوند، نخواهد شد.
بخش ۳ از متن فرمان، اجازه می‌دهد که معافیت اشخاص در هر پرونده در صورت مشمول شدن به موارد زیر، به طور جداگانه بررسی و در صورت احراز، ممنوعیت ورود آنان لغو شود:
۱. یک فرد خارجی که در شرایط بسیار دشوار و ویژه‌ای باشد.
۲. ورود آن‌ها خطری برای امنیت ملی و آسایش عمومی نباشد.
۳. ورود آن‌ها به نفع امنیت ملی باشد.
در عمل، روشن نیست که چه نوع پرونده‌هایی مشمول سه مورد بالا خواهند شد و نمی‌توان صدور این معافیت‌ها را پیش‌بینی کرد. اطلاعات بیشتر در بخش معافیت‌ها آمده است.

اگر من ویزای مولتیپل داشته باشم، آیا می‌توانم به خارج از آمریکا سفر کنم و بازگردم؟

این یکی از متداول‌ترین پرسش‌های آن‌ دسته از شهروندان کشورهای مشمول فرمان اجرایی ترامپ است که ویزای آمریکا دارند. پاسخ کوتاه این است که «بله» اما باید این کار را با احتیاط‌های ویژه‌ای انجام دهید. مثلاً اگر شما یک ویزای مولتیپل اف-۱ دارید، می‌توانید به خارج از ایالات متحده سفر کنید و بازگردید. ما دانشجویان ایرانی را داشته‌ایم که ویزای مولتیپل اف-۱ داشته‌اند و از زمان اجرایی‌شدن نسخه سوم محدودیت‌ها به ایران سفر کرده و بدون هیچ محدودیتی به آمریکا بازگشته‌اند. با این حال، مهم است به یاد داشته باشیم که مأموران اداره گمرک و حفاظت مرزی ایالات متحده می‌توانند حتی اگر ویزای معتبر داشته باشید، از ورود شما جلوگیری کنند. همواره این ریسک وجود دارد که شما از مرز بازگردانده شوید. این ریسک پیش از فرمان اجرایی ترامپ وجود داشت و اکنون به نظر می‌رسد که اندکی جدی‌تر شده است.

اگر من ویزای دانشجویی مولتیپل داشته باشم، برای سفر به خارج از آمریکا و بازگشت به این کشور، چه مواردی را باید مد نظر قرار دهم؟

این، سوال بسیاری از دانشجویان است. در این بخش، گفته می‌شود که دارندگان ویزای اف-۱ مولتیپل چه مواردی را باید در زمینهٔ سفر به خارج از آمریکا و بازگشت به این کشور، رعایت کنند.

● پاسپورت معتبر که دست‌کم شش ماه به تاریخ انقضای آن مانده باشد و یک ویزای مولتیپل نیز درون آن الصاق شده باشد.
● فرم معتبر I-20 با امضا از مشاور دفتر دانشجویان بین‌المللی (ISO) در صفحه دوم آن، که کمتر از یک‌سال از صدور آن گذشته باشد.
● مدرک پشتیبانی مالی (مانند نامه بورسیه یا گواهی بانکی)
● مدرک ثبت نام در دانشگاه (مانند نامه پذیرش، کارت دانشجویی یا ثبت نام در کلاس)
فرم I-901
● از بخش خدمات دانشجویان بین‌المللی دانشگاه‌تان بپرسید که فهرست توصیه‌های آنان برای همراه داشتن مدارک پیش از سفر چیست؟ ممکن است فهرست آن‌ها تغییر کرده باشد.
توصیه می‌شود که هر چه می‌توانید، مدارک مختلف را با خود همراه داشته باشید. به‌علاوه، در حالی که ضروری نیست مدارکی دال بر دلیل سفر خود به همراه داشته باشید، همیشه مفید است که چنین مدارکی (مانند کارت دعوت به عروسی) همراه‌تان باشد تا در صورتی که مشمول بررسی‌های مضاعف شدید، کمک‌کننده باشند.

آیا دیوان عالی دربارهٔ روند معافیت‌ها شفاف‌سازی کرده است؟

خیر. یک قاضی که با نظر اکثریت مخالف بود، بر مبنای شواهد استدلال کرده است که روند معافیت‌ها یک بهانه و موردی مصنوعی است زیرا تنها تعداد اندکی توانسته‌اند از این بندها استفاده کنند. این تصویر بر مبنای شواهد افسران کنسولی است که روند را «دغل‌کاری» خوانده‌اند. آن‌گونه که پاسخ به سوالات سناتور وان هولن مشخص می‌کند، کمتر از ۲ درصد از فرم‌های تقاضا از کشورهای یادشده، مشمول معافیت‌ها شده‌اند و تقریباً تمامی آن‌ها زمانی صادر شدند که کنگره از دولت خواست تا اطلاعات مربوطه را ارائه کند.
بخش سوم از اعلامیه اجازه می‌دهد که پرونده معافیت در مورد افرادی که ۱) در شرایط بسیار دشوار و ویژه‌ای باشند، ۲) ورود آن‌ها خطری برای امنیت ملی و آسایش عمومی نباشد و ۳) ورود آن‌ها به نفع امنیت ملی باشد، به طور مستقل بررسی شود. مشخص نیست که چه شرایطی باعث شمول این موارد می‌شود اما شرایط پزشکی اورژانسی یک عضو خانواده، از جمله شرایطی است که منافقانه در بخش معافیت‌ها گنجانده شده است. برخی از کسانی که نامزدها و همسران آن‌ها از فرمان ممنوعیت ورود مسلمانان ضربه خورده‌اند، به اشتباه تصور می‌کنند که رابطه نزدیک با یک شهروند آمریکا باعث معافیت از ممنوعیت‌ها می‌شود. این درست نیست. «نایاک اکشن» کماکان تلاش می‌کند تا این امر را در کنگره به چالش بکشد. اما اکنون، ما به کسانی که باور دارند مشمول معافیت می‌شوند، توصیه می‌کنیم تا برای ویزا درخواست کند. افرادی که در آمریکا هستند می‌توانند از قانون‌گذاران‌شان بخواهند تا از دولت دربارهٔ تقاضاهای ویزا سوال کنند؛ این می‌تواند روند معافیت اعضای خانواده یا دوستان را تسهیل کند.

آیا این محدودیت‌ها دائمی هستند؟ آیا طبقات محروم‌شدهٔ ایرانی هرگز نخواهند توانست به آمریکا سفر کنند؟

نسخه سوم فرمان اجرایی ترامپ برای محدود کردن مسلمانان هیچ گونه تاریخ انقضایی ندارد و دیوان عالی نیز این تصمیم را ابرام کرده که «نیازی نیست تا رئیس‌جمهور از ابتدا تاریخ انقضایی برای محدودیت‌های ورود تعیین کند.» ما مطمئنیم که سرانجام خواهیم توانست محدودیت‌ها علیه مسلمانان و روند «سخت‌گیری‌های شدید در بررسی و تأیید» را از طریق مکانیسم‌های قانون‌گذاری از بین ببریم. این کار از طریق حمایت «نایاک اکشن» از نامزدهایی که به لغو محدودیت‌ها متعهد باشند، دنبال می‌شود. نایاک اکشن این مسأله را در کانون توجه قرار می‌دهد و با سازمان‌های شریک و متحدان در میان قانون‌گذاران، به دنبال راه حل قانونی خواهد گشت.

آیا دارندگان کارت سبز (گرین کارد) نیز مشمول این محدودیت‌ها می‌شوند؟

بر مبنای مفادی که اعلام شده، ممنوعیت اجازه ورود شامل افراد دارای «اقامت دائم قانونی» ایالات متحده (LPRها) که عموماً با نام «دارندگان گرین کارد» شناخته می‌شوند، نخواهد شد. با این حال، تقاضاهای جدید برای کارت سبز بررسی نمی‌شود.

اثر نسخه سوم ممنوعیت‌های اعمال‌شده علیه مسلمانان، بر شهروندانی که تابعیت دوگانه دارند، چیست؟

شهروندانی که تابعیت مضاعف دارند، اگر با گذرنامه کشوری غیر از هشت کشور نامبرده وارد شوند، مشمول ممنوعیت نمی‌شوند. بنابراین، برای مثال اگر شما شهروند یک کشور عضو اتحادیه اروپا هستید و هم‌زمان گذرنامه ایرانی دارید، هنگامی که با گذرنامه اروپایی خود وارد کشور شوید، مشمول ممنوعیت‌های مندرج در فرمان مذکور نخواهید شد. با این حال، شهروندان یکی از هفت کشور ممنوعه ذیل نسخه سوم فرمان اجرایی، نیاز به ویزای معتبر اف، ام یا جِی دارند. ایرانیانی که ملیت دوگانه دارند و ویزای آن‌ها پیش از ۱۸ اکتبر ۲۰۱۸ صادر شده است، ویزایشان باطل نخواهد شد. اما باید دید که آیا به آن‌ها اجازه ورود داده می‌شود یا خیر؛ زیرا ادبیات به کار رفته در فرمان، در این باره صراحت ندارد.

ایران، کره شمالی نیست: متحدان ترامپ در خاورمیانه، جنگ داخلی را به صلح ترجیح می‌دهند

به موازات آن‌ که رئیس جمهور آمریکا, دونالد ترامپ, از سفری جذاب در چشم عکاسان خبری، یعنی سفر وی به سنگاپور و دیدار با کیم جانگ اون رهبر کره شمالی بازمی‌گردد، تمرکز او به زودی به سمت ایران باز خواهد گشت. اسرائیل و عربستان سعودی ابراز امیدواری کرده‌ اند که نشست سنگاپور به حل مسأله کره کمک کند و ترامپ بتواند تمرکز خود را به سمت تهران معطوف نماید.

با این حال، هنوز کسی نمی‌داند که سیاست ترامپ در قبال ایران واقعاً چیست. آیا او به دنبال توافقی دیگر است؟ آیا راه را برای جنگ می‌گشاید؟ آیا هدف اصلی او تغییر رژیم است؟ اگر عربستان سعودی و امارات متحده عربی تصمیم‌گیر باشند، هیچ‌کدام از موارد مذکور در بین نخواهد بود؛ بلکه بسیار وخیم‌ تر از این گزینه‌ هاست.

«موفقیت» دیپلماتیک بعدی ترامپ
ترامپ عاشق آن است که دنیا را در حدس و گمان نگه دارد. او یک مشاور امنیت ملی به نام جان بولتون دارد که بیش از یک دهه است که برای بمباران ایران تلاش می کند. بولتون، یکی از حامیان کلیدی جنگ مصیبت‌ بار با عراق -که هنوز مدعی است یک جنگ موفقیت‌آمیز بوده است-، سیاست تغییر رژیم ایران با حمایت آمریکا را پی می‌گیرد و آن‌ قدر پیش رفته است که از سازمان تروریستی مجاهدین خلق در این راه پشتیبانی می‌کند. در واقع، این سازمان که پیشتر حمایت مالی صدام حسین را با خود داشت، به بولتون ۴۰ هزار دلار برای هر سخنرانی حمایتی، پرداخت می کند.

ترامپ با حضور مایک پمپئو در مقام وزارت خارجه، یک جنگ‌ طلب دیگر دارد که تحت لایهٔ فریبنده‌ ای از علاقه به دیپلماسی، با واژه اقدام نظامی علیه ایران مغازله کرده است. با این حال، در ۱۲ خواستهٔ او از ایران، غیر از دستور تسلیم، هیچ دعوتی برای مذاکره گنجانده نشده است.

حتی رکس تیلرسون،  وزیر خارجه پیشین ترامپ که نسبتاً متعادل‌ تر بود، چندین بار گفت که هدف اصلی سیاست خارجی ایران، تغییر رژیم در ایران است. او گفت که سرچشمهٔ این تصمیم، شخص ترامپ است.  

توجه ترامپ نیز در تمام این مسیر به سوی ایران معطوف بوده است. او پس از کسب اعتماد به‌ نفس فراوان پس از دست‌ دادن با دیکتاتور کره شمالی، به خبرنگاران گفت که برای موفقیت دیپلماتیک بعدی‌اش آماده می‌شود.

ترامپ گفت: «من امیدوارم که در زمان مناسب، پس از آن‌که تحریم‌ ها اثر کردند – و تحریم‌ های ما علیه ایران بی‌ رحمانه‌ اند -، امیدوارم که آنان برگردند و برای یک توافق واقعی مذاکره کنند زیرا من علاقه دارم بتوانم چنین کاری را انجام دهم؛ اما اکنون برای انجام آن بسیار زود است.»

اما ایران، کره شمالی نیست و خصومتی که آمریکا در قبال ایران در ذهن دارد، قابل مقایسه با تصاویر دشمنی با پیونگ‌ یانک نیست. هنوز یک سال نمی‌گذرد که کره شمالی پیکر شکنجه‌شدهٔ اوتتو وارم‌بیر، دانشجوی آمریکایی را بازگرداند. با این حال، ترامپ، کیم را ستود، گفت که از دیدار با او «مفتخر» شده است و دیکتاتور کره شمالی را «مردی بسیار مستعد» و «دارای شخصیتی والا» توصیف کرد.

در مقایسه، طی اقدام زشت گروگان‌گیری دیپلمات‌ ها در ایران که ۴۰ سال پیش انجام شد، هیچ‌ کدام از گروگان‌ ها کشته نشدند. با این حال، زخم ناشی از بحران گروگان‌گیری کماکان در ذهن آمریکایی‌ها عمیق است و برخی عناصر امیدوارند که آن را باز کنند.

 زنده نگه داشتن خصومت آمریکا و ایران
یک تفاوت کلیدی میان دشمنی ایران-کره شمالی و خصومت ایران-آمریکا وجود دارد: در حالی که متحدان منطقه‌ ای آمریکا در مورد اول به دنبال پرهیز از جنگ هستند و راه حل دیپلماتیک را ترجیح می‌دهند، متحدان آمریکا در خاورمیانه مخالف مذاکرات هستند. در واقع، آن‌ ها نقش مهمی را در زنده نگه داشتن خصومت میان ایران و آمریکا بازی می‌کنند.

آن‌گاه این سوال ایجاد می‌شود: عربستان، اسرائیل و امارات – سه کشوری که از سیاست مقابله‌ جویانه ترامپ علیه ایران استقبال می‌کنند – چه می‌خواهند؟

بر خلاف شعارهای این سه کشور، مشکل اصلی آن‌ ها با ایران، ماهیت رژیم این کشور نیست، بلکه مشکل‌ شان  در قدرت و توانایی‌ ایران در تغییر توازن قدرت در منطقه علیه منافع آن‌ ها است. یک مقام امنیتی اسرائیل در سال ۲۰۰۹ در گفت‌وگو با من اذعان کرد که پیروزی بالقوه جنبش سبز در ایران، «بدترین کابوس اسرائیل» بود که می‌توانست انزوای ایران را از بین ببرد و توان این کشور را گسترش دهد.

به نحوی مشابه، موضع دولت نتانیاهو علیه توافق اتمی با ایران ربط چندانی به جزئیات مفاد توافق نداشت و بیشتر بدان سبب بود که می‌توانست به چهار دهه سیاست آمریکا علیه ایران پایان دهد. با برداشته‌ شدن تحریم‌ ها و بهبود روابط سیاسی، ایالات متحده به جای مقابله با ایران، اعتلای این کشور را می‌پذیرفت.

با توجه به این مسائل، تغییر رژیم به نفع یک دموکراسی پایدار به نفع رقبای منطقه‌ ای ایران نیست. در واقع، زمانی که ولی‌عهد عربستان سعودی می‌گوید سلطنت مطلقه هیچ ایرادی ندارد، ادعای آن‌ ها برای برقراری یک دموکراسی لیبرال در ایران، مضحک است.

یک رقیب تواناتر
اگر ایران دارای یک حکومت دموکراسی کارآمد بود که حقوق مردم ایران را تأمین می‌کرد، آزادی‌ را برای آنان فراهم می‌کرد و توانایی‌های آنان را به رسمیت می‌شناخت، قدرت ایران در منطقه می‌توانست فراتر از چیزی رود که اکنون با توجه به و استفاده از گام‌ های اشتباه آمریکا در منطقه، بدان دست یافته است.

یک ایران مانند آن که مثالش زده شد، می‌ تواند رقیب جدی‌ تری برای عربستان سعودی باشد – سناریویی که ریاض نمی‌خواهد به ایجاد آن کمک کند.

در عوض آن، دنبال‌ کردن سیاست تغییر رژیم ممکن است در عالم واقع، راهی باشد برای رسیدن به یک هدف خبیثانه‌ تر: یک جنگ داخلی در ایران که به تجزیه ایران بیانجامد یا دست‌کم بی‌ثباتی طولانی‌ مدت را در این کشور باعث شود. در حالی که دموکراتیزه‌ شدن ایران شرایط را به نفع عربستان سعودی تغییر نخواهد داد، تبدیل ایران به سوریه می‌تواند این کار را انجام دهد.

این می‌ تواند دلیل حمایت عربستان سعودی از گروه تروریستی مجاهدین خلق باشد. ریاض بی‌ شک می‌ داند که مجاهدین خلق پایگاه مردمی در ایران ندارند و احتمال قدرت‌گیری آن‌ها در ایران نزدیک به صفر است. از این منظر، سرمایه‌ گذاری ریاض بر روی سازمان مجاهدین خلق بی‌معناست. اما سازمان مجاهدین خلق ایران می‌تواند به شعله‌ ور شدن جنگ داخلی در ایران کمک کند و در این راستا، سرمایه‌گذاری ریاض بر این گروه تروریستی می‌تواند هدفمند تلقی شود.

عربستان سعودی احتمالا در تحریک بی‌ثباتی در ایران به عنوان راهی برای تغییر موازنه قدرت در منطقه، تنها نیست. حییم تومر، مقام ارشد موساد اخیراً به اورشلیم پست گفته است که اسرائیل می‌تواند و باید تغییر رژیم را در ایران دنبال کند زیرا «حتی اگر تغییر رژیم موفق نباشد… بهتر است که ایرانی‌ ها با خودشان درگیر باشند.»

این نخستین باری نیست که رقبای منطقه‌ ای ایران به دنبال بی‌ثباتی در این کشور یا تجزیهٔ آن هستند. در طول جنگ ایران و عراق، طارق عزیز که در آن هنگام وزیر خارجه رژیم صدام حسین بود، مشکل بزرگ جغرافیای سیاسی عراق را این موضوع دانسته بود که در کنار کشوری بزرگ‌تر و قدرتمندتر به نام ایران قرار دارد.

او در سال ۱۹۸۱ در گفت‌ و گویی با دیوید اوتاوای از واشینگتن پست، هدف صدام از تجزیه ایرانرا این‌ گونه خوانده بود: «بهتر است که پنج ایران داشته باشیم؛ پنج ایران کوچک به جای یک ایران بزرگ.»

این احتمالاً مسیری نیست که ترامپ بخواهد آن را طی کند. لیکن بر خلاف کره شمالی، در مورد ایران می‌ توان گفت که نادیده گرفتن فشارها و طرح‌ های متحدان آمریکا در منطقه [خاورمیانه]، بسیار دشوارتر است.

 

نایاک اقدام دستگاه قضایی ایران را در مورد بازداشت نسرین ستوده به‌ شدت محکوم می‌کند

برای انتشار فوری
تماس با: تریتا پارسی
ای‌میل:  tparsi@niacouncil.org
تلفن:   ۶۳۲۵-۳۸۶-۲۰۲

واشنگتن، دی.سی. – تریتا پارسی، مدیر شورای ملی ایرانیان آمریکا، بیانیهٔ زیر را در مورد بازداشت ناموجه و نگهداری نسرین ستوده در زندان اوین، صادر کرده است:

«نایاک، اقدام دستگاه قضایی ایران را برای بازداشت خانوم ستوده به‌ شدت محکوم می‌کند و خواستار آزادی فوری او و سایر زندانیان وجدان است. نسرین ستوده، یکی از شناخته‌ شده‌ترین وکلای مدافع حقوق بشر در ایران است. او امروز در خانه‌ اش بازداشت و به زندان اوین منتقل شد. ستوده زندگی خود را وقف حقوق بشر نموده و در گذشته نیز زندان‌ های غیرمنصفانه‌ ای را تحمل کرده است. او در سال ۲۰۱۲ پس از سه سال زندان، چندین بار اعتصاب غذا کرد و وزن او به کمتر از ۴۳ کیلوگرم رسید. در همان سال، او جایزهٔ ساخاروف برای آزادی اندیشه، ارزشمندترین جایزهٔ حقوق بشری اتحادیه اروپا، را از آن خود کرد. ستوده پس از آزادی برای مدت سه سال از وکالت محروم شد اما این حکم به مدت به ۹ ماه کاهش یافت.

ستوده طی ماه‌ های اخیر وکالت چندین زن جوان را بر عهده گرفت که به دلیل برداشتن روسری‌ های خود در ملاءعام در اعتراض به حجاب اجباری، بازداشت شده اند. بازداشت کنونی او که بدون اتهام  رسمی صورت گرفت، ابتدا در صفحه فیس‌بوک همسرش منتشر شد اما اندکی بعد رسانه‌ هایی چون بی‌بی‌سی فارسی و نیویورک تایمز آن را تأیید کردند. دستگاه قضایی ایران به ارعاب شهروندانش با اتهام‌ های ساختگی، بدون رعایت رویه عادلانه و با شرایط غیر انسانی در زندان‌ ها ادامه می‌دهد. ستوده زندگی‌ اش را وقف دفاع از کرامت انسانی موکلانش کرده و اکنون خود را از خانواده جدا و در زندان می‌بیند. این، مطلقاً غیر قابل پذیرش است و بر عهدهٔ مقام‌ های عالی ایران است که آزادی فوری او را تسهیل کنند.

بسیاری بیم از آن دارند که به موازات بالا گرفتن تنش‌ ها با ایالات متحده و قدرت‌گرفتن بیشتر عناصر تندرو در ایران، شرایط حقوق بشر در این کشور وخیم‌ تر شود. در واقع، این الگویی است که در گذشته شاهد آن بوده‌ ایم و نگرانیم که بازداشت ستوده مؤید تکرار آن روند باشد. آن‌ چه در اکثر مباحث مربوط به خروج دولت ترامپ از برجام و آغاز مجدد تحریم‌ های اقتصادی نادیده گرفته شده، آثار این اقدامات بر مناسبات سیاسی داخل ایران است. آشکار است که عناصر تندرو باید مؤاخذه شوند که در داخل ایران از این فرصت استفاده کرده‌ اند و اقداماتی بر خلاف تعهدات حقوق بشری ایران و مغایر خواست مردم ایران انجام می‌دهند. لیکن همزمان ایالات متحده باید در نظر بگیرد که اقدامات ما چگونه فرصت را برای آن عناصر مهیا می‌سازد و توانایی ما و جامعه بین‌الملل را برای مسؤولیت‌پذیر کردن ایران در قبال تعهدات حقوق بشری‌ اش، کاهش می‌دهد.»